اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-06-04- حجت الاسلام عابدینی-بعثت امت

بسم الله الرحمن الرحیم غزل تر از غزل، گلتر ز گل، زیباتر از زیبا، تو از الله اکبر آمدی از شهد و الله شهادت می‌دهم معراج یعنی چشم های تو، شهادت میدهم چشم تو یعنی سوره اسرا. غریبه نیستی این روزها بسیار دلتنگم برای این دل تنهاترم، دستی ببر بالا دلم زرد شب‌هایم همه سرد است یا خورشید بقیع استان اشکم بسته شد یا قبت الخضرا. تو می‌گویی زمان دیدن هم باز هم فردا و من می‌گویم امشب زودتر حالا همین حالا.

 

شریعتی: با سلام و صلوات بر محمد مصطفی و اهل بیت پاک و گرانقدرشون، سمت خدای امروز رو با عشق تقدیم نگاه پرمهر شما می‌کنیم. سلام محضر همه خانم ها و آقایان مخاطبان جان، اینجا ایران پایتخت کشور عشق و ایمان و خوشحالیم که با سمت خدا مهمان لحظات ناب و نورانی شما هستیم. زیارت مضجع شریف و نورانی پیغمبر را از خداوند متعال برای همه تون آرزو کنم و امیدوارم هممون مشمول شفاعت رسول اعظم پیامبر مهربانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم باشیم و امیدوارم به زودی زود چشممون به جمال نورانی فرزندشون حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف روشن و منور بشه.

حاج آقای عابدینی سلام علیکم و رحمت الله، ایام مبارک باشه و خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام و تبریک خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون. انشالله که این ایام مبارک که ولادت رسول رحمت للعالمین است که مبدا همه خیرات عالم است و عالم به واسطه وجود او خلق شده است که «لولاک لما خلقت الافلاک»، این نگاهی که همه هستی خلقتش در آمدن پیغمبر اکرم خلاصه میشد و غایت این خلقت بود که حضرت تشریف بیارند و فرزندانشون انشالله به منصه ظهور آخرینشون انشالله برسد. این غایت خلقت با این ولادت آغاز شد و این بعثتی که ما در موردش داریم صحبت می‌کنیم با این ولادت آغاز شد که عالم رو روح بدمد و عالم مادی رو به اوج معنا برساند. انشالله مبارک باشد و قدردان این وجود مبارک روز به روز بیشتر از گذشته باشیم انشاالله.

شریعتی: انشاالله خیلی خوب، خیلی خوشحالیم که در این ایام بسیار نورانی در ایام ماه ربیع الاول به عشق نبی مکرم اسلام که ایام ولادت امام صادق علیه الصلاة و السلام هم هست، امیدوارم به حق این انوار مقدس و نورانی بهترین برکات نصیب امت مبعوث ایران اسلامی بشه که بحثمون هم اتفاقاً بعثت و این بعثت مردم با توجه به نکته هایی که حاج آقای عابدینی فرمودند در امتداد انبیاست و ثمره تلاش‌ها و مجاهدت‌های اون‌ها. بحث مفصلی است ولی در این مجمل به حد وسع و بضاعتمون انشالله این بحث رو تقدیم نگاه شما می‌کنیم. یه دقت ویژه‌ای می‌خواد، لذا خواهش می‌کنم که مخاطبان ما برای اینکه با این مفهوم بلند که تعبیر رهبر شهیدمون هست رضوان الله تعالی علیه آشنا بشن و با ابعاد مختلفش آشنا بشن به نظرم دقت ویژه ای رو میطلبه که دعوت می‌کنم از همین لحظه همراه ما باشید انشاالله تا پایان برنامه امیدوارم که همه مون بهره مند بشیم. آقا خدمتتون هستیم و با دل و جان خواهیم شنید.

حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. باز هم دعای سلامتی امام زمان رو انشالله در آغاز کلاممون داریم و انشالله سلامتی حضرت سلامتی امتشم هست و سلامتی امتش سلامتی نائبش هم هست. فرمودند اگر شما عارضه‌ای داشته باشید و ابتلایی، ما هم اون رو درک می‌کنیم. لذا اگر فشاری بر امت باشد بر حضرت هم فشار کاملا وارد می‌شود. لذا سلامتی حضرت در گرو سلامتی امت و سلامتی نائبش هست. انشالله با توجه این دعای سلامتی امام زمان رو می‌خونیم: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کل ولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذ الساة و فی کل ساع ولیا و حافظا و قاعدا وصرا و دلیل وینا حتی تسکنهضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. انشالله دلهای ما به اطاعت حضرت ولی عصر آراسته شود و این اطاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد. الهی حقیقت بعثت این میشه که اطاعت کامل و تا نسبت به ولی الهی میشود امت مبعوث و رسیدن به تمام نتایج انشالله.

خوب بحثی که در محضر دوستان دو هفته است در محضر این بحث هستیم بحث بعثت امت است که این هم با این ایام تناسب ویژه‌ای پیدا می‌کند که ایام ولادت رحمت للعالمین است انشالله به فال نیک می‌گیریم و همینطور امام صادق علیه السلام که حضرت هم حیات مذهب به وجود مبارک امام صادق است که اون معارف شیعه رو حضرت خلاصه تونستند دورانی که ایشون قرار گرفتن پایه گذاری بکنند، بست بدن و لذا اون اطاعت ها هم تو دایره این علم و معارفی است که ساطع شده و از جانب حضرت ایجاد شده. اون وقت بعثت تو دایره این اطاعت نسبت به اونها شکل میگیره. به همین جهت این دو بزرگوار که پیغمبر اکرم غایت خلقت و مب مکتب و مذهب دین اسلام و امام صادق علیه السلام موسس شیعه به این عنوان که بست اونچه که مربوط به مذهب است رو پایه گذاری کردند تا اون کمال نهایی انشالله با این اطاعت محقق بشه.

