اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-06-08-حجت الاسلام رفیعی-شرح دعای دوم صحیفه سجادیه

ملایی: بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا نبی الله، السلام علیک یا محمد بن عبد الله، السلام علیک یا فاطمه النبی، اشهد انک قد بلغت الرساله و اقمتَ الصلاة و آتیتَ الزکاة و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و عبدت الله مخلصاً حتی أتاك اليقین، صلوات الله علیکم و رحمته و علی. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقه قولی.

خانم‌ها و آقایان، شنوندگان و بینندگان جان، سلام بر شما. خیلی خوش آمدید به برنامه امروز. هر جا هستید، سلامتی و تندرستی شما آرزوی ماست و تبریک عرض می‌کنم از طرف خودم و همه رفقای خوبم در برنامه سمت خدا، محضر شما خوبان، رسیدن سالروز ولادت با سعادت و آسمانی پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و همین‌طور فرزند گرانقدرش امام جعفر صادق سلام الله علیه را. خب امروز را مبارک باد عرض می‌کنیم محضر امام زمان، محضر امیرالمومنین، محضر همه ائمه طاهرین و حضور شما خوبان.

و عرض می‌کنم که در دنیای شعر، گاهی وقت‌ها بعضی از الفاظ چون چنان حال آدم را خوب می‌کند که سزاوار است در این مناسبت‌ها ما از مسیر شعر به آن مفاهیم بلند معرفتی برسیم. امروز می‌خواهم یک شعری را معرفی کنم، چند بیتش بیشتر نمی‌خوانم که زمان داشته باشیم برای اینکه از محضر کارشناس ارجمند بیشتر بهره ببریم، اما این شعر را پیشنهاد به شما می‌دهم. این شعر در قالب مصدس یا شش‌پاره از استاد گرانقدر استاد حاج غلامرضا سازگار خدا حفظش کنه انشالله هست که در مدح و منقبت خداست. من یک چند بندش را می‌خوانم و انشالله برنامه را ادامه بدهیم.

گفت که بامداد امید بود و نوید، خنده زن سر زد از افق خورشید. با خط نور در سپهر نوشت، صبح دانش به شام جهان دمید. شب به پایان رسید، انسان‌ها صبح قرآن رسید. انسان‌ها قطره‌ها لحظه‌ها به لحن فصیل، ریگ‌ها سنگ‌ها به صوت ملیح. همه بانگ رسایشان تکبیر، همه ذکر مدامشان تسبیح. خیزد از دشت و باغ لاله و خیزد از دشت و باغ نخل و گیاه، نغمه لا اله الا الله. عید امید و عید وجد و سرور، مردن تیرگی ولادت نور. عید مستضعفان وادی ظلم، عید مه‌آتان زنده به گور. عید رشد جوان و عزت پیر، عید آزادی زنان اسیر.

دو سه بند دیگرش را بخوانم برایتان انشالله در مطالعاتتان خودتان دنبال کنید: ای ضعیفان چنگ استکبار، ای اسیران جنگ استعمار، نور آزادی از افق سر زد، بگسلانید بند استثمار. هان ای خفتگان قیام، ذلت و بردگی حرام حرام. برخی از مکه مشب رخشید که فروغ یگانگی بخشید، با خط نور نقش زد یکی است، ابیض و احمر و سیاه و سفید. مجد کس در سفید نامی نیست، جز به تقوا کسی گرامی نیست.

و بند آخر منتخب من: میثم از دار عشق تا لب گور، تخلص شعری استاد سازگار، میثم. میثم از دار عشق تا لب گور، لب گشا بر علیه منطق زور، دشمن از دست و پا برد ز تنت، مبرید دل ز دوست با همه شور، سر دار بلا بزن فریاد، تن مده زیر ذلت و بیداد. انشالله بخوانید این شعر را کاملش را، لذت هم ببرید، مبارکتان هم باشد امروز و این روزها.

بفرمایید خدمت حاج آقای رفیعی عزیز و نازنین باشیم و فیض ببریم. متشکرم.

حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام خدمت بینندگان عزیز، جنابعالی، همه علاقمندان به مکتب پیامبر اکرم و امام صادق علیهم السلام. تبریک میلاد این دو بزرگوار، رسول خدا و امام صادق علیهم السلام که تعبیر من در آغاز همین باشد که پیامبر ۲۳ سال اسلام را بنیان گذاشت و امام صادق ۳۴ سال او را احیا کرد. آن سنت‌ها و احکام و مطالبی که پیامبر اکرم طی ۲۳ سال برای مردم تبیین کرد، بعد از رسول خدا دچار برخی آسیب‌ها شد و همه ائمه ما حافظ دین بودند، اما در زمان امام صادق زمینه بهتری برای احیای قرآن و سنت پیدا شد. لذا شما ملاحظه می‌فرمایید که امام صادق وقتی وضو می‌گیرند می‌گویند این وضوی رسول الله است. بله، وقتی نماز می‌خوانند می‌گویند «هکذا صلاة رسول الله» این نماز پیامبر است. و بسیاری از اوقات، روایات بسیاری داریم که ایشان می‌گویند «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم» و این خودش یک نکته‌ای دارد. من یادم نمی‌رود محضر رهبر شهیدمان بودیم، همین بحث مطرح شد که چرا ائمه، خب خودشان امامند، دیگر سخنشان هم حدیث است، چرا گاهی می‌گویند «قال رسول الله» یا می‌گویند «قال امیرالمؤمنین»؟ آقا فرمودند این علتش این است که بگویند تمام منشأ ما از قرآن و پیامبر است و ما در واقع احیاگر سنت رسول خدا هستیم.

