ملایی: خیلی هم متشکرم از حسن توجهتون. جونم براتون بگه که دوشنبه هفته قبل یه جایی خدمت شما رسیدیم به اتفاق حاج آقای پناهیان عزیز و اون هم کربلای معلی بود، بین الحرمین. و امروز دوشنبه در آستانه ایام شهادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا سلام الله علیهما، اینجا در استودیو برنامه خدمت حاج آقا هستیم، سلام علیک میکنم. یه نکتهای رو در مورد پویشی که این روزها داریم در قربانی خواهم گفت، دیدگاه حاج آقا را جستجو خواهم کرد در موردش و بعد وارد بحث برنامه خواهیم شد. به نام خداوند متعال انشالله. حاج آقا سلام علیکم، خوشحالم خدمت شما هستیم.
حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم خدمت بینندگان عزیز هم سلام عرض میکنم. عرض تسلیت برای بزرگترین مصیبت که رحلت رسول خداست، شاید شهادت ایشون، و امیدوارم همه عزاداریها، همه ابراز ارادتها، همه این یاری که برای دین مردم نشان دادند از دهه محرم تا اربعین در هر کجا که بودند، مقبول واقع بشه. الهی آمین، الهی آمین.
ملایی: پناهیان، ما چند روز تو برنامه مثل چند وقت پیش یه پویش قربانی مفصل و پرپیمون راه اندازی کردیم. کارشناسان عزیزی که این روزها خدمتشون بودیم هم نظرشون در موردش گفتند. قرار گذاشتیم با مخاطبای عزیزمون که دیگه حداقل ۱۰ هزار قربانی رو بر مبنای اینکه ۱۴ دیه کامل انسان به نیت ۱۴ معصوم و با نیت سلامتی آقا امام زمان علیه السلام و نایبشون رهبر عزیز و فرزانهمون، که تبدیلش کنی اون ۱۴ تا رو میشه حدود ده هزار قربانی، بینندگان مطرح کردیم. الحمدالله جریان خوبی هم شکل گرفته.
گفتیم هر کس به هر اندازه که میتونه انجام میده، به ما اطلاع بده ولو به حسابهای برنامه ما پول نریزه، تو روستا، تو محله خودش یه قربانی انجام میده. فقط به ۲۰۳۳ میگه آقا ما سه تا قربانی محله مثلاً فلاح تهران انجام دادیم. این آمار رو بتونیم استخراج بکنیم و انشالله به زودی ۱۰ هزار رو حتی رد کنیم، برای سلامتی امام زمان، برای سلامتی امت امام زمان و نائب بر حق امام زمان رهبر عزیزمون.
این کار رو شما اگر نکته فعالیتها مثلاً صدقه دادن برای حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا برای سلامتی ایشون مثل دعایی که برای سلامتی حضرت داریم، یا برای حفظ امنیت جامعه، حفظ امنیت رهبر عزیزمون، اینها خیلی انسان رو تبدیل میکنه به موجود محترم و کرامت نفس رو بالا میبره. ببینید چقدر زیباست روحیه اون کسی که میاد قربانی میده برای سلامت حضرت یا امنیت جامعه. احساس بزرگی، نه بزرگی از نوع تکبر، بزرگی از جنس از بین رفتن احساس بیشخصیتی؛ احساس شخصیت و عظمتی که خدا در قرآن فرمود لقد کرمنا بنی آدم به انسان دست میده.
لذا من از این زاویه میخوام دوستان رو دعوت کنم به این پویش بپیوندند که این احساس کرامت و عزت نفس رو تجربه کنند. دقت فرمودید جدا از اینکه واقعاً موثره، اینها همایشهایی است که خداوند متعال در واقع داره اجتماعی مشاهده میکنند بین جامعه و آثارشو بر جامعه مترب میکنند. اینکه من بتونم کارم موثره برای پیشبرد جامعه، جامعهای که توش زندگی میکنم. حالا بعضیها سعه صدر دارن جامعه جهانی رو در نظر میگیرند، جامعه ایرانی را هم کسی در نظر بگیره، امت اسلامی را هم کسی در نظر بگیره، خیلی سعه صدرش قشنگه و قابل تحسینه. این حس رو هم در انسان بیدار میکنه، حس موثر بودن. یکی از احساسهای خیلی خیلی بد، خیلی بد، من اصلاً نمیتونم توصیفش بکنم، اینه که آدم فکر کنه موثر نیست در جهان، به دردی نمیخوره، نمیتونه کاری بکنه، نمیتونه اثری بگذاره. این احساس خیلی بده. در واقع ابلیس از حیث انتفاع انسان رو ساقط میکنه اگه بتونه این احساس رو در کسی ایجاد بکنه. این قربانی دادنها احساس تأثیر و مؤثر بودن در انسان ایجاد میکنند، کرامت نفس و اثر هم قطعاً داره انشاالله.
آره، این در موردش صحبت کردیم، قربانی نکردیم ولی در مورد قربانی کردن حرف زدیم. میشه مشارکت کرد، یعنی سهیم شدن، خیلی ساده است، خیلی آسونه و شما زیرنویسها رو حتماً دقت بفرمایید بزرگواران. نهایتاً برای اعلام مشارکت هم به ۲۰ هزار۳۰۳ پیامک بفرمایید. خیلی هم ازتون ممنون و سپاسگزارم. در طول برنامه چند بار بچههای عزیز رفقای نازنینم زیرنویس میکنند.