اولین بحثی که عرض می‌کنم این است که ما تو نظام بدنی ببینید داریم که خدای سبحان وقتی میخواد بیان بکند میگه این از علقه و مزقه و لحم و عظام و بعد این مراتب تا میرسه به اینکه خلق آخر که خلق آخر که در بعضی از روایات «و نفخت فیه من روحی» از روح هم دمید یا اینجا «انش خلق» یه خلق جدیدی ایجاد شد: «ننشم فی ما لا تعلمون» شما را در یه چیزی که نمیدید اونجا ما انشا میکنیم. اینها همه عبارت اخرایی است که در نظام اجتماعی وقتی این بدن رو به ارتباط و رشد با هم جلو می‌رود مثل نطفه و علقه و مزقه و لحم و عظام که در دوران جنینی خلاصه کودک در دوران جنینی در رحم مادر طی می‌کند تا می‌رسه که آماده میشه نفخ روح بشود. بعثت یعنی طی کردن دوران علقه و مزقه و تمام اون لحم و عظامی که آماده شده روح درش دمیده بشه. وقتی روح دمیده میشود حساسیت ایجاد میشود، حرکت و حیاتی ایجاد میشود. یعنی تا قبل از این کانهو موت بود، یعنی این یک جسم بی جان بود. شروع حیات دیگه شروع حیات از اینجاست. تا قبل از این حیات نباتی بود، از اینجا حیات با شعور محقق میشود.

تو اجتماع هم یه حیات نباتی داریم، یه حیات حیوانی، حیات انسانی. یعنی این حیات نباتی تو اجتماع است، مردم بالاخره تو کارهاشون مرتبط با هم اند، هیچ کسی نمیتونه به تنهایی اون گلیم خودش رو در حقیقت چیکار بکنه از آب بکشه و به سرانجام برسونه، مرتبط با دیگران است. حالا چه خانواده که زندگی رو شکل می‌دهد، چه روابط اجتماعی که هوایجش برطرف می‌کند، مجبور به تنهایی زندگی نمیگذرد و عمدتاً باید انسان تو هوایش با دیگران تعامل داشته باشد. این حیات نباتی که زمینه را خدا ایجاد کرده با این کار که همه به این سمت زندگی اجتماعی و روابط کشیده بشن. بعد از این یک روابط عاطفی کنار این روابط اضطراری قرار داده که میل و محبت در خدمت هم برای هم ایجاد شود که خانواده اساسش با این شوق باید شکل بگیرد که در کنار هم با محبت به هم یه خانواده از کثرت به یک وحدت میرسد و یک اثر واحد این‌ها شکل می‌گیرد. تعدی به هر کدام از اینها تعدی به همه حساب می‌شود، خدمت به هر کدام خدمت به همه حساب می‌شود. لذا به بچه‌اش خدمت می‌کنی پدر تشکر می‌کند، مادر تشکر می‌کند چون یه واحدند. درست دیگه یکی میشن. یکی شدن اینا حالا جای خودش بحث های مهم خودشو داره.

از اینجا میاد بالاتر، یک توسعه به اصطلاح حیات دیده میشود که انسان ها خودشون رو نسبت به دیگران هم مسئول میبینند، مرتبط میبینند شوقن، اونم نه تکلیف فقط، نه اضطراراً فقط، نه احساس میکند به مقدار شوقش در انسان دوستیش، اون فطرت بشری که دارد، فطرت انسانی که دارد نسبت به مراتبی از خلاصه ارتباطاتی که ایجاد میشود. یه ارتباط در دایره انسانیته، یه ارتباط در دایره الهییت. یعنی هر کسی که موحد در عالم ارتباط درباره اسلام است، یعنی اون قبلیه هست، بعدیه هست، این سومی یه مرتبه خاص‌تر می‌شه. عشق بالاتر که هر مسلمانی که «من اصبح و لم یحتم به امور المسلمین فلیس به مسلم» این همین در رابطه با انسانیت هم هست. یه مرتبه بالاتر میاد تا مرتبه ایمانه که «المومنون انما المومنون فی تم و توادم و تعطفم» مومنان در ارتباطات ش با همدیگه کل جسد به سوی بدن. چطور یه بدن پا اگر خدمت به دست و سر میکند هیچ توقع تشکر ندارد، شوقی یکی میبینه، یه واحد میبینه. یعنی دستو جدای از خودش نمیبینه، چشم را جدا نمیگه من چرا این سنگینی را تحمل کنم تا سر که سنگین اونجا راسخ باستد و مردم او را ببینند، کی منو نگاه میک، اون می‌بینند او رو در حقیقت وجه او مورد دیدن و ارتباط است. میگه نه یه واحدی همه با این مومنون تو ارتباطشون به این حرکت شوقی و این وحدت می‌رسند که کل جسد الواحد. بعد تعبیر چقدر زیباست: «اذ اشتکا عضو» اگر یکی از این اعضا مریض بشود، «تدا سایر الجسد باما» و بقیه را نماند قرار، بقیه اعضا براش تب میکن. هما تب کردن همه برای تب میکن و بیداری میکشن سحر با سین و ه، دو چشم بقیه هم براش بیداری میکشن. ببین چقدر نظام ارتباطی چی میشه، یکی میشه و عاشقانه و حبی میشود. یعنی با تمام محبتش دست به بدن آنچه که بتواند خدمت، چون غیر نمیبینه، چون خودش میبینه. هر چقدر این نگاه گسترده تر بشود عمیق تر بشود، در دفاع از این و خدمتش هر دو، یعنی در دفاعش اوج غضب رو به کار می‌برد کسی به این آسیب نزند چون این واحده، در محبتش اوج عشق به خدمته تا آنچه که می‌تواند و در توان دارد خدمت بکند. دو طرف مسئله لازمه.

