شریعتی: سلام میکنم به روی ماهتون. امیدوارم زیر سایه نبی مکرم اسلام که امروز آغاز هفته وحدت و این ایام، ایام میلاد با سعادت اوست، بهترین برکات نصیبتون بشه. خیلی خوشحالیم که با همیم، خیلی خوشحالیم که در کنار همیم. امیدوارم که حال دلتون همیشه خوب باشه، امیدوارم که ایران سربلند و سرافراز اسلامیمون هماره پرچمش در اهتزاز باشه. روح بلند شهدای عزیزمون خاص رهبر شهیدمون شاد و به روح بلند تک تکشون باز هم بر محمد و آل محمد صلوات میفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
به رسم سه شنبه ها در محضر و در معیت حاج آقای میر هاشمی عزیزمون هستیم، با سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام میرهاشم: سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. عرض ادب و سلام و احترام خدمت همه بینندگان عزیز. انشالله خداوند توفیق خدمتگزاری رو به همه ما در هر سمت و جایی هستیم به همه ما اعطا بگرداند، انشالله توفیق خانواده سعادتمند هم به همه ما عطا کنه. تو همین شروع سلام علیک هم اجازه بدید که اون به رسم اینکه شروع درس و تدریس و جلسات ما اینجوره، همین اول جلسه برای مادر امام زمان و برای مادر و پدر آقا رسول اکرم یک صلواتی هدیه بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
شریعتی: خیلی خوب، خیلی خوشحالیم خدمتتون هستیم. چقدر حالمون با پیامبر خوبه و چقدر پیغمبر به گردن همه ما حق داره. عاقلان تشدید میخوانند و عشاق تو تاج تشدید میم پیغمبر. عاقلان تشدید میخوانند و عشاق تو تاج. ای بنازم نیمه نامت با مشدد بودنش. انشالله که پیغمبر که پدر امت برای همه مون دعا بکنه و برای پیغمبر قدمی برداریم. ما نتونستیم حق پیغمبر رو ادا بکنیم، ولی امیدوارم هر کسی توی هر جایگاهی، توی هر موقعیتی برای پیغمبر یک قدمی برداره، بشینیم فکر بکنیم، بشینیم کار بکنیم و انشالله پیغمبر و یادش رو از غربت و محجوریت در بیاریم.
بحث هفته گذشته ما خیلی خوب بود، خیلی پیامهای خوبی الحمدلله داشتیم. حالا که پیغمبر ما پیامبر رحمته، پیامبر محبت، او که به لطافت گلهای بهاری است، امروز هم ذیل این محبت و رحمت انشالله از خانواده قرآنی بشنویم و انشالله بهرهمند بشیم. انشالله البته توفیق خداست که یه موقع یه بحثی خیلی خوب در میاد، همش به عنایت خداست. الحمدلله توفیق و رزق و روزیه، انشالله خدا مدد بکنه که همیشه رزق خوب مادی و معنوی رو خدا به حق پیامبر رحمت به همه ما هم رزق مادی معنوی خوب رو انشالله عطا بکنه. انشاالله.
حجت الاسلام میرهاشم: فَبِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ... فرمودید که نبی رحمت، ما هم با توجه به بحث سهشنبههامون بگیم نبی رحمت و خانه محبت که تجلیش تو اهل بیت الله است: «اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربا». در واقع الگو قرار دادن اهل بیت به مقداری که میتوانیم و الا ما کجا و اون بزرگواران کجا. این خود آقا رسول اکرم و اینکه پیوسته اهل بیتشون در آیات، در روایات مورد توجه بودند، اصلاً اج سوالات رویم رفتش که مودت فی القربا اینا همش به خاطر این هستش که ما تو زندگیهای خودمون یاد تک تک اهل بیت این مودت، مودت یعنی محبت و اطاعت، این باعث میشه که خوشبختی دنیا در دل سختیها و مصیبتها و گرفتاریها. میخواید خوشبخت زندگی کنیم، چنانکه خیلیا در دل خیلی از رفاها و آسایشها آرامش ندارند. رفاه ظاهری ابزارش هست، ابزار آسایش است، ولی اون آرامش نیست، آرامش نیست. و از اون طرف ممکنه یه کسی محرومیتهایی داشته باشه، ولی اون آسایش و اون آرامشه که بشر به دنبالش هستش به دست بیاره. یکی از اصلیترین راهها و سادهترین راهها همین «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی».
ما جلسه قبل در ذیل آیه من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها... کردیم که اون مسکن ظاهری مهمه، ولی مهمتر از اون این است که تو اونجا به سکون و سکونت و آرامش برسیم. بعد با توجه به او بحث معماری آرامش رو بیان کردیم که به برکت خانواده است. کسی که تو وادی مجردی داره زندگی میکنه تا سن بالا، این معماری درست براش صورت نمیگیره. ممک نه تو یه موقعیتهایی یه سکونی و آرامشی باشه، ولی در دراز مدت این عجیب آسیب میبینه. هفته قبل بحث ما این بود، این هفته قسمت «و جعل بینکم مودة و رحمه» با توجه به «رحمت للعالمین» و «ما ارسلناک الا رحمت للعالمین». مرحبا به ناصرنا، خدا حفظتون بکنه، مدد میرسونید. سلامت و رحم رو این رو اشاره بهش میکنیم که ادامه آیه هم عجیبه، میفرماید: «ان فی ذالک لاآیات لقوم یتفکرون». عقلای عالم و اهل تفکر اگر این نکته رو دقت بکنن، آیات و نشانهها و یک نوع اعجاز الهی رو داخلش میبینن. آیات الهی رو داخل این مودت و رحمتی که داخل خانواده قرار داده شده.
