اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-04-01- حجت الاسلام پناهیان- مدیریت ذهن در خانواده (محرم)

شریعتی :بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

صدایت را در این صحرا طنین‌انداز خواهی کرد. تو موسایی و در گهواره هم اعجاز خواهی کرد. سپیدی گلوی توست این یا که ید بیضا، تو چشم کورها را بر حقیقت باز خواهی کرد. کدامین راز خلقت را تو در این طور می‌بینی که جانت را فدای گفتن آن، راست خواهی کرد؟ چه زیبا دل به دریا می‌زند مادر، چه زیباتر عروجت را از آغوش پدر آغاز خواهی کرد. بگو که باز می‌گردی به آغوشش غریبانه، بگو با خون سرت تا خدا پرواز خواهی کرد. اسیر سحر دنیاییم، محتاج نگاه تو. اسیر سحر دنیاییم، محتاج نگاه تو. تو موسایی و در گهواره هم اعجاز خواهی کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان آغاز می‌کنم. خانم‌ها آقایان، عزاداری‌هاتون قبول باشه إن‌شاءالله. امروز هممون متوسلیم به حضرت باب الحوائج، آیت کبرای کربلا، حضرت علی اصغر إن‌شاءالله با دستان کوچکش گره‌های بزرگ زندگی ما رو باز بکنه. خیلی خوشحالیم که با همیم و در کنار هم با افتخار امروز در کنار شما هستم. آقا رضا مولایی بنا به دلایلی نتونستم بیان، این افتخار رو دارم که از این دریچه وزن این قاب امروز به محضر بلند و منیع ملت سرو قامت ایران اسلامی سلام بکنم و یک سلام از طرف خودم و از طرف شما محضر حاج آقای پناهیان عزیز. آقا سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم، خدمت بینندگان خوب سلام عرض می‌کنم. عرض تسلیت ایام. البته ما در جریان یک حماسه‌ای خیلی قلب‌هامون نزدیکتر شده به الحمدلله. حماسه عاشورا و حقایقی در این عزاداری‌های ما هست، حالا همه بهتر می‌تونن اون رو تجربه کنند. ما در عزاداری اباعبدالله الحسین دچار ماتم‌زدگی و افسردگی نمی‌شیم، یه نشاطی در وجود، نشاط درونی بله. و اینو مردم توی این جریان سه‌ماهه گذشته احساس کردند که چگونه از سوگ حماسه بسازند، بله. و ترکیبی از اون نشاط حماسه و اون اندوهی که از دست دادن شهدای بزرگی مثل قائد امت پدید می‌آره، ترکیب این دو تا رو تجربه کردند. إن‌شاءالله که ما این محرم خیلی نزدیک‌تر بشیم به حماسه اباعبدالله الحسین نسبت به همه قرون گذشته. إن‌شاءالله امیدوارم که همینطور باشه.

مدیریت ذهن خوب، طبیعتاً خیلی مهمه و یک عینکی و یک نگاهی و یک افقی به ما میده که می‌تونیم با مشکلات، با سختی‌ها، با گردنه‌ها، با پیچ‌های زندگی کنار بیایم. اینکه تو به رنج چگونه نگاه می‌کنی. و خدا رحمت بکنه آوینی بزرگ رو که تعبیرشون نسبت به دنیا این بود که «دنیا سیاره رنجه» و دنیا با بلا و رنج‌ها آمیخته شده. این هفته‌ها موضوع گفتگوی برنامه سمت خدا و گفتگوی ما با حاج آقای پناهیان در مورد همین موضوع هست و إن‌شاءالله ادامه فرمایشاتشون رو خواهیم شنید.

خواهش می‌کنم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. ما به این رسیده بودیم که اعضای خانواده می‌توانند روی نگاه همدیگر تأثیر بگذارند، به خصوص پدر و مادر روی نگاه فرزندان می‌توانند تأثیر بگذارند. نگاه که می‌گیم، همون مدیریت ذهنه، بله که من از چه زاویه‌ای نگاه کنم، چه بیندیشم درباره همه پدیده‌هایی که در اطراف خودم هست. در روان خیلی مفصل و واضح این مطلب رو توضیح می‌دن که بچه‌ها دقیقاً می‌آموزند نگرش‌های پدر و مادر رو و توصیه‌ها اونقدر اثر نداره که نگرش و نحوه برخورد و زاویه دید پدر و مادر نسبت به هر چیزی چقدر تأثیر بیشتری داره. اینکه تو با این مشکل، با این معضل چه مواجه می‌شوی، مواجه خیلی مهمه. بچه‌ها خودشون یادشون نیست چه زبان مادری رو یاد گرفتن، بله درسته. شما خودتون نباشه، همین‌جوری بچه‌ها نگرش‌های پدر و مادر نسبت به رنج و شادی رو یاد می‌گیرند و یاد می‌گیرن چه چیزی اهمیت داره، یاد می‌گیرن چه چیزی اهمیتش کمتره، یاد می‌گیرن از چی شاد باشند، یاد می‌گیرن کجا شاد باشند. ممکنه اینا رو هیچ‌کسی نتونه بنویسه، تئوریزه کنه، تدوین کنه، ولی این فراگیری خیلی دقیق و عمیقه. هرچند داره بازی می‌کنه تو مهمونی، ولی مثلاً ضمن بازی‌هاش می‌فهمه تو مهمونی چه مقدار غر زدن نسبت به مشکلات، چه مقدار مثبت حرف زدن. بچه‌ها من معتقدم حتی اگر نشنوند کلمات رو، نه اینکه بشنوند و نتونن تحلیل کنند، بله توی اون محیط باشن، امواج روشون تأثیر می‌گذاره و فرا می‌گیرند، یاد می‌گیرن. بچه‌های ما از گیاه کمتر نیستند که خیلی بالاترن. الان دیگه ثابت شده یک گیاه رو با غر زدن آب بدی، با یه گیاه دیگه‌ای که با محبت آب بدید، چقدر رشدش متفاوته، بله. حالا این بچه‌ها تو این محیط‌ها هستند.

