قبل از هر چیزی از اینکه یک کمی صدای من احتمالاً گرفته است به خاطر یک مختصری لطف خدای متعال و یک کمی شاید سرماخوردگی عذرخواهی میکنم. اما به رسم تمام روزهایی که تا این لحظه از ماه محرم الحرام خدمت عزیزان رسیدیم، امروز رو هم در طلیعه برنامه انجام وظیفه میکنیم، عرض ادب میکنیم محضر ارباب بیکفن اباعبدالله الحسین و سلام میدیم و إنشاءالله وارد برنامه میشیم و به امید خدا ببینیم چه خیری برای ما رقم خواهد خورد تا پایان سمت خدای امروز. اگر با ما هستین، امکان این رو داریم که ارادتورزی کنیم، دست به سینه بگیریم، بِسْمِ اللَّهِ، اگر نه زمزمه کنیم با همدیگه سلام رو عرض بکنیم و إنشاءالله یک سلام میلیونی تو ثواب این سلامم مثل روزهای گذشته همه شهدا به ویژه امام شهید و خانوادهشون مخصوصاً زهرای ۱۴ ماهه رو بیارید تو ذهنتون.
عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
امروز یکشنبه است، طبق روال میدونم باید خدمت حاج آقای رفیعی میبودیم ولی این حسن اتفاق برای ما افتاد که خدمت حاج آقای شریفیان عزیز باشیم. آقای رفیعی هم هر کجا هست خدایا به سلامت و ممنون از اینکه امروز با حاج آقای شریفیان میدونم دیدار تازه میکنید خوشحال میشید و همراهی میفرمایید. آقا سلام علیکم، ارادتمند خدمت شما.
حجت الاسلام شریفیان: عرض سلام و ادب و احترام و همه بینندگان خوب برنامه سمت خدا. خدا را شاکرم که توفیق شد بازم خدمت عزیزان باشم و در محضر شما.
ملایی: منم خیلی خوشحالم حاج آقا، خیلی خوشحالم از اینکه دوباره خدمت شما هستم و چند دقیقه میتونم نکاتی از شما یاد بگیرم، مثل همیشه.
حجت الاسلام شریفیان: خواهش میکنم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.
خوب، من به عنوان مقدمه خدمت عزیزان خودم میخوام عرض کنم: اولاً خدا قوت دست مریضات، خدا همه شما ملت عزیز و امت بزرگ اسلام و جبهه مقاومت. نسبت به مسئله وداع، تشییع و مراسمات مربوط به تدفین رهبر شهیدمون، اتفاق اتفاق بزرگیست. به نظرم سالهای آینده بعد ما ابعاد این مسئله رو بهتر میتونیم بفهمیم. حتی اتفاقاتی که بعضاً در همین ایام تلخ افتاد برای مردم ما در تشییع به خاطر ناهماهنگیها، نمیدونم سختی کشیدنها، هرچی من تردید ندارم خداوند متعال همه اینا رو برای مردم ما فاکتور میکنه، مینویس همه رو مینویس. یک عدهای شاید بیش از یک شبانهروز منتظر بودند از دور فقط یک بار نه پیکر آقا را، تابوتی که از دور اگر یک چیزی به نظر آدم بیاید ببینند، ولی موفق نشد. ولی من تردید ندارم این نه برای فقط شخص خودشون، برای جریان انقلاب حتماً ثبت و ضبط خواهد شد و دارای آثار و حتماً آثار خودش رو نشان خواهد داد. این نکته اول.
نکته دومی که خدمت عزیزان عرض کنم این است که ما الان در ایام بعد از تدفین آقاییم و به نظرم تا چهلم آقا همه مردم، همه دلدادگان نسبت به جریان ایمان و انقلاب و رهبر عزیزمون، تا چهلم آقا برنامه ویژهای داشته باشم. حتماً یک برنامه ویژهای داشته باشم، شخصی، اهداء ثواب برای آقا، بله. تا چهلم آقا که حتماً در کشور مراسماتی ما خواهیم داشت. یعنی الان ما مراسمات ختم و عزاداری برای آقا داریم میگیریم تا چهلم. این چهله رو به نظرم همه عزیزان مخاطبین خوبمون و کسانی که دستاندرکار هستند و تصمیمگیر هستند کشور، تا چهلم آقا این اتفاق رو ادامه خواهد داد. این اتفاق حول پیکر آقا بله، ادامه خواهد داد. اینم نکته دوم که حتماً عزیزان توصیه بکنم به بینندگان محترم خوب برنامه سمت خدا که نیت کنید تا چهلم آقا یک کاری برای ایشون انجام بدید. حالا یا شخصی یا جمعی و گروهی. شخصی، جمعی، گروهی در پایگاهها، مساجد، هیئتها قرار بذارید. جمعی شد شد، نشد فردی. نماز متعلق به امام زمان، نماز استغاثه، ثوابش رو هدیه کنید. بله بالاتر، نیابت کنید از آقا، نیابت کنید از رهبر شهیدمون. بزرگان من دیدم این نکته رو گاهی متذکر میشن که عرض کنم که اونچه که خداوند متعال در این عبادات به انسان عطا میکنه بعضاً از عبادتی که برای خودته حتماً بالاتره. اینم نکته دوم.