این نگاهی که بعثت میخواد محقق بشه، بعثت میخواد یه حقیقت فرد رو ابتدا ابتدا فرد رو حرکت بده، اما نه تو فرد بماند، نه تو فردیت بماند، بلکه اساس حرکت دادنش شکستن فردیتی است که بدن میدید. یعنی اون فردیتی که بدن میدید رو میخواد بشکنه، اما یه فردیت بزرگی براش ایجاد کند. میشه اون فردیت در مقابل جمع نیست. ما یه فرد در مقابل جمع داریم که میشه بگم به من بگن تو کیستی میگم من فلان اسمم، فلان فامیلیم، فلان اهل، تاریخ تولدم، این نام پدر او کد ملی می. این یه اختصاصات به اصطلاح شخصی بدنی منه. یعنی پامو از دنیا گذاشتم بیرون، هیچ کدوم از اینا به کار نمیاد. تا از اینجا ما بریم هیچکدوم از این اعتباراتی که ذکر شد دیگه باقی نمی‌مونه، اینا مال دنیاست. درسته بله، میخواد دین من رو مبعوث بکنه به حقایق نه فقط اعتباریات. اینا باطل نیست اما باقی نیست. ببینید یه چیزی باطل نیست اما باقی هم نیست، یه دوره ای حدش یه دوره ایه. دین می‌خواد منو باقی کنه. بعثت یعنی انسان باقی بشود. بعثت یعنی انسان ادامه دارد و ادامه داشته باشد، انسان به حیات بالاتر برسد، انسان متصل شود به بقا. یه هویت جدیدی پیدا کنه که همون انش خلق آخر «فیه من روحی» یه اتصال دیگری در اینجا ایجاد می‌شود که اگر این رو ما به عنوان بعثت دیدیم، اون موقع قطعاً این بعثت در مقابلش آفتی است، در مقابلش مقاومت‌هایی است. یعنی وقتی انسان میخواد یه دانه، یه دانه میخواد از زمین بروید، شکافتن پوسته او در دل زمین چقدر توان میخواد تا این جوان به بیاد بالا سبز بشه، سبز بشه و این سر برآورد از خاک و اینجور شکفته بشه. درسته بله، انسان هم همینج میخواد از پوستش خارج بشه، میخواد از این بدن بیاد بالا، میخواد از دنیا بزرگتر بشه. جوان زدن انسان است.

چقدر تعبیری که در سوره فتح آمده با این زیبایی بیان شده که وقتی میخواد اصحاب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رو ذکر بکند، می‌فرماید خصوصیات اینا در تورات این است که ابتدا می‌فرماید «و مثلهم فی الانجیل» اما در انجیل اینها اینجوری هستند: « کزرع اخرج شطه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفا ». چقدر زیبا میگه مثل دانه‌ای که کاشته میشود. این دانه جوانه میزند اون جوانه که زد، اون دور این جوانه یه دونه جوانه نمیاد بالا، این حیات اجتماعی، این دور این یه جوانه جوان های دیگری هم زده میشود که این جوان ها با هم رشد میکند. «فآزره» یعنی اون جوان های دیگری که سنگ آنها هم وزیر میشن، بار روشون قرار میگیره. یعنی اونها هم احساس میکن، اونها هم کنار این جوانه اصلی این جوانانه هایی هستند بار، اینجور شدن حیات جمعی، این بعثت جمعی. «فاستغلظ» بعد قدرت و قوت پیدا می‌کند وقتی با هم قوت پیدا کردن. « فاستغلظ فاستوی‏ علیسوقه » این اون موقع یک دفعه دیده می‌شود این یعنی قدرتی که دیگه قابل شکست نیست. لذا دنبالش می فرماید: «یجب الزارع» این دانه هم که در الان امت پیغمبر، پیغبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این زارع است که این امت رو، این بعثت امت را دانه را کاشته تا جوانه زده و این جوان ها در کنار هم روییده. اینجا میفرماید « یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار » خوشحال میشود «غیض بهم الکفار» بلافاصله مقابله با دشمن را دنبالش میاره که کفار هم به غیظ میان. یعنی هویت هویت جمع جدید بعثت یافته که می‌بینن غیر قابل در حقیقت چی هستش، غیر قابل سرکوب کردنه، غیر قابل تصرف.

