اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-02-20-حجت الاسلام رفیعی- شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( دعای مکارم الاخلاق )

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصِراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم. سلام و درود عرض می‌کنیم محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و از محضر آقا اجازه می‌گیریم برای اینکه دقایقی با برنامه سمت خدا خدمت بینندگان جان، آقایان و بانوان، همراهان وفادار برنامه سمت خدا شبکه سیما و کسانی که صدای برنامه را بعداً می‌شنویم.

آقایان، خانم‌ها سلام علیکم. خیلی خوش آمدید به برنامه این یکشنبه‌مان که خدا را شاکریم دوباره فرصت داده به ما از جایی نورانی خدمت شما خوبان باشیم. و اگر خدا قبول کند به نیابت از شما قبل از برنامه نماز هم خواندیم. شما هم هر جا هستید دعا کنید برای عاقبت‌بخیری من و همکارانم. در تجمعات این روزها و شب‌ها شعارهای جالبی بین مردم هست و شعارهای جالبی گاهی سر می‌دهیم و می‌شنویم و تکرار می‌کنیم. از جمله دیشب – نه پریروز – در میدان انقلاب تهران همراه با ذاکرین و همراه با مجریان (از جمله با حسین آقای طاهری) مردم یک شعار جالبی می‌دادند در کنار همه فریادها که «جنگ چهارم جنگ اقتصادی». نبرد ما همیشه اعتقادی است. آن دومی که اصل مسلم است، ما همیشه بر اساس اعتقادمان جنگیدیم و نبرد کردیم با دشمنان. و آن قسمت اولش (مصرع اولش) «جنگ چهارم ما» حقیقتاً جنگ اقتصادی است. و در سکوت صحنه نظامی، الان دشمن شاید خواب‌هایی دیده باشد، شاید مثلاً برنامه‌هایی داشته باشد برای اینکه تاب‌آوری ما را بسنجد یا در هم بشکند. و اینها چه کار باید کرد و چه کار نباید کرد. انشاالله به مدد امام زمان و به حرمت پرچم خوش رنگ ایران و در لبیک به دعوت امام عزیزمان امام آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی و همینطور به فراخوان دولت محترم جمهوری اسلامی ایران، ما الان پای لانچر مصرف نشستیم: اقتصاد، صرفه‌جویی، اصلاح رویه‌هایمان در مصرف. حالا مصرف انرژی، مصرف کالاها از جمله تولیداتی که ممکنه به وابستگی‌های به نفت، پتروشیمی و اینها داشته باشند. انشالله الان دست ما روی ماشه است. همان‌جوری که دست سربازهای ما در صحنه نظامی روی ماشه است و باید کارمان انشالله انجام بدهیم، دینمان را ادا کنیم. الهی به حق امام زمان عاقبت هر کسی که این دعوت را اجابت می‌کند به خیر باشد. خیلی حرف زدم، قبول دارم. ببخشید. آقای رفیعی اینجا هستند دیگر. بیشتر از این من اطاله کلام نکنم. بفرمایید آقا.

کارشناس (حاج آقای رفیعی): سلام علیکم.
ملایی: سلام علیکم.
حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. ارادت خدمت جناب عالی و بینندگان عزیز عرض ارادت و محبت دارم. آخرین یکشنبه ماه ذی‌قعده است. انشالله نماز مخصوص ذی‌قعده هم فراموش نشود انشاالله. و از خدا بخواهیم که به برکت این نماز و دعاها انشالله نظر لطفش را شامل همه مسلمین، به ویژه کشور ما، انشالله بگرداند. شروع خوبی داشتید شما. من می‌خواهم تعمیم بدهم فرمایش جناب‌عالی را. این مسئله قناعت و صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف مال همه شرایط همین‌طور است. یعنی کنار آب روان هم می‌گوید شما در وضو گرفتن اسراف نکن. آقا آب دارد هدر می‌رود، اصلاً کاری به ما ندارد. و یک وقتی یک کسی یک سیبی خورده بود، نصفش را خورد، نصفش را پرت کرد. امام رضا علیه‌السلام خیلی ناراحت شد، فرمود: یک وقت می‌بینی همین یک نفر را از مرگ نجات می‌دهد. یعنی همین یک تکه سیب شما، حالا شما میل نداری یا فراوان است. لذا اینکه در آیات قرآن گناه تبذیر مساوی با برادری شیطان خوانده شده، تبذیر غیر از اسراف است. تبذیر یعنی دور ریختن، از بین بردن. اسراف مصرف زیادی است. این نکته بسیار مهمی است که این تجمعات این شب‌ها هم بحمدالله در آن مطرح است و شعاری که شما اشاره کردید واقعاً همین‌طور است. دشمن در عرصه نظامی موفق نشدند الحمدلله. در عرصه اقتصادی هم سال‌هاست ما را تحت فشار می‌گذارد. مال الان نیست. این تحریم‌ها، این ذیل فلان بند سازمان ملل بردن و خیلی از این امور که از اول انقلاب من یادم هست (من نوجوان بودم) وقتی که کارتر که از دنیا رفت ملعون، آن به اصطلاح تحریم‌ها را برای اولین بار اعمال کرد. امام به عنوان یک نعمت از آن یاد کرد. چرا ما را تحریم کردند؟ چون به هر حال این موجب می‌شود ما رشد کنیم، ترقی کنیم. بله، مسئله رعایت صرفه‌جویی، مسئله رعایت الگوی صحیح مصرف. این را بدانید این موضوع معنایش این نیست که سختی به خودمان بدهیم یا مصرف نکنیم. نه، صحیح و درست مصرف کردن، به ویژه در آن انرژی‌هایی که شما اشاره کردید. هزینه‌بر است. گاهی انسان نگاه می‌کند ده‌ها ماشین تک‌نشین. گاهی مثلاً حالا یک وقت مانور، یک وقت حضور خودرویی در مثلاً تظاهرات بحث دیگری است. اما مخصوصاً در مصرف انرژی، مصرف آب. حالا خدای تبارک و تعالی امسال خیلی لطف کرد، الحمدالله، الحمدالله کشور با خطر مواجه بود. این هم نباید ما را مغرور کند. بدانیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام ذیل این آیه شریفه که می‌فرماید هر کسی عمل صالح انجام بدهد خدا به او زندگی پاکیزه می‌دهد (حیات طیبه) فرمودند: این زندگی پاکیزه منظور قناعت است، یعنی کسی که می‌تواند زندگی‌اش را مدیریت کند. ما در خدمت جناب‌عالی هستیم. خیلی ممنون و متشکرم.