نکته سومی هم که میخوام اشاره کنم این است که خیلی در این ایام ملت عزیز خیلی در این ایام مردم انتظار دارند، توقع دارند، گله دارند، حرف میزنند، میپرسند. یک طوفانی درونشونه. ما الان شما ببینید دیشب حمله سنگینی، نه فقط دیگه جنوب کشور، چند نقطه عرض کنم که حوالی کشور و حتی در متن کشور مورد اصابت واقع شده. شرایط شرایط پیچیدهای است. این شرایط چقدر حاج آقای ملایی پیچیدهتر میشود، اینو بدونید اتفاق بالاتری داره رقم میخوره. من تردید ندارم برای بسیاری از مردم شرایط جنگ چهل روزه یعنی اون ایامی که درگیری نظامی خیلی سنگین بود براشون آسانتر بود تحملش تا این ایام جدال بر سر توافق، یعنی کشمکش توافق. چون واقعاً این توافق کشمکش، اینکه رهبری فرمودند باید دفاع کنید بر سر این توافقنامه، یعنی بایستید و حقوق مردم را بر سر این متن استیفا کنید و بنده و ملت ناظریم. درست این شرایط بعضاً برای ما پیچیدهتره. نقض عهدها رو میبینیم، شیطنتها رو میبینیم، جنگ رسانهای رو داریم میبینیم، از اون طرف کوتاهیهایی رو از جانب عدهای داریم میبینیم. این ترکیب برای مردم خیلی سنگینه. من همینجا میخوام اشاره کنم عزیزان خودم که اینو بدونید این سنگینی، این سنگینی امتحان بزرگ ماست. امتحان بزرگ ماست که بلکه این امتحان از امتحان جنگ نظامی سختتره. از امتحان جنگ نظامی برای ما سختتره. ما الان توی استقامت بین جنگ و صلحیم و این از استقامت جنگ بلکه سختتره چون تحلیل شرایط دشوارتره، دشوارتره. ما در شرایط جنگ نظامی حرف از وحدت بزنیم خیلی آسانتره، حفظ وحدت خیلی آسانتره. تو این شرایط حفظ وحدت بسیار سخته. اینکه در عین اینکه سنگینترین انتقادها رو داری ولی برادر خودم رو ابتدا خائن نمیدونم، تهمت نزن، به همین راحتی محاسن او رو ندید نمیگیرم. این کار سختیهها، میدونم این کار کار سختیه. این نیاز به یک حلم و یک ظرفیت بزرگ در انسان دارد.
حاج آقای ما داریم میرسیم به ظهور، ما داریم نزدیک میشیم به ظهور. سرمایه مادر ظهور یک انسانهای قد بلنده. بزرگترین سرمایه امام زمان، انسانهای قد بلند کنار ایشون، بزرگ، بزرگ، انسانهای بالغ، رشید. واقعاً مردم ما... من یک موقع خدمت عزیزان عرض میکردم که ما یک موقع اماممون غایب شده، امام زمان ما غایب شده، بله. اینکه شیعه در دوره غیبت امام خودش بتونه سلوک خودش را انجام بده و رشد کنه، امتحان بزرگ بوده. ما امروز غیبت امام زمان فقط نداریم، ما غیبت رهبری رو داریم الان. یعنی یک لایه غیبت سنگینتر شده. ما قبلاً به آقا دسترسی داشتیم، به موقع آقا میآمدند با مردم صحبت میکردند، ارتباط نزدیک داشتن، فرماندهها ارتباط نزدیک داشتن. الان یک لایه غیبت معلومه، یک فتنه بالاتری است که ما داریم ازش عبور میکنیم. لذا من میخوام عرض کنم که این موقعیت خون دل بخورید، نگران باشید، غصه داشته باشید، تلاطم درون رو تحمل کنید. همه اینا اینا رشد ماست. دنبال این نباشیم که نه نباید اینجوری باشد، ما باید خودمونو خلاص بکنیم. نه، اینم یک نکته خدمت عزیزان به عنوان مقدمه عرض کردم.
