اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-05-07-حجت الاسلام رفیعی-شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( دعای مکارم الاخلاق )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، خَیْرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینٍ. مردم عزیز، شریف، نجیب، مقاوم، ولایت‌مدار و دوستداران اهل بیت علیهم السلام در ایران و ابی‌عبدالله، سلام بر شما. خیلی خوش آمدید به برنامه امروز که در یکی از روزهای ماه عزای اباعبدالله الحسین علیه السلام، ماه محرم، تقدیم شما می‌کنیم.

مثل برنامه‌های روزهای گذشته که خدمت شما عزیزان رسیدیم، هر کس هر جا الان هم همراهی می‌کند با برنامه سمت خدا، تو خونه، توی محل کار، در خودروتون، اگر صدا رو می‌شنوید، رادیو معارف عزیزان، هر کس برنامه رو داره تماشا می‌کنه، احترام کنیم. اول برنامه رخصت بگیریم از محضر ارباب بی‌کفن برای اینکه برنامه رو شروع بکنیم، سلام بدیم محضرشون:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

هفتم تیرماه و یادآور خاطره شهادت شهید مظلوم دکتر بهشتی رَضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ و ۷۲ نفر از همکاران و همراهان و یاران او در انفجار دفتر حزب جمهوری، و یاد و خاطره‌اش را گرامی می‌داریم. ثواب برنامه امروز رو تقدیم این شهید و یاران و اصحابش می‌کنیم. همین‌طور روز قوه قضاییه است، آرزوی موفقیت داریم برای همه عزیزانمون در قوه قضاییه. بفرمایید حاج آقای رفیعی عزیز اینجا هستند و محضرشون به اتفاق باشیم. سلام عرض می‌کنم خدمت شما حاج آقا.

حجت الاسلام رفیعی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. عرض سلام خدمت جنابعالی و همه عزیزان و شنوندگان عزیز. تسلیت عرض می‌کنیم ایام سوگواری حضرت اباعبدالله علیه السلام. این روزها، روزهای حرکت افتخارآفرین – من نمی‌گم اسارت – حرکت افتخارآفرین اهل بیت در افشای چهره امویان هست: زینب کبری، امام سجاد، ام کلثوم و خاندان اباعبدالله که شجاعانه در کوفه دفاع کردند و آن فریاد «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» از زینب کبری و آن خطبه غرّایی که در کوفه ایراد کرد و آن خطبه عجیب... من یه وقتی یه کسی رو دیدم گرایش پیدا کرده بود به اسلام و تشیع، بعد ازش سؤال کرده بودن – حالا اسمش هم هست تو فضای مجازی این آقا – که شما دلیل این جذبتون به اسلام و تشیع چی بود؟ گفته بود که خطبه حضرت زینب سلام الله علیها. گرامی می‌داریم این ایام رو.

همچنین هفتم تیر، سالروز شهادت شهید آیت الله بهشتی که امام فرمود: «یک ملت بود» خیلی تعبیر بلند. یادم نمیاد جای دیگه این تعبیر برای کسی به کار رفته باشه و مظلوم بود. من یه خاطره‌ای از آقای بهشتی دارم. خب من سنی نداشتم، نوجوان، بله من ۱۴ سال یا ۱۵ سالم بود. انقلاب که پیروز شد، ما رفتیم حزب جمهوری اسلامی، دفترش ثبت‌نام کردیم به عنوان شاخه دانش‌آموزی و خب بیشترش کلاس می‌رفتیم. البته توی مدرسه هم – دبیرستان من بودم، سال اول دبیرستان – این وظیفه رو هم داشتیم که با جوونا حرف بزنیم، اگر کسی مایل بود مثلاً بیاد کلاس‌های حزب شرکت کنه. من هفت، هشت نفر از رفقا رو جذب کردم، جذب کردم که الان بعضیاشون جزو به هر حال شخصیت‌های کشوری و علمی هستند. و مرحوم شهید بهشتی گاهی می‌اومدن قم، از جمله در ۲۲ بهمن همون سالی که ایشون – هفت تیر بعدش دیگه شهید شد – سخنرانی ایشون در میدان آستانه قم بود. همون لحظه هم بنی‌صدر در میدان آزادی سخنرانی می‌کرد و خیلی هم در واقع تحریک‌کننده بنی‌صدر صحبت کرد. خب یادتونه دیگه، حالا شاید هم شنیدید، بالاخره اختلاف دیدگاه‌هایی که بنی‌صدر با شهید بهشتی داشت و واقعاً مظلومیتی که امام فرمود، همین‌جا بود. چون ایشون از خودش دفاع نمی‌کرد و غالباً سعی می‌کرد نظام و انقلاب حفظ بشه. ایشون در این میدان آستانه قم آمدند برای سخنرانی و من زود رفتم جلوی جلو نشستم، همون ردیف اول، چون خیلی هم زیبا بود ایشون، خوش‌چهره، خوش‌بیان و از همه مهم‌تر عرض می‌کنم که باسواد. بله، این آیه رو ایشون اون روز تو همین میدان آستانه خواند: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ». بعد این جمله کلیدی رو فرمود که «بهشت را بها می‌دهند، نه...» بله إن‌شاءالله که روح ایشون و شهدای عزیز... حالا من اسامی همش یادم نیست، ولی در بین این‌ها شخصیت‌های بسیار بارزی بودند، مثلاً خود شهید دیالمه، بله، شهید بزرگواری بود، دکتر... یه عالمه شخصیت در واقع بارزی بود و همه عزیزانی که از روحانی، غیر روحانی، نماینده مجلس... حادثه سختی بود برای امام و انقلاب. و اما اون کوه صلابت و استواری امام که ایستادند و اتفاقاً به فاصله کمی هم رئیس‌جمهور شهید شد، نخست‌وزیر شهید شد، از قوه قضاییه شهید قدوسی و بعضی‌های دیگه به شهادت رسیدند، اما به فضل الهی این انقلاب همچنان پابرجا ماند.