خب حاج آقا، سوال بپرسم بریم. ما شما اینطوری شروع فرمودید امروز همون اول کار که ایام محرم عزاداری اباعبدالله و بعد ایام اربعین و بعد حالا در آستانه رحلت پیامبر و اینها. خب ما همه میدونیم که ماه قمری هم با محرم شروع میشه، اصلاً تحویل سال به وقت محرم است. وقتی گریه بر اباعبدالله میشه، دنبال دلیل، دنبال حکمت یا اقلاً دنبال معنایی بگردیم برای اینکه عزای نوه رسول الله اوله، دو ماه نزدیک دو ماه ما عزاداری میکنیم، بعد انتهای ماه سفر وارد عزای جد گرامیاش رسول الله میشیم. دنبال چیزی بگردیم، حکمتی، معنایی، بله.
حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم، واقعاً بیحکمت نیست. حالا یکی از حکمتهایی که قابل تصور هست عرض میکنم، بینندگان داوری کنند که آیا این معنای خوبیست برای این ترتیب یا نه. اولاً که ما برای عاشورا ۱۰ روز قبلش عزاداری میکنیم، کاملاً هم معلومه. این ده روز ما رو آماده میکنه برای عاشورا. خب ببینید چند تا مفصل موضوع برای عزاداری در شبهای قدر داریم و الّا فجعه میکنند دوستان اباعبدالله الحسین اگه بخوان عزاداریشونو از عاشورا شروع بکنند. مصیبتهای بزرگ ۱۰ شب، اینا گریه کردن، یه شب برای حضرت ابوالفضل، یه شب برای حضرت علی اکبر، خیلی قشنگه از این جهت. و اینم سیره اولیا خدا بودهها، من درآوردی نبوده. امام صادق علیه السلام از روز اول محرم منقلب دیده میشدند. خب قلوب مومنین هم که ما پلیس ناوامن، خیلی معرفت قشنگی در دل مومنین هست. به این جهت ما رو هدایت کرده، این مال ۱۰ روز اول. بعد از عاشورا ۴۰ روز عزاداری داریم تا میرسیم به اربعین. چله گرفتن رو هم ما معناشو میفهمیم. معمولاً دیگه حداقل مدت زمانی که آدم بخواد یک رشد معنوی پیدا کنه، ممارستی داشته باشه در یک رفتاری، باید ۴۰ روز در نظر بگیره. خب این چلهنشینی در عزای اباعبدالله الحسین هم طبیعیه. امروزه که اربعین با شکوه ۲۰ میلیونی هم اوجش شده و یک رشدی برای مومن پدید میاد، یک رشد معرفتی و رشد محبتی. اما اینکه دهه عزاداری رسول خدا چرا بعد از این قرار گرفته، ممکنه حکمتش این باشه که مصائب رسول خدا خیلی سخته، آدم باید این تکامل رو پیدا بکنه تا برسه به روضههای پیغمبر. حتی درک مصائب امام حسن مجتبی علیه السلام خیلی سخته، حتی درک مصیبت امام رضا هم خیلی سخته. حالا هر کدوم از یه جهت.
درک مصائب امام حسن مجتبی علیه السلام خیلی سخته چون مسائل سیدالشهدا خیلی علنی و آشکاره، تیر و نیزه و تشنگی و غارت خیمهها، و ببینید همهفهمه، همه رو جذب میکنه. لذا برای سطح اندک اندیشه من هم قابل فهمه، میان وارد میشن، در واقع بابیست که باز میکن تا وارد بشیم. اما مظلومیت امام حسن مجتبی علیه السلام اینقدر پیچیده است که دوستان ایشون اومدن گفتن «یا مضل المومنین» گمراه شدند، یعنی اشتباه کردن. خب لذا اگه بگیم مصیبتهای امام حسین علیه السلام مقدم است تا برسی به فهم مصیبتهای امام مجتبی علیه السلام، بیراه نیست. مصیبتهای حضرت رسول که مسلماً خیلی بیشتر و پیچیدهتره، ما نمیتونیم بگیم امام حسین علیه السلام بیشتر از سید مرسلین حضرت ختم مرتبت مصیبت دیدند. اصلاً همه زخمهای وارد شده بر بدن مطهر ابا عبدالله الحسین علیه السلام مال انحرافها و کجیهایی بود که زمان رسول خدا ایجاد شد و مقاومت کردن مقابل رسول خدا. یزید هم که ملعون آخر سر گفت هاشم بالملک فلا خبر جا نظر، معلوم عقدههاش مال چیه، گفت الان ما انتقام کشتهشدگان بدر رو گرفتیم. خب مصیبتهای سیدالشهدا تو قلب رسول خدا هست. یعنی وقتی که ما روضه امام حسین میخونیم، این مصیبتها اینجوری نیست که ربطی به رسول خدا نداره، این جزئی از مصیبتهای رسول خداست، به اضافه مصیبتهای دیگر اهل بیت، به اضافه مصیبتهای خودش که فرمود ما احد مثل ما، در یک کلامی هم هست نبیون احدی به اندازه من اذیت نشد. ولی این اذیتها خوب ظاهری نیست، دیگه پیچیده است، پنهانتره. اروانی اذیت میکردند. قرآن هم درباره این مسائل کاملاً مطالبی صریح دارند. «ما انزلنا علیک القرآن لشقا» یا «لعلک باخ نفسک» الی آخر. خب پیامبر اکرم پس خیلی رنج کشیدن، ولی فهم این رنج نیاز به یه اربعین در عزای سیدالشهدا داره تا به اینجا برسیم.