نکته دیگری که میخواستم به عنوان مقدمه بگم، مسئله بلوغ ایمانه. ما قراره چی به دست بیاریم؟ تنگه هرمز، پولهای بلوکه شده رو... اینا دستاوردهایی است که ما تو جنگ باید دنبال بکنیم. ولی دستاورد اصلی این میدان – خوب توجه کنید عرضم کجاست – اگر کسی این حرفو مؤمن بهش نباشه، قبول نداشته باشه، حتماً تصمیمهای دیگری خواهد گرفت. دستاورد اصلی ما در این میدان همین بلوغ ایمان است. دستاورد بزرگ ماست. بلوغ ایمان، «وَ لِیَفْتِنَ...» یعنی شما حرف از ایمان که میزنید، از فتنه عبور میکنید. خداوند متعال قراره صدق ایمان را روشن کند. قول ایمان تا صدق ایمان فرق میکند. صدق ایمان دارد رقم میخوره. این صدق ایمان فقط یک امر باطنی نیست، ممکنه تبدیل بشود. این صدق ایمان آرام آرام به دستاوردهای میدانی، کما اینکه شده در کشور ما. همین الان دستاورد واقعی میدانی داریم. در پیروزیهای ایمان را ما با عملیات در خیابان، میدان نشون میدیم و دستاورد مردم وسط میداناند. ما هیچی به دست نیاوردیم؟ این نیست. همین الان کسی که در عرض سه روز میخواسته ریشه کشور رو بکنه، نه کشور، جبهه مقاومت میخواسته بکنه، اومده بوده تسلیم بیقید و شرط از مردم میخواسته. امروز حرف از این میزنه که بشینیم حالا ببینیم چیکار کنیم. این دستاورده. حالا کسی نمیتونه اینو ببینه، این بیدقتی داره میکنه. دستاورد بزرگی.
یک موقعی وجود مقدس نبی اکرم و مومنین صدر اسلام در مقابل فراعنه حجاز وایستاده بودند. ما امروز مقابل فراعنه کل عالم ایستادیم، به برکت نبی اکرم، به استقامت پای طرح نبی اکرم، با قوای نبی اکرم. اتفاق خیلی اتفاق بزرگیه. کسی اگر چشمی برای دیدن داشته باشه، این قطعاً پیروزیه، ولی پیروزی نهایی نیست. ما حالا توی مسیری هستیم.
نکته اینجاست ببینید اتفاق بزرگی که داره رقم میخوره الان، شما ببینید مردم اصلاً اینجوری نیستش که به همین راحتی بشه مردم با تو تو حرف اینور اونور کرد. درک دارند، تشخیص دارند، تحلیل دارند، گفتگو میکنند. حتی الان من به نظرم بسیاری از مردم در مقابل کسانی که ادعای تحلیلشون میشه، میبینید نه اینکه مساویاند ولی میبینید خیلی رشد کرده، خیلی رشد کرده. این اتفاق اتفاق بزرگیست. منم اصل این مسئله رو مرحوم رهبری بزرگ، آقای شهید، تربیت واقعاً مردم بزرگ کرد. واقعاً مردم... ایشون بزرگترین... و این بزرگ شدن با چهار تا سخنرانی در نمیاد. بحث فقط چهار تا سخنرانی نیست، ایشون با منشش، با اقدامش، با عملیاتش، با سازهای که در کشور برپا کرد، آرام آرام مردم بزرگ کرده. این تشییع جنازه بزرگ... شما ببینید در دنیا بینظیره، بینظیر در دنیا. بینظیر یعنی مردمی که آسیب دیدند، نظامی، اقتصادی، همه جور، همهجوره اینجور پای رهبرشون ایستادن. اصلاً بینظیره، تردید ندارم. اصلاً حتی اینجوری به شما بگم، حتی مقایسه این تشییع جنازه با بقیه تشییع جنازههای دیگر ابتدا خطاست. چرا؟ چون این مردم هزاران فتنه را ازش عبور کردن و پای این جنازه هستند. برای خواننده جمع میشن، مثلاً علاقه به موزیک داشتن، این چه کار دارد به اینکه پای این رهبر ایستادن؟ هزاران فتنه برای من درست کرده، حالا وایسادم باهاش تا الان استقرار داره. خیلی اتفاق اتفاق بزرگیست.
لذا سرمایه ما ایمان بزرگه. قرآن دست ما که: «یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» قبل از ظهور ایمان باید درست شه، بالغ باید بشه، باید ایمان به دست بیاید، باید ایمان به وعدههای الهی. به نظر من مسئله امروز اصلی کشور ایمان به وعدههای خداست. ایمان به وعدههای خدا یعنی خاطرمون جمع باشه، یعنی واقعاً راه بازه، واقعاً این راهی که ما داریم میریم بازه به نتیجه میرسه. ایمان به ربی... وعدههای الهی، نصرتهای الهی. چقدر آقا این آیه «وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ...» وعده خداست. شما نصرت بدید خدا نصرت میکند. تو واقعاً مومنی به این؟ کسی که پشت میز نشسته میخواد امضا کنه، تصمیم بگیره، همین گذار است که شکل امضای او را عوض میکند. اگر به اون ایمان داشته باشی یک جور دیگه امضا میکنی، یک جور دیگه مطالبه میکنی. و در کشور ما این الان موجوده ها. نه فقط مردم، انصافاً مسئولین یک سطحی از استقامت در کشور هست. هر کسی بگه نیست اشتباه. بعضی میگن آقا همه چیو دادن رفته، این بیانصافی، این بیانصافیه. ولی سطح بالاتری از استقامت رو میشه توقع کرد، میشه این سطح بالاتر از استقامت چطوری حاصل میشود؟ با ایمان بالاتر به وعدهها. با ایمان بالاتر به وعدهها هرچقدر ایمان... چون ایمان پیدا میکنه سبب میشود تو بتونی سفتتر حرف بزنی، وقتی حرف میزنی نلرزی، تردید نکنی، بتونی با استحکام حرف تو در مقابل طرف مقابل بزنی. اینکه بعضی از مسئولین ما عرض کنم که در مواجهه با بزرگترین خبیثهای عالم حرف از خون ۱۶۸ تا شهید مظلوم در میناب دارن میزنند، این سفتی حرف زدن. تو مگه من از خون این بچهها میگذرم؟ این مگه میگذرم؟ یک امر قلبی نیستا، تو شکل میدان من اثر میزاره، عاطفه صرف نیست. تو بخوای سر تنگه هرمز با این مردم بازی بکنی، با همه وجود مقابل تو میایستم. تو بخوای بر سر لبنان، بر سر مسئله مردم مظلوم و اهل ایمان لبنان، بچههای حزبالله جنوب لبنان، شیعیان جبهه مقاومت لبنان، در مورد اونا دست از پا خطا کنی، من در مقابل تو میایستم.
