اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-03-30-حجت الاسلام عابدینی-پیام رهبر معظم انقلاب درباره مذاکرات

بسم الله الرحمن الرحیم و به خیر ناصر و معین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. آقایان و بانوان، شنوندگان و بینندگان جان، سلام علیکم. عزاداری‌تان قبول و توجهات و توسلاتتان انشالله مورد عنایت آقا امام حسین سلام الله و صلواته علیه باشد.

تسلیت و تعزیت ما را به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین و شهدای گرانقدر کربلا بپذیرید. و اگر موافق باشید، اول برنامه قبل از اینکه وارد بشویم به ساحت کارشناسی و به نکات دیگری که قرار است انشالله یاد بگیریم، همه‌مان (هر کس هر جایی الان می‌بیند زنده از شبکه سه یا بازپخشش را ممکن است از شبکه افق یا ولایت ببیند یا شب از رادیو معارف گوش کند) امکان این را دارید دست ادب به سینه بگذاریم، سلامی محضر ارباب بی‌کفن عرض بکنیم و اذن بگیریم برای ورود به سمت خدای این شنبه، در پنجمین روز از ماه محرم. آماده هستید؟ به نام خدا: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

انشالله کربلای معلی... خدمت حاج آقای عابدینی باشیم و محضر حاج آقا نکته یاد بگیریم. به اتفاق شما خوبان بیننده و شنونده، بفرمایید خدمت حاج آقا به اتفاق سلام بکنیم و انشالله درس یاد بگیریم. سلام علیکم و رحمة الله.

حجت الاسلام عابدینی: عْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا وَ أُجُورَكُمْ... انشالله. سلام علیکم و رحمت الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیزمان و شنوندگان و همچنین عرض قبول باشد همه طاعات و عزاداری‌هایتان در این ایام و بیعت‌هایمان با امام حسین علیه السلام که حقیقتاً شرکت در مجالس اهل بیت و به خصوص امام حسین علیه السلام تجدید عهد و بیعت است. و انشالله این بیعت ما را به‌روزرسانی بکند در رابطه با ولی‌مان.

ملایی: از حضرتعالی  یاد گرفتیم که یک موقع می‌خواهید در خانه خدا بروید، اولیا، انبیا، صلحا، ائمه طاهرین را واسطه کنید. یک موقع می‌خواهید محضر اباعبدالله الحسین علیه السلام مشرف بشوید، یک دستمایه‌ای داشته باشید. می‌خواهم بگویم که ما امروز در برنامه سمت خدا دستمایه‌های پرمعنای زیادی داریم. در همین ایام، در همین دو سه ماه اخیر، گرانقدرهایی را تقدیم کرده‌ایم. اگر موافق باشید محضر آقا اباعبدالله بگوییم که ما امثال شهدای سردار را می‌آوریم که آقا امام حسین به حریمشان راه بدهند. ما می‌خواهیم دستمان را بگذاریم در دست شهدای دانشمندمان و یک ویژه  اگر اجازه بفرمایید نکته‌ای داشتید به ما یاد بدهید تکمیل کنید. می‌خواهم بگویم که بگوییم یا اباعبدالله، ما امثال بچه‌های میناب را آوردیم. ما ماکان نصیری را که پدر و مادرش هنوز در جستجوی اثری از پیکر پاک این شهید هستند آوردیم. چون امروز روزی است که مرسوم است تکیه‌ها و هیئت‌ها به اسم عبدالله بن حسن علیهم السلام روضه‌خوانی می‌کنند. ما نوجوان آوردیم، ما کودک آوردیم. بگوییم امام حسین جان، به حریمشان راه بدهید. ما دستمان را گذاشتیم در دست این شهدای عزیز. حتماً و به خصوص در رأسشان امام شهید که اینها پرورش‌یافتگان مکتب امام شهیدمان هستند که الحمدلله خدای سبحان ما را شاگرد این امام شهید در طول این ۳۷ سال قرار داده است. الحمدالله.

حجت الاسلام عابدینی: خب، اگر اجازه بدهید با دعا برای سلامتی امام زمان آغاز می‌کنیم. اولش عرض می‌کنیم السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ... سلام که به ما اذن بدهند در این ایام صحبتی داشته باشیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کل ولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.

انشالله خدای سبحان به ما قدرت بدهد حق عزاداری و خونخواهی را در این ایام که تابلوی زیارت عاشورا السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ... خون‌خواهی امام شهید ما وظیفه ماست. این عزاداری‌ها هم مقدمه خون‌خواهی است، هیجان خون‌خواهی را زنده نگه داشتن است، نه اینکه انسان بار تکلیف از دوشش برداشته شدن باشد، بلکه احساس سنگینی بیشتر خون‌خواهی را بر دوشش احساس کردن است. و بالاخص که جریان شهدای ما و امام شهید ما این باب خون‌خواهی را برای ما زنده کرد که یاد خون‌خواهی اباعبدالله الحسین علیه السلام بیشتر بیفتیم و مصداقی به این حقیقت نگاه کنیم. اگر تا به حال خون‌خواهی برای ما مفهوم بود که می‌شنیدیم السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ، الان باور داریم که وقتی از ما خونی ریخته می‌شود، بزرگی از ما خونش ریخته می‌شود. چطور مردم باید یاد بگیرند؟ مثل این ایام، بیش از ۱۱-۱۲ روز است که در خیابان‌ها حضورشون را به نیت خون‌خواهی و انتقامشان حفظ کردند. پس اگر ما در این حدود ۱۳۰۰ و خورده‌ای سال، این خون‌خواهی را حفظ کرده بودیم، خیلی از مشکلات زودتر از این حل شده بود. یعنی به ۱۳۰۰ و خورده‌ای سال نمی‌کشید که ظهور محقق می‌شد. اما چون خون‌خواهی محقق نشده، این ظهور تأخیر افتاده. علتش هم این است که پرچم ظهور یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ است. یعنی اگر خون‌خواهی زنده شود و این خون‌خواهی دیده شود و حضرات مجالس زنده شدن خون‌خواهی امام حسین علیه السلام باشد، به همین نسبت ظهور نزدیک می‌شود.

