اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-05-26- حجت الاسلام پناهیان-مدیریت ذهن در سیره نبوی

اللهم صل علی محمد اللهم صل علی اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین سلام عرض می‌کنم محضر شما مخاطبان عزیز و ارجمند هموطنان گرامی شنوندگان جان بینندگان محترم شمایی که شبکه سه سیما الان می‌بینید ممکنه برنامه رو از شبکه افق یا شبکه ولایت تماشا بکنید یا شماهایی که حوالی ۲۲ و ۳۰ دقیقه شامگاه دوشنبه از رادیو معارف سمت خدا رو گوش می‌کنید

امیدوارم هر جا هستید در ماه ربیع الاول بهترین‌ها دائماً براتون به لطف نبی مکرم اسلام رقم بخوره و حوصله هم داشته باشید که ۵۰ دقیقه تقریباً از این لحظه به بعد برنامه خودتون رو همراهی بفرمایید برنامه‌ای که در کنار استفاده از مباحث اساتید گرامی از شنبه تا پنجشنبه برخی پویش‌ها رو هم اعلام می‌کنه با شما کارهای بزرگی رو رقم زدیم یعنی شما مردم عزیز از جمله قربانی که این روزها داریم خیلی مباهات می‌کنیم به داشتن مردمی مثل شما به خاطر اون قربانی ۱۰ هزار قربانی به نیت سلامتی امام زمان علیه السلام و رهبر عزیزمون حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای حفظ الله تعالی انشالله که حالا این چه مشارکت بکنید و اینها جزئیات خیلی وقت ها تو زیرنویس میاد خیلی وقتا توی کانالمون اشاره میشه توضیح میدیم در موردش و جونم براتون بگه که عددی که بهش اعلام می‌کنید چه تعدادی قربانی انجام دادید کجا چه‌جوری سامانه 20000303 هست خیلی ممنون و متشکرم ازتون بفرمایید حاج آقای پناهیان شروع برنامه اگر نکته‌ای داشتم در همین خصوص به هر مقدمه‌ای خواهیم شنید و دیگه وارد بحث خواهیم شد بفرمایید آقا سلام علیکم.

حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم واقعاً آرزوی قبولی طاعات و عرض ارادت‌ها به ساحت مقدس ائمه هدی رسول مکرم اسلام علیهم صلوات المصلین دارم برای همه کسانی که در این دو ماه گذشته مجاهدت کردند به نصرت دین خدا پرداختند به یاد اهل بیت بودن یاد پیامبر و فرزندانشون گرامی داشتند

ملایی: واقعاً بهترین دعا اینه که خدا این‌ها رو قبول کنه الهی آمین احسن الهی آمین از همه قبول بکنه انشالله اصل حالتون خوبه الحمدلله خوشحالم خدمت حضرت علی هستیم مؤید باشید زنده باشید ما هفته پیش یه جوری میتونم بگم که رفتیم سراغ بحث مدیریت ذهن تو سیره نبوی تو سیره پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خب بحثی رو آغاز کردید که بیشتر توجه به وظایف و مسئولیت‌های امت اسلامی پیامبر خدا تو زندگی و در رسالتشون با چالش‌ها با مانع‌ها با مشکلات و تعبیر مصائب رو حتی می‌شه به کار برد روبرو شدند اما اینا رو میشه رتبه بندی کرد میشه درجه بندی کرد بعضی از اونها مصائبی بود که خیلی حضرت رو اذیت کرد چیزیست که حضرت عالی فرمودید دارم یه مروری می‌کنم درس مختصری هرچه ناقص پس بدم یکی از اون خلاصه چالش‌ها یکی از اون مصیبت ها که شاید بشه به تعبیری گفت بزرگترینش هم بود تحجر امت و این چیزیست که وعده داد این هفته بیشتر برامون بازش کنید بله

حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم واقعش این است که رسول خدا دشمن اولی که مقابلش ایستاده بود تحجر بود این رو باید بهش بیشتر بپردازیم اجازه بدید من همین ابتدای کلام یک جمله برجسته‌ای از امام شهید رو برای بینندگان عزیز قرائت کنم ایشون می‌فرماید که کافر به گفته یکی از محققین کفار در قرآن همه جا یک اسم و تعبیر دیگری هستند از مرتجعان قرن ها و عصرها عجب کافر یعنی مرتجع همه جا پیغمبر روشنفکر زمان است حرف نو دارند به سوی نو دعوت می‌کند اما کافران و مخالفان متعصبان و مقلدان و متحجران و مرتجعانی هستند که راه نوع او را نمی‌پسندند و نمی‌پذیرند حرف هم این است که ره چنان رو که رهروان رفتند یعنی این رو ازش سوء استفاده می‌کنند حالا ممکنه گاهی این حرف درست باشه ها بستگی داره اون رهروان رو کی بدونیم بله ما پدر و مادرهایمان را این‌جور ندیدیم ما پدر مادرهایمان را جور دیگری دیدیم سنت پرستی رو به جای اندیشیدن در واقع قرار میدن سنت چیزای خیلی خوبی توش داره پالایش هم باید بکنه سنت ها رو حفظ کنه