من همینجا تو پرانتز یک نکته به شما بگم. من نظر خودمو میگم: کاش اولین گلولهای که به سمت جنوب لبنان – نه بیروت، خوب به سمت جنوب لبنان – شلیک میشد، ما معاهده رو پرت میکردیم به سمت طرف. یعنی بعد از اینکه توافقی، تفاهمی شد، زده زیرش – ولو از طریق اسرائیل، رژیم ملعون صهیونی – زده زیرش، تمام شد. توافق سه هفته تنگه بسته است، توافق تمام شد. تا ایام آینده من شاید یک توافق جدید با تو ببندم، شاید تا ببینم چیکار میکنیم.
قرآن ببینید، ما یک نکته حالا بد نیست اینجا بگم. ببینید ما یک منطقی دشمن داره بر سر توافق بازی میکنه. دو تاشو نقض میکنه، یک ذره نقض میکنه، آرام آرام حساسیتها رو میخواد کم بکنه، هرچی میشه بیشتر از این کیک بکنه. یک بازی است که دشمن داره میکنه. من احساس نگرانی میکنم که ما هم در کشور این کارو بکنیم. یعنی ما باید توافق اینجوری برخورد کنیم که حالا هرچی بیشتر میشه برداریم از این توافق؟ توافق یا هست یا نیست. قرآن فرموده است: «فَإِنْ خِفْتَ مِنْ قَوْمٍ خِیَانَةً» نمیگه حتی نقض، میگه اگر نگران شدی که او که خیانت داره میکنه، «فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلَی سَوَاءٍ» پرت کن پیمانو به سمتش. چرا؟ دیگه درصد تعیین نمیکنه. «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْخَائِنِینَ» خدا از خیانت خوشش نمیاد. نمیآد یعنی چی؟ یعنی اگر توافق نقض کرد، او که خائن است، هیچی. تو اگر بگی نه من هنوز پای پیمان هستم ولی بازی کنی، تو هم که داری یک جور خیانت به پیمان میکنی. تو هم داری یک جور خیانت میکنی، میگی من هستم ولی داری زیر از زیر میز میکشی. به سمت خودت پیمان پرت کن سمتش، بگو من پای پیمانی هستم که تو وایسی، اگر وایسی منم وایمیستم. پای همش وایسی، ولی اگر واینستی که... عرض میکنم: اول گلولهای که به سمت شلیک شد باید شما پرت میکردی سمتش، گفت تمام شد. و عجیب اینه که دشمن الان داره پالس اینو به ما میده. یک عده در داخل کشور زبونشون سسته، ریشه ایمان به وعده الهی.
ایمان به وعده من اگر تکیام به مدار اقتصادیم بود، به تولید ناخالصم بود، به میزان ذخایر موشکیم بود، نه به وعده. اگر تکیه به اونا بود، نه به وعده الهی، حتماً با کم شدن ذخایر نفتی، صندوق ارزی، تولید ناخالص، امکان صادرات و وارداتت، حتماً با کم شدن اون صلابت تو هم کم میشود. ولی ایمان به وعده الهی اینجوری نیست. ایمان به وعده اینجوری نیست. عنایت کردین عرضمو. ما الان تو میدان ایمان به وعدههای الهی هستیم. یک عدهای حسن ظن دارند به خداوند، یک عدهای سوءظن. سوءظن یعنی بعیده بشه، بالاتر تندتر از «یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» اون دیگه احساس کنی که اصلاً وعدههای الهی فریب بود، بازی بوده، این مسیر نتیجهبده نیست، از اول اشتباه کردیم که این مسیر را آمدیم. کسی که این حرفو بزنه، نتیجهاش هم آیات بعدی سوره احزاب است که: «یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا» او امکان استقامت نیست، برگردید، کار شما نیست. ما دیگه نمیتونیم... ما دیگه نمیتونیم استقامت. این ریشه همین ایمان به بعد.
