خب برنامه سمت خدا هم اطلاع دارید چند روزی سعی کرد که از عتبات عالیات مهمان خانههای شما عزیزان باشه. امیدوارم تلاش همکاران ارجمندم مورد توجه آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام و مورد رضایت دوستداران آن حضرت قرار گرفته باشه. خیلی خوشحالیم از اینکه عمرمون طولانی شد تا دوباره بتونیم از اینجا به شما سلام بکنیم، به اتفاق همه رفقا و همه همکارانم و از جمله به اتفاق استاد ارجمندم جناب حاج آقای عابدینی عزیز که بفرمایید خدمتشون باشیم و امروز هم بهره ببریم به اتفاق انشاالله. حاج آقا سلام علیکم و رحمت الله، زیارتهای شما هم مجدداً عرض میکنم قبول باشه انشالله.
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون. بنده هم به نوبه خود زیارت همه دوستانی که حضوراً مشرف شدند و کسانی که با قدم دلهاشون مشرف شدند و کسانی که در خانههاشون دلهاشون رو زیارتگاه امام حسین علیه السلام قرار دادند، چشمهاشون در صفحات تلویزیون سیر کرد و دلهاشون رو به همراه چشمهاشون بردند، تا کسانی که با قدمهاشون رفتند، زیارت قبول به همشون میگیم.
کسانی که در راهپیمایی جاماندگان گاهی اشک و سوزشون از روندگان کمتر نبود و دلهای سوختهشون که مانع داشتن از رفتن باعث شده بود که تو اون راهپیمایی، به اونها هم قبول باشه میگیم که امام حسین علیه السلام سعه وجودیش همه عالم رو فرا گرفته. هرچند همه ما وظیفه داریم که با همه مراتب وجودمون مشرف بشیم، ولی اگر بعضی از مراتبمون امکان نداشت که بدن و جسد مون باشه، با در حقیقت مراتب دیگمون تشرف حاصل میشه و حتی با یک سلام و یک السلام علیک یا ابا عبدالله همه مشرف شدیم و جواب هممون داده شده.
انشالله که خدای سبحان مکرر روزی همه بکند و که با قدم چشمها و دلها بتونیم مشرف بشیم و این سعادت را از ما نگیره تا بدونیم چه عظمتی در این زیارتها هست. الهی آمین. انشالله اینجوری باشه. گفت که از دور سلامی و تو از دور جوابی، این فاصله انگار نه انگار زیاد است. نوش جان همه باشه انشالله.
ملایی: نکته مقدماتی اگه هست حاج آقا در خدمتیم و بعد وارد بحث بشیم با بسم الله بگیم و دعای سلامتی رو بخونیم، بعد انشالله در محضر دوستان هستیم.
حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعه، ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دلی وعینا، حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. انشالله خدای سبحان همه ما رو از سربازان یاران و بلکه سرداران حضرت انشالله قرار بده.
نکته ابتدایی در رابطه با یک به اصطلاح بحث قربانی است. این بحث به خصوص که دشمن ما دائماً دنبال این است که فرصتی گیر بیاره تا ضربهای به نظام اسلامی و به خصوص به نائب امام زمان ما بخواد بزنه، قطعاً ما هم همه توانمون رو برای مقابله با توطئههای اونها به کار میگیریم. از جمله تواناییهای ما برای خنثی کردن و بلکه گسترش و بسط ید ایشون، این است که از سنت قربانی استفاده میکنیم.
همونجوری که اولین انسانها که فرزندان آدم بودند، وقتی که خواستند اون قرب الی الله محقق بشود، با قربانی به سمت خدا خودشون رو نزدیک کردند که «فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الاخر» که یکی از یکی قبول شد که هابیل بود. و همونجوری که ابراهیم خلیل سلام الله علیه بعد از جریان اون خواب که «انی اراک فی المنام انی اذبحک» و بعد بردن اسماعیل به قربانگاه، و از اونجا خدای سبحان «و فدیناه به ذب عظیم»، این سنت از زمان آدم آغاز شد و تا زمان ابراهیم خلیل تثبیت شد که «فدیناه بذبح عظیم».
لذا در حج، قربانی یکی از تمام کنندهترین اعمال حج است که باعث میشود کسی که محرم است از احرام قدرت خارج شدن پیدا بکند با تحقق قربانی. در اسلام هم به این مسئله تاکیدات فراوانی شده در مسائل مختلفی. لذا ما هم به سنت و سیره عالمانی که در اسلام و قرآن آمده، این سنت قربانی رو انشالله میخواهیم داشته باشیم.
هر ماه هست این مسئله، اما ویژه به عنوانی که هم برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که در راس همه خواستههای ماست، که سلامتی حضرت، سلامتی امتش و سلامتی نائبش هم هست. و لذا با نگاه به سلامتی امام زمان، سلامتی نائبش رو هم که تقاضا میکنیم.