یک توضیح مختصر همین اول عرض کنم و آن اینکه همان‌طور که امام حسین فرمود سنت پیغمبر از بین رفته: «علی و ان السنت قد امیتت» و امیرالمؤمنین در نهج البلاغه فرمود دو چیز را نگذارید افول کند، یکی توحید، یکی سنت پیامبر. این سنت توسط امام صادق علیه السلام ـ عمدتاً همه ائمه، منتها ایشان عرصه بیشتری برایشان پیدا شد ـ احیا شد.

به هر حال میلاد پیامبر رحمت و مهربانی، اول شخصیت جهان خلقت، کسی زیر این آسمان از پیغمبر بالاتر نیست و همچنین فرزند عزیزشان امام صادق علیه السلام را تبریک عرض می‌کنیم. به زوج‌های جوانم تبریک ویژه می‌گویم چون ازدواج خیلی‌ها این شب و روزها حتماً اتفاق می‌افتد، انشالله دل‌هایشان خوش باشد و به آبروی پیامبر انشالله خداوند این کشور رسول خدا و کشور اهل بیت را از شر دشمنان و منافقین حفظ کنند. انشاالله آمین.

ملایی: خیلی متشکرم حاج آقای رفیعی و خب حدسم این است بر اساس صحبت‌هایی که هفته قبل پایان برنامه داشتیم و اینها، که بحث در مورد پیامبر را ادامه خواهیم داد و شخصیت پیامبر خدا را همچنان در موردش قرار است بشنویم از شما یاد بگیریم.

حجت الاسلام رفیعی: بله، ما موضوع سخن را در این دو جلسه دعای دوم صحیفه سجادیه قرار دادیم. بله چون اصلاً بحث ما دعای مکارم الاخلاق، دعای ۲۰ بود، دیگر حالا یک نقطه‌اش را برداشتیم آمدیم ۱۸ تا عقب، دعای دوم به خاطر شخصیت پیامبر. بسیار عجیب است این دعای دوم صحیفه سجادیه. همان‌طور که قبلاً هم اشاره شد، بخشی‌اش گفته شده. آن بخشی که عرض می‌کنم، در این فراز امام سجاد به خدا عرض می‌کند: خدایا «اللهم صل علی محمد» بر پیامبر درود فرستاد. خدا درود فرستاده دیگر «ان الله ملائکه لو علی» ولی خب ما باز هم وظیفه داریم این را تکرار کنیم. خب بعد این پیامبر کیست؟ بیش از ۲۰ ویژگی امام سجاد در این دعای دوم آورده، بیش از ۲۰ ویژگی. خیلی جالب است، بالاخره ایشان پیغمبر را خوب می‌شناسد دیگر، نوه پیغمبر است، بله خودش گوشت و پوست و خون از پیامبر است.

حالا آن موارد را من اجازه می‌خواهم که از صحیفه سجادیه دعای دوم خدمتتان عرض کنم: «اللهم صل علی محمد امینک علی وحی» یک: در دریافت وحی امین بود. الان من یک چیزی خدمت شما می‌گویم، شاید شما بروید بیرون با یک کلمه کم و زیاد منتقل کنید. رسول خدا بزرگ‌ترین رسالتش خب قرآن است، پیام خداست. هیچی به آنچه که خدا وحی می‌کرد اضافه نمی‌کرد یا کم نمی‌کرد. خیلی مهم است. حتی خدا در قرآن یک جایی با عتاب ـ البته این را می‌خواهد برای محکم‌کاری بگوید ـ به پیغمبر می‌فرماید اگر چیزی به ما نسبت بدهی که ما نگفتیم، ما جانت را می‌گیریم: «ولو تقول علینا به الاقاویل» اگر بعضی چیزها را ما نسبت بدهی، ما جانش را می‌گیریم. با قدرت که جای دیگر هم داریم دیگر که «ما ینطق عن الهوی الا وحی یوها». این یک مطلب.

دوم: «نجیب من خلقک» پیغمبر نجیب بود. نجابت یک صفت باارزشی است. نجیب انسان‌های مخالف را تحمل می‌کنند، آدم‌های نجیب عصبانی نمی‌شوند، آدم‌های نجیب عرض می‌کنم که اهل نرم‌خویی‌اند. همین جا اشاره کنم به این آیه که می‌فرماید پیغمبر تو یک صفتی داشتی که این تو را موفق کرد: «فبما رحمت من الله لنت لهم» لنت. حالا ما در فارسی کلمه «لنت» را برای وسیله به کار می‌بریم، اما اینجا فعله از «لین» بودن می‌آید، یعنی پیغمبر نرم‌خو بودی. «ولو کنت فضاً غلیظاً» اگر فَظّ و تند و خشن و بدخلق بودی، «لنفذوا من حوله» کسی سراغت نمی‌یابد. بعد می‌فرماید که حالا که این‌طور شده «فف عنهم» عفو کن مردم را. در جای دیگر هم دارد «خذ العفو».