پس این خون‌خواهی را از مفهوم به مصداق بیاوریم، نشان بدهیم مجالس امام حسین علیه السلام رزمایش قیام است برای خون‌خواهی ما که خون خدا را طلب کنیم. این کینه‌ورزی نیست، این طلب خون خداست که در مقابل ظالمان است و به پشتیبانی از مظلومان است. اگر این باور شکل گرفت، البته آن موقع می‌بینیم که چرا تأخیر شده ظهور. علتش همین است که ما حال خون‌خواهی در وجودمان زنده نمانده. مفهومش را داریم، اشکمان می‌ریزد، اما این اشک ما را بعد از اینکه از مجلس حضرت خارج می‌شویم به یک فکر خون و آماده بودن برای جنگیدن در مقابل ظالمان (که امروز صحنه‌اش آماده شده) نمی‌کشاند. اگر قبلا ممکن بود بگوییم صحنه‌اش آماده نیست، امروز آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب ما را در این واقعه قرار دادند، خودشان آمدند جلو. و چون خودشان آمدند، نباید به این راحتی رهایشان کنیم. نباید به این راحتی رهایشان کنیم که اینها... ما دنبال این بودیم که یک موقعی اینها با ما مستقیم درگیر شوند تا ما انتقام اولین تا امروز را بگیریم. چون اینها وارثان تمام مستکبران گذشته‌اند. اینها وارثان نمرود و فرعون‌اند، اینها وارثان قابیل‌اند، اینها وارثان تمام مستکبران عالم‌اند، اینها سفیانی‌های امروزند، اینها دجال‌های امروزند. و ما به نمایندگی از امام شهیدمان و برای استقرار از خلاصه امام زمانمان، قطعاً هر چقدر در مقابل اینها آن عزتمان و اقتدارمان را آشکار بکنیم، این ما را به ظهور نزدیک‌تر می‌کند.

