ملایی: خوب، سلام میدیم محضر آقا اباعبدالله علیه السلام، رخصت میگیریم از محضرشون و برنامه امروز را آغاز میکنیم.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
خوشحالم از اینکه یک چند دقیقهای میتونیم کنار هم باشیم در برنامه. و یکی دو نکته رو...
نکته اول اینکه قربانی ماه سفر برنامه سمت خدا هم چند روزی است که آغاز شده و تو این روزها من فکر میکنم که نیت بکنیم از طرف اموات، از طرف شهدا، از طرف کسایی که فکر میکنید نیاز دارند به همچین خیری، به نیابت از اونها مشارکت بکنیم برای اینکه یک کار خیر شکل بگیره در سراسر کشور. ممنون از لطف و توجهتون نسبت به مسئله قربانی اول ماه سفر المظفر. عدد ۱۴ رو هم بفرستید برای این کار به ۲۰۰۰۰ ۳۳ سامانه پیامکوتاه برنامه.
نکته دوم: فردا یکشنبه اگه خدا بخواد عمر ما باقی باشه و سعادت و توفیق هم رفیق راهمون بشه، میخوایم بیایم خدمت مردم خوب خونگرم جنوب. میخوایم بیایم خوزستان و مشخصاً فردا برنامه سمت خدا رو اگه خدا کمکمون کنه از مسجد جامع خرمشهر تقدیم کنیم. اونایی که در اون حوالی الان میبینید و میشنوید به دیگرانم برسونید. فردا بیایید مسجد جامع خرمشهر، همدیگر رو ببینیم و محضر شما خوبان ما عرض ادب بکنیم.
حاج آقای عابدینی اینجا هستند. بفرمایید دیر نشه بیشتر از این. سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، آقای ارادت داریم.
حجت الاسلام پناهیان:
سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیزمون و شنوندگان عزیز. إنشاءالله خدای سبحان این ایام رو که ماه سفر است و ادامه عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام و همچنین شهدای جنگ تحمیلی سوم ماست و به خصوص این شبهایی که دشمن جنایتکار ما مردم ما رو با مظلومیت به شهادت میرسونه، رو برای ما عزاداریهامون رو، مجالسمون رو قبول کند و إنشاءالله نفرت ما و بغض ما رو نسبت به دشمنانمون که اینجور خلاصه غدار و مستکبر هستند، جوری قرار بده خودش رو؛ خدای سبحان از جانب ما، و ما هم پشت سر ولی و رهبرمان إنشاءالله بتوانیم انتقام خون شهیدانمون رو از این ظالمان و مستکبران بگیریم و این توفیق رو شامل حال همه ما بگرداند.
و ما هم به خصوص مردم جنوب کشورمون که این شبها و ایام بیشتر مورد تهاجم هستند، تو این هوای گرم، همدردی خودمون رو و همراهی خودمون رو با اونها اعلام میکنیم. إنشاءالله ما هم هر جا که هستیم – من به دوستان گفتم – هر قدری که میتونیم برای اینکه اگر اونجا نیستیم، جوری که احساس بکنیم، سعی بکنیم خنکی خونمون رو کمتر بکنیم، بیشتر رعایت بکنیم، قدری گرما رو احساس بکنیم که همین احساس ما رو با اون همدردی با اونها همراه بکنه. یادمون نره، غفلت پیدا نکنیم. اینجور نباشه که راحت زندگی کنیم. اگر اینجا فعلاً بمباران نمیشه، چون در جنگ – ابتدای این جنگ تحمیلی سوم – خب تهران و شهرهای مرکزی خیلی مورد آماج حملات بود، در کنار شهرهای مرزی و جنوبی، این بار فعلاً دشمن مرز شهرهای جنوبی رو بیشتر آماج حمله قرار داده. برای یکپارچه شدنمون سعی کنیم یک قدری شرایط اونجا رو برای خودمون نزدیک کنیم، احساس اون مسئله تو شبانهروزمون باشد تا این همدردی و یکپارچگی و یک بدن بودن همه آحاد ملت بیشتر احساس بشه.
شریعتی:
إنشاءالله بله که ایران برای من است و همه جاش فرقی هم نمیکنه، شمال و جنوبش. و إنشاءالله که ما حالا فردا با اجازه حضرت عالی إنشاءالله برنامهریزی کردن که برسیم خدمت مردم جنوب. دوست داشتیم که دهپاره میشدیم، هرمزگان میرفتیم، بوشهر میرفتیم، تو بندرعباس میبودیم، میتونستیم در خوزستان زیبا باشیم. حالا یک حرکتیه که آغاز شده. إنشاءالله باعث بشه به قول حاج آقای عابدینی یک کمی کنار هم بیشتر قرار بگیریم. ولی نکته مهم اینه که خنکای کولر رو زیرش ننشینیم و جنوب جنوب کنیم. کاری نداره، دست به گوشی استوری بذاری جنوب پنج تا قلب جلوش بذارید، این کافی نیست. یکم برای پایداری شبکه انرژی برق، مخصوصاً ما از خشکی خودمون کم کنیم، خوشی جنوبیا رو بخریم.
حاج آقا در خدمتیم.
حجت الاسلام پناهیان: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ:
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.
