اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-05-07-حجت الاسلام نظافت-تکلیف مداری

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. «دریا به طلب از برهوت تو گذشت، یک قافله نعره در سکوت تو گذشت. آن روز اگرچه تشنه بودی اما، صد رشته قنات در قنوت تو گذشت.» السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

خانم‌ها آقایان سلام، وقتتون بخیر باشه إن‌شاءالله. امیدوارم هممون همیشه و همه‌رضا زیر سایه خیمه و پرچم مقدس و برافراشته سیدالشهدا باشیم. به ملت غیور و صبور ایران سلام می‌کنم و به رزمندگان عزیزمون در جای جای ایران اسلامی درود می‌فرستم و إن‌شاءالله به زودی زود به برکت این که همدل شد، به برکت نام و یاد سیدالشهدا، به برکت قدم‌هایی که اربعین اربعینی شد، إن‌شاءالله جشن نصرت و پیروزی رو در کنار هم تجربه بکنیم و امیدوارم ایران ما که کشور و این ملت ملت امام حسین، همیشه در اوج باشه.

خیلی خوشحالیم که امروز هم در کنار هم هستیم، با همیم. خیلی‌ها عازم کربلا شدن، سفرشون بخیر و إن‌شاءالله سلام‌رسان ما باشند و خیلی‌ها هم در تدارک سفر زیارتی اربعین هستند، این سفر عشق که إن‌شاءالله گوارای وجودشون باشه.

حاج آقای نظافت عزیزمون به رسم چهارشنبه‌ها در کنار ما هستند. آقا سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام نظافت:
سلام علیکم، سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ.
السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

در خدمتتون هستم. این تصویر و این قابی که شما دارید می‌بینید، آرزوی خیلی‌هاست که اینجا بشینن تو این صحن و سرا و عشق‌بازی بکنن با مضجع شریف حضرت سیدالشهدا علیه الصلاة و السلام. و اینجا بهشت روی زمینه به معنای واقعی کلمه. خیلی‌ها تا به حال چشمشون روشن نشده به این صحن و سرا، به این گنبد و گلدسته. آرزو می‌کنند که یک بار نفس بکشن هوای کربلا رو تحت قبه که می‌گن دعا اونجا مستجابه، اون فضا رو تجربه بکنند.

ما قرار گذاشتیم که همراه بشیم با زائر اولی‌ها و همدل بشیم برای اعزامشون. سال‌هاست الحمدلله این رسم در سمت خدا پابرجاست. شما هم اگر می‌خواید همراه بشید، مخصوصاً اونایی که به هر دلیلی توفیق تشرف ندارند، اونهایی که امسال با حسرت خودشون رو در ردیف جامانده‌های زیارت اربعین می‌بینند، بانی بشن، بانی بشن. نوجوان‌های عزیز با دل‌های پاک و با صفاشون إن‌شاءالله عازم بشن و حتماً براشون دعا می‌کنم و إن‌شاءالله ثواب زیارت رو برای بانیان خیر خواهند نوشت. اگر شما می‌خواید همراه بشید، کافیه به سایت ما مراجعه بکنید، به زیرنویس‌ها دقت بکنید، کانال رو رصد بکنید یا عدد ۴۰ رو به ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ پیامک بکنید. خدا إن‌شاءالله خیرتون بده و امیدوارم نگاه پرمهر سیدالشهدا نصیبتون بشه.

شریعتی:
بحثمون رو آغاز بکنیم با حاج آقای نظافت. امروز راجع به تکلیف‌مداری و تکلیف‌محوری که بسیار بسیار نکته مهمیه و اینکه در کجای زندگی ما این تکلیف و احساس وظیفه قرار داره صحبت خواهیم کرد و إن‌شاءالله مثل همیشه از بیان شیوا و شیرین ایشون بهره‌مند خواهیم شد. سلامت باشید.

حجت الاسلام نظافت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. خب، حالا از همین جایی که جنابعالی شروع کردید شروع کنم و اون اینکه اگر در حرم امام حسین علیه السلام مشرف شدیم یا تو روضه بودیم که کم نمی‌آورد... روضه‌ام از حرم بیندیشیم که حسین چه کرد و اصحاب ابی‌عبدالله چه کردند که نامشون این چنین ماندگار شد. اون چه عملی بود، چه ویژگی‌هایی داشت؟ هر عمل صالح به اندازه این عمل ماندگار نیست. عمل‌های صالح گاهی ظاهرش یکیست ولی باطنش فرق می‌کنه. عمل امام حسین علیه السلام چه ویژگی‌هایی داشت؟ یکیش اینه که پشتش یک انتخاب بود، یک انتخاب آگاهانه. اصحاب ابی‌عبدالله، انتخاب امام حسین اینا رو غربال کرد. گفت هرکی می‌خواد بره بره، اینا ماندن رو انتخاب کردند، شهادت را انتخاب کردند. براشون یک اتفاق نبود. و به اندازه‌ای که انسان‌ها پشتوانه عملشون آگاهی و انتخاب است، ارزش بیشتری پیدا می‌کند. هرچه انتخاب و معرفتش عمقش بیشتر باشه، این عمل ماندگارتر، آثارش بیشتر هست. عمل خوب اگر تقلیدی باشه، اگر عادتی باشه، اگه تحت تاثیر جو باشه، ارزشش بالا نیست. عملی ارزش داره که برخاسته از یک انتخاب باشه.