لذا یک فرصت عظیمی برای ما پیش آمده تا بتوانیم در این رزمگاه، در این آوردگاه نشان بدهیم که سنت‌های الهی قطعی است. کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ – نشان بدهیم که وَ قَاتِلُوا الَّذِینَ کَفَرُوا... اگر کفار به شما حمله کردند، ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا – قطعاً عقب‌نشینی خواهند کرد. اینها خودشان هم... بعد از این حمله که به شما می‌کنند، سنت قطعی الهی است که از هم می‌پاشند، اولیاءشان را، ناصرانشان را از دست می‌دهند. بین خودشان هم... می‌بینیم الان این را که آمریکا به استیصال افتاده (طبق کلام رهبری‌مان که خودشان هم اظهار کردند) چند روز پیش خودشان اظهار کردند که اگر ما ادامه می‌دادیم نمی‌توانستیم. یعنی این استیصال را نباید رها کنیم. وقتی طرف به استیصال می‌افتد، آن موقع موقع نفس دادن به او نیست، بلکه موقع نفس‌گیری و کار تمام کردن است. کاری که الحمدلله ملت ما و نظامیان ما و دولت ما خوب آمدند در دوران ۴۰ روزه و انصافاً همه در حقیقت یکپارچه این صحنه را حفظ کردند و خوب جنگیدند و خوب ایستادند و خوب خدمت کردند. انشالله در ادامه آن ایام بزرگ، بتونیم باز هم با یک وحدتی بتوانیم آن نگاه الهی را (از منظر روایت الهی، نه فقط روایت‌های زمینی) ببینیم. چون یک روایت زمینی دارد این مسئله: این است که ببینیم اینها ابرقدرتند، اینها بالاخره قدرت دارند، سلطه دارند، امکانات دارند. یک روایت زمینی است. ما اما محدودیم، اما تنهاییم، آنها با هم هستند. یک نگاه این است. روایت زمینی اگر ببینیم، باید بگوییم که فِئَةٌ کَثِیرَةٌ در مقابل فِئَةٍ قَلِیلَةٍ می‌تواند فقط مقابله بکند. ما چون کم هستیم، نمی‌شود. اما اگر ما باور به خدا داریم و خداباوری و روایت الهی را در مسئله می‌بینیم، روایت الهی می‌گوید: کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ. در حالی که ما الان قلیل هم نیستیم. محور مقاومت و همچنین همه مظلومان عالم همه با ما هستند. قلب‌هایشان اگر دولت‌هایی همراه ما نیستند، ملت‌ها (حتی در خود آمریکا بسیاری از آنها از حمله ما به اقمار آمریکا و به اسرائیل خوشحال شدند) حتی در کشورهایی که ما در حقیقت مجبور شدیم به خاطر پایگاه‌های آمریکا به آن پایگاه حمله بکنیم، مردم آن کشورها از این حمله ما به آن پایگاه‌ها خوشحال شدند. یعنی یک چیزی است که دل‌های مظلومان همراه ماست. لذا قَلِیلٌ نیستیم. اگر قلیل بودن را هم بخواهیم در نظر بگیریم، به لحاظ دولت‌هاست، نه به لحاظ ملت‌ها. پس الان ما تازه به روایت زمینی هم رجوع کنیم، قلیل هم نیستیم. چه برسد به اینکه وعده الهی است که شما اگر با این نگاه بروید، آن موقع قطعاً غلبه و نابودی دشمن را به دنبال خواهد داشت. تعبیر امام شهیدمان این است که اگر شما حمله کنید، اگر شما حمله بکنید، خدا وعده نداده قطعاً پیروزی را. و این امام شهید ما این را ذیل این آیه وَ قَاتِلُوا الَّذِینَ کَفَرُوا ... ثُمَّ لاَ یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لاَ نَصِیرًا چند بار فرمودند که اگر ما حمله کنیم (خدا ممکن است وظیفه‌مان هم حمله باشد) اما خدا وعده نصرت قطعی در آنجا و پیروزی قطعی را نداده است که اگر ما حمله کنیم. اما اگر دشمن حمله کرد و شما مقابلش ایستادید، قطعاً پیروز می‌شوید، قطعاً آنها عقب‌نشینی می‌کنند، قطعاً آنها تفرقه بینشان خواهد افتاد و از هم‌پاشیدگی در درون، استیصال و به استیصال مبتلا می‌شوند. این را باید ما وعده الهی را نگاه کنیم. نگاه ما با نگاه دیگران در این است که ما قرآن و خدا برای ما راه تعیین می‌کند. ما خدا داریم، باور داریم که خدا اگر وعده‌ای می‌دهد، سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ – اصلاً از اول بوده، سُنَّةَ اللَّهِ لَا تَبْدِیلَ له – اصلاً قابل تبدیل نیست، قابل عوض شدن هم نیست. شک نکنید. این نگاهی است که رهبری جامعه به عنوان یک رهبری الهی دارد. با این نگاه، ممکن است مسئولین ما که نگاه زمینی دارند... ببینید نگاه زمینی نگاه مطرود نیست، نگاه رد شده نیست، لزوماً نگاه منفی و بد نیست. نه، نگاه بد نیست، اما آغاز نگاه است، آغاز حرکت است. از اینجا، اما نگاه الهی مقصود و مطلوب است. ما باید به سمت مقصود و مطلوب برویم. این نگاه در حقیقت... ما در صحنه هستیم که پشتوانه حمایت مردم را داشتیم. ما در صحنه‌ای هستیم که پشتوانه نگاه الهی را داشتیم. ما در صحنه‌ای هستیم که رهبری ما از منظر الهی به صحنه نگاه می‌کند. و اگر هر چقدر این باور شدیدتر باشد (در بین مسئولین ما هم قوی‌تر بشود) قطعاً این رشد برای آنها هم اتفاق می‌افتد. ما دنبال این نیستیم که بگوییم فقط باید نگاه الهی باشد. نگاه الهی نگاه مطلوب است، رشد است، رسیدن به کمال است. ۴۷ سال است امام راحل ما، امام شهید ما و الان رهبری عزیز ما دنبال این هستند که از فرصت‌ها استفاده کنند، مردم و مسئولین را از مرتبه زمینی به آسمانی و روایت الهی بکشند، باورهای خدا را در صحنه بودن ببینند. یعنی اگر تحلیل ما، محاسبات ما، دستگاه محاسبه ما به گونه‌ای باشد که با یک کسی که خدا هم در صحنه‌اش نیست یک جور باشد، خب این جامعه ایمانی شکل نگرفته. ما بیاییم بر اساس در حقیقت محاسبات زمینی فقط که چه امکاناتی داریم، چه امکاناتی او دارد، ما الان در کجا هستیم، او الان در کجا هست، طبق این حوائج‌مان و خواسته‌هایمان را شکل بدهیم. با این نگاه... درسته که الحمدلله این مذاکرات ما که انجام شده، حقیقتاً مذاکرات تحقیرآمیزی اصلاً نبوده. چون مذاکره گاهی از روی ضعف است.یعنی وقتی نمی‌توانیم دست به مذاکره می‌زنیم تا نجات پیدا کنیم و ذلتش را هم بپذیریم.اما گاهی مذاکره از روی قوت است. این مذاکره ما از روی قوت بود. این مذاکره ما مصداق وَ لاَ تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ نبود که با ضعف به اصطلاح رفته باشیم. آنها تقاضا کردند، آنها حاضر شدند، آنها در موقع اغلب شرایط ما را هم پذیرفتند. اما پذیرفتن آنها با نگاه الهی که می‌فرماید کسانی که نقض عهد می‌کنند، این‌ها همیشه ناقض عهدند، لذا یقین داریم که اینها نقض عهد می‌کنند. یقین داریم، شک نداریم که نقض عهد می‌کنند. با این نگاه، مذاکره و تعهد با اینها حتماً باید خیلی محکم باشد، به طوری که جلوی نقض عهد آنها را بتواند بگیرد. و اینها هم خودشان جوری می‌کنند که مذاکره را می‌پذیرند، عهد را می‌پذیرند، اما در وقت اجرا شروع می‌کنند به نقض عهدهای که اولاً کم باشد، بعد زیادش کنند که نگذارند به نقض عهد کامل بکشد، ولی در عین حال اهدافشان هم و آن داده‌هایشان هم نسبت به طرف مقابل محقق نشود. ببینید این نگاهی که اینها الان آمدند در این مفاهمه‌نامه که با ما نوشتند، انصافاً شرایط نامه بسیاری‌اش مطلوب ما بوده و برای دولت مستکبری مثل آمریکا که اصلاً حاضر نبود جزئی و مرتبه‌ای از این‌ها را بخواهد (اصلاً متکفل بشود) خیلی ناگوار است. لذا خودشان هم دارند می‌گویند.