ملایی: خدمت از ماست و مشتاقانه. من می‌دانم بیننده‌ها، شنونده‌ها منتظر یکشنبه هستند که خدمت حضرت عالی برسیم.

حجت الاسلام رفیعی: بله، فرازی که امروز از دعای مکارم الاخلاق بحث می‌کنیم این است: امام به خدا عرض می‌کند: وَ بِفَضْلِكَ – من به فضل تو امیدوارم. عدل اگر قرار باشد بیاید سراغ ما، باختیم. حالا امام دارد این حرف را می‌زند. حالا من معنا می‌کنم فضل یعنی چه. ولی همینجا بگویم خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی را، می‌فرمود: شما یک کارگری را می‌آورید خانه‌تان کار کند. به او می‌گویید مثلاً (حالا ایشان مال ۴۰ سال پیش، ۳۰ سال پیش در سخنرانیش می‌گوید) ۲۰۰۰ تومان کمتر، ۲۰۰ تومان بهت می‌دهم؟ آقا من یک میلیون به شما می‌دهم تا شب این بار را جابجا کنی. این استحقاقش است. استحقاقش. آخر شب یک ۵۰۰ تومان اضافه به او می‌دهی. این «فضل» است. فرق است بین آن چیزی که انسان استحقاقش را دارد با آن چیزی که اضافه است، یعنی اضافه. لذا امام سجاد می‌گوید: من به این اضافه امید دارم: بِفَضْلِكَ. که حالا من این را توضیح خواهم داد لطفاً. بله. بعد می‌فرماید: خب خودم چه می‌کنم؟ وَ لَیْسَ عِنْدِي مَا يُوجِبُ لِي مَغْفِرَتَكَ – از من عملی ندارم، کاری ندارم که مغفرت تو شامل من بشود. وَ لَا فِي عَمَلِي مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَ – اینقدر عمل مشت‌پرکن، پر پیمانه‌ای ندارم که مستحق در واقع آن عفو تو باشم. بله. یک چیز دارم و آن اعتراف به دست خالی بودن است، اعتراف به گناه. ما دو تا مطلب را خدمت شما امروز توضیح می‌دهیم. خب روان‌تر بگوییم که بله، بخشی از بینندگان ما که بعداً می‌نویسیم، افرادی هستند که به هر حال ممکن است تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی یا حتی دبیرستانی نداشته باشند. بحث باید یک جوری باشد که قابل فهم باشد. بله. عرض می‌کنم که دو تا مطلب را می‌گوییم: مطلب اول، اعتراف به گناه و تقصیر و کوتاهی و نداشتن عمل (در واقع پر و محکم). مطلب دوم، امید به فضل خدا. اما مطلب اول: سؤال: آیا اعتراف به گناه و تقصیر و معصیت پیش مردم خوب است؟ نه، این ممنوع است و حرام است. البته حق الناس نه، ها، من باید پرداخت کنم. اما من در خلوت خودم یک گناهی کردم، خبر ندارد بیاید در رسانه، بیاید در سخنرانی، بیاید بین مردم مطرح کند. این در روایات ما به شدت مذمت شده و منع شده. من روایت بخوانم: الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ – کسی که گناه خود را پنهان کند، آمرزیده می‌شود. الْمُضِیعُ لِلسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ – اما کسی که می‌آید گناهش را اضاعه می‌دهد (پخش می‌کند)، این مخذول و در واقع طرد شده است. رسول خدا فرمود: وَیْلٌ لِمُضِیعِ الْحَسَنَاتِ... نه، با دال... الْإِذَاعَةِ – آها، اذاعه و پخش کردن. مُسْتَتِرٌ که خب معلوم است. ببینید: گناه کردن بد است. اگر کسی گناه کرده، شادمانی هم نمی‌کند، پشیمان است. می‌تواند تا آخر عمرش را به هیچکس ندهد. بله، یک وقت بشود یک عالمی می‌خواهد مسئله سوال کند، یک وقت پیش یک مثلاً روانشناسی می‌خواهد بگوید آقا من یک همچین کاری کردم، روحم به هم ریخته، آن فرق می‌کند. اما اگر کسی معصیتی مرتکب شده، ممکن است تا آخر عمر حتی همسرش هم متوجه نشود. هستند عزیزانی که گاهی پیش من می‌آیند (چه آقایون، چه خانم‌ها) اظهار می‌دارند فلان گناه را مرتکب شدند. البته این که ایشان می‌آید به عنوان سوال شرعی می‌آید. بله، می‌گوید خب حالا من... مثلاً عرض می‌کنم (حالا نمی‌خواهم من نمی‌خواهم در رسانه خیلی شفاف صحبت کنم) فرض کنید این خانم یا آقا قبل از ازدواج یک خطایی داشته. البته خطا یک وقت خطایی که در زندگی اثر دارد، بله. آن سارق بوده، دچار مثلاً یک آسیب، زندان رفته، اینها را نمی‌شود مخفی کرد. بعداً طرف می‌رود متوجه می‌شود. اما نه آقا، این آقا قبل از ازدواج یک آسیبی در زندگی‌اش بوده – خدایی نکرده شرب خمری، اشتباهی – حالا با زنش ازدواج کردند، صمیمی هم شدند، برای خانمش تعریف کند؟ نه، برای چی تعریف کنید؟ لذا به همچنین خانم: دوست آقا، شما دوست منی، سال‌هاست همدیگر را می‌شناسیم. چه اصراری من به شما بگویم من فلان شب فلان گناه را مرتکب شدم؟ این جایز نیست و البته مشروط به اینکه انسان پیش خدا توبه کند و در واقع تکرار نکند آن گناه را. اما نکته دوم در همین بخش: اعتراف به گناه و اعتراف به تقصیر پیش خدا یک ارزش است. یک ارزش است. من دو تا آدرس می‌دهم. بعضی عزیزان اهل مراجعه هستند. در کافی (کتاب کافی مال مرحوم کلینی – ۳۲۹ از دنیا رفته، این کتاب مال ۱۲۰۰ سال پیش است تقریباً) بابی دارد به نام «باب اعتراف به گناه» (گناه پیش خدا) و ندم علیها و پشیمانی بر گناه. لذا خود امام سجاد هم در یکی از دعاهایشان (فکر می‌کنم دعای ۳۲ باشد) آنجا در واقع اسم این دعا «اعتراف» است، بله. اعتراف می‌شود: خدا، آقای ملایی می‌رود در اتاق، در را می‌بندد، خودش با خدای خودش: خدایا تو می‌دانی من اینم. این اشکالی ندارد، خیلی هم خوب است، خیلی هم خدا دوست دارد. و اعتراف به تقصیر، اعتراف به تقصیر یعنی چی؟ یعنی دست خالی بودن که انسان چیزی ندارد: خدای من کاری نکردم. امیرالمؤمنین دارد می‌گوید. این به اصطلاح در سوره توبه آیه ۱۰۲ هم داریم: وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید افرادی هستند که اعتراف می‌کنند به گناهشان و خدای تبارک و تعالی اینها را مورد لطف و عنایت قرار داده. هیچ منعی ندارد. خیلی هم در واقع تأکید شده بر اینکه انسان یک به گناهش اعتراف کند، دو اعتراف به اینکه من عمل چیزی خیلی ندارم، ندارم، دستم خالی است. حالا می‌خواهیم به آن «فضل» برسیم. یک روایت بخوانم داستان‌گونه است، جالب است. یک وقتی آمد در مجلسی که حضرت موسی نشسته بود (پیغمبر خدا)، سلام کرد و عرض ارادت کرد: چه کار دارید؟ نصیحتی؟ کجا به نصیحت می‌خورد آخه؟ ولی خب حالا که تا اینجا آمدی، یک سوال من را جواب بده. جالب است این روایت. بله. حضرت موسی از شیطان (شما که این را می‌دانید، بهترین راه جرم‌شناسی سوال از مجرم است). یعنی شما مثلاً در زندان برویم پیش این سارق، بپرسی شما چه‌جوری دزدی می‌کنید؟ شما چه‌جوری... این الان یک چیزی هست می‌گویند صحنه جرم را بازسازی می‌کنند، خود طرف را می‌آورند. این کار را جناب شیطان (متهم ردیف اول) کیف استوا این سوال است: چگونه بر مردم مسلط می‌شوید؟ چطور می‌شود مردم مثل توپ می‌افتند در دستتان؟ گفت: جناب موسی، سه چیز باعث می‌شود مردم بشوند ابزار دست من. خیلی جالب است: ۱. إِذَا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ – وقتی که به خودش ببالد. اوج بگیردشان بگوید عمل من، نماز من، روزه من... از بین می‌رود. و خدا نکند آقا در علم، در قدرت... بله. خدا رحمت کند علامه محمد تقی جعفری را. من این خاطره را شاید باز هم اینجا گفتم، اشکالی ندارد ولی شاید تکرارش اشکال نداشته باشد. فرمودند: دعوت شدم به سخنرانی در دانشگاه برای اساتید (نمی‌دونم تربیت مدرس بود). در مسیر می‌رفتیم که برویم دانشگاه، در مسیر همان خیابان دانشگاه یک پیرمردی آمد گفت: شیخنا سلام علیکم. سلام علیکم. گفت: یک روضه‌ای داریم، می‌آیی بخوانی؟ گفتم: من روضه‌خوان نیستم که! من استاد دانشگاه، پروفسور جعفری، علامه جعفری هستم. هیچی نگفت. دنبال ما آمد در آن جلسه. می‌گفت: من بنا داشتم در آن جلسه راجع به مفهوم «قدر» صحبت کنم. بله، بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ. اول سوره را بخوانم یادم رفت. أَدْرَاكَ یادم رفت. الله اکبر. پیرمرد از آن پایین... آقای علامه، خدا چه جوری زد در برجک من که ببین من... همین. در نماز جمعه قم، خطیب جمعه (که حالا از بزرگان بودند) یک وقتی ایشان گفتند وَالْعَصْرِ – یک سوره می‌خوانند دیگر – بعدش سوره وَالْعَصْرِ و چند بار وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ یادش نیامد. وقتی انسان به خودش ببالد، عجب است. آقای شما برخورد کردید که پیش آمده زود می‌فهمانند به آدم، زود متوجه می‌شود که در واقع ادعای فضل و علم نداریم. ولی در کار حرفه‌ای‌مان... رسانه من با یک بزرگواری، کارشناسی روحانی معظمی، سه سال هفته‌ای سه روز هر روز یک ساعت مستقیم گفتگو می‌کردیم در یک شبکه‌ای. بعد بعد از سه سال یک روز آمدم گفتم بله همانطور که... حاج آقای حاج آقای برگشتن گفتند مثلاً من فرض بفرمایید که رفیعی هستم، گفتم بله. آنجا گفتم که فکر نکنی حالا مثلاً... بله. این نکته اول. اوج، اوج. شیطان گفت: من مسلط می‌شوم. دو: وَ تَکْثُرُ الْعَمَلَ – عمل خودش را بزرگ ببیند. اگر عمل خودش را بزرگ دید – اینم ما... ما این کار کردیم. ما آیت الله العظمی بروجردی رضوان الله تعالی علیه خیلی کارهای بزرگ انجام داده: مسجد اعظم دارد، کتاب جامع الاحادیث دارد، این همه مجتهد تربیت کرد. در بستر گریه می‌کرد می‌گفت: دستم خالی است. خدا رحمت کند آیت الله العظمی اراکی را، شما دیده بودید ایشان را؟ من پشت سر ایشان زیاد نماز خواندم. بعد از امام می‌دانید دیگر مطرح شد. بله. ایشان در یکی از خاطراتش نقل می‌کند (در نقل می‌کردن حالا داستان تاریخی است) که شخصی بود در بنی اسرائیل، ۴۰ سال در واقع قربانی می‌کرد، در راه فقرا کمک می‌کرد، صدقه می‌داد، چه می‌کرد. یک بار آمد رد بشود از یک جایی، پایش خورد به یک سنگی، درد گرفت شدید. نگاهی کرد گفت: الحمدلله، شاید امروز قسمت ما بود. بعد از دنیا رفت و گفتند خب چه کردی؟ گفت فلان و فلان و فلان. گفتن بشکه این را تعریف کرد، گفتن همین الان باعث نجاتت است. چرا؟ چون این شُکری که بر این عمل کرد... آها، این خیلی مهم است. گاهی امام سجاد سوار مرکب بود، پیاده شد، کلوخی از سر راه مردم برداشت. فرمود: یک وقت می‌بینی همین ما را بهشتی می‌کند. پس سه چیز موجب می‌شود شیطان مسلط بشود: عمل را بزرگ دیدن. و سوم... سوال حضرت موسی علیه‌السلام از شیطان تمام شد. منتها شیطان خودش یک چیزی اضافه کرد. شیطان (خودش خلاصه معلوم می‌شود مشتری نداشته، سرش خلوت بوده) گفت: جناب موسی، سوال تو را جواب دادم. اما سه تا نکته هم به تو می‌گویم. سه جا خیلی مواظب باش. من تو را برحذر می‌دارم از این سه جا: ۱. با نامحرم خلوت نکن. ۲. من دیگه عربی‌اش را نمی‌خوانم: اگر به خدا قولی دادی، با خدا بدقولی نکن. (که خدا در قرآن هم لعنت کرده آنهایی که...) بله بله، یک جای دیگر هم دارد: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ... و نکته سوم اینکه فرمودند: هر وقت می‌خواهی صدقه‌ای بدهی، جای کمک کنی، زود بده. چون من مچ تو را می‌گیرم، نمی‌گذارم. لذا در روایت دارد که وقتی می‌خواهی صدقه بدهی سه تا کار بکن: یکی سرعت، یکی ستر (پوشاندن)، یکی هم در واقع منت نگذاشتن. خب عرض می‌کنم که این تا اینجا که بحث اول ما بود که ما اگر نزد خدای تبارک و تعالی اقرار کنیم به اینکه دستمان خالی است و اقرار کنیم به گناهمان، این یک ارزش است، غرور ما را نگیرد. ما را نگیرد. اما مطلب دوم که اول دعا بود: بِفَضْلِكَ. بینندگان عزیز، فضل را معنا کردند: یعنی لطف، یعنی اضافه. کلمه «فضل» یا دائم الفضل علی البریه. آیات زیادی هم در قرآن دارد که حالا بعضی‌اش را می‌خوانم. خدای تبارک و تعالی دو جور فضل و رحمت دارد: یک فضل و رحمت فراگیر و عام (یا دائم الفضل علی البریه) اما یک فضل و رحمت ویژه دارد. مثل اینکه جناب‌عالی معلمی می‌گوید به تمام دانش‌آموز نفری دو نمره به شما می‌دهم، از دم. این فضل عام است. یک وقتی می‌گویی: اما اگر کسی این کتاب را خلاصه کند بیاورد، ۴ نمره