دوستان قصد کردن انشالله همونجوری که یک بار این کار کرده بودیم، ۱۴ دیه کامل رو که برای انسان هدیه کامل هست، به نیت ۱۴ معصوم با این نگاه انشالله قرار بدیم که حدوداً این ۱۴ دیه کامل میشه ۱۰ هزار گوسفند. که انشالله قربانی ۱۰ هزار قربانی، که این ۱۰ هزار قربانی رو انشالله مردم چه به صورت اینکه خودشون در روستاها و شهرها و محلات و خانوادههای خودشون انجام بدن و چه به صورت اینکه اگر خودشون امکان ندارند به حسابهایی که زیرنویس میشه در برنامه واریز بکنند.
و اگر اونها هم که خودشون انجام میدن، حتماً یک به اصطلاح بدن که این شماره میخویم تکمیل بشه، تا با اعلام به مردم در هر روز و تا اونجایی که مقدوره، این قدرت بعثت مردمی تو این مسئله هم دیده بشه که ما حتی برای سلامتی نائبمون همه کاری از از ما بیاد انجام میدیم. از جمله یکی از کارهاش هم همین قربانی است که اینم یکی از سنتهای است که برای دفع بلایا و شرور از همه جامعه اسلامی و در راسشون امام زمان ما و نائبش انشالله این مسئله محقق بشه.
خودش یک اطعامی برای فقیران هم در ضمنش صورت میگیره، هم فقیران هم مومنان. و انشالله قصد دارند دوستان تا اونجایی که ممکنه به شیعیان گمنامی که در بعضی از کشورهای دیگه هم هستند و در مشقت به سر میبرند، انشالله اونجا هم بتونن این رو برسونن که چند جانبه اثر بگذاره که بدونن این هم از جانب اون ولایتی است که الان داره اعمال میشه، به اونها هم ثمرش میرسد. اینا خیلی لطیف میکنه کار رو.
لذا این بحث قربانی رو دوستان با همیاری و همکاری جوشش جمعی، یه حرکت جمعی که همه هم چون یه نهضت جمعیست شریک میشیم. یعنی هر کسی خودش انجام بده، این شماره رو اعلام کنه در اینجا که این شماره با هم یا تعداد شریک در همه هم حساب میشن. یعنی نه فقط یه قربانی یا دو قربانی خودشون انجام دادن، با تحقق این ۱۰ هزار قربانی که انشالله دفعه قبل حتی بالاتر از ۱۰ هزار تا حدود ۱۳ هزار قربانی بالا رفت، انشالله این دفعه هم این مسئله محقق میشه.
مردم نشون میدن که تو این مسائل چه قدمی حاضرند جلو بیان، چه مالی حاضرند جلو بیان، چه قلبی حاضرند جلو بیان. همه اینها براشون در این بعثتی که ایجاد شده، الحمدلله تو همه جهات وجودش ظاهر است الحمدلله.
ملایی: خیلی متشکرم حاج آقای عابدینی. پس لزوماً قربانی کردن به این معنا نیست که حالا اگر براتون سخته، مقدور نیست، محذوریتی وجود داره. با برنامه سمت خدایی اتفاق بیفته، ممکنه شما توی محلی قربانی رو انجام بدید و خودتون هم اقدام کنید. مرحبا به شما، اطلاع رسانی شو به برنامه حداقل بگید تعداد هر روز چقدر داره افزایش پیدا میکنه و به زودی مرز ۱۰ هزار قربانی رو تو این مقطع هم انشالله بگذرونه.
خب بسم الله باز هم بسم الله الرحمن الرحیم. بحثی که به نظرم رسید که خیلی مهمه و باید روش کار جدی بشه و از دغدغههای مقام رهبری معظم رهبری عزیزمون هم هستش و جزو مسائل روز هم هستش، بحث این است که بحث بعثت مردم است.
این بعثتی که در کلام امام شهید ما در آخرین سخنرانیهاشون به این اشاره کردند که اگر دشمن بخواد به دشمنیهاش ادامه بده و کار دیگری بکنه، اون موقع بعثت مردم محقق میشود. و این بعثت مردم بعد از شهادت ایشون کاملاً آشکار بود. رهبری عزیزمون هم به این بحث بعثت مردم در اولین پیامشان، یعنی در آخرین سخنرانیهای امام شهید ما و در اولین پیام رهبر عزیز ما، این مسئله بهش پرداخته شده که از عظمت این مسئله.
اونم تعبیری که رهبر عزیزمون فرمودند با این آیه شریفه که «ما ننصخ من آیت بخیر منها او مثل ها» که این تعبیر «نعت به خیر منها او مثلها» را تعبیر کردن. اگر امام ما شهید شد، مردم بعثت پیدا کردند و رهبری پیدا کردند. این تعبیر را که «نت به خیر منها»، اثر اون خون در رگهای مردم دمیده شد و اون بصیرت در مردم ایجاد شد.
این تابلوی بحث است که از ضرورت بحث این است که هم آقای شهید ما، هم رهبر عزیز ما به این مسئله پرداختن و جزو آخرین پیام رهبری و اولین پیام رهبر عزیز ما این مسئله بوده و ادامش هم ایشون دائماً اصرار داشت.