خیلی زیباست که این نگاه توی به اصطلاح ما تو به اصطلاح گیاه شناسی که بریم، این نوع گیاهی که جوان‌ها در کنار هم در میان هر جوانه را که قطع کنی، کنارش به جای جوانه ده‌ها جوانه دوباره سر میزند. یعنی اثر وجودی این نوع حرکتی است که شما اگه فرمانده ها را زدی، اگر راس زدی، اگر هر کدام از این بلافاصله از این میزند و دوباره اونجا رو. اینجاست که دشمن میبینه چاره ندارد، این دیگه زدن سرها کار را حل نمیکنه. جناب اقبال لاهوری: گمان مبر که به پایان رسید کار مغان، هزار باده ناخورده در رگ تاک است. این نگاه خیلی زیبا. یعنی آن دشمن به این رسیده که این امت، امت مبعوث یعنی این امت مبعوث یعنی قائم به فرد نیست، امت مبعوث قائم به خداست، امت مبعوث قائم به افراد نیست، امت مبعوث قائم به دستورات الهی است با او زنده است، حیاتش به آن است. البته ولی الهی حتما در کار است، سنت الهی است که ولی الهی رو اگر جامعه استعداد اقتضا داشته باشد، اون حجت یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و به واسطه حجت ظهوراتش، نوابش، اون کسانی که فرمود «انم حجتی علیکم» و حجت الله علیهم، من حجت خودم را در بین شما قرار میدم که الان رهبری عزیز ما هستند که این نگاه را اگر ما کردیم یه هویت جمعی که با این آیه شریفه چقدر زیبا این بعثت است و این چقدر دلگرم کننده. چقدر دلگرم یعنی هر فشاری به ما اومد، هرجا مشکلی به سمت ما هجوم آورد، بگیم غصه نخوریم و با همیم. بله یعنی این باور که این جمع متصل است، ریشه‌اش به خدای سبحان و تغذیه‌اش با اوست و چیزی که تقویت که این وقتی به او مرتبط شد هیچ چیزی برای او بازدارنده نیست، از بین برنده نیست.

یه تعبیری ما بعضی وقتا اون وقت شهید سید حسن نصرالله را شهید کردند و فرماندهان اونها رو، اون موقع عرض کردم که وقتی که خورشید در حقیقت غروب کند، ستاره ها خورشید میشوند. یعنی اینا که دیده نمیشدند در پرتو خورشید تا خورشید مطللع بود که سید حسن بود اون زمان و الان میتونیم بگیم آقای شهید ما، اما ستاره ها که وقتی خورشید غروب میکرد ستاره ها دیده میشه. حالا دیگه تللو اینها آغاز میشه و ستاره ها همون جوان‌ها هستند. این ستاره‌ها همون جوانه‌هایی هستند که وقتی یه جوانه رو قطع می‌کنی، یه شاخه رو قطع می‌کنی، جوان‌های زیادی اون ستاره ها هستند که اینها اینها سر برمی‌آورد. اگر خورشید رفت این آسمان خورشید میزاید. این جوشش از درون امت بعثت است. یعنی تعبیر خدا رحمت کند علامه حسن‌زاده، ایشون می‌فرمودند که اگر تو چاه هی شما آب بریزی، هی با دلو آب بریزید تو چاه، این آب که تو چاه ریخته میشود بالاخره میگندد، اما اگر این چاه یه جوشش داشته باشد از درون خودش، هر چند کم باشد، این آب دائم طراوت دارد. آبی که در چاه است، اینجا بعثت یعنی امتی که جوشش پیدا میک. لذا هر هرچی برخورد بشه شهید بدیم، ما این امت قوی میشود. نمیگم باید شهید بدیم بی مراقبت نداشته باشیم، اما دشمن اگر هرگاه مقابله‌ای کرد و از ما تونست در حقیقت کسانی رو به شهادت برساند، این امت اینجور نیست که از دست دادن‌هاش جوشش رو از بین ببرد، می‌جوشد و دوباره سر بلند می‌کند و این سربلند کردنش از سابق هم بالاتر می‌شود. تازه بشه معنای این کلام رو فهمید: بکشید ما را ملت. یعنی این بعثت است که حالا این بحث ها بحث های بعثت از او بحث های خیلی از هر طرفش که ما وارد یه نگاهش همین روح جمعی بود که روح جمعی ما گاهی حرکت جمعی داریم اما روح جمعی نشده.

روح جمعی ببینید، ما دایره خیلی بحث قشنگیه، ما تو نگاه الهی انسان ها را به هم مرتبط خلق کرده از ابتدا. حالا این یه خورده میزارم ارتباط خلیش رو که یه خورده سخت تره بعداً، اما ارتباط با همدیگه دارند از بشر به صورت اجتماعی با همه. لذا از بهشت که آدم را خلق می‌کند در کنارش حوا تو بهشت خلق شده نه تو زمین. یعنی از همون جا این نظام اجتماعی و خانواده شکل گرفته تا به زمین که میان آدم و حوا در حقیقت به صورت اجتماعی آمدند که نشون میده چقدر این زندگی اجتماعی اولویت دارد. درسته حرکت فردی است، اما نه فردی در مقابل اجتماع. این داشتیم توضیح میدادیم فرد در مقابل اجتماع نیست بلکه فرد شامل جمع است. ببینید نگاه کمالی این است که فرد کمال پیدا میکنه و «تما فرادا» شما به سوی ما فرد محشور میشید و میاید. درسته «کما خلق» «کما خلق» یعنی شما به صورت، اما کدام فرد؟ فرد در مقابل جمع میگه نه، فرد شامل جمع. یعنی پیغمبر اکرم رو در روز قیام یا به اصطلاح همه کسانی که سردم دارند جلو دارند به چه صورتی خطاب می‌کنند: «یوم ندعو کل انااس به امام به امامهم» یعنی نمیان تک تک خطاب کنند که فلانی بیا، میگن مامومین این امام بیان، امام رو خطاب. یعنی این حرکت جمعیه. عین فاطمیون، عین فاطمیون یعنی این نگاه جمعی خیلی زیباست که اینجا داره ایجاد میشه، اونجا ثمرهشه.