حالا امام سجاد اینجا به خدا عرض می‌کند ویژگی دوم این پیامبر این بود که «نجیبک من خلق» نجابتی که در او بود و همین نجابت هم دل خدیجه کبری را آورد و انشالله دختر و پسرهای ما نجیب باشد. نجیب بودن جنبه‌های مختلفی دارد: در کلام، در برخورد، در لباس پوشیدن. واقعاً جناب آقای ملایی، ببینید بعضی اوقات حالا کار و مسائل سیاسی هم ندارم، بعضی اوقات انسان احساس می‌کند آقا این طرز لباس با نجابت جور در نمی‌آید، این طرز کلام با نجابت جور در نمی‌آید. در اداراتمان، در مراکز آموزشیمان انشالله این الگو بشود این نجابت.

بعد فرمودند که «وصفییک من عبادک» این پیغمبر برگزیده است. «صفیک من عبادک». حضرت ابراهیم وقتی خدا او را... ابراهیم خیلی پیامبر مهمی است، بت‌شکن است، امت ۲۵ تا دعا در قرآن دارد. وقتی در سوره بقره بحث می‌کند می‌فرماید وقتی خانه خدا را ساخت: «واذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل» با پسرش با هم ساختند، چند تا دعا کرد. یکیش این بود گفت خدایا پیغمبر اصلی را برسان. ما که همه مقدمه‌ایم، خودمان می‌دانیم ما همه مقدمه‌ایم، ما مثل یک پله‌هایی هستیم که پلکان دارد، آن آخرین پله مهم است، خب آن را برسان آن نهایی. یا فرض کنید هواپیمایی که حرکت می‌کند از اینجا مثلاً به قصد مشهد، خب از سمنان و دامغان و سبزوار و نیشابور رد می‌شود ولی مقصد مشهد است، مشهد مهم است، آن مهم است. عجیبه این دعای حضرت ابراهیم در سوره بقره است آیه ۱۲۷ به بعد که «وبعث فیهم رسولاً» و لذا پیغمبر گاهی می‌فرمود من اجابت دعای جدم ابراهیم هستم، چون ایشان فرزند حضرت اسماعیل است دیگر. اسماعیل پسر حضرت ابراهیم.

امام رحمت: چهارمین ویژگی پیغمبر، امام رحمت بود. این رحمت پیامبر خیلی عجیب است که حضرت با کودکان، با بردگان، با فقرا، با خانواده واقعاً رحمت للعالمین بود دیگر. امام رحمت بود، پیشوای رحمت بود. لذا شما در سیره ایشان مثلاً دارد نماز می‌خواند، نماز را تمام می‌کند زود. خب بالاخره هر امام جماعتی یک زمان تعیین‌شده‌ای دارد دیگر. همه تعجب کردند، عادت کرده بودند به نماز مثلاً فرض کنید مثلاً انقدر دقیقه‌ای. پیغمبر آن روز زود شد، گفتند آقا چه اتفاقی افتاد؟ فرمود: «هل انتم سمعتم صوت السبی» صدای گریه بچه را نشنیدید؟ بچه در دامن مادرش گریه می‌کرد، اصلاً نماز را سریع سلام داد که مثلاً مادر بتواند بچه را بردارد پیشش. یک امام جماعتی گذاشته بود پیغمبر این سوره کهف می‌خواند، کهف ۱۱۰ آیه است، بله. آقا آمدند گله کردند، پیغمبر او را خواست، فرمود چرا این‌طور می‌کنی با مردم؟ خودت می‌خواهی بخوانی بخوان، اما برای جماعت... بله برای جماعت. این هم یکی از ویژگی‌های پیغمبر: امام رحمت بود.

لذا شما ملاحظه بفرمایید در برخوردها وقتی مکه فتح شد، خب مکه خیلی مهم است، «اذا جاء نصر الله» نازل شد. پیامبر این آیه را خواندند: «رب ادخلنی مدخل صدق» بالاخره مکه‌ای بود که ۸ سال پیغمبر را از اینجا بیرون کردند، خانه‌اش را تصاحب کردند، حمزه را شهید کردند، یاسر و سمیه را شهید کردند، خیلی اذیت شده بود. یکی از این انقلابی‌های خیلی تند که البته این‌ها آدم‌های خوبی هم هستند، گاهی یک خورده جلو می‌افتند، یک کمی باید مواظب باشند رهبر چه می‌گوید. یک پرچمی دست گرفت در کوچه‌های مکه و گفت «یوم الملهمه» امروز یک روز ماست، روز ملهمه یعنی حماسه انتقام. پیغمبر شنید، فرمود به امیرالمؤمنین برو برو پرچم را ازش بگیر. گفت آقا چه چیزی بگویم؟ فرمود: «الیوم یوم المرحمه باریکلا» بر وزن همان ملهمه، امروز رحمت است. وقتی که ایستادند این سران مشرکین البته حالا مسلمان شده بودند، ابوسفیان و همسرش و اینها، همه خب پیغمبر از جنگیده بودند با پیغمبر. وقتی ایستادند فرمود چه کنم با شما؟ گفتند هر کاری کنی حق داری چون ما خیلی اذیت کردیم شما را. ولی یک چیزی هست: «انت الکریم و اب الکریم» هم خودت کریمی، هم پدرت کریم بود. فرمود: «انتم الطلقاء» همه را آزاد کرد.

