اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-03-18-حجت الاسلام پناهیان- مدیریت ذهن در خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام و درود به پیشگاه شما مخاطبان عزیز و ارجمند، خانواده‌های محترم، آقایان، بانوان، کوچکترها، بزرگترها. خیلی خوش آمدید به برنامه امروز دوشنبه‌مان و آرزو می‌کنم بهترین‌ها تا این لحظه برایتان رقم خورده باشد و در انتظارتان بهترین‌ها باشد.

یک سلام و درود ویژه عرض بکنم اینجا به محضر همه شهدای عزیزمان از اول انقلاب اسلامی تا این لحظه، مخصوصاً این روزها دیگر یادآور شهادت شهدای جنگ ۱۲ روزه است و درود و سلام می‌فرستیم به روان پاک همه آنها. عرض می‌کنم خدمتتان که برنامه سمت خدا مثل دوشنبه های گذشته با حضور حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای پناهیان تقدیم شما خواهد شد. چهره‌شان را می‌بینید، دعوت می‌کنم همراهی بفرمایید. سلام علیکم بکنیم و مسیرمان را با شما آغاز بکنیم. سلام علیکم. عرض ارادت خدمت بینندگان عزیز.

حجت الاسلام پناهیان: سلام عرض می‌کنم. انشاالله که روزهای بسیار خوبی داشته باشیم. روزهای خوب از این جهت که قدرت خودمان را بتوانیم بیشتر کنیم، قدرت خودمان را به دشمن نشان بدهیم و قدرت‌مندان زندگی کنیم. احساس قدرت همیشه خوب است و موجب داشتن یک احساس خوب عمیق می‌شود. آدم ممکن است از احساس راحتی احساس خوبی داشته باشد یا از هر موضوع دیگری که آدم‌ها دوست دارند (از لذات متنوع) آدم‌ها احساس خوبی پیدا می‌کنند، ولی انصافاً از احساس قدرت انسان لذت بیشتری می‌برد. و در نبرد است که قدرت خودش را انسان پیدا می‌کند و به نمایش می‌گذارد و به دشمن آن را تحمیل می‌کند. و این برای یک ملت خیلی احساس خوشایندی است. از احساس ضعف دیگر، در آن احساس ضعف هرچی رفاه و هر لذتی هم باشد به دل نمی‌نشیند و آدم‌ها دیگر آن احساس خوشبختی را ندارند. در همه فیلم‌های جهان هم این ثابت شده است. حالا من می‌توانم فیلم‌هایی را نام ببرم؛ در جهان در اوج مظلومیت، قهرمانش چون احساس قدرت دارد، احساس خوب به بینندگان می‌دهد، همه با او همذات‌پنداری می‌کنند. حالا دیگر فیلم نیست. ما یک هیئت داریم می‌بینیم. توش هستیم. یک ایرانی که احساس قدرت می‌کند، معادلات منطقه‌ای (نه معادلات جهانی) را به هم زده است. برای اولین بار در تاریخ دیشب دارد معادله ترسیم می‌کند. بله، معادلات جدیدی را دارد ترسیم می‌کند. دشمن را دارد تنبیه می‌کند. اینها چیزهایی است که همه جهان دارند ازش حرف می‌زنند. الحمدالله. انشالله ایران قدرتمند، قدرتمندتر از گذشته به مدد خدا و با شما مردم عزیز و ارجمند.

ملایی: این طلیعه برنامه سمت خدای امروز است. الان برمی‌گردیم. خیلی زود خدمتتان طرح بحث می‌کنیم و می‌گویم که قرار است درباره چه موضوعی امروز صحبت بشود. جایی نروید، سمت خدا بمانید. اگر گفتند ساقی کوثر تو بگو حیدر، حیدر، حیدر.

(پخش گزارش تصویری از اطعام غدیر در شهرهای مختلف ایران)

ملایی: الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت مولانا امیرالمومنین و الائمه الطاهرین علیهم السلام. این گزارش در واقع ادامه گزارشی بود که یکی دو روز قبل هم یک بخشی را تقدیم شما کردیم. همت شما مردم، اراده شما مردم بر اینکه نام غدیر را بلندآوازتر از قبل بکنید، آمد شد، مددکار برنامه سمت خدا شد و یاور موسسه حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها. به رفقایمان هم (خداوند می‌گویم) در این موسسه دمتان گرم. حاج آقا مرادی، رفقا خیلی زحمت کشیدند و بقیه کسانی که کمک کردند. به هر حال این ثمره مشارکت‌های شما یک بخشی‌اش بود که تا کجاها رفت. الحمدلله رب العالمین. خیلی متشکرم از شما. و اما بیاییم خدمت حاج آقای پناهیان دیگر برای ارائه بحث امروزشان باشیم. حاج آقا، مدیریت ذهن که یک بحثی شده که دیگر ما الان فکر می‌کنم یک سال (خیلی بیشتر شده) و الحمدالله ثمرات خوبی هم داشته. هفته پیش چون رسید به همین ایام غدیر خم، بحث آمد سر مدیریت ذهن در خانواده. یک انتهای بحث شما یک بحثی را تقریباً داشتید آغاز می‌فرمودید که خب زمان تمام شد: تربیت ولایتمدارانه، مدیریت ذهن در بحث تربیت و ارتباطات با همدیگر. و البته از طرفی شرایط روز مدام دارد تغییر می‌کند، شما هم بحث‌هایتان خیلی منعطف است. دیگر حالا ما هستیم و حضرت علی بزرگوارید.

حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم. من یک آیه از قرآن بخوانم درباره مدیریت ذهن و مشکلات خانوادگی. آیه قرآن خب بله، قشنگ در این باره است. مدیریت ذهن و مشکلات خانوادگی. مشکلات خانوادگی خیلی پیش می‌آید. بله درسته. ما باید درباره مشکلات خانوادگی از چه زاویه‌ای نگاه کنیم؟ زاویه نگاه تغییر کند، مشکلات قابل تحمل می‌شود. مشکلات چه بسا استقبال هم ازش بشود. زاویه دید مهم است و زاویه دید هم زیر مجموعه مدیریت ذهن است. مسلماً حالا شما به نمایندگی مخاطبان ارجمند و فضلای گرامی که این بحث را دنبال می‌کنند، بفرمایید که آیا این آیه قرآن به مدیریت ذهن برمی‌گردد یا نه و درباره مشکلات خانوادگی بودن هم که کاملاً روشن است. در سوره نساء آیه ۱۹، خداوند متعال می‌فرماید: عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ – با همسران خود به نیکی رفتار کنید. همین جا بلافاصله می‌فرماید: فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ – اگر بدتان بیاید از خانمتان، بدتان بیاید از همسرتان، ناراحت باشید ازش، بالاخره چیزی در او باشد که برای شما کراهت ایجاد کرده، یک ناپسندی پدید آورده. خب تا اینجا که در مورد مشکلات خانوادگی هست. فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا – چه بسا یک چیزی باشد شما ازش بدتان بیاید ولی توش خیر زیادی باشد. از یک زاویه دیگر نگاه کن. بله درسته. کاملاً مرتبط با دو مقوله‌ای که فرمودید. خداوند متعال اینجا به جای اینکه اخلاق ما را خوب کند، زاویه دید ما را دارد تغییر می‌دهد. کاملاً واضح است دیگر. نمی‌فرماید صبرت را زیاد کن. چرا؟

اولش می‌فرماید یک توصیه اخلاقی می‌فرماید عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (شما خوب برخورد کنید با همسرانتان، معاشرتتان خوب باشد، پسندیده باشد. معروف یعنی پسندیده). بله. فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ اگر امر ناپسندی در همسر خودتان دیدید، چه بسا امور ناپسندی که برای شما پیش بیاید و خیر زیادی داشته باشد برایتان. یعنی از یک زاویه دیگر نگاه کن، یک جور دیگر ببین. بعد ممکن است نتیجه‌اش همان عَاشِرُوهُنَّ باشد. خیلی جالب است. ببینید اینجا دقیقاً خدا آمد به جای اینکه ایمان شما را ببرد بالا (که البته ایمان ربط پیدا می‌کند به این تغییر زاویه دید، بله) ولی نمی‌خواهد ایمان شما را الان ببرد بالا. با همان مقداری ایمانی که داریم به خدا، معمولاً با همان مقدار اخلاقی که داریم (که معمولاً ممکن است یک چنین شرایطی تحمل نشود) ولی اگر زاویه دید خودمان را تغییر بدهیم، تحمل‌مان بالا می‌رود و رفتار خوبی خواهیم داشت درباره مشکلات خانوادگی. این زاویه دید مهم است. آمدن در خانه حضرت نوح (بله) ببخشید حضرت هود علیه السلام، ایشان هم خانم خوبی نداشتند ظاهراً. بعد گفتند که آمدیم با حضرت هود سخن بگیم و حالا ایشان هم خانه نبودند. خانمش فرمودند: چه کار دارید با ایشان؟ ایشون نیستند الان. گفتند: آمدیم ایشان دعا کنند تا برای ما باران ببارد. مدتی است قحطی شده و اینها. خانمش هم بد جواب داد به مردم. فرمود که یا گفت نمی‌دانم چه بگویم، چقدر احترام بگذارم. گفت: ایشان اگر می‌توانست زمینه خودش را آباد می‌کرد. و یک حرفی علیهش زد. علیه حضرت هود. حضرت هود آمدند، داستان را فهمیدند، آنها را پیدا کردند و باهاشان صحبت کردند، دعا کردند، مشکل آنها هم حل شد. گفتند: خانم شما پس چرا انقدر شما را تحویل نمی‌گیرد، چرا باهاتان انقدر بد برخورد می‌کند؟ ایشان دعا کردند همان جا که من از خدا همیشه می‌خواهم عمر ایشان را طولانی بکند. گفتند: چرا خانمی که شما را اذیت می‌کند عمرش باید طولانی بشود؟ ببین زاویه دید را نگاه کنید. یک نمونه کوچک است.