ایمان حالا یک نکته. خب تا اینجای کار یک جمله چکیده کار: ببینید درسته عرض میکنم یا نه که ابتلائات الان باید باعث ارتقاء سطح ایمان ما بشود و خمیرمایه این قصه یقین و ایمان به وعدههای الهی. ایمان به این برسیم. خیلی چیز بزرگی. ابراهیم ملکوت... خیلی اون آدم یک زن، ولی ایمان یعنی انسان حسن ظن دارد. باوری در وجود انسان نیست.
خب حالا من امروز میخواستم نکته در مسئله جنگ احزاب و محاصره خدمت عزیزان عرض کنم، فرصت ما محدوده، منم نمیرسم این بحث مفصل بخوام بگم. جنگ احزاب تقریباً تقریباً درست بگم مثلاً ۲۰ تا ۲۵ تا آیه در سوره مبارکه احزاب. جنگ احزاب چه موقعیتی بود؟ موقعیت محاصره اسلام. یعنی مخمصه، شد ضیق، به قول امروزیها نمیدونم صادرات و واردات... یعنی امنیتی که مسلمانها نداشتند. در جنگ احزاب دیگه رسید به یک تنگنای ویژه. تنگنای ویژه. این موقعیت، فهمش، مختصاتش، نکاتش، توصیههای قرآن، حرف مؤمنین، حرف منافقین، هدایتهای الهی، موانع کار، پایانش و عبرتی که خدا در جنگ احزاب برای ما گذاشت، اینا نکات این بحثه. به نظر بنده این بحث بسیار به شرایط ما و رزقی که ما امروز برای عبور از این مراحل داریم نزدیک، نزدیک و مواجهه باهاش و مطالعهاش و ایمان به این حرفها از نان شب برای ما واجبتره، خصوصاً تصمیمگیرا، خصوصاً تصمیمسازان و تصمیمگیران کشور. یعنی ببینید اگر ما میگیم مردم برای استقامتشون نیاز به این رزق الهی دارند، مسئول ما، تصمیمگیر ما که صد چندان به این رزق نیاز دارد، به این هدایت نیاز دارد. لذا در نکات لطیف که حالا من نمیرسم توضیح بدم، این است که استقامت احزاب محورش کی بود؟ خود رسول الله بود. یعنی رسول الله اگر این ایمان رو داشته باشه، این استقامت داشته باشه، بقیه وایمیستند. تو اگر تو اگر رها بکنی که خیلی آسیب میخورند. استقام تو محوری، تو رو دارن میبینن که اصلش میشه ولی... و جزو نعمات بزرگ خداست که ما امروز رهبر عزیزمون عرض کنم که سلف و خلف صالح رهبر شهیدمون، امروز پیام دیروز سراسر استقامت بود، سراسر شور و حماسه و عاشورا و توجه به... عرض کنم که حماسه بزرگ سیدالشهدا و اینها بود. این استقامت میتونه یک استقامتهای ذیل خودش درست بکنه. این استقامت لذا ما نکته اولم این است که خیلی ما به این رزق نیاز داریم.
این یک نکته. دوم این است که وجود مقدس نبی اکرم یک وعده میدهند تو جنگ احزاب، اینم خیلی حرف مهمیه. وعده وجود مقدس ایشان این است که مسلمانها بدانید اگر این محاصره برداشته بشه، دیگه دشمن سمت شما نمیآید. وعده رو گوش بدید. یعنی مقاومت بکنید، استقامت بورزید و این رو رد کنید. چی میشه؟ محاصره... محاصره با توافق و اینا جمع نمیشه. به خاطر استقامت اینا نمیتونن اینجوری محاصره کنن. خوب توجه کنید، این الان نیاز به نظرم در عاقله تصمیمگیران کشور این مسئله باید وارد بشود که این استقامت خودش محاصره رو میشکنه، بدون عهد. حتی بدون عهد. الان یک چیزی تو عاقله حاکمیت ما هست که ما الا و لابد این محاصره رو اگر بخواهیم بشکنیم باید با پیمان بشکنیمش. استقامت باید بکنیم، ولی استقامت به علاوه یک مذاکره و پیمان. ما مخالف مذاکره و پیمان اولاً نیستیم، ولی جا داره منطق قرآن جا داره، جاشو باید پیدا بکنیم. وسط محاصره احزاب پیشنهاد صلح و سازش کسی نمیده، میشه اون. خداوند است نکنید، اینکه سستیه، اینجا محل استقامت است. این استقامت خودش میتوان به هم زننده محاصره و مخمصه باشد. اینکه ما بعداً به پیمان امن برسیم، میتونه تو مراحل بعدی باشه. تو مراحل بعدی. نتیجهشم داریم میبینیم. الان پیمان امنی که ما خواستیم وسط مخمصه ببندیم، از توش بازی دشمن داره در میاد. از توش بازی دشمن تا اینجا آمدیم. اینکه از اینجا به بعد باید چه کنیم یک حرفی است، ولی این وعده الهی است.