یعنی ما هر چقدر تو نظام اطاعت نسبت به انبیا و اولیا جلو میریم، این نظام اطاعت نسبت به انبیا و اولیا وحدت داره ایجاد. ببینید ابدان با هم متحد نمیشن، هیچ دو بدنی یکی نمیشود، چون بدن جای خاصی میخواد، اندازه خاصی دارد، دخول در همدیگه به ط که یکی بشن نداریم. این ماده است، اما ارواح با هم یکی میشن. یعنی شوق یک روح نسبت به روح دیگه بلافاصله اینو با او متحد می‌کنه. نفرت یک روح نسبت به روح دیگه بلافاصله این از او جدا می‌کند، دور می‌کند، متفرق میکند که این تعبیری که می‌فرمایند که به اصطلاح انسان‌ها «تشعم کما تشعم الخیول» یا خیر در حقیقت اسبان همدیگر رو بو می‌کنند. اینجور که اسب‌ها همدیگر را بو میکن، انسان ها هم تو نظام ارتباطیشون با هم با کشفمی همدیگر را تشابهات را میفهمند. یعنی به هم میرسند با کشف شمی همدیگر را. بعد می فرماید که اونجا ارواح جنود مجد جها هستند که جنود، «فما تعارف منها» هر کدام با هم شبیه هستند، ای تلف ائتلاف و وحدت پیدا میکن، «فتناک منها» وقتی با هم به اصطلاح شباهت ندارند اختلاف، یعنی بغضها و محبت‌ها از همین راه است. اگر ما نگاهمون تو نظام ارتباطیمون تو بعثت بر اساس این باشد که مومنان به سمت وحدت بیشتر، هر چقدر این وحدت بیشتر با حفظ مراتب ایمانا. نه مومنان در اون رده عالی، یعنی تونست شرح صدری کسی پیدا کند متناسب با پیغمبر اکرم که شرح صدرش به گونه ای بود از اعلا مرتبه ایمان که بود امیر مومنان علیه السلام تا ادنا مرتبه ایمانی که بود در وجود پیغمبر اکرم. هر کدام اینا میرسیدند پیش پیغمبر همه احساس میکردند نزدیکترین فرد به پیغمبر و با او اون چنانچه آقای شهید ما این خصوصیت توش خیلی بارز بود، می‌دیدید که هر کسی تو هر رشته ای، تو هر چیزی وقتی میرفت با آقا باید جوری باهاش صحبت میکرد احساس میکرد که این یه به اصطلاح ارتباط ویژه با او دارد، یه صمیمیت ویژه با او دارد، یعنی جوری تفقد می‌کرد. آقای منه، این شعر زیبا همین آقای منه، چنان لطف او شامل هر تن، هر بنده گوید خدای من است. این نگاه توی در حقیقت انبیا و اولیا اینجوری نیست، این نگاه رو می‌خوان توسعه بدن. بعثت مردم یعنی من نسبت به همه دلسوزم، یعنی من نسبت به همه خیرخواهم، حتی اگر دشمن منه باید از بین برود با خیرخواهی نسبت به اوست نه با دشمنی. وکیل توزیع عذاب من الرحمان است، چقدر زیباست. یعنی او هم به تعبیر امام راحل اگر ادامه پیدا کنه فرصتش فرو رفتن بیشترشه در به اصطلاح منجلاب غلظت و شدت اون کفر. میگه همین رو میخوام جلوش، اینم با نگاه رحمته. درسته که غلظت شدت «وغلظ علیهم» اما این «و علیهم» از چی نشأت گرفته؟ از رحمت نشئت گرفته. ببین این سبقت رحمت بر غضبه که من او رو هم خیرشو می‌خوام. این نگاه اگر تو جامعه پیش بیاد که اگر کسی رو من مؤمن است خیرخواهی به این خدمت و محبت به اوست، اگر حتی درجات کمی ایمان را دارد با بالاخره گناهی ممکنه همراه باشد، ممکنه با خطایم راه باشد، بازم من خیرخو هستم که ایمانش تقویت کنم، او را کمتر کنم. منتها با خیرخواهی. یه موقع هست انسان بچه اش خطا میکنه چه جور برخورد میکنه، یه موقع بیگانه خطا میکنه چه جور برخورد میکنه. اینجا با محبت، اونجا نه. اینجا اگر هم گاهی محبت نیست ولی از محبت نشأت گرفته، میخواد برگردد، نمیخواد طردش کنه، باید اونم اینجوری باشه. یعنی خدا این رو تو نظام بعثت ما جهان رو مخاطب ما قرار داده، نگاه ما به جهان این است که همه کسانی که تو عالم دارند زندگی میکن، امروز اینا مخاطب ما هستند. این درون ما که خودش صدا با نور پیغمبر اکرم متصل علیه شده و این نور داره بیرون میزنه از پنجره‌های وجود من. پنجره های وجود منم اعمال ما هستند. اعمال ما پنجره های وجود ما هستند به بیرون، یعنی که دیگران ما را میبینند با اعمالمون می‌بینند. اگر این اعمال از اون نور نشأت گرفته باشد که «قل کل یعمل علی شاکلته» عمل باید باشه کله با اون نور درون با اون بعثت درون. اگر دیدیم عمل خودمون در بیرون اون رحمت توش نیست، اون نورانی معلوم میشه در درون بعثت اشکال پیدا کرده. پس اثر بعثت امت این است که افراد در درون اون حال اطاعت ش نسبت به دستورات شدیدتر شده، حال شوق ش نسبت به ولی الهی قوی تر شده و این شوق و شور اثرش این است که این به اصطلاح پنجره های وجود اینکه اعمالش در رابطه با دیگران دلسوزانه تر شده، محبت آم با محبت و وحدت بیشتر.