فرمود: کسی که من را اذیت می‌کند، زیر دست من باشد بهتر است یا کسی من را اذیت بکند که بالا دست من باشد؟ ایشان زیر دست من است، من را اذیت می‌کند، این قابل تحمل‌تر است از اینکه یک کسی بالا دست باشد و من راه فرار نداشته باشم. این زاویه دید پشتیبانی می‌شود توسط این حرف که بالاخره یکی باید آدم را اذیت کند. بله درسته. روایت داریم که می‌فرماید مؤمن را حتماً یک کسی از اطرافیانش اذیت می‌کند. ولو برود توی یک جزیره‌ای که هیچ آدمی زندگی نمی‌کند، خدا بالاخره یکی برایش درست می‌کند که اذیتش بکند. امام باقر علیه السلام در کلام می‌فرماید (حالا کلام امام باقر علیه السلام مفصل آوردم، از رو بخوانم بهتر است برای اینکه ممکن است باور نکنیم) یک چنین می‌فرماید: إِنِّی لَأَصْبِرُ مِنْ غُلَامِی هَذَا وَ مِنْ أَهْلِی صَبْرًا أَلَمَّ عَلَیْهِ مِنَ الْحَنْظَلِ – من از اطرافیانم، از خانواده‌ام صبر می‌کنم صبری تلخ‌تر از حنظل (حنظل گیاه تلخی است). وَ إِنِّی لَأَصْبِرُ مِنْ وُلْدِی صَبْرًا أَلَمَّ عَلَیْهِ مِنَ الْحَنْظَلِ ... أَنْ أَصْبِرَ عَلَى مَا هُوَ أَشَدَّ مِنْ ذَلِکَ مِنْ مَکْرُوهِ الدُّنْیَا ... فَإِنِّی صَبَرْتُ فِی دَرَجَةِ الْقَائِمِ ... وَ فِی دَرَجَةِ الشَّهِیدِ الَّذِی قَدْ ضَرَبَ بِسَیْفِهِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ – کسی که صبر برای مشکلات خانوادگی دارد، صبر روزه‌گیری را دارد (که روزها روزه می‌گیرد، شب‌ها بیدار می‌ماند) و صبر کسی که در مقابل پیامبر اکرم دارد شمشیر می‌زند و جلوی پای پیغمبر به شهادت می‌رسد، چه اجری دارد! درسته. از زاویه اجر، این صبر را به مشکلات خانوادگی نگاه می‌کند. ببینید زاویه دید خیلی مهم است. مدیریت ذهن خیلی مهم است. من نمی‌خواهم بگویم اخلاق مهم نیست، ولی مدیریت ذهن است که اخلاق آدم را تغییر می‌دهد، محبت‌های آدم را یک توازنی در آن ایجاد می‌کند، نفرت‌ها را کاهش می‌دهد و یک اتفاق دیگری را برای انسان رقم می‌زند. درباره در واقع مدیریت ذهن خیلی حرف‌ها می‌شود زد. در خانواده، برای رفع مشکلات یک پیشنهاد دیگر هم بدهم (چون می‌خواهم دوم بحث را به فضای جنگی ببرم) کوتاه عرض بکنم: زندگی را اساساً باید مسابقه دید نه مراعات کردن. این یک زاویه دید جدید (هدیه ویژه سرآشپز) و یک هدیه فوق‌العاده به مناسبت ایام خانواده (ما روز مباهله را در پیش داریم) بله الحمدالله پیامبر اکرم خانوادگی رفتند به مواجهه با دشمن. زندگی یک مسابقه است نه مراعات کردن. مراعات کردن یک عمری است که به ما می‌گویند.