همین‌جا هم یه نکته‌ای بگم: اون کسانی که خودشون گفتند، الانم می‌گن ابایی ندارن که اینا رو ما کشتیم، این شخصیت‌ها رو ما ترور کردیم و مردم خیابان... توی اتوبوس، چقدر اتوبوس آتش زدن، بالغ بر ۱۷۰۰۰، ۱۸۰۰۰ آدم رو تو این کشور ترور کردن و به شهادت رسوندن. حالا هم مدعی آزادی این مملکت و مردم‌اند؟ شما اول برید جواب اون خون‌هایی که ریخته شده رو بدید، بعد بیاید مدعی بشید. بله، ما در خدمت شما هستیم.

اتفاقاً امروز یکی از مناسبت‌هایی که هست، باز شاهد فرمایش حضرت علیه... سالروز بمباران شیمیایی مردم حلبچه‌ای‌هایی که چه مصیبتی... آمریکا کی انجام داد؟ کشورهای غربی حامی صدام با اون شرایط انجام دادند. اینا هزار آدم در اونجا از بین رفتن. من یادمه، خدا رحمت کنه مرحوم آیت‌الله خزعلی سخنرانی کردن، فرمودند: من از اونجا دارم می‌آم، رفته بود ایشون بازدید، بله. فرمودند خانواده‌هایی رو دیدم که دسته‌جمعی روی هم به شهادت رسید. فرمودند مادری که فرغون دست گرفته بود، بچه‌هاشو گذاشته بود تو این که از این صحنه دور کنه، دیدم که خودش و بچه‌های میان اون فرغون به اصطلاح همه به شهادت بله. اینا همه، صدام که عامل بود، در واقع به دستور مستقیم آمریکایی‌ها صورت گرفت. باید مردم ما، جوونای ما مطالعه داشته باشن، بدانند، البته می‌دانند، می‌دانند که بالاخره روال دشمن بر این بوده. إن‌شاءالله خدای تبارک و تعالی اون‌گونه که وعده داده، خودش – خب نمونه‌اش خود صدام بود دیگه – فلاکت از بین رفت. إن‌شاءالله اضمحلال ظالمان رو برساند الهی آمین.

ملایی:
حاج آقا این روزها، روزهایی است که نقش آقامون امام سجاد، امام زین العابدین سلام الله و صلوات علیه خب خیلی پررنگ است در معیت با عمه سادات حضرت زینب کبری علیه السلام. ما هم مدت‌مدیدیه که از مسیر بیانات ارزشمند حضرتعالی در محضر دعای مکارم این آغاز هستیم. بله، همونطور که اشاره فرمودید هم زینب کبری، هم امام سجاد، این روزها روز این‌هاست دیگه. و حالا امام سجاد در سخنرانی شام، عمدتاً زینب کبری در کوفه و مطالب مختلفی که داشتند، به هر حال واقعاً نقش بزرگی رو در ترویج نهضت عاشورا ایجاد کردند. واقعاً کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود و اگر امام سجاد نبود. و ما ملاحظه می‌کنیم که امام با همون گریه‌اش، با همون عزاداری‌اش، با همون دعاهایی که الان داریم می‌گیم در واقع دعای مکارم الاخلاق، یه بعدش سیاسیه. امام می‌خواد بگه جامعه سالم این جامعه است، این جامعه‌ست که این ویژگی‌های اخلاقی درش باشه. حالا تناسب هم داره. امروز این فراز رو عرض می‌کنیم که امام سجاد به خدا عرض می‌کنند: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ عِبَادِکَ» منو از بنده‌های صالح قرار بده. در کدوم جامعه امام داره این حرفو می‌زنه؟ در جامعه‌ای که اداره جامعه با افراد ناصالح است: عبدالملک و مروان و یزید و اینا بوده دیگه، بله، و فرماندارانی که اینا تو مدینه می‌ذاشتن، استاندارایی که می‌ذاشتن. این از بندگان صالح شدن، درخواست بسیار مهمی‌ست.

حضرت سلیمان – سوره نمل، آیه‌ای – یکی از دعاهاش این بود: «أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ» خدایا با رحمت خودت منو جزو عباد صالح قرار بده. حضرت ابراهیم – سوره شعرا – ابراهیم پیغمبر مهمی‌ست، بت‌شکنه، یکی از دعاهاش این است که به خدا عرض می‌کرد که: «رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» ببینید، پس صالح بودن انقدر مهمه. باز در دعا در قرآن می‌خوانیم: آینده زمین از آن صالحان است: «إِنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». پس بازم این نکته بعدی راجع به اهمیت صالح.

نکته چهارم اینکه در داستان حضرت موسی و خضر، وقتی رفتند در یک قریه و روستایی، تقاضای طعام کردند، اونا بخل ورزیدن به این دو تا شخصیت. غذا؟ چقدر غذا می‌خواستن؟ آقا مهمانن، انسانن، اللَّهُ أَکْبَرُ. بخیلانه با اینا برخورد کردن. حضرت موسی خیلی ناراحت شد، گرسنه، تشنه، این روستا انقدر کم‌محلی کردن. حالا که آمدند دور شن، یه جایی بود، یه دیواری داشت خراب شده بود. حضرت خضر به ایشون گفت: یالا آستینا رو بزن بالا، این دیوارو براشون بسازیم. موسی هم عصبانی شد، گفت: مزد اینکه بهمون نون ندادن، مزد چی؟ گفت: بهت می‌گم، هیچی نگو، کاری که من می‌گم انجام بده. بالاخره این کارو کردن و بعد حکمتشو حضرت خضر توضیح داد. گفت: این یه گنجی زیر این دیوار بود، اگه همین‌طور خراب می‌موند ممکن بود بدزدنش. حالا چرا من این کارو برای این دو تا یتیمی که این گنج مال اونا بود انجام دادم؟ «کَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا» پدرشون – تازه روایت داریم، این منظور پدر مستقیمشون نیست، ممکنه اجدادی – حالا شما ببینید صالح بودن چقدر اثر داره که تو نسل آدم هم تأثیر داره.