اما ما یقین داریم که این دولت مستکبر اگر بخواهد به این مفاهمه‌نامه عمل کند، این یعنی مستکبر تحقیر بشود، ذلیل بشود و قطعاً این کار نخواهد کرد. لذا یقین داریم که اینها به این مفاهمه‌نامه تا انتها پایبند نخواهند بود. درسته. مسئولین ما هم تدارکاتی دیدند از این باب که قدم به قدم باشد، گام به گام باشد. اگر گام بعدی انجام نشد، گام قبلی انجام نشد، به گام بعدی نرسند. الان هم اولین بند این مفاهمه‌نامه این بود که جریان پایان جنگ، هم ایران و هم لبنان و محور مقاومت شامل بشود و ما می‌بینیم به عنوان مأموریتی که رهبر عزیز ما بر عهده ما گذاشت که امروز ملت ایران را به عنوان ناظران این مفاهمه‌نامه قرار داده است. ما به عنوان ناظران (که مأموریتی است، تکلیفی است) امام ما به عنوان اولین قدم، تکلیف را بر دوش ما گذاشته. ایشان فرمودند: «ما» ملت و خود ایشان را فرمودند: «من و ملت» ... به اصطلاح ملت ما، ملت سرافراز، سرافراز ما ناظرانیم که این عهدنامه را که آمریکا با مسئولین خدوم ما انجام داده  و تقاضا کردند که ما این معاهده‌نامه را امضا می‌کنیم با اینها و خودمان هم متعهد می‌شویم که انجام بشود. که اگر انجام نشد، نتیجه‌اش این است که نقض‌اش می‌کنیم. و نقض در جایی است که آنها نقض کردند و ما هم نقض آنها را نقض می‌کنیم در مقابلش. خب الان بنا بود از ساعات اول و از همان لحظه امضای مفاهمه‌نامه، این آتش‌بس در همه جبهه‌ها و عقب‌نشینی دشمن از خطوطی که تصرف کرده بود در لبنان محقق بشود. در حالی که از پنجشنبه شبی که این امضا صورت گرفته، حرکات این دشمن خبیث صهیونیست‌ها به نحوی شدیدتر شده در بعضی از جاها. و با اینکه آتش‌بس ذکر شده، اما فقط در یک ۲۴ ساعت نزدیک ۵۰ شهید و حدود ۱۰۰ مجروح در لبنان مظلوم ما محقق شده. و قطعاً نقض صریح این بند یک است. حالا بندهای دیگر هم نقض... اما این اگر... یا باید عکس‌العمل مناسب نقض بند یک، یعنی عکس‌العمل مناسب شکل بگیرد. عکس‌العمل مناسب دارد خود مسئولین ما که عهد کردند و می‌دانند چه چیزهایی هست. گاهی ممکن است زدن دشمن صهیونی باشد که بفهمد که او در حقیقت این‌جور نیست که دستش باز باشد. اگر بند یک انجام نشود، اگر بند یک انجام شود، بند دو و سه و بقیه هم انجام نمی‌شود. یعنی این نقض ادامه پیدا می‌کند. و اگر مسامحه بشود در به اصطلاح اجرای بند یک (بگوییم ای‌کش بدیم، فاصله زمانی هی کش پیدا کند) به نتیجه نرسد، خود این پیدا کردن در بندهای بعدی که گاهی خودش کش دار هم هست، کلاً مسئله را بی‌اثر می‌کند. در بند یک که فوری بوده، معلوم است، روشن است، زمان نمی‌خواهد. آتش‌بس لحظه است. یعنی معلوم می‌شود که آتش دیگر نباید باشد و بعد عقب‌نشینی هم یک مراحل ساده‌ای دارد که طولانی نیست. اما نه آتش‌بس شده، نه عقب‌نشینی صورت گرفته. و ما به عنوان مأموریتی که امام (رهبر عزیز ما) الان بر عهده ما گذاشته، ما به عنوان ناظران، به دولت عزیزمان عرض می‌کنیم که به عنوان ناظران، تکلیف ما نظارت است. ما تشخیصمان الان این است و مردم شریف ما به بنده (که می‌دانستند می‌توانم در این برنامه) همه‌شان به عنوان ناظران، تکلیف‌شان این بود که بگویند که ما الان طلب می‌کنیم این نقض عهدی که شده، جبران شود. وظیفه ما... نحوه جبران است. خوب این را البته دیگر... حالا امت مبعوث یعنی این. یعنی اگر تا به حال مردم کنار بودند، الان مردم در صحنه هستند. همان‌جوری که مردم در انتخابات در صحنه‌اند و رأی‌شان و گفته‌شان حتماً در حقیقت مطلوب است و مورد نظر است، در لحظه لحظه حالا رأی مردم مطلوب است. قبلاً ممکن بود از این انتخابات تا انتخابات بعدی دیگر نگاه مردم... این چه باشد؟ بگویند ما داریم کار انجام می‌دهیم، دیگر نگاه مردم برایشان خیلی مفید نباشد، مطلوب نباشد. اما این بعثت مردم با تکلیفی و با این نگاهی که از این مرحله (که به نظر بنده یک انقلاب است) انقلاب می‌گوییم، انقلاب در درون (نه در مقابل انقلاب قبلی) یعنی تحول. با این نگاه، یک تحول در انقلاب اسلامی است که این تحول از این به بعد مردم را در صحنه مؤثرتر قرار می‌دهد، نقششان را... و همان‌جوری که امام شهید ما می‌فرمودند: هر جا مردم پا در آنجا بگذارند و نقش به عهده بگیرند، حل مسئله قطعی است. چنانچه در جریان فتنه ۸۸، نه دی که مردم آمدند جمع شدند، تمام شد. بعد از شش ماه در حقیقت مشغول کردن مملکت به صورت‌های مختلف تمام شد. بعد از جریان ۱۴۰۱ مردم به صحنه آمدند، تمام شد. وقتی در جریان ۱۴۰۴، ۱۸ و ۱۹ دی مردم در ۲۲ دی به صحنه آمدند، طومار آن تجزیه‌طلب و آشوبگرا تمام شد. همچنین در جریانات مختلف کشور ما، هر جا پای مردم آمد، قدرت مردم در صحنه... امروز هم بعد از جنگ ۱۲ اسفند، حضور مردم از سحر آن روز تا شب‌ها، مسئله را در مقابل تجزیه‌طلب‌ها که می‌خواستند وارد کشور بشوند، شورشیانی که از داخل می‌خواستند در کنار جنگ همه تجهیز شده بودند، آماده بودند که اینها از درون شروع کنند و خود آمریکا از بیرون و اسرائیل از بیرون بخواهند این کار را بکنند. تمام اینها خنثی شد به برکت حضور مردم. یعنی نتوانستند دست به دست بدهند. این حلقه‌های مختلف کنار هم تا آن (به قول خودشان) تغییر رژیم را بخواهند محقق کنند، بلکه این حلقه‌ها گسسته شد. بسیاری‌شان جرأت نکردند بیایند. حتی ما هزینه‌ای در رابطه با تجزیه‌طلبی پرداخت نکردیم. حضور مردم دفع کرد، نه رفت. رفت یعنی بعد بیاید، آدم مواجه بشود، به مثل جنگ (او آمد، ما مواجه شدیم، رفت). دفع یعنی اصلاً از اول نیامد، قدرت و جرأت پیدا نکردند. این حضور مردم بود. اگر این حضور مردم اینجا پسندیده است، این حضور مردم در ادامه هم پسندیده است. یعنی باید دولتمردان ما افتخار کنند که مردمی دارند بی‌تفاوت نیستند، حساس در صحنه هستند، مطالبه‌گری دارند. و این مطالبه‌گری‌شان پشتوانه حرکت آنهاست که در مقابل آمریکا می‌توانند بگویند که ما به پشتوانه مردم هستیم. از ما طلب دارند. نقض بند شده، نقض بندهای... و اگر ما اقدام نکنیم، مردم ما را هم عزل می‌کنند، مردم ما را هم کنار می‌گذارند. پس اگر قرار است این تفاهمنامه جلو برود، باید نقض عهد داده شود. این نگاه حضور مردم و مأموریتی که رهبر عزیز ما بر عهده ما گذاشته است. تعبیری که کلام ایشان است اگر ما آن کلام را ببینیم، می‌فرماید که تفاهمنامه بین رئیس جمهور ایران و آمریکا... رئیس جمهور ایران یعنی منتخب مردم ما. برای منتخبمان ارزش قائلیم، چون منتخب مردم است. لذا تعبیر تفاهمنامه بین رئیس جمهور ایران (بالاترین مقام اجرایی کشور است و مردم انتخابش کردند) و این خودش یک اهمیت است که بین رئیس جمهور و آمریکاست، امضا شد.