آقا خب مراعات، مدارا حداقلی. لب مرز شما ایستادی، یک کمی آدم از لب مرز پایش بلغزد، سقوط می‌کند. خب مسابقه شما را می‌برد، نه لب پرتگاه. در اوج قله، در یک دشت پهناور، تهش هم سکو. بله دیگر، آنجا مثلاً کسی مسابقه را ببازد، فلج که نمی‌شود. به جای اینکه طلا بگیرد، نقره می‌گیرد. ولی کسی لب پرتگاه بایستد، اگر درست قدم برندارد سقوط می‌کند. مراعات کردن، لب پرتگاه ایستادن است. یک ذره رعایت نکنی، سقوط کردی. خب، آره. ولی مسابقه گذاشتن: هیچی، اصلاً مدال نمی‌گیریم ولی جزو تیم ملی که هستیم، یک سفر المپیک رفتیم. برای شما بگو که حتی به خط پایان هم نرسید (بالاخره ورزشکاری دیگر). بله، خیلی شده دیدید در این مسابقات دومیدانی برای نفر آخر چقدر کف می‌زنند؟ بیشتر کف می‌زنند. می‌گویند باریکلا، سعی خودتو کردی. آدم خوبه در مسابقه زندگی کند. مرد مبارزه بودی، زن مبارزه (و مبارزه به معنای مسابقه). بله، و آمدی، جرأت داشتی. با اینکه حدس می‌زدی مثلاً برنده نشی، ولی آمدی، جزو مسابقه قرار گرفتی. همه کسانی که می‌روند المپیک شایسته تشویق هستند. همه کسانی که می‌آیند در مسابقه، شایسته تشویق هستند. و خدا این کار را خواهد کرد، قطعاً این کار را می‌کند. لذا عزممان را در زندگی بگذاریم برای مسابقه، نه برای مراعات. برای اینکه این حرف خیلی به جان بنشیند، یک مثال خیلی وحشتناک می‌زنم: یاران سیدالشهدا مسابقه می‌گذاشتند برای شهادت. پای رکاب رفتند به میدان. درسته بله، مسابقه بود. این طرف واقعاً. ولی امام حسین، طرف دشمن را دعوت کرد به مراعات. فرمود: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید، جلو چشم من به خیمه‌ها حمله نکنید. آنها را دعوت کرد به مراعات. شمر دعوت می‌شود به مراعات. ولی یاران خودش اهل مسابقه بودند. صبح فرمود: بروید در این میدان مسابقه ببرید. جبهه حق پر از مسابقه است. مراعات دیگر از آن به بعد شروع می‌شود. نمی‌خواهم بگویم مراعات چیز بدی است، ها. من اینجا عرض نکردم توصیه به مراعات یک توصیه حداقلی است. بد نیست. خوب است. خیلی وقت‌ها هم دین به ما توصیه حداقلی کرده: اتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ (بله). امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: زورت که به ما نمی‌رسد، ما که چموشی می‌کنیم. خب می‌فرماید ولو شده قلیلاً تقوا رعایت کنید. ولی اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ را هم داریم، برو حق تقوای الهی را رعایت کن. جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ را هم داریم، برو آن‌جوری که شایسته است در راه خدا جهاد کن، نه حداقلی. سَابِقُوا ... الْخَیْرَاتِ بله. فَتَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ. امام صادق علیه السلام فرمود: ما شما را در نهایت شفاعت خواهیم کرد، خیالتان از جهنم راحت باشد. بروید سراغ چی؟ درجات عالی را مسابقه بگذارید که ببرید. زندگی دین، اصلش زندگی مسابقه‌ای است نه مراعاتی. مراعات به معنای مراعات کن، یک پیشنهاد حداقلی به آدم‌ها دادن. خب اینکه ما رد نمی‌کنیم مراعات کردن را. ولی بیایید ذهنیت مسابقه‌ای از زندگی پیدا کنیم. ذهنیت مراعاتی همیشه دعوا درست می‌کند. ذهنیت مسابقه‌ای هیچ وقت دعوا درست نمی‌کند. چرا؟ بله. آقا خانم را اذیت می‌کند (خانم آقا را اذیت کند، خب فرق نمی‌کند). آقا می‌گوید: چی می‌گوید؟ که خب الان یک من فرصتی پیدا کردم برای اینکه بزرگواری خودم را نشان بدم و خانمم را جذب کنم و خدا را به طرف خودم بکشم. یعنی این مشکل را تبدیل می‌کند به یک فرصت، خوشحال می‌شود اگر مسابقه‌ای نگاه کند. آقا خانم را اذیت می‌کند، خانم می‌گوید که الان من موقعیت است که برتری خودم را پیش خدا از شوهرم اثبات کنم. کم آورد من می‌گویم خدایا ندیده می‌گیرم. در این موقعیت من به خدا مقرب می‌شوم. لذا خانم خوشحال می‌شود. دیدید ذهنیت مسابقه‌ای این‌جوری است، شما را خوشحال می‌کند از ناراحتی‌های خانوادگی. ذهنیت مراعاتی شما را طلبکار می‌کند: چرا منو رعایت نمی‌کنه؟ ذهنیت مراعاتی ... من کار دارم با اخلاق؟ بله مشخص است. آره. اگر شما ذهنیت مراعاتی داشته باشی، خودت شروع می‌کنی همسرت را مراعات می‌کنی، خودت هم خطا می‌کنی دیگر. گاهی از این مراعات سقوط می‌کنی و می‌افتی پایین و نمی‌توانی مراعات کنی. گاهی خسته می‌شوی از مراعات کردن (دیگر چقدر مراعات کنم؟) و لطمه می‌خوری. و از آن طرف وقتی مراعات می‌کنی، طلبکار می‌شوی. می‌گویی چرا او من را مراعات نمی‌کند؟ متوقع می‌شوی. متوقع می‌شوی! احسنت! این ذهنیت مراعاتی است، یعنی زندگی حداقلی داشتن، ذهنیت حداقلی داشتن از زندگی. ولی ذهنیت مسابقه‌ای داشتن، اصلاً دنبال این است که یک مشکلی در خانه پیش بیاید، برتری خودش را اثبات کند از لحاظ معنوی، از لحاظ اخلاقی، از لحاظ معرفتی. برتری خودش را در تقرب به خدا. اینها مضمون همین روایاتی بود که قرائت کردم خدمت شما و بینندگان عزیز. ذهنیت مسابقه‌ای باید داشت در زندگی. و الا اگر ببینی «من را چقدر رعایت می‌کند»، این آدم را به هم می‌ریزد، اخلاق آدم را به هم می‌ریزد، نفرت در انسان زیاد می‌کند. یک وقت‌هایی به زبان می‌آوریم: دیگر خستم کردی! دیگر چقدر من ... فلان! چقدر این‌جوری! ... این ذهنیت مراعاتی است. داشتن ذهنیت مسابقه‌ای در خانواده، بدی‌های دیگران را مثل موج دریا موجب می‌شود موج‌سواری کنید، نه زیر این موج له بشوید، غرق بشوید، خفه بشوید، به فراز بروید. دیدید دیگر، دریا موج‌هایی که هست، به آدم‌های عادی می‌گویند به دریا نروند، سمت دریا خطرناک است. آدم‌های موج‌سوار (به معنای درسته کلمه) می‌گویند: «واقعاً آقا وردار بریم». آن کفه چیست؟