ما این بحث رو از چند جهت باید بحث بکنیم. یکی اینکه ریشه این بحث اصلاً در تاریخ و نگاه قرآنی چگونه است. خب این یه بحثی داره مفصل، حالا اشاره میکنیم، بعدها انشالله تفصیلشو داریم.
حجت الاسلام عابدینی: ببینید خدای سبحان در چند جا بحث بعثت رو به کار برده. یکی از اونها که خیلی به کار رفته، بعثت انبیاست. یعنی انبیا بعثت پیدا کردند و مبعوث شدند. این تعبیر در رابطه با انبیا زیاد به کار برده شده. با اینکه انبیا قبل از بعثت هم همه دغدغه مند بودند و پرانگیزه، اما به تعبیر امام شهید ما وقتی بعثت پیدا میکردند، انگار یکپارچه انگیزه میشدند، با قبلشون خیلی متفاوت میشدند. با اینکه قبل سراسر انگیزه بودند، اما بعد از این تحول در وجودشون خیلی محسوس بود.
به تعبیری که شاید از یه جهاتی خوب باشه این است که مثل یک گلوله آتشین میشدن از انگیزه که دیگه هیچ آرامشی نیست. نه آرامش نداشته باشد در قدرت و انگیزه، دیگه آرام نبودند. اینجور خلاصه دغدغه مند بودند و لذا این حقیقت پر انگیزه، امت رو مبعوث میکرد. یعنی یه نقش به اصطلاح سرایت کننده از این انگیزهای که خدا در او میدمید که بعثت ایجاد میشد، او در امت میدمید. یعنی ببینید چقدر زیبا که واسطه در این دمیدن، انبیا میشدند. بعثتی را که خدا ایجاد میکرد و بعثتی را که انبیا در مردم ایجاد میکردند.
لذا «ما ارسلنا من رسول الا لیعطی» وقتی که رسولان فرستاده میشدند برای اینکه اطاعت بشن، این اطاعت کردن، اطاعت کردن فقط تکلیفی بود، شوقی بود. یعنی مردم مبعوث میشدند و لذا بعد از این مبعوث شدن، اینها مطیع به اصطلاح نبی میشدند که نبی مطیع خدا بود. یعنی اطاعت خدا سرایت به مردم.
پس بعثت یکی از موارد مهمش در بعثت انبیا بود که بیداری برای مردم رو به دنبال داشت. بعد تو مرتبه دوم، بعثت در قرآن در مورد قیامت به کار رفته که در مورد قیامت که مردم مبعوث میشن، روز بعث است، روز قیامت است که اونجا به پا خواسته برانگیخته میشوند از قبرها. به پا خواسته میشود که خیلی زیاد هم به کار رفته. در این مورد هم این هم یکی که از قبل به پا خاسته قبر به پا خاستند. انبیا در حقیقت مبعوث شدن و مردم را مبعوث کردند.
در کنار بعضی از الفاظ بعثت که به کار رفته مثل مثلاً اصحاب کهف که بعد از اون خواب طولانی که اینها رو ما بحث کردیم، یعنی از خواب بیدار کردیم و این بعد از اون مثلاً ۳۰۹ سال از خواب برخاستند. ببینید انسان خواب خصوصیتش این است که هر واقعهای کنارش اتفاق میافته، این خبری نمیشه براش، احساس نداره. اگر بعد که از خواب بیدار میشه بهش بگن این خبر و این خبر و این اخبار مهم در کنار تو اتفاق افتاد، این اصلاً هیچ از این مطلع نشده چون خواب بوده.
بعثت در مردم هم که ایجاد میشه، ببینید بعثت یه موقع هستش که من خودم بیدارم اما وجود خودم را در حد تنم میبینم، کاری به اطرافم ندارم، خبر ندارم. هر واقعهای که اتفاق میافتد جلو چشمم هم رد شه نمیبینم چون برام مهم نیست و اهمیت ندارد. اما اگر انسان وجودش توسعه پیدا کند، منش گسترده بشه، بعد میبینید خانوادهاشم خودش حساب میشن. برای هر فرد خانوادهاش اتفاقی بیفته، برای این اتفاق افتاده. مادر بچهاش مریض باشه خوابش نمیره. همین به اصطلاح خانمی که قبلاً دختر خانه بود شاید به راحتی میخوابید، اما الان مادر شده و این مادر یه احساس بزرگ شدن داره.
همین نسبت تو نظام مثلا میبینید یک کشور که اگر وطن آسیبی بهش وارد بشود، مردم نسبت به این آسیبی، تجاوزی که به وطن شده حساسیت پیدا میکن. در حالی که ممکنه بعضی ها براشون این حساسیت مطرح نباشه. وجودشون میگه من سالم باشم، هرچی شد در حقیقت شد بهش شد مهم نیست. یعنی این حدش بدنش مثل یک حیوان، بلکه از حیوان پست تر. چون حیوان بالاخره براش مهم است. این تعبیر «اولئکه کل انعام ولهم ازل» که اینها از حیوان هم گاهی پست تر میشن که تنشون فقط خودشونه. یه کارخانه در حقیقت کودسازیاند.