«قاعد الخیر منشأ خیر» بود. پیغمبر قائد یعنی پیشوای خیر، شرط در زندگی‌اش اصلاً وجود خیر محض بود. این‌ها حرف‌های امام سجاد است، بله، در دعای دوم صحیفه سجادی.

«مفتاح البرکه» آقا از همان بچگی وقتی پیامبر را به حسب ظاهر دادند به حلیمه سعدیه، این زن گفت این حیوانی که ما داریم کمتر از آن شیر می‌دوشیدیم، الان شیر بیشتر شد، این منطقه‌ای که داریم زراعتش بهتر است، اصلاً اوضاعمان از این رو به آن رو شد. این بچه کیست که از همان کودکی «مفتاح البرکه» یعنی این دیگر برکت است، یعنی چیز کم و آثار زیاد. پیغمبر گرامی وارد مکه شد، مدینه شد، اختلاف‌ها را کنار گذاشتند، با هم رفیق شدند، عقد اخوت، بحث وحدتی ایجاد کرد، وضع اقتصادی مردم هم خوب شد نسبتاً. درسته ایشان برای مکارم الاخلاق آمده بود، اما از مسائل اقتصادی مردم هم غافل نبوده. توصیه به پرهیز از اسراف، توصیه به قناعت، توصیه به تدبیر و برنامه‌ریزی. این‌ها صفاتی است که بیش از ۲۰ صفت که امام سجاد در این دعا برای پیامبر نصب می‌کند.

«نسب لامرک نفسه وعرض للمکروه بدنه» خیلی عجیب است. خدایا بر این پیامبر درود بفرست، کدام پیامبر؟ پیامبری که خودش را به خاطر تو به رنج انداخت. آنقدر به عبادت ایستاد که پاهایش ورم کرد. خدا فرمود: «طاها ما انزلنا الیک القرآن لتشقی». نمی‌دانم مکه مشرف شدید یا نه، غار حرا رفتید یا نه، من که نتوانستم الحمدلله بله. یک بار می‌توانید بروید با زحمت این راه را. بله، شما هر شب یک کسی بلند شود، معلوم می‌شود قوت پیغمبر خوب بوده. هر شب یک کسی بلند شود برود، کسی بگوید حالا بابا طرف در خانه است، مسجد سر کوچه‌شان است، حالا شما حال ندارید بروید، در اتاق اداری‌اش است، در نمازخانه اداره نماز است، یک سجاده همین‌جا می‌خواند، نمی‌داند این نمازی که برود در مسجد چندین برابر ثوابش می‌شود. آن وقت مثل پیامبر بلند شود هر شب در دل شب بلند شود برود غار حرا آن بالا و عبادت کند، خودش را به زحمت می‌انداخت. «کما نسب لامرک نفسه» چون قبلاً هم اشاره کردیم پیامبر یک اختصاصاتی دارد، مثلاً نماز شب بر ایشان واجب بوده. بعد خدا هم در قرآن به او فرمود در سوره مدثر فرمود بار سنگینی به گردنت گذاشتی، اگر می‌خواهی بار را به مقصد برسانی باید عبادت کنی، باید در دل شب بلند شوی مناجات کنی. « و عرض فيک للمکروه بدنه » بدن خودش را در معرض کارهای سخت و طاقت‌فرسا قرار داد. خب دندانش شکست، پیشانی‌اش شکست، در جنگ‌ها می‌جنگید، جلو اکثر جنگ‌ها خودش بود. آن‌هایی که خودش بوده بهش می‌گویند «غزوه»، بله غزوات پیامبر خیلی. حتی جنگ تبوک که حضرت علی علیه السلام نبود، ایشان در مدینه ماند مدینه را حفظ کند، حضرت خودش افتاد جلو. افتاد جلو، خیلی راه است، ۶۰۰-۷۰۰ کیلومتر راه است، یک ماه رفتن، یک ماه برگشتن، دو سه ماه طول کشید. خودش در همه این صحنه‌ها حضور داشت. در خندق، در خندق بله. خودش شروع کرد، می‌دانید تشریف بردید منطقه خندق است، سنگ است، اصلاً مکه همش سنگ است، صخره است، صخره است. این صخره را کندن آن هم به گونه‌ای که اسب نتواند بپرد، با یکی دو متر درست نمی‌شود، طولش باید آنقدر باشد که حالا ممکن است یک عمر بن عبدود بتواند، ولی نوع سربازان جنگی آره، مثل بدلکارها که ممکن است از روی ۱۰ تا اتوبوس هم یک وقت با موتور بپرند، ولی عموم موتورسوار نمی‌تواند این کار را انجام بدهد، عموم لشکر پشت این باید متوقف بشود. آن وقت وقتی شروع کردند به کندن این استخر، خودش هم وسیله دست گرفت، شروع کرد به کندن. خارستانی بوده‌ها، کارستانی بوده. یک وقتی سلمان بود، آمد خدمت ایشان گفت آقا یک سنگی است، هیچ‌کی حریف نمی‌شود، خیلی سفت است محکم است. فرمود بروید کنار، خودش آمد، این آیه را خواند: «قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء» تا آخر آیه سوره مبارکه آل عمران. بعد بلند کرد وسیله را، زد، سنگ خرد شد.