إنشاءالله که حشر ما لحظه به لحظه با امام زمانمون باشه. نمیدونیم چه آب گوارایی است وجود مبارک امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ که حیات ما به این آب گواراست. و اگر لحظهای این آب گوارا توفیقاتش را از سر ما بردارد، معلوم میشه انسان چه ظلمتکدهای است و چه لجنزاری. اینکه الحمدلله رب العالمین در این کشور خدا ما رو به راههای هدایتش هدایت میکنه و در کنار هم قرار گرفتیم، وحدت پیدا کردیم و اینجور نسبت به هم محبت داریم، «وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» این تألیفی است که خدا ایجاد کرده و ما رو با هم برادر قرار داده. هر چقدر این برادری رو بیشتر احساس بکنیم، ارتباطمون با هم صمیمیتر بشود، دست خدا در بالای سر ما قویتر قرار گرفته. ما قابلیت بهرهمندی پیدا کردیم، خدا انفعال درش نیست. ما قابلیت پیدا میکنیم. پس با محبت به همدیگه و ارتباط صمیمی با همدیگه، سعی بکنیم «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» رو در بالای سر خودمون قرار بدیم که توفیقات غلبه بر دشمنان هم با همین محبت بین خودمون ایجاد میشه. رحمت الهی را جذب میکنیم با این محبتها و باعث میشود این رحمت برای دشمنان ما بشود «نِقْمَةُ الْعَذَابِ» که عذاب من الرحمان... این عذاب از جانب رحمت حق که بر مومنین نازل میشود، همین رحمت برای کفار میشود عذاب. پس اگر یک موقعی کوتاهی بکنیم، اختلافافکنی بکنیم نسبت به همدیگه، بدگمانی ایجاد بکنیم، دست رحمت الهی و ولی الهی را از سر خودمون کوتاه کردیم.
خب، بحثی که در خدمت دوستان هستیم، بحث روز است. مدتهاست که بعد از به خصوص از ابتدای محرم، بعد از شهادت امام شهیدمون و به خصوص از وقتی که تشییع ایشون مطرح شد و بعد تشییع انجام شد، بالا بردن پرچم «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» علیه السلام بود و پرچم خونخواهی و زنده شدن این جریان خونخواهی. به تبع این ممکنه شبهاتی بین اذهان پیش بیاد یا دشمنان شبههافکنیهایی داشته باشند که مگر عفو و صف، گذشت و عفو کردن اولی نیست؟ مگر قرآن کریم نفرموده که اگر حتی در جایی قصاص برای شما هست، اما اگر عفو کنید اولیتر است؟ و امثال این شبهاتی که ممکنه مطرح باشد. جواب اینها باید داده شود و حکمتهای خونخواهی که چرا خدای سبحان در راس همه خونخواهان است که خدا: «إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ» خدا هم عزیز است هم ذو انتقام است، صاحب انتقام است. پس در راس خونخواهان، خود خدای سبحان است که «فَانْتَقَمَ اللَّهُ» خدا انتقام میگیرد. آیات متعددی که در رابطه با انتقام آمده، چگونه ساز از خدایی که انفعال در او راه ندارد، انتقام نسبت به او چه معنا دارد؟ ببینید، اینا شبهاتی است که ممکنه مطرح بشود.
خب، بحثی که در رابطه با جریان عفو و گذشت است، خب این مسئله معلومه، حکم الهی است که عفو و گذشت قطعاً اولی از انتقام است. اما در مسائل فردی. یعنی اگر در جایی فردی من مشکلی کسی برای من اشکالی ایجاد کرد، ضربهای، یک جراحتی یا حتی قتل نفسی و اون شخص هم حالا گاهی ممکنه عمدی نبوده، گاهی ممکنه پشیمان شده، گاهی ممکنه بالاخره هیجانات پیش آمده... فردیه. تو نظام فردی، گذشت اونجا اولی است. ولی تو نظام فردی هم به من گفتن تو حق داری قصاص بخوای. اگر اونجایی باشد که قصاص است، حق داری. نه که اگر کسی قصاص خواست، تخته بشود، نه، اونم برای او قصاص برای او حکم خدای سبحان است. اما اگر گذشت، این یک بالاتر است و امر بالاتر همونجا فرمودند. حتی تو نظام فردی، اگر گذشت شما باعث بشود کسی که جری میشود تو کار، یعنی تو این کار جرات بیشتری پیدا میکند، دفعه بعد هم... حالش اینگونه است که میگه اونجا نه، اونجا گذشت، حتی ممکنه گاهی اشکال پیدا کند، نه فقط فضیلت نباشد. این تازه تو نظام فردی است. فرمودند ولی تو نظام اجتماعی، اصلاً گذشت در اینجا مطرح نیست، چون حقوق اجتماع است، حق شخصی نیست که بخواد از این بگذرد.