یه زمانی جمعی از حقوقدان‌ها می‌گفتن این شبکه‌های ماهواره‌ای تو خونه بالاخره پخش میشه و مطالبی رو می‌گن منفی، دائماً سیاه و منفی علیه ایران. ما بیایم این‌ها رو از حیث حقوقی برای حقوق کودک، یه قوانینی تنظیم بکنیم که خانواده‌هایی که این بحث‌ها رو توی خونه پخش می‌کنند، دارن تجاوز به حریم و حقوق کودک می‌کنند. و می‌گفتن می‌شه ما در این زمینه اقدام بکنیم که مثلاً هست. بحث‌هایی که پدر و مادر اگر به حقوق کودک تجاوز بکنند، این بالاخره یه حقوقی برای کودکان هست. حالا اگرچه محاسبه ش سخته، ولی بچه‌ها یاد می‌گیرن نحوه برخورد و زاویه نگاه ما و اینکه ما هر پدیده‌ای رو چگونه ارزیابی می‌کنیم. اینو خواهش می‌کنم همه کسانی که دغدغه تربیت فرزند دارند برن مطالعه بکنن.

ما جلسات قبل شما تشریف نداشتید و خدمت مردم بودیم با آقای ملایی بحث تأثیر زن و مرد روی نگرششون نسبت به مسائل رو داشتیم و نمونه‌هایی رو حتی تو روایات ذکر شد که چه جوری می‌تونه خانم تمام اندوه را از مرد برداره و همینطور بالعکس. خودش یه هنره، ها بله. هنرمندی می‌خواد، بله. یک کاریه که بعضی وقتا ماها آدمای خوبی هستیم ولی مهارتش رو نداریم، نداریم، عادت نداریم، بهش اهمیت نمی‌دیم. یکی از کارهای ما تو این برنامه اینه که به بحث مدیریت ذهن اطرافیانمون اهمیت بدیم. ما داریم ذهن دیگران رو در اطراف خودمون در واقع می‌سازیم و اونا رو کمک می‌کنیم در مدیریت ذهن، یا تخریب می‌کنیم مدیریت ذهنشون رو. خب حالا تو خونه ما چه جوری باید روی ذهن بچه‌ها تأثیر بگذاریم؟ مدرسه هم همینطور. اگر پدر مادرها تونستند اجازه ندن هیچ معلم منفی‌باف و منفی‌نگر و سیاه‌نمایی به بچه‌هاشون درس بده، حتماً این کارو بکنن. و اگر تونستند چند برابر هزینه کنند، یه معلم مثبت‌نگر، یک معلمی که خیلی با نشاط به همه پدیده‌ها برخورد می‌کنه پیدا کنند برای بچه‌ها، حتماً چند برابر هزینه کنند. حالا بچه‌ها که جای خود، یعنی خیلی مهمه، زیربنای تربیتشون تو همین مدرسه شکل می‌گیره یا در منزل شکل می‌گیره. ما پدر مادرها هم خیلی محتاجیم، بله دقیقاً. یعنی یه وقتایی احساس می‌کنیم مستغنی هستیم از آموختن این مهارت‌ها، در حالی که ابداً اینطور نیست.

حالا شما آوردید به سمت من، یک در واقع گریزی به صحرای کربلا بزنم، یعنی بیام از این فاصله بگیرم. تو عرصه سیاست همینه. ما تو عرصه سیاست خیلی مهمه که مثبت‌نگر باشیم و انقلابی باشیم یا منفی‌نگر باشیم و انقلابی باشیم؟ ما مثبت‌نگر باشیم و وطن‌دوست باشیم خیلی مهمه و منفی‌نگر باشیم و وطن‌پرست باشیم؟ دقت فرمودید، خیلی مهمه با چه عینکی داری نگاه می‌کنی. یه بار امام شهیدمون با مثبت‌نگری یه پدیده‌ای رو که همه منفی نگاه می‌کنند، یه دفعه تحلیل مثبت بهش دادن. پدیده فرار مغزها هست. ایشون توی صحبتی فرمودند: چرا می‌گید فرار مغزها؟ ایران استعداد داره این همه دانشمند به جهان صادر بکنه و جهان رو تحت تأثیر قرار بده و اینها در نهایت باز خواهند گشت و آثارش این‌چنینه برای ایران. سه‌پایه دوربینو برداشته از این و گذاشته اونور اونور. حالا درسته ها، ایشونم تأیید می‌کرد که ما نباید فرار مغزها رو موجب بشیم، مشکلات رو باید برطرف بکنیم و الی آخر. حتی اندیشمندانی که تازه برگشته بودند با مشکلاتی مواجه بودند، دعوت می‌کردند پیش خودشون حرف‌ها رو بزنن. ایشون تأیید می‌کردن، پیگیری می‌کردند. ولی از اون زاویه هم نگاه بکنیم.