این خودش را در معرض... رفت طائف، سنگ زدن، آزارش دادند. دارد امام سجاد پیغمبر را معرفی می‌کند، این بیست و چند ویژگی خیلی جالب است. بله عزیزان ببینند در صحیفه سجادیه.

«و کاشف دعا الیک هات و حارب فی رضاک اسرته و قطع فی احیا دینک» عبارت یک مطلب را می‌خواهد بگوید: خدایا بر این پیامبر درود بفرست، بر پیامبری که به خاطر تو با خویشاوندانش درافتاد. ابولهب عمویش است دیگر، تَبّ ابی، پسرهای ابولهب، پسرعموهایش هستند، عُتبه و عُتیبه، جفتشان را طرد کرد، نفرین کرد. به خاطر تو با وابستگانش درافتاد، به خاطر تو با اسره و خانواده‌اش... منظور کسانی از آن خانواده هستند که در خط ایشان نبودند. این همان که حضرت نوح هم این‌طور بود، پسرش را طرد کرد، همسرش را ترک کرد. به خاطر تو با بعضی از رحمش قطع رابطه کرد، با بعضی از رحم و فامیلش قطع رابطه کرد.

و اما از آن طرف: « و قرب الاقصین علی استجابتهم لک » این پیامبر کسانی که از او دور بودند، «استجابتهم لک» با این‌ها رفیق شد به خاطر تو. یعنی چی؟ یعنی سلمانی که نه عرب است، نه سابقه زندگی در حجاز دارد، نه فامیل پیغمبر است، آوردش گفت: «منا اهل البیت» ابولهبی که عمویش است از بنی‌هاشم، فرمود «تبت یدی ابی لهب». این نکته مهمی است. به عبارت دیگر، بینندگان عزیز، منظور از این جمله این است که ملاک در اسلام، پیوند نسبی نیست، پیوند مکتبی است. دقت می‌کنید؟ بله یعنی شما این پدر شماست اما دارد کار خلاف انجام می‌دهد، دارد ضد دین تلاش می‌کند، این طرد می‌شود. اما این همسایه شماست، متدین مؤمن است، لذا این‌هایی که دور پیغمبر جمع شده بودند که بستگان نبودند خیلی‌هایشان، چرا بودند بستگانش؟ مثل ابوطالب علیه السلام، مثل حضرت حمزه، اما سلمان، بلال، عرض می‌کنم مقداد، عمار، این‌ها چه فامیلی با پیغمبر داشتند؟ این هم نکته دیگری که حضرت دارد.

بعد در همین راستا فرمود: «و الا فیک الابعدین» دورها را به خاطر تو به خودش نزدیک کرد. یعنی مثلاً سلمان و دیگران را به خودش نزدیک کرد. « و عادی فیک الاقربین .و اداب نفسه فی تبلیغ » به خاطر تو با نزدیکان خودش جنگید. امیرالمومنین فرمود: در نهج البلاغه است، ما می‌جنگیدیم در رکاب پیغمبر، نگاه نمی‌کردیم کی جلوی ماست، نگاه می‌کردیم در کدام جبهه است. اگر در جبهه جنگ احد طرف در سپاه مشرکین بود، ما نمی‌گفتیم مثلاً این الان فرض کنید که فامیل ماست. بله آقا در بدر شما دیدید که عباس عموی پیغمبر جزو سپاهیان بدر است، یعنی جزء دشمن است، بله اسیر شده. داماد پیغمبر... این نکته بسیار مهمی است که ملاک، ملاک پذیرش است.

حالا در ایام منسوب به حضرت حجت ارواحنا فدا هم بودیم، این را عرض کنم که امام زمان ارواحنا فدای توقیع دارند که یکی از وکلای ایشان، آخرین وکیل، دومین وکیل محمد بن عثمان، نقل کرده. مفصل است، یک بخشش این است که آقا می‌فرماید: از من پرسیدید، می‌دانید که امام زمان یک سری توقیعاتشان مال زمان غیبت صغراست. در آن زمان یک آقایی نامه نوشت، هفت هشت تا سؤال کرد، یکیش این بود که آقا تکلیف ما با این کسانی که فامیل شما هستند ولی شما را قبول ندارند چیست؟ خب مثلاً جعفر فرض کنید عموی امام یا بعضی از پسرعموهای امام زمان، آره، یا بعضی از مثلاً امامزادگانی که از نوادگان موسی بن جعفر علیه السلام بودند ولی قبول نداشتند امام زمان را یا زاویه داشتند، کما اینکه در زمان خود امام رضا با امام رضا بعضی‌هایشان زاویه داشت. آقا فرمود: «اما ما سئلت عنه» این سؤالی که تو از من کردی راجع به این‌ها، «فسبیلهم سبیل ابن نوح» جوابش این است که این‌ها مثل پسر نوح هستند. خدا می‌گوید این فرزند تو نیست: «لیس من اهلک» فرزند نسبی‌اش کرد، فرزند مکتبی‌اش نیست. بله.