حالا این روایاتی دارد و مباحثی در ذیل این مطرح است که پس گذشت مربوط به یک امر فردی است، اونم در جایی که باعث نشود طرف جرات بیشتری بر این کار پیدا کند که بگه دیدیم این دفعه گذشت، دفعه بعدم لابد یک عدهای میان وساطت میکنند و باز همین میشود. و همون... نه، حالا اگر این پشیمان شده بود، غفلتی براش ایجاد شده بود، اینها واسطه شدن، گذشت ایجاد شد، این برای این شخص، نه برای کسی که حاضر نیست اصلاً از اون حال قبلش هم برگشت، برگشته هم نیست، یک حال پشیمانی هم ندارد. چه برسد به حقوق اجتماعی که روایات تو این مسئله جدی هم هست.
یک نکته دیگر این هستش که من چند تا مسئله رو در اینجا ذکر میکنم که إنشاءالله سعی میکنیم نکته به نکته باشد که این مسئله حکمتها رو بهتر بفهمیم.
ببینید، همانجوری که تو نظام محبت ما محبت قلبی داریم، محبت زبانی داریم، محبت یدی داریم. یعنی انسان یک موقع فقط تو قلبش یک کسی رو دوست دارد، یک موقع اظهار هم میکند علاوه بر دوستی قلبش، یک موقع علاوه بر دوستی قلبش و اظهار زبانیاش، یک عملی رو هم تو این راستا در دفاع از اون محبوبش و نشون دادن علاقه به محبوبش انجام میده. این تعبیر روایت این است: این اوج ایمان است. تعبیر روایت این است: کسی که اینگونه است، با ما در بهشت است «فِی دَرَجَتِنَا» در سه مرتبه را داشته باشد که اگر هم در دلش، هم در زبانش، هم در خلاصه عملش دفاع از ما رو و محبت ما رو آشکار بکنه. تو نسبت بغض به دشمنان هم همینجوریست. اگر ما بغض به دشمنان را در دلمون داشته باشیم، در زبانمون هم اظهار بکنیم، در عملون هم به وقتی که لازم است نشون بدیم، این بغض نسبت به دشمنان در قلب و زبان و عمل، ما رو میبرد در درجه اهل بیت علیهم السلام. چقدر زیباست که این فقط محبت تنها نیست، بغض هم به همین نسبت سرعت ایجاد میکند.
تو بحث خونخواهی و انتقام که نکتهها رو داریم عرض میکنیم، یک موقع شما خونخواهی رو فقط یک مسئله در دین میبینید، یک موضوع در دین میبینید، میگیم یکی از موضوعات دینی خونخواهی است. اما یک موقع خونخواهی رو یک مکتب میبینیم، یک مسیر میبینیم، یک مدرسه و به اصطلاح راه میبینیم. مدرسه که میبینیم یعنی مکتب فکری، بله، که این قابل در حقیقت حرکت عمومی است. ببینید، همانجوری که محبت یک مسیر است، فقط یک موضوع نیست که بگیم یک موضوع در کنار موضوعات دیگه. نه، یک مسیر است که الا ماشاءالله موضوعات تو این قرار میگیرد. خب، جریان خونخواهی مسیر است، یک مکتب است که وقتی کسی واردش میشه، این مکتب خونخواهی یعنی در مقابل ایستادن نسبت به ظلم، ساکت نبودن، سراسر زندگی انسان رو از نظام شخصیش تا نظام عمومی و اجتماعی تا جهانی و تمدنیش رو شامل میشود. یعنی تو نظام شخصی، وقتی که از بد... این بدش بیاید، در نظام شخصیش هم حاضر نیست به بدی خودش رو در حقیقت چیکار... به متصف کند و راه میبینه. این همونیست که متنفر از... در دلش تنفر از همه بدیها...
ما تو صفات الهی میگیم یک صفات سلبیه داریم. صفات سلبیه یعنی چی؟ یعنی یک نقصی را از خدا دور میکنیم، سلب میکنیم. یعنی سلب، سلب اسمشه نقص خودش سَلَب است. سلب سلبه میشود کمال، گرفتن نقص. تو نظام خونخواهی هم این برمیگرده به همون سنخ. یعنی چی؟ یعنی بدی رو بد... من از بدی کسی از بدی بدش بیاید. این سلب سلب است، کمال است. یعنی هیچکسی نمیتونه بگه که از بدی آدم باید خوشش بیاید. هیچکسی نمیتونه بگه از نقص آدم باید خوشش بیاید. چرا بدی بدت میاد؟ چرا از نفس خوشت به اصطلاح بدت میاد؟ نه، باید خوشت بیاید. میگه این کینهورزی نیست، این چی هستش؟ این حرکت کردن نسبت به بدی، بد آمدن از بدی و دور شدن است. نفرت از نقص است. هیچکسی فطرتاً به سمت نقص مایل نیست. اگر هم به سمت نقص میرود، این براش «سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ» نفسش تزیینش کرده بدی رو به صورت خوبی تا این را پیدا دنبالش برود. و الا کسی بهش حتی یک آدمی که عالم نیست، بهش بگی جاهل، بدش میاد. نمیگه نه، جاهل افتخارمه. بدش میاد چون جهل یک صفت نقص است. از این بدش میاد. هر کسی از بدی و اون بد بدش میاد. هیچکسی نیست ابدی خوشش بیاید.