در عین حال اگر بخواهیم، اما یه انسانی که بزرگتر میشه، خانوادهاش، وطنش و بعد دینش و بعد مرامش، جوانمردیش، انسانیتش، اینا هی براش بزرگ میشه. اگر میبینه در گوشهای از کشورش کسی آسیب میبیند، این بیقرار میشه. تجاوزی به گوشه دیگری از کشورش بشه، این تو این گوشه بیقرار میشه. این وجودش توسعه پیدا کرده. یعنی همون حالی که در حقیقت انسان بزرگ شده، دیگران را خودش میبینه و آسیب به آنها را.
تعبیر روایت هم هست خیلی زیباست که میفرماید: «انما المومنون فی تو و مردم، این رابطههای محبت آمیزشون کلجسد الواحد» مثل یه بدن واحد هستند. اگر یه عضوی از اعضای بدنشون آسیبی ببیند، مریض بشود، از اشتکا عضو مریض بشود، سائر الجسد باما و سحر، بقیه هم براش تب میکنند و بیخوابی میکشند. چقدر زیباست. «چه عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار». خوب این انسانیت، این بزرگ شد.
مردم ما ببینید از ابتدا این خصوصیت را داشتند. انبیا این را داشتند رشد میدادند. انسان از بدنش بیاد بیرون، بزرگ شه. یعنی بدن را طرد نمیکنه اما میگه بدن فقط تو نیستی. یعنی این انسانها با هم در یک انسانیتی مشترک اند. اعضای یک وطن با در این وطن مشترکن. مسلمانها در اسلام با هم مشترکاند. مومنان در ایمانشان با هم مشترکاند. انسانها در انسانیت شان با هم مشترکاند. هر کدام از اینها یه مرزی ایجاد میکند که تو اون مرز، مراتب حساسیت ایجاد میشه، از خواب بیدار میشن.
ببینید پس بعثت از خواب بیدار شدنه. همونجوری که انبیا وقتی مبعوث میشن، این مرتبه نسبت به مرتبه قبل بیداری محسوب میشه، با اینکه مرتبه قبل بیدار بودن، اما این بیداری بالاتر است. مسلمان کسانی که بعد از اینکه انبیا مبعوث میشدند، مردم را از خواب بیدار میکردند. «دارد الناس نیامون اذا ماتو انت ناس» مردم خوابند، وقتی میمیرند بیدار میشن، تازه میفهمند این حقیقت چه عظمتی داشته. بحث خودش یعنی بیداری.
همونجوری که اصحاب کهف هم همینجور و دلالتهای دیگری که هر روز شما ما شما را «توفی میکنیم و بعد بعثنا» دوباره شما رو بحث میکنیم دوباره در روز که این بحث دوباره بیداریه. که این بیداری انسان وقتی خوابه خیلی غافله، وقتی بیدار میشه هوشیار میشه. پس حقیقت بعثت هوشیار شد. این هوشیار شدن اون وقت مراتبی دارد.
ببینید انبیا به مقدار بعثت خودشون. اینا رو دارم میگم مقدمه چون خیلی اثر داره در نتیجه. انبیا به مقدار بیدار شدنی که داشتند. چون بعثت انبیا متفاوت بوده. هر نبی به اندازه وجود قابلیتی که اون امت لازم داشته، بعثت در وجودش شکل میگرفته. هر نبی به مقداری که مبعوث میشد، در امتش تاثیر گذار بود. البته امت گاهی این تاثیر را میگرفت، گاهی تاثیر را نمی گرفت. اون وقت جالبه این است که هرگاه امت این تاثیر رو بگیرد، بعثت نتیجهاش قطعی است. یعنی اگر امت مبعوث شد، غلبه و نتیجه قطعی است.
اگر امت مبعوث نشد یا به مراتب ضعیف از بعثت رسید، خدا گاهی امداد میکند که اون امداد الهی ضعف اون امت رو جبران بکند. این امداد بیرونی، مثل جایی که موسی کلیم وقتی مبعوث شد در مقابل فرعون قرار گرفت. ببینید عصای موسی خیلی دقت میخواد. اینجا عصای موسی یه بار توی جلوی فرعون اژدها شد، یه بار برای خود موسی که موسی ببیند. اونجا بابک دفعه دوم جلوی فرعون تو کاخ فرعون، جلوی فرعون و فرعونیان. اما میتونست اونجا فرعون رو ببلعد یا نه؟ میتونست. میتونست فرعون و اطرافیانش نابود کنه، میتونست. اما قرار بر این نبود که موسی علیه السلام با اص از بین ببرد. چون بنی اسرائیل آماده حاکمیت نبودند. اگر این از بین میرفت، خود اون همدیگر رو میزدند و میکشتند و قرار نداشتند.
بعد از این، یک بار دیگه در مقابل سحره به اصطلاح عصای موسی اژدها شد که اونجا باز هم اونجا سحره را از بین نبرد. اون کید و سحر دروغ سحره رو از بین برد. چون این عصا اژدها شدن، جهاد تبیین بود. یعنی تبیین توش بود، آشکار شدن بود، نه از بین بردن. خدا میتوانست با اون اژدهایی که ایجاد شد، فرعونیان رو اونجا باز ببلعد، میشد. اما قرار بر این نبود که با به اصطلاح اون اعجاز، فرعون از بین برود. به خاطر همین میخواست امت بیدار شه، بعثت پیدا کند. این بعثت امت مهم است.