اصولاً انسان است و انتخاب. به دلیل اینکه خدا ما را مجبور به انتخاب قرار داده است که فرمود: الإنسان مجبور با اختیار باید انتخاب کند. همیشه آفرین، همیشه سر دوراهی قرار می‌گیره انسان و همیشه باید بهترین را انتخاب بکند. حالا این انتخاب‌ها گاهی انتخاب کلان و بنیادینه مثل اینکه انسان می‌خواد بین حق و باطل رو انتخاب کنه، مذهب حق، مذهب باطل، بین رشد و غیر و انتخاب کنه که فرمود: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» دو تا مسیر: مسیر رشد، مسیر... با هم مخلوط نیست. چرا مخلوط نیست؟ چرا می‌گه تبیین؟ برای اینکه بتونه انتخاب بکنه. اگر مخلوط باشه که دیگه امکان انتخاب فراهم نیست، اصلاً انتخاب معنا نداره، معنا نداره. باید از هم جدا شده باشد و خدا تبیین می‌کنه و امام حسین تبیین می‌کنه و شفاف‌سازی می‌کنه که انسان‌ها شهادت را، بهشت را، ابدیت را آگاهانه انتخاب کنند. اونایی هم که می‌خوان دنیا رو انتخاب کنن، باز آگاهانه انتخاب بکنن.

گاهی دوراهی‌های کلان مثل دوراهی که حر بن یزید ریاحی گفت: من سر دوراهی هستم. صبح عاشورا دیدن می‌لرزه. گفت چرا می‌لرزی؟ اگر می‌گفتن شجاع‌ترین فرد کیه، تو رو نشان می‌دادم. گفت: «إِنِّی أَخَافُ نَفْسِی بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ» خودم رو سر دوراهی بهشت و جهنم می‌بینم. گاهی دوراهی‌ها این‌جوریه. گاهی دوراهی دنیا و آخرت. همین آیاتی که تو قرآن داریم فرمود: «مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیَا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ» بعضیا کلاً آخرت می‌گن نمی‌خوایم، دنیا رو نمی‌خوایم حتی در لوای مذهب. گاهی دنیا رو می‌خوان: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا» ربنا می‌گه اما می‌گه خدایا در دنیا بده. خدا فرمود: «وَ مَا لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ» هیچ نصیبی از آخرت نداره چون نخواستن. آخرت رو به زور نمی‌دن به کسی. «رَبَّنَا» می‌گه اهل دعای متدین، بگو «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً»... حسب... قدر و اندازه انسان‌ها رو نشون می‌ده دیگه. بعضیا همشون دنیاست. آره، اونایی که همشون دنیاست، انتخابشون دنیاست هم به ما ناشی از انتخاب ماست. یا تو اون آیه فرمود: «مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِیهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِیدُ»... «وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَ سَعَی لَهَا سَعْیَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»... مشهور. آدما دو دست‌اند: یک عده اراده دنیا رو دارن، یک عده اراده آخرت رو دارند.

گاهی هم انتخاب‌ها سر دوراهی‌های کلان نیست، در دوراهی‌های جاری زندگی‌ست. یعنی تک تک این عمل‌ها... گاهی‌های کلانه که آدم فکر می‌کنه می‌گه من آخرت رو نمی‌خوام به همین دنیا بچسبم. گاهی نه، گفته آخرت می‌خوام، اما تو دوراهی‌های جاری زندگی آدم اشتباه می‌کنه، کم می‌آره، دقت نمی‌کنه. ما مؤمن خدا را انتخاب کردیم، آخرت رو انتخاب کردیم، ما را رها نمی‌کند. بین خوب و بد گیر می‌کنیم گاهی، گاهی بین دو تا بد گیر می‌کنیم، گاهی بین خوب و خوب گیر می‌کنیم. مومن انتخاب‌هاش بر اساس عبودیته، بر اساس عقلانیته، با شاخص، با قاعده. یعنی همیشه یک درنگی دارد، یک مکثی می‌کنه، انتخاب می‌کنه. شاخص‌ها رو باید بدونه و هنگام انتخاب مراقب که هوسش دخالت نکنه، جو دخالت نکنه، شیطان دخالت نکنه، عادت‌ها و تعصب‌ها دخالت نکنه، کینه‌ها و عقده‌ها دخالت نکنه، هواها و هوس‌ها دخالت نکنه. احسنتم. و همواره و همیشه باید یک متر و معیاری همراهش باشه، یعنی یکسره باید انتخاب کنیم. خیلی سخته و اصلاً انسانیت ما بستگی به اینه چون حیوان انتخاب نمی‌کنه، حیوان مجبور.

حالا یکی یکی: بین خوب و بد گاهی گیر می‌کنیم. بین طاعت و معصیت، خب طبیعتاً مومن خوب رو انتخاب می‌کنه. بین نور و ظلمت، بین حق و باطل، نور را انتخاب می‌کنه، اطاعت رو انتخاب می‌کنه. فرمود: «اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ» خدایا به وسیله حلال مرا از حرام بی‌نیاز کن، «وَ بِطَاعَتِکَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ» چه دعای قشنگیه، به وسیله اطاعتت از معصیت مرا بی‌نیاز کن، «وَ بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاکَ» به واسطه فضلت از غیر خودت مرا بی‌نیاز کن.