تو جلسه قبل عرض کردیم که تو این طوفان تو دنیا، این کشتی مثل کشتی خانواده، این میتونه یه لنگر آرامشی داشته باشه. این هفته میخوایم بگیم که موتور محرکه او چه چیزی حرکت میدهد او را و او رو با ثبات میکند، با قوام میکند، تحکیم میکند، نگه میداره. حاج آقا نجم الدین، بعضیا دیدید روز اول یک عشق طوفانی شروع میکنند، بعد از یه مدت خیلی سرد میشه و سوالشون این هستش که علت این سرد شدن چیه و چه جوری میشه این رو این مشکل رو برطرف کرد و حتی دلشونم میخواد که این رابطه گرم باشه. گاهی اوقات شروع میکنن با اونها.
حجت الاسلام میرهاشم: تو این آیه شریفه نمیفرماید که خلاصه با عشق و محبت، میفرماید مودت و رحمت. این یه تفاوت، فرقش چیه؟ ببینید یه موقع طرف میگه من دوست دارم، ولی تو عمل نشون نمیده، تو رفتار و گفتار و کردارش معلوم نیست. مودت محبت عملیه، یعنی شما یه کاری بکنید که در عمل هم نشون بدی دوسش داری. این خیلی مهمه که در مقام عمل، تو نوع صحبت کردن نشون بدی خانوادتو دوست داری، فقط لفظ نیست، فقط لفظ زبان نیست. مثلاً بعضی موقع آدم صحبت میکنه، همین هفته پیش که صحبت کردیم، یه کسی میگفت حاج آقا خوب گفتی، مثلاً پسرم چقدر بد برخورد میکنه. یهو یکی میگفت مثلاً مادرم چقدر بد برخورد میکنه. چند تا موردی که هفته پیش بود گفتم ببخشید یواشکی یه چیزی به شما بگم، گفت بله. گفتم اونا بد نیستن، خود شما مشکل دارین. ایشالا جلوتر یه اشاره میکنیم. اگر شما به حالت مودت باشید، یعنی محبت و حالت در مقام عمل این محبت رو نشون بدید، این دیگه اون روحیه طلبکارانه شما رو میگیره. بچههه از بابا مامان طلبکاره، این روحیه چرتکندازی انداختن. خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی رو، خدا رحمت کنه حاج حق شناس. خدا یه جوری خودتونو بینیاز نشون بدید نسبت به پدر مادر، نکنه اذیت بشن. ببینید این نگاه رو نگاه کنید تا نگاه دیگهای که همش از بابا مامان توقع و این توقع اذیتشون میکنه. توقع هم پدر مادر اذیت میکنه، همین شخص تا آخر عمر اذیت میشه. آخرشم اون شخص بود گفت رو سنگ قبرم بنویسید که چرا اصلا پدر مادر من رو متولد کردن. چون روحیه طلبکارانه شخص معرو معروف هم بودا، یعنی روحیه طلبکارانه، روحیه هی چرتکه انداختن تو داخل خانواده نسبت به همه چی. چرتکه داره میندازه، یه حساب کتابای عجیب غریبی میکنه. این باعث میشه اون جریان مودت و رحمتی که میخوایم اشاره برداریم بکنیم، این آسیب ببینیم. این آسیب دیدن باعث میشه ثبات خانواده به هم بریزه.
مودت و رحمت، اون مودت عشق عملی ابراز کردنه، رحمت این است که تو سختیا و محرومیتها هواشو داشته باشید. اینکه میفرماید آیات یعنی میگه خدا من دادم این رحمت رو. همون رحمتی که برای بچه کوچک چطور بچه به دنیا بیاد نگران مادر، تو داخل خانواده همه نسبت به هم نگران باشند، دغدغه داشته باشن، هوای همدیگه رو داشته باشن، اینم خدا داده. بعد عجیبه توی روایات ما داره که اگر امید رو از خانواده بگیرید، دیگه اون مادره این بچه رو هم شیر نمیده و رحمت میرود. خیلی عجیبه. اینو برای این عرض میکنم تو این مشکلاتی که یه موقع آدم مواجه میشه تو جامعه که همیشه بوده است و خواهد بود و هست و یه سری دردسرها و سختیهای مالی و غیرمالی که پیدا میشه، ناامیدی رو با یه هنرمندی آدم جلوی ناامیدی رو داخل خانواده محبت و این مودت مشکلات رو هموار میکنه که از محبت خارها گل میشود به معنای واقعی کلمه. یعنی بچه یه دفعه نگرانی شدید داره، پناهگاهش میشه پدر و مادرش. این خیلی اثر داره تا اینکه ببینه تو این جهان بی پناه رها شده. بعدم به برکت پدر و مادر میرسه به اون حقیقت اهل بیت، به آقا رسول اکرم و رحمت للعالمین، به رحمت الله الواسعه و بعد میرسه به خدا. یه موقع تو بعضی از نقلها داریم این پدر و مادر در واقع تو خونه جلوه خداند. یواش یواش به فکر خالق میافته. تجلی خدا در منزل هم تجلی محبتن، هم تجلی رحمت واسعان، هم تجلی کمک مالی و رزق هستند.