پس انتقام یعنی از مراتب بدی انسان فاصله گرفتند، از مراتب بدها فاصله گرفتن، در مقابل بدیها ایستادن. ببینید این فقط هم قتل نیست، قتل یکی از مراتبشه. انتقام میگه خدای سبحان هر قومی که بخواد تعدی بکند، خدا نسبت به احکام الهی تعدی بکنه، «فَانْتَقَمَ اللَّهُ» خدا از اون قوم انتقام میگیرد. یعنی انتقام در برابر حرکت به سمت بدیست. و انتقام هم مراتب دارد، انتقام فقط کشتن نیست. انتقام گاهی عذابهای الهی متن مختلف است مناسب اون بدی که محقق میشود. پس جریان انتقام که خونخواهی ذیل او قرار میگیرد، یک جریان عامی است. هر کسی به سمت بدی حرکتی بکند، به دنبالش انتقام الهی هست. خودش را تحت انتقام الهی قرار داده. اگر من گناه میکنم، این گناه نَعُوذُ بِاللَّهِ اگر کسی مرتکب بشود، انتقام الهی گاهی رها کردن این است. یعنی این رها میشود، ول میشود، دیگه برش نمیگردد. این یک انتقام است.
اینکه ما به دنبال خونخواهی در مراتب درون قلب، زبان و عمل به یدی و حرکت در بیرون هستیم، اینجور نیستش که ما بگیم که الان تو خونخواهی که امام ما را شهید کردند، بهترین خوبی زمان رو شهید کردند، در مقابل این من چه کنم؟ دستم نمیرسد. میگه چرا؟ ما قصاصی که اولین مرتبه است، اینجور فکر نکنیم که هر کسی حتماً باید یک تفنگی، هفت تیری، اسلحه دستش باشد، موشکی شلیک کند. این برای کسی که امکان دارد، سر جاش محفوظه. اما خود این نفرت درونی و بغض درونی نسبت به کسانی که این کار را کردند، خدا میگه ما اینا رو مجتمع میکنیم مثل نهرها و رودها. این بغضها و این نفرتها نسبت به بدی مجتمع میشود با همدیگه، مثل رودها میریزه توی اقیانوس. این اقیانوس قطرههایی که بر این میرسد که این قطرهها نفرتهای مومنان و افرادی هستند که نسبت به این بدی حساسیت پیدا کردند. این قطرهها با هم یک دریایی رو ایجاد میکند. این دریا از این قطرهها آثار مختلفی در مقابل اون ظالم ایجاد میکند. خب، گاهی ممکن است که این به طوری بشود زندگیش سراسر هراس بشود. دیگه حتی اگر میگن مثلاً فلان شخصی که اخیراً به درک واصل شد، مسموم شده... این تو خوردنش هم دیگه ترس دارد. هر چیزی که براش برای خوردن پیش میاد، آب خوردنش هم براش هراسناک میشود: نکنه این مسموم باشد، نکنه همین که کنار منه... خدا خودش نثر... به رو ایجاد میکند و ایجاد میکند. وجدانهای بشری با هم به اصطلاح متحد میشن و اثر...
ببینید تعبیری که در روایت آمده که خدای سبحان گاهی میخواد اولیاءشو نصرت بکند، میفرماید: «يَنْتَصِرُ بِشِرَارِ خَلْقِهِ» یعنی اینجور نیستش که حتماً آدمهای خوب متکفل انتقام بشن، گاهی به دست شراره. یعنی حضرت یحیی سلام الله علیه... با دست در حقیقت نقشه اون زن مشعوم، به دست یکی از پادشاهان اون زمان به قتل رسید. خون او میجوشید تا یک ظالم دیگری آمد، اون ظالم دیگر از این خون جوشیدن خون یحیی سلام الله علیه، اون ظالم رو و اطرافیانش را به قتل رساند. یعنی خدای سبحان دستش بسته نیست که ظالمی را به جان ظالمی بندازد. «اللَّهُمَّ اشْعِلِ الظَّالِمِینَ بِظَالِمٍ» اینجور هم نیستش که اگر ظالمی به جان ظالمی میافتد، اتفاقی باشد. این نفرتهای قلبی، این نفرتهای زبانی، این نفرتهای عملی که هر چقدر هر کسی میتواند، اینها تمام... شجوده... حقیقت اثر دارد. چنانچه ما میگیم نفرین و به اصطلاح دعا، هر دو اثر دارد. هم دعا برای به اصطلاح تسهیل کارها و موفقیت و توفیقات، نفرین هم... پیغمبر اکرم عده زیادی را نفرین کردند، متعدد بوده کسانی را که در مسیر احقاق حق این اختلال ایجاد میکردند، مورد لعن پیغمبر قرار میگرفتند. گروهی از جوانانی که اینها حافظان قرآن هم بودند، برای تبلیغ پیغمبر فرستادشون جایی و خیانت کردن عدهای و اینها را به شهادت رسوندن در مقابل عهدی که کرده بودند، حدود ۴۰ روز پیغمبر قاتلین اینا رو نفرین میکرد. یعنی نفرین عبث نیست، یک امر وجودی است.