البته درسته از نظر زمانی در اون زمانی که اتفاق افتاد معلومه که مقدم و مخر است، بله رسول خدا زودتر بوده، ولی اون کسی که طراحی کرده این عالم رو بالاخره در نظر داشته دیگه، لابد در نظر داشته که آقا این مصیبت داره اینجا قرار میگیره، شاید حکمتی و این حکمت طبیعیه. مصیبتهای امام رضا علیه السلام هم همینطور، مصیبتهای امام رضا علیه السلام اون هم از یک پیچیدگی خاصی برخوردار هست که حالا باید وارد اون فضا آدم بشه. دیگه ما یکی از مصیبتهای امام رضا علیه السلام این میدونیم که تا امام هفتم رو عدهای از شیعیان پذیرفتند، امام هشتم امام نیست. لذاست که بعضی وقتا در روایات آمده زیارت امام رضا علیه السلام فضیلتش بالاتر از سیدالشهداست، به این دلیل که اینجا فقط خواص میان، ۱۲ امامی ها میان، دیگه این خلاصشه بحث. اون رشد در مصیبت هم معناش عمیقتر از این الفاظی است که ما میگیم. وقتی ما میگیم رشد در فهم مسائل یعنی رشد در فهم معارف، چرا؟ چون عمیقترین معارف دین در همین مصیبتهاست، در همین روضههاست. ما قرآن را با صوت میخونیم یا نمیخونیم؟ بله، چقدر هم توصیه شده. بله قرآن مگه پر از معرفت و حکمت نیست؟ پر از احکام و پر از معانی عمیق. چرا با صوت میخونیم؟ خب چه مغایرتی داره؟ احساسات در کنار اندیشه درسته. نوحهها رو هم ما با صوت میخونیم، معناش این نیستش که لزوماً از معانی عمیق برخوردار نیست یا صوت موضوعیت دارد. صوته چون جنبه احساسی رو داره جلوه میده، جنبه معرفتی وجود نداره؟ ما عمیقترین معارفمون از نظر اخلاقی، از نظر اعتقادی، در هر زمینهای عرفانی، توی همین مصیبتهاییست که داریم. عمیقترین مسائل سیاسی اجتماعی مون تو همین مصیبتهاست. بله.
سریعترین شهادت در بین شهادت ائمه معصومین علیهم السلام که سیاسی بود، شهادت امام رضاست. سیاسیترین شهادت و روضه مال امام رضا علیه السلام است. من دو کلمهای بگم اگر وقت برنامه خواهش اجازه میده. مامون ملعون هی به امام رضا گفت با من باش، امام رضا با مخالفتهایی که تو همون مرو به مامون میشد مقابله کرد، کمکش کرد اون بیچاره ملعون رو. بعد گفت حالا بغداد مشکلش چیکار کنیم؟ تو باید بری بغداد. چرا اینجا گوش مرو؟ کجا بغداد؟ مدینه کجا؟ حتی باید بری مدینه، تو اینجا تضعیف میشه حکومتت. گفت درست میگی باید برم. تدارک کردن سفر که مامون بیاد بغداد. تو بغداد هم دشمنهایی داشت دیگه، طرفدارای برادرش بودن که حالا کودتا کرده بودن علیهش و اینا. بعد تو راه که از مرو داشت میومد به خراسان، رسیدن نقشه شومی به ذهنش خطور کرد که حالا طبیعتاً از قبل داشته آمادگیشو. و اون که من برم بغداد، یکی از ایرادهایی که منتقدین هم میخوان بگیرن اینه که چرا علی بن موسی الرضا رو شما ولیعهد خودت قرار دادی؟ پس ایشون رو اینجا به شهادت برسونم، رفتم اونجا دیگه خورده رو بر من نگیره. ببینید سر یه مشورت سیاسی که از سر صداقت امام رضا بهش داد، اون ملعون امام رضا رو شهید کرد. سیاسیترین شهادت بین بله ائمه. یعنی یه نامردی سیاسی کرد در حق امام رضا علیه السلام و امام رضا علیه السلام یک جوانمردی سیاسی به مامون کرد، تو باید حکومتتو ببری اونجا تا قدرتت بیشتر بشه. او برای تحکیم قدرتش اول امام رضا رو کشت. و این نکته شما میخواید بفرمایید که خیلی بارز نیست. مثل شهادت عیان و شرایط اونجوری روضه نتونیم مثل شدن دست ابوالفضل عباس براش روضههایی بخونیم، یا تیری که به گلوی مبارک علی اصغر اباعدالله الحسین علیه السلام، اونا همه فهمتره. اینجا روضههای انتهای ماه سفر، روزهای عمیقتریه، فکر میبره تا آدمی روضهها رو درک کنه. بعد خود روضه رو وقتی آدم گوش میکنه، چقدر معنا درش هست. همین روضه امام رضا علیه السلام چقدر عمیقه. روضههای حضرت رسول من فکر میکنم که بزرگترین اسرار دین در روضههای پیغمبره. چرا نذاشتن وصیت نامه بنویسه حضرت؟ کی نذاشت؟ بقیه چیکار میکردن؟ اصلاً اون چرا جرئت کرد این کارو بکنه؟ فضا چه بود که بقیه سکوت کردن؟ اون آقا قدرتش زیاد بود، بقیه ترسو بودن یا اهمیت نمیدادن؟ اون یه ضعیفی بود که شلوغ کرد؟ بعد کی فضا رو اینجوری کرده تو مدینه کسی بتونه شلوغ کنه؟ عمیقترین حرفها تو همین روضه وصیت پیغمبر است. یعنی وقتی غربت و مظلومیت رو جنسشو آدم بخواد بشناسه، این دیگه ساده نیست. یه مظلومیتی هست خیلی ساده است فهمش، آب رو به روی بچه پیغمبر بستند، اما ترح این بچه داره از عطش تلذی میکنه. فهم این آدمای رذلی بودن، نامرد بودن... خب حالا بیایم تو این مصیبت امام رضا که ولیعهد شده بود، آقا برده پس شاید اولاً. وقتی میگیم روضه عمیقتر و پیچیدهتر میشه، اساساً یه تعریفی از روضه و ذکر مصیبت دوباره عرض بکنم. روضه حاوی عمیقترین معارف دینیه. این رو بگذاریم کنار. روضه نه یه حرف احساسیه شوربرانگیزی که شعور درش نیست. نه، اونایی که تو روضهها گریه میکنند یا آه میکشن میفهمند، متاثر میشند، آدمای با معرفتی. داد زدنم علامت معرفته، اینجا داد زدن دردمندیه، بیدرد درک درستی هم نداره. اونایی که نوحه جواب میدن، من اینا رو آدمای با معرفتی میدونم.
این از یه مقدمه خارج از این بحث. روضهها بعضیهاشون فهمشون سختتره، عمیقترن، حاوی معانی بسیار پیچیدهتری هستند. روضههای پیامبر اکرم به نوعی، امام مجتبی به نوعی، امام رضا به نوع دیگر علیهم آلاف تحة و السلام از پیچیدگی خاصی برخوردارند. امام حسین علیه السلام دست ما رو میگیره تا برسونه به این روضهها. لذا ما روضههای آخر ماه سفر رو روزههای بدونیم، نه روضههایی در حاشیه محرم و سفر. در حاشیه ندونیم، در اوج قله اباعبدالله بدون امام حسین آرزوشه ما پیغمبر رو بفهمیم. آرزوشه امام حسین که ما اشکی بریزیم برای پیغمبر که مادرش فاطمه زهرا میریزه چه جوری مدینه رو سرش گذاشت. حضرت زهرا سلام الله علی با گریههای شبانهروزش، امام حسین آرزوشه ما به اینجا برسیم که ما مثل حضرت زهرا پیغمبر گریه کنیم.
ملاییک حالا در حاشیه این فرمایش شما، من از دقایقی قبل ذهنم درگیر اینه که این مفهومی که شما دارید الان میفرمایید، این معنایی که دارید میفرمایید، درگیری ذهنی ایجاد میکنه. برمیگرده به اینکه من باید ذهنم خیلی ذهن دقیق، فعال، مدیریت شده باشد. دقیقاً همینطوره. من اتفاقاً موضوعی که تو این ایام صحبت میکنیم درباره درگیریهای پیغمبر با مخالفانشون در عرصه مدیریت ذهن باشه. در عرصه مدیریت ذهن، پیغمبر چه هدایتهایی انجام داد؟ چه تحولهایی آفرید؟ و چه مقاومتهایی در همین عرصه مدیریت ذهن در مقابل پیغمبر شکل گرفت؟ بسیار عالی.
حجت الاسلام پناهیان: ببینید مخالفتهایی که با پیغمبر اکرم شد، بعضیاش بالاخره مخالفتهای عملی بود، تو عرصه عمل کم میآوردند. بعضیهاش تو عرصه قلبی بود و گرایشی بود و حالا عنادهایی که بود، بعضیهاش رو قرآن تصریح میکنه. چالش، چالش ذهنیه. و پیغمبر اکرم در واقع برای مدیریت جامعه، مدیریت ذهن جامعه، مدیریت ذهن اجتماعی، چه اقداماتی انجام داد؟ خدا چه اقداماتی انجام داد؟ مقولههای قرآن از تکتک ما چه انتظاری داره؟ پیغمبر شمشیر رو که دستش برداشت برای دین بجنگه، واقعاً اولاً با جهل جنگید. ما باید تفسیر درستی از رسالت پیغمبر و چالشهایی که او سر راهش بود داشته باشیم. این چالشها بخشیش دقیقاً تو بحث مدیریت ذهن تحلیل میشه. حالا اگه اجازه بدید وارد بشیم، بحث سلسلهوار خواهد بود، چند جلسه. ممکنه ما تو ربیعالاول هم خدمت رسول خدا باشیم. ولادت تا آخر سال هم در رسول خدا، اساساً همیشه رسول خدا استوانه این عالم، رسول خدا سید الکونین است.