مثلاً مثل قواعد یک ساختمون می‌مونن ولی نوسازی یک ساختمون یک ضرورته مصالح نو میاد نیازهای نو میاد بله و نوسازی می‌کنن ساختمون رو در واقع رسول خدا دین جدیدی نیاوردن می‌خواستن نوسازی کنن دین ابراهیم رو که در میان مردم پس از مدتی نبودن پیامبران دچار تحریف و انحراف شده بود دقت فرمودید کسانی که مقاومت کردند همه به نوعی دیندار بودند مشرکین برای خودشون دینی داشتند کافران برای خودشون دینی داشتند حالا بگذریم از اینکه جدی‌ترین دینی که مقابل پیغمبر اکرم ایستاد دین یهود بود که حالا این خیلی ماجرا داره و یه مقدار غفلت شده تو تاریخ ازش پیامبر اکرم در واقع روشنفکر زمان خودش بود دعوت به روشنفکری می‌کرد و این روشنفکری اختصاص به زمان رسول خدا هم نداشت که بگیم اون زمان مشکل این بود که یه عده‌ای روشنفکری رو برنمی‌تافتند و مقاومت می‌کردند و متحجرانه می‌ای ایستادند اساساً دین در هر زمانی چالش اصلیش تحجله در هر زمانی و دین در هر زمانی شما رو به روشنفکری دعوت می‌کنه ساختار دین یه به همین دلیل فقاهت خیلی ارزش پیدا می‌کنه که باید فقیه باشید این رو عمیق بفهمید متناسب با زمان خودت این رو اجرا کنید ارزش فقه اسلامی به همین احسنت بعضی‌ها از متحجرین زمان ما اینقدر ظاهر روشنفکری و باکلاسی دارن آدم یه مقدار عذر می‌خوام بالاخره خندش میگیره که اینها مثلاً ضد ولایت فقیه هستند برای چی برای اینکه نمی‌خوان فکر کنن در مبانی در قواعد فقه در بسیاری از این حرف‌هایی که ما جزو مسلمات دینی‌مون هست نمی‌خواد فکر کنه میگه کو ولایت فقیه تو قرآن به من نشون بده مثلاً یا تو روایت به صورت گلدرشت بله به من نشون بده فقط فرمودید تا من ولایت فقیه رو قبول کنم یعنی این نمی‌خواد فکر کنه یاد کنه از دین استنباط کنه از دین و شروع بکنه به عمیق شدن در معارف دینی تا از معارف دینی بخواد بهره‌برداری بکنه برای مسئله‌ای به نام ولایت فقیه که برخی از فقها اون رو بدیهی می‌دونن جالبه برخی از فقهای ما در تاریخ فقه می‌فرمایند کسانی که ولایت فقیه رو برداشت نکنند از فقه بوی از فقه نبردند بعد بعضی ها به صورت گلدرشت دنبال یه آیه روایتی می‌گردن که مثل حمد و سوره شفاف آمده باشه و ذکر کرده باشه مثل کسانی که ولایت ۱۴ معصوم رو در واقع ولایت ۱۲ امام رو دنبال یه آیه خیلی صریح از قرآن می‌گردن دوست دارن یه آیه سوره در قرآن باشه به نام علی بن ابیطالب نمی‌دونم یه سوره در قرآن باشه به نام اباعدالله الحسین قبول نمی‌کنند که آدم تنها جوابی که داره به اونها بده اینه که خب هیچی رو نمی‌خواد قبول بکنی می‌خوام مثلاً ۱۰۰ سال شما قبول نکنید تحجر مقابل دین پیامبر هست و لااقل ۱۶ مرتبه در قرآن کریم ذکر شده که مقابل انبیا الهی مخصوصاً پیغمبر ما ایستادن می‌گفتن که این دین و آبا و اجدادی ما نیست ما از قدیم یه همچین حرفی نداریم و پیغمبر اکرم وقتی اونها رو به این دعوت می‌کرد که فکر دینی در جامعه تکامل پیدا بکنه همون عبادتی که در مکه بود در جامعه تکامل پیدا بکنه برنمتافتند به قتل پیامبر اکرم هم عزم کردند پس واقعاً این حرف رو باید اول آموزش دین به بچه‌هامون یاد بدیم کسی آمد مردم را وادار به اندیشیدن بکند مخالفت کردن کسی آمد حرف نو آورد متحجرین و متعصبین متعصبین مخالفت کردند حتی حاضر نبودن بیندیشند کسی آمد به قول امیرالمومنین علی علیه السلام دفینه‌های عقول رو خواست استخراج بکنه کسانی که زیاد اهل فکر و تعقل نبودن مخالفت کردند مگر او به چه چیزی دعوت می‌کرد ببینید این خیلی مهمه که ما بگیم پیغمبر یه حرف مهم آورد شما باید بپذیرید با اینکه اینو بگیم