گاهی این‌جوری، گاهی هم بین دو تا بد گیر می‌کنه. این‌جوریه‌ها که گفتن مؤمن که عاقل است... ببینید عبودیت و عقلانیت با هم منطبقه. یعنی اگر کسی عقلش شکوفا شده باشه، بر اساس بندگی انتخاب می‌کنه. بعضیا عقلشون شکوفا نیست، انتخاب اشتباهه، به ویژه جاهایی که بین دو تا شر گیر می‌کند. امام صادق علیه السلام فرمود: «لَیْسَ الْعَاقِلُ مَنْ یَعْرِفُ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ» آدم عاقل اون نیست که خوبی رو از بدی تشخیص بده. یعنی بین خیر و شر طبیعتاً مومنین خیر رو انتخاب می‌کنه، بالاخره روشن‌تره دیگه فضا. اما اونجایی که بین دو تا شر گیر می‌کنن، عاقل اونه که خیرالشرین رو انتخاب کنه. چه تعبیر دقیق و قشنگیه، چقدر راهگشایه. بین بد و بدتر، بد و انتخاب می‌کنه، بعد اون بد می‌شه خیر. چه جالب، خیلی زیبا، عمیقه و چقدر به درد زندگی می‌خوره، چقدر کاربردیه. من این اسم اینو گذاشتم عقلانیت کاربردی، یعنی عقلانیت اسلام می‌گه راهگشای گره‌گشای.

و سیره ائمه معصومین این‌جوری بود. امیرالمؤمنین سلام الله علیه اولش حاضر نشدن بیعت بکنن، دیدن که خب داره اسلام ضرر می‌کنه، بیعت کردن. بعد وقتی که نوبت خلافت خودشون شد، حاضر نشدند با معاویه کنار بیان، بنا گذاشتن بجنگیدن. باز وسطش دیدن اوضاع بد شد و اونا دارن فریب می‌دهند و یارانشون کم آوردن، به مالک گفتن برگرد. ببینید پیوسته انتخاب تَهِ... نیست که یک ریل رو بگیرن توش برن، همش متناسب با زمان. امام حسن، امام حسن علیه السلام اول گفتن می‌خوام بجنگم، بعد دیدن که نه شرایط تغییر کرد، صلح انتخاب کردن. صلح امام حسن مبارزه بود، بله. صلح امام حسن صلح نبود، مبارزه‌ای بود فعلاً تاکتیک. این‌جوری بود یعنی مؤمن هیچ موقع مبارزه رو ترک نمی‌کنه و همه ائمه معصومین این‌جوری بودن. امام سجاد با صحیفه سجادیه‌اش، با تربیت برده‌ها، با انفاق‌هاش مبارزه کرد، هدف فراموش نکرد. امام باقر با تربیت آدم‌ها، با انتشار معارف... همه ائمه معصومین اهل مبارزه بودند.

رحمت و رضوان خدا بر رهبر شهید باد، یک کتابی دارند به نام همرزمان حسین. من دفعه اول که این کتابو دیدم، جلدشو دیدم فکر کردم حضرت آقا برای اصحاب ابی‌عبدالله صحبت کردن که خب نه، همرزم امام حسین بودن. بعد دیدم نه، حضرت آقا دارن می‌گن تک تک ائمه معصومین مثل امام حسین مبارزه کردن و شهید فکری. آقا این‌جوری بود دیگه، انسان ۲۵۰ ساله و حتی دو امام مجاهد... آقا که امام حسن هم مجاهد، مجاهد بودن، بله.

بنابراین گاهی انسان بین دو تا شر گیر می‌کنه و انتخاب می‌کنه، گاهی هم انسان بین دو تا خوب گیر می‌کنه. اینجا هم خوب‌تر رو مؤمن انتخاب می‌کنه. نمی‌گه نمی‌کنه. چرا فرق می‌کنه؟ «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» کار خوب نریم، «أَحْسَنَ» عمل بهترین رو از ما می‌خوان. به از ما خوب رو نمی‌خرند. اگر بهتر از حسن هست، باید بریم دنبال اون. این دو سه تا جمله اول مکارم الاخلاق هست: «إِیمَانًا أَکْمَلَهُ... وَ یَقِینًا أَفْضَلَهُ... وَ نِیَّةً أَحْسَنَهَا...» ایمان کامل‌ترین، یقین بهترین، نیت احسن. خدایا عمل مرا برسان به کامل، ببخشید ایمان مرا برسان به کامل‌ترین نوع ایمان، یقین مرا برترین یقین قرار بده. حالا همتو ببینید، آدم‌ها به کم قانع نشن. آفرین. نیت مرا منتهی کن به بهترین نیت‌ها. مؤمن نیت داره، نیتش خوبه ولی می‌گه بهترین.

رحمت و رضوان خدا بر یکی از بستگان ما شهید شد، خدا رحمتش کنه، نوشته بود: دفعه اولی که رفتم جبهه به نیت دفاع از وطنم رفتم. دفعه بعد که رفتم به نیت انتقام خون یاران شهید، ای جانم. دفعه بعد که رفتم جبهه گفتم خب من تجربیاتی کسب کردم، جبهه به من نیاز داره، حیفه نرم. اما الان که دارم می‌رم من به جبهه نیاز دارم. آفرین! این تکامل در نیته، این تحول در نیته. گفت یک چیزی بهتون بگم. گفت بگو. گفت هیچ وقت یک طاووس طاووس‌تر نمی‌شه، یک کبوتر کبوترتر نمی‌شه، ولی یک انسان انسان‌تر می‌شه. یعنی این رشد و تعالی می‌ره بالا، آره دیگه. یعنی اگر نری خسران. و لذا گاهی خسران انسان اینه که در جا زده است. و لذا می‌گن خودشیفته نباشید: «الْإِعْجَابُ یَمْنَعُ الْإِزْدِیَادَ» فرمود خودشیفتگی مانع رفتن بالاست، رشد نمی‌کند.