امروز هم آیا عصا اژدها شده؟ بله. عصا اژدها شدن، اون جهاد تبیین نیست؟ اون چیز اصطلاح حقیقت مردهایست که زنده شد. ما حقیقتاً مردم ما قبل از انقلاب یه حقیقت رخوت به اصطلاح مثل مردهای را داشتند که روح امام که دمیده شد در مردم، آمد و اون پیامهاش مثل عصای موسی جهاد تبیین کرد. مردم زنده شدند، مردم بیدار شدند. و این بیداری مردم به دوران جنگ و دفاع مقدس و بعد هم دورانهای بعد، این بیداری مراتب این.
لذا در عصای موسی هم که اژدها شد، الان خود جریان اربعین رو آمریکاییها، ژنرال آمریکایی میگن. میگن این به اصطلاح اژدهای سیاه است. یعنی جریان اربعین را به عنوان یه اژدهای سیاه که این داره میبلعد فرهنگهای دیگر رو. ما هنوز نتونستیم قدرت این به اصطلاح تشخیص بدیم. خود این آمدن شبها، حالا بعد عرض خواهیم کرد، یک عصا اژدها شدن است که داره میبلعد کید و اون مکر و اون دروغ در حقیقت دیگران را. همین خیابان موندنها، این داره اون مکر رو رسوا میکند، توطئهها رو خنثی میکند.
خنثی شدن توطئهها، این عصا بلعیدن این عصا و اژدهایی است که اونها رو داریم. یه بحث جالبی است که این انحصار نداشت به دوران موسی کلیم. بلکه در دوران موسی کلیم نحوه بروز کرده، در بقیه دورانها اون خاصیتش و خصوصیتش داره محقق میشه.
خب این که داشتم عرض میکردم که انبیا وقتی که امت مبعوث میشد، پیروزی قطعی بود. اما معمولا امتها خوب مبعوث نمیشن، قابلیتها ضعیفه. لذا خدا امداد بیرونی میکرد. مثلا جریان غرق شدن فرعون، با اینکه باید سنت الهی این است مردم بجنگند با فرعونیان تا فرعونی از بین برود، خدا به مردم قدرت جنگیدن با فرعونیان را داده تا اونا بجنگند، اما مردم این قابلیت رو پیدا نکرد. و لذا خدا با جریان برق که اون به اصطلاح دریا باز شد و اینها، امداد بیرونی کرد. این ضعف بنی اسرائیل بود که امداد بیرونی را لازم داشت.
اما ببینید امت اسلامی جالبه. اینا دقتهای خیلی مهمی است. در جریان امت اسلامی، جنگ بدر وقتی که شروع شد، خدا امداد بیرونی نکرد، امداد درونی کرد. یعنی چی؟ یعنی مومنان قدرت پیدا کردند در مقابل مشرکان ایستادن. لذا «استست ربکم فستجاب لکمنی ممدکم به الف من الملائکه مردفین» که وقتی اینا استغاثه در میدان به خدا کردند که خدایا، تبدیل شد کاروان قریش به لشکر قریش در مقابل ما. اون ۴۰ نفر مسلح بودند. کاروان قریش که قرار بود اونو بگیرند، تبدیل شد به لشکر قریش که هزار تا مثلث و اینا ۳۰۰ تا. این استغاثه و طلب میدانی که ایجاد شد در همون میدان به خدا و اضطرارشون به خدا، خدا همین ها رو قوی کرد. ملائکه بر اینها نازل شدند و قدرتمند شدن.
ببینید این مبعوث شدن، امداد درونی. امداد درونی از قابلیت قابل نشأت میگیره. امداد بیرونی از ضعف قابلیت قابلله که دریا باید اینها را غرق کند و اینها خودشون مقابله نکنند.
ملایی: عیسی علیه یه سوال میخواستم بپرسم برای اینکه ذهنم نزدیک درست دارم دریافت میکنم یا نه. ما مثلاً تو دفاع مقدس ۸ ساله دفاع مقدس با رژیم بعث عراق، ما یه اصطلاحاتی رو اونجا برای اولین بار احتمالاً وارد ادبیات آقا، این امداد غیبی الهی بود. رزمندهای میومد خاطره تعریف میکرد و دقیقاً این عنوان رو میذاشت روش که آقا من اونجا امداد غیبی الهی رو دیدم. اینا در از درونه. آها میخوام همینو همین. اینا از درونه یعنی این قابلیت قابل است که امداد رو میبیند.
حجت الاسلام عابدینی: مثلاً حضرت زهرا سلام الله علیها رو میدیدند. مثلا بعضی از اشخاص نورانی امداد را بعضی از جاها یه دفعه خطوراتی براشون ایجاد میشد که یه بابی باز میشد، جرتی ایجاد میشد. اینا امدادهای درونی از قابلیت میگیره.