حالا از بچگیم عذر میخوام، از بچگی این بچه نگاه کنه بابائه عنق منکسره، مادره هم همش جیغ و دادی، اون این بچه اصلاً نسبت به همه جهان ناامید. یعنی به نوجوانی میرسه دیگه به چیزی امید نداره. بعدم اینا همش دعوا و تربیت هم اثر نداره، اثر نداره. سر تربیت محبته. دیگه اینکه تو مکتب اهل بیت ما سهشنبهها بحث خانواده قرآنی رو داریم مطرح میکنیم چون همه چی از این خانواده شروع میشه. وقتی این رفتش توی مهد کودک اومد، مادر پدر میتونن دوباره تنظیمش بکنن. این رفت توی مدرسه، هزار و یک جور فرقه داره میبینه، برمیگرده. حتی خدای نکرده بیرون آسیبی دید، آسیب عصبی دید، روحی دید، چیزی دیدش، دوباره برمیگرده داخل خانواده. خانواده دورش رو میگیرن، حمایتی که میکنه مدد میشه. این رحم یعنی تو محرومیتها. مثل اینکه بچه سن کمه، این یه محرومیتهایی داره. تو محرومیتها همسر تو پیری هوای همسر خودش رو تو بیماری نشون میده. این شخص که بیمار شده رهاش بکنه. اصلاً دیدن این افراد حاج آقا نجم الدین خیلی اثر داره. من رفیقی دارم، این بنده خدا خانمش ۱۷ سال مریض رو تخت بود بالای ۱۷ سال، ۱۷ سال بله. مثل پرستار دورش محبت عزیزم و بالعکس. خانم بزرگوار که چقدر ایثار داره میکنه نسبت به شوهری که این فلج شده و چقدر مدد میکنه او رو همه جوره، تابلوی زیبایی رو خلق میکنن از محبت و این چقدر آدمو به زندگی امیدوار. آیهای از آیات الهی قطعاً همینطوره. کس اینو خدا وقتی نعمت رحم رو به شما داد و رحم رو داد، اینو بیار داخل خانواده. فرمود مودت و رحمت، فرقش با محبت و عشق اون عشقه آتیشی و هیجانی میاد مثل یه آتیش میاد بالا و زود فروکش میکنه. عشقها از پی رنگ بود، عشق نبود عاقبت ننگی بود.
یعنی این یه دفعه یه آتش هیجانی شعله ور، بعد این شروع میکنه سقوط کردن که خیلی باید مواظب باشیم. با صحبت کردن با بچههامون با آرامش، بچهها بالاخره متوجه میشن. بعضی موقعها مثلاً آدم میشینه یه فیلمی نگاه میکنه نقد بکنه، نقد به معنای اشکال نیستا، نقد توی طلا هم میگن نقادی برای اینکه ارزشش باید معلوم بشه. اینجاهاش درست بود، اینجاهاش بهتر بود اینجور بشه. یه موقع آدم صحبت بکنه. چطور تو فوتبال یه موقع مثلاً میشینیم با خانواده یه موقع میخوایم فوتبال ببینیم با بچهها میشینه میبینیم، اینجا مثلاً میگیم اینجوری پاس میداد بهتر بودا. تو فیلمها هم همینطور. تو عشقهای کاذب هم همینطور، اینطور نیستش که بگیم یه کسی عشق پیدا کرد دیگه همه چیش از دست رفت. این نیست که تو فقط شخص فکر میکنه که فقط مثلاً ذهنش نه قلبشم درگیر شده. بالاخره صحبت و نصیحت خصوصی جلو بقیه ضایع کردن نه ها، خیلی کار زشته. بله با ویژگی های خودشون بالاخره اثر خودش رو داره.
رحمت و مودت این حرکت میده خانواده رو به سمت استعدادها و شکوفایی استعدادها. این حرکت عجیب ایجاد میکنه. چرا که نقطه مقابلش اگر این مودت و رحمه و حمایت اگر نباشه، این اوج نمیگیره، به سمت بالا نمیاد.
این جلسه چون بحث نبی رحمت و خانه محبته، مرتبط با بحث خانواده، سیره رفتار و گفتار و کردار آقا رسول اکرم، آقا امام صادقم هست. آقا امام صادق رو چند تا حدود مقداری که فرصت بشه تو این جلسه من بالای ۱۰ نکته نوشتم، برخیش رو انشالله نحوه مواجهه و رفتار پیغمبر با حضرت خدیجه مثلاً تو خونه خودشون و اولادشون و اینکه چه جور میفرمایند برخورد بکنیم.
یکی از این نشونههای مودت یعنی محبت عملی این هستش که آقا رسول اکرم و حضرت خدیجه هرگز این رو حساب نمیکردن که ما یه آدم بزرگی هستیم. چون حضرت خدیجه سلام الله علیها بزرگ قریش بودن، سلام الله وضعیت مال و اموال هم بسیار پر از مکنت بودن. اهل بیت به ما یاد دادن هرگز منت به همسرتون نذارید که ما فلان کارو برای شما کردیم. اینجور منت نذارید، اینجور نرید من این کارو کردم تو چیکار کردی. این الگوبرداری از اهل بیت خیلی عجیبه.