اسمش کفه‌ای که برای موج‌سواری برمی‌دارند (چون استفاده نکردیم تا حالا، اسمش را نمی‌دانیم) می‌برد و می‌گوید به به، می‌روم سوار این موج‌ها می‌شوم. روی این موج‌ها سوار می‌شود. حتماً ما که فیلمش را می‌بینیم، می‌بینیم جذاب است. خودش جذاب‌تر است، خیلی لذت دارد. قطعاً این‌طور است. و کسانی که مسابقه‌ای نگاه می‌کنند، روی موج مشکلات سوار می‌شوند. خدا شاهد است، همین دیشب تا حالا بعضی‌ها به من گفتند که حالمون بهتر شد. این جنگ که شروع شد، ایران قدرتش را به نمایش بگذارد، تمام کند شر دشمن را. چون ما می‌دانیم دشمن ما نمی‌تواند مقاومت بکند در برابر ما. همان‌جوری که در دوره‌های قبلی هم نتوانست مقاومت بکند و دوباره دشمن پا داد برای نابودی خودش. حال بعضی‌ها بهتر می‌شود. نه اینکه کسی جنگ‌طلب باشد، ها. ولی اینکه من قدرت خودم را به نمایش بگذارم، نصرت خدا را دریافت کنم، در آن مسیر حق خدا توفیق بدهد قدم بردارم، همان حس مسابقه. روی این موج درگیری سوار شوم، به اوج برسم و به اوج برسانم ملت خودم را. این باعث شادی می‌شود، باعث خوشحالی می‌شود. در جنگ هم آدم ذهنیت خودش را تغییر بدهد. یک دفعه می‌بینی در جنگ شکوفاتر می‌شود. ذهنیت مسابقه. و اتفاقاً در خانواده ذهنیت مسابقه‌ای پیدا کردن خیلی سخت است. حالا باید خیلی افراد این را برای خودشان جا بندازند.