در مسیر رسیدن به این امر، مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن نظر، تلاش‌های زیادی را به عمل آوردند. و البته این رئیس جمهور آمریکا بود که از روی استیصال بود. این استیصال الان خودش با زبان خودش گفت: «اگر ما دو سه هفته بیشتر ادامه می‌دادیم، نابود می‌شدیم. تمام شریان‌ها به هم می‌ریخت، مشکلات زیادی غیرقابل...» یعنی الان از روی این کلام ایشان که از روی استیصال است، یعنی دیگر به یک جایی رسیده بود که حج بود برایشان، ناچار بودند. نه از روی اختیار، از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده کردند تا بتواند به تفاهمنامه برسد. خب، ما نگاه بعد... می‌فرماید: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم». این بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتند. یعنی نگاه الهی به صحنه که می‌کند، نگاه به نقض عهدهای آمریکا که می‌کنند، نگاه به مردم که می‌کند... ببینید اینها هر کدام یک اثری دارد. نگاه به نقض آمریکا نشان می‌دهد که با این فایده‌ای ندارد، این سر عهدنامه‌اش نمی‌ماند. نگاه به مردم که می‌کند، می‌بیند مردم بالاتر از این تقاضاها هستند. از این مردمی که این‌جور در صحنه هستند، امکان‌پذیر است. نگاه به شرایط روایت الهی در صحنه که می‌کنیم، می‌بینیم نقش امروز ما نقش جهانی است، نقش برای یک کشور نیست. نقش فقط در اینکه بین ما و آمریکا یک مشکلی پیش آمده نیست. ما نقش جهانی به عهده داریم. سرکوب این مستکبر که برای همه عالم خوب است. فرعون را... اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى – ما شدیم. خدا به ما این رسالت را داده که اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى – طغیان کرده و خودش هم آمده در صحنه. این نگاه رهبری نشان می‌دهد از جهات مختلف مسئولیت ما عظیم است. هرچ ممکن است بگویند حالا اگر دولت خودش در حد کشور ایران می‌بیند، رد نمی‌کند، می‌گوید آغاز کنیم این را. اما مأموریت ما یک مأموریت جهانی است. ما داریم فرعون را ساقط می‌خواهیم بکنیم، فرعون را می‌خواهیم تحقیر بکنیم. در اینجا ما داریم آزاد می‌کنیم همه را از بند این فرعونیّت. ببینید چقدر اینها زیبا می‌شود! ما نقش‌های عظیم‌تری برای زمینه‌سازی ظهور بر عهده داریم. ما سنن الهی را باور داریم، وعده‌های خدا را علی‌الاصول این باورها، این سنت‌ها... دیدن آمریکای ناقض‌العهد که خدا می‌گوید با این هیچ پیمانی فایده ندارد، با نگاه به مردمی که این‌جور در صحنه ۱۱-۱۲-۱۳ روز حاضر هستند، اینها خیلی نگاه عظیمی است. اینها خیلی اهمیت ایجاد می‌کند که دولت هم به پشتوانه این مردم، به پشتوانه این رهبری، به پشتوانه روایت‌ها و سنت‌ها و وعده‌های الهی می‌توانست چیزی بالاتر از این را رقم بزند، چیزی مهم‌تر از این رقم بخورد. آن هم نه فقط در مفاهمه با آمریکا و تفاهمنامه با آمریکا. بلکه ما نباید به این مسئله برسیم که آمریکا به ما اجازه بدهد بعضی کارها را. ما باید افق نگاهمان در تفاهم‌نامه‌ها هم با نگاه جهانی باشد. لزومی ندارد همه بندها را او البته ما بگوییم اگر این بندها محقق شد، ما هم به عنوان یک کشوری که از او اجازه نمی‌گیریم... از او نه، ما هم می‌خواهیم کمک کنیم به حرکت جهانی. اقتصاد ممکن است تنگه را لازم باشد با این نگاه ما باز نگه داریم تا همه مردم جهان منتفع شوند. یعنی نه به اینکه چون او گفته و چون او می‌خواهد، بر اساس مبانی ما، این کار را عظیم‌تر می‌کند، مردم جهان را با ما در حقیقت انس‌پذیرتر می‌کند. نه اینکه ما بگوییم او این را می‌خواهد، ما هم این را به او می‌دهیم. نه، این را ما به او نمی‌دهیم، ما به مردم جهان این راه را باز می‌کنیم. در مقابل اگر هم الان ببندیم، نه، با مردم جهان ضدیتی نداشته باشیم. چون این دشمن زورگو و مستکبر راهی به غیر از این مقابله برایش الان در کار نیست. اگر با این نگاه جلو برویم، خیلی مسئله چه می‌شود! با نگاه رهبری ما (هم امام شهید ما که نگاهشان این بود، هم رهبر عزیز ما بعد ایشان) می‌فرماید: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهدی که رئیس جمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی (که خیلی اینها ارزش‌گذاشتنه) قدرت ایشان را، توانایی‌شان را که پشتوانه رهبری و مردم است، ایشان رئیس جمهور است، رئیس شورای امنیت ملی است. اگر یک تعهدی را دارد می‌دهد و می‌گوید من این تعهد را می‌دهم، ما پشتیبانی می‌کنیم از تعهدش.» هرچند نظر دیگری داشته رهبری، ولی این اهمیت دادن به نظر مردم و رئیس جمهوری که از جانب مردم انتخاب شده است (ولی از طرف... بله، شورا... از طرف خود و سایر اعضا تعهد دادند که در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادن، یعنی به رهبری و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند که پای آن می‌ایستیم). یعنی این مفاهمه‌نامه اگر نقض شد، ما اقدام می‌کنیم. اگر عمل نشد، ما هم مقابله می‌کنیم. اگر عمل شد، ما هم بندهای بعدی را عمل می‌کنیم. این تعهد لازم‌الاجرا می‌شود. و مردم را ناظر این کار قرار دادند.

