اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-02-28-حجت الاسلام پناهیان-مدیریت ذهن در خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. سلام عرض می‌کنم حضور شما مخاطبان عزیز و ارجمند برنامه سمت خدا، آقایان و بانوان، شنوندگان و بینندگان جان. شما که الان از طریق شبکه سه سیما برنامه را زنده نگاه می‌کنید یا بازپخشش ممکن است ببینید و شنونده‌هایی که شامگاه دوشنبه از معارف برنامه را گوش می‌فرمایید. خب ماه ولایت، ماه ذی‌الحجه حلول کرد و خوش آمد عرض می‌کنیم به این ماه.

ملایی: تبریک هم عرض می‌کنم محضر شما مردم عزیز و گرامی به خاطر حلول این ماه شریف و نجیب و فوق‌العاده سرشار از مناسبت‌های بسیار بسیار مهم مرتبط با اهل بیت علیهم السلام، به ویژه با امیرالمومنین سلام الله و صلوات علیه و امیدوارم که موفق شده باشیم تا این لحظه همگی نماز اول ماه ذی‌الحجه را بخوانیم؛ نمازی که مثل نماز صبح دو رکعتی است، یک تفاوت دارد و آن اینکه در رکعت اول ۳۰ مرتبه توحید را می‌خوانیم بعد از حمد و در رکعت دوم ۳۰ مرتبه سوره قدر را بعد از حمد و البته گفته شده که مستحب است قبل یا بعد نماز صدقه هم کنار بگذاریم. انشاالله که این کار را کردیم (نکردیم در ادامه) و قبول باشد و برای همدیگر هم دعا بکنیم. آقای سید حمیدرضا برقعی که شما می‌شناسید، از شعرای خوب، از دوستان عزیزمان است، یک شعری دارد (من الان نمی‌خواهم بخوانمش فقط می‌خواهم ارجاعتان بدهم که بعد برنامه انشالله – الان هم حواستان به برنامه باشد فعلاً – بعد برنامه جستجو کنید، همین دوبیتی که من می‌خوانم و شعره را پیدا کنید. شعر بلندی است هم به لحاظ تعداد ابیات بلند است، هم به لحاظ معنا فوق‌العاده است. بخوانیدش امروز سرشار بشوید از عشق به زوج آسمانی ولایت امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما. که گفت: زمین برای شکوفا شدن مهیا بود و این قشنگ‌ترین اتفاق دنیا بود که دست فاطمه در دست‌های مولا بود. به اعتقاد من اصلاً غدیر اینجا بود. این مطلع شعره دیگر. حالا ببینید ادامه‌اش خیلی قشنگ است. مرحبا به آقای برقعی و همه کسانی که نَفَس و قلم و قریحه‌شان برای اهل بیت خرج می‌شود. ممنون از شما.

برویم سراغ استاد فرزانه حاج آقای پناهیان. همین اندازه هم که من صحبت کردم در حضور ایشان بی‌ادبی بود. آره. سلام علیکم.

حجت الاسلام پناهیان: سلام عرض می‌کنم خدمت شما، خدمت بینندگان عزیز. واقعاً تبریک دارد: میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها... ببخشید ازدواج – و ازدواج حضرت زهرا نوعی میلاد ازدواج است بله که منشأ بهترین میلادهای عالم شد. دقیقاً چون ما معمولاً تبریک‌هایمان برای موالید ائمه علیهم السلام است و منشأ این میلادهای پرنور، البته امروز است. چقدر رسول خدا امروز خوشحال بودند، چقدر، چقدر! امیرالمومنین و حضرت زهرا، کائنات عالم هستی خود متعال. واقعاً امیدواریم که به محبتشان خوشحالی ما را از ما قبول کنند. الهی آمین. همانطور که در مصائب اهل بیت غم ما را (دعا می‌کنیم) قبول کنند، شادی امروز را هم در قلب ما اولاً جاری کنند و بعد بپذیرند و بعد بپذیرند. الهی آمین.

ملایی: این اتفاق جالبی حاج آقای پناهیان در تجمعات، در میدان، در خیابان افتاد که در تاریخ ایران عزیز و به نظرم در تاریخ دنیا بی‌نظیر بوده است و هست، و آن اینکه مخصوصاً بعد از اینکه امام عزیز ما حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای به مردم فرمودند که کارهای مربوط به عقد و ازدواج و اینها را به تأخیر نیندازید و انجامش دهید و اینها، آقا آمد در خیابان. تبریک ویژه می‌گوییم به همه زوج‌هایی که این کار را کردند و ازدواج‌هایشان را در خیابان‌ها جشن گرفتید و اینها. من دوست دارم که امروز برای سومین روز پیاپی با یک آیه شروع کنم و اگر نکته حضرت عالی داشتید پیرامون این آیه بفرمایید، خوب است دیگر. بالاخره هم که نه، شما ما را غافلگیر کنید. آره.

