اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-04-03-حجت الاسلام نظافت-سیره حضرت عباس(ع)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ. تو آن عاشق‌ترین مردی که در تاریخ می‌گوید، تو آن انسان نایابی که با فانوس می‌جویند. تمام باغ‌ها در فصل لب‌های تو می‌خندند، تمام ابرها در شط چشمان تو می‌مونند. به شوق سجده‌ات، هفت آسمان خم می‌شود بر خاک. به نام نامات، خورشیدها از خاک می‌رویند.

قناری‌های عاشق از گلوگاه تو می‌خوانند و قمری‌های سالک کو به کو راه تو می‌پویند. تمام موج‌ها در حلقه یاد تو می‌چرخند، تمام بادها نام تو را سرگرم اویند. تو تمثال تمام عطرهای بی‌ریا هستی که تصویر تو را عشاق در آیینه می‌جویند. تو آن ذکر جلی هستی که دلها از سر مستی به لحنی ارغوانی با زبانی سرخ:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا قَمَرَ الْعَشِیرَةِ، یَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ.

سلام می‌کنم به شما، فرا رسیدن تاسوعای حسینی را تسلیت می‌گم. اینجا حسینیه کوچک سمت خداست، البته به وسعت دل‌های عاشق شما، به وسعت دل‌های داغدارتون. و خوشحالیم که امروز هم با همیم و در کنار هم. إن‌شاءالله که عزاداری‌هاتون قبول باشه. امیدوارم حضرت باب الحوائج به حق حضرت ام‌النین بهترین نگاه‌ها رو به سمت تک تک شما داشته باشه و امیدوارم دست شما رو و دست همه ما رو بگیره.

إن‌شاءالله حاج آقای نظافت، سلام علیکم، تسلیت می‌گم ایام رو و خیلی خیلی خوش آمدید. خوشحالیم در کنار هم هستیم.

حجت الاسلام نظافت:
سلام علیکم، سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. عرض تسلیت دارم سالروز تاسوعای حسینی رو محضر مولامون امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ، جنابعالی و همه بینندگان عزیز. امیدوارم که عزاداری‌ها قبول باشد. می‌گن هرچی که به عاشورا نزدیک‌تر می‌شد، دم اهل البیت افزون‌تر می‌شد و دیگه داریم به اون اوج عزاداری می‌رسیم. امام زمان هم عزاداریشون داره به اوج می‌رسه. إن‌شاءالله که امسال بهره کافی و وافی رو داشته باشیم إن‌شاءالله به برکت و عنایت حضرت ابوالفضل العباس، إن‌شاءالله إن‌شاءالله. و امیدوارم زیارت کربلای معلی إن‌شاءالله نصیب همه آرزومندان بشه. اینایی که دلشون پر می‌کشه برای صحن و سرای حضرت ابوالفضل، برای بین الحرمین، برای حرم سیدالشهدا، امیدوارم بهترین برکات نصیب مردم عزیز و نازنینمون بشه.

«ای ساقی مست از پا افتاده، دنبال لبت آب بقا افتاده. مشک و علم و دست، سه حرف عشق است، افسوس هم این سه جدا افتاده.»

امروز می‌خواهیم از حضرت ابوالفضل صحبت بکنیم. اگر از معرفت می‌گیم، اگر از وفا می‌گیم، اگر از تمام خوبی‌ها می‌گیم، مصداق اتمش رو می‌تونیم در وجود پر خیر و برکت حضرت قمرالعشیره، باب الحوائج، ابوالفضل العباس پیدا بکنیم. و حاج نظافت اینجا هستند که برامون از شخصیت حضرت ابوالفضل العباس بگند و إن‌شاءالله بهره‌مند بشیم. بله شناخت...

شریعتی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ، وَ بِهِ نَسْتَعِینُ.

حجت الاسلام نظافت:
شناخت حضرت ابوالفضل العباس خیلی لازمه. بسیاری از ماها فکر می‌کنیم که حضرت ابوالفضل را خدا قرار داد تو اون اوج، در حالی که فضیلت‌ها بخشیش موهبت الهیه، بخشش اکتسابیه. اینکه بچه علی سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهِ بوده، اینکه برادر امام حسن و امام حسین بوده، اینا موهبته، یعنی از ابوالفضل اینو انتخاب نکردند. اما اوج مقامات به خاطر این نیست؛ اوج مقام بخاطر یه انتخابه، طی یک مسیره. و ما بایستی به اون فضیلت‌ها آشنا بشیم و به درستی شما فرمودید، ابوالفضل واقعاً این فضیلت‌ها رو در خودمون پیاده کنیم.

حضرت ابوالفضل که معصوم که نبودن، امامزاده بودند و خب خیلی از امامزاده‌ها به این مرتبه نرسیدند. پس باید ببینیم اون اوصاف چیه، اون ویژگی‌ها چیه که حالا امام معصوم برای او زیارتنامه و این زیارت‌نامه‌ای که حالا إن‌شاءالله مشرف بشیم بریم بخونیم، چقدر خوبه این زیارت‌نامه رو با معرفت إن‌شاءالله مشرف بشیم بخونیم. زیارتنامه امام صادق علیه السلام که به ابوحمزه سمامالی تعلیم دادند که وقتی می‌ری کربلا مشرف می‌شوی محضر ابوالفضل العباس، او رو این چنین خطاب کن. این خیلی فقرات این زیارتنامه مهمه. این‌جوری شروع می‌شه:

السَّلَامُ عَلَیْکَ... امام معصوم یاد می‌ده، می‌گه آقا بگو: السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ تاکید بر عبودیت. شما تو هر نماز برای پیامبر چی می‌گید؟ می‌گید «عَبْدَهُ وَ رَسُولَهُ». یعنی اگر مقامی بالاتر از او بودیت و بندگی متصور بود، تو نماز برای پیامبر می‌گیم در دل کلمه «عَبْدُ»، همه فضیلت‌ها و خوبی‌ها جا گرفته است. همه ما باید تلاش کنیم به این درجه برسیم. خب عبد خدا بودن یعنی انسان دیگه عبد هوس نباشه و ما کار داره تا از جاذبه هوس‌ها و کشش‌ها نجات پیدا کرده بشیم عبدالله. یک وقت دیگه نفس راحت بکشیم بگیم آقا این نفس ما مرد... «مَنْ يُطِعِ اللَّهَ...»