ملایی: از جمله فرصت داریم بله بله.

حجت الاسلام رفیعی: از جمله ویژگی‌های دیگری که خدا... عذر می‌خواهم، امام سجاد در اینجا برای پیامبر نقل می‌کند این است: «و ادب نفسه فی تبلیغ رسالک و اتعبها بدعا الی ملتک» این پیغمبر کسی بود که خودش را برای تبلیغ دین تو به زحمت انداخت. این‌طور نبود که بگوید خب حالا من پیامبرم، بیان جمع بشوند من می‌آیم سخنرانی می‌کنم، نه، بلند می‌شد می‌رفت سراغ افراد، خودش را به زحمت انداخت در دعوت به دین. و در دعوت در دعوت به اسلام، خدا در قرآن می‌فرماید که پیامبر با سه روش دیگران را دعوت کند: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن» اول مسائل حکمت‌آمیز بگو. البته این‌ها در طول هم نیستند، در کنار هم هم می‌تواند باشد، بله، موعظه کن و اگر هم جای لازم شد مناظره کن، مجادله کن. روش‌اش هم می‌تواند مختلف باشد. حالا من اشاره می‌کنم، می‌توانی از روش بشارت و انذار استفاده کنید، مبشر و نذیر. دیگر راجع به بهشت صحبت کنید، راجع به جهنم صحبت کنید، مردم جذب بشوند. می‌توانی یاد نعمت‌ها را بکنی، از این روش استفاده کنیم «واذکروا نعمت الله». می‌توانی از یاد معاد استفاده کنی. لذا پیامبر از همه اهرم‌هایی که می‌شد افراد را به دین جذب کند استفاده کرد. این برای امروز جامعه ما و خانواده‌ها نکته قابل تأملی است که اگر پیغمبر «اطعب نفسه» خودش را به زحمت انداخت برای اینکه مردم را به ملت و دین جذب کند، ما هم یک کمی خودمان را به زحمت بیندازیم در جامعه نسبت به معروف و منکر، بچه‌های خودمان، حداقل خانواده خودمان، این اهتمام را انشالله داشته باشیم.

یک نکته دیگر هم عرض کنم و بحث را دیگر جمع کنم در این بخش، و آن این است که امام سجاد فرمود: «هاجر لی بلاد القربه» پیغمبر که اهل مدینه نبوده، پیغمبر ۵۳ سال در مکه زندگی کرده. خدایا تو حاضر شد از شهر خودش بیاید به بلاد غربت، یعنی بیاید به مدینه و هجرت کند. این‌ها بخشی از اوصاف پیامبر است که حالا من تا اینجا عرض کردم، انشالله ادامه‌اش را اگر فرصتی بود خدمت شما حتماً حتماً.

ملایی: انشالله ما یک رفت و برگشتی خواهیم داشت، خدمت حضرت‌عالی هستیم. یک جایی فرمایش شما رسید یاد آن جمله معروف افتادم که طبیب دوّار می‌چرخید، نمی‌نشست، بیان پیشش ابراز درد و پیدا. این نهایت مهربونی و ادامه‌اش دارد که بعضی‌ها را مرهم می‌گذاشت، بعضی‌ها را داغ می‌کرد، چون طبق قدیم مثلاً مرهم داشتند، الان هم این‌طور است، جراحی داریم، دارو هم پماد هم می‌دهند. بله ایشان می‌رفت طرف با یک توصیه حل می‌شد، نه ما یکی باید تشر بزند، تندی کند، از همه روش استفاده کند. خیلی ممنون از شما حاج آقای رفیعی تا اینجای کار.

و خیلی ممنون از شما آقایان و بانوان بزرگوار. دوباره تبریک می‌گویم سالروز میلاد با سعادت پیامبر خدا و امام صادق علیهم الصلاة و علیه السلام را خدمتتان. و محضر قرآنی مشرف بشیم که خداوند بر امین وحی‌اش پیامبر نازل کرد و امام صادق علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام سعی کردند که حفظش کنند، تفسیرش کنند، توضیحش بدهند و به دست ما برسد. الحمدلله رب العالمین که این قرآن حسن حسین پناه است. برویم محضر سوره مبارکه مریم صفحه ۳۰۹، آیات ۵۲ تا ۶۴ این سوره مبارکه تلاوت می‌شود. هر کس هر جا هست، اگر مصحف را هم ندارید، الان محضرش نیستید، بخوانیم این هفت هشت ده تا ۱۱ تا ۱۲ تا آیه را زمزمه کنیم. حتی اگر در خودرو هستید این صدا را بشنوید، اگر دارید از رادیو معارف گوش می‌کنید آیات زمزمه شود، ثوابش را نیت کنیم تقدیم بشود به محضر مقدس و نورانی پیامبر خدا حضرت محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه309 قرآن کریم