حجت الاسلام پناهیان: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. این ذکر نورانی را شما ترنم کردید. در ماه ذی‌الحجه، حضرت آیت الله العظمی بهجت می‌فرمایند که در روایات هست (من چون ایشان بیان فرمودند می‌خواهم در واقع با اعتبار ایشان این روایت را ذکر کنم) بسیار عالی که یک صلوات می‌تواند گناهان گذشته و آینده را... یک صلوات، حالا ببینید چند صلوات چقدر انسان را نورانی‌تر و مقرب‌تر می‌کند. ایشان می‌فرمودند: «ادب صلوات» و آداب و آیین صلوات فرستادن چیست؟ با محبت صلوات بفرستید. یعنی چه جوری؟ یعنی از سر محبت بگویی خدایا درود بفرست به پیامبر و اهل بیت. یک وقت آدم از روی ادب، از سر نیت ثواب؛ یک وقت از سر محبت. شما با محبت به کسی سلام بدهی یا سلام بفرستی: «فلانی سلام صمیمانه من را بفرست، خیلی دلم برایش تنگ شده، سلام بفرستید» مثلاً یا... سلام می‌کنی. بهجت می‌فرماید اگر صلوات با محبت باشد، آثار عظیمی دارد. خیلی هم عالی. آره.

ملایی: ممنونم از شما. در این چند وقت پویش صلوات خیلی الحمدلله گل کرده. حالا حتماً یک جایی از برنامه یک نگاه آماری هم خواهیم کرد. هرچند ما اینجا نیستیم که حالا آمار بدهیم. آن که باید ببیند و محاسبه کند خودش محاسبه می‌کند. اما به نیت سلامتی آقا جان (آن امام زمان)، سلامتی نایب، سلامتی امتشان و رفع و دفع بلا از جامعه اسلامی، مردم دارند میلیونی صلوات می‌فرستند. بله. واقعاً یک جامعه وقتی با هم وحدت کلمه پیدا کنند برای یک ذکر، اثر آن ذکر هزاران برابر می‌شود. ببینید شما ممکن است یک نفر یک جایی دارد دعا می‌کند مثلاً برای یک مرحومی می‌گوید آقا خدایا ایشان را ببخش. به همان تعداد. ولی ۴۰ نفر با هم درباره یک کسی که از دنیا رفته بگویند أنا لا أعلم منه إلا خیراً، خداوند متعال می‌فرماید که هیچ گناهی از او را دیگر من در نظر نمی‌گیرم. تعداد یک دفعه مثلاً این یک نمونه است که وقتی تعداد با هم یک موضوعی را اراده کنند، یک ذکری را جاری کنند، اثرش به تعداد آنها جمع‌بندی نمی‌شود، به ازای مضاعف می‌رسد. بسیار عالی. لذا جامعه‌ای که به ذکر صلوات می‌پردازد، آثارش خیلی بیشتر از ثواب ذکر صلوات برای فرد است. و اتفاقاً تنها ذکر اجتماعی ما (یا مهم‌ترین ذکر اجتماعی ما – تنها گفتم ولی حالا می‌خواهیم به مناقشه کشیده نشود) ذکر صلوات است. چون بقیه اذکار را شما باید یواش بگویی، اصل ذکر یواش گفتنش است و ذکر صلوات را با صدای بلند گفتنش، افشای آن درسته، با صدای بلند. لذا ذکر اجتماعی است. بسیار خوب. باز هم متشکرم. چند تا نکته از حاج آقای پناهیان همین اول کار گرفتیم. این عیدی ما باشد برای حلول ماه ذی‌الحجه الحرام. و اگر دوست داشتید در طول برنامه صلوات‌هایی که می‌فرستید را به برنامه ما اعلام بکنید که ما ببالیم به خودمان به خاطر داشتن مردمانی نیک مثل شما عزیزان.

حجت الاسلام پناهیان: و اما خوب، حاج آقا مدیریت ذهن بحث اصلی بود. درسته. بعد چند هفته‌ای رفت به تناسب ایام، مدیریت ذهن در محضر آقا امام رضا علیه السلام و اینها. بله. و حالا الان کجای کارید؟ خوب امروز روز تشکیل خانواده است. بله، خانواده عالم خوب. من فکر کردم که اگر بحث مدیریت ذهن را تا آنجایی که بتوانیم (و زمان، حالا تا مباهله ما باز هم با خانواده کار داریم، اگرچه مناسبت‌های دیگری را هم در پیش داریم که همه آنها با این موضوع ارتباط برقرار می‌کند) مدیریت ذهن در خانواده را مورد مطالعه قرار دهیم. چقدر خوب که خانواده در مدیریت ذهن چه نقشی دارند، خانواده چقدر می‌توانند آثار مثبت یا منفی بر مدیریت ذهن اعضای خانواده داشته باشند و خیلی از مباحثی که در این زمینه هست، به ویژه کودکان و نوجوان‌هایی که در خانواده دارند رشد می‌کنند، بالاخره این‌ها اعضای خانواده هستند و از این خانواده توشه می‌گیرند. بله. و البته ما هرچه از جامعه انتظار داریم، آنها را ابتدا در خانواده پیاده کنیم، هسته اولیه اجتماع که برای ما خیلی ارزشمند است. خیلی به همین دلیل من یک آیه خانواده آوردم، بخوانم ببینیم که در واقع خانواده با مدیریت ذهن نسبتش چیست. بسیار خوب، مشتاق.