بعضی‌ها همین مشکلات سیاسی اخیر رو انتقادهایی دارند. من هیچ انتقادی رو نمی‌خوام دست بزنم و هر کسی انتقادی داره، انتقاد خودشو پیگیری کنه. اما با مثبت‌نگری یا با منفی‌نگری؟ مثلاً دیشب یه نفر یه پلاکاردی رو آورده بود، آقا من اینو نوشتم، این خوبه یا نه؟ گفتم این نظرته دیگه برو ابراز کن. می‌گفت نظر شما رو می‌خوام. گفتم ببین این انتقادی که داری، فکر می‌کنی مسئولین مثلاً بعضاً دارن ضعیف عمل می‌کنند، درسته، با مثبت‌نگری داری یا با منفی‌نگری؟ البته با یه تعابیر دیگه‌ای اونجا عرض کردم. گفت یعنی چی؟ گفتم تو ما رو در حال نابودی می‌بینی داری این فریاد رو می‌زنی، یا در اوج قدرت و عزت که آمریکا این‌جوری در مقابل ما ذلیل شده، داری به مسئولین می‌گی آقا حالا که فرصت پیدا کردی محکم‌تر بزن؟ گفت من باید روش فکر کنم. ببینید خیلی از منظر نگاه نکرده بود به قضیه. بله بعضیا مثلاً شبیه دو دهه پیش، یه کسانی علیه اسلام حرف می‌زدن و اسلام سیاسی و انقلابی. الان دیگه واقعاً یه همچین زوری نداره. اون مواضعی که دو دهه پیش سکه رایج بود تو کشور، نه غرب‌گرایی اونقدر زور داره، نه اسلام‌گریزی یا اسلام‌ستیزی اصلاً زور داره. اسلام حقانیتشو، انقلاب حقانیتشو ثابت کرده، تفوقمون رو و برتریمون رو ما ثابت کردیم حتی نسبت به دوران دفاع مقدس. خب ما خیلی قوی‌تر هستیم الحمدلله. ما هرچی صدامو می‌زدیم، مهمات کم نمی‌آورد، اما آمریکا رو زدیم، مهمات کم آورد. آخه این اصلاً قابل مقایسه نیست. بعد ما بیایم ادبیات همون سال‌ها رو بگیریم، خب این زاویه دید غلطه، یعنی جای خوبی نایستادیم، داریم مشکلات رو می‌بینیم. ببینید شما شاهد باشید که به نمایندگی از همه ملت، شما شاهد باشید که من به انتقادها دست نزدم، آقا هر کسی در مورد هر مسئولی نظرش منفیه یا مثبته، یا این رفتارشو غلط می‌دونه یا درست. این ادبیات ادبیات درستی نیست. این رفتار در چه فضایی، با زاویه مثبت این رو تحلیل می‌کنیم یا با منفی‌نگری؟ اینو به خاطر حرف شما من عرض کردم و الا می‌خواستم تو خانواده بمونم، نه برگردیم حالا که ما بزرگتر... بزرگترین عرصه ما به همچین بحث‌هایی واقعاً نیاز داریم. ولی از خونه میاد تو جامعه، از جامعه میاد در مقیاس کلان‌تر، می‌شه سیاست‌های اقتصادیمون، به هم چیزی نیاز داریم.