بگیم نه اینکه پیامبر یه حرف مهم و درست آورد و شما باید این حرفو بپذیرید پیامبر آمد انسان‌ها رو وادار به تعقل بکنه و اونها نپذیرفتند اون حرف مهم و درست هست ولی اگر مردم فکر نکنن این حرف درست در نمیاد این نکته اول که شما جلسه قبل فرمودید این تعبیر که پیامبر اکرم روشنفکری داشت و روشنفکری مردم رو دعوت می‌کرد نو بود من خود کلام امام شهید رو برای شما این هفته آوردم بله خب آیا بله آیا در واقع بعد از پیامبر الان چی ما نیاز به روشنفکری داریم در دین مسلمه یه داستان دردناک می‌خوام بگم زیر پوست این ماه ربیع الاول مصائب زیاده و حالا دیگه ذکر نمیشه دیگه مومنین حالا چه شده که بنا شده که عزاداری‌ها رو از ماه سفر ادامه ندن بالاخره حالا به احترام میلاد پیامبر اکرم است ولی گریه های حضرت زهرا سلام الله علیها ادامه داره تو این مدت تا شهادت حضرت حالا این گریه ها به چه یه دلیلشو بگم بله منتها به بیان روضه‌ای نیست به بیانیه که ممکنه حتی مردم یه کمی هم مثلاً باور نکنن بخندن حالا نمی‌دونم دیگه ممکنه آدما واقعاً تعجب بکنن از شدت تعجب دچار زهک و اینها بشن یه نفر اومد زمان یکی از خلفا که نام نمی‌برم گفتش که والذاریات ضرا یعنی چی یکی از آیات کریمه قرآن هست پیش یکی از خلفا هم نیومد یه آقایی به یکی از خلفا گفت یه نفر اینجا از تفسیر قرآن بلکه ترجمه قرآن از من سوالی داره میگه وضاریات ضروا یعنی چی خلیفه وقت گفتش خب بگو بیاد پیش من ببینم می‌خواید بقیشو از رو بخونم عرض سلام بفرمایید اومد گفتش که در واقع و ذاریات زروا یعنی چی اون آقا برگشت ۱۰۰ ضربه شلاق به او زد چرا می‌زنی منو گفت چرا سوال کردی بعدش فرستادش زندان عجب گفت روزانه هم در زندان او رو کتک بزنید بعدش تبعیدش کرد بعد که تبعید کرد به مصر به بصره اونجا هم گفت هیچکس با این حرف نزنه این هی می‌گفت آقا من اصلا غلط کردم از اینکه اون سوال رو کردم یه سوال همون جلسه اول هم همین حرفو زد گفت باشه شما منو زدی من سوال از ذهنم پرید گفت نه کافی نیست باید مجازات بشی بابا با فکر کردن اینجوری مبارزه کردن حضرت زهرا سلام الله علیها برای چی گریه نکنه امیرالمومنین علیه السلام خانه نشین شد یعنی چی پس ما این مسئله آزاد اندیشی که اتفاقاً آزاد اندیشی کرسی‌های آزاد اندیشی از ابداعات بسیار گران قیمت امام شهید ما بود خود ایشون هم گله می‌کردند که در حوزه و دانشگاه کمتر به این موضوع پرداخته شد این موضوع یه موضوعیه که همیشه ما بهش نیاز داریم دین انسان رو بار میاره ولی از اون طرف یک ماجرایی داره بذارید من این رو برای شما بخونم خلیفه در پاسخ نوشت او را روانه مدینه کنید اونو به مدینه فرستادن طرف خودشم نمی‌دونست من از یه کسی یه سوالی کردم اون کس کی بود امر عاص بود عمروعاص به خلیفه نوشت که آقا این ببخشیدا من می‌خوام این رو با جزئیات بگم این داستان رو این یه داستان نیست این یک جریان برگشت گفت که منو چرا به مدینه می‌فرسته گفت برو مدینه کارت دارم بعد اتفاقاً وقتی که رسید به خلیفه گفت خب چه خوب من حالا اومدم مدینه از یه شهر دوری بپرسم اینجا گفت ای خلیفه وقت وریات زروا یعنی چی خلیفه گفت تو همون کسی هستی که از تفسیر قرآن سوال می‌کنی بیا جلو خلیفه با چوب خرما صد ضربه به سرش زد گفت یا امیرالمومنین آنچه در سرم بود بیرون رفت ما سوال دیگه نداریم علی گفت او را به زندان ببرید زندان بردند چون بهبودی پیدا کرد خلیفه دستور داد دوباره او را آوردند این بار صد ضربه به کمر او زد به گونه‌ای که در کمرش شیار ایجاد شد عجب گفت او را به زندان ببرید این بار سوم که او را نزد خلیفه آوردند گفت یا امیرالمؤمنین اگر میخواهی مرا راحت بکش خلاصم کن خلیفه او را به بصره تبعید کرد البته یه جور دیگه هم نقل شده شبیه اینه اون بعضی جاهاش بدتره کاری ندارم به بحث ابوموسی اشعری والی بصره است نوشت که کسی با این فرد نشست و برخاست نکنه ابوموسی اشعری میرفت نماز جماعت هیچکی باهاش حرف نمیزد اومد گفت آقای ابوموسی اشعری من توبه کردم از اینکه اون سوال کردم تو رو خدا به خلیفه بگو مردم با من حرف بزنن بعد ایشونم نوشت این شخص توبه کرده اجازه بدید مردم باهاش نشست و برخاست کنن ببینید اینه مسئله مسئله‌ای که یه عده‌ای علاقه دارن در این دین کسی پرسش و پاسخ نکنه یه عده‌ای علاقه دارن کسی فکر نکنه یه مقداری از دین رو می‌گیرم بعد بقیه مسدود و این روشنف در دین بر نمی‌تابند حالا روشنفکری بی اصول و بی ضابطه و بی‌قابتم بی ضابطم خب بی‌قاعده هم غلطه دیگه اونم بعضیا ادای روشنفکری در میارن ادای روشنفکری در میاره سفسطه‌گری می‌کنه اصلاً از کجا معلومه هیچ مبنایی رو قبول نمیکنه دچار شکاکیت میشه به اصل و اساس همه چیز این اساسا نیست حالا دیگه ادای روشنفکریه دیگه بعضیام ادای روشنفکری در میارن تحقیق نمیکنن در اسلام همینجوری دربست