مثلا ببینید جریان انقلاب اسلامی ما، مردم امداد الهی شد که خودشون رژیم را سرنگون کردند. منتها خدای سبحان امداد کرد مردم رو قدرت داد در مقابل استبداد بینظیر شاه در اون موقع با تمام سلطه که آمریکا پیش بینیش دو ماه سه ماه قبل از پیروز جزیره امنه و به اصطلاح قدرت ریز نیست، از بین رفتنش در کار نیست. ولی با این حال این مردم به یه قدرتی باوری رسیدن که خدا عنایت کرد از درون اینها ایستادند و به اصطلاح شاه اون دوران سرنگون کردند و بعد به قدرت. این از درون محقق میشه.
دوران دفاع مقدس، امداد از درون مردم شد. ببینید یه بحث زیباییست. حواریون عیسی علیه السلام بودند. یه جایی از عیسی سوال میکنند که ما از ما برتر آیا کسی هست؟ خدای سبحان برای ما به وعده غذا میفرسته و ما همراه تو هستیم. و عیسی السلام فرمود: بله، از شما برتر کسی است که با کد یمینش غذا را به دست میاره، خودش در حقیقت میکشد غذا را به دست میاره، ولی بر این ایمانش ماندگار است. این برتر از شماست.
لذا از اون به بعد اینها رفتند شغلی رو که درآمدی داشته باشد و اون درآمد را صرف این نگاهی که از ظرفیت کار استفاده بکند. ولی یعنی وارد دنیا بشن، اما در عین حال که وارد دنیا میشن، اون حالت الهییت بمانه. برتر از اونجایی است که انسان اصلا. لذا تو این جریانات اگر جنگی میشد، تو این جنگ مردم میایستادند، غلبه میکردن. این بعثت به نتیجه رسیده بود.
این دوران اخیر هم که بعد از این دو جنگ تحمیلی دوم و سوم که ۱۲ روزه و جریان جنگ از ۹ اسفند جنگ تحمیلی سوم هستش، این دو جنگ هم مردم ایستادند. خدا عنایتهاش فراوان بود، اما مردم ایستادند و عنایتهای الهی به مردم، این بعثت مردم را دنبال داشت. یعنی مردم در میدان دیدند که اینها میتوانند در مقابل استکبار آمریکا و رژیم کودککش صهیونیستی بایستند. دو ابرقدرتی که به ظاهر در قدرتهای مثلاً بزرگ جهانی میگنجیدند، در مقابل ما به پشتوانه بقیه قدرتهای دیگری که بودند، اینها وایسادیم ما. و این خیلی عظمته که ما ننشستیم بگیم خدای سبحان ما اینجا نشستیم تو امداد کن. میگیم خدایا ما ایستادیم تو هم امداد کن. ما تو میدانیم، تو هم امداد کن. «استغیسون ربکم فستجاب لکم» محقق شد.
لذا میبینید ناو آنها هم در مقابل به اصطلاح تجهیزات سادهتر ما، هر چند خیلی کم آوردن. خدا امداد میکند. موشکهای ما سرفرازیش و اون قدرتشان آشکار شد. اون در حقیقت ناوگانهای هوای ناوهای ناوگانهای هوایی اونها که به اصطلاح نمیدونم اف سی۵ هاشون، نمیدونم اف هجده هاشون، چیها، همه اینها در مقابل موشک پهپادهای ما کم آوردند. این امداد الهی است.
اینجا در حقیقت ببینید موسی کلیم حتی در اون صحرایی که اینها دوران تی بودند، اونجا قدرت غذاسازی نداشتند. خدا براشون غذا رو میآورد. ما تو نگاه اول فکر میکنیم این چه تحفهایست. اما این نقص، جبران نقص امت. اون امتی که نتونسته این قابلیت پیدا کند. لذا اینجور نیستش که اگر این فضیلت بیاد، بله یه موقع یک به اصطلاح کمالی برای یک مومن است که گاهی این حاضر میشود برای او در یه برههای تا یک کاری. اما برای امتی که امتی نقص دارند، خدا این نقص را برای اون امت اینجوری میخواد جبران بکند. مثل غرق شدن فرعون. اساسی این بود اینا فرعون رو بکشن، اینا فرعون را از بین ببرند. این قدرت بود.
این بحث مبعوث شدن بود. لذا این مبعوث شدن امروز امت ما، یکی از اون مهمی است که خدای سبحان به دست این امت کاری کرد که آمریکا پشیمان بشود، اسرائیل پشیمان بشود، قدرتهای پشتیبان و حتی این قلعههای جنوبی به اصطلاح آمریکایی در جنوب خلیج فارس، اینها پشیمان بشوند. همه اینها را ما با قدرتی که ما ایستادیم، خدا عنایت کرد. اصل مسئله بعثت.