در خطبه متقین داریم از اوصاف متقین که نفسشون مرده... کشتن نفس، مصداق «مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا» همینه دیگه. در مورد عرض شود شیطان داریم که پیامبر فرمود: شیطان من تسلیم شد به دست من. یک وقت برسیم به درجه‌ای که بگیم آقا ما از شیطان رها شدیم، از دست‌هاش دیگه تحت تأثیر اون نیستیم. اگر عبد خدا یعنی عبد هوس‌ها نیست، عبد شیطان نیست. یک وقت به درجه برسیم دیگه حرف و حدیث‌ها برامون تعریف‌ها ما رو تحت تاثیر قرار نده، سرزنش ما را تحت تاثیر قرار نده. ما نگاه بکنیم به نگاه امام زمان. از اخم امام زمان غصه بخوریم، ناراحت بشیم، از لبخند آقا شاد بشویم. این‌جوریه که از دنیا بزرگتر بشیم، بله. آزاد بشویم از تعصب‌ها، از عادت‌های زشت، از رفاه‌ها.

عبودیت ثمرات بنده خدا خیلی برکات داره. عبودیت و عبودیت با عبادت فرق می‌کنه. حضرت ابوالفضل العباس اهل عبادت بود، اهل نماز شب بود، ولی عبادت او، نماز او، تلاوت قرآن او، جلوه‌ای از عبودیت و بندگی او بود. همه فضیلت‌های حضرت ابوالفضل همش جلوه بندگی او بود.

بعد می‌گه: «الصَّالِحُ» بنده صالح. صالح شدن هم به همین راحتی نیست. یعنی یک کسی مکرر در مکرر عمل صالح انجام بدهد، آرام آرام دیگه وجود او صلاح می‌شود، صلاح وجود او را در بر می‌گیرد. یک کسی گاهی عمل صالح انجام می‌ده، گاهی هم گناه می‌کند، این دیگه نمی‌گن صالح. صالح یعنی کسی که وجودش صلاح وجود او رو در بر گرفت. این آیه رو دقت کنید: «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَی وَالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ» خدایا به من بیاموز که شاکر نعمت تو باشم، نعمتی که به من دادی، نعمتی که به پدر و مادرم دادی. بعد می‌گه: «وَ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ» عمل صالح انجام بدهم که بپسندی. بعضی از اعمال صالح رو ممکنه خدا نپسندد چون تکلیفمون نبوده. ما در میان این همه عمل صالح، تو این لحظه باید تکلیف چیه؟ اونو خدا بپسندد.

حالا عرضم اینه که آخر آیه: «بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ» منو وارد بندگان صالح کن، جزو صالحان به حساب بیام، در زمره صالحان. یعنی عمل صالح مکرر در مکرر که انجام بدیم، دیگه آرام آرام وجود صلاح وجود ما رو در بر می‌گیره. «رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا وَ عَمَلًا» و الحَقَّ... یعنی این عمل مکرر آرام آرام دیگه خیلی رتبه بالاییه که تو تمنا می‌کنی منو به صالحین ملحق کن.

که صالح باشید إن‌شاءالله، اومدن سر قبرمون بچه‌هامون بگن «عَبْدٌ صَالِحٌ» بابا تو بنده صالح بود. السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ قشنگه. تو هر نمازی، هر کسی در هر جای عالم نماز می‌خواند، به ما هم سلام بدهد. ما جزو بندگان صالح باشیم إن‌شاءالله. و قرآن تاکید می‌کنه بر عمل صالح. ایمان بدون عمل صالح مثل درخت بی‌میوه است.

حالا ابوالفضل سلام الله علیه الگوی صالح بودن است، الگوی بنده صالح بودن است. هم دغدغه صلاح داشته باشیم قبل از اینکه بگیم «رَبِّ ارْجِعُونِ» در آستانه مرگ یا آدمایی که می‌میرند، خدایا ما رو برگردون «لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا»... برای چی می‌خوای برگردی؟ می‌گه از من یک چیزایی باقی مونده، می‌خوام با اونا عمل صالح انجام بدم. از من بدن باقی موند، از من بعضیا ماشین باقی موند، خونه باقی موند، فرزند باقی موند، آبرو باقی موند، می‌خوام برم با تمام این چیزایی که از من باقی موند، می‌خوام برم با اینا عمل صالح انجام بدم، با دستم، با چشمم، با گوشم. قبل از اینکه چنین جمله‌ای رو بگیم، دغدغه صالح بودن و صلاح را داشته باشیم، دغدغه باقیات الصالحات.

این صفت اول: عبد صالح.