بسم الله الرحمن الرحیم. وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. از نشانه‌های خدا این است که شما را زوج آفرید (از جان شما یک زوجی برای شما قرار داد – حالا به هر دو طرف این زوجین (مرد یا زن) هم می‌خورد این آیه) لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا تا به آرامش برسید و جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً و بین شما مودت و رحمت قرار داد. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. خوب ببینیم حالا مدیریت ذهن کجای این آیه است؟ خب همین. دقیقاً همین‌طور. می‌فرماید: تو باید اهل تفکر باشی که ببینی نشانه‌های من در امر ازدواج، زوجیت و تشکیل خانواده چیست. یعنی درک اینکه این از نشانه‌های خداست نیاز به تفکر دارد. بعد فرهنگ غربی دارد چه کار می‌کند؟ کلاً ازدواج را نفی می‌کند، کلاً زوجیت را تبدیل می‌کند به یک چیزهای دیگری که هی رقیق‌ترش می‌کنند یا زوجیتی شکل می‌گیرد، خانواده‌ای جایی شکل می‌گیرد. می‌بینید خانواده را با کم فرزندآوری می‌خواهند باز رقیق‌ترش بکنند و این هرچه به سمت انفرادی زندگی انسان‌ها پیش می‌روند، در واقع دارند از یکی از آیات بزرگ الهی فاصله می‌گیرند. و چرا فاصله می‌گیرند؟ چون اهل فکر نیستند. اگر ما اهل تفکر باشیم، درباره ازدواج یک نگاه دیگری خواهیم داشت. حالا من الان آن نگاه را فعلاً واردش نمی‌شوم. ببینیم کجاهای آیه کریمه ارتباط برقرار کرده با مدیریت ذهن: أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا. مهمترین عامل – مهمترین که می‌گویم (روانشناس‌ها احتمالاً تأیید کنند و همه کسانی که یک دقتی دارند در زندگی انسان) مهمترین عاملی که شما بتوانید ذهنتان را درست مدیریت کنید، آرامش است. لذا اگر بگوییم خانواده تشکیل می‌شود تا ذهن انسان به قرار و آرامش برسد و بتوانی خوب مدیریت کنی ذهن خودت را، خانواده را به بزرگترین فایده‌اش ذکر کردی. آقا من خیلی می‌خرم این حرف را. آرامش! آدم پول‌داری نیستم ولی چه نکته‌ای؟ هرچه دارم می‌دهم. این حرف واقعاً همین است. ازدواج موجب آرامش می‌شود. خیلی عالی. در ازدواج آن روابط فیزیولوژیک بین دو نفر، اصلاً این شعاعی که از هر انسانی ساطع می‌شود و انسان دیگری را در بر می‌گیرد، بله، این شعاع که حتی در خواستگاری یک دفعه احساس می‌کند قلبش رفت، احساس تناسب می‌کند، انواع و اقسام آثاری که آدم‌ها روی همدیگر می‌گذارند، موجب آرامش می‌شود. مهمتر از محبت، مهم‌تر از عشق است. اول آرامش مطرح می‌شود، بعد که آرامش پدید آمد، حالا می‌توانیم از محبت صحبت بکنیم. بعضی از جوان‌ها چون انرژی زیادی دارند، ناآرام‌اند (من متوجه ناآرامی خودشان نمی‌شوند). بعد بعضی از جوان‌ها هم از ناآرامی دارند اذیت می‌شوند. چه کار می‌کنند که خودشان را به ناآرامی بیشتر می‌زنند؟ موسیقی‌های وحشتناک، هیجان‌هایی، در محیط‌هایی قرار می‌گیرند. آقا مسئله ناآرامی خودت را حل کن. اینها به تو آرامش نمی‌دهد. ولی خب دیگر راه‌های مختلفی درباره تأمین آرامش جستجو می‌کنند و بعضی وقتا گفت: «گربه دستش به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بو می‌دهد». اصلاً از آرامش فرار می‌کند. آدم‌هایی هستند از آرامش فرار می‌کنند. مثلاً بعضی هستند روحیه افسرده‌ای دارند، از شادی فرار می‌کنند. بعضی‌ها ترسو هستند، از امنیت فرار می‌کنند. یکم توضیح بدم: آدمی که با ترس و استرس عادت کرده زندگی کند، به او آرامش می‌دهی می‌گوید: ببین از چی استرس داری؟ این برطرف، آن برطرف، آن یکی برطرف. خب حالا آروم شدی؟ می‌گوید: آره، ولی صبر کن من ببینم عامل دیگری برای استرس دارم. می‌گردد پیدا می‌کند. آره. یعنی عادت کرده به استرس. یا مثلاً می‌آیی غم‌هایش را برطرف می‌کنی، می‌گوید: اصلاً عادت کرده به غمگین زندگی کردن. یک غمی پیدا می‌کند، غمش را می‌گیری، می‌گردد می‌بیند دیگر غم ندارد، می‌زند یک چیزی، باز هم یک چیزی گیر می‌آورد غر می‌زند. بعضی‌ها هم همین‌جوری‌اند. ناآرامی‌هایشان را می‌گیری، می‌گردد یک عاملی پیدا کند ناآرام بشود، پول خرج می‌کند برای ناآرامی خودش. حالا کاری نداریم، نمی‌خواهیم به اصطلاح غر کنیم. مدیریت ذهن نیاز به آرامش درونی دارد. روانشناسان در این زمینه حرف‌های خیلی خوبی می‌زنند، من نمی‌خواهم به تفصیل بگویم ولی می‌گویند: تسکین، ایجاد یک پایگاه امن هیجانی است که موجب فعال شدن حافظه بلندمدت می‌شود، موجب خلاقیت می‌شود، موجب خاموش کردن استرس‌هایی می‌شود که فکر انسان و تفکر انسان را در آن خدشه ایجاد می‌کند و خیلی آثار مهمی در فکر انسان دارد. حتی نماز هم برای ما همین آرامش را به دنبال می‌آورد. ما از نماز علاوه بر أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ، بله، هم ازدواج تسکین می‌دهد، هم نماز اطمینان. البته جای دیگری از ذکر خدا در واقع تسکین هم آمده به عنوان فایده. پس ازدواج ربطش به مدیریت ذهن چیست؟ (کسی از خودش تعریف صادر نکند) ببینیم خدا از ازدواج چه تعریفی می‌کند، نه اینکه بخواهیم کورکورانه با قرآن برخورد کنیم. نه، قرآن بهترین راهنما برای تفکر ماست، بهترین راهنما برای تعقل ماست، نه اینکه بخواهیم کورکورانه تقلید کنیم از کلمات قرآن. که اتفاقاً قرآن به گونه‌ای طراحی شده که مدام ما را به تدبر و تفکر وادار می‌کند. همین جا هم ما در آیه، در آخر آیه: لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. آره، قرآن می‌خواهد ما را روشن‌فکر بار بیاورد، لذا یک جوری پیچیده و با اشاره (و اینها هم همیشه حرف می‌زند) که خدا با ما در قرآن که به تفکر وادار بشویم. نشان نمی‌دهد به ما، نشانه می‌دهد. از نشانه‌های خدا این است که تو باید این معما را بروی حل کنی، دنبال نشانه بگردی به خودش برسی. خوب اگر ما تعریف دقیقی از خانواده بخواهیم پیدا بکنیم، بیاییم از راهنمایی قرآن استفاده کنیم. بله، بهترین راهنمایی را خود خدا (که خالق انسان است) انجام داده و اینجا آرامش قبل از محبت آمده. بعضی‌ها دنبال یک کسی هستند که بتوانند شدیداً به او عشق بورزند، بعد آن ملاک آرامش‌بخشی را می‌گذارند کنار. اینها دچار یک اشتباهات فاحشی می‌شوند که الان نمی‌شود ازش صحبت بکنم. یعنی می‌رود دنبال یک گزینه‌ای می‌گردد که اتفاقاً می‌فهمد اگر با زندگی کند زندگی‌اش سخت خواهد بود، ناآرام خواهد بود، ولی به یک ناآرامی‌هایی خو کرده. از اخلاق مادرش ناراحت است، می‌رود شبیه مادرش انتخاب می‌کند برای خودش. بابا شما که پدرت درآمد با آن اخلاق مادرت، چرا یکی شبیه او را پیدا کردی؟ دقت می‌کنی؟ بله، از اخلاق برادرش و پدرش ناراحت است، می‌رود دقیقاً یکی شبیه آن پیدا می‌کند. اول به فکر آرامش خودت باش. حالا اینها هم علت دارد. ها، یعنی گاهی طرحواره‌ها و حرف‌هایی که در این زمینه هست، نمی‌خواهیم واردش بشویم. ولی اولین عاملی که من باید ببینم در ازدواج فرد مناسب من هست یا نه: آرامش. آیا به آرامش می‌رسم یا نه؟ و بعد این آرامش اثرش در مدیریت ذهن من – فکر می‌کنم واضح است، نیاز نیست توضیح بدهید. شما تا آرامش نداشته باشی نمی‌توانی ذهن درستی داشته باشی، ذهن درست کار نمی‌کند، نمی‌توانی ذهنت را مدیریت کنی و الی آخر. بله. بعد از مرحله آرامش (که ذاتی ازدواج است) در انتخاب همسر، شما باید این را اولویت بدهید. چون خدا اول این را ذکر کرد. البته خدا هم اگر نفرماید، عقل انسان کار کند می‌تواند به آن برسد، ولی خوب کتاب خدا راهنمای عقل انسان است. بله. اولین آدابی که در زندگی انسان باید رعایت بکند چیست؟ زن و شوهر به هم آرامش بدهند. در روایت می‌فرماید (چقدر من این روایت را دوست دارم) این روایت را می‌فرماید: مرد می‌خواهد وارد خانه بشود، یک‌دفعه وارد خانه نشود، با سر و صدا وارد بشود که خانواده‌اش بفهمند «فلانی بابای ما»، «شوهر من»... هیچ وقت یک‌دفعه خانه نمی‌شود. حتی در روایت نوشته، می‌فرماید: معصوم علیهم السلام که شاید خانواده در شرایطی باشند که دوست ندارند تو ببینی، استرس وارد نکن. با سر و صدا وارد شو، زنگی بزن، دری بزن، کلید هم داری یک‌دفعه نه، بالاخره یک صدایی. یعنی آرامش بده. آره. زن و شوهر بعضی وقتا از هم مطالباتی دارند، یادشان می‌رود که اول باید به هم آرامش بدهند. هر دو، درسته. اول آرامش همدیگر را فراهم کنند. بعضی‌ها اول آرامش همدیگر را سلب می‌کنند، بعد از دوست‌داشتنی‌های خودشان حرف می‌زنند، از کمبودها حرف می‌زنند. اول آرامش به طرف بده. مثلاً شما اگر بخواهید از یک کسی انتقاد بکنید، اول باید آرامش بدهید، بعد انتقاد کنید. چه کار می‌کنید؟ یک روش، یک نمونه مثلاً می‌گوییم که: ببین من تو را واقعاً بهترین گزینه برای خودم می‌دانم (یک وقت استرس، استرس تو را نگیرد که من نظرم از تو برگشته). من خوبی‌های تو را بخواهم تشکر بکنم خیلی است. ولی یک نکته‌ای به ذهنم می‌رسد بگویم، این نقص را ما بین خودمان برطرف کنیم. خب این اول آرامش دادی به او، حالا انتقادت را بکن. چه اشکال دارد؟ احتمالاً خیلی راحت‌تر می‌پذیرد. بله، راحت‌تر می‌پذیرد. و چه کسی بهتر از این دو نفر که همدیگر را تکامل بدهند یا پدر و مادر نسبت به بچه؟ استرس چرا ایجاد می‌کند که درس بخواند؟ ببین پسرم، دخترم تو درس نخوانی برای من عزیزی، ولی می‌دانی اگر درس بخوانی... حالا شما من الان سنم به عنوان پدر شما محسوب نمی‌شود، ولی اگر من مثلاً در این مقام باشم به شما این‌جوری بگویم درس بخوان، اول به شما آرامش را دادم. بله. برادر کوچیک شما هستیم. تسکین و آرامش خیلی مهم است. اول تسکین. حتی من این را دارم عرض می‌کنم بعضی جاها ما محبتمان را ابراز می‌کنیم ولی ناآرامی برای طرف ایجاد می‌کنیم. «من دوست دارم، دارم این را به تو می‌گویم». من به خاطر تیغ داد و استرس و انواع فشارهای روحی و روانی درسته دچار شرمندگی، دچار له شدن و سرزنش در مقابل دیگران. مثلاً از محبت خودمان هم دم می‌زنیم. آقا آرامش اول، ذهنش را به هم نریز. من می‌خواهم آرامش و مدیریت ذهن را (مثال معقول به محسوس، تشبیه معقول به محسوس) بکنم. می‌گویم مثل یک برکه‌ای است که آب را باید بگذاری و هم نزنی. آب را گل نکنیم تا آن اعماقش دیده بشود. آروم بشود تا آن اعماق این آب دیده بشود. و هر وقت هم می‌زنی، آب را این گِل‌ها می‌آید بیرون و این آب زلالی خودش را از دست می‌دهد. آب را گل نکنیم. یک بیت نمی‌شود گفت از شعر نو بود. واقعاً حرف خیلی مهمی است و در یک خانواده همه باید مراقب آرامش باشند. پس ما در مقام تعریف ازدواج، آرامش را اولین صفت می‌بینیم. بله، این توسط پروردگار هم اولویت داده شده. این رابطه‌اش با مدیریت ذهن کاملاً معلوم است. در مقام انتخاب همسر و زوج که هسته اولیه خانواده است، آرامش‌بخشی را به عنوان یک ملاک (آره، یک ملاکی به تو آرامش بیشتری می‌دهد) بعد ملاک‌های دیگر. در مورد آداب خانواده، چه همسر نسبت به همسر خودش، چه پدر و مادر نسبت به فرزندان خودش، اولین نکته‌ای که باید رعایت کنیم آرامش است و الا ذهن همدیگر را خراب می‌کنیم. و این ذهن وقتی خراب شد، زن و شوهر زود می‌فهمند؛ یعنی ذهنش مشغوله: «کجایی؟». کاملاً خوب. باید همدیگر را آرامش ببخشند. من همین جا یک روایتی آخر سر می‌خواستم بخوانم، الان بخوانم. بله، در کتاب بسیار وزین الفقیه، جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ یک مردی آمد پیش پیغمبر (پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم) گفت که من یک خانمی دارم. پیش پیغمبر اکرم گفت: إِنَّ لِي زَوْجَةً إِذَا دَخَلْتُ دَخَلَتْ عَلَيَّ (وقتی که می‌روم داخل، می‌آید به استقبال من – نه اینکه در آشپزخانه بود، آمده باشد، چه کار کرد کنم؟) می‌آید به استقبال من، می‌بیند من دارم مثلاً وارد خانه می‌شوم، به استقبالم می‌آید. می‌خواهم بروم بیرون، تا دم در من را مشایعت می‌کند. بله، خب. وَإِذَا رَأَتْنِي مَهْمُومًا (این هدیه ویژه جشن ازدواج امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها – ما یک سالی هست با هم صحبت می‌کنیم، یکی دو سه تا روایت بیشتر به عنوان هدیه ویژه نگفتم. خیلی محدود. آره، درسته. این هم یکی از آنها به همین است. همه روایت‌های خوبند، همه آیات خوبند، تعبیر خاص و اینها، ولی خوب آدم بعضی وقت‌ها تحریک می‌شود بگوید این هدیه ویژه است. خوب، وقتی من را خانمم مَهْمُومًا می‌بیند، مَهْمُومًا یعنی چه؟ تو فکرم (هم می‌دانم هم و غم، غمی به تعبیر فارسی) دارم، فکرم قاطی است، کشتی‌هایم غرق شده است. خوب مدیریت ذهن هست یا نیست دیگر؟ من از بحث مدیریت ذهن خارج شدم! شما باشید چشم، جلوگیری کنید. خاطر جمع می‌گویم ولی کاملاً: فَقَالَتْ مَا يُهَمُّكَ (خانمم تا می‌بیند من رفتم تو فکر، هم و غم دارم، می‌فرماید: چه چیزی ذهن تو را اذیت می‌کند؟) إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ فَقَدْ تَكَفَّلَ بِهِ غَيْرُكَ (اگر رفتی تو فکر پول و درآمد و روزی، به عهده خداست، فکرت را آزاد کن). زن و شوهر چه جوری می‌توانند به آرامش بدهند در مدیریت ذهن؟ آخرت. اگر تو فکر آخرتی هستی، خب خوب است، تو فکر آخرت باشد. فَاتَّقِ اللَّهَ حَمَّا (خوب است). برو تو فکر آقا... این اصلاً خانم دارد کمک می‌کند به مدیریت ذهن مستقیم، آدم را تشویق کند که برو تو فکر آخرت. اصلاً آدم می‌رود تو فکر آخرت با عشق با عمق، خیلی خوب است. این روایت مدیریت ذهن در خانواده هست یا نه؟ کاملاً. رسول خدا چه فرمودند؟ فرمودند که خداوند متعال بندگان ویژه‌ای، کارگزارانی در زمین دارد (بله) از کارگزاران خداست. لَهَا نِصْفُ أَجْرِ شَهِيدٍ (نصف اجر شهید) و فِي درجا فعلاً سرپا... این خانم شما برده حالا تا بعدا. بله.

ملایی: حالا حاج آقا الان ممکن است یک بانویی پای تلویزیون سوال کند که خوب آقای مثلاً که مگه بقیه چه کار می‌کنند؟ چه چیز است؟ فلانی من یک دونه اجرا کنم ها، چه‌ته؟ هرچی دردسر دارد، تو می‌آیی در خانه با این‌جوری نباشد دیگر. مذمت بکنند این‌جوری نباشد. اصلاً به ما که می‌رسد گله‌گذاری‌ها و غر زدن‌ها چقدر آرامش‌بخشی را از بین می‌برد؟

حجت الاسلام پناهیان: خیلی. و زن و شوهر نیاز به آرامش‌بخشی از جانب یکدیگر دارند تا ذهن را آزاد کنند. به جای اینکه غر بزنند «چرا ذهن درگیر خودت را آوردی خانه؟»، ذهنش را باید آزاد کند. گاهی خانم آقا را سرزنش می‌کند و این سرزنش به خاطر همه کمبودهایی که هست، ذهن مرد را بیشتر درگیر می‌کند. یا چرا سفارش شده به مردها که ابراز محبت کنید به خانم‌ها، اعلام کنید دوستشان دارید؟ این توصیه بیشتر به آقایان شده. چرا؟ برای اینکه ذهن خانم درگیر این ماجرا نشود که «خوب آقای من آیا ذهنش از من منصرف شده؟ نشده؟ من را با کس دیگری مقایسه می‌کند؟» می‌گوید ذهنش را آزاد داره. بله. ذهنش را آزاد کن. به او ابراز علاقه بکن، بگو من آرامشم فقط... آقا این ذهن خانم آزاد می‌شود از خیلی از فشارها و استرس‌ها. یک وقتی به خانمت بگو که من دسته کلید را عمداً جا می‌گذارم که در بزنم، تو در را وا کنی. بله، تو بیایی... این مال آن جایی است که خود خانم به طور طبیعی نمی‌آید. یک چیزی بگویم (پرانتز) یک بحثی را من یک جایی مطالعه می‌کردم پیرامون آیه هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ که به لباس می‌خواهم بگویم. آنجا هم ایشان تعبیرش این بود که آقا این هُنَّ لِبَاسٌ، یک تعبیرش ظاهر (لباس ظاهر) پوشانندگی همدیگر است، تعبیرش این است که آقا هوای هم را داشته باشند. حالا باز هم در همین آیه (ببخشید) لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا – این ربطش به مدیریت ذهن معلوم شد و وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً بین زن و شوهر خدا مودت قرار داد (حتی نه محبت). فرقش با محبت این است که محبتی است که ابراز می‌شود. و زن و شوهر ابراز می‌کنند محبتشان را و باید ابراز کنند. به طور طبیعی زن و شوهر اهل جنس محبتی که بینشان هست، مودت است، یعنی محبتی که ابراز شدنی است و ابراز کردنی، لاجرم. و از آن طرف آداب زندگی هم اقتضا می‌کند که این محبت را به همدیگر ابراز بکنند. حالا این محبت وقتی ابراز می‌شود، چقدر ذهن از حاشیه‌ها خلاص می‌شود؟ خیر، چقدر خلاص می‌شود، چقدر به مدیریت ذهن انسان کمک می‌کند. وَرَحْمَةً و زن و شوهر به هم رحم می‌کنند. زن و شوهر به هم رحم نکنند، بدترین صحنه‌ها پیش می‌آید. یعنی زن و بیشتر از هر کسی از عیب‌های همدیگر آگاه می‌شوند، به هم رحم می‌کنند، سرکوفت نمی‌زنند، به هم رحم می‌کنند، آبروی همدیگر را جای دیگر نمی‌برند، به هم رحم می‌کنند، سختگیرانه با هم برخورد نمی‌کنند.