ببینید آیا جنگ احزاب ابتداش که قرآن میگه همینه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ» جنگ احزاب چی بود؟ نزول نعمت خدا چه زمانی؟ وقتی که لشکرهای آمدن ریختن سرتون، «فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا» با بادها آمدیم، «أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا» و جنودی که دیده نمیشد. «وَ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا» خدا حواسش به اعمال شما بود. خدا میدید شماها دارید چه میکنید. شما استقامت کنید، ببینید نعمت خدا نازل میشه یا نه. ایمان به وعده میشه اینجا. این ایمان در ما هست پررنگتر بشود. راه ما اینه.
موقعیت احزاب موقعیت اون پیچ نهایی نبی اکرم بود. چون بعدش دیگه واقعاً شد پیچ نهایی. رسیدن به پیمان امن، عبور از محاصره است، عبور از مخمصه است، عبور از موقعیت. لفظ دقیقش اصلاً اینه: موقعیت احزاب. موقعیت احزاب یعنی چی؟ یعنی همه حزبهایی که دشمن بودن دست به دست هم دادن. ناتو اگر وسط نیست، امروز اولاً وسط هست، هست، اما اگر مستقیم هم وسط نیست، نمیتونه بیاد وسط، میترسه بیاد وسط. اینا دوباره گفتن... اون یکی از این کشورهای اروپایی گفته بود ما ناوهامونو حرکت دادیم به سمت خلیج فارس برای فلان... دوباره این دو روزه درگیری شد، گفته نه ما برای تعمیرات برش گردیم. معلوم نیست چیکار داره میکنه. همشون هستن، همشون هستند. این موقعیت موقعیت احزاب است.
همینجا یک نکته اشاره کنم: احزاب یعنی یک حزب نه، احزاب بود. چرا قرآن میگه احزاب؟ یعنی اینا هر کدوم دنبال منافع خودشون خودشونن. واقعاً آمریکا با اسرائیل هر کدوم منافع خودشون رو دارند. ولی فاصله انداختن بین آمریکا و اسرائیل با کار دیپلماسی به دست نمیاد، با استقامت به دست میاد. اینم از درسهای جنگ احزاب. وقتی مشرکین و یهود دست به دست هم دادن تو جنگ احزاب، چی سبب تفرق اینا شد؟ استقامت مومنین. آرام آرام وقتی استقامت شما کردی، هزینهها رفت بالا، این هزینهها رو هی میندازن روی دوش هم. بله، اینایی که خیال میکنن میشه با دو تا توییت و چهار تا کار سیاسی بین آمریکا و اسرائیل جدایی بیندازن، خیلی فکر اشتباهی دارن میکنن. اصلاً همچین چیزی نیست. ولی با استقامت میشه. واقعاً احزاباند اینا، اینا یک مجموعه. حتی اینجوری به شما بگم، داخل خود ایالات متحده هم یک حزب نیستند. اینا مجموعههای متفرقاند. فشار رو دوششون بیاد، اینا متلاشی میشن از هم. توحید میتونه وحدت درست کنه، اونا وحدت ندارن.
خب برم سر اون جمله پیامبر. حضرت فرمودند: اگر از این مرحله عبور کنید، اگر از این مرحله عبور کنید، دیگه دشمن یعنی این شکل از تجمع، این شکل از تجمیع قوا به این راحتی قابل تکرار نیست. الان آمریکا خیلی داره هزینه میکنه بتونه این کارو انجام بده. این به این راحتی قابل تکرار نیست. اگر شما استقامت کنید این متلاشی بشه، بدونید دیگه جمع کردن این به این راحتیها نیست، نیست.
البته نکته سوم در موقعیت احزاب: یک تفکری هست عدهای داشتند. قرآن یا نه حکایت میکنه، تفکر چی بود؟ «یَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ یَذْهَبُوا» یعنی این محاصره شکسته نمیشه. یک تفکری بود عدهای داشتن اینجوری فکر میکردن که نمیشه کاریش کرد با استقامت، این ما نمیتونیم اینو کاریش بکنیم. باید یک فکر دیگهای کرد. قرآن فرموده است چقدر این مسئله جدی بود. حتی وقتی خبر آمد که مشرکین دارند متفرق میشن، عدهای باور نمیکردن، میگفتن نه نرفتن، اینا اینا بازی دارن میکنن، برمیگردن. باور نمیکردن اینو. انقدر این صحنه صحنه پیچیدهای بوده. ما الان من تردید ندارم از این جنس امتحانها رو داریم پس میدیم. اونایی که احساس میکنند ایمان به این دارند که با استقامت میشه از این مرحله عبور کرد، با سفتی و سختی در مقابل دشمن میشه از این عبور کرد، معلومه. یک عده در کشور میخوان دوز درگیری رو بکشن پایین، میخوان بکشن پایین. ما جنگطلب نیستیم، آشوبطلب نیستیم. ما حرفمون اینه استقامت حداکثری این راه رو باز میکنه، این وعده خداست. اونایی که خیال میکنند نه، هی ما این کارو بکشیم پایین، اینو بدونید من با همین دور شرطی میکنه. دشمن همینو گروگان میگیرد. اگر او احساس کنه محاصره داره آرام آرام نتیجه میدهد، داره نتیجه میدهد، چرا محاصره؟ اگر او احساس کنه نه اینجوری نمیشه، این هزینهها فقط داره میره بیشتر داره میشه. اگر تو این کارو با او کردی، بدون به وعده الهی که احزاب متفرق میشوند، داری نزدیک میشی. اینم یک نکته جالب کلام.