دوم: «الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» ابوالفضل رسیده بود به درجه اطاعت. اطاعت یعنی چی؟ اطاعت فرقش با تبعیت چیه؟ اطاعت ازطوعه، طوع یعنی چی؟ یعنی میل. نقطه مقابل کراهتاً و کرهاً، شوق و درش هست. یعنی وقتی پیروی می‌کرد از خدا و از امامانش، با عشق این کار انجام می‌داد. یک وقت آدم تکلیفشو انجام می‌ده با عشق انجام نمی‌ده. مدرسه می‌ره با عشق نمی‌ره، باباش می‌گه برو نون بگیر با غرولند می‌ره نون می‌گیره. یک وقت آدم با عشق کار انجام می‌ده. اطاعت هر تبعیتی نیست، تبعیتی که با شوق با عشقه و این نیاز داره به یک فهمی، به یک معرفتی که بفهمم این عملی که دارم انجام می‌دم منافع مرا تامین می‌کند. این فهم خیلی کمک می‌کنه که تبعیت عاشقانه باشد. بدونم این دستور ولو تلخ است، داره منفعت منو تامین می‌کنه. پول می‌دیم، تو نوبت دندانپزشکی قرار می‌گیریم، اون عرض شود تلخی‌ها رو، سختی‌ها رو تحمل می‌کنیم عاشقانه، آخرشم تشکر می‌کنیم، تشکر خاطر اینکه اون اعتماد و اون معرفت است.

حالا چرا می‌گه «الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ»؟ یعنی حضرت ابوالفضل مجتهده، عالمه، می‌دونه خدا چه می‌خواهد، اما خودرأی نیست. هم آنچه را که می‌فهمد خدا می‌خواهد انجام می‌دهد، هم می‌گه رسول چه می‌خواهد، هم بعد از رسول می‌گه امیرالمومنین چه می‌خواهد. به امیرالمومنین به دید پدر نگاه نمی‌کند، به دید امام نگاه می‌کنه. بعد از امیرالمومنین منم منم نمی‌کنه بگه منم بچه علی هستم، من خودم می‌فهمم. دیگه من یکی امام حسن، امام حسین...

خطبه از حضرت ابوالفضل العباس باسواد بوده، بچه امیرالمومنین بوده، ولی اظهار وجود نکرده، خطبه نخوانده، عجب! عجب! دو کلمه یاد می‌گیریم، نمی‌دونم بزرگامونو فراموش می‌کنیم. خدا نگهدار رهبر عزیزمون حضرت آیت‌الله سید مجتبی باشه. درس خارجشون شلوغ شده بود دیگه، خیلی شلوغ شده بود، تعطیل کرد. همه تعجب کردن چرا تعطیل کرد؟ ترسید که پیشکسوت‌ها بالاخره شان‌شون حفظ نشده، تحت شعاع قرار بگیره. ببینید این ادب یعنی این! خدا کنه که انسان ظرفیت داشته باشه، اگر علمی پیدا کرد ظرفیت داشته باشه، منم نکنه.

تبعیت از رهبری خیلی مهمه. این که می‌فرماید اطاعت از رسول، اطاعت از امیرالمومنین، به بعد امام حسن، بعد امام حسین، یعنی رهبری را پذیرفته، یعنی حسودیش نمی‌شه، پذیرفته. آقا سخته! یک چیزی داریم می‌گیم ها، سخته که شما یک کسی برادر تو باشد و تو مطیع باشی. مطیع باشید، مطیع محض باشید.

حالا نتیجه اطاعت چیه؟ خدای متعال فرمود: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» می‌گه تو معیت نبیین رو پیدا می‌کنی، معیت صدیقین رو پیدا می‌کنی، همراهی با شهدا پیدا می‌کنی. این فایده اطاعت است.

جمله بعدش: «أَشْهَدُ أَنَّکَ بَلَغْتَ فِی النَّصِیحَةِ» ای ابوالفضل، من شهادت می‌دم تو در نصیحت مبالغه کردی، یعنی تمام توانت رو برای نصیحت خرج کردی. نصیحت یعنی چی؟ یعنی خیرخواهی. ابوالفضل خیرخواه بود هم برای مردم جامعه‌اش، هم برای امامش، هم برای دیگر اصحاب. یعنی نصیحت و خیرخواهی رو به اوج و در نهایت گذاشت.

برای خیرخواهی و شما می‌دونید حق امام بر ما اینه که ما نصیحت داشته باشیم برای امام. یعنی خیلی رهبرمون رو بخوایم، خیلی اماممون رو بخوایم. من الان خیر امام زمان رو باید بخوام. خب به امام زمان که دسترسی ندارم، وقتی خیلی نائب امام زمان رو بخوام، انگار خیر امام زمان را خواستند. جبهه امام زمانه دیگه. وقتی امام زمان پدر امت هستند، من برای تک تک آحاد جامعه خیرخواهی بکنم، انگار برای امام خیرخواه هستم. وگرنه گفتم: «الْمَرْءُ یُحْفَظُ فِی وَلَدِهِ» یعنی اگه می‌خوای به یک کسی احترام بزاری، به بچه‌اش احترام بزار. اگر ما می‌خوایم به امام زمان احترام بذاریم، به تک تک ایرانیا احترام بذاریم، به هر کسی که دل در گرو ائمه معصومین داره، با تمام عیب‌هایی که تک تکمون داریم.

امیرالمؤمنین فرمود حق من بر شما اینه که چند تا حق مطرح کرد، یکیش اینه که: «النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ» فرمود شما خیرخواه من باشید. بعد فرمود: «فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ» مشهد یعنی چی؟ یعنی در جلوی روی خودم، پشت یعنی چی؟ یعنی وقتی منم نیستم. خیر... حالا من جلوی روی شما خیرتو می‌خونم، حرفمو می‌زنم، سانسور نمی‌کنم، ابهاممو می‌گم. شما هم توضیح می‌دی. ائمه معصومین دوست داشتن ما این‌جوری باشیم، حرف دلمونو بزنیم. ما پشت سر چی؟ پشت سر باید دفاع کنیم. ما متأسفانه جلوی رو یک جوریم، یک جوریم، پشت سر غیبت و فلان... خب چرا راحت نیستیم با هم؟ صراحت، صداقت، دو اصل ارتباطه، صمیمیت، اینا اصول ارتباط سالمه.