الان یه دفعه یادم اومد داماد رهبر شهیدمون رضوان الله تعالی، حاج آقا محمد جواد محمدی گلپایگانی، یکی از اساتید خیلی قدر حوزه، حاج آقا مجتهدی هم ایشون هستن. طلبههام خیلی راضیان از ادبشون از تواضع ایشون و اینها. دیگه سالهاست ایشون تدریس داره، شما خیلی دوستش دارن، شاگردا دور ایشون هم درسشون. اینا یه تعبیر جالبی ایشون داد از همسرشون که شهید شدند. فرمودند که ایشون رتبه خوبی تو کنکور قبول شدن و تهران تو بهترین دانشگاه هم میتونستن برن. به احترام من که برای طلبگی مثلاً قم باید سطوح عالی اونجا مثلاً شرکت میکردن، میگفتن به احترام من از اینجا از اینا گذشت کردن و اومدن. خیلی مهمه، خیلی مهمه. این باعث میشه یه خانواده وقتی ایثار رو میبینه، بقیه هم میافتن به فکر ایثار. وقتی گذشت رو ببینن، ایثار و گذشت و محبت و اینا گم نمیشه. یعنی خیلی جاها به داد آدم میرسه. بعدم حاج آقا تو نسل آدم اثر میذاره، بچهها یاد میگیرن، بچهها یاد میگیرن، بچهها یاد میگیرن همین چیزا رو. یعنی پسر و دختر داخل اون خانه وقتی این چیز رو میبینه، حتی همسر آدم وقتی میبینه میگه جا داره من برای این شخص همه جوره سنگ تموم بذارم. خیلی اثر داره.
بحث مودت و رحمت الگوگیری از وجود مبارک اهل بیت. خدا هدایت کنه، نمیدونم بگم لعنت کنه یا نه. بعضیا که عناد دارنو لعنت بکنه، بعضیا که عناد ندارن هدایت بکنه. نذاشتن زیاد اهل بیت ترویج بشه، دربارهشون صحبت بشه و الا زندگیا چقدر اوج میگرفت اگه یاد میگرفتیم. تو نامگذاری اسم اهل بیت رو بذاریم. من پیش هر موقع میگم مثلاً میگه اسم بچه رو محمد جواد. گفتم انشالله الگوش حضرت جواد میشه و صاحب جود میشه، اثر میذاره رو بچه. خود اسم اهل بیت، خود اسم اسمو گذاشته خدیجه، میگم انشالله به برکت مثل حضرت خدیجه برکت حضرت خدیجه مال و اموال خوبی پیدا میکنه و در راه درست خرج میکنه. این خود همون جا تو ذهن بچه میمونه. آقا نجیب الدین عزیز، یه موقع بچه بعد از سالها میاد میگه بابا مامان گفتن که شما در گوش من اذان اقامه گفتی مثلاً فلان دعا. مثلاً میاد ۸ سالش شده، ۱۰ سالش شده، ۱۵ سالش شده، یه موقع میاد اونجا میگه حاج آقا بابا مامان میگن شما اذان اقامه این دعا و بعد تو ذهن بچه است رنگ میگیره. اسم تاثیر داره.
هیچگاه حضرت خدیجه سلام الله علیها نفرمود من بزرگ قریشم کار خونه واسه چی انجام بدم و هیچگاه آقا رسول اکرم هم نفرمود من که رهبر یک ملت هستم کار خونه واسه چی انجام بدم. هر دو بزرگوار کار خونه انجام میدادند و مدد میرسوندن. آقا رسول اکرم داره خودشان لباسشان را وصله میزدند. اون موقع خیلی موقعها میومدن تو خونه میدادن به خانواده، مثلاً داخل خونه این بنده خدا جارو باید بکنه، آدم خجالت میکشه. اصلاً این باید اتو یه موقع بکنه داخل خونه امروزه، مثلاً اونجا ظرف هم شروع، آدم اصلاً خجالت میکشه. همسر باید خجالت بکشه، بچهها باید خجالت بکشن، اینا بیان میدون کمک بردارن بکنن. هیچکس نباید بگه بگه من چون این خانمه مثلاً بگه من آدم بزرگیم یا آقایه بگه آدم بزرگی هستم مدد نرسونه. خود آقا رسول اکرم اون موقع یه سری کارای داخل خونه میومدن داخل خونه شروع میکردن کمک رسوندن. چقدر تماشایی بود.
دوم: یکی بعد از وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها، شایدم بگیم شهادت چون تو شعب ابیطالب بوده و تو اون تحریم، خدا لعنت کنه این دشمنانی که با این تحریمها انقدر زجر میدن، انقدر اذیت و آزار میکنن و خودشون رو هم به اصطلاح نجات دهنده بشر نشون میدن و حقوق بشر، حقوق بشر. چقدر مردم عزیز ایران سالهاست تو انواع تحریمها اذیت و آزارها از دارو و چیزهای دیگه، ولی الحمدلله به برکت مقاومت و این مودت و رحمتی که داره جریان پیدا میکنه تو بین خود عموم مردم و مسئولین، تو ۴۰ و خوردهای سال از خیلی از سختیها گذشتن. انشالله از سختی های این دوره هم انشاالله انشاالله.
اینجا داخل پرانتز هیچی عرض بکنم. اینقدر هی ما بحث رحمت رو عرض میکنیم، آقا رسول اکرم یاد دادن رحماء بینهم باشیم، ولی اشداء علی الکفار نباشیم/ دشمنان رحم نمیکنن. خیلی باید حواسمون جمع باشه که با هم که همدلیم، در مواجهه با یه نقطه ضعف نباید به دشمن بدیم.