که اگر ما امروز زنده نگه داشتن این خونخواهی است، این پرچمهای مختلفی که در خیابانها این برافراشته شده در کنار پرچم ایران، پرچم خونخواهی «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» در کنار این دوتا رو باید با هم حفظ کنیم. ما پرچم ایران یک نماد شده برای ما برای عمومیت این، و پرچم «یَا لَثَارَاتِ» هم برای خونخواهی و هدف ما یک نماد است. اینها هر دو رو باید در کنار هم حفظ بکنیم. این نگاه خیلی زیباست.
ببینید یک جریان حضرت موسی علیه السلام است، خیلی از اون مباحث دقیق است که وقتی موسی علیه السلام خبر رسید که میخواد به دنیا بیاد و بعد تاج و تخت فرعون را بر باد میده، فرعون به خاطر به دنیا نیامدن موسی علیه السلام عده زیادی از اطفال را که اینها بنیاسرائیل حامله میشدند، زنهاشون و میخواستند به دنیا برند، اینها را بلافاصله بعد به دنیا آمدن میکشت. تعبیری که حالا عطار در شعری این رو سروده و یک بیتش این است:
«صد هزاران طفل سر ببریده شد، تا کلیم الله صاحب دیده شد.»
خیلی تعبیر زیبایی است. یعنی تک تک این کودکان که به شهادت رسیدن، چون در راه قیام موسی به شهادت رسیدن، خون اینها هدر نرفت. تمام خون اینها در وجود موسی متراکم شد در اینکه قدرت موسی در قیامش بالاتر برود. خون تک تک این کودکان بود. به تعبیری که بعضی از بزرگان فرمودند که تعبیر بسیار دقیقی است: هر کودکی استعدادی را که برای فعلیت برای او مقرر بود – استعدادی که برای فعلیت یعنی کودک اگر به دنیا میآمد زنده میماند در دنیا، این حقایق از وجود او به اصطلاح به دست میآمد – میگه تمام اینها در وجود موسی محقق شد. یعنی یک وجود متراکمی شد. موسی علیه السلام از تمام دادهای این کودکانی که فرعون فکر میکرد با سر بریدن اینها داره جلوی به دنیا آمدن موسی علیه السلام رو میگیرد، نمیدانست که سر بریدن اینها خودش تراکم و قدرت و اقتدار موسی رو زیاد کردن بود. یعنی با این کارش داشت اقتدار موسوی را زیاد میکرد.
همین جریانی که کودکان مینابای که همزمان با روز شهادت امام شهید ما اونها رو هم به شهادت رسوندن، دشمن فکر کرد که یک کودکانی رو به شهادت رسونده یا شهدایی را به شهادت رسونده که این به اصطلاح شهادت اینها هیچکدام تو نگاه الهی از دست رفته نیست. ما نگاهمون مادی نیست به عالم، فقط نگاه وجودیه. این نگاه وجودی هر کدام از این شهدا که بودند، فرماندهان ما، دانشمندان ما، مردم ما، نظامیان ما، هر کدام که هر جا بودند، حتی کودکان ما، حتی دو معلولی که دیدم این دو سه روزه در یکی از به اصطلاح چیزها به شهادت رسیدند، هر کدام از اینها آنچه که استعداد برای تحقق کمال اینها امکان پذیر بوده، خدا متراکم میکند در وجود اون جامعه و ولی اون جامعهای که میخواد انتقام رو بگیرد. اینها با هم جمع میشود. این سنت خدای سبحان است که هیچکدام از بین نمیرود. چیزی تو این عالم گم نمیشود. تمام هستی یکپارچه مرتبط با همه است. اگر اینجا فشاری آمد، در جای دیگری در مقابل این فشار ایستادگی ایجاد میشود. ببینید، اگر در مقابل سنن الهی انحرافی ایجاد شود، به نحوی با این انحراف مقابله میشود. اگر با سنن الهی مقابله بشود – نه انحراف – اگر مقابله بشود، وعده الهی که خدای سبحان عذابش رو اینجا نازل میکند. یعنی اگر انحراف باشد، انحراف عذاب نیست، یک فشار و بلا و ابتلا میاد. اما اگر مقابله با سنت باشد – مثال زدن مثلاً حالا مثال دور از... مث اما – یک موقع هستش که خدای نکرده نَعُوذُ بِاللَّهِ یک سنت فاحشهای در مقابل ازدواج پیش میاد، این انحراف از مسیر خلقت است. اما یک موقع هستش که مثل قوم لوط مبتلا به سنتی در مقابل سنت ازدواج میشن که «يُفْسِدُ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ» هم فرزندان دیگه از بین میرود، دیگه فرزندی نیست به اصطلاح که اون به اصطلاح نظام «نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ» از بین میرود و اون نظام در مقابل سنت الهی است. اینجا تعبیر علامه طباطبایی این است که عذاب الهی نازل میشود.