دقت فرمودید این رحم خیلی مهم است. بعضی‌ها یک اصطلاحی بینشان شده: «به من ترحم می‌کنی؟» ترحم خیلی لازم است! آدم‌ها به هم ترحم نکنند خیلی بد است. بله، «ترحم می‌کنی» به معنای اینکه من را حقیر می‌پنداری و مستحق ترحم به این عنوان که من برای تو ارزشی قائل نیستم جز اینکه برای تو ترحم صرفاً قائل هستم. خب این حالا ممکن است بد باشد، به معنای اینکه نفی آن محبت را بکند (بله، نفی آن گرامی بودن و ارزشمند بودن را بکند). و الا تو گرامی هستی برای من، محبتت دارم، رحم به هم می‌کنیم. ما به هم رحم نکنیم، کی به ما رحم بکند؟ خداوند متعال در آیات قرآن می‌فرماید: شما به هم رحم کنید. مگه نمی‌خواهید خدا به شما رحم کند؟ خب اولین کسانی که شایسته است به هم رحم کنند، زن و شوهرند و بعد بین اینها و فرزندانشان. چون هر چیزی که صفت بین زن و شوهر هست، باید منتقل بشود به کودکان. و حالا در نقل و انتقال اینها به همدیگر هم خیلی حرف‌های مهمی هست که باید در موردشان صحبت کرد. از امام جواد علیه السلام هم می‌خواستم نکته‌ای را درباره ازدواج بگویم که (شما دارید آماده) برای یک دقیقه‌ای می‌توانم جمع کنم. یک مقدار شهادتشان هم پشت سر گذاشته، یک مقدار سهل‌گیری کنیم در امر ازدواج. یک نفر آمد پیش امام جواد علیه السلام، یک جوری حرف زد. حضرت به او فرمود: فَهِمْتُ مِمَّا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ (من این‌جوری فهمیدم از صحبت‌هایی که در مورد دخترانت می‌کردی که می‌گفتی خدایا من کسی را نمی‌شناسم، اینها آدم شایسته‌ای که دخترانم را شوهر بدهم، و اینها که تو خیلی داری سخت‌گیری می‌کنی در ازدواج دادن دخترانت). فَفَكِّرْ فِي ذَلِكَ يَرْحَمْكَ اللَّهُ (زیاد فکر نکن در این موضوع، خدا به تو لطف بکند). اگر کسی اخلاقش خوب است و دینش هم خوب است، شوهر بده. زیاد سخت‌گیری نکن. این «زیاد سخت‌گیری نکن» در ازدواج دادن بچه‌هایت در کلام شریف امام جواد علیه السلام است. خیلی اسرار در آن هست که حالا یک وقت دیگر صحبت می‌کنیم. چون می‌دانید چرا من اینجا گفتم؟ تا می‌آییم احکام و آداب خانواده را مطرح می‌کنیم، یک دفعه دُز سخت‌گیری افزایش پیدا می‌کند. یک دفعه ترس‌ها، نکند یک کسی باشد که نه... اینها معنايش این نیست که سخت‌گیری کنیم. دقت‌ها و ظرایفش فوق‌العاده است، ولی بدون سخت‌گیری باید به سمتش برویم انشالله به نتیجه برسیم. انشاالله.