پس تو این مسئله بیدار شدن، باور کردن خداباوری و اون بزرگ شدن از تن که انسان تن را فقط نبیند، این جلو میره. البته حالا این بیدار شدن آثار و لوازم بسیاری دارد که این آثار و لوازم را انشالله خواهیم گفت و جلساتی اگر امکان پذیر باشه و توفیقی داشته باشیم، این بحث رو باز میکنیم تا هم روایات مسئله دیده بشه و هم اینکه اگر خدا تابلوی بحث را قرار داده که «ان الله لا یغیر ما حتی یغیرو ما به انفسهم»، سنت الهی این است که مردم با دست خودشون تغییر رو ایجاد کنند و این تغییر اگر با دست خودشون شد ماندگار میشود.
و لذا میبینیم بنی اسرائیل با غرق فرعون، که بلافاصله بعد از غرق فرعون گوساله پرستی شد، خلاصه اون سکه رایج اینها چون خودشون در مقابل فرعون نجنگیدند تا قدردان این سرمایه باشند. اما ملت ما ۴۷ سال است که این میجنگد و قدردان این به اصطلاح نعمتی است که خدای سبحان بهش داده. و اگر در جاهایی هم بالا و پایین کم و زیاد میشود، اما در کل در نظام الهی و این انقلاب اسلامی که ایجاد شده، چون خودش به دست خودش با عنایت الهی به دست آورده، قدردان اینه و پاش ایستاده و این رو اگر هر جا خطر رو بیشتر احساس کند، بیشترم ایستاده، شدیدترم ایستاده.
و لذا عرض خواهیم کرد که بعثت مردم هم از ابتدای انقلاب رو به تضاعفه، رو به زیاد شدن. اینم یکی از مراحلی است که تاریخ این بعثت را انشالله متذکر. احساسم اینه که جلسات بعدی که این بحث حضرت عالی پیش خواهید برد، خیلی بیشتر لذت خواهیم برد همهمون به خاطر اینکه احتمالاً یکم مصداقیتر هم خواهید فرمود.
ملایی: و خیلی بابت انتخاب حضرت عالی متشکرم. بخشی رو دوباره برگردیم محضر شما باشیم. احیانا در کنار فرمایش ابتدایی برنامه حاج آقای عابدینی مبنی بر انشالله اقدام به حداقل دیگه ما میگیم کف کار ۱۰ هزار قربانی به نیت سلامتی وجود نازنین امام زمان سلام الله علیه و سلامتی امتشون و سلامتی نائب امام زمان علیه السلام. در کنار اون مطلبی که حاج آقا فرمودند، زیرنویس هم میکنن دوستانم راههای ارتباط رو هم میگن.
من بگم که اگر زیرنویسش رو دیدید توضیح کاملتری باشه. زائر اولیهایی که زائر اولیه مشهدرضا انشالله میخوان باشند، با مشارکت شما مردم عازم مشهدرضا خواهند بود. عدد ۸ رو بفرستید به ۲۰۳۰۳ تا تعدادی رو روانه مشهد بکنید. شما مردم برن اونجا و نایب الزیاره همه ماها باشند.
بعد قرآن یه توضیح بیشتری عرض خواهم کرد. سوره مبارکه اسراء صفحه ۲۸۷ آیات ۵۰ تا ۵۸
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ثواب تلاوت این آیات از سوره مبارکه اسراء رو و ثواب گفتن و دیدن و شنیدن برنامه رو تقدیم میکنیم محضر همه شهدای عزیزمون و مخصوصاً از یه شهید نام میبرم، شهید محمود صارمی خبرنگار شهیدی که همراه تعدادی از دیپلماتهای ایرانی به شهادت رسیدند و روز ۱۷ مرداد ماه به مناسبت شهادت این شهید گرانقدر که اهل آبادان هم هست، شد روز خبرنگار. گرامی میداریم مقام شامخ او، همه شهیدان رو و آرزوی موفقیت میکنیم برای همه اونهایی که خبر رو برای میدان رزمشون انتخاب کردن، خبرنگاران عزیز و گرامی.
ظاهر اولیهای مشهدیمون رو انشالله دریابیم از طریق مشارکت با برنامه سمت خدا. شما میتونید با ارسال عدد ۸ که این ۸ برای ما خیلی عزیزه، عدد ۸ رو به 20000303بفرستید. انشالله این یعنی میخوام کمک کنم مشارکت کنم تکریم کنیم زائر اولیایی که میخوان مشهدرضا مشرف بشن رو. متشکرم.
یکم زمان داریم، بازم حاج آقای عابدینی باشیم بفرمایید لطفاً.
حجت الاسلام عابدینی: بله در محضر همین بحث بعثت امت بودیم که من فقط به خاطر اینکه یه خورده بحث مصداقی بشه انتهای بحث رو یه خورده میگم تا انشالله بعداً این مباحث زیادی رو که بین این مباحث هست رو باز عرض کرده باشه، اونجا تفصیلش بیاریم.
ببینید بعد از اینکه جریان این همه اتفاقات از قبل از انقلاب که پیروزی انقلاب یکی از ثمرات بعثت مردم بود که مردم دیدند حضورشان در صحنه به پیروزی حاکمیتی بر استبداد منجر شد که جمهوری اسلامی آمد و این خیلی خلاصه دستاورد بزرگیست که بدون اینکه سلاح در دست بگیرند، حضور مردم آمدنشون در میدان یک رقم زد واقعهای رو که این واقعه خودش منشا چه برکاتی شد.
ببینید امام خیلی امام راحل از این واقعه انقلاب اسلامی خیلی استفاده کرد. همون ابتدای کار ببینید جهاد سازندگی رو که یک کار حضور مردمی تأثیرگذار در اقتصاد بود، راه انداختن که مردم پنجشنبه جمعههاشونو ایام تعطیلیشون رو میرفتند به روستاها کار میکردند. گشتن روستاها خیلی آبادتر شد. رفت و آمد مردم از شهرها به روستاها، روند جدیدی رو شکل داد. دیده شدن روستاها و سختی به دست آمدن آنچه که میبینند و قدردانی نسبت به آنچه که هست، اینا خیلی وقایع رو خودش ایجاد کرد.
بعد میبینید که امام همون موقع جریان بسیج رو پایه گذاری کردند که باز یک نوع حضور مردمی دیگری بود. کمیتهها تشکیل شد، کمیتههای انقلاب اسلامی که شهرها امنیتهاش که به هم ریخته بود، به سرعت پایدار شد. حساب سد امام اون موقع تاسیس شد که مسکن سازی برای محرومان بود که باز یک نوع دیگری از مشارکت مردمی. و امثال اینها، خود حتی تشکیل سپاه پاسداران از جمله دستاوردهای مردمی شدن جریان به اصطلاح ساختارها بود.
که ما امروز جریان بعثت مردم که میگیم، این بعثت مردم فقط یه مسئله حضور در خیابانها نیست، بلکه حضور در خیابانها یه مرتبه سادهای از این محسوب میشه. بلکه آمدن مردم در خیابانها امروز یکی از مظاهر حضور مردمه. باید این مطالبهگری امروز مردم رو، این مطالبهگری امروز مردم نباید فقط به حضور منجر باشه و همین مقدار. بلکه ما امروز باور داریم که این حضور مردم در تصمیم گیری مسئولین خیلی موثر بود.
یعنی مسئولین وقتی که این حضور جدی مردم و پابرجا مردم را دیدند، از اون نگاه بین المللی که بخواد حاکم بشه و بخواد بعضی دستاوردها رو ما از دست بدیم، تو نگاه بینالمللی دیدن پاسخگوی مردم نیستن. این حضور باعث شد اونام قوت بهتری در میدان پیدا کنند، بدونن باید پاسخگو باشند. مردم دیگه در این دوران فقط منتقد نبودند.
ببینید گاهی انسانها فقط منتقدند، ناظر و منتقدند فقط. اما گاهی ناظرند، منتقدند، دنبال جوابن، در میدان میایستند تا جواب بگیرند. گاهی انتقادی رو میکنن تمام مینویسند، اما یه انتقادی رو کردن و ایستادن تا جواب گرفتن، تا به نتیجه رسیدن. این درسته تو اجرا دخالت نکرده، اما ایستاده تا اون مجری پاسخگو باشد.
ما سالیان سابق هم انتقاد داشتیم، اما مجریان ما میشنیدن انتقاد رو، اما کار خودشون هم میکردند. اما امروز این تعبیری که آقا فرمودند مردم ناظرند، یعنی مردم در صحنه ایستاده اند، انتقادشون، نظرشون و نظارتشون به جایی برسد که کسی که داره اجرا میکند پاسخ بدهد و اینها را قانع بکند. اگر این جواب رو داشت، اینها دست از به اصطلاح انتقادشون. این ببینید یه ماموریت جدیدی است. یعنی انتقاد کردن، رشد انتقاد و پرورش انتقاد، به نتیجه رساندن انتقاد و به ثمر رسیدن این حضور امروز در عرصه این مسئله.
اما بعد از این باور داریم این رو باید فقط یادآوری میکنیم، بعد تفصیلش میگیم که ما بعد از این بازسازی ما در جریان کشور که بالاخره خرابیهای زیادی پیش آمده، این بازسازی حتما احتیاج به حضور مردمی دارد. اگر حضور پررنگ مردم نباشد، ظاهر قضیه این است که بالاخره دست اندرکاران راضی ترند که واسپاری کنند کارها را به دیگران و ممکنه کشورهای حتی غربی بخوان در اینجا خودشون را دخیل کنند. اما اگر از جوانهای رشید کشور خود ما و اون مغزهای متفکر داخل خود ما استفاده بشه، البته به مقداری که لازمه از اونها تحت نظارت اینها استفاده بشود، از حالا باید قدرت بازسازی مردمی رو و حضور مردم در بازسازی از حالا باید نقش ریزی بکنیم تا این حضور در اون صحنه هم خودش نمایش بده انشاالله.
ملایی: خیلی ممنونم عزیز. سلامتی به شما بده. سعادتیست در محضر حضرت و خیلی ممنون از شما عزیزان بیننده و شنونده. تا سلامی دوباره انشالله فردا عمری باشه و سعادت خدمت شما برسیم با حاج آقای رفیعی. فعلاً رفع زحمت میکنم. التماس دعا. در پناه آقامون اباعبدالله الحسین علیه السلام باشید و باشیم.