یعنی رهبر معظم خودشان و مردم را ناظر این کار قرار دادند. که اگر دولت در جایی خواست در حقیقت کمک بخواهد، بداند مردم پشتوانه‌اش هستند، رهبری پشتوانه‌اش هست. به پشتوانه مردم و رهبری، به سرعت (و نه با کندی، نه نگاه دیپلماسی قبل که نگاه دیپلماسی قبل کندی می‌کرد، اینقدر به کندی می‌کشید که جواب دیگر بی‌اثر می‌شد) الان که نیروهای نظامی ما آمادگی کامل دارند، مردم ما در صحنه هستند، مسئولین ما جنگ را تازه از سر... هنوز هم دست روی ماشه است. خودشان فرمودند که در حالی که مذاکره می‌کنیم دست روی ماشه است. پس اگر دست روی ماشه است، اگر دشمن ببیند اولین بند نقض می‌شود، برخورد صورت می‌گیرد، به دومین و سومین بند نمی‌گذارد نقض محقق بشود. اگر بندها را انجام بدهد، تحقیرش شده و این تحقیر عیب ندارد. ما هم در این مسیر پشتوانه دولت هستیم، پشتوانه نظام، تمام ارکان هستیم. و مردم هم اینجا تازه قدرتشون آشکار می‌شود. دشمن باید ببیند ما در عهدنامه‌مان شوخی نداریم، اهل مسامحه نیستیم. این تفاهمنامه جدی است. در جنگ است. تفاهمنامه ما خودش یک نوع جنگ است. اگر جنگ باشد، دشمن امروز حمله کند، شما صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید، هی بگذرد، دشمن جری‌تر می‌شود، در جنگش می‌شود سنگر به سنگر جلوتر می‌آید. اما تا اولین تیر را شلیک کرد، تو هم در حقیقت تیر مقابلش شلیک بکنی. نگویید یک‌دفعه... من... نه، او ناقض است، معلوم است. اگر این‌جوری شد، جرأت نمی‌کند. چون استیصال دارد، چون ناچار است به این تفاهمنامه، مجبور است بندهای بعدی را با سرعت و دقت و در حقیقت انجام بدهد و دیگر آن‌جور با یک حالت بی‌توجهی اینها نمی‌شود. بعد می‌فرماید که: «با این نگاه، بنده اجازه آن را صادر نمودم». وقتی اجازه دادند، چون تعهدنامه مرحله به مرحله رفت و آمد با رهبری داشته و بیان آنها (با اینکه علی‌الاصول مخالف بودند) اما در اجرا و انجامش اجازه می‌دادند. مرحله که ایشان خودش اجازه آن را صادر کرد که در این رتبه انجام بشود. ایشان همچنین (یعنی رئیس جمهور) تصریح کردند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. یعنی رئیس جمهور این خودش را متعهد به این دیده که همین‌جور هم هست. رئیس جمهور ما الحمدلله تا به حال هم بوده و زیر بار آن گفته ما نخواهیم رفت که آنها بخواهند کوتاهی بکنند. از این لحظه، این نکته‌اش: تکلیفی که بر عهده ما گذاشته، مأموریتی که مردم دارند از این لحظه، ما (یعنی شما ملت سرافراز) چون ایشان خودش را و در کنارش مردم را... و این خادم... (حالا این خادم، آن لفظ را نمی‌خوانیم که خودشان فرمودند) «و این خادم منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود.» پس ما را به عنوان ناظران و منتظران (منتظر یعنی لحظه به لحظه دقت داریم) منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود تا اینجا که این نگاه است. اگر ما نگاهمان در این صحنه باشد، ببینیم این یک اتحادی را ایجاد می‌کند. بعضی از دوستان بعضی از نکات می‌گویند: «افراط‌گری‌های...» این افراط‌گری‌ها نه با نظر رهبر عزیز ما، نه با نظر امام شهید ما، نه با نظر امام راحل ما سازگار است که به طوری که اینها الان دو قطبی‌سازی می‌کنند: مردم در مقابل دولت؟ نه، مردم ناظر بر دولت. مردم ناظر بر دولت، پشتیبانی است، مردم ناظر بر دولت. اگر کوتاهی باشد، هول دادن دولت به اینکه بتواند مسئولیتش را درست انجام بدهد، دست دولت را پر کردن، اینکه نترسد، به دولت جرأت دادن در اینکه در صحنه کامل بایستد. نه مقابله. و الا اگر مقابله بشود، همان چیزی است که دشمن می‌خواهد، ضعف ما را به دنبال می‌آورد. یعنی اگر بین ناظر مردمی (که ناظرند) و دولتی (که مجری است) اگر تقابل صورت بگیرد، تفنگ‌ها به سمت همدیگر برود، این قطعاً سقوط ما را و ضعیف‌تر شدن از همین حدی هم که تفاهمنامه شده، باید بیایم پایین‌تر از این. آن وقت باید آن وقت ما تقاضای حقیرانه داشته باشیم. با این نگاه، یقین بدانیم هر چقدر صحنه انسجامش قوی‌تر بشود، هر چقدر در حقیقت این پشتیبانی از همدیگر... بعضی از دوستان مثلاً می‌آورند کلمات شهید حسن نصرالله را در ولایت‌پذیری نقل می‌کنند که ایشان اگر می‌دانست یا احتمال می‌داد که رهبری چیزی را دوست دارد، حتماً انجام می‌داد. ببینید این اوج ولایت‌پذیری است. اوج ولایت‌پذیری برای کسانی است که اوج معرفت را دارند. نمی‌شود ما این اوج ولایت‌پذیری را و اوج معرفت را از همه عموم مردم توقع داشته باشیم. باید صحنه به سمت این حرکت بکند، به این سمت مطلوبیت حرکت. اما اگر کسی این را داشت، آن وقت باید بگوییم که خدا هم می‌فرماید: وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ – باید بگوییم که پس مردم به غیر از معصوم همه مشرک‌اند و دایره ایمان خارج است... کسی این را نگفته. گفته مردم شرک فعلی دارند، ایمان دارند و این ایمان با شرک فعلی جمع می‌شود. این دایره ایمان را وسیع می‌کند، اما اوج ایمان مخصوص می‌شود به عده‌ای. ما که نمی‌خواهیم بگوییم ما فقط اوج ایمان را می‌خواهیم. نه، ما می‌خواهیم بگوییم دایره ولایی بودن و دایره تابع ولی بودن خیلی گسترده است، اغلب مردم را، اغلب دولتیان را، اغلب نیروها را شامل می‌شود. اما در عین حال حرکتمان به سمت آن ایمان و آن ولایت‌پذیری مطلوب است که می‌شود سید حسن نصرالله عزیز شهید ما، می‌شود حضرت آیت الله مصباح ما که اینها نگاهشان با یک... آن اوج، ما نباید اوج توقع از خودمان هم داشته باشیم. خودم هم نیستم این‌جوری، چه برسد بخواهیم از کسی دیگری توقع داشته باشیم.