خب حالا ما زاویه دیدمون رو درباره حساس‌ترین موضوع داریم بررسی می‌کنیم، اونم موضوع رنج و لذت که شما اشاره فرمودید. ببینید این یک روایت از جانب پیغمبر اکرم می‌فرماید چگونه به رنج نگاه کن: «لَا تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ حَتَّی تَعُدُّوا الْبَلَاءَ نِعْمَةً» مومن نخواهید بود تا اینکه بلا رو نعمت ببینیم، تا اینکه بلا رو نعمت به حساب بیارید. جزو بحث مدیریت ذهن هست. آقای ملایی همیشه مراقبت می‌کردن من بحث خارج از مدیریت ذهن نگم. اینجا دید شما را داره نگاه می‌کنه، شما باید از یه زاویه‌ای نگاه کنی، بلا رو نعمت بدانیم. همیشه روحیه‌ات در اوج خوب خواهد بود. و رَخَاء  رو محنت بدانی، مومن نیستی تا وقتی که این زاویه دید خودتو اصلاح نکنی. رَخَاء رو محنت بدونی یعنی چی؟ یعنی نعمت که بهت رسید بگی وای خدایا من بناست از این فرصت خیلی استفاده کنم، استراحت بذاری کنار، نمی‌دونم مسئولیت بیشتری به عهدم اومده و عوارض منفیش باید به شدت مراقبت بکنی. در بلا خیالت راحت‌تره. ما وقتی که در نعمت قرار می‌گیریم، شما شاید باورتون نشه، حالا بحث‌های روزم هست، بارها تو این سه ماه بنده این رو توی این میادین و اینها عرض کردم. در حالی که همه در حال مثلاً مبارزه هستند و اینها، می‌گم من نگران بعد از این جنگ هستم که نعمت به مملکت رو خواهد کرد قطعاً و ما آیا ظرفیت استفاده از اون نعمت‌ها رو داریم یا نداریم. واقعاً نگرانی‌ام رو ابراز می‌کنم و بعد وقتی این نگرانی رو ابراز می‌کنم می‌بینم کسی هم دچار سرخوردگی، یأس اینا نمی‌شه. این نگرانی، نگرانی مَلَس خوبیه، در عین حال که باید بهش اهمیت بدیم. خب مثلاً پول‌ها آمد و دلار مثلاً چه شد و قیمت‌ها اومد پایین و خب ما می‌تونیم آیا مدیریت کنیم تولیدمون رونق پیدا بکنه یا می‌خوایم بریم سراغ دلالی؟ نهادهای دولتی، آیا مردم رو مشارکت خواهند داد یا نه؟ مدیران دولتی ۳۰۰ هزار مدیر خرد و کلان ما داریم، اینها رفتارشون تغییر می‌کنه؟ تغییر پیدا نکنه، رونق تولید، رونق کسب و کار فراهم نمی‌شه و این همون کفران نعمت و نگرانی شما. این نگرانی‌ام از این بابت است. رَخَاء رو این‌جوری محنت می‌دونم. ببین محنت از این باب دیگه از چه زاویه‌ای، و بلا رو نعمت می‌دونم. چرا؟ چون خداوند متعال که اولاً حامی ماست، بلا رو به اندازه ظرفیتمون میده و خدا می‌دونه راه داره برای عبور از این بلا. این ملت بارها من عرض کردم: خدا اگه می‌دونست ما قطعاً پیروز نمی‌شیم بر آمریکا، این جنگ رو به ما اجازه نمی‌داد پیش برای ما پیش بیاد، می‌خواستم بگم به ما تحمیل نمی‌کرد. گفتم شاید بعضیا قاطی بکنن و بالاخره خدا می‌دونست ما از پسش برمی‌ایم و از پسش برآمدیم. در بلا گفت در بلا هم می‌چشم لذات اویم مات. حالا دیگه این یک زاویه دید دیگه. می‌فرماید شما مومن نیستید مگر اینکه بلا رو نعمت بدونید، گفت: «کُلُّ بَلَاءٍ مِنْکَ رَحْمَةٌ» هر بلایی که از تو آید رحمتی است. خب این رو مادرها باید به بچه‌ها یاد بدهند. یه نگاه خیلی وسیع و بزرگی می‌خواد، یعنی مستلزم... مادرها، خانم‌ها می‌تونن. شما قبول دارید خانم‌ها از آقایون توی یه سری زمینه‌ها عقلشون بیشتر می‌رسه، هم عقلشون و هم دلشون وسیع‌تره؟ قبول دارید؟ بحث تقدیر از خانم‌ها به کنار، اگرچه امروز روز تقدیر از بانوان خوب جهان هست، در رأسشون حضرت رباب سلام الله علیها، اون بانوی بزرگی که اگر سعه صدر و عظمت روح او نبود، خدا این قربانی رو از او قبول نمی‌کرد. این‌جوری نبود که او یک باشد، منفعل، مضطرب و منکسر در مقابل این داغ بزرگ. بعضی وقتا ما روضه‌خونا قشنگ روضه نمی‌خونیم، گلایه‌های حضرت رباب رو برای ذبح فرزندش ابراز می‌کنیم. اینا زبان حال‌های دقیقی نیست. ما باید از جانب حضرت رباب زبان حالی بخونیم که نگاه مثبت رو القا بکنه، عظمت روح او رو. مثلاً بگیم: حسین جان سرتو بالا بگیر، فرزندم به فدای تو، چرا سرت رو پایین انداختی؟ وقتی علی اصغر رو به خیمه آوردی... ببینید چقدر تفاوت داره. آقا شما خودتون حالتون خوبه الحمدلله، بله بله. همینو من می‌خواستم، می‌خواستم خودم فدا بشم، تو امر کردی به میدان نیاید کسی از بانوان، فرزند و جگرگوشه‌ام مقابل یک تیر سپر شد برای تو. ببینید چقدر قشنگ اینا. البته روش حضرت زینب سلام الله علیها درسته. و یه زمانی می‌خواستم شعر بگم که دردناک‌ترین روضه‌ها رو چه جوری میشه آدم با یک عبارت‌های مثبت بیان کنه. یه مصرعش این شد: «خوش به حال نیزه‌ها که بوسه بر حنجره تو می‌زنند». اینجا رو هم آدم می‌تونه قشنگ بیان کنه و بچه‌ها اینو دریافت می‌کنن از مادر. و من فکر می‌کنم حضرت زینب همین‌جوری بچه‌ها رو مقابل نگه داشتن. این یک ماه در سخت‌ترین شرایط، هیچ خانواده‌ای نمی‌تونست دوام بیاره. اون روح بلند حضرت زینب، اون نگاه نورانی و نازنین حضرت زینب سلام الله علیها چقدر قوی تونست این کاروان رو به مقصود برسونه در اوج شکنجه‌ای که می‌دادن.