پس یک: حضرت سلیمان به خدا عرض کرد که من رو به رحمت خودت در عباد صالح قرار بده. حضرت ابراهیم: «أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ». باز: زمین در ارث صالحان است. باز این اشاره‌ای که در این سوره کهف کردم. و از همه مهم‌تر، همتون بلدید دیگه: «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ» سلام نماز، نمازمون. خب، در زیارتنامه حضرت اباالفضل هم داریم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ» بله، این لقبی‌ست که امام معصوم به ایشون داده.

امام صادق علیه السلام: صالح کیه؟ صالح چه کار باید انجام بده؟ من اینو توضیح می‌دم. اولاً این آیه قرآن رو عرض می‌کنم – سوره آل عمران، آیه ۱۱۳، ۱۱۴ – عزیزان ببینید، یه توضیحی بدم. اهل کتاب یعنی مسیحیان و یهودیان، این‌ها با هم متفاوت بودند. بسیارشون ایمان نیاوردند حتی به پیغمبر، مباهله کردن، مسیحیان، یهودیان پیمان‌شکنی کردن، اما همشون هم این‌طور نبودند. اینو شرایط امروز جامعه هم اقتضا می‌کنه، این بحث رو داشته باشیم. در میان یهودیان آدمای صالح و خوب هم بوده، در میان مسیحیان هم بوده و حتی یکی از این یهودیان به نام عبدالله بن سلام، وقتی پیغمبر آمد مدینه، آمد مسلمان شد. بعضی از این یهودیا خیلی راحت پذیرفتند اسلام رو. یعنی من همیشه به رفقا می‌گم، می‌گم مثلاً ما می‌گیم اهل کوفه فلان‌اند، ما اهل کوفه نیستیم. اونا ببینید، حبیب بن مظاهر اهل کوفه بود، مسلم بن عسجه اهل کوفه بوده، این کوفه هم مسلم داشته. بالاخره همشون این‌طور نبود. اینو می‌خواستم عرض کنم.

این آیه می‌فرماید پیغمبر: اهل کتاب مساوی نیستند «لَیْسُوا سَوَاءً» با هم یکی نیستند. چطور؟ می‌فرماید اهل کتاب بعضی‌اشون ۷ تا ویژگی دارند و این هفت ویژگی، اینا رو صالح قرار می‌ده. پس من آدرس می‌دم، این آیه رو ببینید: ۱۱۳، ۱۱۴ سوره آل عمران. در این آیات، خدای تبارک و تعالی کسانی رو که این هفت ویژگی رو دارن، بهشون می‌گه چی؟ «صَالِحُونَ». حالا چیه این ویژگی‌ها؟ بله: «مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ» بعضی از اهل کتاب خلاصه آماده بودند، امت قائمه بودن، سرپا بودن، حالا همراه بودند. این‌ها چه ویژگی‌هایی داشتن؟ «یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ» آناً، تو دل شب بلند می‌شدند، این قرآن رو می‌خوندن، آیات الهی رو. پس این یه ویژگی. «وَ هُمْ یَسْجُدُونَ» اهل سجده بودن، یعنی اهل نماز بودند. «یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» این سوم: ایمان به خدا، خدا داشتند. «وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ» ایمان به قیامت، با معاد باور بودن، بله. چهار تا. «وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» نسبت به معروف تو جامعه حساس بودن. «وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» شش تا. «وَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ» این مهمه، دست به خیر بودن، می‌دویدن کار خیر انجام بدن. «أُولَئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ». ملاحظه فرمودید چی شد؟ بله.

یه صریح دیگه آیه: صالحین کیا هستن؟ کسانی که اهل خیرند، اهل امر به معروفند، اهل نهی از منکرند، ایمان به خدا و پیامبر دارند، عرض می‌کنم که و ویژگی‌های دیگری که آخرت دارن، ایمان به آخرت و اهل سجده و اهل قرائت قرآنند. به عبارت دیگر، به عبارت دیگر، ما الان چی داریم می‌گیم؟ ما دنبال این کلمه هستیم که ما جزو صالحین باشیم. دعای امام سجاده دیگه: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ» منو جزو بنده‌های صالح قرار بدید.

بینندگان عزیز، کسی عباد صالح است که تو زندگیش عمل صالح باشه. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» این عمل صالح، بیش از ۸۰ آیه تو قرآن داره. خب ممکنه سؤال کنید عمل صالح چیه؟ به چه عملی می‌گن صالح؟ بله، نماز عمل صالحه، روزه عمل صالحه، جهاد عمل صالحه، همه اینا می‌تونه عمل صالح باشه. منتها مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید به سه شرط، هر عملی که این سه تا شرط توش باشه – حالا جهاد باشه، نماز باشه، صدقه باشه، الان حرف ما، الان داریم اینجا عملی انجام می‌دیم دیگه، بله، گفت و شنید، گفت و شنود دینی داریم می‌کنیم، بله – شرط اول اینکه عمل صالح بشه، می‌گه: انگیزش خدایی باشه، یعنی برای رضای خدا، خدا باشه. خب، پس این‌طور که بشه یه مقداری کار سخت می‌شه، چون من یه وقت برای رضای شما می‌آم، یه وقت برای رضای این بانی می‌آم، یه وقت رودربایستی می‌آم. اگر یه کسی می‌دونید، رضایت الهی با بالاترین ارزششه، به خاطر خدا من این برنامه رو اومدم. به خاطر ممکنه در ضمنش رضایت مردمم آدم داشته باشه، اما در اصل رضایت خدا.