اگر ما تو نگاه خونخواهیمون این نگاه که هر شهیدی که داره دشمن به شهادت میرساند، در عینی که ما باید مراقب باشیم که یک نفر هم از ما کم شدن... یک نفره نباید بگذاریم، همه مراقبتها باشد. اما اگر دشمن تعدی کرد و کاری کرد، ما دستمون خالی نشده. خون او با تمام استعدادی که در مسیر کمال او بوده، ذخیره و متراکم برای تحقق نقشه الهی در مرتبه بعد میشود و همین با هم متراکم میشود، همه اینها با هم اثر میگذارد. اگر این نگاه را دیدیم، اون وقت میبینیم غرق فرعونی که غرق فرعونی که مدتی بعد از این جریان انجام میشود که «حَتَّی إِذَا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ»... لشکر فرعون یکجا غرق میشود، این نتیجه اون قتلی بود که از کودکان در ابتدا ایجاد شد. ببینید، یک جا قتل در حقیقت کودکان بیگناه که به جرم اینکه اینها موسی هستند و به جرم اینکه احتمال موسی بودن را دارند، به قتل میرسند، متمرکز میشود. این نتیجه در یک جا میشود چی؟ در یک جا میشود غرق لشکر فرعون. در یک جا میشود خلاصه اینکه دشمن مورد آسیب قرار میگیرد و شکست میخورد. میشود در حقیقت پیشانی جالوت، اونجا سنگی میخورد و به زمین میخورد و لشکرش پراکنده میشود. هر جایی به نسبت اون دشمنی که دشمن انجام میدهد، ما امیدمون را از دست نمیدیم. در کنار اینکه باید مراقبت کنیم، ببینید اینا دو تا را در کنار هم، ما باید مراقبت بکنیم باید باشیم، نه دست بسته بنشینیم. اما در کنار این آمادگی جنگ و در حقیقت ظلم ظلم ظالم، بالاخره آسیبهایی دارد. میگه شما فکر نکنید این آسیبهایی که به شما میرسد در این که شما تمام قد ایستادید، دارید مقابله میکنید، استقامت... چیزی از دست دادید. نه، خدای سبحان یک نظامی دارد که تو این نظام چیزی از دست نمیرود. عالم یک حقیقت واحد به هم پیوسته است. دشمن این رو نمیفهمه، فکر میکنه حذف کرد، علامت ضربدر میزند، فکر کند حذف کرد. اما نمیداند که این تو نقشه الهی ذخیره شدن است. لذا امام امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ اون منتقم اصلی تمام خون مظلومان طول تاریخ است. اما این منافات ندارد که هر ظالمی در زمان خودش هم انتقام الهی نسبت به او باید گرفته شود. چنانچه فرعون انتقامش گرفته شد، نمرود انتقام ازش گرفته شد. قطعاً تک تک این ظالمان امروز هم انتقام ازشون گرفته میشه. تو قرآن سراسر این است که یا عذاب الهی نازل شد یا به دست مومنان. مومنین که «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ» شما بجنگید، خدا به دست شما آنها را عذاب میکند. خیلی زیباست که در بعضی از آیات هم که آمده در رابطه با انتقام، خیلی بحثهای زیبایی آمده. مثلاً همین آیهای که الان عرض کردم: «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ»... آیا نمیجنگید با قومی که عهد کردند، پیمانشکنی کردند در مقابل شما و همو به اخراج رسول دنبال این بودن، ولی الهی رو اخراج بکنند و هم اول آنها آغاز کردند با شما؟ میترسید از آنها؟ «فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخَافُوهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» نترسید، خدا سزاوار ترسیدن است، نه دشمنان. هر چقدر هم قوی باشند و با شوکت، شما متکی به خدا غلبه دارید بر اونها که «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». «قَاتِلُوهُمْ» شما بجنگید، «یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ» خدا به دست شما... یعنی خدا داره با اونها میجنگد، نه شما. «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لَکِنَّ اللَّهَ رَمَی». «قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ»... «وَ یُخْزِهِمْ» خوارشون میکنه، تحقیرشون میکنه، شوکتشون رو میشکنه، شان را به زمین میزند. «یُخْزِهِمْ» برای متکبر وقتی به عذاب خُزْی و تحقیر مبتلا میشود، از مردن سختتره، خیلی براش سنگینه. متکبر رو باید چیکار کرد؟ خارش کرد تا این تکبر ریشهکن بشود، تفکر تکبر ریشهکن بشود. رفتن این متکبر فقط ملاک نیست، اینکه تکبر به زمین بخورد، تفکر تکبری دیگری هم هوس تکبر نکند، این تفکر خوار شود مهم است. لذا با خوار شدن متکبر، این تفکر به خواری کشیده میشود. «وَ یَنْصُرْکُمْ» خدا به شما نصرت میکند، «یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ» خدا قوم مومنین رو، سینههاشون رو شفا میده. ببینند که این ظالمان که اینقدر تکبر کردند، چهجور خوار و حقیر شدن، چهجور اینها به زمین افتادند. «وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ» همه اون ناراحتیها و اندوههایی که کشیدند، اینجا همه اینها از دلشون میره، تبدیل به خوشی میشود. «وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» که اگر با این نگاه باور کردیم که خدا در راس منتقبین است و همه انتقام هم در دنیا نیست، آغاز انتقام در دنیاست. چون وقتی ولی الهی رو به شهادت میرسانند، اولیای الهی، اون وجود این ولی الهی، وجود این مومنین چه آثار عظیمی رو میتونست ایجاد بکند؟ این آثار عظیم فقط تو دنیا جزا داده نمیشود. مقابله باهاش...