حالا از امام حسن عسکری علیه السلام یه روایت بخونم. اینا زاویه‌دیده مدیریت ذهن درباره رنج است. تمنا می‌کنم از پدر مادرها اینا رو به بچه‌ها منتقل کنند. وقتی که بچه‌ها می‌بینن پدر مادر در رنجن، وقتی که بچه‌ها تو رنج می‌افتند... تا آمار طلاق کاهش پیدا کنه، تا آمار ازدواج و فرزندآوری افزایش پیدا کنه. فرزندآوری چرا کاهش پیدا می‌کنه؟ به خاطر برخورد بد با رنج، خیلی فراری آدم باشه از رنج. خب زشته دیگه، این برای یه جامعه مثل جامعه با عظمتی ایران زشته. یا طلاق چرا افزایش پیدا می‌کنه؟ این به خاطر برخورد بد با رنج است. این رنج‌گریزی خیلی چیز بدیه که به هر قیمتی می‌خواد هیچ رنجی پیش نیاد. و بعد من یک روایتی هم بخونم که شاید توی این سال‌ها ۵، ۶ تا، ۷، ۸ تا روایت ماندگار در واقع تقدیم کرده باشیم به عنوان هدیه. یکی از اون روایت‌های ماندگار این روایتی است که قرائت خواهم کرد. الان روایتی از عسکری نه، این روایتی که از امام عسکری بشنویم علیه السلام رو می‌خوام بگم. ادامه همون توضیح قبلیه. به یک عبارت دیگری می‌فرماید: «مَا مِنْ بَلَاءٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا نِعْمَةٌ تُحِیطُ بِهَا» هیچ بلایی نیست مگر اینکه از جانب خدا یه نعمتی او رو احاطه کرده. به اون بخش نعمتی که در پس این بلا هست نگاه کنیم. اگه این‌جوری نگاه نکنیم صدمه می‌خوریم، ضعیف می‌شیم، پیر می‌شیم، مریض می‌شیم. اگر دچار فقر شد، اگر دچار ضعف شدی، اگر مریض شدی، دنبال اون نعمت باید بگردیم که احاطه کرده. و این مستلزم اینه که از پس این پرده‌های ظاهری عبور کنی. این مدیریت ذهن می‌خواد، یعنی همین. من به کجای این مسئله نگاه کنم که درش خیر ببینم. از چه زاویه‌ای نگاه کنم که اینو دیگه هر کسی می‌تونه تجربه خودش دنبال‌گیری کنه و به دست بیاره. و به ویژه دوباره تأکید می‌کنم پدر مادرها به بچه‌هاشون، بچه‌ها واقعاً این نگرش‌های عمیق و مثبت‌نگر در بلا رو از پدر و مادر ببینند، بزرگ می‌شن. یه بچه چجوری بزرگ میشه؟ مثلاً شما می‌بینید ۱۴ سالشه مثل ۲۰ ساله‌ها داره صحبت می‌کنه. با یه مادر شهیدی صحبت می‌کردم، با مادر شهید رضا پناهی که با شما خدمتشون بودیم، دیدید اون صوت رضا پناهی رو که عارف ۱۲، ۱۳ ساله چه با عظمت صحبت می‌کنه. می‌گفتم خب مادر شما چه این بچه رو تربیت کردی؟ ایشون می‌گفت خانم من نمی‌دونم، ما کارشناس تعلیم و تربیت و روان کودک و اینا که نیستیم، اینها ولی ناخواسته ازشون یه رفتارهایی سر می‌زنه. در یک گفتگوی مفصل من با ایشون به نتیجه رسیدم که اون مثبت‌نگری شما موجب شد که بچه شما از روی این باند فرودگاه زمین پرواز کنه بره بالا، از دنیا بزرگتر. آره مادرشون لابد دیدید، بله با هم رفته بودیم خدمتشون. خب واقعاً این‌جوریه ها، مثبت‌نگره یعنی مثل بچه پاش زخم بشه بهش می‌گه که آها این علامت اینکه داری بزرگ می‌شی. یه روحیه این‌جوری داریم. مادر یه دفعه این بچه هی نگاه می‌کنه این مادر چرا با همه مشکلات داره قشنگ برخورد می‌کنه، دیگه ترس از دلش می‌ریزه، دل شیر پیدا می‌کنه. و نمی‌خوام حالا الان به تفصیل به خاطرات این شهید بپردازم، ولی اینها شهیدپرورند، حالا و انسان‌های رشیدی رو که هنوز شهید نشدند، همه به شهادت نرسیدند، خب نمی‌تونیم خاطراتشون رو بیان کنیم به دلایل محدودیت‌هایی که هست.