لذا آنجا است که به خصوص چون بعضی کلمات ولی برای ما مطلوب هم هست، زود می‌پذیریم. اما بعضی کلمات ولی می‌بینیم برای ما نامطلوب است (یک جاهای دیگر) آن وقت می‌شود که این را دوست داریم، زود تبلیغ‌اش می‌کنیم. آنجا که می‌رسیم که چی می‌شود؟ آنجاهایی که می‌رسیم، صدایش را در نمی‌آوریم، رد می‌شیم. لذا از مهم‌ترین اصلی‌ترین دستورات ولی که حاکم بر همه این‌هاست، وحدت و انسجام ملی است. وحدت و انسجام ملی که اگر کسی بر این اختلال ایجاد کند، این اصل حاکم است. بارها و بارها... لذا خود رهبر عزیز ما هم این را فرمودند و این فرمایش‌شان در دایره آن وحدت و انسجام، محکم‌کننده آن وحدت و انسجام است، نه اختلال به آن وحدت و انسجام ایجاد کند. پس مراقب باشید دو دستگی‌ها، لوله تفنگ‌ها را به سمت همدیگر گرفتند، آن چیزی است که امروز دشمن ما می‌خواهد. بلکه باید راهمان راه وحدت و انسجام و قدرت دادن به ولی و بسط ید ولی و پشتیبانی از دولتبرای انجام این وظیفه امروز در این عهدنامه و معاهده که داشته باشد.