آقا باید با داعش تغییر کرد، نه از دوست... بیا آقایی، گفتم تقیه کردم. با من تقیه می‌کنی؟ مگه من چه؟ ما چرا از هم تقیه کنیم؟ راحت آینه هم باشیم، راحت با هم حرف بزنیم. خیرخواه خیلی مهمه، خیرخواهی برای اقوام، برای اطرافیان، برای همسایه‌ها و برای نظام جمهوری اسلامی و برای مسئولان. مسئولان هم همین‌جوری باشند.

«وَ أَفْضَلَ التَّرْبِیَةِ التَّوْحِیدِیَّةَ» شده بود، این خیرخواهی رو داشت. و عرض کردم اینکه حسادت نکرد، این درجه بالایی است. منم منم نکرد، به هیچ عرض اندام نکرد و امان‌نامه رو رد کرد. می‌دانستم که ابوالفضل ارزشمنده، می‌خواستن جداش کنن. می‌دونستن ابوالفضل تو جبهه امام حسین تأثیرگذاره، خواستن او رو از برادر جدا کنن، حاضر نشد. شمر امان‌نامه آورد، ابوالفضل جواب بدون اجازه امام حسین به حرف نزد با دشمن، امام... اللَّهُ أَکْبَرُ. که بعد امام گفتن خب جوابشو بده، بعد جواب این‌جوری داد: «لَعَنَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَی أَمَانِکَ» خدا لعنت کنه تو رو و امان تو را. تو به من امان می‌دی و پسر رسول خدا امانی نداشته باشد؟

بعد خیرخواهیش اینه که برادرانش رو تشویق کرد که به میدان برن. شاهد فراق برادران و شهادت برادران بود. به عبدالله گفت: تقدیم بین یدیک... برو میدان، من می‌خوام تو رو شهید ببینم، حتی اراک... ببینم. رفتن میدان، تو رو و فرمود این رو به حساب خدا می‌گذارم. ابوالفضل مهربانه، داغ برادر براش سخته، ولی به عشق ابی‌عبدالله، به عشق خدای متعال برادراشو فدا کرد.

هنگامی که می‌خواست آب بیاره، دشمن رو موعظه کرد، یعنی برای خیرخواهی کرد برای دشمن. با رجزها، تمام اصحاب ابی‌عبدالله با رجز‌هاشون، با خطبه‌هاشون خیرخواهی برای دشمن هم کردند. امام حسین برای عمر سعد خیرخواهی کرد، برای شمر خیرخواهی کرد، نپذیرفتند، ولی امام که خیرخواه بود، این خیرخواهی خیلی مهمه.

بعد فرمود تو زیارت‌نامه‌ات: «وَ بَلَغْتَ غَایَةَ الْمَجْهُودِ» یعنی چی؟ مجهود یعنی اون جهد... تش... بعد خود جهد یعنی تلاش زیاد، غایت نهایت تلاشتو به کار برد. اینجا یعنی شد الگوی تلاش و مجاهدت، الگوی... ملاک این تلاشه. ما که نمی‌تونیم به اندازه ابوالفضل العباس بار برداریم، چون ثروت معنوی ما کمتره. او بچه امیرالمومنینه، تو دست با امیرالمومنین بزرگ شده، دو دست امام حسن و امام حسین بزرگ شده. ما اون ثروت معنوی رو نداریم. ولی خدا می‌گه همین ثروت معنوی کم، تو تلاش کن شکوفا کن. خدا ما رو مقایسه نمی‌کنه با حضرت ابوالفضل، ما رو مقایسه می‌کنه با اون استعداد خودمون. اگر می‌گن امیرالمومنین میزان الاعمال است، نمی‌خوام بگم شما شب هزار رکعت نماز بخونید. تو چقدر توان داری؟ تو توان ببینیم. سرتو می‌ذاری؟ و من متأسفانه سن رو نمی‌زنیم. و شاید این‌جاست حضرت در نامه معروف می‌فرماید: شما که نمی‌تونید مثل من باشید، ولکن «عَیِّنُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتَهِدُوا» جهل... تلاشتونو به کار می‌دم.

و لذا امام صادق علیه السلام فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْدًا» خدا رحمت کنه اون اصحابی رو که مثل چراغ تو جامعه می‌درخشند، نور می‌دن به دیگران و دعوت می‌کنند دیگران را به سوی ما با عملشون. و مجهود... «إِلَی مَا فِی طَاقَتِهِ» فرمود خدا رحمت کنه اونایی که با اون تمام توانی که به کار می‌گیرن، دیگران جذب ما می‌کنند، دعوت به سوی ما می‌کنند.

جمله بعدی زیارت‌نامه به ابوالفضل عباس می‌گیم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْکُلْ» یعنی چی؟ یعنی من شهادت می‌دم تو سستی نکردی، تنبلی نکردی، بی‌حالی نشان ندادی، از خوابت زدی، از استراحت، از آب خوردن زدی. تشنه بود، ایثارگر بود. او آبشو می‌داد به بچه‌ها. ما رزمنده‌های عادی تو جبهه مکرر دیدیم اینا ایثار کردن. «لَمْ تَهِنْ» سستی نکردی، «وَ لَمْ تَنْکُلْ» عقب نشینی نکردیم، ماندی تو میدان.