خب بریم سراغ اون روایت ماندگار از امیرالمومنین علی علیه السلام. بی‌احترامی نباشه به بقیه روایت‌ها، همه روایت‌ها زیباست، همه آیات قرآن، ولی بعضی از روایات نورش جلوش بله بیشتر می‌درخشه و متناسب با اون گره‌ای که ما می‌خوایم باز کنیم. حالا شما هم داوری بفرمایید جزو کلمات خاص و ماندگار هست این سخن امیرالمومنین علی علیه السلام یا نه؟ شما به عنوان یک شنونده، کارشناس دیگه شما، خواهش می‌کنم. می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمَرْءُ فِی الدُّنْیَا غَرَضٌ تَتَنَاهَی فِیهِ الْمَنَایَا، وَ سَهْمٌ تَتَقَاذَفُهُ الْمَصَائِبُ، مَعَ کُلِّ جُرْعَةٍ شَرَقٌ، وَ فِی کُلِّ أَکْلَةٍ غَصَصٌ». می‌فرماید انسان در معرض بلایاست، با هر جرعه آبی یک اتفاق گلوگیر براش می‌افته که آب بپره تو گلوی آدم، و با هر غذایی که می‌خوره، لقمه گلوگیر، گلوگیری براش اتفاق می‌افته. این عبارت خواهش می‌کنم همه بینندگان عزیز این عبارت رو بنویسن حتماً تو این صفحات مجازی سمت خدا، حتماً روش فکر کنند. سخن امیرالمومنین علی علیه‌السلام است. می‌فرماید: «لَا یَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَی» انسان به هیچ نعمتی نمی‌رسه مگر اینکه یه نعمت دیگه رو از دست میده. چی میشه؟ هر نعمتی رو به دست بیار، خودتون می‌کشید اینو به دست بیاری، ای وای چرا من اینو ندارم، یه چیز دیگه رو از دست می‌دی. حالا میل خودت نه، آقا من چی رو از دست می‌دم؟ صبر کن، صبر کن، خیلی مهمه که چی می‌گیری چی می‌دی، درسته. این از کجا باید بفهمیم؟ خب اینو باید خیلی دقت کنیم تا بفهمیم، نیاز به بحث‌های دیگری داره. که من با این نعمت چی رو می‌خوام از دست بدم. مثلاً یه وقتی مثلاً به عنوان مثال جلوی کسی سر خم می‌کنه، یه پولی رو بگیرید ولی عزتتو داری از دست می‌دی. این خیلی ساده می‌گم اتفاق می‌افته. مثلاً یه پولی رو یه جایی می‌خوای بگیری، یه دفعه یه مشکلی دیگه برات پیش میاد که یه پولی رو باید هزینه کنی. طرف شادمان است از اینکه این پولو به دست آورده، خب اون پولی که تو باید چند برابرشو می‌دی، درسته اونجا باید هزینه کنی و اگر این پولو دریافت نمی‌کردی، اونجا دیگه هزینه لازم نبود بکنی. این‌جوری مدام باید در محاسبه باشیم. در محاسبه باشیم یا چیکار کنیم؟ چرا محاسبه کنیم؟ چیکار کنیم؟ رها کنیم، رها کنیم، تشنگی شدید خودمونو بذاریم کنار، خودمون رو مضطر دریافت چیزی ندونیم، شد شد، نشد نشد، وظیفه‌مون رو انجام می‌دیم، تلاش و دعا در کنار هم خیلی خوب.

شریعتی: یه مقداری زمانمون هم کوتاه‌تره، آیات رو بشنویم. بعد از تلاوت آیات ببینیم چقدر فرصت داریم. إن‌شاءالله همراه شما هستیم و در کنار شما در محضر حاج آقای پناهیان عزیز. بفرمایید خواهش می‌کنم. صفحه239 قران کریم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

إن‌شاءالله عزاداری‌هاتون قبول باشه، زیر بیرق و علم سیدالشهدا و زیر سایه آیه‌های نورانی قرآن کریم إن‌شاءالله همه عاقبت بخیر بشیم. نکته‌های خوبی رو داریم می‌شنویم. حاج آقای پناهیان