لذا دنیا آغازه عذاب اینهاست و همچنین عذاب اینها در برزخ، عذاب اینها در رجعت که حالا بحث خودش داره و بالاترین عذاب اینها در قیامت محقق خواهد شد. خدا وعده داده که من اینها رو در دنیا و آخرت به خُزْی و اون عذاب خودم عذاب عظیمم دچار خواهم کرد. لذا اگر ما دنبال خونخواهی برآمدیم، مظهر اسم منتقم الهی داریم میشیم. یعنی این اسم در وجود ما داره جریان پیدا میکند.
شریعتی:
آنچه که امروز تا اینجای کار بینندگان عزیز و ارجمند شنیدیم از حاج آقای عابدینی و بیشتر از اینها، مباحث مربوط به خونخواهی، معنای خونخواهی، مراتب خونخواهی. اینکه مثلاً فرض بفرمایید الان ما یک مرزی رو خیلی روشن باید بدونیم: قصاص با خونخواهی یکی نیستند. قصاص جزئی از اون هست، اما قصاص همه خونخواهی نیست. که یک نفر رو مثلاً از دشمنان به درک واصل کنی، این خونخواهی اسمش نیست، هرچند که جزئی از اوست اما کامل نیست.
میخوام این رو بگم مباحث امروز حاج آقای عابدینی – دوستان روی جلد این کتاب رو اگر نشون بدن – مباحث امروز حاج آقای عابدینی و هر آنچه در مورد خونخواهی شنیدهاید و در ادامه هم خواهید شنید إنشاءالله تو جلسات بعدی بیشتر از اینها را در این کتاب... حالا درسته نگه دارم پیدا باشه... «برخیز به خونخواهی». دوستان عزیزم، حالا تو کانال، تو گروه، اینا تو صفحات برنامه خواهند گذاشت براتون. خیلی متشکرم از اینکه توجه میکنید. «برخیز به خونخواهی» اثر حاج آقای عابدینی عزیز هست، بله. این کتاب رو حاج آقا زحمت کشیدن، خیلی به سرعت جمعی از شاگردان حاج آقای عابدینی مباحث اخیر ایشون رو سریع آماده کردند و «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا»... این کتاب. من یک چند صفحه فرصت کردم، خیلی کمش رو ولی حتماً پیشنهاد میکنم بهتون. عدد عبارت کتاب رو بفرستید به 20000303 و إنشاءالله دوستان راهنمایی این کتاب رو تهیه بفرمایید.
صفحه ۲۶۶ قرآن کریم تلاوت میشه، برمیگردیم. آیات ۷۱ تا ۹۰ سوره مبارکه حج – اگر اشتباه نکنم – و برگردیم. حالا بحث دیگر رو دارم که عرایضم خیلی طولانی میشه، محضر قرآن مشرف بشیم، بیایم ببینیم چقدر زمان میمونه برای ادامه کارها.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
صفحه266 قرآن کریم
مردم عزیز و نازنین جنوب ایران، سلام دوباره به محضر شما خوبان. یک اطلاعرسانیست برای عزیزای دلم، آقایان و بانوان در خرمشهر و آبادان، در شهرهای نزدیک اون، دور و بر که میتونه فردا یک دیداری تازه کنیم حضوری محضر شما خوبان در مسجد جامع خرمشهر که صاحب یک در واقع تاریخ کرده ایران را همین مسجد و خودش یک نمادیست از مقاومت، از شجاعت، از خونخواهی. و إنشاءالله فردا سمت خدا رو اونجا بیایید، تو خود فضای مسجد ببینیمتون.
قربانی ماه سفر رو هم حواس شما عزیزان میدونم بهش هست. منم وظیفه م یادآوری بکنم. متشکرم از توجهتون هستند.
و چند دقیقه زمان... بحثی که عرض کردیم به دنبال اینکه هر شهیدی که به شهادت میرسه، خون این و خونخواهی این و استعدادی که این شهید در کمالات براش امکانپذیر بود ولی با شهادت الان به ظاهر از اون متوقف شد، همه اینها مجتمع میشود. همه اینها خون این، خونخواهی این، و خون اون شهید و استعدادهایش – استعدادهایی تمام اینها – در ولی که میخواد قیام کند و اون قیامش این است که این شهید در راه اون ولی و ولایت او به شهادت رسید، متمرکز میماند و باقی میماند.
تعبیری که ما در مثلاً مثال ظاهری داریم، ببینید گاهی یک کسی از دنیا رفته یا مرگ مغزی شده، تو کماست، مثلاً اعضای بدن او را پیوند میزنند، میبینی این عضو در بدن اون شخص باقی مانده. عضو اینه که اگر عمل صالحی از او سر بزند، به حساب این هم نوشته میشود. چون زنده بودن این به این عضو این محقق شده. البته اگر عمل ناصالحی باشد، به حساب این نوشته شود. چون این به این قصدی که این صالح باشد، این رو هدیه کرده بودند. تو نظام روحی از این مسئله بالاتر است. یعنی یک حقیقت ولی امری میکند و شهدا کسانی که دنبالش رفتند به شهادت رسیدند، وجود اون ولی در اینها سرایت کرده. یعنی امر او آمده اینها را کشانده، محبت او اینها را کشانده، بغض دشمنی که دشمن اون ولی الهی است اینها را کشانده در این راه و اینها به شهادت رسیدند. همه اینا اجزای وجود اون ولی میشن، همه اینها جزء وجود اون ولی میشه، امداد او را میکنند.