خدا رحمت کنه امام رو، روحش شاد باشه. حضرت امام، رهبر کبیر انقلاب، آسید احمد آقا فرزند ایشون، خدا ایشونم رحمت کنه. تو خاطراتشون می‌گن که یکی از همسایه‌ها تو این قوم محله، یخچال قاضی می‌نشست، امام روضه داشت. بابا بریم روضه. برای چی؟ گفتم برای اینکه روضه‌مون اومده دیگه، خونمون اومده، دیدن شما میاد، بریم یه خودی نشان بدیم. فرمود: نمی‌آم. گفتم برای چی؟ فرمود: اخلاصم نمی‌آد، هرچی فکر می‌کنم این برای خدا نیست، نیست، اخلاصم نمی‌آد.

حالا خدا حفظ کنه سرور عزیزمون حاج آقای قرائتی رو، فرمودند که بعضی اوقات انسان باید خودشو امتحان کنه. همین الان با همه این مثلاً امتیازاتی که انسان داره، حاضره یه چیزی رو واگذار کنه. اگه ایشون مثال می‌زد، می‌گفت: به من گفتن آقا دیگه شما تلویزیون نمی‌تونی بیای، تعطیل، چی می‌گم؟ باز چی می‌گم؟ آیا دیگه... تمام صداوسیما رو، بعضی از اوقات افراد حب و بغضشون بر اساس میل شخصیه. یعنی بنده چون آقای ملایی منو به این برنامه دعوت نکرده، می‌شم مبغض ایشون و خدا إن‌شاءالله بهمون توفیق بده بتونیم کار برای رضای خدا انجام بده. «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، أُولَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ».

ارباب بی‌کفن ما اباعبدالله، وقتی از مکه می‌خواست بیاد بیرون – عزم الخروج إلی العراق یعنی همون روزی که می‌خواست خارج بشه به سمت عراق – عده‌ای دورش جمع شدن، یه خطبه‌ای خواند. بخشی از اون خطبه‌ش اینه: «رِضَا اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْتِ» رضایت ما همون رضایت خداست.

این داستانی بگم براتون، حدیثه، البته جالبه. شبی که رسول خدا رفت به معراج، می‌دونید این داستان توی کامل الزیارات ابن قولویه – بینندگان عزیز ما دو تا ابن قولوی داریم، یکیشون در قم دفنه، یکیشون در کاظمین، بله، تو مقبره شیخ مفیده – البته ایشون استاد شیخ مفید، ولی هیچ‌کس نمی‌گه اینجا مقبره ابن قولوی، همه می‌گن مقبره شیخ مفید، شاگرد از استاد مشهورتر شد. یکیشم که اینجا نزدیک حرم قبرش و بعضی عزیزان میرن فاتحه بخونن، این ابن قولوی قمی هم هست، قمی. شیخ مفید اهل بغداده، ایشون اهل قمه. ایشون یه کتابی دارد به نام کامل الزیارات، زیارات جمع‌آوری کرده. کتاب مال ۱۰۰۰ سال پیشه، چون ایشون ۱۰۰۰ سال پیش زندگی می‌کرد. درون کتاب یه چیز عجیبی نقل می‌کنه، می‌خوام رضایت الهی رو بگم. می‌گوید: شبی که پیامبر رفت معراج، خدا بهش فرمود: یا احمد، إنّی مختبرک فی ثلاثٍ من سه تا امتحان سخت از تو می‌گیرم. خب حالا به ما اگه بگن از امتحان می‌گیرن، امتحان نرن، بهمون بگن طاقت نداریم. به اینکه بگن آقا امتحان شما داغِ اولاده، طاقت می‌آره، اگرم بیاره داغون می‌شه. پیغمبر گفت: یا رب، ماهن این امتحان‌هایی که می‌گی چیه؟ خدا فرمود: یک: «الْجُوعِ» گرسنگی و تحریم اقتصادی. همین‌طورم شد دیگه، سه سال در شعب تحریم شده است. جالبه، جمله پیامبر جالبه، به خدا عرض کرد: «قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ» آقا تسلیم و رضا. دوم: «التَّکْذِیبَ الشَّدِیدَ» الان بری کارتو شروع کنیم، شدیداً تکذیبت می‌کنن، دیوانت می‌گن، ساحرت می‌گن، کاهنت می‌گن. باز پیغمبر عرض کرد: «قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ». و مرحله سومش خیلی سخته. پیغمبر بگه آقا بفرمایید. مرحله سوم: «فِی عِتْرَتِکَ، لَکِنْ أَخُوکَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ یُفْتَکُ» حالا هنوز حضرت علی علیه السلام – حضرت زهرا ازدواجم نکردند، شاید به دنیا نیومده حضرت زهرا، چون معراج خیلی قبل بوده یا اوایل – به هر حال حضور در مکه است. حضرت خدا به پیغمبر فرمود که دخترت فاطمه این‌طور می‌شه، شروع کرد مصیبت پنج‌تن براشون خوندن. فقط پیغمبر یه جمله اضافه کرد: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ، قَبِلْتُ یا رَبِّ وَ رَضِیتُ» و این عمل صالح به چه عملی می‌گن؟ اولین شرط عمل صالح اینه که رضای خدا درش باشه. خیلی از جاها عزیزان بسنجیم، اگه خدا راضیه ولو مردم ناراضن، شما کار رو ملاکمون رضایت خدا. اگر عکس‌ش هم، همه مردم راضی‌ان ولی خدا راضی نیست، همه این اتوبوس می‌گن آقا نماز وایس، اما خدا می‌گه نماز وا. همه رفقای من تو خوابگاه می‌گن حجابو بذار کنار، دیگه قدیمی شد، اما خدا می‌گه حجاب لازمه. همه این اداره اهل رشوه‌اند باشه، من نیستم چون خدا راضی نیست. نیست. پس یک ملاک عمل صالح که رضایت الهی درش باشه و انسان به انگیزه رضایت الهی انجام بده.