نقل شده که وقتی پرچم رو پیدا کردن، پرچم سوراخ سوراخ بود، ولی اون رد دست ابوالفضل نه... یعنی تیر به دستش می‌خوره، پرچم ما نمی‌اندازه. اینا بشررن، مافوق بشر که نیستن. آقا یک سوزن می‌خوره به دست انسان، چه حسی داره؟ آدم بله. چقدر انسان باید محو اون عشقش شده باشد که دیگه این سیستم عصبی گویا کار نمی‌کنه. کار دیدید گاهی آدم حواسش این‌ور اون‌وره، دردا رو متوجه نمی‌شه. اینایی که دعوا می‌کنن، بعد از دعواشون که تموم می‌شه تازه می‌فهمن دستشون خونی شده. زنان مصر نفهمیدند که دستاشونو بریدن، چرا؟ انقدر محو اون جمال بودن.

ابوالفضل به این درجه تو عالم رویا... جناب یک جایی می‌خوندم جناب سعید ابن عبدالله رو تو خواب دیدن. وقتی نماز ظهر عاشورا بود مقابل حضرت سینه سپر کرده بود، تیرها که می‌اومد چی شد؟ تو پلکم نمی‌زدی. یک کلام: حب الحسین. آها اون عشق، اون حب و محبت که این‌جوری تو رو از خود بیخود می‌کنه. پس این سستی نکردن، عقب نشینی نکردن، این نشان اراده قویه. ما تو تربیت بچه‌هامون باید با اراده قوی تربیت کنیم، خودمونم همین‌طور و بنالیم به خدای متعال که خدایا نفس بر ما غلبه می‌کنه، خیلی چیزا رو می‌خوایم نمی‌تونیم چون اون عشقه بالا نیست، اون معرفته بالا نیست، اون اراده قوی نشده.

اگر عقب نشینی صورت بگیره، دشمن دیگه حمله می‌کنه، خیمه‌ها را آتش می‌زنه. تا زنده است، می‌گه من نمی‌ذارم. اینا این‌چنین بودن، می‌دونستن دشمن مسلط بشه چه کار خواهد کرد و درس به ما دادند که استقامت و پافشاری تا آخرین نفس.

بعد می‌فرماید: «مَضَیْتَ عَلَی بَصِیرَتِکَ» یعنی تو زندگیتو سپری کردی با بصیرت، با آگاهی تمام. حالا یک وقت ما نسبت به دینمون آگاه هستیم، یک وقت نسبت به زمانه آگاهیم. بصیرت یعنی زمانه رو، نقشه‌های دشمن رو بشناس، مولاتو بشناس. اگر ما زمانه رو نشناسیم، اگر دشمنو نشناسیم، اگر حیله‌های دشمن ندونیم، تو دامش می‌افتیم. کما اینکه آدم غصه می‌خوره گاهی می‌بینه آدما به بهانه حق‌خواهی دارن به حق ضربه می‌زنن، چون نقشه دشمن رو نمی‌دونند. یعنی ما نباید طرح دشمن رو تکمیل کنیم، ما نباید تو زمین دشمن بازی کنیم. پس دشمن‌شناسی خیلی مهمه.

به یکی از حیله‌های مهم دشمنان: تفرقه بیندازه، حکومت کنه، شکاف اجتماعی. این تفرقه انداختن و این اتحاد مقدسی که رهبر شهید ما جهتش بله و رهبر فعلی مکرر فرمود. و لذا در یک روایتی داریم: «کَانَ أَمْرُ الْعَبَّاسِ نَافِذَ الْبَصِیرَةِ» عموی ما عباس بصیرت نافذی داشت. یعنی با اون تقوا نگاه می‌کرد، می‌فهمید. خدا به آدم با تقوا یک نوری می‌دهد، جریان‌ها رو می‌شناسه، سرش کلاه نمی‌ره.

بعد فرمود ایمان با صلاتی داشت، جاهد مع ابی عبدالله... همراه با امام حسین علیه السلام جهاد کرد. بصیرت به راه، بصیرت به دشمن، که اینکه انسان آب به آسیاب دشمن نریزه. بصیرت یعنی نگاه با چشم دل، نگاه با یک نور. بصر چشم سر است، بصیرت چشم دل هست که لوازم بصیرت هم علم است و هم فهم است و هم تقواست: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا» خدا بهتون فرقان می‌ده، یعنی یک نوری داری که می‌تونی حق و باطل رو تشخیص بدی. گویا یک دست غیبی هدایتت می‌کنه: این حرفو بزن، این حرفو نزن، اینجا این تصمیمو بگیر، این تصمیمو نگیر. کمکت می‌کنه فریب نخوری. به اندازه‌ای باید خودساخته باشی که این بصیرت رو به تو بدن. یعنی یک جای دیگه رو باید درست کنی که این بصیرت... قرآن می‌گه اگر تو تقوا داشته باشی، از فریب دشمن به آگاهی می‌رسی. از فریب دشمن نگاه کنید: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» یعنی از رسانه‌های دشمن که می‌خواد فریب بدن، با تقواها از رسانه‌ها به بصیرت می‌رسند، از رسانه‌های دشمن. بعد طرف می‌بینی به اعتنا می‌کنه به فریب‌های توییت‌های ترامپ که استاد بازی... دشمن‌شناسی، زمان‌شناسی خیلی مهمه. و لذا در روایت داریم: «الْعَارِفُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ» تا اگر زمانه رو نشناسی گیج می‌شی، سرگردان می‌شی، لوابس بر تو هجوم می‌آره. لوابث یعنی چیزایی که تو رو گیج می‌کنه، تکلیفتو تشخیص نمی‌دی. شناخت معیارها، شناخت اهل حق، شناخت روش‌های باطل، اینا همه کمک می‌کنه. در خطبه ۱۴۷ داریم: «وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّی تَعْرِفُوا الَّذِی تَرَکَهُ» می‌گه رشد نمی‌تونه بشناسید مگر اینکه نقطه مقابلش را، تاریکی رشد را بشناسید. پس دشمن‌شناسی خیلی مهم شد برای اینکه رشد رو بشناسی، می‌گه تارکین رشد رو بشناس.