حجت الاسلام پناهیان: الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ یعنی از رنج تو گریزی نداری. حالا نحوه مواجهه ما با رنج که رنج رو نعمت ببینیم، نیاز به یک بلوغی داره که باید با همین بحث‌ها و گپ‌وگفت‌ها و راهنمایی‌ها إن‌شاءالله بهش رسید. این روایتی هم که از امیرالمومنین خوندیم، به نظرم تو این مجال نمی‌شه تحلیلش کرد واقعاً، ولی احساس می‌کنم خیلی جای فکر داره، خیلی جای تأمل داره. اینطور نیست؟ بله دقیقاً همینطوره و باید در متن زندگی به مرور با تفکر، با تغییر زاویه دید که حالا من یه جور دیگه نگاه کنم ببینم چی میشه، یه جور دیگه نگاه کنم شاید نعمت در واقع فراگیر رو که بالای این بلا هست ببینم، نتیجه خوبشو گاهی باید ببینم. حالا کلمات عرفانی هم در این زمینه هست. از کتابی مِصْبَاحُ الشَّرِیعَةِ آوردم. میشه مصداقش رو این رو بگم که: «عَسَی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» بله این دقیقاً یکی از مصادیقش هست که یه چیزی رو خوشت نمیاد ولی چه بسا در پس پرده خیرها درش نهفته. و اگر انسان یقین داشته باشه به این ماجرا، یقین مهمه، خیلی مهمه، خیلی مهمه، انسان اصلاً پرواز می‌کنه دیگه.

یه داستانی رو من حالا قبلاً گفتم، باز تکرارش بکنم بد نیست. حضرت داوود نبی عَلَی نَبِیِّنَا وَآلِهِ وَعَلَیْهِ السَّلَام از خدا پرسیدند که همنشین من تو بهشت کیه؟ این مثل اینکه یک سوال رایجی بوده، بیا داشتند، بله زیاد تو روایت داریم، درسته. خداوند متعال می‌فرماید دختر خانمی که مال یکی از این خونواده‌های محله و یا مثلاً منطقه شما هستید و اینا... آدرس می‌گیرن و ایشون میرن که چه ویژگی داشته. نگاه زندگیش خیلی عادیه. هرچی عباداتش رو بررسی می‌کنه، سلام علیک اینا، نه چیز خاصی. آخر سر می‌گن بهشون که آقا یا خانم شما همنشین پیامبر زمانت هستی. این چه میشه آخه با این زندگی عادی؟ یه چیزی متفاوت شما داری خودت احساس نمی‌کنی. ایشون میگه که من یه چیزی رو تو خودم احساس می‌کنم معمولاً دیگران فکرم نمی‌کرد انقدر مهم باشه، اونم اینکه میگه که من هر اتفاقی برام می‌فته می‌گم این بهترین اتفاقی بوده که خدا برای من رقم زده، چون من رو دوست داره از این بهتر نمی‌شده، حسن ظن به خدا دارم. حضرت داوود بالاخره پیغمبره، می‌فرماید این همونیه که تو رو به مقام پیغمبر زمانت رسونده.

خیلی مهمه، درسته. خیلی مهمه. این‌جوری آدم به یک نگرش... یه جاهایی ممکنه اصلاً تو نفهمی که چه اتفاقی برایت می‌افتد. زن کار می‌کنه، خدا برای من بد نمی‌خواد، درسته. اگر آدم عقلش برسه خوبیش رو می‌بینه. مثلاً امام امت خوبی‌های دفاع مقدس رو دید، در حالی که کسی که بنا بود جانشین امام امت بشه، شروع کرد توی مصاحبه‌ای بدی‌های دفاع مقدس رو گفت و گفت کسی در اون حد نتونست. نگاه امام... امام به خاطر مصاحبه اون فرد گفت: من آرزوی مرگ می‌کنم از خدا، من عذرخواهی می‌کنم از خانواده‌های شهدا. ببینید این حرفا حرفای عمیقیه، یعنی یه دفعه می‌ره تو عرصه سیاسی، یه نفری رو از صدر به زیر می‌اره و می‌زنه زمین، یه نفر رو تبدیل می‌کنه به آن چیزی که می‌رسونه.

حضرت امام ما چگونه با بلا برخورد می‌کنیم، یک مسئله اصلیه. می‌گفت اگر یک گلدون یا یک لیوان کریستال، نمی‌دونم فلان قیمتی رو داشتی، افتاد شکست، نگو چرا شکست؟ بگو چقدر خوب شد که فهمیدم این شکستنی بود. بله اگر کسی رفت، نگو چرا رفت؟ بگو چقدر خوب شد که فهمیدم رفتنی بود. چقدر این تو رو راحت می‌کنه، بله احساس آسایش می‌کنه. یه کسی می‌گفتش که آدم صاحبدلی می‌گفت، وقتی که مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، فهمیدم از این دنیا رفتن خیلی خوبه، خیلی قشنگ، خیلی اتفاق فوق‌العاده‌ایه. چون من یقین داشتم خدا آقا رو دوست داره، برای آقا چیز بد نمی‌خواد. نگاهم به مرگ عوض شد. یعنی زاویه دید دیگه. و ما اگر این زاویه دید درست رو به بچه‌هامون یاد بدیم، دیگه بچه‌ها نه تحصیل می‌خوان، خودشون دانشمند می‌شن، نه توانمندی و خیلی چیزا نمی‌خوان. یعنی من دیگه خلاصش بکنم چون روح بزرگی پیدا کرده، در روح بزرگ خودش همه چی رو قرار می‌دهد. پس تو همین نگاه، أحلام در میاد. حالا من می‌خواستم به اصطلاح هم بقیه روایت رو بخونم: «لَا یَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَی». این روایت رو چرا می‌گم یک روایت یادگاریه؟ رها می‌کنه انسان رو از چسبیدن زیادی به نعمات و خوشی‌ها و اینا، خیلی مهمه. رها می‌کنه. «هب لی کَمَالِ انْقِطَاعُهُ عَنِ الْأَسْبَابِ» احسنت. این رها شدن اول باید اتفاق بیفتد. بندها رو یکی یکی پاره می‌کنه، تا می‌خوای یه نعمت بگیری می‌گی خب نعمت بگیرم، چی می‌خوام از دست بدم؟ شل می‌شی. خب این مرحله اوله. بعد مرحله دوم این بحث‌هایی بود که ما پیگیری می‌کردیم و الان شما فرمودید و مثلاً حضرت علی علیه السلام برای اینکه روشن بشه معنایش، عبارت دیگه می‌فرمایند: «لَا یَسْتَقْبِلُ یَوْمٌ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِفِرَاقِ آخِرَ مِنْ أَجَلِهِ» می‌فرماید هر روزی رو که تو به دست می‌آری، یک روز از عمرت کم می‌شه. چه زاویه دید حکیمانه‌ای، آدم رو این‌ها رها می‌کنه از بسیاری از گرفتاری‌ها. خب من چند تا روایت آوردم که روضه ما می‌تونه امروز محسوب بشه.