بحث ایمان به وعده است. وعدهای که میگیم وعده حق. دیگه فرمودند و اینکه معتقد باشیم...
«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» استقامت کنیم همانجوری که به ما دستور داده شده، تا بعد برکاتش، تا بعد نتایج این استقامت بیاد.
نکته مهم استقامت در نقطه مخمصه است. ما استقامت بدر داریم، یعنی ما اولاً ببینید کجاییم. هدایتهای جنگ بدر ابتدا مال... الان ما در غیر از موقعیت سختی و نه سختی جلوهها داره. یک جور استقامت خوب. یک موقع خدا یک بلای جسمی به آدم میده، اونم یک جور. یک جور استقامت. هر کدوم ما استقامت نبی اکرم تو مکه یک جنس بحث داره، استقامت نبی اکرم تو مدینه یک شکل حرف داره، استقامت بدر شکست احزاب هست. احزاب... من نکته اینجاست: ما در نقطه محاصرهایم، در نقطه مخمصهایم، تنگناییم. همین است که یک عدهای سبب میشوند بگویند ما نمیتوانیم، «لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا» همون آیه سوره ما. استقامت احزاب را باید امروز پمپاژ کنیم تو امت، پمپاژ کنیم تو عاقله تصمیمگیری نظام. و ما میدونیم بر بسیاری از بچههای ما مومن، تصمیمگیران کشور ما مومن، ولی یک جایی باید این هدایتها در عاقله ما بیاد نفوذ کنه، وجود ما رو عرض کنم بگیره، عشق قلب ما را اشراق بکنه تا آرام آرام با یک سطح بالاتر.
من نکتهام این بود: ما کشور خط قرمز داره. الان خط قرمز یعنی استقامت. با خط قرمز داریم الان اتفاقاتی که تو این دو سه روزه سر تنگه داره میفته، معلومه که کشور استقامت داره میکنه. ولی خط قرمزهای ما بالاتر باید کشیده بشه، نباید بیاد پایین. چرا ما یک گلوله نسبت به حزبالله لبنان اغماز میکنیم؟ چرا؟ چرا؟ به چه دلیلی؟ اگر حرف این باشد من نمیدونم. اگر حرف این است که نمیتونم دیگه بیشتر از این، من میگم نمیتونم به کجا؟ بنده نمیتونم به خاطر اینکه من الان ذخایرم پایینتره. نبی اکرم وقتی میخواست استقامت در احزاب تعریف کنه، با این معادلات استقامت تعریف کرد. تو استقامت باید با معادلات الهی باشه. تو دست دست نبی اکرمه، تو پرچم نبی اکرم دستته. امروز تو داری لوا و پرچم جریان حق رو... دادن دست شما. اگر مثل کفار... کفار معادله استقامت خودشونو دارن، اونا هم یک جور استقامت تعریفی دارن دیگه. معادله استقامت او با تو که باید متفاوت باشه. آخه ما نمیدونیم به بعضیا چه جوری این حرفو باید بزنیم. کل حرفی که داره میزنه با کفار عین همه عین هم دارن حرف میزنند. این عرض من بود.
ملایی:
بسیار عالی، خیلی متشکرم تا اینجای کار خدمت شما. برمیگردیم خدمت حاج آقا عرض کنم که محضر قرآن مشرف میشیم، یک صفحه از قرآن کریم رو تلاوت میکنیم. هرکی همراهی کرد، هرکی بعداً خوند، هرکی قبلاً خونده، ثوابش نیت کنیم برسه به آقای شهیدی که میگفت حداقل روزی یک صفحه، روزی نیم صفحه، روزی چند آیه از قرآن تلاوت بکنید و محضر ایشون برسد إنشاءالله نور از آیات سوره مبارکه ابراهیم، آیات سی و چهارم تا چهل و دوم که تو صفحه ۲۶۰ قرآن کریم آمده، با یک صلوات.اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
صفحه260 قران کریم
ملایی: امام شهید امت توی قنوتهای نمازشون خیلی خوشسلیقه بودند و یکی از دعاهایی که حالا اگر الان ذهن مرور کنیم، برگردیم مثلاً نمازهایی که از امام شهید ما تلویزیون یا رادیو پخش میکنیم، یک مروری بکنید احتمالاً عرض بنده رو تایید میکنید که یکی از دعاهایی که تو قنوت نمازشون داشتن این بود: «رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ». همین آیه که الان تو این بخش از تلاوت صفحه روز برنامه تقدیم شما شد، ذکر خیر آقای شهیدمون شد دیگه. إنشاءالله شفیع ما باشند، الهی آمین.