نگاه خودش می‌بیند اگر دست من زخم باشه، زود قطعش می‌کنم یا ترمیمش میکنند. اگر جامعه رو «انما المومنون» دیدیم که کل جسد الواحده، هر در حقیقت سختی این بعثت اینه که می فرماید آنچنان دل میسوزانی برای کفار و مشرکین که داری خودت را به هلاکت میرسونی، داری هلاک. این نگاه بعثت پیغمبری که مبعوث شده میخواد ما را مبعوث کنه میگه نسبت به همه جهان اینجوری محب باشیم، نه زود دایره را تنگ کنیم همه را طرد کنیم. بعد می فرماید «بما لنت لهم» تو اینجور ملایم بودی، لین بودی، اینها جذب تو شدند که اگر «غلیظ القلب» بودی نبود. این صد تو مردم یعنی من این خصوصیت پیغمبر رو تو وجودم پیدا بکنم.

یه جاهایی قرآن داره برای ما یا انبیا علیهم صلوات الله خاصه نبی مکرم اسلام، اهل بیت دارن برای ما یه هویتی تعریف می‌کنن، مثلاً «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» داره یک دایره را تعریف میکنه که میگه آقا شما خطت و صف رو مشخص کن. این یک وجه مشترکی است برای همه. یا مثلاً در مورد محبت به اهل بیت علیهم صلوات الله، محبت به امیرالمومنین «انا و علی» اینم داره هویت برای ما تعریف میکنه، اینطور نیست. چرا؟ منتها در عین اینکه داره این حب رو در وحدت ایجاد می‌کند، حفظ این فرد به این است که بیگانه شناسی قوی باشد. حفظ جامعه هم به این است که حتی «اشدا» یا می فرماید «فمن یکفر باطاغوت و یومن بالله» یعنی باید بیگانه شناسی قوی باشد. اینا همه داره ما رو تعریف داره تعریف می‌کنه، یعنی هویت من در اونجایی مشخص میشه و شناخته میشه، دشمن من معلوم باشد، دوست منم معلوم باشد. لذا عرض کردیم در این روایت شریفی که کسی آمد خدمت حضرت عرض کردن فلانی مثلاً خیلی شما رو دوست دارد یا خود حضرت فرمود: «ان منتهل به ما به مودتنا اهل البی» یه عده ای که خودشون رو منسوب مبا میکن در مودت و اظهار محبت، اینها یعنی این فتنه ش از دجال برای شیعیان ما بدتره. چرا؟ چون دشمن شناسی ندارند. میفرماید چون اینا نسبت به دشمنان ما هم محبت دارند، نسبت به آنها حساسیت ندارد. میگه این مرز نفاقه. وقتی مرز نفاق بود، نفاق مسریه. وقتی منافق را که دشمن شناسیش قوی نیست آوردی تو جمعت، کم کم سرایت می‌بینی. محبت اهل بیت هست اما دشمن شناسی نیست، نفاق میاد. میگه از دجال که مقابل امام زمان و قیام حضرت میستد و بزرگترین مقابله با حضرت و دجال انجام میده، میگه این شیعه ای که به مودتنا منتسب است، به مودت ما نه محبتم فقط، مود اظهار محبت، این «اشد فطرتاً علی شی» مرزش کامل نشده. پس تو این نگاه بعثت دو چیز مهم میشود: اون مرز محبت ها باید شدت پیدا کند با مومنین، مرزها باید قوی تر باشد، شدیدتر بشه، وحدت و محبت خدمت باید شوقی تر بشود. زود به ادنا در حقیقت اختلاف طرد نشه و الا چند نفر میمند. عیسی علیه السلام یه جا میخواست حج جاری بکند بر یک کسی گفت هر کسی بر گردنش نیست بیاد حد بزنه، هیچکسی جلو نیامد. خیلی تعبیر دقیقیه. اگر قرار باشه که هرکی با یه خطا طرد بشه کی باقی می‌ماند؟ باید خطا رو منصحانه، مشفقانه آدم با اون تذکر بده هم اصلاح کنه اما طرد با خطا، طرد کردن این غلطه. کسی حق خدا وعده داده در روایت فرمودند اگر کسی این کار را کرد با خودش محقق میشود، از دنیا نمیرود مگر اینکه در دنیا به همین نسبت که ترک بشود محقق میشود. پناه بر خدا. لذا ببینیم آیا دوست داریم این کار با ما بشه؟ بعثت یعنی مردم امت واحد میشن، در هم تنیده میشن، نسبت به هم دل نسبت به هم شوقی حبی و دلسوزانه و محبانه حرکت میکن، نه تکلیفی حتی شوقی میشه مثل اعضای بدن واحد که اینجور نسبت به هم. اگر این نسبت ایجاد شد، اون وقت در دشمن شناسی این بدن قلعه دشمن دارد، ویروس ها باید به شدت به اصطلاح نظام ایمنی ما در مقابل ویروس‌ها و میکروب‌ها بایستد وگرنه بدن باقی نمی‌ماند. تو نظام اجتماعی هم دشمن باید شناخته شود و قوی ترین مقابل، اما اونم از چی نشت گرفته؟ از برای بقای این جامعه و اون هم از رحمت نشأت گرفته که خیلی زیباست که «عذاب من الرحمان» یا در حقیقت باطن او فی الرحمه ظاهر من قذاب و باطنه فی الرحمه که این سوری که دمیده میشود و هست این باطنش در حقیقت رحمته، هرچ ظاهرش منق عذاب. به تعبیر آیت الله جوادی آملی که اینجا امام غضب رحمته. بله بله، این در حقیقت امام چون سبقت رحمت بر غضب هستش.