خدا رحمت کنه که از اساتید، حاج آقای دستوری مشهد استادی بودند به رحمت خدا رفت، خدا رحمت... بعضیا مثل ماهی آکواریومن، همیشه همون‌جوری‌ان، تغییر نمی‌کنند. نه، مومن به ازای هر ثانیه اگر از دست بره، باخته. «قَلَّ...» تعالی... خدایا خدا کنه کمک کنه روز قیامت ثانیه‌های از دست رفته رو به ما نشان ندن که غصه می‌خوره. «کَفِّرْ... کَفِّرْ... بَپ...» «کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا» از خود ما بپوش که کمتر حسرت بخوریم، آره دیگه، اذیت می‌شه آدم، اذیت می‌شه. یا حضرت علی: «مَا لِی فِی جَنْبِ...» ای حسرت، چقدر کوتاهی کردم. من من این «کَفِّرْ عَنَّا» انارو این‌جوری می‌فهمم: بپوشان از خود ما یعنی چی؟ از خود ما بپوشان یعنی انسان از خودش اذیت می‌شه، عمل خودشو، کوتاهی‌هایی که می‌بینه، حسرت‌ها... «عَلَی»... تو نهج البلاغه داریم فرمود دنیا آزمایش خانه است که اگر آدمی ثانیه‌ای را هدر بدهد غصه می‌خوره.

یک حکمتی هست توی نهج البلاغه، امیرالمومنین سلام الله علیه از یک دوستی به عظمت یاد می‌کنند که می‌شه راجع به اون چند جلسه صحبت کرد. «کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ» می‌گن تو چشم من بزرگ بود. یکی از صفات اون اینه می‌گن این دوست من «إِذَا بَدَا لَهُ أَمْرَانِ» بین دو تا کار خوب که قرار می‌گرفت، نمی‌گفت فرقی نمی‌کنه، من مختارم. نه، نگاه می‌کرد: «یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی فَیُخَالِفُهُ» نگاه می‌کرد ببینه اون عمل خوب کدوم یکیشو دوست داره، با هوسش سازگاره، اونو انتخاب نمی‌کرد، اون مخالفت می‌کرد، آها که یک خورده سختی بیشتر. یعنی بعضی از کارهای خوشمزه‌ایه. شما فرض کن مثلاً بریم جلسه مهدی رسولی، خدا حفظش کنه، ببینید لذت داره، صدای قشنگ، انگار آدم توی خلسه‌ای می‌ره درسته. هر کدوم از این مداحای عزیز ما حالا اگر بگن که آقا پدر پیرت هست، خب باید اینو ببری مثلاً استحمام بکنی و خب آدم کدوم یکی خوشمزه‌ایه؟ هم رفتن به هیئت خیره، هم کمک به پدر خیره. حالا بین این دو تا مخیریم باید انتخاب کنیم.

رهبر شهید ایشون می‌گن تمام توفیقاتم رو مدیون یک انتخاب می‌دانم. آقای شریعتی، خدا باید کمک کنه سر لحظه‌ها رها نکنه آدمو، انتخاب درست باشه. انتخاب کردیم دیگه رفتیم تو ریل انتخاب و اون انتخاب چی بود؟ رضوان خدا بر رهبر شهید، قم تشریف داشتند، یک جوان عاشق علم با نبوغ علمی و آینده علمی بالا، با پدرشون. ایشون بین داداش‌ها همه خوب، ایشون انس بیشتری داشتند، پدر با ایشون انس بیشتری داشت. پدر چشمشون مشکل پیدا می‌کنه، می‌گن بیا مشهد. به ایشون می‌گن من سر دوراهی موندم، انتخاب، انتخاب کنم. از این طرف دارم لذت می‌برم، آینده علمی عزیزم... مشورت کردم، او گفت برو مشهد. خدایی که در قم است در مشهد هم هست. ایشون می‌گن همه توفیقات مدیون اون انتخاب بود. بعد حالا اومدن مشهد، می‌گن گاهی چهار ساعت باید برای پدر کتاب می‌خواندم. ببینید سر دوراهی‌ها انسان چون اعمال مذهبی بعضی‌اش خوشمزه، بعضی‌اش خوشمزه نیست، جاش تلخه. مثل داروهایی که پزشکان می‌دن. یک وقت می‌گه آقا کباب بخورید، موز بخورید، ها! در تجویز خوبی، چه درمان خوبی! یک وقت می‌گه که آقا این دارو تلخ بخور. معمولاً شربت‌ها می‌مونه، بله درسته. آدم رغبت نداره، نداره، ولی خوشمزه‌ها رو می‌خورن دیگه. اعمال دینی هم این‌جوریه، بعضی‌اش تلخه و لذا فرمود افضل اعمال، سخت‌تر، فضیلتش بیشتر. حالا سختی هم باز فرق می‌کنه برای اقشار گوناگون: یکی پول دادن سخته، یکی عبادت براش سخته، یکی نمی‌دونم زانو زدن و یادگیری براش سخته. هر کسی براش یک چیزی سخته. و خلاصه مومن همیشه دنبال کشف اهم، اهم و مهم می‌کنه. اون اهم پیدا کنه. کارهای خوب متعدد فراهمه، نمی‌گه فرقی نمی‌کنه. مراقب اون خوشمزه را از غذا انتخاب نکنه. مومن دنبال اینکه بارهای روی زمین مونده رو برداره. الان مشکل در جبهه حق اینه همه میریم اون باری رو برمی‌داریم که بقیه می‌خوان بردارند. خوب، بعضی از بارها رو زمین، کارهای رو زمین مونده کم نیست. معیار این معیار باید باشه. رو زمین مونده‌ها مومن براش مهم نیست این عمل دیده می‌شود یا دیده نمی‌شود، سخت است یا آسان.