یه مقدمه من عرض بکنم. حالا شما در باب رسول خدا دارید فرمودید با همین دو سه کلمه، اهمیت پرداختن به رسول خدا. یه نکتهای رو عرض بکنم. ما شیعیان گاهی فکر میکنیم که خب ما که دو واحد معرفت رسول رو پاس کردیم، مشکل نداریم. خب فقط مونده بریم معارف دیگر امامان رو بهش برسیم و واحدهای بعدی رو پاس بکنیم و انگار مونده که جهان رو متقاعد بکنیم به ولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام. مشکل اونجاست. در حالی که نه، ما هنوز اون دو واحد معرفتالرسول رو هم پاس نکردیم، بدهکاریم به رسول خدا. مثلاً ما الان، من و شما به عنوان یه طلبه شیعه میبینید، مثلاً حدس میزنید بیشتر همت من برای جا انداختن ولایت علی بن ابیطالب باشه تو جهان اسلام یا ولایت رسول خدا؟ از یه طلبه شیعه مردم انتظارشون اینه این میخواد جا بندازه ولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام، رسول خدا جا افتاده. این مهمه، آره این مهمه، ما خودمون شیعیان هنوز بدهکار رسول خدا هستیم. اینجوری نیستش که بگیم ما مقطع ابتدایی رو گذروندیم، مدرکشم گرفتیم، راهنمایی، متوسط، حالا باید بریم دانشگاه. نه، ما هنوز مدرک تحصیلی لازم برای معرفت نسبت به رسول خدا و انتظارات رسول خدا از خودمون نداریم. مثلاً ماها میگیم ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند. ما اهل کوفه نیستیم، حسین تنها بماند. عالیه. خب این یکی درسته. نمیخوام بزنم این شعرا رو، ولی یه شعاری رو ما باید دقت بکنیم. ما باید اینم بگیم ما اهل مکه نیستیم، محمد صلی الله علیه و آله و سلم تنها بماند. ۱۳ سال تنها موند تو مکه. الان پیامبر اکرم بیاد بین ما، ما در میافتیم با رسول خدا یا نه میپذیریم دعوت؟ خیلی دوست دارم در این روزها انشالله یه مقداری در این باره صحبت کنم، حیطه مدیریت ذهن. واقعاً اگر رسول خدا الان تو تهران مبعوث میشد، ما چقدر قبول میکنیم حرف ایشون رو؟ البته تهران ما به قول امام خمینی عزیز بهتر از صدر اسلامه، در این تردیدی نیست. ولی اینجوری هم نیستش که ما واحدها رو پاس کرده باشیم با نمره عالی و باید بریم سراغ مسائل دیگه. رسول خدا فرمودند: «من کنت مولا فهذا علی مولا». هرکس ولایت من رو پذیرفته، ولایت علی بن ابیطالب پذیرفته. یعنی چی؟ یعنی شما مشکل اساسی تو ولایت منه، نه ولایت علی بن ابیطالب. ما بحث بیشتر بردیم بابا، اینا از اساس ولایت رسول خدا رو بحث دارند. تو مکه بحث داشتن، تو مدینه هم بحث داشتن. اینو باید بحث کنیم. وگرنه کسی که ولایت رسول گرامی رو قبول داره، هرچی از دو لب مبارک آقا خبر دادن، فرمودن هرکی ولایت منو قبول کرده، ولایت علی ابن ابیطالب قبول کرده. دوست دارم بحث کنیم چرا ولایت پیغمبر رو قبول نمیکردند؟ چرا خودش خیلی خیلی کم ازش بحث شده؟ شما قبول دارید به عنوان یه کارشناس؟ خواهش میکنم. به عنوان یه مستمع پای مباحث حضرات اساتیدی مثل شما و دیگران، فکر میکنم جاش خیلی. آره، ما باید ببینیم حالا.
پس یه تأملی بکنیم نسبت به اینکه رسول خدا واقعاً با چی مواجه بود. من با یکی دو تا آیه قرآن که حالا دوستان میتونند آیات فراوان در این زمینه ببینند، و در واقع من یه آماری از آیات قرآنی که میخوام بخونم بدم: ۱۶ مرتبه. خب این مضمونی که میخوام ازش صحبت بکنم در قرآن به عنوان عامل کلیدی مخالفت با پیغمبر اعلام شده، ۱۶ بار. ۱۶ بار. بقیه مواردی که تصریح شده همه به عنوان عامل مخالفت کمتر از اینه. خب پرتکراره، پرتکرار شد نسبت به عوامل دیگر. این عامل چیه؟ مهمترین عاملی که مقابل پیغمبر ایستاد چیه؟ تا من بگم که این بحث ربط به مدیریت ذهن داره یا نه. مهمترین مانعی که عامل برای ایمان آوردن پیغمبر بود یا عامل مخالفت بود، تقلید از افکار پیشینیان است. «آبا و اجداد» ما اینجوری فکر نمیکنیم. خب تا حالا اینجوری فکر نمیکردم، یه جور دیگه فکر کن. حالا چه مرضی تو میخوای همش یه جور فکر کنی؟ فکرت آزاد باشه، آزاد اندیش باش. نه، ما بهمون باباهامون اینجوری میگفتن. خب اگه اونا اشتباه بکنن چی؟ یکی از چالشهای اصلی قرآنه. یعنی چی؟ یعنی پیغمبر اومد با تحجر مخالفت کنه. بله. آنالیز بکنیم، یعنی آب رو میگن هاش دو، تجزیه میکنیم. میشه تجزیه بکنیم. پیغمبر با چیا مخالفت کرد؟ عمده عاملی که موجب شد مردم ایمان نیارند به پیغمبر، این چالش ذهنی تحجر بود. من نمیخوام فکرمو تغییر بده، بجنگ تا بجنگیم. من نمیخوام تغییر بدم نگرش خودمو. عظمت پیغمبر در چیه؟ تونست بر تحجر غلبه پیدا کنه. حالا این بخش دوم باید بعداً بیشتر در موردش صحبت بکنیم.