لذا این رو میخوام برای چی عرض کردم؟ برای اینکه تک تک شهیدان ما انتقام دارند. یعنی فکر نکنیم اگر یک شهیدی گمنام بود، اگر یک شهیدی کودک بود، اگر یک شهیدی آشنا نبود، تمام شده. نه، خدای سبحان چیزی در به اصطلاح عرصه وجود از خدای سبحان مخفی نمیماند. هیچ ذرهای در اونجا گم نمیشود. تک تک خون این انتقام دارد پیش خدا و ما باید انتقام او را... ما هم باید زنده نگه داریم برای تک تک شهیدان. هر چقدر عرصه خونخواهی شهیدان زندهتر شود، هر چقدر یاد شهیدان زندهتر شود بین ما، این زندهتر شدن یاد شهیدان به دنبالش دشمنی با قاتلان او را به دنبال میآره. این دشمنی که در دل و زبان و ید و عمل کشیده میشود، قطرات میشود که اون دریا را میسازد. که اون دریا فرعون را غرق میکند. یعنی اون دریا که فرعون را غرق کرد، اون نفرت و بغضی بود که مومنان در طول سالیانی که کشیده بودند، به خصوص کودکانی که به شهادت رسیده بودند. این عالم رو، هستی رو، با مقابل اون ظالم قرار میده. فقط این نیستش که ما مقابلش باشیم. ما مقابل ظالم هستیم، اما با این خونخواهی، همه عالم در مقابل این ظالمان قرار میگیرد. نمیدونم میتونم با زبان الکنم این مرتبه عظیم وجودی رو که چقدر مهم است.
لذا بحث خونخواهی مکتب است، یک مسیر حرکت است که داره ما رو در کنار هم به صفات کمالی و به «حَبْلِ اللَّهِ» میرساند، «قُرْبَ إِلَی اللَّهِ» به حب کامل و «بَرَائَةٍ مِنْ أَعْدَائِکُمْ». همانجوری که حب یک مکتب است، برائت و خونخواهی هم یک مکتب الهی برای وصول إلی الله است.
تو پرانتز خواستم اینو عرض بکنم...
شریعتی:
اولاً که شکستهنفسی میفرمایند حاج آقا، بیانتون خیلی هم بیان جذاب و شیرین. فارسی خودمونیش... این برداشت درسته یا نه؟... نگم آقا من حالا دلم انتقام خون شهدای کربلا، شهدای کربلای ایران، امام شهید، زهرای ۱۴ ماهه، بچههای میناب، اینا رو دل من بغض داشته باشه یا داشته باشه؟ وقتی کاری از دستم بر نمیاد، مثلاً حالا من بغض داشته باشم از ترامپ، من خونخواه باشم یا نباشم، چه فرقی میکنه؟
نگیم اینو. چون تمام اینها وجودیست و به هم مرتبط میشه مثل قطراتی است که دریا میسازد. هر بغض درونی، زبانی، اظهار عملی، هر کدام قطره و نهری است که به هم ملحق میشود. تعبیر خیلی زیباییست این آیه شریفه که میفرماید وقتی در قیامت، خدای سبحان: «أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّاتِهِمْ» یعنی میفرماید وقتی پدران محشور میشن، مادران... ما ذریه را بهشون ملحق میکنیم. این ذریه تو این نظام خونخواهی، ما یک اولیایی داریم که اینها مثلاً امام شهید ما که به شهادت رسیدن، سیدالشهدا ابا عبدالله که به شهادت رسیدند، اینا اون ولی و اسم تام و ام الهی هستند که ذیل اینها شهدا قرار میگیرند که قطراتی هستند که با اون روح متحدند، با اسماء جزئیه هستند، با اون اسم کلی متحدند. اینا قطراتی هستند با دریا متحد هستند، ارواح... با اون روح کلی متحدند، ملحق میشوند. لذا این الحاق، تراکم و قدرت بالاتر ایجاد میکند و این قدرت بالاتر نتیجه نهاییش در وجود مبارک امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ به عنوان خونخواه مطلق، اما نتایج جزئیاش و مراتبش در زمانهای مختلف، در هر زمانی این خونخواهی به ثمر میرسد. لذا تو تمام مراتب سعی کنیم تو تمام لحظات شهدا را گرامی بداریم، یادشون رو زنده نگه داریم. هر شهیدی انتقامی دارد که گاهی باید... گاهی ما نمیدونیم کدام شهید انتقامش کشتن اینها میشود. فکر نکنیم حتماً باید شهید معروفی باشد. گاهی شهید گمنامی سبب در حقیقت انتقام عاجل...
حجت الاسلام پناهیان:
خیلی ممنونم. عذرخواهی میکنم که بعضی وقتا با نگاه خلاصه اعلام میکنم که زمان تمام شده. منم تابع اشارات رفقا.
شریعتی:
در پناه حضرت حق باشید و باشیم عزیزان دلم. تا فردا إنشاءالله قرارمون مسجد جامع خرمشهر. خداحافظ.