توجه: «مُتَوَسِّمِینَ» در قرآن داریم: «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ» بعضیا یعنی با علامت‌ها تشخیص می‌دن، سرشون کلاه نمی‌ره. پرهیز از ظاهربینی، پرهیز از سطحی‌نگری. خب قرآن سر نیزه کردن مالک... فریب نخورد، ولی بعضی فریب خوردن. جنگ با خوارج قرآن‌خوان کار سختی بود، خیلی کار سختی بود. اینم بصیرت.

بعد داره که: «أَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَخِیکَ» دوباره بحث نصیحت، دلسوزی. شهادت می‌دم که تو خیرخواهی کردی برای خدا. برای خدا یعنی چی؟ خدا که نیاز به خیرخواهی ما نداره، یعنی برای دین خدا، یعنی برای ارزش‌ها، یعنی نیتت نیت خالصی بوده، قُربت الله. خدا که نیاز نداره، شما می‌خوای خواست خدا در جامعه محقق می‌شود، خواست رسول محقق بشه. مجدد بحث خیرخواهی مطرح شد.

بعد داره: «وَ بَذَلْتَ مُهْجَتَکَ» جان خودت را فدا کردی، ای ابوالفضل. خوب برادری بودی که مواساة داشتی. چقدر ما این روزها محتاج به مواسات هستیم و چقدر می‌لنگیم گاهی. یعنی می‌تونیم کمک بکنیم به قوم در این گرانی‌ها که کمرشکن است، خیلی متأسفانه. خیلی باید هوای همو داشته باشیم، خیلی داریم آزمایش می‌شیم. اگر که صاحب‌خونه رها نکنه، آقا بگه نداری باشه بعداً می‌دی. اگر کسی طلبکاره رها نکنه، اگر کسی توان بیشتری داره، خیلی نیاز به مواسات داریم. مواسات در سختی‌ها. حضرت ابوالفضل داشت و در تشنگی یعنی ابوالفضل العباس با همدردی مواسات کرد. آخه یک وقت هست انسان مازاد آبشو می‌ده به دیگران، یک وقت تمام آب رو می‌ده، یک وقت می‌گه تا او تشنه، منم تشنه بمانم. این خیلی عجیبه. متأسفانه ما حضرت ابوالفضل رو نتونستیم به دنیا معرفی کنیم. بعد می‌بینم توی مثلاً اشعار تاکید می‌کنیم به قد بلند و چشای خوشگل و از این چیزا که زیاده. دنیا اینو نداره بله که یک کسی فضیلت‌ها رو نداره که بابا تشنه بوده. دیگه وارد شریعه می‌شه، اسبش داره آب می‌خوره، دستش خنکای آب رو حس می‌کنه، تشنه دیگه. ناخودآگاه امام حسینم دوست دارن داداششون آب بنوشه، بچه‌های اطفال تشنه اونا هم دوست دارن عمشون سیراب بشود. ولی مردانگی رو ببین، بله. گاهی می‌بینم بعضی از خانمها مثلاً غذا نمی‌خورن تا همسرشون بیاد، می‌گه بابا بخور، می‌گه نه من صبر می‌کنم. اینا همین الوهاست. همین که با هم سر یک سفره باشیم، همین که دلش نمیاد یک چیزی رو بخوره که بچه‌هاش نخورن، خانواده‌اش نخوره، این مواسات خیلی مهمه. این کمک کردن، همدردی، شریک کردن دیگران تو دارایی‌های خودمون، این برابری خیلی می‌تونه کمک بکنه. إن‌شاءالله که از یک جاهای کوچکی شروع کنیم إن‌شاءالله، بعد خدای متعال مزه مواسات رو می‌چشاند. در دعاهای ماه شعبان: «وَ أَذْقِنِی مُوَاسَاةَ مَنْ أَقْتَرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ» اون کسی که خدای روزی بر او تنگ گرفتی، روزی کن من را که با او مواسات کنم. چرا؟ به ما وسعت... «عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ نَشَرْتَ عَلَیْهِ مِنْ عَدْلِکَ» می‌گه هم فضللت شامل حال من شده، من وضع مالیم خوبه، هم عدلت شامل حال من شده. دو تا نکته رو داره. می‌گه آقا اگر وضع مالیت خوبه، نگه‌ت می‌دارم روز قیامت باید جواب بدی. این‌چنین نیست که حساب نداشته باشه.

«وَ الْمُجَاهِدِ الْمُهَامِی...» اهل جهاد، اهل حمایت از خانواده رسول خدا. «النَّاصِرُ لِأَخِیهِ» برادری که دفاع کرده است از برادرش. «الْمُجِیبُ لِطَاعَةِ رَبِّهِ» تا امام حسین دعوتش کرده، اجابت کرد. «زَاهِدًا» می‌گه دیگران عاشق پول و هوا و هوس و دنیا بودن، «وَ رَاغِبًا فِی الثَّوَابِ» ولی ابوالفضل زاهد بود، بی‌رغبت بود، عاشق ثواب بود، عاشق ثنا جمیل بود. دفاع کرد، بی‌غیرت نبود، دفاع کرد از دوستان خدا. مجاهدت بسیار مهمه. اینا ویژگی‌های حضرت ابوالفضل عباس هست و اوجش توی اون مقتل هست.