می‌دهم. این ممکن است همه کس انجام ندهد. این مقاله را بنویسد، من این را... به شما عرض کنم. آیات زیادی داریم. من حداقل سه چهار تا را نوشتم که خدا می‌فرماید اگر فضل خدا بر شما نباشد، شما هیچی نیستید. هیچی نیستید. من بخوانم: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا – نگوید خودم مواظبم، خودم نخیر... اگر فضل خدا نباشد هیچ کسی نمی‌تواند خودش را تزکیه کند، یعنی بتونه خودش را اصلاح کند. آیه دیگر: فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ – اگر فضل و عنایت الهی نباشد، شما جزو خاسرین هستید، ضرر می‌کنید. آیه دیگر: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا – اگر فضل خدا نباشد، خیلی از شما دچار در واقع پیروی از شیطان خواهید شد. پس امید به فضل الهی و دنبال کردن فضل الهی. که حالا در دعاها داریم. مثلاً این دعا مال ماه رمضان است: اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ فَضْلِكَ – خدایا درهای فضل را به روی من بگشای. حالا یادی کنیم از خانواده‌های شهدا. بله، عزیزانی که بنده گاهی می‌روم این شب‌ها برای مراسمشان، برنامه‌هایشان. به آنها هم عرض می‌کنم که شما این را بدانید: عزیزی را از دست دادید، اما فضل و لطفی که خدا به شما می‌کند خیلی زیاد است. یکی از آنها این است که خدا می‌فرماید وقتی که کسی شهید می‌شود، من جانشین شهیدم در خانه‌اش، کارهایشان را راه می‌اندازم. خلیفه؟ خیلی مهم است. من جانشین شهیدم. نگو بچه ۲۰ روزه دارد، نگو دختر ۱۰ ساله دارد. آنقدر خدا قشنگ می‌چرخاند که از آنهایی که خودشان بالای سر زن و بچه‌شان هستند بهتر، بهتر اداره می‌شود. نکته بعدی این هست که می‌فرماید: هر کسی شما خانواده شهدا را ناراحت کند، من را ناراحت کرده. یکی برگردد مثلاً بگوید برای چی رفتند؟ چرا فلان کردند؟ نه، من ارضایم فقط ارضای آنهاست و من اسکتم فقط... حالا من از کجا می‌گویم؟ در واقع مطلب را خود خدای تبارک و تعالی در قرآن فرموده: وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا ... وَلاَ تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ... آن وقت آن آیه شریفه که مال شهداست، همین وَلاَ تَحْسَبَنَّ... بله، سوره آل عمران دیگر. آل عمران، ادامه‌اش چیست؟ فرمود... لذا پیغمبر گرامی اسلام به یک آقایی (که مثلاً پدرش شهید شده بود) فرمودند: پدر، جایگاهش این است، جایگاهش این است. از جمله فرمودند: می‌دانی که روز قیامت خدا با شهدا بی‌پرده حرف می‌زند، مستقیم؟ کلم الله اباک مواجهةً – باریک‌لا، بله، مستقیم. مثل با حضرت موسی. البته خدا جسم نیست، ایجاد یک حجاب... بعد این خیلی جالب است. این روایت حتماً الان عزیزانی که باید گیرنده‌ها هستند (هم جنگ ۱۲ روزه، هم جنگ ۴۰ روزه – ما در جنگیم – البته هنوز بعضی عزیزان ما جانشان را فدا می‌کنند، هم جنگ تحمیلی هشت ساله، هم انقلاب، مجموعه شهدا بودند) اینها خوب گوش بدهند. خدا پیغمبر به این شخص فرمود: خدا به شهدا روز قیامت می‌گوید (یا به شهید می‌گوید) سَلْنِي أُعْطِكَ – هرچی می‌خواهی بطلب، من به تو می‌دهم. می‌گوید: خدا هرچی می‌خواهم (البته باید قابل تحقق باشد، ها) می‌گوید: می‌گوید برگردان دنیا را. چی می‌گوید؟ یک بار دیگر شهید شوم! ببینم این مسیر را! عجب! خدا می‌فرماید: من گفتم اما بازگشت به دنیا ممکن نیست. این ممکن نیست. می‌گویند: خدایا پس یک چیز دیگر. خیلی جالب. ما از تو خواهش می‌کنیم، تقاضا می‌کنیم جایگاه ما را به مردم در دنیا نشان بده، به اینها که زنده‌اند. بله، به زنمان، بچه‌مان. پیغمبر فرمود: خدا این آیه را نازل کرد: وَلاَ تَحْسَبَنَّ (خطاب به پیغمبر است) الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ... این نکته‌ای است که در واقع باید به آن توجه شود. لذا ما همه امید داریم به فضل الهی. امید داریم به اینکه فضل الهی شامل بشود. منتها یک نکته دیگر. چقدر فرصت؟ چقدر زمان داریم؟ یک نکته اساسی اینجا وجود دارد. آن کارگره که گفتم: شما به او می‌گویید یک تومن استحقاق دارد، بله، ولی می‌شود فضل. خب همین‌طوری که به او نمی‌دهی، خب نگاه می‌کنی می‌بینی مؤدب است، وقت‌شناس است، احسنتم. می‌بینی که وزیر کار درنمی‌آید یا مثلاً کار تمیز درآورده، می‌بینه که به نماز اول وقت ایستاده. به خانواده‌ات می‌گویی این استحقاقش یک تومنه، باشم بستم. ولی من یک و پونصد به این می‌دهم. این پونصد را می‌دهم به خاطر نظمش، به خاطر وقت‌شناسی‌اش، به خاطر اینکه جناب‌عالی کار را تمیز درآورده. شما صافکار با شما می‌کند، می‌گوید من ماشینت را ۲۰ تومان می‌گیرم بستی. شما هم اما وقتی می‌بینی خیلی قشنگ درآورده، این انعام می‌شود. خدای تبارک و تعالی فضلش همین‌طور است. می‌فرماید: فضل من شامل کسانی می‌شود لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْ فَضْلِهِ. تعبیر شما خیلی قشنگ است. شما مجریان، وارد بعضی... واجب. بنده من کار را تمیز درآوردید، کیف کردم. از این نمازت باریک‌لا. می‌خواستم ۲۰۰ متر به تو بدهم، ولی ۴۰۰ متر به تو می‌دهم. می‌خواستم در ازای این نماز مثلاً فرض کنید فلان چیز را بگویم، اما این چون کار را تمیز دیدم. و لذا داریم که مثلاً بعضی‌ها نماز می‌خواندند، پیغمبر صدایشان می‌زد، فرمود: مَرْحَباً بِكَ لِحُسْنِ ثَنَائِكَ – باریک‌لا، خیلی قشنگ خواندی. این را همینجا عرض می‌کنم که باز واژه شما را تأکید می‌کنم: بینندگان عزیز، جوانان، کار را تمیز دربیاورید. آره، تمیزش کنید. نماز شما ۱۷ رکعت، نماز می‌خواهی بخوانی، کلیش ۱۰ دقیقه. کلنگ که بازی نمی‌کنی که. روایت دارد که مثل مرغی که پرنده‌ای که در واقع دارد... بله، به اصطلاح نوک می‌زند. چه کار می‌خواهی بکنی؟ یک همچین نمازی خوانده بود، یک کسی. خیلی هم امید داشت به فضل خدا. از اینهایی بود که خلاصه بلد بود چه‌جور دعا کند. همچین که سلام داد گفت: اللهم زوجنی من حورالعین یا زوجنی – خدایا به من بده. چون می‌دانست بالاخره حورالعین در جهنم که نیست، در بهشت است. بله، وقتی حورالعین می‌خواهد باید بهشت قبلش رفته باشد. بیجا هم که نیست، لابد خانه دارد آنجا. حورالعین بالاخره بی‌غذا هم که نیست. این زرنگ بود. پیغمبر فرمود: چه مهر کمی و چه ازدواج سنگینی! آها. این نماز، هورعلی از توش در نمی‌آید. این نماز را که... تو که ماشاالله توقعت زیاد است. یک مقداری نماز می‌خوانید تمیز از کار دربیاورید. زیارت امام رضا می‌روید، اصولاً دعا می‌خوانید، آقا... کم... خدا رحمت کند آقای فاطمی... این در واقع موجب می‌شود همانطور که آن کارگر را شما مزد بیشتر می‌دهی، خدا هم فضلش را شامل حال می‌کند. یک بار دیگر تکرار: بحث امروز ما در دو محور بود: محور اول: خیلی خدا دوست دارد آدم اعتراف کند به اینکه دستش خالی است، اعتراف کند به اینکه گناه دارد. آمده خدمت امام کاظم علیه‌السلام (فضل ابن یونس) آقا فرمودند که مرتب بگو: خدایا لاَ تخرجنی من التقصیر. همیشه خودم را مقصر بدونم. اصلاً یک بابی هم دارد در کافی: باب اعتراف به تقصیر. این خیلی خوب است. و نکته دوم: غره به عمل‌مان نشویم، ولو عمل جن و انس باشد. بابا امیرالمومنین با هزار رکعت نماز شبانه‌روز دارد می‌گوید تجردتُ... نه، جهلی... غره نشویم. بگوییم خدایا به فضلت و لطفت. آن وقت آمده بود خدمت امام رضا، گفت: آقا کمکم کن. آقا فرمود: چقدر؟ گفت: به اندازه لطفت. آقا چون لطف ما بی‌حد است. گفت: به اندازه لیاقت؟ ۲۰۰ مثلاً درهم بگیر و بذار. خدایا لیاقت ما شاید کم است، اما لطف تو زیاد است. یا من فضله امین – بله، در دعای جوشن کبیر. نه، آره. فضل تو عام است، فراگیر. یکی از نام‌های هزارگانه‌ای که خدا را می‌خوانیم همین است. بله. یا آن دعا: الهی عاملنا بفضلک – خیلی هم عالی.