مثلاً دیدید بعضیا شخصیتشون اصلاً یه کاریزمایی داره، به قول بعضیا یا یک نفوذی دارند، جذابیتی دارند، نمیدونم. هر کی یه اثری رو محیط خودش داره. مهمترین بعد شخصیت پیغمبر شاید همین بود که تونست این ذهنها رو رسوب بشکنه. مهمترین بعد شخصیت پیغمبر چیزای دیگه نبود که حالا من میگم یه چیزای دیگه مشهور شده بهش، نمیپردازم فعلاً. اینه که یا رسول الله شما چه عظمتی داری که تونستی تحجر رو بشکنی. این خیلی مهمه. بله، و اینا رو وادار بکنی، منجر به تغییر نگاه، تغییر مسیر اندیشه، از اون رسوبها نجات پیدا بکنند. اینجا امیرالمومنین یه تحلیلی داره. یه وقت دوستان فکر حرف جدیدی دارم میزنم، میفرماید «دفائن عقول» رو پیغمبر بیرون آورد. عبارت امیرالمومنین «دفائن عقول» یعنی چی؟ این دفن بوده تو ذهنها. روش چی بوده؟ دفن بوده، رسوبات. رسوب. پس پیغمبر با تحجر مخالفت کرد. متأسفانه این مشهور نیست. ببینید وقتی این مشهور باشه، پیغمبر رو روشنفکرای ما روشنفکر تلقی میکنند که مقابل با تحجر و انواع کوتهفکریها ایستاده و اون هم در مقابلش ایستادند. آخه بعضی از در واقع ادایی دارند در مقابل دین، پوزیشنی دارند. عزیز من، شما اگه روشنفکری که باید به این سمت بروی. روشنفکرترین آدم عالم که مشکلش روشنفکر نبودن مردم بوده. آفرین، چه تعبیری! مشکلش این بود که اینا حاضر نبودن روشنفکری بکنند. ببینید، و اومد این کار را انجام بده. نگفت فکر منو قبول کن، گفت درست فکر کن، میرسی به نتیجهای که من رسیدم. خیلی اینا فرق میکنهها. بله مثلاً یه وقت پیغمبر هرچی من فکر میکنم شما فکر کن. نه، میفرماید که درست فکر کن، آزاداندیش باش، از آبا و اجدادت دست بردار.
من آیه قرآن رو بخونم قبل از اینکه به محضر قرآن برسیم. اگه موافق باشید یه اصلاحی باید تو صدای یکی از من یا حضرت عالی فکر من باشه بریم برگردیم که کیفیت صدای رفقا این باشه. محضر قرآن مشرف بشیم با این تک جمله که ما قربانی ۱۰ هزار گوسفند یا ده هزار قربانی انشالله برای سلامتی امام زمان و سلامتی رهبر عزیزمون رو تو برنامه داریم. زیرنویسها رو دقت بکنید. گزارش قربانیتونو به ما بدید به بیست هزار سیصد و سه اعلام بکنید. زیرنویسها رو نگاه بکنید. محضر صفحه ۲۹۱ قرآن کریم مشرف میشیم، برمیگردیم.
صفحه291 قران کریم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
عزیزان، این روزها که خیلیها بار سفر بستند و بستهاید به سمت مشهدرضا، انشالله که ایام شهادت و ایام پایانی ماه سفر را محضر امام رئوف باشید. خیلیها هنوز برای اولین بار تو زندگی فرصت تشرف پیدا نکردند. چه اشکالی داره که ما نیت کنیم زائر امام رضا علیه السلام بشیم از مسیر تکریم زائر اولیها؟ و اگه کسی هست الان پای تلویزیون یا بعداً پخش دوباره یا پای رادیو معارف میشنوید، میگید خب ما میخوایم یکی دو نفر، چند نفر رو بفرستیم مشهد، چه کنیم؟ به صفحات ما، کانال ما مراجعه بکنید یا عدد ۸ رو به 20000303بفرستید. خلاصه مشارکت کنیم در تکریم زائر اولیهها. و همینجور هم که الان برنامه رو دارید تماشا میکنید زیرنویسها رو ببینید.
تمنایی هم بکنم از همه تون. ما برای همه بیماران آرزوی عافیت و سلامت و تندرستی میکنیم، از جمله برای سرور عزیزم حاج آقای عالی که خاطرات خوبی شما در این برنامه با ایشون دارید. کسالتی عارض شده برشان. برای همه و مخصوصاً ایشون برای عافیتشون حمد شفاعت میکنیم و پای بقیه صحبتهای حاج آقای پناهیان مینشینیم. بفرمایید.