ملایی: بسیار خوب. خیلی متشکرم آقای عابدینی عزیز. ما یک زمانی احتمالاً بعد از تلاوت قرآن داریم. خب، ما تصویر... دیوار تصویری برنامه را بیننده‌های عزیزی که می‌بینند حاج آقای عابدینی، خیلی‌هایشان این روزها به هنر رفقای خوبم پشت صحنه، دست‌اندرکاران می‌روند دیگر. بین‌الحرمین کربلای معلی... انشالله برگردیم، دست ما را بگیرید و ما را ببرید با خودتان به کربلای معلی. عرض کنم محضر شما دوستان عزیزم که یک تعدادی از شهدا را اسم بردم، می‌خواهم بگویم یک پیشنهادی است در هیئت‌ها. معمولاً هیئت‌ها سخنگو دارند، یعنی این‌جوری است که یک نفر قبل از شروع مراسم می‌آید یک چند تا نکته تذکر می‌دهد: برادران این‌جوری، خواهران این‌طوری، پذیرایی این‌جوری، نکات این‌جوری. سخنگوی هر هیئتی هر شب یک شهید را اسم ببرد (که خیلی‌ها این کار را دارند انجام می‌دهند) یک شهید را اسم ببرد، بگوید عزاداری امشب ما برای شهید نصیرزاده است، عزاداری امروز ما برای شهید سلامی، شهید حاجی‌زاده، عزاداری امروز ما برای شهید باقری و شهید... فرض بفرمایید که شهدای هسته‌ای‌مان، دانشمند... این کار را بکنیم و قرآنی هم که ما الان می‌خوانیم تقدیم به شهدای گرانقدرمان. صفحه ۲۳۸، سوره مبارکه یوسف، آیات ۲۲ تا ۳۰. با یک صلوات: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. آیات ۲۳ تا ۳۰. بفرمایید.

صفحه238 قرآن کریم

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ملایی:اگر امکان دارد همکارای عزیزم زیرنویس مربوط به قربانی را بگذارید. همچنان که محضر حاج آقای عابدینی هستیم، اطلاعات را بله، الان بینندگان محترم می‌بینند. خیلی متشکرم. عدد ۱۴ را بفرستید به 20000303 می‌توانید در مورد قربانی ماه محرم مشارکت داشته باشید. حاج آقای عابدینی، در رابطه با امروز که متعلق به نام مبارک عبدالله بن حسن (فرزند امام حسن علیه السلام) است، دارد... وقتی امام حسین علیه السلام از اسب به زمین افتاد و در حالی که دورش را احاطه کردند، نانجیب‌ها و هر کسی با هر چیزی که داشت به بدن مبارک جسارت می‌کرد، عبدالله بن حسن خودش را رساند به حضرت. و وقتی رسید به حضرت، امام حسین علیه السلام زینب سلام الله علیها را صدا کرد و امر کرد که این عبدالله ابن حسن را از کنار من دور کند. «اینها گرگ‌ها هستند، رحم براشون نیست.» بعد می‌گوید عبدالله بن حسن خیلی براش سنگین بود. گفت: وَاللَّهِ لاَ أُفَارِقُ عَمِّی – من از عموم جدا نمی‌شوم. چون از وقتی که به دنیا آمده بود، در دامن عمو رشد کرده بود. دید یک کسی شمشیری بلند کرده دارد به سمت امام حسین علیه السلام فرود می‌آورد. اشاره کرد بهش که: یَا ابْنَ الْخَبِیثَةِ... این کسی که این شمشیر را بلند کرده بود، شمشیر را فرود آورد. عبدالله بن حسن دستش را حائل کرد تا اینکه این شمشیر به بدن مبارک امام حسین نخورد. فَتَقَ... می‌گوید این شمشیر وقتی بر دست مبارک این نوجوان ۱۰ ساله فرود آمد، دست را قطع کرد. می‌گوید به پوست و بدن وصل شده بود و مانده بود، معلق بود. دستش آویزان بود. فَنَادَى الْغُلاَمُ – مادرش را صدا زد. فَضَمَّهُ الْحُسَیْنُ – این نوجوان را به بدن خودش فشار داد. وَ قَالَ ابْنَ أَخِی اصْبِرْ – می‌گوید در همین حالت بود که فَرَمَاهُ بِسَهْمٍ – حرمله اینجا با یک تیر، این نوجوان را مورد اصابت قرار داد در حالی که در دامن عمویش بود. حُجْرَةُ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ – آنجا امام حسین علیه السلام می‌فرماید: اللَّهُمَّ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا – خدایا تو حکم کن بین ما و این قوم ما که خَدَعُونَا وَ غَرُّونَا وَ خَذَلُونَا... این نوجوان روی بدن امام حسین علیه السلام به شهادت رسید و آن آخرین کسی بود که همراه حضرت به شهادت رسید که این‌جور با معرفت نشان داد راه را برای نوجوانان امروز ما هم...

ملایی: صلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ... صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ...

اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتلَةَ الْحُسَیْنِ ... حاج آقا، خیلی متشکرم. خیلی سپاسگزاری می‌کنم از شما عزیزانی که همراهی کردید. یک مجلس روضه‌ای دیگر... کلاً رسانه حالا برنامه ما همین خیمه‌ای است برای اباعبدالله الحسین: سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا مهر یک بی‌کفن انداخت درون دل ما. در پناه اباعبدالله الحسین علیه السلام باشید و باشیم. با سلام بر آقا شروع کردیم، با سلام بر آقا هم به اتفاق حاج آقای عابدینی و رفقای عزیزم پشت دوربین‌ها، دعایشان کنید. رفقا: آقای نادریان، آقای قربانعلی، آقای سلیمانی، آقای محمدیان عزیز، آقا منوچهر عزیز... اینها دوستان هستند، من نمی‌دانم در دلشان چه خبر است، یا کدام شادند، کدام گرفتارند، کدام غصه دارند. ولی همه‌مان یک غصه مشترک داریم: غربت مولا و آقا امام زمان و غیبتش. و یک آرزو داریم: سربلندی ایران اسلامی. یا حسین، حسین، حسین. السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ.