حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمت الله. أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی فاطمه و ابیها و امها و بنیها بعدد ما احاط به علمک. بنده هم خدمت شما، همکاران خوب این برنامه، شنوندگان و عزیزان شبکههای مختلف صدا و سیما، به همه امت قهرمان و نمونه ایران اسلامی، دلدادگان اهل بیت به ویژه دلدادگان آقا جانمان علی بن موسی الرضا علیه الصلاة و السلام، عرض ادب و سلام و احترام دارم. عزیزان میدانند که دیروز ۲۳ ذیقعده بود، روز زیارتی امام رضا علیهالسلام، و فردا روز بیست و پنجم ذیالقعده الحرام روز دحوالارض، یکی از چهار روز برتر سال و آن هم باز روز زیارتی امام رضا علیهالسلام است. و امیدواریم به برکت دعای حضرت که این مملکت مملکت حضرت است و به شکرانه این حضور بینظیر و بیبدیل مردم به پای انقلاب و اسلام و پرچم ولایت، خداوند به دعای اهل بیت لیاقت درک ظهور به همه ما امت اسلامی انشالله کرامت بفرماید. دعای سلامت حضرت را با هم تلاوت میکنیم: اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. و منا علینا رضا به...هب لنا رافته و رحمته و دعا و خیره. هدیه به انبیا، اولیا، شهدا، صلحا، علما، امام کبیرمان، امام شهیدمان، شهدای مظلوممان صلواتی را هدیه میکنیم: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خوش به آنهایی که مشهدند این ایام، حال و هوای حرم امام رضا را درک کردند. یک سلام بکنم به همه حاجیهای عزیزمان که زائر بیتالله هستند، شاید هوای مدینه را دارند. نایبالزیاره ما انشالله حتماً سلامرسان ما. خلاصه گفت به شکوفهها به باران برسان سلام ما را. انشالله دست پر برگردید، به سلامت برگردید. ما دعایتان میکنیم و انشالله شما هم دعا کنید برای سربلندی و عزت ایران عزیز، برای سلامت و عافیت مردم عزیز و نازنین ایران. خیلی خوب. ما در این فصل، این آخرین جلسهای است که در محضر حاج آقای ماندگاری عزیزمان هستیم. نکتههایی را شنیدیم و استفاده کردیم و بسیار آموختیم از قراردادهای الهی گفتند. قراردادی که یک باری را بر دوش تک تک ما گذاشت و خداوند که همواره و همیشه به عهدش وفا کرده و حالا این ماییم که آیا به عهدمان وفا میکنیم یا نه. مباحث خوبی الحمدلله طرح شد. اگر بخواهید دسترسی پیدا بکنید میتوانید به سایت ما مراجعه بکنید، به کانال مراجعه بکنید و این مباحث اگر مدون بشود (که من پیشنهاد میکنم علیرغم مشغله حاج آقای ماندگاری، یک گروهی را بگذارند و انشالله مباحث خوبی تدوین خواهد شد) که در قالب یک کتاب در اختیار مخاطبان عزیزمان قرار بگیرد. خدمت شما هستیم و مشتاقیم و منتظر و مترصد که انشالله مباحث این جلسهتان را بشنویم. بله.
حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم. همچنان که عزیز خودم اشاره کردند، ابتدا من از همه مردم عزیز در این مدتی که چه در این فصل چه فصلهای قبلی وقت گرانبهایشان را گرفتیم، اختیار طلب حلالیت میکنم. و انشالله ما چیزی جز کلام خدا و اهل بیت، سعیمان بر این بود که نگوییم و انشالله هم دعا کنند در خودمان تأثیرگذار باشد هم در مردم عزیز ما. و امیدواریم که این حرفهای نورانی قرآن و اهل بیت منشأ اثر و منشأ افکار جدید، افکار درست، اعمال درست، احساس درست برای همگان باشد. در عین حال برای ما قرارمان بر این است که دعاگوی همه مخاطبان عزیز (به قول آقای شریعتی عزیز خانواده بزرگ سمتخدایی) باشیم انشاالله. من یک بحثی را هفته قبل (جلسه قبل) شروع کردیم: کارکردهای امام شهید بود. این را دو سه تا نکته دارد تکمیل میکنم. این قراردادی که خدا با امام هر امتی بسته است، بله، بعد یک جمعبندی از کل قراردادهای الهی را محضر عزیزان خودم انشالله وقت اجازه بده تقدیم میکنیم و ملتمس دعای عزیزان هستیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. اشاره کردیم همه انبیا (آقای شریعتی عرضم به محضرتان) بر اساس آیاتی که خواندیم أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ آمدند پرچم لا اله الا الله بلند کنند. پرچم لا اله الا الله دو بخش است: یکی لا اله (اجتناب از طاغوت) فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ، یکی الا الله وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ. خب همه پیغمبران، همه امامان فریاد را زدند. ولی همه امتها همراه آن فریاد را ندادند. چرا میگوییم امت اسلامی ایران نمونه است؟ چون در بین امتهایی که هدایتگریز بودند و ظلمپذیر بودند، امت اسلامی ایران قریب به ۵۰ سال نشان داده هدایتپذیر است و ظلمستیز است. نه تنها خود ظلمستیز، که دنیا را دارد ظلمستیز میکند. این فریاد مرگ بر دشمنان خدا و مرگ بر دشمنان بشریت که از این کانون بلند شده و در تمام دنیا طنینانداز میشود به برکت این امت هدایتپذیر و ظلمستیز و امامانش است: امام کبیرمان، امام شهیدمان و امام عزیزمان. میگوییم جاء الحق – همه پیغمبران حق بودند ولی وقتی آمدند تنها بودند. خب دشمن عده و عدهاش بیشتر بود، پیغمبران را از سر راه خودش مانع را برداشت. ولی وقتی امام با امتش بیاید، جاء الحق بشود، آنجا میشود زَهَقَ الْبَاطِلُ. گفتیم از جمله اینهایی که جلسه قبل گفتیم: وقتی امام حق آمد و امت حقطلب هم آمد، اتفاقاتی که میافتد چیست؟ اولین کار این است که (گفتیم) امام مثل ذرهبین، سریع رادیاب میشود، همه انرژیها را جمع میکند، انفجار نور درست میکند: انقلاب اسلامی، جبهه مقاومت، بیداری اسلامی. دومین کاری که میکند امتسازی میکند. امت خودش یک قدرتی است دیگر. وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا – امت تعدادتان را زیاد کنید، تجهیزاتتان را زیاد کنید، توانمندیتان را زیاد کنید، عرض و توش را زیاد کنید. و این امت (عرضم به خدمتتان) شکل گرفته. امروز امتی امیدوار، امتی همراه با مواسات، همراه با مجاهدت، مقاومت، استقامت، و همراه با (عرضم به خدمتتان) ناامید کردن دشمنان. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ. این نکات را سریع باید بگویم (مال این جلسه هست). عرض میکنم امام امت را تعلیم میدهد: يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ، يُزَكِّيهِمْ – تربیت میکند. حالا بعضیها به ما میگویند: حاج آقا چرا همه تربیت نشدند؟ خب تربیت اختیاری است. حضرت نوحی که امتی را تربیت کرد، پسر خودش تربیت نشد. طبیعی است. امروز میبینیم خیلی از آدمهایی که در غیر از جمهوری اسلامی زندگی میکنند دارند تربیت میشوند. ولی تربیتپذیری امت هم شرط است، بله، بدیهی. ولی ما اعتقادمان بر این است (همیشه در برنامه گفتم) آمار تربیتشدگان امروز در عصر غیبت در میان این امت، از آمار تربیتشدگان همه انبیا و اولیا بیشتر است. نه اینکه (باز دوباره تکرار میکنم، نستجیربالله بگوییم توان نائب امام زمان ولی فقیه غیر معصوم از پیغمبران و امامان معصوم بیشتر است) نه، موقعیت آمادهتر بود، امت هدایتپذیر بودند. پس کار دیگر امام چیست؟ تربیت. کار دیگر امام چیست (خیلی مهمه) آقای شریعتی: تحمل سلیقهها. فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ، وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ. ببینید تمام پیغمبران و امامان تحمل سلیقهها را داشتند، ولی مردم نیامدند آنگونه که آنها هم امام را تحمل کنند. امام کبیر ما و امام شهید ما و امروز امام عزیز ما، یکی از زیباترین برکاتشان این است که با همه سلیقهها دارند کار میکنند. خب شما اقتضای سنتان، نسل جوان، نسل امثال حضرت عالی... ولی من یادم نمیرود در انقلاب امام کاری کرد که چریکهای فدایی آمدند زیر پرچم انقلاب امام. حالا فداییان (اقلیت بودند، اکثریت بودند؟) جنبش مسلمانان مبارز بود، خلق عرب بود، سازمان مجاهدین بود. همه اینها آمدند زیر پرچم امام. حتی به این آمدند که سهمخواهی کنند. امام همه اینها را تحمل کرد، یعنی یک جوری مدیریت کرد که همه اینها آمدند ولی به هیچ کدامشان باج نداد. خیلی قشنگ است. در دوران رهبری آقای شهیدمان، دشمن رو به تفکرات و سلیقهها کار کرد که اینها بیایند، خیلی راه باز میشود. آقا هم با همه اینها با تحمل انجام وظیفه کردند ولی به هیچکدام باج ندادند. باج نداد یعنی اینکه نگذاشتند. آقا فرمودند: نگذاشتیم انقلاب از آن مسیر اصلی خودش خارج بشود. بله، یعنی یک هزینه دادیم، خیلی هزینه دادیم. این یکی از کارکردهای امام شهید ما بود دیگر. از عرضم به خدمتتان کارکردهای امام شهید ما: حفاظت انقلاب از مصادره گروهها. خیلیها میخواستند مصادره کنند. وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ، ولی خدا توانست طوری این انقلاب را الحمدلله حفاظت بکند و عنایت الهی که مورد مصادره گروههای مختلف قرار نگیرد (خیلی توضیح دارد، بماند). بعد اتفاق بعدی که افتاد چه بود؟ تقویت روحیه معنویت در امت. امام کبیر ما، امام شهید ما، امام عزیز ما همش دارد ما را سوق میدهد که ما کارهای نیستیم، همه کاره خداست و مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ. این اتفاقاتی که امام شهید و امام کبیر (یک امام در امت هدایتپذیر) انجام میدهد، سه تا خروجی دارد: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ – بندهپروری. نماز نماد بندگی است. امروز آمار بندگان خدا در این مملکت و در کل جهان به برکت انقلاب اسلامی از دوره انبیا و اولیا بالاتر است. شاید بعضیها بگویند: آقا قبل از انقلاب بچههای ما نماز میخواندند، الان نماز نمیخوانند. میگویم: آره، یک درصدی شاید. اینجا چون دینشان تقلیدی بود، حالا آمدند اینور فضا باز شده انتخاب. ولی چندین درصد از آدمهای دنیا آمدند سمت اسلام و مکتب اهل بیت. ولی ریزشها را که میبینیم، رویشها خیلی چند برابر نسبت به ریزشهاست. این میشود بندهپروری. کار دومی که این جمهوری اسلامی و این امام امت کرده، خادمپروری است. وَآتَوُا الزَّكَاةَ. امروز ببینید در همین ۷۲-۷۳ شبی که مردم آمدند به میدان، فارغ از حدود ۵۰ سال، چه خدماتی دارد ارائه میشود در میادین: خدمتهای فرهنگی، خدمتهای (عرضم به خدمتتان که حالا فرهنگی، اقتصادی، انواع و اقسام خدماتی دارد اتفاق میافتد). یعنی در واقع یک نمونه کوچکی از فرهنگ اربعین را ما داریم امروز در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف میبینیم. دیشب در خیابان قم (معروف است دیگر) خیابان شهید صدوقی قم قدم میزدیم، همه رفقا... حاج آقا دلمان برای اربعین اینجا تنگ میشود. آره، دیگر ما یاد هوا... هیچ کس احساس خستگی نمیکند، هیچ کس احساس غریبی، دلمردگی نمیکند. اینها برکات حکومت مهدوی و زمینهساز است دیگر. پس یک: بندگان خدا تربیت میشوند. دو: خادمان تربیت میشوند. سوم: يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ – رزمندهپروری. و چه کوچکها؟ امروز میگویند: من میخواهم بیایم (عرضم به خدمتتان) جای حاجیزاده را بگیرم و موشک بسازم، موشک بزنم. آرزوهایی که بچههای میناب داشتند: بچهها رفتند به آرزو... چه کار؟ موشکساز بشوم، تولیدکننده موشک بشوم، اسرائیل و آمریکا را نابود کنم. یعنی چه اتفاقی دارد در عالم میافتد؟ خلاصه میخواهم عرض بکنم این تتمهای بود از بحث کارکرد امام شهید ما. که حالا اگر بخواهیم بگوییم، من اعتقاد دارم خیلی باید ساعتها، هفتهها، ماهها بنشینیم و کارکرد ولایت دینی را برای همه مردم دنیا اشاره بکنیم، به مردم بگوییم. صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ وَصَدَقَ رَسُولُهُ النَّبِيُّ الْأَمِينُ الْكَرِيمُ وَنَحْنُ مَا مِنَ الشَّاهِدِينَ وَالشَّاكِرِينَ. ما قریب به ۵۰ سال شاهدیم قراردادی که با خدا و ولایت الهی است چقدر برکات دارد و چقدر شاکریم که چقدر راه را برای ما نزدیک کرده، سادهترین راه، قشنگترین راه، مطمئنترین راه، پرسودترین راه را جلو ما گذاشته. و چقدر آدم باید نعوذبالله (شریعتی) بیعقل باشد این راه را انتخاب نکند. که بیعقلی را روز قیامت اعلام میکند و قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ. به یک بنده خدایی گفتم: حالا برویم. میترسم وقتم کم بیاید. از این خاطرات بگذریم.
حسن ختام قراردادهای الهی چیست؟ ما در این تقریباً دو ساله که در این فصل در محضر عزیزان بودیم، گفتیم قراردادها در عالم هستی سه دسته است:
یک عدهای رفتند سراغ قرارداد با مردم. (نه شیطان هستند) ولی دنبال حرف مردم هستند. دنبال حرف مردم: لباسم میخواهد بپوشد، چه کار کنم که مردم بگویند؟ ازدواجش، انتخابش، اقتصادش... خب اینها (ما گفتیم) هر کسی با مردم – اولاً مشکوک است. اولاً حرف مردم ... گفت که ۱۰۰ تا چاقو میسازند. خب این حرف مردم است. چرا کثرت؟ خب مردم که علم غیب ندارند. این استدلال خیلی سادهاش: وسط حرف مردم سرگردان میشوی، ضَالِّينَ میشوی، مُتَحَيِّرِينَ بَيْنَ ذَلِكَ نمیدانی به کدام حرف گوش بدهی. من قشنگ به مردم گفتم: زندگی ساده داشته باشید. میگویند: خسیس است. یکم شیک بپوشد، میگویند: میخواهد پز بدهد. خب میخواهی چکار کنی؟ تو ببین تکلیفت چیست. دخترت را، پسرت را زود عروس و داماد کنی، میگویند: بچههایشان سیرند بریزند بیرون. بگذارید دیرتر، میگویند: ترشی انداختند. هر کار بکنی آن داستان بابا و پسر و الاغ است. (گفتی: سواره، پیاده، وسط، آخرش هم فرار) عرضم به خدمت نیست مسئولیت حرفش را قبول بکند. باز میگوییم: کدام آدم عاقلی میآید با کسی قرارداد ببندد که اولش معلوم نیست درست و غلطش، وسطش که ما را سرگردان میکند، دائماً نظرش عوض میشود (نظر گروهها)، آخرش هم وامانده است و پاسخگو نیست. واقعاً این چه قرارداد بستنی است که زندگی را با حرف مردم تنظیم میکنیم؟ باور کنید رفته بودیم در بعضی از روستاها، میگوییم: خب بابا، تو روستای شما یک مقدار به سبک ... حاج آقا گفتم: تو ملاکی؟ نمیدونم چی داری، چی داری؟ باید زندگیات از بالاشهر اینقدر خودش را به سختی انداخته؟ یک خانه درست کرده مثل پنتهاوس از بالاشهر تهران. خب چرا؟ بعد نمیتوانی در خانه راه بروی، بچهها میخواهند بدوند، میگوید: ندیدید این یکی خراب میشود، این دکور به هم میریزد، این گچبری خراب میشود، این... بابا این زندانی برای خودمان درست کردیم.