شریعتی:
حالا حالا بعد از تلاوت قرآن اگر موافق باشید، ولی وقتی به نظرم از حاج آقای میرباقری پرسیدم خیلی سال قبل که این تعبیری که برای حضرت ابوالفضل یک مقامی است نزد خدا، تعبیر امام سجاد دیگه که همه شهدا به اون مقام غبطه می‌خورن، نکته‌اش چیه؟ یکی از وجوهی که ایشون روش تاکید گذاشته بودند و نکته‌ای که تو ذهن من مونده، معرفت حضرت ابوالفضل نسبت به سیدالشهدا بود. همه شهدا شهید جان... بیشترین و بالاترین داراییشون بود که فدای سیدالشهدا کردن. ولی همین نکته‌هایی که شما یکی یکی اومدین جلو که سرش رو گذاشته حضرت، اوج ایثار و این نکته‌ای که معرفتش نسبت به امامش از شخصیت ابوالفضل العباس یک چنین کوهی ساخته که ناخودآگاه در برابرش کرنش می‌کنیم و تعظیم می‌کنیم. إن‌شاءالله که به یمن نگاه مادرشون حضرت ام‌النین و به یمن نگاه خود حضرت، إن‌شاءالله ما هم یک رشحاتی از این جلوه‌های فضیلت را در وجود خودمون حس کنیم و بچشیم و به این سمت و سو حرکت بکنیم. از حاج آقای نظافت خیلی ممنون و متشکرم. خدا إن‌شاءالله حفظتون بکنه.

عزیزانم امروز صفحه ۲۴۲ قرآن کریم رو تلاوت می‌کنند. بعد از تلاوت قرآن إن‌شاءالله همراه شما هستیم برای قربانی روز عاشورا. هم شما دعوت می‌تونید به کانال‌های ما مراجعه بکنید، به زیرنویس‌ها دقت بکنید. إن‌شاءالله خداوند به بهترین وجه از همتون قبول بکنه. با توجه به نکته‌ای که حاج آقای نظافت فرمودند راجع به مواسات، به نظرم بار مسئولیت اونهایی که دستشون می‌رسه و می‌تونن کمک بکنند، یک مقداری سنگین‌تر، شاید هم بیشتر از یک مقدار، خیلی سنگین‌تره. إن‌شاءالله خدا به همتون خیر بده. باز می‌گردیم بعد از تلاوت قرآن إن‌شاءالله با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. 

صفحه242 قرآن کریم

یاد می‌کنم از همه شهدای عزیزمون، یاد می‌کنم از شهدای دوران دفاع مقدس، از شهدای جنگ رمضان، از شهدای جنگ ۱۲ روزه، شهدای سلامت، شهدای مدافع حرم، از شهید مصطفی سعدزاده که شهید روز تاسوعاست و همه شهدایی که شاید مجال نباشه ازشون نام ببریم، ولی آرزو می‌کنند و تمنا می‌کنم إن‌شاءالله همین الان از سر سفره حضرت ابوالفضل العباس متنعم باشند. باز می‌گردیم با احترام همراه شما و در کنار شما.  اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

امشب که شب عاشوراست و امروز که روز تاسوعاست، إن‌شاءالله خدای متعال به حق سیدالشهدا بهترین برکات رو نصیب مردم عزیزمون بکنه. و خوش به حال همه اونهایی که دلشون سرشار و مالامال از محبت امام حسین. می‌گن اگر خدا خیلی بنده رو بخواد، اگر بخواد او سعادتمند بشه، «غَضَّفَ قَلْبَهُ بِحُبِّ الْحُسَیْنِ وَ حُبِّ زِیَارَتِهِ» حب امام حسین و حب زیارت رو در دل او می‌ندازه. «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ وَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا شَفَاعَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ». إن‌شاءالله که زیارت امام حسین در این ایام، إن‌شاءالله زیارت اربعین نصیب همتون بشه.

حسن ختام برنامه‌مون، دیگه دقایق پایانی بسپاریم به حاج آقای نظافت عزیزمون که از شهادت حضرت ابوالفضل العباس برای ما بگن.

حجت الاسلام نظافت:
بله. اولاً که شما فرمودید در عظمت ابوالفضل العباس همین که فرمود: «إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» همه غبطه او را می‌خواهند. و در اهمیت او همین بس که او را علمدار کردند. علم را دست هر کسی نمی‌دهند.

اومد نزد امام حسین علیه السلام: به منم اجازه می‌دی میدان برم؟ «فَبَکَی الْحُسَیْنُ بُکَاءً شَدِیدًا» امام حسین گریه سختی کردند. فرمود: «یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی» تو علمدار منی. «فَقَالَ الْعَبَّاسُ: ضَاقَ صَدْرِی» سینه‌ام تنگ شده «وَ مِنَ الْحَیَاةِ...» از این زندگی سیر شدم. عاشق شهادت. داداش‌اش شهید شدند، اصحاب شهید شدن، او از همه عاشق‌تر بوده و دوست داشته زودتر شهید بشه، ولی بنده بوده دیگه، بنده صالح، مطیع. دیگه گفتن تو علمدار باش، نمی‌خواد بریم میدان. امام حسین فرمود: پس برای این بچه‌ها برو مقدار کمی آب بیار.

دیدید آدم وقتی می‌خواد مسافرت بره، یخچال رو پر می‌کنه به اندازه‌ای که توان داره. می‌گه در موقع که بچه‌هام من نیستم، بچه‌هام اذیت نشوند. حسین می‌گه ما که قراره بریم... بچه‌ها خیلی... به حال بچه‌ها آره. می‌دونه اون دشمن قسی‌القلبه.