اینم یکی از نکاتی است ما بعثت امت یک معجزه است، معجزه است. بعثت امت یک معجزه است. هر کسی این معجزه را ذره‌ای بهش آسیب بزنه، این در مقابل معجزه خدا ایستاده. مراقب باشیم چطور اگر می‌خواهیم یه فتوا بدیم، یه کسی که قراره فتوا بده یا نسبت بدیم حکمی رو به دین، چقدر گفتن احتیاط کنید دارید به خدا نسبت میدید. این حرف رو چقدر احتیاج میخواد. امتی که مبعوث میشه طرد هر کسی از این امت مثل نسبت دادن حکم به دین یا در حقیقت نفی کردن یه حکم از دینه، اینقدر احتیاط میخواد. نه اینکه انسان اونجا بی باک باشد، بعد بگه نه ما دارم اینجا بخواد نه، نمیشه. وسواس میخواد که انسان از دایره این بعثت امت.

اون وقت بعثت امت حقیقتش با ظلمه که این یکی از بحث‌های مهمی است که باید داشته باشیم که حقیقت بعثت مقابله، چون انبیا هر نبی که مبعوث شد به رسالت اول در مقابلش مل و مطرفین ایستادند و مقابله کردن با او. لذا دشمن و ظالمان در مقابل به اصطلاح نبی می ایستند همشون مقابله می‌کنن. بعثت امت هم قطعاً مقابله جدی را به دنبال دارد. امروز اگر میبینید قوی ترین دشمنان اتحاد کردند در مقابل ما، از جنگ تحمیلی اول تا خلاصه جنگ تحمیلی دوم و سومی که بوده، این مربوط به این است که این بعثت در اون مغز مغز واقع و حقیقت عدالتش داره شکل میگیره که همه ظالمان با هم مجتمع شدن چون همه منافع شان تو خطر میبینند با این و دم مسیحایی حضرت روح الله امام راحل شان ما و رهبر شهیدمون باعث شد که این مردم بیدار بشن، بیدار بشن و این امت یکی بشه. می‌دونید یکی شدن امت خیلی سخته، منیت‌ها خیلی زیاده، عنانیت‌ها خیلی شدیده، بتونه کسی این عنانیت‌ها رو در یک ارتباطی و در این هویت بیاد یکی بشه. موکب‌دار تو این حضور شب ها یکی بشه، حاضر در صحنه و بعد اینا با هم در کنار هم در شهرهای مختلف در جاهای یه هویت رو شکل بدن. بعد تو جنگ اون کسی که پای لانچره، اون کسی که در حقیقت در مقام دفاع در کنار پدافنده، اون کسی که داره برای اینها زینت یک محبتی که یه همه احساس می‌کردند همه در جنگند. یعنی هر کسی یه مسئولیتی رو مسئولیتی احساس. این غیر از اونجایی است که انسان یه چیزی رو میبینه انتقاد میکنه، مطالبه بعد شد شد نشد میگن اون که این دفعه مبعوث شدن امت یعنی اینکه مطالبه‌گری یعنی این حال حیاتی که وایمیسه تا نتیجه رو ببیند تا تحقق نتیجه ایستاده و لذا مسئول ما هم دیگه از حالا به بعد در مقابل امت مبعوث شده اینجور نیستش که این انتق کار خودشو بکنه، نه مسئول میبیند که باید پاسخگو باشد و این برای اون مسئول هم کم کم ارزشمند میشه. اول سخته، اما بعدا میبینه به پشتوانه این داره میره جلو. بله به پشتوانه مردم چقدر کار، یعنی کار ممکنه اوایل هم یه تلخی های پیش بیاد، یه کدورت های هم پیش بیاد، یه افراط و تفریط های هم پیش بیاد، اما در نهایت این حقیقت داره یک امر متعالی اونجایی که مردم بیان تو صحنه حل مسئله است.

کلامتون که امام تو اون سخنرانی روز اولشون: من به پشتوانه این مرد مردم دولت تعیین می‌کنم، من به پشتیبانی من تو دهن اون دولت. اون وقت وقتی جریان این بعثت مردم اگه بخواهیم یه ظهورش رو دیده باشیم، یه ظهورش میشه انقلاب اسلامی ایران با بعثت مردم شکل گرفت. اما مرتبه‌ای از بعثت که انقلاب متولد از حضور مردم شد، نه مردم مطالبه‌گر فقط باشند، نه اصلاً انقلاب متولد از این بودن مردم بود. تو دلش مردم احساس کردن انقلاب رو ایجاد کردن. ببینید ایجاد انقلاب یه حقیقتی ایجاد شد که این همه برکات دارد، این همه آثار داشته جلوی تفرعن مادی دیگری را گرفت، جلوی سلطه در حقیقت اون دو طیف رسمی کمونیسم و لیبرالیسم را گرفت، اون دو تا رو گرفت و یک نقشه سومی که اون اولی که اصلا از دور خارج شد. اما الان دو قطبی بین اسلام در مقابل اون تفکر ماده گرایی، واقعا اسلام الان به عنوان یک مکتب صاحب حیات مبعوث شده‌ای که داره روز به روز جلوتر میره، روز به روز بیشتر و اون طرف داره عقب نشینی می‌کند. یعنی سیر حرکت عقب نشینی اون مکتبه و جلو رفتن پیشروی این بعثت.