اسلامو می‌گذارن کنار میگن زمانش گذشته از کجا میدونی زبانش گذشته دلیلش چیه ادای روشنفکری رو بعضیا خیلی بلدن خوب در بیارن ولی اهل روشنفکری نیستن اهل منطق نیستن اونا به کنار ولی در مقابل اینها هم متحجرین هستند که میان یه قسمت های از دینو می‌گیرن دیگه فکر نمی‌کنن پویایی ندارند آیا ممکنه یه دونه به اهل بیتم دچار این وضعیت بشه که روشنفکری نداشته باشه بله کسانی بودن غلات یکی از این نمونهان حاضر نبودم فکر کنند و یک تظاهراتی در مثلاً محبت اهل بیت داشتند که جزء غلات شمرده شدن بعضی وقتا لعن شدن از جانب اهل بیت پس ما این رسالت پیغمبر اکرم رو بدونیم در کنار این رسالت پیغمبر اکرم و سیره رسول خدا باید ما ببینیم به چه روشی این فکر کردن رو تو جامعه باید رواج بدیم چقدر من اینو تکرار می‌کنم مثال رو عیبی نداره تا باب بشه در جامعه‌مون بگذارید هی تکرار بشه امام جماعت های عزیز ما امام جمعه های عزیز ما مثل پیغمبر عمل کنن مردمو دور خودشون جمع کنن بفهمن نظر بدید نظر بدید اشیر علیه پیغمبر اکرم با مردم سال نوری سواد و فهم و عقل و علمشون فاصله داشت ولی ما حالا یه طلبه امام جماعت یا امام جمعه شهری بشیم یه ۲۰ سال ۳۰ سال بیشتر درس خوندیم درسته بله ولی مردم رو صاحب نظر بار بیاریم نظر بدید شما نظر بدید بعد اختلاف نظر پیش میاد بله منشا اختلاف نظر این اجازه است که پیغمبر برای نظر دادن دادن یا درخواست نظر کردند این منشأ اختلاف نظر میشه باشه چقدر مبارکه بعد ما باید رشد پیدا کنیم در مدیریت اختلاف نظر یعنی جامعه روشنفکر بخوای بار بیاری و این روشنفکری در جامعه بخواد ادامه پیدا کنه اینجوری میشه دیگه بله اگه مردم فقط بخوان بشینن گوش بدن من چیزی بگم اونا یاد بگیرن خب جامعه اون وقت روشنفکری براش شکل نمیگیره پس نه تنها رسول خدا آغاز کسانی باهاش مخالفت کردند که متحجر و مرتجع بودند بلکه در ادامه هم همیشه کسانی هستند که متحجرند اینا با اصل دین و پویایی دین مخالفت دارند و باید با اینا مقابله بشه دین ما رو دعوت می‌کنه به پویایی اندیشه این دعوت در رفتار یک امام جماعت با مردمش مثل پیامبر اکرم اگر تجلی پیدا بکنه چقدر جالب خواهد شد اینا یه بخش بخش دیگه آیا این تحجر طبیعیه در وجود انسان انسان‌ها مخصوصاً اگر باسواد بشن و اگر دین‌دار بشن بیشتر در معرض تحجرن این خطرش هست

تا وقتی که سواد نداریم میگیم آقا من نمیدونم معادله اینجوری اینجوری شکل میگیره میگه من نمیدونم بعد هرچی بگن می‌پذی درسته ادعایی نداری ولی وقتی که ادعا آمد و علمی فراهم شد حالا یه مدتیه بر این مبنا تدریس کرده استاد حوزه بشی استاد دانشگاه بشی استاد یه فن مکانیکی بشید استاد یه فن هنری بشی در معرض تحجری ببخشیدا چون تا انسان متوقف شد برداشت های خودش تهجد میاد و گاهی از اوقات یه ذره خودشیفتگی علمی تحجر رو به دنبال میاره پس من طلبه باید مواظب باشم یه وقت محدود به اون چیزایی که تا الان یاد گرفتم نباشم شما الان دارید یه خط تیره خیلی پررنگی کشید روی یه گذاره که ذهن ما عادت کرده بود به اون که آقا تحجر یعنی بی‌سوادی تحجر یعنی اتفاقاً مال ما باس خیلی حرف مهمیه بله اتفاقا مال ما دینداراست چرا مال ما دیندارا چون ما به اضافه سواد یه قداستی هم به فهم خودمون میدیم بله البته قرآن مقدسه کلمات معصومین مقدس هرکی از این کلمات نوش جان کنه و همونقدر نور دریافت می‌کنه ولی انسان جایزالخطاست این علما تو رساله‌های عملیه‌شون نگاه کنید مکرر اومده علی الاحوت مثلاً احتیاطاً احتیاطاً احتیاطاً واجب است احتیاطاً باریکلا باریکلا یه مرجع تقلید میگه احتیاطاً واجبه است بعد می‌دونید یعنی چی این احتیاطاً واجب است یعنی از نظر من واجبه ولی شما یه مرجع تقلید باسوادی پیدا کردی که فکر کردی میتونی رجوع کنی این فتوا رو برو رجوع کن از او عمل کن راه رو نمی‌بنده مقلد خیلی جالبه‌ها اصلاً این رو شما تو رساله‌های عملیه دیدید مقلد پروری نیست متفکرپروری چقدر تعبیه شده در اصطلاحات فقها خب ممکنه در عین حال من اهل فقه اهل اخلاق اهل نمیدونم کلام اهل چی هرچی فلسفه و دچار تحجر بشم دارایی‌های خودم رو ببینم راه به دانش جدید ندم راه به راه به فتوای جدید ندم و ممکنه این عالم دانشگاهی