این سوره والفجر رو چرا بهش می‌گن سوره امام حسین؟ حالا امام حسین که خیلی بعد از نزول قرآن شهید شده. إن‌شاءالله خدا قسمتتون کنه کربلا، تاج ضریح امام حسین هم سوره والفجر است. بله، خاطر اون آیه آخرش: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً» یکی از صفات حضرت زهرا هم همینه دیگه، بله.

خب، علامه طباطبایی می‌گه: هر کس می‌خواد عمل صالح انجام بده، اولین شرطش این هستش که چی باشه؟ خدا ازش راضی باشه. دوم: صلاحیت ثواب داشته باشه. یعنی چی؟ یعنی من یه عملی رو به رضایت خدا ولی این صلاحیت ثواب نداره، مثل اون آقایی که زمان امام صادق علیه السلام سرقت می‌کرد، صدقه می‌داد، فکر می‌کرد داره کار درست. این نمی‌دونست که این عمل صلاحیت ثواب نداره، نداره، ولو تو برای رضای خدا این کار رو انجام بدید. و لذا اینی که امام سجاد فرمود: «پدرم رو بعضی قربت الی الله کشتند» پس این عمل ممکنه انگیزه شما قُربت الی الله باشه، اما کشتن امام حسین صلاحیت تقرب به خدا نداره، نداره. پس عمل صالح عملی‌ست که: یک برای رضای خدا باشه، بله. دو: صلاحیت ثواب داشته باشه، مطابق دستور باشه، مطابق قرآن و روایات باشه. سومین ویژگی علامه طباطبایی می‌فرماید: عمل صالح عملی‌ست که به انسان رشد بده، آدم احساس کنه با این هی داره بهتر می‌شه، بزرگ می‌شه. این آیه قرآنه دیگه: «وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ، وَ الْعَمَلُ السَّیِّئُ...» «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ» به هر حال.

این دعای امام سجاد دعای مهمی‌ست: خدایا ما را از عباد صالح قرار بده. انقدر عبادت صالح مهم است که تو نماز عید فطر می‌گیم: خدایا ما... خلاصه می‌کنیم نمی‌گیم چی می‌خوای، هر چی عبادت صالح از تو خواستن، به ما همونو بده، بده. بله، اینه دیگه، بله: «خَیْرَ مَا سَأَلَکَ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحُونَ» و در یک کلمه، صالحین در ردیف انبیا و صدیقین و شهدا قرار دارند. آیه قرآنه دیگه: «مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ». حالا نبیین منظور انبیاست، صدیقین جانشینانشون مثل مثلاً فرض کنید امیرالمؤمنین، شهید بگیریم چه، گواه روشنه، اما صالحین انسان‌هایی هستند که به این مقام و در این درجه رسیده‌اند.

این یک بخش از فرمایش وجود مقدس امام سجاد که: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ» إن‌شاءالله خداوند همه ما را از عبادت صالحش قرار بده، الهی آمین.

یه فراز دیگرم فرصت داریم عرض کنم، حتماً وجود مقدس امام سجاد علیه السلام به خدا عرض می‌کنم: «وَ ارْزُقْنِی فَوْزَ الْمَعَادِ وَ سَلَامَةَ الْمَرْصَادِ» نمی‌گه سلامة الصراط، سلامة... خدایا به من توفیق بده فوز معاد و قیامت رو درک کنم و از مرصادم سلامت عبور کنم. اولاً می‌دونید بیش از ۱۴۰۰ تا آیه تو قرآن... کمتر صفحه‌ای از قرآن شما باز می‌کنید که یک تذکری راجع به معاد توش نباشه، نباشه. ۷۰ نام برای معاد توی قرآن آمده، آمده که این تنوع نشان‌دهنده کثرت حوادث و اهمیت قیامته. و نکته دیگر اینکه همه ائمه ما نسبت به معاد تذکر داشتن و می‌فرمودند یاد معاد و یاد مرگ سازنده است. جالبه خود وجود مقدس اباعبدالله علیه‌السلام به عمر سعد فرمودند، فرمودند: «یَا عُمَرُ، أَ لَا تَتَّقِی اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعَادُکَ» از خدا نمی‌ترسی که بازگشتت بشه خداست. خدا در قرآن می‌فرماید یقیناً نمی‌خواد، اگر کسی گمان به معاد داشته باشه، گناه نمی‌کنه. راجع به کم‌فروشان می‌گه دیگه: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ»