شهید حججی می‌گن همیشه پشت صحنه ظرف‌ها رو می‌شست. یعنی یک کاری رو که بقیه مشغول بودن، این کارو انتخاب می‌کرد. حضرت امام می‌گن مشهد که تشریف می‌آوردن با رفقا برای زیارت امام رضا علیه السلام، بعد زودتر زیارت رو ترک می‌کردن، می‌اومدن برای دوستاشون چایی آماده می‌کردن برای زوار علی بن موسی الرضا. امام عاشق زیارت طولانی‌ها... برای امام زدن از زیارت زیارت کوتاه کردن، ریاضته، سخته دیگه. چون لذت می‌بره بیشتر از دیگران لذت می‌بره، ولی لذت‌گرا نیستند. لذت‌پرستی مادیش بد، معنویشم بد. ظلمات گاهی حجاب‌های ظلمانی، گاهی حجاب‌های نورانیه. وقتی انسان گرفتار لذت‌پرستی مادی و بدتر گناه می‌شه، می‌گن حجاب ظلمانی. گاهی نه، حجاب نورانیه، نور اما حجابه. یعنی شما یک چیز خوبی رو که خوشمزه‌ایه انتخاب کردی، باب دل... روایت حالا فرمود: «مَنِ اشْتَغَلَ بِالْمُهِمِّ...» اگر درگیر مهم شدی، اهم رو ضایع کردی، از اونجا می‌مونی. یعنی اگر دیدی یک کار خوبه، یکی خوب‌تر و خوب‌تر باید انتخاب کنی. مهمه، اهم انتخاب کن.

و باید ببینیم امر مولا به چه چیزی تعلق می‌گیره. امر مولا به اهم تعلق می‌گیره چون مولا عاقل است، عقل کل است. اهم اونیه که اگر یک در رو باز کنی، ۱۰ تا در باز می‌شه. شما اگر یک در رو باز کنید یک در باز می‌شه اما یک درو باز کنی ۱۰ تا در دیگه باز می‌شه. خب می‌گه اون کارو بکن دیگه. بعضی کارها کلیدیه، بعضی کارها بنیادیه، اساسیه.

یادمه یکی از اساتید بزرگ، خدا رحمتشون کنه، می‌شنوه ازشون که کسی پرسیده بود چیکار کنیم مثلاً عبادت‌هامون، نمازهامون با حال باشه. ایشون می‌فرمود مراقب باشید دنبال حال تو عبادت خیلی نباشید. یعنی این موافق نفس تو نشه، لذت دنبال لذت، لذت‌پرستی معنوی پیدا نکنید. جاش کجاست و خیلیا گرفتار مکائد نفس می‌شن از این جهت. روکشش خوبه، باطنش پرستش غیر خداست. یعنی اینجا ممکنه که تو از یک کار مهمتر...

خواجه ربیع که مشهد مدفونه، خب ایشون جزو عباد و صُحّاد بوده، نمیاد به کمک مولایش برود در جنگ با مولا. انسان باید تکلیف‌گرا باشد، بله. و خیلی سخته. اینکه می‌گیم خدایا ما را لحظه‌ای به خودمون وا نگذار، یعنی اون لحظه که می‌خوام تصمیم بگیرم، منو به خودم وا نگذار. غضبم دخالت نکنه، حسادت دخالت نکنه، هوس دخالت نکنه، غوغایی... یک موقع تصمیم‌گیری گاهی اونقدر شلوغ می‌شه اصلاً نمی‌فهمی رو چه حسابی تصمیم گرفتی، ته دلت اون نفس کار خودشو کرد. و لذا فرمود با بدبینی خودتو بررسی کن. همین اعمال خوبت را با بدبینی بررسی کن.

حالا نمونه‌هایی از... پس ما باید اهل تشخیص اولویت باشیم و اهل رعایت اولویت‌ها باشیم. نمونه می‌گم: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمازشون رو مختصر کردن. یا رسول الله چه شد انقدر سرعت دادین؟ فرمود صدای گریه بچه‌ای رو شنیدم، زودتر ختمش کردم که مادر تو نماز صدا اومد بچه برسه. ببینید آقا این چنین نیست پیامبر لذت می‌بره که این سجده رو طولانی کنه. از این نمونه‌ها زیاد: امام باقر فرمودند هرگاه رسول خدا درود خدا بر او و آلش باد در نماز صدای گریه کودکی را می‌شنید، نمازش را سبک‌تر می‌خواند تا مادر آن کودک که در نماز جماعت بود به بچه رسیدگی کند. و از اون طرف گاهی سجده رو طولانی‌تر طول دادم تا خودش بره پایین. نه که به خاطر حسنه، کلاً کودک. یعنی یک جا تندتر می‌خونن به خاطر کودک، یک جا طول می‌دن به خاطر کودک. یعنی فرمود: «صَلِّ صَلَاةَ أَضْعَفِهِمْ»... گاهی به ائمه جماعت می‌گم معیار لذت خودت، حال داشتن و حال نداشتن خودت نباشه. فرمود نگاه کن از عفو... معمومین، اگر پیرمرد خب نمی‌تونه مراعات، اگر جوان جسمی می‌تونه حال نداره، مراعات اونم بکنه، مراعات اونم بکن. هر دوشون... نهج البلاغه و اینا ظرافت‌های دین ماست، هر دوش هست. فرمود «فَإِنَّ النَّاسَ مِنْ بَیْنِ...» بعضیا مریضن، بعضیا کار دارن می‌خوان برن، کاسب، بازاری... ولی تو حالا حالت خیلی خوبه، دوست داری سجده قنوت طولانی...