سوم: قرارداد با خدا. ما تمام این مدت خواستیم بگوییم با شیطان قراردادش عاقبت ندارد، با مردم ندارد. اگر قرار است با کسی دست بدهی، دست یاری، دست قرارداد با خدا: اولش صادق است، إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ، إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ، وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ. کیه که مثل خدا به عهدش وفا کند؟ و ما میخواهم بگویم امروز حاج آقای شریعتی، ملت ایران میتوانند به عنوان (که آقا فرمودند تمدنسازی، امام کبیرمان فرمودند زمینهسازی ظهور) یعنی همین: بگوییم ای مردم دنیا، ما به خدا قرارداد تازه (نیمبند هم) بستیم. ما صد در صد هم قرارداد با خدا نبستیم، خودمان هم اعتراف میکنیم، ولی چقدر برکات نصیبمان شده: عزتمان، پیشرفتمان (عرضم)، عظمتمان، اقتدارمان. دشمن دارد میگوید ما ابرقدرت شدیم. اولش صادق است: صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ. وسطش هدایت است: هُدًى لِلْمُتَّقِينَ. آخرش دفاع است: إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا. اینجا گیر کنی در تله زلیخا، خدا از تو دفاع میکند. و شاهد و شاهدی در قیامت که دفاع کند. حتی میگویند (بارها من این را گفتم) شهید: در روایت پیغمبر صلوات الله و سلام علیه داریم که اولین قطره خونش که بر زمین میریزد، خدا همه گناهانش را میبخشد، إلا دین حق الناس (میماند). روز قیامت خدا با همین آیه (در سوره حج) میشود وکیل مدافع شهید. من شهید بشوم، شما به گردن من حق دارید، روز قیامت میخواهید خیر مرا ببگیرید؟ ۱۲۰ سال شما میخواهید؟ خدا میگوید: تو که شهید شدهای در راه من، تو ببخش تا من هم تو را ببخشم. خیلی معاملهی خوبی است. خدا بشود وکیل مدافع آدم. وکیل مدافعی که دستش پر است، بهشت و جهنم دستش است. میگوید: تو کاری نداشته باش، من هستم. فقط شفاعت روز قیامت دستش است. میخواهم بگویم با این وجود میخواهیم قرارداد ببندیم. با این وجود... گفته بود به پیغمبر یک جوانی که روز قیامت حساب کتاب با خداست یا با غیر خدا؟ با خدا. گفته: حالا آنهایی که میخواهند با خدا قرارداد ببندند... خلاصه حرفهای ما این است: اولش بصیرت میخواهد. بصیرت میخواهد: قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ. چشم عقلت باز بشود. چون چشم عقلت اگر مادیات ببیند، معنویات نبیند؛ ظاهر را ببیند، باطن را نبیند؛ اول را ببیند، آخر را نبیند؛ دنیا را ببیند، عاقبت را نبیند، آخرت را نبیند؛ عین را ببیند، غیب را نبیند، با خدا قرارداد نمیبندد. شوخی کردیم گفتیم که یکی گفت از او پرسیدند: فلسفه نماز صبح چیست؟ گفت: هر چه فکر کردم چیزی غیر از مردمآزاری نفهمیدم. واقعاً الان مردم تا ساعت یک و دو بیدارند، چهار صبح باید بلند شوند نماز شب بخوانند، نماز صبح بخوانند. خب نصف شب است دیگر؟ یک سوم خوابش قبل از صبح است. خندید: نماز صبح چرا نصف شبه؟ گفتم: مثل بچه آدم سر شب بخواب، نماز صبح است. یعنی کسی که آخرش را نبیند، یسره را نبیند، اسر را ببیند، با خدا قرارداد نمیبندد. یکی از نکاتی که چه بسا درست نمیبیند، دقیق میگویم. ببینید آقای شهید ما فرمود: اگر اتفاقی برای مملکت بیفتد، خدا مردم را مبعوث میکند. و واقعاً مردم مبعوث شدند. هیچ کس باور نمیکرد بیش از ۷۰ شب در میدان باشند با این وضعیت، در شرایط جنگی. هیچ کس باور نمیکرد این مردم اینجوری کمک کنند، مسئولین اینجوری خدمت کنند، صرفهجویی کنند، مجاهدت کنند، همه تلاشها را بکنند که دوران جنگ بر کسی سخت خیلی نگذرد. و انشالله این تلاشها بیشتر بشود انشاالله. انشاالله هم از دولتمردان و خادمان، هم از مردم میخواهم صرفهجویی کنند، همدیگر را کمک کنند، رحم به همدیگر بکنیم تا جنگ برای کسی خیلی حس نشود. آقای شهید یک کاری کنید کسی مریض دارد فقط مشکلش مریضی باشد، خرج درمانش نباشد. بله، خب مشکلش نباشد. الان واقعاً شهرهای ما شهر جنگزده دیده نمیشود. مردم مردم جنگزده دیده نمیشوند. واقعاً این همت هم امت بوده، هم مسئولین، هم رهبری، همه. خب ببینید یکی از حرفهایی که ما زدیم، گفتیم: شما مبعوث شدید. حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله میفرمودند: بعثت سه مرحله دارد: بعثت عقلی، بعثت قلبی، بعثت جوارحی. بعثت عقلی این است که چشم عقلت باز بشود، اگر مادیات دیدی معنویات هم ببینی، درست انتخاب میکنی. این را میگویند بصیرت. إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا، قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ. اگر اول را دیدی، آخرش را هم ببینی. خب بارها گفتیم: یک کاری ما را میبرند سخت است، سخت است، سخت معدن است، حالا معدنی که این همه خطر دارد. ولی میگویند اگر مزد یک کارگر روزی یک تومان، دو تومان است، ما ۱۰ برابر به تو میدهیم. چون آخرش را میبینی، مثل چی؟ جون میکنی، خودت را به آب و آتش میزنی. هر کس معنویات را ببیند، آخرت را ببیند، آخر را ببیند، باطن را ببیند، این عاقل است. این بعثت عقلی است. و اصلاً قرآن و عترت آمده چشم عقل را باز کند. الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ، عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (آیه قرآنی است دیگر). خدا میگوید: من باور، چشم عقل تو را باز کردم. پس کسی با خدا قرارداد میبندد که بعثت عقلی پیدا کرده باشد. حالا هم در زندگی فردی، هم خانوادگی، هم اجتماعی. دیگر نه کار به حرف مردم دارد، نه کار به وسوسههای شیطان دارد. إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا. با شیطان قرارداد نبستی، با خدایی که هوایت را دارد. الان به جوان میگویم: چرا ازدواج نمیکنی؟ ببینید معلوم میشود ما هنوز در قرارداد با خدا گیر کردیم. میگوید: میترسم ازدواج کنم، بعد مهرش به دلم نباشد. گفتم: تو تکلیف خدا را انجام بده، فردا را از خدا میخواهی؟ تعهد خدا را ببین. گفت: خدا چه گفته؟ گفتم: خدا گفته امروز تو تکلیف تو است. تو انتخاب درست انجام بده، جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً، او تعهد خداست. به محض اینکه خطبه خوانده بشود، خدا مودت و رحمت بین قلوبتان میگذارد. به حدی که (مثال زدم) گفتم: ما در مکه آفریقاییها را میدیدیم. خب به چشم ما آفریقاییها (مخصوصاً خانمهایشان، آقایشان) خیلی جذاب دیده نمیشود، رنگشان به ما یکی نیست. اما وقتی زن و شوهرشان را میبینی، چه عشقی دارند به همدیگر میکنند، ابراز میکنند. خب خدا در دلشان گذاشته. گفتم: معلوم میشود تو به وعده خدا اعتماد نداری. بعثت عقلی یعنی این. تعبیری که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمودند (بارها خواندیم): هَؤُلَاءِ قَوْمٌ قَدَرْهُمْ... و فیها ملعون... هم و النار که من فیها مع... همین الان گفتم: چرا شهدا برای شهادت دویدند؟ چون اولش را دیدند (خب تیر و ترکش و تکه تکه شدن و پودر شدن و شیمیایی شدن) ولی آخرش را دیدند (بهشت است). آن مکالمه بیسیم حاج احمد هست، هم حاج احمد، هم عباس بابایی: احمد نمیدانی اینجا چه خبر است؟ بیا ببین. او دارد آخرت را میبیند. و امام حسین که میگویند بین دو انگشت مبارکشان روز عاشورا شد، آخر کار آن را نشان داد. خب خدا میگوید: من همه کارها را آخر نشان دادم. بندگی کن، سلطنت به تو میدهم. آخر خدمت، طهارت است. آخر مجاهدت، شهادت است، یعنی بهشت. خب این آخرها را من دارم میبینم. طبیعتاً بندگی خدا سخت است (بله)، خدمت به خلق خدا سخت است، مجاهدات سخت است. كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ، ولی... پس بعثت عقلی یعنی عقلی که آخر را اول میبیند. گفتم: مردم شما آخر را دیدید، بیش از دو ماه در خیابان ایستادید. شما میدانید این عزتی که خدا دارد به شما میدهد در دنیا و آخرت، عزیز میشوید، معیت با اهل بیت پیدا میکنید. این عاقبتاندیشی، این میشود عاقل. عَاقِلٌ وَ لَا... لذا کسی که آخر را ببیند، اصلاً معصیت را انتخاب نمیکند، اصلاً خیانت را انتخاب نمیکند، اصلاً (عرضم به خدمتتان) تسلیم و ذلت را انتخاب نمیکند، نقطه مقابل آن سه تایی که اشاره کردیم. پس به بعثت عقلی (آخر را اول دیدن) این مردم دارند میبینند. خانواده به مادر شهید میگویم: چرا بچهات را نگه نداشتی، عصای پیریات باشد؟ گفت: دیدم پیر بشوم دستم به نرده میگیرم، با عصا و چوب راه میروم. فرستادم عصای قیامتم باشد. این دارد آخر را میبیند. به شهید میگویند: فَادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ – برو در بهشت. میگوید: نمیروم. چرا؟ تعبیر روایتها: اول مادرم، پدرم، همسرم، خواهرم، برادرم (تا چند تا روایت داریم). آقای شریعتی بین ۷۰ تا ۷۰۰ هزار نفر – من اینجا خیلی عرضه داشته باشم – دو نفر را سفارش کنم که نباید بکنم. در قیامت میتوانم تا ۷۰۰ هزار نفر را سفارش کنم و خدا قبول میکند. من این بعثت عقلی، این بصیرت میآورد. بعثت قلبی چیست؟ سَلِّمْ لِمَنْ سَلَّمَ – تسلیم در برابر خدا و ولی خدا. تسلیم، کجا قشنگ است؟ بارها گفتیم: جایی که خدا و ولی خدا به تو بگوید برو درون آتش، مثل امام صادق سلام الله علیه در نمرود؟ لَا نَجِدُ فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا – بگو چشم. چرا؟ چون امام صادق از تو به تو آگاهتر و مهربانتر است، نمیخواهد تو را بسوزاند، امتحانت میکند. به این مردم بعثت قلبی هم پیدا کردند. حدود ۵۰ سال امام کبیر، امام شهید، امام عزیز فرمودند: بروید در دل آتش جنگ. آمدند: کوچک و بزرگ، زن و مرد، با هر سلیقهای. بعثت جوارحی چیست؟ تمام اعضا و جوارح من بشوند سرباز ولی: انجام واجبات، ترک محرمات. این را میگویند بصیرت. حالا من اینجا یک نکتهای گفتم که قبلاً گفتم: یک بصیرت اعتقادی داریم، یک بصیرت احتمالی. یادتان هست گفتم: اگر يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ هم نیستی، بیا يَحْتَمِلُونَ بِالْغَيْبِ باش. بابا احتمال بده این کارفرما ۱۰ برابر مزد میدهد، باز هم باید بدوی. احتمال بده آخر کار بهشت جاویدان است. سختی موقت با بهشت جاویدان میارزد. شیرینی موقت (شیرینی گناه موقته) با عذاب جاویدان نمیارزد. این میشود بصیرت عقلی و احتمالی. اول قرارداد با خدا بصیرت میخواهد. فرایندش چیست؟ انطباق با این قرارداد. شما وقتی ارزیابان را نگاه میکنند، مثلاً ارزیاب بودجه میبینیم این بودجهای که به شما دادیم بر این اساس این ردیف عمل کردید یا نه. این ساختمان را با این نقشه ساختید یا نه. در امتحان با این پاسخهایی که دیدید. (کلید قدیما: امتحان انگلیسی داشتیم، کلید میگذاشتند.) خدا هم انطباق میخواهد. اگر بخواهیم اعمالمان از ابتدا... من الان اینجا به همه مسئولین میگویم، به همه مردم میگویم، به همه زن و مرد میگویم: اگر بخواهیم اعمالمان با قرارداد خدا انطباق داشته باشد، مرحله اول انتخاب انطباق، پرسش است: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. خدایا من میخواهم زندگی فردی، خانواده، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جنگم، گفتگویم، همه کارهایم را با قراردادت تنظیم کنم، چه کار بکنم؟ خدا میگوید: بپرس. اسباب مادی را به تو میگویم، من اسباب معنوی را هم اسباب دیدنی را به تو میگویم هم اسباب ندیدنی را. اینجا بود که گفتیم الهیات جنگ و ریاضیات جنگ. آنها خیلی هنر کنند ریاضیات میفهمند، ولی تو بیا بپرس ما الهیات جنگ را به تو میگوییم. طبس ۴۶ سال پیش با صحرای بیابان، جنوب اصفهان ۴۶ سال بعد – این را الهیات جنگ است. اولش سنتهای خدا تغییر نمیکند. برای انطباق (که فرایند انطباق با قرارداد الهی است) اولش باید پرسش کنیم. وسطش باید اطاعت و اقتدا داشته باشیم: وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ، الْمُتَقَدِّمُ لَهُمَا وَالْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمَا قدم به قدم باید پشت سر ولی باشیم، تسلیم باشیم. در ادامه مجاهدت و مراقبت و مقاومت و استقامت لازم دارد که گفتیم بحثش را. آخرش چیست؟ این خیلی مهم است که تا حالا نگفته بودم. حالا ما با خدا قرارداد بستیم، با بصیرت هم بستیم. حالا اجازه داریم مغرور بشویم؟ نه. اگر قراردادمان هم خیلی قاطیپاتی شد، اجازه داریم مأیوس بشویم؟ نه. خیلی قشنگ است، عجب کارفرمایی است. یک تابلو نشان میداده میگوید: آخر قرارداد من خوف و رجاء است. یعنی باز هم... امام صادق سلام الله (میخواهم اینجوری نگاه بکنی) باز هم امام صادق میفرماید: تمام زندگیات را منطبق با قرارداد خدا انجام دادی (فردی، خانوادگی، اجتماعی، بصیرت داشتی، تسلیم داشتی، مجاهدت داشتی) از امیرالمؤمنین که بالاتر نیستی. ولی احتمالاً به پذیرفته نمیشوی، بترس. آقای شهیدمان یک نفر میخواستند نصیحتش کنند (نمیگویم کی) صدایش کردند. فرمودند: ۶ تیر ماه ۱۳۶۰ که من آن انفجار در مسجد ابوذر اتفاق افتاد، من رفتم (واقعاً رفته بودند). آقا رفتم به علمایی که حالا بین دنیا و آخرت است. تمام عمرم برای یک لحظه آمد جلو چشم من، به من یک ندایی گفت: آن که فکر میکنی خالصترین است به ما عرضه کن. این خوف است. نگاه کردم، یک دونه پیدا نکردم. خیلی عجیب است. یک قرارداد با خدا این تربیت میکند آدم را، بله، رشد میدهد و میسازد. تعبیر روایت: اگر یک نفر بنا باشد به بهشت برود، آن یک نفر من هستم. و اگر یک نفر قرار باشد در آتش جهنم بسوزد، آن یک نفر من هستم. این میشود خوف و رجاء. پس اگر تمام زندگی با قرارداد خدا بود، قرارداد خدا باز... (دو سه جلسه قبل گفتیم) مسئولین محترم هر کار میخواهید بکنید، هر حرفی میخواهید بزنید، هر امضایی (عزل و نصب) هر اقدامی، حجت الهی داشته باشید. حجت دینی یعنی باید پیش خدا بتوانی جواب بدهی، عرضه کنی، بگویی برای تو بود، تو قرارداد با تو بود. و مردم هم همینطور. مردم خیلی راحت پشت سر هم حرف میزنند، پشت سر مسئولین، پشت سر (نمیدانم) روحانیت. خیلیها گفتم: بابا حواست باشد. باید پیش خدا سند بیاوری. حجت داری؟ برای حجت، این میشود خوف که من بگویم خدایا حجتی ندارم که بگویم یک عمل من خالص برای تو بوده. رجاء چیست؟ اگر گناه انس و جن را داشته باشی (خیلی عجیب است) همه زندگیات با قرارداد خدا تنظیم نشد، همهاش خراب شد، باز هم ناامید نشو از رحمت خدا: لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ. این خوف و رجاء. وقتی خوف و رجاء باشد، نه مغرور میشوی (گفتی: وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ) نه مأیوس میشوی. خیلی عجیب است يَئِسَ نگرفته، لَا تَيْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ. حالا میافتی به اینجا، قشنگ است نتیجهاش میافتی به استغاثه و التماس. دیگر عاجز میشود: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ – حضرت آیت الله سبحانی فرمودند بگویند یَا مَنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ... خدایا میشود کمکم کنی؟ تو مرا جواب بده، تو دست مرا بگیر، من هیچی ندارم. و من امروز که (حالا آخرین جلسهای است که در این فصل در محضر عزیزان هستیم) به ذهنم رسید در بعضی از جلساتم خواندم آخر دعای ندبه یک بند استغاثه دارد: اللَّهُمَّ إِنَّكَ الْكَاشِفُ الْكَرْبِ وَالْبَلْوَى، وَإِلَيْكَ أُعَدِّي فَنَدْعُوكَ دَوَاءً – خدایا سختیها خیلی دارد به من فشار میآید و تو کاشفی، تو فتاحی، تو بازکنندهای. وَأَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَالدُّنْيَا. خیلیها ادعا میکنند رب دنیا هستند، ولی حالا آنها که نیستند. ولی تو هم رب دنیایی، هم رب آخری، هم مالک یوم الدینی، هم لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ... به دادم، به دادم برس. پیغمبری را میخواندند، اهل بیت میخواندند. بعد حالا تو خدا چی میخواهی؟ برای دادرسی عَبِيدُكَ الْمُبْتَلَى – ما مبتلاییم. سَيِّدِي يَا شَدِيدَ الْقُوَى مولای ما را به ما برسان. دشمن هرچه توانست به ما ظلم کرد، بچههای کودک ما را کشت، آقای ما را شهید کرد، زنها، مردها، فرماندهها، خادمان، مسئولین، انبیا، اولیا، خدا... این ملت آمدند پای کار، تو شکستهبسته هم آمدند. سَيِّدِي يَا شَدِيدَ الْقُوَى و ازلنه به اصحاب الجفا... مَا تَشْتَكِي؟ ما تشنهلب. تشنه اگر آب نبیند سخت است، شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است. ما نوکر ارباب تویی مهدی جان، نوکر رخ ارباب نبیند سخت است. وَبَرْقُلِيلَةَ الْعَرْشِ اسْتَوَى، وَمَنِ الْيَ ... اللَّهُمَّ نَحْنُ عَبِيدُكَ الطَّائِقُونَ إِلَّا وَلِيَّكَ الْمُذَكَّرُ بِكِتَابِ نَبِيِّكَ الْمُذَكَّرُ وَبِنَبِيِّكَ... واقعاً امروز مردم استغاثههای قشنگی دارند، خیلی کیف میکند. و خدا رحمت کند بعضی از بزرگان میفرمودند: حال استغاثه را هم به مردم بدهید، بگویید مردم با اشک بگویند، ناله بکنند (یعنی مثل مادری که بچه گم کرده، مثل بچهای که مادرش را گم کرده). بعد دارد: الْمُذَكِّرُ بِكِتَابِ نَبِيِّكَ الْمُذَكَّرِ وَبِنَبِيِّكَ... خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَمَلَاذًا، وَأَقَمْتَهُ لَنَا قِوَامًا وَمَعَاذًا، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنَّا إِمَامًا – پس بلغ من ... خواهشم است خدای تبارک و تعالی این است: فَاغْفِرْ لَنَا رَحْمَةً وَسَلَامًا. گفت: وقتی وارد حرم امام رضا شدی، نگو من شیعه شما هستم (شیعه حوّا؟ سلمان؟)، حتی نگو من محب شما هستم (محب هم گناه میکند). بگو پناهنده شما. ای جانم، امروز به امام رضا میگوییم: یا امام رضا، ما پناهنده شما هستیم. آمدهایم، ای شاه، پناهم، پناهم بده. لذا اگر حرفی میزنیم، اگر قلمی میزنیم، اگر تلاشی میکنیم، خودمان را طلبکار هیچ کس ندانیم. اینها طلبکار خدا هستند، نه طلبکار خلق خدا. ما خیلی مدیونیم. شما عرض کردم: محضر اهل بیت رسیدیم، حتی محضر خدا در سجدهها میگوییم: خدایا ممنونم، ممنونم که مرا انسان قرار دادی، مسلمان قرار دادی، در این عصر قرار دادی، مرا محب اهل بیت و امام رضا قرار دادی. ممنونم که به من اجازه دادی سلام به شما بدهم. مدیونم، هر چه دارم از تو دارم. ای صفای قلب زارم، شرمندهام که نتوانستم حق لطف شما را ادا کنم. من هم شرمندهام. همین شرمندگی به خدا و اهل بیت و امام زمان و شما مردم که حتماً نتوانستیم لطف شما را، توجه شما را، حق شما را ادا کنیم. اختیار داریم اما به آبروی محمد و آل محمد از خدا میخواهیم خدا ما را انشالله پاکمان کند و رزق شهادت را از ما دریغ نفرماید. خدا انشالله عزتتان بدهد.