حجت الاسلام پناهیان: بله، همین الان هم در این آیاتی که تلاوت شد، دوباره بحثهای ذهنی و فکری که در این دنیا کور باشد، آن دنیا هم کور است. یعنی این به معنای نفهمی، به معنای خودش رو به نفهمی زدن نیست. نمیخواد ببینه واقعیتها رو. خیلی عبارتهای عجیبی قرآن داره درباره مشکلاتی که انسان تو ذهنش داره. در این سوره مبارکه لقمان این آیه شریفه میفرماید: «علم الله فی السماوات و ما فی الارض». اول اشاره میکنم به قدرت خدا و اینکه خداوند متعال چه اعماتی رو بر انسان جاری کرده. بعد وارد بحث میشن: «و من الناس من یجال فی الله». اینا مجادله میکنند، بحث و جدل میکنند درباره خدا، درباره آنچه که از جانب خدا نازل شده. نه اینکه خدا را قبول نداشته باشند. بعد من توضیح میدم اینا چه جور خدایی رو قبول دارند. «به غیر علم ولا هدا ولا کتاب منیر»؛ نه خودشون سواد دارند، نه هدایت شدن. اگه خودش سواد نداره بگه من استاد دیدم، نه، یه کتابی، متنی، کتاب منیری دستش هست که روشنگر باشه برای او. اینجور آدمها چی میگن؟ «الله» وقتی بهشون گفته میشه که تبعیت بکنید از آنچه که خدا نازل کرده، به جای اینکه فکر کنند ببینند آیا این حرفهای خداست، باز کنن راه اندیشه را برای خودشون، «قالو بین تبع ما وجدنا علیه آبانا». ما هرچی از قبل بهمون رسیده، اونا رو گوش میدهیم. سنتپرستیم. این سنتپرستی یه جور تعصب است. «عذاب عذاب سعید» و عبارتهای دیگری که گفتم، ۱۶ مرتبه به عنوان مانع جدی هست.
سادهش رو عرض بکنم: پیغمبر اکرم مشکلش بیدینی نبود. همه کسانی که مقابل پیغمبر ایستادند، دین داشتند، ولی حاضر نبودند دین خودشونو در موردش فکر کنند، تغییر بدهند، نگرش دینی خودشون را حاضر نبودند تغییر بدهند. حاضر نبودند درباره دین خودشون فکر کنند. حاضر نبودند درباره دین جدید فکر کنند که آیا این دین داره حقایق قبلی را تأیید میکنه یا نه. باشه تو دین داشتی، بهش علاقه داری. حالا این دین جدید آمده. هرچی تو دین خودت بوده و حرف معقولیه، فکر کن، بپذیر، داشته باش. ببین این دین رد میکنه حرفی از حقایق معقول دین قبلی رو؟ رد کرده، اینو رد کن. اگه همون حرفای دین قبلی خودتو زده دیدی تکمیلترش هم کرده، چه جالب! ما یه سری چیزا بلد بودیم، ولی حرفهایی که زدی جالب بود، جدید بود، تکمیل کرد آگاهیهای قبلی ما رو، تازه دلیل بعضی چیزها فهمیدیم. این یعنی به خودش اجازه اندیشیدن داده. البته من تجربه دارم، بعضیها واقعاً حرف جدید میشنوند ناراحت میشن. من دیدم کسانی که خودشون اومدن گفتن میگم تو چرا ما رو به چالش میکشی؟ ذهنمونو. ما باید فکر کنیم این حرف جدیدی که شنیدیم درسته یا غلط. خوبه، دیگه شما فکر کن، غلط بود نپذیر. اگه میگه من اصلاً نمیخوام... یه کسی بود از رفقا، با مزاح، خدا رحمتش کنه از دنیا رفت، اهل علم هم بود، با مزاح ولی خیلی فکر کردن عجب آدمی! باید فکر که خوبه. من که تواناییشو ندارم. شما دارید در واقع لطف میکنید به بنده اگه واقعاً من تونسته باشم شما رو به فکر وادار کنم. ولی کلاً خوبه فکر کردن، خوبه. چقدر قرآن به فکر کردن دعوت کرده!
در واقع پیغمبر اکرم با دیندارانی درگیر شد که فهمشون از دین را حاضر نبودند تغییر بدهند، تکامل بدهند، تعمیق بدهند. لذا تعمیق یعنی چی؟ عمیق کنن فهمشونو از دین. «فقه» نداشتن، «لاتفقهون». حاضر نبودند این نگاه سطحی خودشون رو تبدیل کنن به نگاه عمیق. بعضی وقتا دین واقعاً از ما انتظار داره، میگه یه کمی عمیقتر نگاه کن. طرف وایمیسته، بلدی، درسته، خوبه، آفرین، ولی این سطحیتره، یه لایه عمیقترش هم هست. بیا مثلاً بریم عمیقترشو نگاه کن. «فلولا نفر من کل فرقة» چرا؟ چون این دین، دین آخر است، عمیقتره.