یکی از دوستای ما باید برای ائمه جماعت مهر کوچک بزارن، مهرهای بزرگو می‌ذارن، خب اون سجده درد نمی‌گیره، پیشانیش... ملت مهرهای کوچک، پیشونیشون درد می‌گیره. اگر راست می‌گی مهرت کوچیک باشه حالا طول بده ببینم چیکار می‌کنه. جالب بود، بله.

می‌گن معل بن خنیس از اصحاب امام صادق علیه السلام با امام صادق داشت دور خانه خدا طواف می‌کرد، یک کسی معلی رو صدا زد. محل نداشت ما هم بدیم محل نمی‌دیم، می‌گیم همراهی امام صادق از دست ندیم. امام صادق گفتن بله، گفتن برو. گفت طواف دارم می‌کنم. گفتم برو. گفت «وَ إِنْ کَانَ طَوَافَ الْفَرِیضَةِ» طواف واجب. فرمودند برو برو، بعد می‌آی مثلاً تکمیل می‌کنی. رفت و فرداش اومد خدمت امام صادق گفت آقا حق مؤمن بر مؤمن چیست؟ امام صادق علیه السلام فرمودند نپرس، می‌ترسم عمل نکن. عمل می‌کنم. فرمود کمترینش این است هرچه برای خودت می‌خوای برای دیگری بخوای. ببینید الان می‌گه طواف واجب رو عمل عبادی رو ترک کن، اولویت کار راه‌اندازی. چقدر ما دین رو درست نمی‌فهمیم. کار راه‌اندازی، دلسوزی مثل آقا که در اعتکاف بودند از حضرات معصومین، ما... مجتبی بود، بعد یک کسی اومدی حاجتی داشته، چون اعتکاف رو رها کرد، رها کردن رفتن حاجت برآورده کنند. ما دیدیم این‌جوری نیست. ببینید نه همش نشان می‌ده اولویت‌ها را.

در مکارم الاخلاق باز سه تا جمله دیگه هست این خوبه برای حفظ جوونا: فرمود «وَفِّقْنِی إِذَا اشْتَکَلَتْ عَلَیَّ الْأُمُورُ لِأَهْدَاهَا، وَ إِذَا تَشَابَهَتِ الْأَعْمَالُ لِأَزْکَاهَا، وَ إِذَا تَنَاقَضَتِ الْمِلَلُ...» سه تا کلمه: اهداها، ازکاها، ارضاها. می‌گه وقتی که مشکل می‌شه تشخیص شبیه همه، اون هدایت‌یافته‌ترین... من توفیق پیدا کنم. وقتی متشابه می‌شه عمل‌ها، عمل‌های خوب شبیه هم، من اون رشد یافته‌ترین. وقتی روش‌ها متناقض می‌شه، من پسندیده‌ترین. همش اینا همون مهم و اهمه. همش می‌گه من اهم رو انتخاب.

و اگر اهم و انتخاب نکنیم، اصلاً نیتمونم دچار خدشه می‌شه. یعنی چی؟ یعنی نباید سخت بگی چون اصلاً عمل بدون نیت عمل صالح نیست. یعنی ما مثلاً حواسمون پرته یک کار خوب انجام می‌دیم، عمل عادت کرده. تو باید در لحظه زمان حضور داشته باشیم، نباید عادتی کارتو انجام بدی. عادت خوب خوبه، ولی یک عادت کلان باید همه عادت‌ها رو پوشش بده و اون در لحظه حضور داشته باش. وقتی من حواسم نیست تصمیم نمی‌گیرم این کار انجام بدم، من در لحظه حضور ندارم. یعنی حتی اگر می‌خوای یک لیوان آب دست یک نفر بدی، این باید یک نیتی داشته باشه، حواسم جمع باشه، اون لحظه بگم خدایا چون تو دوست داری. حالا اگر حواسم نیست اثر مثبت دارد ها، اون اثر عمل دیگه اونه که عیارشو بالا می‌بره. و لذا در روایت داریم: «لَا عَمَلَ إِلَّا بِالنِّیَّةِ، وَ لَا نِیَّةَ إِلَّا بِإِصَابَةِ السُّنَّةِ» هیچ عملی بدون نیت عمل انگار نیست، ارزش نداره و هیچ نیتی نیت نیست مگر با هماهنگی با سنت. یعنی هر عملی دو چیز می‌خواد: یک نیت، دو طبق دستور طبق امر. حالا اگر من اهم را انجام ندهم، خب اصلاً قصد قُربت نکردم، قصد قُربت هم خیالیه. یعنی اومدم تو ذهنم یک امری تراشیدم. خب بعد گفتم امتثال امر مولا... نه، من باید یقین کنم امر هست یا نیست. چرا چون مولا به اهم امر می‌کنه.

نمی‌دونم تو مکارم... «وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی» خدایا مرا به کاری وادار کن که روز قیامت از اون کار سوال می‌کنی. یعنی چی؟ یعنی ممکنه من یک کاری انجام بدم روز قیامت از اون کار سوال نکنم، از یک کاری سوال کنن که من انجام ندادم. یک دانش اولویت بود، آفرین. دانش‌آموز زیر امتحان ریاضی داره، فکر کرده شیمی داره، رفته شیمی خونده، می‌ره سر جلسه سوال شیمی نمی‌ذارن، سؤال ریاضی می‌ذارن. هرچی بگه من فکر کردم شیمی بود بی‌خود، باید اینو جواب بدی. تشخیص اهم می‌تونم این مثال رو بزنم. حالا اونایی که اهل کنکورن، بعضی درسا درس‌های تخصصی، ضریب تو کنکور بیشتره، بعضیا ضریبش کمتره. این اهم کارهامون ضریب بالا است که باید حواسمون باشه که این‌طوری مثال بزنیم. و الا اصلاً می‌گه امر بهش تعلق نخواسته، مولا از تو اینو خواسته.