باشه فیزیک خونده شیمی خونده هر جایی ممکنه باشه یعنی تحجر یه بار امام شهیدمون می‌فرمودند یه وقت تحجر آخه یه زمانی مشهور شده بود علمای حوزه اونایی که متحجررن هی علیهشون حرف می‌زدن خب تو دانشگاه هم متحجر هست تو دانشگاه هم نه اینکه بالفعل هستا بالقوه دارم عرض می‌تونه یعنی بعضی وقتا دانشجو میاد پیش من میگه که من می‌خوام یک تحقیقی رو بردارم از نهج البلاغه علوم اجتماعی می‌خوندم می‌خونم بهم گفتن نگو نرو سراغ نهج البلاغه یا چرا نرو چون ما که نظریات هر اندیشمندی رو مطالعه می‌کنیم نظرات امیرالمومنین هم مطالعه کن به شیوه خودت نمیخواد بگی چون امام منه حکم کرده سمعاً و طا من اجرا می‌کنم نه به عنوان یه محقق بررسی کن دیدگاه های اجتماعی امیرالمومنین در فلان موضوع میگه نه بدشون میاد مثلاً استاد من بدش بدش میاد نداریم تو دانشگاه تو دانشگاه و حوزه بدم میاد و خوشم میاد نداریم نحن ابنا دلیل تمام ما فرزند دلیل هر دلیلی اومد ما تبعیت میکنیم از اون خیلی ها خبر ندارن تو درس های حوزه درس خارج فقها مجبورم واقعا مجبورنا یعنی کار علمی اجبارشون کرده نظریات سخیف و پرت و پلایی از این گوشه و اون گوشه دنیا این منحرف و اون بیارن و نظرشونو نقد کنن و عبور کنن این میشه یک بحث علمی قوی آقا یه حرف مفتی زده ولش کن رد شو میگه نه من باید پاسخش بدم تکلیف حرف باید روشن بله این بررسی های نقاشی که تو درس خارج میشه گاهی اینقدر طول میکشه یه موضوعی رفیعی می‌بینیم دو ماه دارن روی یکی دونه مسئله کار می‌کنن از بس نظرات مختلف داده شده وقتش صرف میکنه و نظرات البته خب معمولاً قابل اعتنا رو میاره جواب میده دقت فرمودید این کار قشنگیست که توی دانشگاه تو حوزه صورت می‌گیره تو دانشگاه هم حتماً مشابهش هست ولی یه دفعه میبینی که یه استادی راه مطالعه نهج به شاگردش می‌بنده آخه چرا یعنی چی برای چی این کارو بکنیم بذار بره بررسی کنه امیرالمومنین علی علیه السلام صحبت کرده حالا شما اصلاً اعتقاداتت رو بگذار کنار به عنوان یه بررسی علمی به همون سیاق بررسی‌هایی که دارید تو علوم اجتماعی مثلاً یا تو روانشناسی برید و چقدر جذاب بود من یه بار دانشگاه تهران برخی از احادیثی که جنبه روانشناختی داشت می‌خوندم برای اساتید روانشناسی چقدر براشون جذاب بود که ائمهدا علیهم السلام چقدر ورود کردن با جزئیات به برخی از مسائلی که الان روانشناسی بهش تفتن و توجه پیدا کرده خیلی براشون قشنگ بود بعضی از حرفا تو هوش هیجانی استاد دانشگاهه اصلاً روایت نخونده عین حرفی که دارن می‌زنن بعضی نظریه‌پردازها رو توی زمینه هوش هیجانی از امام صادق علیه السلام براشقدر آدم باید راه اندیشه رو باز کنه و اگر ما تحجر نداشته باشیم حوزه به دانشگاه روز به روز نزدیکتر و دانشگاه به حوزه روز به روز نزدیک‌تر خواهد شد هر دو به هم نزدیک‌تر می‌شنا چون در حوزه راه تجربه که بسته نیست میدان داده میشه به تجربه حالا ممکنه موسسات علمی تجربی ما زیاد تو حوزه نداشته باشیم داریم زیاد نیست مثلاً چون شاید رسالت خودشون رو فهم کلام معصوم و کلام خدا می‌دونن که البته این یه نقصیه که باید بیشتر برطرف بشه و بیشتر ما اندیشمندانی در علوم انسانی و اجتماعی داشته باشیم در موضوعات تجربی در علوم انسانی ولی به هر حال حوزه و دانشگاه باید راه رو باز کنند برای اندیشه این میشه اسلام حقیقی این میشه اسلام نابی که ما انتظار داریم ما الان مشکلات اقتصادی‌مون ناشی از چیه بعضی‌ها تو حوزه نمی‌خوان درباره حل مسائل اقتصادی نو فکر کنند و راحت می‌کنن خودشونو میگن اسلام حرفی نداره چرا حرف نداره شما فکر بکن شاید حرف داشته باشه شهید صدر می‌فرماید حرف داره حالا باید اونقت امام شهیدمون می‌فرماید ما فقه نظام احتیاج داریم فقه نظام میاد از همون یکی دو سه تا حکم بعضاً فردی در اقتصاد نظام اجتماعی استخراج می‌کنه که در جامعه اقتصاد باید چگونه بچرخه یا بعضی وقتا ما دچار تحجر می‌شیم توی بحث های دانشگاهی سراغ دین نمیریم معادلات دینی رو در نظر نمی‌گیریم دقت فرمودید بله اینا الان نتیجش شده همین تورم اینا حرفای جدیه حرفای دانشگاهی نیست الان من دارم می‌زنم حرفای آکادمیک نیست حرف‌های علمی نیست قفل ما امروز برای مشکلاتی