بینندگان عزیز، ما دو حیات، دو زندگی داریم: دنیا و آخرت، و «وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ». معاد رو جدی بگیرید، معاد رو جدی بگیریم. روایت دیدم فرمود: چهار چیزه که قدرشو چهار نفر می‌فهمند: یک: جوانی، قدرشو پیران می‌فهمند، معلومه دیگه، جوون خودش حواسش نیست به این سلامت. آره. دوم: عافیت و امنیت، قدرشو اهل بلا می‌فهمند، اونایی که دچار زلزله شدن، سیل شدن، زیر بمباران، می‌فهمند عافیت یعنی چی. مریضی، مثلاً مریضی، نه حالا مریضی... سومیشه، آها. سوم، بله صحت، قدرشو مریض‌ها می‌فهمند، بله. چهارم: «وَ الْحَیَاةَ» قدرشو مرده‌ها می‌فهمند، اونایی که الان تو عالم برزخ‌اند متوجه می‌شن که بنده جناب‌عالی، بینندگان عزیز ما که می‌تونند ذکر بگن، تمام شده، فرصتی ندارن بره پدر مادرش سر بزنه، توبه کنه و لذا هم می‌گن... اه، می‌گن. من معروفه که مرحوم علامه محمدتقی جعفری، علامه امینی رو خواب دید. علامه امینی به ایشون فرمود: من دستم کوتاهه، تو که زنده‌ای و تو دنیایی، یه کاری برای علی بن ابیطالب بکن، یه کاری برای علی بن ابیطالب. حالا تازه علامه امینی... علامه امینی که عمر نوشته. آقای محمدتقی جعفری رَضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ می‌گه: من بلند شدم و تصمیم گرفتم شرح نهج البلاغه بنویسم، همین شرحی که نوشتم. حالا شما ببینید، من اینو می‌خوام عرض کنم به زبان بی‌زبانی، این اموات گذشتگان دارن به ما می‌گن: شما که کار دستتونه، یه کاری برای خودتون بکنید، انجام بدید. مواظب باشید توشه بد برای این عالم نفرستید. «زَادُ الْمَعَادِ» فرمود بدترین زاد و توشه برای معاد، ظلم به مردم است. ظلم به دیگران نکنید. آقای ملا، اگه مردم به معاد اعتقاد داشتن، یه گناه نمی‌کردند. به قول قرآن، فرمودید اگه حتی گمانش داشته باشه آدم یقین داشته باشه، خیلی کارا رو نمی‌کنیم.

بعد امام می‌فرماید: «سَلَامَةَ الْمَرْصَادِ» و اینم توضیح بدم. ما یه صراط داریم، یه مرصاد: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ». مال حق الناس... لا یجوزها عبدٌ به مظلمة أحد. خیلی حواسمون جمع باشه، حق الناس به گردنمون نباشه. حالا حق الناس ارض مردم باشه، آبروی مردم باشه، مال مردم باشه، بدهی به دیگران باشه. دفتر داشته باشیم، نوشته داشته باشیم، امورمونو بنویسیم، بررسی کنیم. بالاخره امیرالمؤمنین علیه السلام می‌گفت: «آهٍ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ السَّفَرِ» امیرالمومنین شما نگاه کنید، تو همین دعاهای مورد دعاهای خود امام سجاد علیه السلام توی صحیفه جاهای دیگه. لذا این مسئله معاد خیلی مهمه.

امام حسین علیه السلام روزی که از مکه می‌خواست بیاد بیرون – الان اشاره کردم، یه خورده اینم بخشی از همون خطبه است – بله، فرمودند: «خُطَّ الْمَوْتُ عَلَی وَلَدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَةِ عَلَی جِیدِ الْفَتَاةِ» مرگ نسبت به انسان مثل گردنبند زیبا نسبت به یک دختر جوانه. یه دختر جوان وقتی گردنبند – خیلی هم خانوما دوست دارن دیگه، مخصوصاً اگر طلا باشه – یه گردنبندی رو به گردن می‌اندازه، چقدر زیباست و دوست داره. فرمود مرگ برای انسان این‌طوریه، این حتمیت داره. بعد این رو فرمودن، فرمودن: خدا، من چقدر اشتیاق دارم به ملاقات اسلافم یعنی حضرت ابراهیم، حضرت موسی، رسول خدا، امیرالمؤمنین، مثل اشتیاقی که یعقوب به یوسف داشت. همونطور به مرگ علاقه دارم و اشتیاق دارم. این همون حرف امیرالمؤمنینه که فرمود: «اِبْنُ أَبِی طَالِبٍ» به پسر ابوطالب، به مرگ علاقه‌اش بیش از علاقه طفل به سینه مادر. معاد رو جدی بگیریم، مرگ رو جدی بگیریم. این دو فراز از این فرمایشات امام سجاد علیه السلام ما در ادامه خدمت شما هستیم.

ملایی:
خیلی متشکرم، خیلی ممنونم ازتون حاج آقای رفیعی عزیز و خیلی متشکرم از شما همراهان خوب برنامه سمت خدا تا این لحظه. محضر امام سجاد علیه السلام و دعای شریف مکارم الاخلاق بودیم و دو فرازش. حالا این قصه ادامه داره. من با اجازتون مصحف بردارم خدمتش باشیم و معرفی کنم صفحه‌ای که قراره تلاوت بشه. اینو بگم که ثواب برنامه رو، ثواب گفتن و گفتن‌های حاج آقا، شنیدن و دیدن خودمونو تقدیم کردیم به شهدای مظلوم فاجعه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، شهید آیت الله دکتر بهشتی و یارانشون. الانم تلاوت قرآن رو به نیت اونها انجام می‌دیم. یه صلوات بفرستید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