ملایی: خیلی عالی، خیلی ممنونم. یاد می‌گیرم واقعاً. من خودم به عنوان اولین مخاطب پای بحث‌های کارشناسان همه‌شان و حالا بحث مدیریت ذهن، واقعیت من خودم خیلی جدی‌تر دنبال می‌کنم چون دغدغه است. اگر بلد نباشیم، دردسر می‌شود. اگر نتوانیم ذهن را مدیریت بکنیم، چالش، بحران و اینها و اصلاً ذهن همدیگر را خراب می‌کنید. من خیلی ویژه ممنونم از شما بزرگوار. وقت می‌گذارید. در این قسمت عرض کنم که زیرنویس برنامه از آن موقعی که اول کار صحبت کردند، در همین چند لحظه پیش من گاهی نگاه می‌کردم، آن پویش صلوات بود. خیلی ممنونم از رفقا که می‌ماند و ممنون از شما که به ما خبر می‌دهید که همراهی کردید. اینا شرایط را بدانیم و خیلی متشکرم از شما. الان هم یک نکته یادآوری کنم در مورد یک مشارکت دیگر و برویم محضر قرآن کریم. و آن اینکه ماه ذی‌الحجه الحرام از راه رسیده و قربانی اول ماه برنامه به همت شما، لطف خدا و مشارکت شما خیرین و مردم عزیز انشالله به نیت سلامتی امام زمان، به نیت سلامتی نایب‌شان رهبر عزیزمان، به نیت پیروزی جبهه اسلام انشالله اتفاق می‌افتد و قرار است انجام بشود. شما هم می‌توانید مشارکت بفرمایید. کانال، صفحات، اینها را همه پیگیری می‌کنید، می‌دانم. عدد ۱۴ را می‌توانید به ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ بفرستید و در قربانی ماه مشارکت داشته باشید. صفحه ۲۰۵ قرآن کریم، سوره مبارکه توبه، آیات ۱۲۲ تا ۱۲۶ تلاوت خواهد شد. ثوابش را هم از همین جا تقدیم کنیم محضر آقا جانمان امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله و صلواته علیهما با یک صلوات دیگر: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه205 قران کریم

ملایی: خب خیلی خوش آمدید به این بخش از برنامه سمت خدا که دو سه دقیقه زمان داریم خدمت حاج آقای پناهیان باشیم. همچنان بفرمایید. من برای اینکه از فضای جامعه امروزمان فاصله نگیریم، ربط این لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا، بله، وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً و خانواده با این اجتماعاتی که مردم ما در این شرایط دارند (و این شرایط نه جنگ نه صلح، شبیه به شرایط جنگ) ربط بین اینها را عرض بکنم. واقعاً دور هم جمع شدن مردم آرامش‌بخش است و خیلی‌ها به من گفتند: ما می‌آییم در جمع. حتی کسی هست که مریضی دارد، یعنی کسالتی دارد، درد می‌کشد، می‌گوید فقط زمانی که می‌آیم در جمع نیاز به مسکن ندارم. اینقدر آرامش‌بخش است. یا کسانی که به مشاورها مراجعه می‌کنند، یک دکتر مشاوری به من می‌گفت: مریض من می‌گوید من شب‌ها می‌روم بیرون، خیلی از ناراحتی‌های روحی‌ام را احساس نمی‌کنم. واقعاً ما به یک خانواده بزرگ‌تر داریم می‌رسیم و این پیوند اجتماعی، این کنار همدیگر بودن شب‌ها بله خیلی فرق می‌کند با کنار هم بودن در صف نانوایی، در جمع اتوبوس، در جمع مترو. آقا این یک معجزه الهی است، یک تجربه زندگی جمعی شبیه به خانواده است. همه یک شعار می‌دهند، همه همدلی می‌کنند و به هم آرامش می‌دهند، به هم قدرت می‌دهند. بعد این مردم وقتی شعارهایشان را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چقدر فکورانه، عمیق، عاقلانه. یعنی واقعاً اینها شورش نیست، شوریدگی در نهایت عقلانیت است. واقعاً مسئولین می‌خواهند اصلاً راه پیدا کنند. مردم برای چه موضوعی هیجان جمعی یکپارچه دارند نشان می‌دهند. خدا شاهد است ذهن مسئولین را باز می‌کند. مسئولین هم آدم هستند دیگر، مثل آدم‌های معمولی هستند. بار مسئولیت و استرس سنگین‌تر است، یک وقت ممکن است چی بشود، دستگاه فکری و محاسباتی آنجا بیاید. شب‌ها من تمنا می‌کنم، دست دست، تک تک وزرای محترم، اعضای مجلس شورای ملی، شورای شهر، استانداران، فرمانداران تقاضا می‌کنم به صورت یک فرد ناشناس (حالا بشناسندشان خوشحال می‌شوم) مردم بروند در میان مردم، همراه با مردم شعار بدهند. بعد برگردند، مشکلات را چقدر بهتر می‌توانند حل کنند، چقدر آرامش پیدا می‌کنند، چقدر از بالا به مسائل نگاه می‌کنند. مردم فوق‌العاده هستند. این خانواده لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا را دارند محقق می‌کنند، عامل تسکین همدیگر هستند که موجب تعالی فکر و اندیشه و موفقیت در مدیریت ذهن، به ویژه برای مسئولین، بسیار عالی.

ملایی: خیلی متشکرم. خداحافظی بکنیم با مردم عزیزمان. در برنامه امروز (دوشنبه است) دوشنبه اول ماه ذی‌الحجه است و دوشنبه‌ها در تقویم قلب ما نوشته: الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه. به هر دو بزرگوار امروز را به نیت پدر و مادرشان تبریک عرض می‌کنیم و ۳۰ ثانیه اگر خواهش بکنم از شما (بیشتر نشود، از زمان نزند، بالاتر از همین لحظه) یا امام حسنی یا امام حسینی، ۳۰ ثانیه: سلام بر عاشورا که امام حسن مجتبی بیشتر از امام حسین در عاشورا قربانی داد. ای جانم، فرزندان از فرزندی مستقیم. ممنونم. عاشورا برای هر دو امام. خیلی متشکرم. صلی الله علیک یا اباعبدالله. خوش به حال آنهایی که این روزها در سرزمین وحی‌اند، خوش به حال آنهایی که عرفه‌ای دارند. السلام علیک یا اباعبدالله.