رفت حضرت ابوالفضل موعظه کرد، برگشت، شنید «صَوْتَ الْأَطْفَالِ یُنَادُونَ الْعَطَشِ» شنید که بچه‌ها صدای عطش‌شون بلند و تشنه شدن. مشک رو برداشت، امام حسین گفتن برو آب بیار. سید طاووس می‌گه که ابوالفضل با امام حسین با هم رفتند. بعد درگیری پیش اومد، امام حسین با یک گروه درگیر شدند، فاصله افتاد و ابوالفضل جداگانه حلقه محاصره رو شکوند و وارد شریعه آب شد. خب معروفه دیگه. خواست آب بنوشد، «ذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ» یادت تشنگی ابی‌عبدالله افتاد و مواسات کرد، ننوشید و مشک رو پر آب کرد و اومد بیرون.

حالا اون عبد صالح بودن اونجا آشکار می‌شه. بنده نگفتن برو بجنگ، گفتن برو آب بیار. و این ابوالفضل رشید، بلندقامت، شجاع، دلاور که کسی حریف او نمی‌شه، به راحتی... به خاطر که بنده خدا می‌خواست وظیفه‌شو انجام بده، آب بیاره، به راحتی دشمن ضربه می‌زند. این کار رو بر دشمن آسان کرد. این بازوهای ستبر خودش رو محافظ مشک کرده، تمام هم و غمش اینه که از وسط این دشمن عبور کنه. اونا محاصره کردن، اونا قسی‌القلب‌اند، دوست ندارن آب برسه به خیمه‌ها و لذا کمین کرد و شمشیر رو زد به دست راست حضرت. تا شمشیر خورد، مشک رو به دست چپ گرفت. این رجزش و این شعر خیلی قشنگه:

«وَاللَّهِ إِنْ قَطَّعْتُمُ یَمِینِی، إِنِّی أُوَاحِیهِمْ أَبَدًا عَنْ دِینِی»
اگر دست راست من رو قطع می‌کنید، قسم خورد من حمایت می‌کنم از دینم. چقدر خوبه که ما روز تاسوعا همین شعر حضرت ابوالفضل العباس رو زمزمه کنیم، بگیم اگر فقیر بشیم، اگر گرفتار بشیم، تو این آزمایش سرافراز خواهیم شد. ما هم دست از حمایت از دین برنمی‌داریم.

«مَهْمَا تُشِی...» دست چپشه. دل تو دل عباس نیست، نگرانه آیا می‌رسه، نمی‌رسه. یک وقت دید شمشیر خورد به دست چپ، چیکار می‌کنه؟ سریع مشک رو به دندان گرفت و همش یاد امام حسین هست که فرمود برو برای این بچه‌ها آب بیار و بچه‌ها دلشون خوشه، بچه‌ها منتظرن که عمو آب بیاره و اینا... ابوالفضل العباس بسیار سخت بود. حالا دیگه مشک محافظی مثل بازوان ستبر ابوالفضل در مقابل چشم دشمن نیست. یک وقت تیر خورد به مشک، آب‌ها سرازیر شد. دیگه اینجا رویی برای برگشتن نداره، برای ابوالفضل سخته برگرده. اینجا بود که تیر خورد به چشمانش، چشما پر از خون، جای رو نمی‌بینه، دست‌ها قطع شده، نیزه آمد، افتاد با دست‌های قطع شده به زمین، صدا زد: «یَا أَخَا أَدْرِکْ أَخَاکَ» که فرمود برادر، برادر! تو دریافت... این صدای ابوالفضل که پیچید، امام حسین به سرعت اومدن. داره که امام حسین بلند بلند گریه کردن. فرمود بر اون جوانمردی باید گریه کرد که اشک امامش به خاطر او درآمد.

اینجا بود که ابی‌عبدالله علیه السلام فرمود: «الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی» پشتم شکست، من دیگه توانم از دست رفت.

امیدوارم ما از کسانی باشیم که مرگمون سبب این بشود که اماممون گریه کند. بعضی‌ها وجودشون مایه گریه امامشون هست. بعضیا وقتی شهید میشن، یاد حاج قاسم سلیمانی رو گرامی می‌داریم که وقتی شهید شد، رهبر شهید و همه مردم زارزار گریه کردن. خدا إن‌شاءالله که رهبر شهید رو، فرماندهان شهید رو، مردم شهید رو، همه رو شریک ثواب عزاداری‌های ما بکند و إن‌شاءالله بتونیم بهره کافی و وافی در محرم امسال داشته باشیم.

شریعتی:
آقا خیلی ممنون و متشکرم از شما. آره دیگه این ایام، ایام روضه‌های حسینیه امام خمینی بود که آقا می‌نشستند و آقایون ذاکر و سخنران می‌کردند. امسال این جای خالی رو حالا حالا نتونستیم پر کنیم، و حذف بکنیم. إن‌شاءالله که خدای متعال همه شهدای عزیزمون رو، رهبر شهیدمون رو، فرماندهان رشیدمون رو إن‌شاءالله سر سفره ابی‌عبدالله مهمان بکنه و متنعم هستند. إن‌شاءالله شفیع و دستگیر ما هم باشن.

از حاج آقای نظافت خیلی ممنونم از نگاه پرمهر شما. امشب که شب عاشوراست، امشب، فردا توی جلسه محافل، اشکتون تو روضه‌هاتون حتماً دعا بکنید برای شفا مررزاد، دعا بکنید برای عاقبت‌بخیری جوان‌ها، دعا بکنید برای رفع گرفتاری و مشکلات و مهم‌تر از همه برای عزت و سربلندی ایران عزیزمون، برای سلامت امام زمانمون، سلامت نائب امام زمانمون دعا بکنید و إن‌شاءالله خداوند بهترین برکات رو نصیب تک تک شما بکنه. «اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا وَجِیهًا بِالْحُسَیْنِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ».

در پناه خدا باشید تا فردا، سلام دوباره، خیلی ممنون.