طبق روال برنامه رسیدیم به صفحه ۲۴۶ سوره مبارکه یوسف، عَلَی نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَام، تلاوت می‌کنیم. همین الان هم ذکر خیر حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهم السلام شد تو کلام حاج آقای رفیعی. آیات ۸۷ تا ۹۵ تلاوت می‌شه. إن‌شاءالله یه همین قرآنو باز کنیم، تو بین‌الحرمین باشیم، یه محرمی باشه، یه تاسوعایی، یه عاشورایی، روزایی که پشت سر گذاشتیم، روزایی که پیش رو داریم و اونجا مشرف به محضر قرآن کریم بشیم، در حضور قرآن ناطق إن‌شاءالله به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

قرآن کریم صفحه246

دوستان عزیز، همراهان خوب برنامه سمت خدا، مخصوصاً شماهایی که مباحث حاج آقای رفیعی براتون ویژه با ترجمه مخصوص ناشنوایان عزیز پخش می‌شه، چون این برنامه است که برای شما پخش می‌شه، ویژه بهتون سلام می‌کنم و تشکر می‌کنم از همراهیتون. بفرمایید زمان داریم یه مقداری بهره ببریم دیگه، همچنان از حضور حاج آقای رفیعی عزیز و بزرگوار.

حجت الاسلام رفیعی:
ببینید بحثمون عباد صالح و عمل صالح شد. در قرآن کریم هم مکرر داریم عمل صالح. بله، عمل صالح قرآن می‌فرماید آثاری داره. یکیش: زندگی آدم پاکیزه می‌شه: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً» یک اثرش این هستش که خدای تبارک و تعالی انسان رو محبوب می‌کنه: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» یکیش این است که انسان را از ظلمات به نور می‌آره: «لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ» ببینید اینا آثار پی‌درپی که خدا داره امتیاز می‌ده، می‌گه شما عمل صالح انجام بدی، هم خودت راحت‌تر هستی، هم اینکه زندگیت پاکیزه است، همین که محبوب دیگران می‌شی، همین چیزایی که مطلوب شماست، عمل با شیله‌پیله و حقه‌بازی و اینا، اینا از توش در نمی‌آد، نمی‌آد. اگر یه کسی بخواد از این طریق آدم جذب کنه نمی‌شه، ممکنه یه مدتی یه کسی گول بخوره، اما همون بدن چی می‌شه؟ مخالفش می‌شه. این یه نکته.

نکته بعدی این هستش که یک عمل مطلوب – الان گفتیم باید عمل صالح باشه، بله. عمل صالح هم معنا کردیم. منتها چند تا ویژگی دیگه هم هست که اگر در اون عمل قرار بگیره، دیگه اون عمل خیلی خوب می‌شه، دیگه اون عمل در واقع عمل مطلوب. من می‌گم عمل مطلوب خوب چگونه یک عمل پسندیده است و خدا او رو قبول می‌کنه: «أَحْسَنَ عَمَلًا» می‌شه، بله. یکیشو که اشاره کردیم برای رضای خدا باشه، اخلاص توش باشه. یک ویژگی یک عمل مطلوب اینه که متقن باشه. یعنی چی؟ یعنی کم عمل، آها، نگذارید. من برای رضای خدا نماز می‌خونم ولی خب برای رضای خدا خوبم بخونم. اینکه فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ» خدا دوست داره وقتی که کسی از شما عملی انجام می‌ده، متقن انجام بده. متقن، اتقان به معنای یقین نه، استحکام، نه، استحکام، به معنای استحکام، محکم انجام بده. این حتی پیامبر اکرم یه بدنی رو به خاک سپردن – حالا ظاهراً فرزندشون ابراهیم بود – بعد فرمودند: بیاید این قبر رو محکم کنیم، مثلاً حالا وسیله روش پیدا، آهکی، گچی. یه کسی: یا رسول الله، انه سیبلی... اینکه می‌پوسه، بدنش تو قبر دیگه، هم فرار نمی‌کنه. حالا برای چی قبر رو محکم کنیم؟ فرمود: می‌دونم، خدا دوست داره وقتی بنده کاری رو انجام می‌ده، متقن انجام بده. ببینید، کم باشه، حتی مرده دفن کردن. لذا عمل ما غیر از اخلاص، اتقانم باید داشته باشه. حالا چه؟ اینکه ما برای دیگران که کار انجام می‌دیم، طرف می‌گه آقا محکم‌کاری کن، خیالم راحت باشه دیگه. به خدا، خدا... بله.

خدا رحمت کنه آقای آیت‌الله مجتهدی رو، می‌گفت: یکی از بزرگان، پدرش مادرش فوت کرده بود، مادرش فوت کرده. عروس ایشون یه برنج و آلبالویی پخته بود تو خانه. وقتی آماده شد، یه فقیری اومد در خانه و نشست. بهش گفت: بشین، من برات ناهار می‌آرم، نذر مادر شوهرم می‌کنم که ثوابش برسه به روی مادر شوهر. اون فقیرم می‌خواست بره، عجله داشت. ایشونم گشت یه چیزی پیدا کنه، چیزی پیدا نکرد. یک لگنایی که تو حمام آب می‌ریزند سرشون، اونو برداشت و چند تا کفگیر برنج آلبالو ریخت داخلش، آورد بهش داد، گفت: بخور. اونم گفت: دست شما درد نکنه. خورد و ظرفشو پس داد و رفت. شوهر این خانم فردا اومد پیش همسرش، گفت: چکار کردی دیشب؟ گفت: چطور؟ گفت: مادرمو خواب دیدم، گفت به این خانومت بگو آبروی ما رو بردی پیش این اهل محشر، آخه پلو تو لگن برای ما می‌فرستی؟ عجب! حالا شما ببینید، عجب، این کار متقن نیست. شما به فقیرم که می‌خوای کمک کنی، قشنگ باشه، قشنگ، زیبا. قرآن، روایات داریم که سریع انجام بده، منت نگذار، خیلی مهم‌ها، خیلی مهمه. اون کفش نوه رو بده... «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» این یه نکته.