ملایی: همچنان که من ذهنم وقتی حاج آقا اسم کافی را می‌برند می‌رود به سراغ ثقة الاسلام کلینی، این روایت که «الکافی کافٍ لشیعتنا». روایت خیلی خوبی است که ما برای چنین شخصیت‌های بزرگی هم گاهی یک ثوابی بفرستیم. یک کار: ثواب تلاوت صفحه‌ای که الان روبروی من باز است و معرفی خواهم کرد را به همین علما و بزرگانمان تقدیم بکنیم. قبلش یک برگشت به دیروز دوباره داشته باشم به دلیل اهمیت مسئله. با اجازه حاج آقای رفیعی عزیز. آن هم اینکه دیروز یک کتابی ما معرفی کردیم در برنامه. حاج آقای رفیعی کتاب «در آغوش نیل» بر اساس فرمایشات امام شهید است و کتابی است که فروردین ۴۰۵ منتشر شد و دیروز در برنامه ما اشاره به آن شد. خواستم بگویم که اگر احیاناً همچنان دنبال این هستید که چه جوری این کتاب تهیه بشود، عبارت «کتاب» را به ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ پیامک بفرمایید. کتاب کتاب جذابی است و خیلی قابل استفاده. صفحه ۱۹۷ قرآن کریم، ادامه سوره مبارکه توبه، آیات ۶۲ تا ۶۸ را تلاوت می‌کنیم. یک صلوات و انشالله امام زمان سلام الله و صلوات علیه که الان در مسجد جمکران در جایگاه عاشقان آن حضرت هستیم، نظر کنند و نوری ببخشند به زندگی همه ما از مسیر تلاوت این صفحه و صلواتی که همه با هم تقدیم محضر امام زمان علیه‌السلام خواهیم کرد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه197 قران کریم

ملایی: خدا را شکر، اینجا بین ما از تو نشان پیداست. کمی از خانه ما جمکران پیداست. خوش به حال اهل قم، خوش به حال اهل جمکران، خوش به حال اهل ایران که جایی نورانی و مقدس مثل این مسجد گرامی را داریم و می‌توانیم هر موقع که دلتنگی وجود نازنین امام زمان علیه‌السلام می‌شویم و دسترسی به مسجد سهله نداریم و به محضر آقا لیاقت ورود شاید پیدا نمی‌کنیم، می‌آییم لااقل اینجا می‌گوییم می‌رویم هم‌نفس نمازگزاران مسجد جمکران می‌شویم، یک نگاهی به گنبد پیروزی آقا می‌کنیم، یک پناهی می‌بریم و التجایی می‌بریم و التماس می‌کنیم و انشالله امام زمان سلام الله علیه هم به ما نظر لطف و عنایت دارند. دوستان خوب، همراهان گرامی، یک بار دیگر یادآوری بکنم که من و شما الان در بزنگاه حضور در میدان جنگ، لازم است که رویکردمان نسبت به مصرف، رویکرد دقیق‌تری باشد. و این به این معنا نیست که آقا حالا یک چیزی کم آمده، اینها دارند، نه. اصلاً بحث این نیست. همان‌جوری که مثلاً سخنگوی محترم دولت جمهوری اسلامی، رئیس محترم دولت جمهوری اسلامی ایران و بقیه می‌گویند: آقا ما ذخایرمون ذخایر معتنابه و قابل اعتنا و اعتماد است. همان‌جوری که دوستان با توجه به اشرافشان به مسائل می‌گویند: آقا مردم ما هستیم، وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم. شما هم دم شما گرم، کمک کنید. این را جدی بگیریم. حاج آقای رفیعی را می‌بینید چند لحظه پیش که اینجا هستند، همچنان در خدمت. من جمع‌بندی می‌کنم عرایضم را. نکته اول: (البته با روایت جدیدی) بله، این شد که ما حق نداریم خودافشایی داشته باشیم پیش مردم، خودظهاری راجع به گناه داشته باشیم. لا تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ – پرده‌ها را کنار نزنید. این نکته اول. یک روایت تازه بود بله. روایت تازه: امام جواد علیه‌السلام از قول جدشان امیرالمؤمنین علیه‌السلام به عبدالعظیم حسنی (حضرت عبدالعظیم حسنی که در شهرری است) فرمودند: اگر پرده‌ها کنار برود، کسی دیگر بدن کسی را دفن نمی‌کند. لَوْ تَكَاشَفْتُمْ مَا تَدَافَنْتُمْ – همان بهتر که خبر نداریم. خدا ستار العیوب است، به ما هم دستور داده به کشف عیوب دیگران نپردازید. خودافشایی و خودظهاری گناه ممنوع است. بدتر از آن