این ذکر دعای مستجابه است، هر چه قدر بیشتر بگوییم خودمان بردیم، خودمان سهم بیشتری دریافت کرده‌ایم از لطف خداوند متعال. پس یک بار دیگر با هم صلوات بفرستیم. اینجا هستند، من خواهش می‌کنم از بچه‌هایی که پشت دوربین‌ها هستند، در اتاق فرمان هستند، شمایی که جلوی تلویزیون هستید یا می‌شنوید، صلوات دسته‌جمعی بلند و با کیفیتی بفرستیم. حاج آقای رفیعی ادامه شرح دعای دوم صحیفه سجادیه و صفات رسول الله را برایمان بفرمایند. همه با هم: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

رفقا همراهی کردند، چه صفایی دارد حاج. بله، دعای دوم صحیفه سجادیه در وصف پیامبر و دعا برای پیامبر هست. بله.

حجت الاسلام رفیعی: خواهشم این است انشالله بینندگان عزیز توجه بیشتری کنند و اصولاً همه عزیزان، سخنرانان، مداحان، شاعران، علما، مراکز آموزشی، پایان‌نامه‌ها بیشتر به پیامبر بپردازیم. ما البته عرض کنم که الگویی بشود برای بعضی از مراکز آموزشی ما. رشته پیامبر اعظم را هم در جامعه المصطفی به عنوان یک رشته درسی آوردیم. یعنی الان ما دکتری پیامبر اعظم داریم، تمام واحدهایمان مورد پیامبر است. چقدر خوب است. همش راجع... حاج آقا یک روز من یک چیزی در ذهنم بود و آن اینکه بعضی وقت‌ها بعضی از ما مسلمان‌ها، پیروان پیامبر، چه اهل تسنن محترم بزرگوار، چه شیعیان، صبر می‌کنیم یک اتفاقی بیفتد، مثلاً یک گوشه‌ای از عالم یک جسارتی، یک اهانتی بکند، حالا بیاییم بگوییم آقا پیامبر ما... ایشان این ویژگی... خب چرا این رشته‌ها نباید می‌بود؟ مرحبا به مراکز، کشورهای دیگر هم هست، ولی ما من خودم متولی این کار بودم، چندین سال است رشته‌ای به عنوان بله سیره پیامبر اعظم آوردیم و آنجا مفصل فارغ‌التحصیل داریم. همین‌جا باز تأکید می‌کنم پیامبر در قرآن می‌تواند یک رشته باشد، پیامبر در روایات، شخصی پیامبر و استشراق مستشرقین راجع به بله، پاسخگویی به شبهات که در این زمینه است. در یک کلمه، حالا ممکن است به خود من هم برگردد این جمله و خود ماها راجع به پیامبر کوتاهی کردیم. بیش از این باید انشالله تلاش و سرمایه‌گذاری کنیم.

حالا ببینید آخر این صفات، چون دیگر وقت گذشت، من آخر عرض کنم امام سجاد چه دعایی سفارشی برای پیامبر دارند. به خدا عرض می‌کند: «اللهم فارفعه» خدایا این پیغمبر را ببر بالا. خدا که بالا برده و «رفعنا لک ذکرک» اما چقدر؟ چرا بالا ببرد و چقدر بالا ببرد؟ «بما کده فیک» اولاً ببرش بالا به خاطر تلاشی که به خاطر تو کرده، همه زندگی‌اش را وقف خدا کرد. حالا خدایا تو این‌ها را بهش بده: «الدرجة العلیا من جنتک» بالاترین درجه بهشت را به پیامبر بده. اول ورودی بهشت است دیگر ایشان. حتی «لا یساوی فی منزلت ولا یکافی فی مرتبته» منزل و جایگاهی که هیچ کسی آن جایگاه را ندارد، یعنی هیچ کمبودی در آنجا نیست. حالا بالاخره چه اوجی دارد دیگر، آن اوجش در اختیار پیغمبر باشد. « لي مع اللّٰه وقت لا يسعني فيه ملك مقرّب و لا نبيّ مرسل... نه ملکی، نه پیغمبری. لذا این خیلی نکته مهمی است که خدا به پیغمبر در قرآن هم می‌فرماید اما به تو مقام محمود دادیم، نام تو را بالا بردیم. بعد فرمود که خدایا «و عرف فی اهل الطاهرین و امت المومنین من حسن الشفاعه اجعل لنا» و خدایا تو یک وعده‌ای به این پیغمبر دادی و آن حق شفاعت است، این را شامل مؤمنین و شامل ما بگردان.