بعثتی است که موسی کلیم از روزی که وقتی که دید فرعونیان چقدر زینت و تجملات دارند و این تجملات و زینت فرعونیان باعث شده که مردم هم تمکین پیدا کنند نسبت به اون ظاهر، در حقیقت اونجا رفت با هارون دعا کردند که «ربنا تسلط علی اموالهم و علی قلوبهم» این «و علی قلوبهم» خیلی فرصت هست اینو بگم  خدا بر اموال اینها نابودی را مسلط کن و «اشتدت علی قلوبهم ». یعنی اینکه خدایا کار اینها را در شقاوت به جایی که دیگه رحمتی تو دل اینها باقی نمانده باشه که هنوز فرصت بخوان برای حیات. یعنی امر این‌ها در محازات به سمتی بره محض شدت بشن در قساوت به طوری که این قساوت محضه، دیگه عذاب تو رو و سلطه مومنان را ایجاد غلبه مومنان را ایجاد میک. همونجوری که وقتی نوح سلام الله علیه میخواست بیان عذاب رو بکنه گفت خدایا « لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ » 

لذا اینها در شقاوت وقتی کودکان میناب را کشتند با عمد با توجه، وقتی که اینجور کودک کشی میکن در به اصطلاح سرزمین فلسطین، نشون میده که دارن «و اشتدت علی قلوبهم» شکل شدت قساوت قلب عذاب الهی و سلطه و قلقله مومنین رو به دنبال خواهد کرد. یکی از برکات این اتفاقات این بود که نقاب‌ها افتاد، نقاب‌ها افتاد، نقاب‌ها افتاد و ماهیت این‌ها کاملاً واضح و روشن و حالا مردم هستند در سراسر عالم که انتخاب می‌کنند می‌خوان کدوم سمت. این خیلی آقای شهید یه حرف قشنگی تو اینجا بیان قشنگ داشتن گفتن که یکی از معجزات الهی نسبت به ما و برکات این است که کسانی در مقابل ما قرار گرفتند که فاصله ها کنار هم جمع شدند و کسانی که معلوم فسادشون و قساوت اینا کنار هم جمع شدن علیه ما. بله یک بخششه، تازه از جنایات و اینها باعث میشه که حقانیت ما بهتر جلوه کند. یعنی اونها کنار هم جمع شن حقانیت ما و رو آوردن مردم جهانی به سوی ما بهتر صورت می‌گیرد. الحمدلله، انشالله با همین هویت جمعی با همین بعثتی که اتفاق افتاده که جز سرمایه‌های دوران ماست و به تعبیر حاج آقای عابدینی کلام اشاره کردم معجزه دوران معاصر ما، چرا همین رو قدر بدونیم و هم بر مشکلات ما در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی فائق بشیم.

شریعتی: باید خداحافظی بکنیم از نگاه پرمهرتون. خیلی ممنونم و متشکر. در ایام ماه ربیع یه قرار دسته جمعی گذاشتیم که حال هم رو خوب بکنیم، بارها رو سبک بکنیم و انشالله سبک بال به سمت خدای متعال حرکت بکنیم. یه وقتایی حق الناس ها باعث میشه که بارون سنگین بشه، یه جاهایی تنبلی میکنیم، یه جاهایی توجه نداریم. تو ایام ماه ربیع الاول قرار گذاشتیم به عشق نبی مکرم اسلام اگر حقی را از کسی ضایع کردیم و اگر صاحب اون حق رو نمیشناسیم یا به هیچ وجه دسترسی نداریم با اجازه که از دفاتر مراجع معظم تقلید برنامه سمت خدا گرفته تا سقف دو میلیون تومن، حالا بیشتر از اون مستلزم اجازه است و کمتر از اون هم خب طبیعتاً امکان داره، می‌تونید از طرف صاحب اون حق که همه ما غالباً این حق الناس به گردنمون هست می‌تونیم صدقه بدیم. انشالله که خداوند برای همتون جبران بکنه و انشالله که حال دل هممون به برکت این پرداخت حقوق دیگران خوب و خوب‌تر بشه. دعا بفرمایید انشالله محضر قرآن مشرف بشید.

حجت الاسلام عابدینی: انشاالله خدای سبحان همه ما رو در ارتباط با هم نسبت به هم خدمت با محبت و شوق نسبت به همدیگه و گذشت از خطاهای هم به هم رو نسبت به هم رو انشالله روزی ما بکند و یک امت یک پارچه، یک امت مبعوث شده، یک امت نمونه در عالم که میخواد حالا این امت مثل یه فرد بقیه امت ها را مبعوث کند، انشالله ما را سرچشمه این بعثت قرار بده که تمام روزنه های وجودی ما که اعمال و ظهورات ماست همه نور باشد که عالم به سمت این انشالله جذب بشه. الهی آمین.

شریعتی: خیلی ممنونم و متشکر از نگاه پرم مهرتون. ممنونم. فردا با حضور حاج آقای عاملی خدمتتون خواهیم رسید. ایام میلاد با سعادت نبی مکرم اسلام بر همتون مبارک باشه. برای پیغمبر عظیم الشأنمون، برای امام صادق علیه الصلاة و السلام یه کاری بکنیم. حالا یه کسی چراغانی می‌کنه، یه کسی دست یک نیازمندی رو می‌گیره، یه کسی یه جعبه شیرینی می‌خره، اگه کسی برای خانواده و بچه‌ها و دوستا و رفقا هدیه تهیه میکنه، خلاصه یه کاری بکنیم برای پیغمبر که انشالله مشمول نگاه پر مهر او بشیم. یه نگاهی هم اگر بگیم که با قرآن کریم هم انشالله سعی کنیم به عشق پیغمبر با قرآن کریم یه انس جدیدی تو این ایام و یک نگاهی که این بعثت امت رو میخواد محقق بکند انشالله انس جدیدی پیدا بکنه. انشاالله به اتفاق همه بر بچه های خوب و نازنین که پشت صحنه سمت خدا زحمت میکشن و شما نمیبینیدشون و حتماً دعاشون بکنید، از خدمت شما خداحافظی میکنیم به امید سلامی دوباره و دیداری دوباره و آخر دعوانا الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. خیلی ممنون. صلی الله علی محمد و آل محمد.