کسانی که می‌روند تجسس می‌کنند در زندگی مردم و یک خطایی را برجسته می‌کنند: آقا همسر فلانی کجا خرید کرد، دختر فلانی از کجا چه جنسی وارد کرد، عرض می‌کنم فلانی کدام مجلس شرکت کرد. اینها کار درستی نیست و ممنوع است. این نکته اول. نکته دوم اینکه ما باید نسبت به گناهانمان پیش خدا اقرار داشته باشیم، نه اصرار. روایت بخوانم (باز جدید): وَاللَّهِ قسم جلال است. بله، امام صادق فرمودند: مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرَارٍ – هیچ بنده‌ای توبه‌اش قبول نمی‌شود و از گناه پاک نمی‌شود با اصرار، یعنی با پررویی (بازم انجام می‌دهم، باز تکرار می‌کنم). اما وَ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِالْإِقْرَارِ – بنده مطمئناً از گناه پاک می‌شود با اقرار. دو تا واژه جدید: اصرار بر گناه، اقرار بر گناه پیش خدا. اصرار گناه را تثبیت می‌کند، اقرار پیش خدا (بله، اقرار پیش خدا) گناه را پاک می‌کند. من فرصت تمام شد. امام صادق فرمود: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ لَا يَقُومُ مِنْ مَجْلِسٍ (این هم خوب است برایمان رویه بشود) پیامبر از هر مجلسی که بلند می‌شد (و لو کوتاه بود) حتی يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ خَمْساً وَ عِشْرِينَ مَرَّةً – ۲۵ مرتبه فرمود: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ. تازه مجلس پیغمبر کسی جرأت نمی‌کرد غیبت کند، کسی جرأت نمی‌کرد فحش بدهد، کسی جرأت نمی‌کرد تهمت بزند. ممکن بود یک کسی با یکی دعوایی دارد، یک حرفی بزند به گوش پیغمبر بخورد. خیلی روایت عجیبی است. بله، رسول خدا از هر مجلسی که بلند می‌شد ۲۵ مرتبه استغفار می‌کرد. این معروف می‌شود که به اصطلاح دیگر تکلیف ما که معلوم است. تکلیف ما که معلوم. انشالله احتیاط کنیم. و آخرین مطلب اینکه ما به فضل خدا همواره امیدوار باشیم و از خدا هم بخواهیم روز قیامت با فضلش و عنایتش به ما نگاه کند. که جلسه شما را با نام اباعبدالله در این مسجد جمکران به پایان ببرم که فرمود: بهشت بابی دارد به نام «باب الحسین». کسانی از این در وارد می‌شوند که انشالله مورد عنایت اباعبدالله علیه‌السلام قرار بگیرند. امیدمان به همین است.

ملایی: همین نام اباعبدالله علیه‌السلام. حاج آقا، تا تصویر جمکران رفقا می‌بینند، دلها توجه دارد. دو سه تا دعا کنید انشالله به حق امام زمان مستجاب باشد. به آمین مردم.

حجت الاسلام رفیعی: اللهم صل علی محمد و آل محمد... در ظهور آقایمان تعجیل بفرما الهی آمین. دعای امام زمان را شامل حال ما بگردان الهی آمین. آبروی ما را به آبروی امام زمان خدایا حفظ کن الهی آمین. خدایا مملکت امام زمان را در پناه امام زمان و بلاد اسلامی را از شر این دشمنان خائن، کودک‌کش، آدم‌کش و واقعاً بی‌پروا، خدایا خودت کشور ما را حفظ کن. رهبر عزیز ما را سلامت و طول عمر عنایت بفرما. خدایا کشور ما را در اوج و در قله اقتدار از همه لحاظ‌ها قرار بده الهی آمین. خیلی ممنونم. خدایا حاج آقای رفیعی و امثال حاج آقای رفیعی (کارشناس‌های خوبمان) را برای ما حفظ کن و توفیق بودن در محضرشان را از ما نگیر. و انشاالله اگر خدا بخواهد شرایط فراهم بشود، سعیمان بر این است که فردا (روز زیارتی، روز مخصوص زیارت امام رضا علیه‌السلام و به روایت شهادت حضرت) از مشهد رضوی برنامه را تقدیم شما بکنیم. اگر شد که خب خوشحال خواهیم بود و خدا را شاکر. اگر هم نشد، هر جا که روزی‌مان بود محضر شما خوبان سلام خواهیم کرد. الان هم به اتفاق دست به انفجار ببریم به دامان مادر سادات، مادر امام زمان حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها و بر او صلواتی بفرستیم. خداحافظ.