که در عرصه اقتصاد داریم این تورم این مشکلات بانکداری این مشکلاتی که الان دعوا هست سر اینکه سهام عدالت رو دادن دعواست بعضیا میگن آقا بذارید اینو بفروشن مردم یه پولی گیرشون بیاد خب بفروشی کی می‌خره الان یه مختصری داره سود این سهامش میره تو جیبش دوباره به نظام سرمایه داری تو داری بها میدی دوباره محرومین دارن لطمه می‌خورن تو بعضی از کشورها حتی فرد از دنیا بمیرن از دنیا بره و بمیرم هم سهامش به ارث نمی‌رسه برای چی برای اینکه بگن واقعاً اینو ما می‌خوایم حفظ کنیم برای اون حداقل ضروری آدم‌ها بحث است الان خب من طرفین بحث رو هیچکدوم رو محکوم نمی‌کنم ولی کجا با آزاد اندیشی ما می‌تونیم جواب بدیم من خیلی متواضعانه خدمت اساتید دانشگاه و خدمت اساتید حوزه عرض می‌کنم با اینکه می‌دونم اساتید حوزه و دانشگاه دردمند که برخی از راه حللاشون اجرا نمیشه ولی بخشی از مشکلات ما ناشی از این است که ما کم اندیشیدیم درباره راه حل‌های اقتصادی و الا ما باید راحت‌تر جلو می‌رفتیم حتی این اختلاف نظرهایی که هست نباید اسمشو اختلاف نظر سیاسی گذاشت اختلاف نظر علمیه ما بالاخره باید مباحثات و گفتگوهای علمی‌مونو تو این زمینه پیش ببریم با داد و بیداد که نمی‌شه حتی اینا رو با رای گیری هم نمیشه درست کرد مگه با رأی‌گیری شیوه عمل جراحی قلب رو تعیین می‌کنن اینا با چکش‌کاری علمی و تخصصی

احسنت قابل اصلاحه حتی موضوعی مثل حجاب بله عالمانه باید بحث کرد مگه اینا به رای گیری مگه اینا به رفراندومه شما دون مرغ‌ها رو در مرغداری‌ها مگه به رای می‌گذارید خب نه قطعاً اینجوری نیست وزنه‌ای که وزن بردار باید برداره و تمرین می‌کنه ورزش می‌کنه و اینا رو به رأی می‌گذارید ورزشکارا همه بیان نظر بدن ما دمبل چه‌جوری بزنیم آقا به نظر دادن عموم نیست این فن برمیگرده به آناتومی به مسائل علم حالا فوقش دو تا باسواد با هم مشکل پیدا می‌کنن اختلاف نظر بشینیم تا حل بشه ممکنه یه جاهایی هم واقعاً به رای گیری برسه ها ولی تا وقتی تخصص هست خود مردم هم دوست دارن به متخصص مراجعه کنند ماها یه رسم بدی ایجاد شده میگن به این گرایش اقتصادی رای بدهیم یا به آن گرایش اقتصادی بعد جالبه میان منازعات انتخاباتی و سیاسی هم راه میندازن از اون از این مزخرف‌تر نمیشه آقا این بحث علمیه تهش رو در بیارید البته خب بعضیام بالاخره موقع علمی جواب دادن اینجوری جواب میدم بذارید من یه تمثیلی بکنم که یکمی کنترل بشه برخی از پاسخ‌های علمی میگه آقا ۱۰ تا گنجشک روی این درخت هست اگه یکیش رو با تیر بزنیم چند تا میمونه ریاضی جواب میده میگه نه تا ولی واقعی جواب میده آقا همه پریدن هیچی نیست هیچی نیست آقا بنزین و گرون کنیم پولشو برمی‌گردونیم به مردم ریاضی ممکنه خیلی درست جواب بده ولی واقعیش اینه که خیلیا پریدن از این شاخه و تیر که در رفت یه دفعه ممکنه یه اتفاقای دیگه‌ای بیفته می‌خوام بگم علمی صحبت کردن در مقام حل مسئله جامعه حل یک مسئله واقعی باز متفاوت با علمی صحبت کردن بعضیا چرا طرح‌هاشون در مقام عمل اجرایی نیست چون مثل همونیه که میگه یه دونه تیر بزنیم به این پرنده می‌مونه می‌گیم آقا اونا می‌پرن با صدای تیر میگه خب نپرن آقا روانشناسی این گنجشکا رو شما باید داشته باشید این صدا وحشتناک‌تر از اینه که کسی می‌گه من به روانشناسیش کاری ندارم من ریاضی خوندم یه دونه بزن ۹ تاش میمونه و دیگه بحثم نمیکنه اینها یه مقدار که اینا همه ضد روشنفکریه ها این اتفاق‌ها بله و الا بالاخره باید این علما رو تو محذور قرار داد علمای حوزه علمای دانشگاه بخشی از مشکلات اقتصادی مملکت ناشی از کار شماست یا بیاید فریاد بزنید حق خودتونو بگیرید دیگه گوشه و کنار نشینید با هم جمع بشید به یک بیانیه مشترک برسید بالاخره علما رو باید تو محذور گذاشت اینا بیان خدا از علما عهد گرفته من به شما چیزی یاد دادم چیزی از این عالم یاد گرفتید خودتون یاد گرفتید مسئولید که بگید خدا عهد گرفته ما دینمون یه دینه علمیه الان اسلام چه مشکلات اقتصادی رو حل می‌کنه