ما برای برنامه عقدی خدمت حضرت آیت الله العظمی بهجت بودیم (خدا رحمت کند به ایشان). گفته شد که آقا می‌شود یک نصیحتی بفرمایید عروس و داماد را. ایشان فرمودند: باشه، ولی موقع نصیحتی که برای عروس خانم دارم، آقا داماد گوشش را بگیرد و موقع نصیحتی که برای آقا داماد دارم، عروس خانم گوشش را بگیرد. خب همه آنجا لبخند زدند و بالاخره که حاج آقا شوخی می‌کنند. همه منتظر بودند. فرمود: کدوم گوشتان را اول می‌گیرید که من آن یکی را نصیحت کنم؟

یعنی جدی! ول نمی‌کردم. بله. یا حالا آقا داماد رفت دستش را برد به سمت گوش، گفت: آقا من گوشم حاضرم بگیرم. فرمود: حالا نمی‌خواهم گوشتان را بگیرید، ولی از نصیحت‌هایی که به دیگری می‌کنم شما سوءاستفاده نکنید در زندگی. آها، این یعنی ذهنیت مراعاتی نداشته باشین، به رخش نکشین فردا «تو چرا منو رعایت نکردی». تو برو تو. اینکه خودت ببری بازی رو، به آن چه کار داری؟ دقت فرمودید؟ تو برو در اینکه یک اجر و پاداش و دقیق‌ترین و مسابقه‌ای‌ترین عملکرد را داشته باشی. ما این آیه قرآن را پس دیدیم شبیه این آیه قرآن: عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ ... فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا. این قانون بزرگ الهی است: چه بسا وضعیتی که تو از آن وضعیت بدت می‌آید، خوشت نمی‌آید (لااقل ناپسند است) ولی توش خیر زیادی نهفته است. زاویه دید خودت را تغییر بده. شبیه این آیه را درباره جنگ داریم. عجب! بله: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ – جنگ برای شما دستور داده شده و این بالاخره برای شما ناخوشایند است. فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ – چقدر شباهت دارد! خیر جنگ‌های خانوادگی با این جنگ‌های جهانی یک شباهت‌هایی دارد، ها. می‌فرماید: وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ – چه بسا یک چیزی را دوست داشته باشی و این شر باشد برای شما. وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ – خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. از زاویه دید خدا نگاه کنید. جنگ هم همین‌طور است. ولی من نمی‌دانم کسانی که می‌روند در جهاد قرار می‌گیرند، حس مسابقه درشان تقویت می‌شود. ما در جبهه زندگی ایثارگرانه، مواسات، زندگی مؤمنانه و اخوت اسلامی را در اوج می‌دیدیم. در شرایط جنگی مردممان هم با هم مهربان می‌شوند. واقعاً درسته. مسابقه، ذهنیت مسابقه‌ای پیش می‌آید برای مردم. ببینید الان مردم ما این شب‌ها را رها نمی‌کنند. واقعاً به مردم نگاه کنید. خدا شاهد است، من که به سهم خودم حظ می‌برم. من کسی را می‌شناسم که با مسکن دردهای خودش را تسکین می‌دهد. می‌گفت که من می‌روم در تجمعات، حالم خوب می‌شود، دیگر مسکن نمی‌خواهم. از این زیبایی حرکت مردم، مردم حداقلی رفتار نمی‌کنند، دارند مسابقه‌ای هم عمل می‌کنند و چه عزمی دارند برای این مسابقه و می‌خواهند حتماً این مسابقه را ببرند. مرگ بر سازش‌کار می‌گویم. برای اینکه مسابقه را ببرند. همه آن کسانی که با نگرانی شب‌ها می‌گفتند مسئولین مواظب باشید کوتاه نیایند، جگرشان حال آمده. دیشب و امروز باریکلا، چه قوی عمل کردند. همه دعاگو بودند، شهدا دعاگو بودند، مستضعفان جهان دعاگو بودند. نمی‌دانم نه، مستضعفان جهان به معنای فقرا صرفاً، همه کسانی که ثروتمند هم چه بسا باشند. بله، ما می‌شناسیم این آدم‌هایی را که دین اسلام هم ندارند، اصلاً دین‌دار نیستند، می‌بینند یکی مقابل زورگویان جهانی ایستاده است. برای اولین بار در تاریخ، این رفتاری که دیشب ایران اسلامی انجام داد مقابل مستکبران این‌جوری بایستید که اقدام کنید، ادبش کنید. با اینکه تو را مستقیم نزده، فوق‌العاده بود. یعنی ما امروز در وضعیت نمونه تاریخی هستیم. از اول انقلاب تا الان بله، خیلی وقت‌ها از خودمان دفاع کردیم، دفاع جانانه‌ای هم کردیم، خیلی مرحبا و دست مریزاد آدم دارد. ولی اول زدن (مستقیم) و بعد ما مستقیم جواب دادیم. این دفعه غیرمستقیم. حالا به زعم جهانیان دیگر، والا ما که لبنان را جان خودمان می‌دانیم، مستقیم می‌دانیم این را. حالا چرا می‌زنی نزنی؟ با خدا طرفی. او قدرتش بیشتر است.