بعدم حاج آقا نجم الدین عزیز، تو خیلی از تحریمها و مشکلات و اینها ما داخل اگر فساد ستیزی داشته باشیم و هر کسی تو هر سازمانی و تو هر مجموعهای برای افراد مجموعه خودش و خانواده اونها رحمت و مودت داشته باشه، هواشونو داشته باشه. حاج آقا نجمدین، تو من هرجا یه موقع میری تو فلان سازمان فلان مجموعه، اینو بذارید داخل چیز اشاره کنه. مثلاً فلان رئیس میدونه این یه مدت کوتاهی هم بیشتر اینجا بزرگوار، این همه زمین واسه چی میخوای؟ اینجا تو وزارتخوت، تو سازمانه، تو موسست، تو دانشگاه، تو مجموعه خودت، اصلاً واسه چی میخوای این همه؟ این همه رو برگردون به دولت، برگردون به یه قسمتی که به داد نوجوون و جوونها برسن. اگر همین و رحمتی که از دل خانه میاد این تربیت شده باشه، بر این وقتی میاد تو جامعه مسئولیتی که میگیره، اول نگاهش به این هستش که اینایی که دور و بر من هستن هواشونو داشته باشن.
ما حاج آقا مجتهدی رو آقا نجم الدین خدا رحمتشون کنه، داخل خونه که بسیار با محبت، بسیار عالی. یه موقع پدر ایشون، یه موقع ایشون فرموده بودن داخل خونه اومدم برم مثلاً گفتم نکنه پدر حالا با این لباس برم خونه با عبا عمامه، پدر راضی فرمود، لباس درآوردم رفتم داخل. بعد پدرشونم راضی شده بودن. یعنی از بچگی یاد گرفته از پدر و مادر مودت و رحمت رو. شما حاج آقا، حاج آقا مجتهدی رو میدیدید شد رئیس حوزه، داخل حوزه خودشون اینقدر با محبت، با مودت، با رحمت، با دلسوزی و این محبت و رحمت بود که حالا بعد سالها شاگرداشون با افتخار میگن ما شاگرد حاج آقا مجتهدی بودیم.
حاج آقا یه شب، یه شبی داماد عزیزشون میفهمه. ببینید همسر چقدر همراهی میکنه، عامل موفقیته همسر در داخل خانه انسان را به اوج میرسونه. بله خیلی اثر داره. دامادشون یه شب فرمود رفتیم خونه زنگ بزنیم سر بزنیم به اینا، زنگی زدیم و داخل رفتیم، دیدیم که این دو تا بزرگوار با پتو. حاج آقا حاج آقا مجتهدی اونجا یه پتویی سردشون شده، حاج خانم. بعد میگه چرا اینطوری شد؟ میگه امشب گازوئیل برای طلبهها نیومده. ببینید مسئول رو دغدغه مند رو ببینید. پدره گازوئیل امشب نیومده، بچههاش شوفاژ طلبهها امشب سردشونه. من به خانمم گفتم که شما اتاق دیگر چیزتون داشته باشید، من این اتاقو تو همین کتابخونه خودم بدون به اصطلاح چیز من تو گرما نخواب. نه، منم همراهی میکنم با شما تو این وظیفه تو این راه. ببینید الگوبرداری از حضرت خدیجه سلام الله علیها نسبت به آقا رسول اکرم تو تمام وظیفه رسالت مدد رسوندن.
بعضی از انبیا هم که ضربه خوردن، حضرت نوح و حضرت لوط. نگاه میکنیم ببینید که داخل خانه حمایت نشد، همسر اینها آدمای منحرف بودن. حالا یه عرض ادبی بکنیم به ساحت حضرت خدیجه سلام الله علیها. من خاطرم هست سحرهای ماه مبارک، سحر ماه من که خدمت شما بودیم، شب دهم بود که دیگه ما از خدمت حاج مرخص شدیم و صبحش این جنگ ۴۰ روزه آغاز شد و با شهادت رهبر شهید. اون شب از حضرت خدیجه نام بردیم که پیغمبر بعد سالها هر وقت نام حضرت خدیجه میومد تواضع میکرد در مقابل این نام، اشک در چشمانش جمع میشد و با حسرت خدیجه و عین مثل خدیجه کجا، دیگه مثل خدیجه پیدا میشه. اون وقتی که منو همه تکذیب میکردن، او تصدیق کرد. و این محبت در پیشبرد این اهداف پیغمبر چقدر موثر بود. بعد اونجا تعبیر ودود هم به کار رفته، ودود همین مودت، مودته که در مقام عمل ابراز محبت میکرد تو رفتارش، گفت صادقانه و چندین فرزندی که هر کدام نور چشم بوده، اوجش فاطمه زهرا سلام الله علیها که آقا رسول اکرم به این خیلی توجه داشتن به این وجود مبارکشون و این صفات خاصشون.