آقا یک کسی داره غرق می‌شه، خب ما الان وقت نماز ظهرم هست، برو اونو نجات بده، برو اونو نجات بده. اگر تو بری نماز بخونی می‌گه به درد نمی‌خوره چون نماز می‌شد بعد بخونی، نماز جبران داشت، وقت داشت، ولی اون می‌میره دیگه.

پس به نظرم توی هر لحظه، توی هر آن، ما باید یک متری دستمون باشه، یک ماشین حسابی جلومون باشه، کارهامون رو سبک... یک ترازویی می‌خوایم و خدا هم بخواهیم که خدا به ما الهام کنه در لحظه اهم اینه. گاهی تشخیص سخته. یعنی من گاهی این‌جوری ظلمت... که نمی‌گن اخرجنی من ظلمات... «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ» یکی از ظلمت‌ها اینه که من نمی‌دونم اهم چیه، سرگردان باشم. این ظلمت. یکی از نورها اینه که انسان دقیقاً براش روشن باشه این اهمه. تفسیر تقوا روایت داریم، سوال شد تقوا یعنی چی؟ فرمود: «لَا یُفْقَدُ حَیْثُ أَمَرَکَ» هر جا که امر کرده نکنه اونجا نباشی، «وَ لَا یُرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ» هر جا نهی کرده اونجا تو رو نبیند. یک مدل تعریف. پس اگر این مدل تعریف تقوا با نکته قبل از این، این دعا را تازه می‌شه این‌جوری هم معنا کرد و این‌جوری هم فهمید: «أَلْهِمْنَا الْهُدَی وَ الْتَقْوَى» یعنی اهم‌ها رو به ما الهام کن. آفرین! بله.

بنابراین مومن باید دنبال تشخیص اهم باشه. نیت لازم، هماهنگی با سنت هم لازمه. گاهی نیت‌ها خوبه ولی من‌درآوردیه. گاهی عمل طبق دستور، نیتش خرابه. اون داستان اون دزدو شنیدید دیگه؟ امام صادق علیه السلام فرمودند شنیدم یک آقایی برای مردم قرآن تفسیر می‌کنه. گفتم برم ببینم چی می‌گه. ملت جمع شده بودن دورش، آقا هم نقابی می‌زنن که شناخته نشن. می‌گن که دیدم بله صحبت کرد و ساده‌دلا دورش جمع شدن و خلاصه عرض شود خدمت شما مردم متفرق شدن. آقا می‌گن من پشت سرش حرکت کردم، دیدم رفت رسید به نان‌فروشی و این‌ور اون‌ور نگاه کرد، دو تا نان دزدید. گفتم شاید یک معامله‌ایه. رفت جلوتر به انارشی رسید، این‌ور اون‌ور نگاه کرد، دو تا انار هم دزدید. پشت سرش رفتم دیدم رفت تو یک خرابه‌ای، یک مریضی فقیر افتاده بود، این دوتا انار و دو تا نان رو انفاق کرد به او داد. رفتم جلو گفتم این چه کاریه؟ گفت شما کی هستی؟ خلاصه فهمید. گفت از اهل کجایی؟ اهل مدینه. خلاصه فهمید که ایشون امام صادق‌اند. گفت اعتراض کرد شما چه‌جور از نسل رسول خدا هستی قرآن بلد نیستی؟ عملشو منتسب کرد به آیه قرآن. چی گفتش؟ خدای متعال در قرآن فرموده: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» هر کس کار خوب انجام بده ۱۰ تا ثواب داره. ۱۰ تا انفاق کردم، چهار تا انفاق... چهار ده تا ۴۰ تا ثواب دارن. خب هرک هم گناه بکنه یک دونه گناه داره، چهار تا گناه، ۴۰ منهای چهار ۳۶ تا ثواب. امام صادق هم قرآنی جوابشو دادن. امام فرمود آیه رو نشنیدی خدا فرمود: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» از باتقوا می‌پذیرند. و دعا کنیم که تکلیف رو تشخیص بدیم. این خیلی مهمه. حرم میریم اینو بخوایم. ما با وظیفه‌مون آشنا بشویم. إن‌شاءالله که این عقلانیت هم کمک می‌کنه. حالا نمی‌دونم وقت...

شریعتی:
آیات رو بشنویم ببینیم چقدر فرصت داریم. آقا خیلی ممنون متشکرم. إن‌شاءالله که خدا بهتون سلامتی بده، عزت بده. نکته‌های خوبی رو می‌شنویم و امیدوارم که عامل باشیم به این دانسته‌هامون. از نگاه پرمهر شما خیلی ممنون و متشکرم. زیارت اربعین نصیبتون بشه إن‌شاءالله. اگر کربلا و نجف و کاظمین و سامرا هستید، صدای ما را می‌شنوید. اگر مشهد مشرفید، اگر قم هستید، حتماً سلام‌رسان ما محضر حضرات باشید و امیدوارم اونهایی که در حسرت زیارت کربلا و مشهد و عتبات مقدس هستند، إن‌شاءالله به زودی زود رزق و روزیشون و نصیبشون بشه.

برای مشارکت در طرح اعزام زائر اولی‌های اربعین که همه دعوتید، این قرار همدلی ما در این ایام. می‌تونید به سایت ما مراجعه بکنید، به کانال‌های ما مراجعه بکنید، به زیرنویس‌ها دقت بکنید یا عدد ۴۰ رو به ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ پیامک بکنید.

آیات رو بشنویم. عزیزانم امروز صفحه ۲۷۷ قرآن کریم تلاوت می‌کنند. إن‌شاءالله زیر سایه قرآن باشیم و عامل به آیه‌های اون. باز می‌گردیم در لحظات دقایق پایانی با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

صفحه277 قرآن کریم

شریعتی:
تهران پایتخت کشور ایمان و ایرانی که مهد مقاومت و الگوی استقامت... به همه مردم عزیز و نازنینمون در هر کجا که هستید، با دل و جان سلام می‌کنم و إن‌شاءالله به زودی زود با نابودی جبهه استکبار، پیروزی نهایی را در کنار هم جشن بگیریم و تجربه بکنیم. برای رزمندگان دعا بکنید و برای شادی روح همه شهدای عزیزمون از رهبر شهید گرفته تا فرماندهان و مردم و کودکانمون، بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

حجت الاسلام نظافت:
خب، ایام پیاده‌روی اربعین هست. حالا ممکنه عزیزانی این توفیق رو پیدا نکرده باشند، نگران نباشن. چرا؟ چون مهم تکلیفه. حضور در خیابان حفظ خیابان این تکلیف مهمیه. رهبر عزیزمون سفارش کردن رزمندگان... اونایی که پای لانچرها هستند... گفتن آقا ما شما خیابان، با شما میدان با ما. اتفاقاً اونایی که نرفتن با همیت و غیرت بیشتری در خیابان بمانند، حفظ کنند. و واقعاً خوب، خطر هست‌ها. فرمود: «یُتَایَعُ مِنْ مَأْمَنِهِ» گاهی آدما از همون جایی که حواسشون نیست و احساس ضربه می‌خورن، باید مواظب باشن غافلگیر نشوند. این ایام بیشتر... مهم اینجا از همون جاییه که دل خیلی نقش داره. یعنی چی؟ یعنی کسی که اربعین نرفته، هر شب بیشتر از ایام دیگه میاد تو خیابون می‌مونه و دلش پر می‌کشه که کاش کربلا بودم. این در اون ثواب شریک، این ثواب رو هم دارد. دو تا ثواب داره.

می‌گن تو جنگ جمل امیرالمؤمنین که پیروز شدند، یک کسی تو نهج البلاغه به امیرالمومنین گفت کاش فلانی دوست من بود تو این جنگ، پیروزی شما رو می‌دید. امیرالمؤمنین سوال کردن: أَ احُبُّ أَخِیکَ مَعَنَا؟ دوست داشت با ما باشه؟ فرمود بله. آقا حضرت فرمود اون تو جنگ ما بود. نه تنها او بود، بچه‌هایی که در صلب پدرند، در رحم مادرند، نسل‌های آینده، هرکی دوست داشته با ما باشه تو جنگ با ما هست. این رضایت قلبی، این میل بسیار اثر داره، بله. بنابراین این آرزو خیلی مهمه. چه آرزوی کربلا، چه آرزوی شهادت. آرزوی شهادت خیلی خوبه. تو نهج البلاغه داریم اگر کسی سه تا معرفت داشته باشه و یک آرزو... اگر تو رختخواب بمیره، شهیده: عارف به حق پیامبر، خدا، حق پیامبر، حق اهل البیت باشد و آرزو داشته باشه پیش بیاد اونم بجنگه، اگر شرایط پیش نیامد، مرگ عادی مرد، شهیده. آرزوهای خوب داشته باشید. آرزوهای خوب، آرزوهای دنیوی نیست.

یادتونه آقای شهید ما تو نمازهاشون یک وقتایی همه ما می‌شنیدیم و می‌دیدیم اشک‌های ایشون رو و می‌شنیدیم بغض ایشون و این دعا رو که: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِکَ یَا مَوْلَایَ».

می‌گه جابر وقتی که اربعین رفت و عطیه دستشو گرفت – نابینا بود دیگه – دستشو گذاشت تا رو قبر امام حسین، سه بار گفت: یا حسین، یا حسین، یا حسین. غش کرد. بعد که به هوش آمد، آب ریخت به هوش آمد. گفت: حبیب لا یجیب حبیبه، ما دوستیم چرا جواب نمی‌دی؟ بعد خودش گفتش که چگونه می‌تونی جواب بدی بین سر تو با بدنت جدا هست. تعابیر قشنگی گفت. بعد گفت به هوش آمد، روشو این‌ور اون‌ور کرد، گفت ما در ثواب این شهدا شریکیم. عطیه تعجب کرد، گفت ما نه از کوه بالا رفتیم، نه این رنج‌ها رو دیدیم. بعد روایت خوند از پیامبر که هر کس قومی رو دوست داره، با اونا محشور می‌شه. این نقش محبت و رضایت قلبی‌ست. إن‌شاءالله که...

شریعتی:
إن‌شاءالله خدا روزی‌مون کنه. آقا خیلی ممنون و متشکرم از شما. خدا إن‌شاءالله به شما عزت بده و توفیق بده و توان و ممنون و متشکرم از نگاه پرمهر شما. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید.

فردا إن‌شاءالله به حضور حاج آقای آملی خدمتتون خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد.
«خوش به حال همه اونهایی که سوار سفینه الحسین‌اند، حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح، ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت.»

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ... متشکرم از شما، سلامت.