خدا در قرآن بعضی وقت‌ها در موضوع جنگ یک عبارت‌های خیلی عجیب غریبی دارد. می‌فرماید: شما از دشمن می‌ترسید، از مرگ می‌ترسید. از من بترسید، من آن وقت بلا سرتان بیاورم. شما می‌خواهید چه کار کنید؟ خیلی عجیب است. من این آیات را خیلی دوست دارم بخوانم. خداوند متعال می‌فرماید: اگر من سر شما بلا بیاورم، کجا می‌خواهید در بروید؟ دشمن حالا می‌تواند به شما یک ضربه‌هایی بزند، آن هم بدون اجازه من که کاری نمی‌تواند انجام بدهد. ولی اگر من با شما دشمنی بکنم، دیگر کجا می‌خواهید فرار کنید از دست من؟ این را به کیا می‌گوید خداوند متعال؟ آنهایی که از جنگ فرار می‌کنند. یعنی آنهایی که الان ظاهراً این است که در جبهه حق هستند و می‌توانند بایستند، مقاومت کنند، بزنند. فَمَنْ یَعْصِمُکُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکُمْ سُوءًا – بگو کی شما را حفظ می‌کند از خدا؟ اگر خدا بخواهد به شما ضرری برساند. یا خدا بخواهد به شما رحمتی برساند. که می‌تواند مانع بشود. به قدرت خدا نگاه کنید. زاویه دیدت را تغییر بده. اصلاً به خدا نگاه کن، کسی را نبین. وَلاَ یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَلاَ نَصِیرًا ... الی آخر. حالا آیات قبل و بعدش فراوان است که می‌فرماید چرا بعضی‌ها وقتی که دستور جهاد داده می‌شود می‌ترسند؟ به خدا نگاه کن، زاویه دیدت را تغییر بده. ببینید ماها همه مؤمن به خدا هستیم، ولی این برگرداندن زاویه دید گاهی از اوقات مهارتش را نداریم یا برایمان سخت است. این را باید تمرین کنیم، تمرین ذهنی است. آناً یک دفعه ترس ریخت زیر آتش گلوله توی جبهه. خب ما می‌دیدیم آنجا خیلی ملموس بود. گلوله‌ها هم ملموس بود و جبهه‌ها نزدیک بود و با کلاش و درگیری خیلی نزدیکی بود. خب بچه‌ها یک لحظه نگاهشان را عوض می‌کردند: اگر خدا نخواهد هیچ گلوله‌ای به من نمی‌خورد. به یک یک صحنه دیگری از حیات و هستی نگاه می‌کردند. خب این خدا را همه معتقدند، ولی بهش نگاه نمی‌کنند. لذا توصیه‌ای که در قرآن هست همیشه توصیه به ذکر است. ذکر یعنی چی؟ مهم این است که تو به یاد چی باشی الان. یعنی ذهنت درگیر چی باشد. بله، ذهنت درگیر چی باشد. این مهم است. کَثِیرًا و صَبْحًا ... یک بار ما در این برنامه در مورد ذکر صحبت کردیم که ذکر شاید فراوان‌ترین دستور قرآن باشد و خیلی مرتبط با سلسله بحث. بله.

ملایی: خیلی خوب. نقطه بگذاریم. یک دونه. بله بله. با اجازه شما فرصتی بود. جلسه مستقل. شما موافق باشید فیض بدهید به ما. خب در این باره یک کمی قبلاً صحبت کردیم، ولی ذکر در جنگ خودش یک مزه دیگری دارد، جای بحث دارد، یک مقوله است. ممنونم. عرض می‌کنم که روز زیبا و بزرگ و عظیم مباهله را در پیش داریم. خیلی وقت‌ها ما به همین کلمه بسنده می‌کنیم و ازش رد می‌شویم. پیشنهاد امروز برنامه سمت خدا: یک فرصتی را بگذاریم یک کمی هم مطالعه کنیم در موردش. و پیشنهاد خاصمان این است که در قالب یک اثر داستانی، یکی از رفقا اگر یک بسته‌ای از روی جلد هم به شما بینندگان بدهند، خیلی عالی خواهد بود. یک کتابی را می‌خواهم معرفی کنم خدمتتان و بعد محضر قرآن کریم مشرف بشویم. «از نجران تا مدینه» ، این کتاب را با شما باشین. آره، درسته. خوب شد. ممنونم. «از نجران تا مدینه» کتابی است که ۹۰ داستان پیرامون مباهله در آن آمده و شما عزیزان می‌توانید کلمه کتاب را بفرستید به 20000303. رفقای من راهنمایی می‌کنند که چجوری کتاب را بخرید. آقای محمدرضا انصاری هم مجموعه داستان را نوشتند. من خودم در مسیری که می‌آمدم سر برنامه، با اجازه‌تان یک چند تایش را خواندم و به نظر می‌رسد که بزرگترها، کوچکترها در محافل خانوادگی قابل استفاده است. می‌توانیم بخوانیم و فیض ببریم ازش. «از نجران تا مدینه» هر کدام دوست دارید تهیه بکنید، کلمه کتاب را به 20000303 بفرستید. برویم محضر قرآن کریم. حاج آقای پناهیان ذکر سوره هود را کردند و رفتند محضر هود نبی علیه السلام به تناسبی. الان یادم آمد سوره هود را داریم این روزها می‌خوانیم. آره، محضر سوره مبارکه هود هستیم. صفحه ۲۲۶. بفرمایید با یک صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه226 قران کریم

این قرآن را می‌خوانیم  تقدیم کنیم به محضر همه شهدای عزیز، به ویژه شهدای جنگ ۱۲ روزه که امیدوارم کمک بکنند، دعا کنند از آسمان‌ها از بهشت برای رزمندگانمان که الان در جبهه هستند، مخصوصاً با پیام دیشبی که سردار سید مجید موسوی تصویری برای مردم فرستادند، چقدر مردم خوشحال می‌شوند می‌بینندشان. برای موفقیت‌های سید مجید آقا و همکارانشان انشالله شهدای عزیز ما دعا بفرمایند. بفرمایید.

حجت الاسلام پناهیان: یک دو دقیقه‌ای باز هم برویم محضر عارف کامل حضرت آیت الله العظمی بهجت. ببینید ایشان وقتی که می‌خواهند ما را به خودسازی دعوت کنند و رشد اخلاقی به ما بدهند، چگونه حرف‌هایی می‌زنند که از جنس مدیریت ذهن است. می‌فرماید: «انسان در دنیا به ۱۰ درصد خواسته‌های خود می‌رسد. کمتر کسی پیدا می‌شود که زندگی بر وفق مراد او باشد. هرگونه عیش و نوش دنیا با هزار تلخی و نیش همراه است. اگر کسی دنیا را اینگونه پذیرفت و شناخت (بحث مدیریت) در برابر ناگوری‌ها و بدی‌های همسر و همسایه کمتر ناراحت می‌شود.» زاویه! احسنت. زیرا از دنیا بیش از اینکه خانه بلاست، انتظار ما نگاهمان را باید تغییر بدهیم. پس در مسئله خانه و خانواده این نگاه خیلی مهم است که باید بهش توجه کنیم. البته ما یک وعده‌ای داده بودیم این بحث را امروز در «تربیت فرزند» (تربیت ولایت‌مدارانه) بله بیشتر مطرح کنیم. به خاطر اینکه یک کمی بحثمان رفت در فضای جنگ، دیگر. آن فرزند و ولایت‌مداران تربیت کردن فرزندان را می‌گذاریم انشالله باز برای جلسه بعد اگر خدا توفیق داد انشاالله. که آن خیلی بحث مهمی است. چون ما ذهنیت‌سازی داریم می‌کنیم برای بچه‌ها. این خیلی مهم‌تر از هر عنصر دیگری است. بله. و اما در ارتباط با دفاع مقدس که ببینیم امام خمینی با عظمت چه‌جوری به دفاع مقدس نگاه می‌کردند. کلمات زیادی از ایشان آوردم. یک نمونه‌اش را بخوانم، حسن ختام باشد دیگر. می‌فرماید: به سال ۱۳۶۱: «به راستی این حضور دائمی و خستگی‌ناپذیر در صحنه و آمادگی و فداکاری‌های خالصانه مردم دلیر ما برای هر مسلمانی غرورآفرین است و برای جهانیان اعجاب‌آور است.» انگار برای امروز است. و می‌توان گفت این هم یکی از الطاف الهی و برکات جنگ است. دوباره زاویه دید را عوض کرده است. که این چنین مردم را به هم نزدیک و مهربان نموده و در غم و شادی یکدیگر شریک ساخته. من در برابر همه این ایثار و از خودگذشتگی و خلوص از تشکر و قدردانی عاجز و ناتوانم و خدای بزرگ است که با رحمت واسعه خود می‌تواند پاداش شما را داده و قدردانی کند. شَکَرَ اللَّهُ جَمِیلَکُمْ. این دوباره یک زاویه دید قشنگ به آثار و برکات جنگ است که انشالله در جامعه ما بیشتر باشد. ضمن اینکه واقعاً همه ما دنبال یک امنیت کامل و پایدار هستیم با نابودی دشمنانمان. انشاالله این هم باشد. دعای آخر برنامه و آمین‌اش هم با شما. انشالله با نابودی دشمنان. گفت: ای دل و دین من علی، نور مبین من علی. هرچی که هست و نیست در دنیا و آخرت علی است. بود و نبود من علی، اصل وجود من علی. علیه السلام. در پناه مولا امیرالمومنین باشید و باشیم. عمری باشد و سعادت. شنبه محضرتان سلام خواهیم کرد. خداحافظ.