بفرمایید آقای ملایی شما بفرمایید که اسلام چه مشکلات حل می‌کنه اسلام اول دستور میده بشیم فکر کن اول دستور میده فقه اول دستور میده بها بده به آزاد اندیشی اول دستور میده اینه اسلام بعضیا فکر می‌کنن اسلام یه بروشوریه بدون تفکر میتونی بری اینا رو بخونی تیک بزنی همه چی حل بشه مثلاً یه مبنای اقتصادی صرف ارائه داشته باشه یه جدولی داشته باشه مبنا نمیخواد جدول دستوراتو داده بعد شما این دستوراتو همه رو اجرا بکن و درست در میاد نه اسلام حل می‌کنه مشکلو چرا چون دستور داده لعنت کرده کسی رو که کتمان علم بکنه اسلام اینه دستور داده به فکر کردن وظیفه دونسته برای علما فکرشونو فریاد کنن درسته حالا فریاد بله توحشانه و اینا نه طبیعتاً اسلام اینه ما رو در دستور داده به فکر دستور داده به هم فکری دستور نداده خودت تنهایی بشین فکر کن دستور داده فکر بقیه رو برو مطالعه کن جوابشو بده جوابتو بگیر نقد و ابرام بشه شراکت در عقول دیگران داشته باشه اسلام یک نرم‌افزاری که راه درست فکر کردن رو به ما یاد میده میگه هیچکس نباید متحجرانه برخورد بکنه اسلام اینه خوب این اسلام وقتی ما رو به آزاد اندیشی دعوت می‌کنه راه حل مشکلات جامعه رو هم جلوی پای ما گذاشتند جالبه نه فقط علما باید تو محذور قرار بگیرند آقا فکر کنن آزاد اندیش باشن با هم اندیشه بکنن هم‌اندیشی داشته باشند نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه جریان رو راه انداخته سالهاست دانشگاه خیلی جریان بارکتیه به نام همایشی اساتید دانشگاه مثلاً خود کلمه اندیشه اسم تشکیلاتشون شده اساتیدی هستند که حاضرن بیان گرد کنن گفتگو کنن الی آخر و مسائلی داده میشه شبیه اندیشکده‌ها شدن داده میشه اونا حل بکنن ببرند فقط کار درسی و این‌ها رایج نباشه اسلام این دستورات رو داده بعد به مردم چی میگه به مردم هم می‌فرماید شما هم باید بشینید فکر کنید از بین این علما انتخاب کنید حالا یه روایت بخونم اومدن به امام امام صادق علیه السلام گفتن آقا این یهودی‌ها علماشون برگشتن گفتن ربا حلاله عوام یهود هم گوش کردن خب چه تقصیری دارند عوام اینو گوش کردن تقصیری ندارن مسئله‌ای که پرسیدن از امام صادق خیلی مسئله ببخشید از امام حسن عسکری علیه السلام این روایت هم یادی از امام حسن عسکری علیه السلام بکنیم ایام شهادت بله تشکر کنیم از بنیانگذار اربعین هم پدر غریب امام زمان ارواحنا له الفدا و خیلی به بحثمون هم ربط داره که امام حسن عسکری علیه السلام در تفسیری که منصوب به ایشون هست توضیح میدن ماجرا رو در کتاب احتجاج هم ادامه روایت آمده از قول امام صادق البته که این رو می‌فرماید که مردم عوام که مشکلی ندارن علما بشینید حل و فصل بکنید امام صادق علیه السلام و حضرت می‌فرمایند نه مردم مقصرن چون مردم می‌تونن تشخیص بدن کدوم عالم کارش درسته نمی‌تونن مردم بی‌تفاوت باشن آره همین الان مردم چه جوری بالاخره تشخیص میدن کدوم جراح متبحرتره الان تو فضای مجازی هر نرم افزاری میخوید کل نظرات همونجا گذاشته تعداد ستاره تعداد بله کسانی که نظر مثبت یا منفی دادن بله این نرم افزار نصب کردن و اینا بالاخره مردم مؤثرن حالا مردم برای اینکه علما رو تشخیص بدن خودشونم باید یه بهره از علم داشته باشن دیگه مجبورن چاره‌ای نیست این دین ماست یعنی همه رو مجبور می‌کنه یه مقدار سواد داشته باشه یه مقدار تحلیل داشته باش عوام به این معنا که آقا به من چه باسوادا انجام بدن مطلق نداریم ما عوامونم ماشالله عوامی هستند که مرجع تقلید تشخیص میدن میرن مثلاً نمی‌دونن آقا الان من نمی‌تونم تشخیص بدم کدوم مرجع مرجع تقلید اعلم هست در برای ما توضیح دادن که بیاید از عوامی دربیاید برید چهار تا عالمی که از نزدیک می‌شناسید اینا کارشون درسته وقتی یه باهاشون حرف می‌زنی غلط داوری نمی‌کنن سعی می‌کنن عالمانه سخن بگن بی طرفانه قضاوت کنند هوای نفسی نیستند دلبخواهی نیستند خب یه عدالتی در فهم و داوری و علمش وجود داره خب از او بپرس چهار نفرو کنار همدیگه بگذار بعد الان بپرس مرجع تقلیدت کی باشه او وقتی که گفت چهار نفر آدم باسواد بله این وضعیت رو داره پس ما اجمالش این شد که دین ما یه دین روشنفکری همیشه باید این دین رو روشنفکرانه بداریم دینداران عالمان در معرض تحجرند باید مراقبت بکنند به داشته‌های خود بسنده نکنند و این پویایی فکر را همیشه حفظ کنند بسیار خوب خیلی متشکرم موید باشید.