دوم: یک اول کار خانه، این تو مودت و محبت خودشو نشون میده. دوم تند تو تندی همسر بعد از خدیجه سلام الله علیها، یکی از همسراندار اونجا یکی از همسران آقا رسول اکرم تندی به برخورد میکردن حتی غیرمنطقی، حتی به دروغ گاهی اوقات برخورد بد میکردند. بعد اونجا داره که انس بن مالک میگوید میگه من ۱۰ سال خادمی این خانه رو میکردم، اینجا رو انجام کارگری میکردم براشون. یک مرتبه آقا رسول اکرم نسبت به من تند نشد، خیلی عجیبه. و داخل خانه، داخل خانه یکی از همسرها تندی میکردند، آقا رسول اکرم با اون عظمتشون میگه با یه لبخند گذر میکردن و اجازه. خلاصه اونجا شما نمیدیدید که حضرت بخواد تندی بکنه. حتی بعضی از اقوام و نزدیکان یه موقع ورود پیدا میکردن، بعضی از اقوام اون خانم، اون همسر ورود پیدا میکردن که آقا یه برخوردی بکنیم چون حضرت اجازه نمیدادن.
بعدها تو زندگی بعضی از بزرگان هم میبینیم که یه عالم بزرگواری بود، یه همسر خیلی بد دهن تند همراه او. یه موقع برادر خانمهاش اومدن گفتن حاج آقا دیگه ما از خجالت داریم میمیریم، اجازه بدید ما خواهرمون رو ببریم. اینا گفت فرموده بود که میترسم شما ساقت نیارید و بهش ظلم بکنید. الله اکبر، چون برادرم میگفتن که این دیگه بد دهن، ما ببریم دیگه پهلوی شما، شما خیلی دیگه طاقت آوردین. خجالت میکشید، خجالت میکشید. بعد به برادر خانمهاش گفت، گفت من میترسم شما این طاقت تحمل میکنم مشکل و بعدم اینها یک شبه ره صد ساله میرن، خدا بهشون عطا میکنه.
حتی این سوره مبارکه تحریم رو بعضیا شان نزولش رو بیان میکنن که مثلاً برخی از یکی از مثلاً همسران پیامبر یه موقع به دروغ و به فریب گفت فلان جا که بودی، مثلاً از شیره فلان درخت یا عسلی که اونجا به دست میومد خوردی، این بوی بد دهانت ما را اذیت میکنه. آقا رسول اکرم مقید بودن لباس مرتب خیلی مهمهها که مردها لباسشون مرتب باشه، مایع آبروریزی نباشه، آراسته باشد، آراسته باشد. حالا نمیخوایم بگیم اهل تجمل و اینها، ولی حالا یه لباس قدیمی هم هست این اتو کرده باشه. آقا رسول اکرم اینا خیلی الگوهای زیباییه. خدا این نعمت رو به ما داده که بتونیم اینا رو بیان بکنیم. یعنی آقا رسول اکرم به بهانه وجود مبارک ایشون داریم درس زندگی و مهارتها و روش موفقیت نبی رحمت و خانه محبت اسره تعسی کنیم. دیگه بله اسوه حسنه.
بعد اونجا حضرت میفرماید که چون شما بدت میاد از این به اصطلاح چیزی که خوردم، حالا عسل خاصی بوده، شیره خاصی بوده، چیزی که خورده از بوی من، دیگه هرگز نمیخورم. ولی شما هم به اون شخص نگو که دلش بشکنه، نه خونه او خوردن که اونجا آیه نازل میشه: «لم تحرم ما احل الله لک»، شما چرا اصلاً میگه اینو نمیخوام بخورم؟ «لم تحرم ما احل الله لک»، اون چیزی که برای شما حلاله. این برخورد حضرت.
سوم: ابراز محبت بیبهانه. چقدر خوبه آدم به بچههاش، به پدر و مادرش، به همسرش بیدلیل حتماً لازم نیست یه دلیلی باشه، بی دلیل ابراز محبت کنید، بدون بهانه، وقت بدون مناسبت زدگی. خیلی فرمود یه موقع بیرون میرید، این حدیثش خیلی زیباست. میخواستم بحث ادامه رو بدم، ولی حیفم اومد که این حدیث رو به مناسبت اینجا بیان نکنم. فرمود هر موقع شما مسافرت میرید مقید باشید: «اذا سافر احدکم»، امام از امام صادقم اینجا عرض بکنم، هر کدام مسافرت میرید یه سوغاتی بیارید، ولی به مقدار کم ولو به مقدار کم، حتی سنگم شده یه سوغاتی بیارید. اینا دلشون خوشه که من اونجا به یادت بودم. خدا رحمت کنه حاج حقشناس، خدا رحمت رحمت الله علیه، فرمود داداش جون تو خونه میای یه چیزی دستت باشه. اونجا ولو کم، اونا خوششون میاد ولو مقدار کم باشه ها، ولو آقا مشکل مالی شدید دارم حسابی، ولی یه جوری محبت و ابراز کردم. بعد خدا رحمت کنه حاج آقا حق شناس رو، یه سفارش قشنگی شما ۱۰ شب ماه مبارک کردید فرمودید که کمتر مردم از حاج آقا مجتهدی از این علما رو. شما یه نکتهای اومد بگید، من از اون موقع یادمه که این رو گوش دادم مردمم خیلی استقبال کردن. خدا خیرتون حاج آقا حق شناس، بلا استثنا از مسافرت میاومدی داشتیم سوغاتی بردید آوردی چیکار کردید، بلا استثنا. خیلی عجیب بود این حدیث، عجب این حدیثه امام صادق علیه مسافرت برمیگردی برای خانواده سوغاتی بیار ولو به مقدار کم باشد. تو اون حدیث داریم یه موقع هست طرف میگه آقا من وضع مالیم خوب نیست نمیشه، ولی یه مقدار حداقل یه مشت نخودچی مثلاً وار بیار. بعد این عجیب، به قول امروزیا انرژی مثبت به داخل خانواده، حتی بخشی از دعواها رو خود به خود اینا شروع میکنه حل کردن.