عرض من راجع به نبی مکرم اسلام تا اینجا تمام. اما میلاد امام صادق علیه السلام هم هست. ما به خوبی ۶۰ درصد روایاتمان «قال الصادق» است. ما به خوبی بخش عمده‌ای از کتب اربعه‌مان وقتی ورق می‌زنیم «قال ابوعبدالله» می‌بینیم، ابوعبدالله منظور امام صادق علیه السلام است. این امام بزرگوار همان‌طور که اول برنامه اشاره کردم، سنت رسول خدا را احیا کردند. گاهی پیش ایشان آمدند آقا چه جوری وضو بگیریم، چه جوری نماز بخوانیم، حضرت نماز می‌خواند. مثلاً به آن شخص فرمود من نماز می‌خوانم تا تماشا کنی. همام می‌گوید من ایستادم دیدم آقا چه‌جور تکبیر گفت، دستش را کجا گذاشت، این‌ها همه دقیق گزارش شده و بعد می‌فرماید این‌ها اعمال رسول خداست. به عبارت دیگر، ما اگر بخواهیم سیره پیامبر، چهره پیامبر، اعمال پیامبر، عبادت پیامبر را یک بازسازی بکنیم، بعد از صد و چند سال می‌آییم در زندگی امام صادق علیه السلام این را می‌بینیم. و ایشان وقتی نام پیامبر می‌آمد سرش را روی زمین می‌آورد به احترام، سه مرتبه می‌فرمودند: «پدرم، مادرم، خودم، مالم، خانواده‌ام و جمیع مردم فدای شما یا رسول الله» احترام عجیبی برای پیغمبر گرامی اسلام همه ائمه ما قائل بودند، از جمله وجود مقدس امام صادق علیه السلام.

و یک نکته‌ای که من در زندگی امام صادق علیه السلام عرض کنم، توجه به نخبگان و کادرسازی و نیروپروری است، چیزی که رهبر شهیدمان خیلی رویش تأکید می‌کردند. بالاخره ما امروز نیاز داریم در جامعه در تخصص‌های مختلف افراد مختلفی را داشته باشیم. اینکه الان آدم می‌بیند مثلاً یک میلیون و خورده‌ای آدم در کنکور شرکت کردند، در آزمون سراسری از یک رشته‌های خاصی هر چه سؤال همه یک نام می‌برند، این درست نیست. جامعه نیاز به مورخ قوی دارد، نیاز به جغرافیدان قوی دارد، نیاز به ادبیات قوی دارد، نیاز به معلمین فرهیخته و تأثیرگذار دارد. حوزه‌های علمی هم این‌طور است، الان حوزه‌های علمیه هم نیاز به این دارد که افراد متخصص باشند. امروز مثل سابق نیست که من بنشینم بگویم خب هر کسی هر چه می‌خواهد از من سوال کند، نه. یک وقت می‌بینی در حوزه پزشکی هم این شده دیگر، همین خود آقایون اطبا می‌گویند آقا مثلاً این چشم از نظر شما یک ذره است، اما این ده‌ها نوع تخصص در آن نهفته است. لذا آن تخصص‌پروری، نخبه‌پروری. شما ببینید ابان بن تغلب در یک زمینه‌ای وارد است، مثلاً فرض کنید زراره در یک زمینه‌ای وارد است. این کاری بود که امام صادق علیه السلام کرد و کارستانی هم بود. ما مدیونیم، مدیون همه ائمه، به ویژه در زندگی‌مان و فقه‌مان و احکام‌مان، امام صادق علیه السلام. و سلام الله علیه اجمعین.

انشالله خداوند همگی را مشمول شفاعتشان قرار بدهد. الهی آمین.

ملایی: روز عید، عیدی ما از سمت رسول خدا و امام صادق باید برسد. امروز یکی دو تا هم دعا کنید انشالله به حق رسول الله اجابت برسد. همسر پیامبر می‌گوید یک شب پا شدم دیدم پیامبر دارد چهار تا دعا می‌کند. خب یکیش این است: خدایا نعمت‌هایی که به من دادی تا الان را از من نگیر. این خیلی مهم است. الان انقلاب برای ما نعمت است، بله، رهبر عزیزمان نعمت است، علمایمان، دانشمندانمان، پدر و مادر سلامت. این یک دعا. خدایا گناهانی که من تا حالا نکردم، توفیق بده بازم انجام ندهم. ممکن است یا کسی بگوید من الحمدلله تا حالا مثلاً دروغ نگفتم، شراب نخوردم، انشالله ادامه بدهیم. ۳: خدایا من را مورد شماتت دشمن قرار نده، دشمن من را شماتت نکند. الهی آمین. و دعای چهارم: «اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابداً» خدایا یک چشم به هم زدن من را به خودم واگذار نکن. الهی آمین.

انشالله موفق باشید. ممنونم از شما حاج آقای رفیعی عزیز. سلامت باشید و تندرست و به امید دیدار دوباره شما.

مردم عزیز و نازنین، و این دعا را امروز همگی خواهیم گفت که توصیه امثال حاج آقای رفیعی و عزیزان دلمان همیشه بوده و بزرگان دینمان: «اللهم عجل لولیک الفرج». در پناه رسول خدا باشید، عیدتان مجدداً مبارک و خداحافظ