حاج آقای شریفیان عزیز همچنان اینجا هستند. یکمم زمان داریم. بفرمایید.
حجت الاسلام شریفیان: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
خوب، بحث ما امروز یک مقداری من در باب موقعیت احزاب در واقع بحث کردم. واقعاً مؤلفههای خیلی مهمی این عرض کنم که میدان داره. یکی از مؤلفههای مهم فهم موقعیت احزاب، تقابل بین حرف از فتوحات و اوج سختی است. ببینید شما تو اوج سختی حرفهای بزرگ بزنید، به نظر یک عده مسخره است. جنگ احزاب اینجوری بود. وقتی پیامبر میگن... این وقتی مسلمانا داشتن خندق میکنند، چون جنگ احزاب جنگ خندقه دیگه که محاصره شد و یک خندق مردم تو مدینه گیر افتاده بودن. نزدیک ۲۵ روز، یک ماهی محاصره طول کشید. و حالا ما الان واقعاً کشورهای... ملام... محاصره مثل محاصره احزاب هنوز نشده. اون محاصره واقعاً مردم تو مدینه گیر افتاده بودن. الان کشور به این بزرگی... من گاهی اوقات بعضی اوقات یک عده یک حرفهایی نقل میشه، من نمیدونم درسته یا نه که احساس میکنم مثلاً دست کشور بسته شده. کشور با این وسعت، امکانات، با این وسعت مرزها. تو این شرایط سخت، پیامبر داشتن خندق میکنند، هنوز دشمن نیومده بود. نقل شده است در تاریخ رسیدن یک قسمتی از خندق، یک سنگ بزرگی نمیتونستند جابجاش کنن. آمدند سراغ نبی اکرم. حضرت تو مسجد بودن. آمدند گفتن آقا یک مشکلی پیش اومده. حضرت فرمود خودم میآم. آمدم بالا سر این، خودشون وضو گرفتن، بقیه آب وضوشون تو ذهنم اینجوریه ریختن رو سنگ، کلنگ و دست گرفتن، یک ضربه زدن، یک جرقهای بلند شد. حضرت فرمودند فتح شد. ضربه دوم حضرت زدن، جرقهای بلند شد. حضرت فرمود فتح شد. ضربه سوم زدن، میگن این سنگ شکافی برداشت. بعد دیگه اون سنگو جمعش کردن. گفتن یا رسول الله، چی شد؟ چی فتح شد؟ حضرت فرمودند دیدم که فلان امپراتوری به دست مسلمین فتح خواهد شد. ضربه دوم که زدم در جرقه اون نور دیدم که فلان امپراتوری به دست مسلمین فتح خواهد شد. زمین خوردن قدرتهای فراعنه در مقابل امت اسلام. همینجا یک عده مسخره نگاه کن: ما تو شهر خودمون چاله داریم دور خودمون میکنیم، اینقدر قدرت نداریم بریم با دشمن تو حجاز بجنگیم، از چی داره فتوحات؟ این است که «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» اون طرف مومنین میگفتند: «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ». راست گفتن. مرحوم علامه طباطبایی فرمودند این آیه، این آیه آیه تصدیق قرآن. مقام تصدیق یک چیزیه دیگه، بله. مقام تصدیق غیر از صِدْقها. با این آیه تصدیق، یعنی انسان اینجوری به وعدههای الهی خدا و رسول نگاه کنند که «صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ» و «مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَ تَسْلِیمًا». اینم یکی از این مؤلفههاست.
آقا جمله آخر: تردید نکنید، تردید نکنید. تو این شرایط سطح استقامتمون رو بالا تعریف کنیم، بله بالا تعریف کنیم. ایمان به وعدههای الهی داشته باشیم و این مردم عزیز رو اصل امکان خودمون بدونیم. ما پیروزیم إنْشاءالله إنْشاءالله.
ملایی: سپاسگزار. خیلی خوش گذشت کنار بعد از مدتها. دوباره زود به زود ببینیم حضرت عالی را. قربونتون برم، خیلی ممنونم از شما.
حجت الاسلام شریفیان: پیامبر ما پیامبر وعدههای صادق است. ائمه ما ائمه وعدههای صادقند. انقلاب اسلامی ایران انقلاب وعدههای صادق است. امامین ما، امام راحل، امام شهید، امامین وعدههای صادقند و إنشاءالله آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای که پیامهاشون رو میبینید، وعدههای الهی را ترسم میکنند، هم قرار برای ما وعدههای صادق را تشریح کنند. گوشمون به لبهای مبارک و چشممون به اشارات ایشون باشه. میدان رو ترک نکنیم. استقامت من و شما بودن شبها در تجمعات، در میدان. استقامت دیگران هم دیگه تکلیف روشنه.
ملایی: تا فردا که دوباره خدمت شما برسم إنشاءالله، نمیدونم عمر اجازه بده یا نه، اما با سلام شروع، با سلام هم همه با هم به پایان ببریم.