فقط یه دقتی باید بکنیم تو این محبت و ها و اینها دچار یه سری آفت ها نشیم. یعنی چی؟ یکی از آفتها رو تو لابلای صحبت عرض کردم: چرتکه انداختن، من ۱۰ تا محبت کردم، ایشون یکی کرد، نه تا. خلاصه من اینجا طلبکار هستم. اینجوری جز ناراحتی هیچی ایجاد نمیکنه. اینجا هم لا صدقات، این آفت اول که آیه چقدر زیبا قرائت کرد. با این چرتکه انداختن آدم به یه جایی میرسه از همه ناراضی. اصلا این محبت در تو توقع ایجاد میکنه، آرامشو ازت میگیره. پیش چشمت داشتی شیشه کبود، زین سبب عالم کبودت مینمود. میاد میگه حاج آقا این شوهرم یک آدم مشکل داری. بعد دیگه چی حاج آقا، این پسره هم هست مثلاً منحرفه، دیگه چی حاج آقا، اصلاً بابا مامانم که از اول اصلاً مشکلی میبینه از قبل. اصلاً این رو خودش کار نکرده، همش چرتکه انداخته از همه طلبکار. یه موقع هم متوجه میشه که باید قسمت پر لیوان رو میدیده. یه موقع باید دقت میکرده که از همین نعمتها استفاده میکرده و بهره میبرده. یا میبینیم با همه قهره، با همه مشکل داره. بعد میگه آقا همه مشکل دارن که تو احادیث داره که دنبال انقدر نگو صد در صد همه چی کامل. این کمالگرایی افراطی خیلی ضربه میزنه، بی دوست و رفیق میمانی، با همه مشکل پیدا میکنی، خانوادت رو اصلاً از دست میدی. این یکی آفت بزرگ. اینقدر تو محبت باید دقت کنیم، این آسیب نبینیم.
دوم: تو این محبت از حد تعادل خارج نشه. مثلاً طرف انقدر محبت میکنه خانواده خودشو تعطیل میکنه. انقدر مثلاً میاد محبت میکنه هر ظلم و عصیان و معصیت و گناهی هم طرف گفت میگه چشم. میاد عروس محبت هم یه حدی داره. عروس داماده، پدره مادره، فرزند اینا باید دقت کنن به خاطر دیگران نمیارزد خدا رو ناراضی کنه و اتفاقاً برای همه هم این آزمایش پیش میاد. یه موقع شخص حالا همسرش آزمایش پیش میاد سر معصیت. این ما گفتیم محبت و مودت، منتها حدی داره. حدش اونجایی هستش که دیگه شما حق الناس و حق الله اینجا پایمال نشه. حق الله میشه خط قرمز، خط قرمز. اون حق الناس و اون حق الله میشه به هر قیمتی من برای پدر مادرم کار بکنم، نعوذ بالله یه دفعه یه سمتی هم میگیرید، یه دفعه دزدی بکنه. اونجا به هر قیمتی من خانواده رو تامین بردارم بکنم، ولی ظلم به دیگران بکنم، نه. اینجور نیست. این خیلی مهمه که از اون حالت تعادل انشالله خارج نشه.
فرمود « قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها » خانواده عجیبه. تو این آیه هشت تا موردی که داره میفرماید، چند تا مورد اولش این هستش که خانواده آزمایش بزرگی. «امکان آباکم» یعنی یه آزمایش خاطر آبا شما طلبکاری یا بابای طلبکاره؟ «ابناء» پسر طلبکاره، پسر از شما طلبکاری یا شما از پسر طلبکاری؟ «اخوانکم» داداش از شما طلبکاره یا شما از داداشت طلبکاری؟ خواهر برادری، «ازواجکم» این همسر از شما طلبکار یا شما؟ فرمود این مورد آزمایش قرار میگیرید که ما مودت و محبت و اینها رو گفتیم. تو خیلی از اختلاف سلیقهها مدارا رو، مدارات کردن رو بیان کردیم، ولی از این غافل نباید بشیم که از حد تعادل که اون خط قرمزه حق الله حق الناس نباید خارج بشه.
شریعتی: بسیار عالی آقا، خیلی ممنون و متشکرم. انشاالله که زندگی ها سرشار از محبت باشه، سرشار از مودت باشه، سرشار از رحمت باشه و هر چقدر شرایط پیچیده تر میشه، سخت تر میشه، این همدلی این محبت یادمون نرفته. تو دوران کرونا، تو دوران جنگ ۱۲ روزه، تو دوران جنگ رمضان، چقدر این همدلی و مودت بین مردم حال ما رو خوب کرد علی رغم همه داغهایی که دیدیم. و در مقیاس کوچکتر تو زندگیها، چقدر روابط بین زن و شوهر، چقدر روابط بین خانواده پدر و فرزند، مادر و فرزند، چقدر میتونه حال خوب کن باشه. انشالله که در زیر سایه نبی مکرم اسلام که پیامبر رحمت اند، انشالله حال دل هممون خوب باشه.