ملایی: بحث بحث خیلی جدی و سنگینیه یعنی سنگین نه معنای اینکه قابل مثلاً دریافت نباشه ها نه وزن زیادی داره و ما شاید یکی از چالش‌های جدی من اینطور میفهمم الان بعد از چندین جلسه که الان و قبلاً حضرت استاد پناهیان به این مسئله می‌پردازند که ما یه خورده به نظرم بشینیم بیشتر فکر کنیم اصلاً روشنفری و تحجر و بعد نسبت اسلام نسبت دین اساساً با این مسئله ما متهمیم الان به اینکه آقا یه مشت متحجر دین ۱۴۰۰ سال پیش رو پیش رو گذاشته روشنفکر باشید در حالی که واقعیت ماجرا چیز دیگری است یعنی جوری این رو به ما القا کرده‌اند بحث خیلی بحث سنگین و مهمیه خیلی ممنونم از حضرت عالی واسه انتخابش خب یه کتابم می‌خوام معرفی بکنم رفقای عزیز بفرمایند که کدوم دوربین به دوستان بیننده نشان خواهد داد در حین اینکه تصویر روی جلد رو دارید میبینید این کتاب عنوانش هست انتظار نویسنده این کتاب هم جناب استاد پناهیان عزیز بزرگوار هستند و من حالا یک کمی توضیح میدم براتون انتظار عامیانه عالمانه یا عارفانه این کتاب رو به این مناسبت خدمت شما عزیزان معرفی می‌کنیم که در آستانه سالروز شهادت امام غریب حضرت حجت هستیم به تعبیر حاج آقای پناهیان امام حسن عسکری علیه الصلاة علیه السلام و این کتاب میتونه دستمایه خوبی برای مطالعات این روزهای ما باشه و برای تهیش هم عبارت کتابو به 20000303 رفقا راهنماییتون می‌کنند و کمک می‌کنند که چه جوری این کتاب رو تهیه بفرمایید پس انتظار عالمانه عامیانه عالمانه و عارفانه استاد پناهیان عزیز اما دو تا نکته کوتاه و بریم محضر قرآن کریم یک نکته اینکه چند وقتی هست که یه خورده کسالتی یه ذره سینه منو اذیت می‌کنه بعضی موقع‌ها تو برنامه سرفه‌ای میاد مثل امروز بی‌قت و بی‌محلم میاد کاری هم از دست من بر نمیاد من وظیفم عذرخواهی کنم اگر گوشی اگر تصویر شما چشم شما آزرده میشه من معذرت می‌خوام ازتون و نکته بعدی اینکه قربانی ۱۰ هزار قربانی رو هم بهش توجه داشته باشید لطفاً می‌خوایم انشالله این روزها یه نگاهی هم به آمارها داشته باشیم در روزهای پیش رو با یه صلوات بریم محضر صفحه ۲۹۶ قرآن کریم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه296 قران کریم

با حاج آقای پناهیان باشیم یک دقیقه تقریباً زمان داریم نکات پایانی حاج آقا بشنویم.

حجت الاسلام پناهیان: امیدوارم مناسبت شهادت امام حسن عسکری علیه السلام و بعد از اون فرصتی باشه برای تأمل کردن گفتگو کردن درباره امام زمان بیشتر از قبل و عوامانه امام زمانی نباشیم عالمانه و عارفانه امام زمانی باشیم خب این یه تکله شد به اون بحث معرفی کتاب کتاب انتظار که از حاج آقا معرفی کردیم انتظار می‌تونه عامیانه باشه می‌تونه عالمانه باشه و عارفانه یه جورایی هی پله به پله رشد کنه انشالله انتظار عامیانه خلاصش اینه آقا یه نفر میاد اوضاع رو درست می‌کنه ما چیکار داریم بقیه رو ول می‌کنیم نه مقدمه سازی می‌کنیم نه درک می‌کنه اون یه نفر که میاد این چجوری میخواد درست بکنه خوب نیست این انتظار عامیانه است ولی عالمانه و عارفانه باید باشه آره اون وقت باید سوال های خیلی زیادتری جواب داده بشه بسیار عالی متشکرم مؤید باشید.

ملایی: برای اینکه این کتاب رو دوستان راهنماییتون کنن چجوری تهیه بفرمایید چون گفتید اعلام کردید قبلاً هم بهمون که به کتاب های حاج آقا علاقه دارید عبارت کتاب رو به ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ پیامک بفرمایید مراسم اعلام شده از طرف دفتر معظم انقلاب به مناسبت چهلمین روز بدرقه امام شهید را هم بهش توجه داشته باشیم فردا سه‌شنبه ۵ تا ۷ بعد از ظهر مصلی امام خمینی رحمت الله علیه چهارشنبه بعد نماز مغرب عشاق قم حرم حضرت معصومه و پنجشنبه بعد از نماز مغرب حرم رضوی در پناه خداوند باشید و خدانگهدار آقا خدا قو