در یکی از روایت‌ها امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: «کَانَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِ أَبَا عَبْدِاللَّهِ الْحُسَیْنِ وَ بَعْضِی مِنْ أَصْحَابِهِ لَا کُلِّهِمْ...» نکته این است که «تَشْتَدُّ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْکُنُ نُفُوسُهُمْ» هرچی به ظهر عاشورا نزدیک‌تر می‌شدند، برافروخته‌تر می‌شدند، شادتر می‌شدند، انرژی‌شان بیشتر می‌شد، آرامششون بیشتر می‌شد. عجیب! ببینید این خیلی مهمه، نفس‌های مطمئن. و ما این رو داریم تجربه می‌کنیم. یا وقتی عزاداری اباعبدالله الحسین می‌کنیم، خوب سینه می‌زنی برای مصیبت امام حسین، بی‌تاب می‌شی، داد می‌زنی، بعد یه دفعه خودتو نگاه می‌کنی می‌بینی چقدر آرامش داری بعد از یک عزاداری. چون تنت خورده به تن اصحاب اباعبدالله الحسین علیه السلام و این عظمت رو از اون بزرگواران دریافت کردیم.

من می‌خوام یک پیشنهادی رو به رئیس جمهور محترم بدم. اخیراً خب ترامپ خبیث در کنار همه جنایت‌ها یک کوری خونده و بالاخره حرف‌های لفاظی‌ها و توهین به ملت ایران، به مملکت ایران، توهین به خود رئیس جمهور. خب اینا باید پاسخ بگیرند. اون توهین می‌کنه، فرصت ایجاد میشه برای ما که جواب بدیم و این جواب شنیده میشه در جهان. من می‌خوام پیشنهاد بدم آقای رئیس جمهور - الحمدلله اهل نهج البلاغه و اهل قرآن و استفاده از این جمله مطالب هستند - حضرت زینب یه قطعه‌ش رو می‌خوام بخونم. حالا ما اینجا به عنوان روضه می‌خونیم، ولی باز اون نگاه با صلابت، امیدبخش اون، حضرت زینب سلام الله علیها در اوج مظلومیت. الان ما واقعاً در اوج اقتداریم الحمدلله واقعاً، ولی در اوج مظلومیت، اون‌جور عبارت رو بیان می‌فرمایند که: «کِدْ کَیْدَکَ وَ اسع سَعْیَکَ وَ نَاصِبْ جَهْدَکَ، فَوَاللَّهِ لَا تَمْحُو ذِکْرَنَا، وَ لَا تُمِیتُ وَحْیَنَا» یاد ما را نمی‌توانی محو کنی و نمی‌توانی وحی ما رو از بین ببری. «وَ لَا تُدْرِکُ غَایَتَنَا» نمی‌توانی این پایداری ما رو از بین ببری. بعد ادامه می‌دن: تلاشتو بکن، نابود خواهی شد، متلاشی خواهی شد، یارانت پراکنده می‌شن، تو ادامه نخواهی داشت، ما ادامه خواهیم داشت. چقدر زیباست. در اوج مظلومیت و ذاکران اهل بیت از همین کلمات حضرت زینب استفاده کنند علیه دشمن خبیث غداری که امروز هست. چقدر مردم روحیه می‌گیرند، نشاط پیدا می‌کنند، بسیار عالی و زینبی می‌شن إن‌شاءالله.

شریعتی:  آقا خیلی ممنون، متشکرم. إن‌شاءالله تو این شب‌ها ما رو دعا کنید، تو این روزها، تو روضه‌هاتون محافل عرش. و خیلی ممنونم از نگاه پرمهرتون. فردا هم إن‌شاءالله با حضور حاج آقای میرهاشم خدمتتون خواهیم رسید. در پناه خدا باشید، خداحافظ.