آمده بود در خانه فقیری، امام سجاد اون روز جگر پخته بودند براش، آقا جگر دوست داشت، انگور هم کنارش بود. فرمود: جگر رو بدید به فقیر. گفتن: خب اون انگورو بدیم؟ فرمود: همونی که خودتون دوست دارید باید انفاق کنید. پس اخلاص، اتقان.

ویژگی دیگری که عمل رو زیبا می‌کنه، استمرار. «رَهْرَوَانٌ» که آهسته و پیوسته. استمرار... بعضیا می‌بینیم مثلاً یه مرتبه دنجش می‌گیره، ماه رمضون حسابی نماز می‌خونه، دیگه بعد ماه رمضون نمی‌خونه. «أَفْضَلُ الْعَمَلِ أَدْوَمُهُ وَ إِنْ قَلَّ» آقا شما... آقا رهبر شهیدمون فرمود به جوونا شبی یه صفحه قرآن بخونید، بله. ماه رمضون یه مرتبه ۳۰ جزء می‌خوانند، غیر ماه رمضون شبیه یه صفحه هم نمی‌خوانند. استمرار، اصولاً از نظر به اصطلاح علم روانشناسی تو ملکه شدن چی؟ تأثیر داره، موثره. این عملی رو انسان مستمراً انجام بده. اینم شرط سوم یعنی شرط‌های تکمیلی من دارم عرض می‌کنم، بله بله.

یکی هم نشاط و شادابیه که انسان عملی که انجام می‌ده، خدا دوست داره کسل و بی‌حال نباشه. خدا می‌فرماید اون منافق که وقتی به نماز می‌ایسته، کسالت داره، وقتی انفاق می‌کنه، کراهت داره. اون نشاط هم خیلی مهمه. خدا رحمت کنه آقای مرحوم آیت‌الله فاطمیه رو، می‌گفت: شروع می‌کنه دعای کمیل، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ...» هی ورق می‌زنه، صفحه آخرش، این اصلاً حال نداره، هنوز کلمه اولشو شروع نکرده، می‌خواد ببینه چند تا صفحه مونده، صفحه مونده. در صورتی که من خودم اینو امتحان کردم، بعضی از اوقات یه حالی توی دعا داشتم، نفهمیدم تمام شده و غصه خوردم که چرا این مثلاً حاله همیشگیم... حال همیشگی. و لذا روایت داریم: وقتی حالت و شرایطت رو به نشاط است، عملی رو انجام بده. یه بنده خدایی دعای طولانی می‌خوند با کسالت. امیرالمؤمنین فرمود: یا صاحب دعا، نمی‌خواد این دعا رو بخونید، من یه دعا مختصر بهت یاد می‌دم، چهار تا کلمه بود که حالا معروفه. تو برنامه وقتی ما گفتیم، فرمود: همینو بخون. به قول حاج آقای قرائتی وقتی می‌فرمودند که خدا دعای افطار خلاصه کرده: «اللَّهُمَّ لَکَ صُمْتُ وَ عَلَی رِزْقِکَ أَفْطَرْتُ» تو بعد خرما، بله. اما دعای سحر طولانیه، ابوحمزه. چرا؟ چون دم افطار آدم زود می‌خواد، سریع می‌خواد مشغول خوردن بشه، بله. توی رساله‌ها هم نوشتن که الانم یه بحثی می‌شه ماه رمضون: اول نماز بخونیم یا اول افطار، افطار کنیم؟ خب نماز که ترجیح داره مسلم، اما تو رساله‌ها نوشتن: اگر سفره افتاده، عده‌ای منتظرن، تو هم حال نداری، اول افطار. اینا مهمه. پس اخلاص و نشاط و اتقان و استمرار، اینا یه عمل رو یه پک کاملی إن‌شاءالله خواهد کرد.

ملایی:
بسیار خب، حاج آقای رفیعی خیلی ممنونم ازتون، متشکرم. آرزومون سلامتی حضرت عالی، قبولی عزاداری‌هاتونه و إن‌شاءالله کربلا إن‌شاءالله ببینیم. خیلی ممنون، سپاسگزارم از شما. آقایان و بانوان، کوچک‌ترها و بزرگترها، دعا کنید برای من و رفقا در برنامه سمت خدا. همه‌مون دعا کنیم برای سلامتی رهبر عزیزتر از جانمون حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای. و هممون آماده هستیم، آماده‌تر بشیم دیگه. هفته آینده همچین روزی کاروان وداع با شکوه با امام شهید حرکت خواهد کرد. برنامه رو می‌دونید، دائماً داره از طریق ستاد مربوطه اطلاع‌رسانی می‌شه. و من به نظرم ما درسته تابع هرات و برنامه‌های ستاد خواهیم بود، اما هر کدومم هر کاری از دستمون بر می‌آد انجام بدیم. یعنی اگه یه موقعی نمی‌رسیم مراسم بریم، می‌تونیم به نشانه تکریم مقام امام شهید، ولی فقیه زمان، نائب امام زمان سلام الله علیه شهید شده، معمولی نیست این اتفاق، هر کاری بلدیم بکنیم، موکب می‌زنیم، ایستگاه صلواتی می‌زنیم، کمک کنیم بدون اینکه تداخلی در کارهای برنامه‌ریزی شده و منظمی که پیش‌بینی شده انجام بشه، بدون اینکه چیزی رو به هم بریزیم، حتماً سنگ تمام برای امام شهیدمون خواهیم گذاشت تا سلامی دوباره. التماس دعا، در پناه خدای حسین باشید و باشید