شریعتی: ما میتوانیم برویم قرآن را بشنویم برگردیم، یا اینکه نه، قرآن را بگذاریم حسن ختام برنامهمان باشد و با حاج آقای ماندگاری خداحافظی بکنیم. بله، میگذاریم انتها یا میرویم برمیگردیم؟ بله، آیات را بشنویم عزیزانم. صفحه ۱۹۹ مصحف شریف را تلاوت خواهند کرد. انشاالله در لحظات دقایق پایانی با احترام خدمتتان خواهیم بود. امیدوارم که بهترین برکات نصیب مردم عزیز و نازنینمان بشود. از حاج آقای ماندگاری هم خیلی ممنون، متشکرم. حالا برمیگردیم انشالله نکتههای پایانی را در محضر شما خواهیم داشت. بفرمایید خواهش میکنم.
صفحه199 قران کریم
شریعتی: باید خداحافظی بکنیم. خیلی فرصت نداریم. فقط خواستم یک نکتهای را یادآور بشوم که چند سال قبل رهبر شهیدمان یک سالی را سال الگوی اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کردند. و به نظرم در این ایام هر وقت یک مقداری شرایط سخت میشود، نیاز به همدلی و همراهی بیشتر داریم. به نظرم امسال و هر سال و هر روزمان باید روز و سال اصلاح الگوی مصرف باشد. که انشالله با همدلی، با همراهی، با قناعت، با صرفهجویی، انشالله اگر روزهای سخت و گردنههای پرپیچ و خمی داریم به سادگی از آنها عبور بکنیم و انشاالله مردم عزیز ما، مردم سربلند ما با عزت با اقتدار با همین استقامتی که دارند به روزهای قشنگ و نورانی... حاج آقای ماندگاری نکتههای پایانی قرآن را میخواهم اشاره کنم ضمن اینکه در تکمیل صحبت شما: مردم عزیز ما واقعاً نشان دادند که در همدلی و در همراهی نمونه هستند، الحمدالله. و میدانند جنگ ما فقط جنگ نظامی نیست، جنگ اقتصادی است، جنگ فرهنگی است، جنگ سیاسی است، جنگ ترکیبی است، جنگ شناختی است. پس در همه زمینهها باید همدلی خود را نشان بدهیم. نکته اساسی که از این آیه اول سوره که تلاوت شد: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ خیلی مهم است. یعنی اگر با دشمن میخواهید حرف هم بزنید، او غلظت قلبیتان و نفرت قلبیتان از دشمن خدا را نشان بدهید. با لبخند حرف نزنید. غلظت را یک جا داریم: قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ. شهید بهشتی فرمود: از مردم ما عصبانی باشید. در این عصبانیت ما هم در میدان نظامی، هم در میدان گفتگو (ما اسمش را میگذاریم مطالبه، اسمش را مذاکره نمیگذاریم) مطالبه دنبال حقمان هستیم. آقای شریعتی وقتی جاء الحق آمده (امام و امت آمده) همه باید این حق را بگیرند. حق ما چیست؟ مدیریت تنگه هرمز حق ماست. تعیین متجاوز حق ماست. غرامت پرداخت غرامت حق ماست. برگشت داراییهایمان حق ماست. حق ما این است که متجاوزی که از آن سر دنیا آمده اینجا کنار خانه ما رفته، در همسایههای ما جا گرفته، دارد به ما تعدی میکند، این باید گورش را گم کند، برود. حق ما این است که همه دنیا انرژی هستهای دارند (خودشان دارند)، ما هم باید داشته باشیم. حق ماست. حق ما این است که انتقام خونهای شهیدانمان و امام شهیدمان را باید بگیریم. بابا زده باید بخورد. اینها حق ماست. حالا میخواهد در میدان نظامی حق را بگیرید، ملت پشتتان هستند. در گفتگو و مطالبه میخواهید حقتان را بگیرید، ملت پشتتان هستند. شک نکنید. ولی از این حقوق حق ندارید ذرهای کوتاه بیایید. و این نگاهتان اینجوری باشد و قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ نشان دهید، حتی در مطالبه و گفتگو که آنها دشمن هستند و ما مطالبه حقمان میکنیم به نمایندگی از مردم. و انشالله خدا یاری میکند. همچنان که خدا تا اینجا این امت و این امام و این مملکت و انقلاب را یاری کرده، انشالله تا اتصال این انقلاب به ظهور و عزت نهایی این مردم که در لوای پرچم امام زمان زندگی کنند، انشالله خدا یاریمان خواهد کرد. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خیلی ممنون، متشکرم. صدای تیتراژ برنامه آمد. از حاج آقای ماندگاری به واسطه حضورشان در این ایام بسیار بسیار ممنونم. حاج آقای ماندگاری از سابقون در سمت خدا هستند و انشالله در فصلهای بعدی باز هم از حضور ارزشمندشان بهرهمند بشوید. در پناه خدا باشید تا فردا و تا سلام دوباره. خیلی ممنون و متشکرم.