آیات رو بشنویم، ثواب تلاوت آیات را هدیه بکنیم به روح بلند پیغمبر عظیمالشأنمون، به روح بلند حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها که امروز نامشون به میان آمد و فضای برنامه منور شد متبرک شد از حسن سلیقه حاج آقای میر هاشم. خیلی ممنونم، متشکر. باز میگردیم بعد از تلاوت آیات، انشالله همراه شما هستیم عزیزان. صفحه ۳۰۴ مصحف شریف رو تلاوت خواهند کرد در لحظات دقایق پایانی، با احترام با عشق همراه شما مخاطبان شبکه محترم افق، شنوندگان رادیو کرم معارف خواهیم بود. بفرمایید، خواهش میکنم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
که زیر سایه قرآن باشیم، آیات پایانی سوره مبارکه کهف را با هم تلاوت کردیم از قاریان عزیزمون، از قاری های نوجوانی که در طول هفته در کنار ما هستند، از همشون ممنون و متشکرم. انشالله که زندگی همه منور به نور قرآن باشه.
برای مشارکت در قربانی ماه ربیع الاول به عشق نبی مکرم اسلام همچنان فرصت هست. دوستان که به هر دلیلی موفق نشدند که در قربانی اول ماه شرکت بکنند یا بخوان مجددا شرکت بکنند، به نیابت از همه درگذشتگان، به نیابت از همه حقداران شما همراه بشید و نیتمون سلامت امام زمانمونه و سلامت نائب عزیزشون و سلامت امت مجاهد. به زیرنویسها میتونید دقت بکنید، به کانال ما میتونید مراجعه بکنید یا عدد ۱۴ رو به ۲۰۳۰۳ که پیامک بکنید، دوستان نحوه مشارکت رو برای شما ارسال خواهند کرد. خدا انشالله به بهترین وجه از همه تون قبول بکنه و براتون جبران بکنه.
آقا جمع بندی فرمایشاتتون رو بشنویم، خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام میرهاشم: بحث این جلسه که خدا توفیق داد نبی رحمت و خانه محبت، بحث اقتدار به برکت مهربانی. اقتدار کامل به برکت مهربانی. این از داخل خانه شروع میشه، بعد داخل کشور هستش. مسئولیتی که کسی بگیره با این لوار مودت و رحمت هستش که میتونه اقتدار بزرگی ایجاد بکنه، به داد برسه و حمایت بکنیم. چون رحمت موقع محرومیتهاست، موقع تحریمهاست، موقع نقصانهاست، موقع گرفتاریهاست، موقع سالمندیهاست. مودتم این محبت رو ابراز کردنهاست.
من تو این لحظات پایانی حیفم میاد این دوتا حدیث رو اشاره برای برای آقایون. در حدیث زیبا داره که این همنشینی مرد با خانوادهاش نزد خداوند از اعتکاف در مسجد بالاتره. الله، بعد از اون طرف چقدر دین زیبایی داریم که تو بحث عبادت اینها رو هم عبادت، بلکه بالاترین عبادتها ذکر میکنه. از اون طرف برای خانمها خیلی زیبا داره که میخواید ۶۰ تا خطای شما نزد خدا آمرزیده بشه؟ میخواهید شما مدینه بهشتی در به مدینهای در جنت خدا بهتون عطا بکنه؟ یک سال عبادت حقیقی و خالصانه برای شما نوشته بشه؟ فرمود که کسی که یک آبی خانمی یک آبی به شوهرش بده، از آب به او نوشیدنی، آبی چه چیزی به او عطا بکنه، خداوند به اندازه یک سال عبادت و در بهشت و غفران و برکت رو نصیب او میکنه. همین مقدار خدمتی که داره به همسرش داره انجام میده، هر یه ذره به ذره او رو خدا میبینه و بهش عنایت و توجه داره. و خوش به حال اونایی که با خدا معامله میکن.
شریعتی: خیلی خوب، تمام شد، باید خداحافظی بکنیم. این هم از سمت خدای امروز بود که تقدیم نگاه پر مهر شما شد. فردا انشالله با حضور حاج آقای عابدینی خدمتتون خواهیم رسید با موضوع بعثت امت و نکته های ناب ایشون رو خواهیم شنید. حاج آقای خلج هم خوش آمد عرض میکنم، روزهای شنبه در سمت خدا میهمان لحظات ناب و نورانی شما هستند و حاج آقای عابدینی هم چهارشنبه ها ما در محضر و در معیت ش هستیم. بهترین ها را برای همه شما از قادر متعال مسئلت میکنم.
ایام میلاد امام صادق هم در پیشه و سه شنبه هایی که مزین به امام صادق هست و خیلی حضرت به گردن ما حق داره. امروز صلوات امام عسکری برای امام صادق رو پیشکش نگاه پرمهر شما خواهیم کرد. آقا دعا بفرمایید، انشالله خداحافظی میکنیم.
حجت الاسلام میرهاشم: خدایا به مقربین درگاهت نگاه طلبکارانه در خانواده رو از ما بگیر و نگاه مودت و رحمت نبوی رو این مسیر ناب رو خدایا در زندگی های ما قرار بده و توفیق خوشبختی دنیا و آخرت و خادمین مکتب اهل بیت و الگو گرفتن از مکتب اهل بیت و خادمین این راه و خادمین راه شهدا به همه ما اعطا بگردان الهی آمین.
شریعتی: خیلی ممنون، خیلی متشکرم و ممنون. «ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا غرة عین و جعلنا للمتقین اماما». در پناه خدا باشید تا فردا و تا سلام دوباره. متشکرم از شما