حالا من یه نمونه بگم به عنوان روضه جلسه عرض بکنم. حرف عمیقتر: بزرگترین مشکلی که در زمان رحلت رسول خدا پیش آمد، ما خوب معمولاً میدونیم اون چالشی است که سر خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام پیش آمد و ما اینو به عنوان مصیبت از یه جهت ذکر میکنیم. خب بیایم از یه زاویه دیگه هم اینو نگاه کنیم. خب از زاویه دیگه این بزرگترین مصیبت بود یا نه؟ خب بله که قطعاً بزرگترین مصیبته. مثل این البته... امام خمینی عزیز در کلامشان دارند بزرگترین مصیبت که از کربلا بالاتره این است. لذا من امام خمینی را وقتی یک عارف، اسلامشناس، فقیه، اسمشو به میون میارم، دیگه فداش بشم. همه سرش یه تصادمی داریم، دیگه توافقی داریم که بالاخره یه آدم حسابی میاد داوری میکنه و این اندازهگیریها رو برای ما مشخص میکنه. خب اگر این بزرگترین مصیبت هست، آیا اشکالی در کار پیغمبر بوده که این مصیبت پیش آمده؟ قطعاً پیغمبر اکرم اشکالی تو کارش نبوده، اشتباهی تو مسیر ایشون نبوده. شیوه مدیریت پیامبر اکرم، ولی بیتردید شیوه مدیریت پیامبر اکرم طوری بود که این مشکلات رو ریشهکن نکرد. درسته. شیوه مدیریت پیغمبر یه طوری بود که اولاً درست بود، اینو از خارج ما میدونیم. «ما ینطق عن الوی»، او هیچ کاری از سر هوای نفس نمیکنه، حرفی از سر هوای نفس نمیزنه. کاملترین عقل اول و اصلاً معلومه. ما که نقد نمیتونیم بکنیم پیغمبر، اصلاً راه نداره نقد بکنیم. حماقت ماست بخوایم نقد بکنیم پیغمبر اکرم رو.
خب پیغمبر اکرم این کارشون درست بود به هزار دلیل. دلیل بعد، این مشکلات هم که در زمان پیغمبر اکرم در واقع شکل گرفته، خودش تو بیعت پیغمبر نشون داد کدوم بخش از روش مدیریتی پیغمبر بود که این مشکلات رو نه تنها ریشهکن نکرد، بلکه زمینهساز بود به نوعی برای پدید آمدن این مشکلات. خب، جوابش هرچی هست، حرف من الان نمیخوام جواب را عرض بکنم که جواب چی هست. اون «امهال»ی که پیغمبر اکرم کرد. بعضیها اینجا چه جوابی میدن؟ میگن که به جواب نزدیک بشیم. یه جواب اینه که بگیم منافقین خیلی قوی بودند. این جواب قطعاً غلط است. منافقه خیلی قوی بوده؟ میشناسیم دیگه کیا بودن، از کدوم قبیله بودن، چقدر پول داشتن، چقدر اسلحه داشتن، چقدر مهمات داشتند، چی... اونجا ابوسفیان بود. بگیم خیلی قوی بوده؟ این از قبل ریشه داشته، دنبال چی بوده؟ عبدالله ابن ابی بوده که میخواسته رئیس مدینه بشه. مثلاً کی بوده، مثلاً کیا بودن؟ بسیار خب. پس بعضیها اینجا برای اینکه از جواب در برن، میگن منافقین خیلی قوی بودن. نه، منافقین قوی نبودند، تعدادشون هم زیاد نبود. بله، درسته. بله، ریشه مشکلات چیه؟ دوباره عرض کنم. مدیریت پیغمبر که از اون بهتر نداره. دشمنان هم که انقدر قوی نیستند که بگیم دشمنان قوی نبودند و پیامبر حریفشون نمیشه. پس مردم ضعیف بودند. خب مردم ضعیف. مردم در چه زمینه ضعیف بودند؟ در احساس مسئولیت اجتماعی. چون میخواید نقطه بگذارید، عرض میکنم: در احساس مسئولیت اجتماعی ضعیف بودند. شاید میخواستند پیغمبر همین مشکلات هم پیغمبر حل کنه، از امیرالمومنین میخواستند بیاد اینا رو حل کنه. بسیار، شما چرا رفتی خونه نشستی؟ عدم احساس مسئولیت اجتماعی مردم میشه بزرگترین مصیبت. از پیغمبر خیلی خب. همینجا نگهش دارید. من عذرخواهی میکنم، نه خواهش، بیادبی نباید بکنم محضر اساتید خودم، ولی زمان چون تمام هست، انشالله تو کانال من یه یادآوری میکنم. رفقای من ازتون متشکرم. حاج آقا و بینندگان محترم و شنوندگان عزیز، برای انشالله ادامه این بحث احساس مسئولیت اجتماعی از طرف مردم، این چه چالشیه.
گوشه تصاویر این دقایقی که برنامه رو همراهی میکردید، تصاویری دیدید از مردم مظلوم غزه، مردم مظلومی که از امت همین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند. حملات ددمنشانه و وحشیانه رژیم صهیونیستی. رژیم، هم برنامه ما، هم سازمان صدا و سیما و دوستانم محکوم میکنند این حملات ددمنشانه رو و آرزو میکنیم خدایا به حق پیامبر بزرگوار، مردم مظلوم غزه رو عافیت و رهایی از این مصائب عنایت بفرما. تا سلامی دوباره که خدمت شما برسیم انشاالله، در پناه خداوند باشید، التماس دعا. آقا خدا قوت.