نترسیدهایم از زمستان، بهارا بیا. گل بنه یک به یک شاخهها را. خانمها آقایان سلام وقتتون بخیر. سلام میکنم به ملت غیور، ملت مقاوم، ملت همچو سرو ایران اسلامی. امیدوارم که این پرچم هماره و همیشه در اهتزاز باشد و امیدوارم این پرچم را با همین صلابت، با همین استقامت به عصر تماشایی ظهور برسانیم انشاالله. خوشحالیم که در کنار همیم. به روح بلند همه شهدای عزیزمان سلام و درود میفرستم، به روح بلند امام شهیدمان، فرماندهان رشیدمان و سلام میکنم به رزمندگان عزیزمان و سلام میکنم به خانوادههای معزز و مکرمشان که در این روزها و شبها با استقامتشان یک صحنه تماشایی را خلق کردند. و همینطور مردم عزیزمان در خیابانها و میادین. با احترام خدمت شما هستیم و خدمت حاج آقای نظافت عزیز و نازنین. آقا سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام نظافت: سلام علیکم. سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم عجل لولیک الفرج و النصره و العافیه. در خدمت هستیم. حالتان چطور است؟
شریعتی: الحمدالله، الحمدالله. سلامت باشید. خوشحالیم که خدمت شما هستیم. رنگ و بوی مشهد و حال و هوای مشهد در ذهن همه ما تداعی میشود. سلام میکنیم در این چهارشنبه که مزین به نام حضرت علی بن موسی الرضا است، محضر حضرت و امیدوارم نگاه پرمهر شامل حال این ملت بشود. و امیدوارم ایران عزیزمان که ایران امام رضاست روز به روز قلههای پیشرفت و ترقی را طی بکند و انشالله با نصرت و پیروزی جبهه حق همهمان حال دلمان خوب بشود انشاالله. یکی از ویژگیهای جنگ تحمیلی سوم و البته جنگ تحمیلی دوم (یا همان جنگ ۱۲ روزه) استقامت مردم ایران بود به سربلندی سرو و به استواری کوه. و این یکی از شاخصههای مردم ایران است که اساساً در محاسبات و معادلات دشمن لحاظ نمیشود. از نگاه قرآن، از نگاه امیرالمومنین در نهجالبلاغه، از نگاه مکتب اهل بیت علیهم صلوات الله راجع به استقامت بشنویم، مقاومتر بشویم و تنه درخت مقاومت انشالله قطورتر و تناورتر. بسم الله الرحمن الرحیم.
حجت الاسلام نظافت: در ایام جنگ حتی پس از جنگ ما اهمیت صبر و استقامت را بیشتر فهمیدیم. یعنی صبر فقط مربوط به ایام جنگ نیست، پس از جنگ هم هست، چون جنگ و کلاً همه عرصههای زندگی صبر نیاز دارد و استقامت نیاز دارد و از مهمترین عوامل پیروزی انسان در همه عرصهها است. و گفتن از خدا بخواهید – این دعا را بینندگان عزیز میتوانند این جمله را حفظ کنند برای دعایشان – اللهم جمیلاً و فرجاً قریباً (یک فراز از ابوحمزه ثمالی است) خدایا گشایش نزدیک، یا این آیه قرآن کریم: رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا همه حساب شده است. یعنی صبر که بدهد، ثبات قدم میآید. ثبات قدم که میآید، بالاخره بر دشمن پیروز میشوی. در نهجالبلاغه داریم حضرت فرمود: نسبت صبر با ایمان، نسبت سر با بدن است. اینقدر صبر اهمیت دارد. شما میتوانید بدنی بدون دست تصور کنید، بدون چشم، بدون گوش، بدون زبان میشود تصور کرد، ولی بدن بدون سر نمیشود. ایمان بدون صبر نمیشود برای همه عرصهها. حالا حقیقت صبر – قبلاً هم عرض کردم – شجاعت است. این تعبیر امیرالمومنین خیلی زیباست، خیلی هوشمندانه است. دو کلمه اما دنیا معنا دارد: شجاعت، صبر. شجاعت است. یعنی در میدان بایستیم، هدف را فراموش نکنیم. به معنای دیگر، صبر انفعال نیست، بلکه حضور جدیت کنید، بر هدف وارد میشوی. در باز میشود. تو بکوب در را، بالاخره در باز میشود. ناامید نشو. صبر یعنی ناامید نشو، یعنی هدف را فراموش نکن. حتی ممکن است گاهی مانع پیش بیاید. باز صبر یعنی مانع را دور بزن، نه اینکه سرت را بکوبی به دیوار، نتوانی، یا بنشینی زانوی غم بغل کنی. هیچ کدام. بله، یعنی عقلت را هم به کار بگیر، هدف را فراموش نکن. گاهی باید مانع را دور زد. امیرالمومنین سلام الله علیه شجا... نه زانوی غم به بغل گرفت، مانع را دور زد. بعد از ۲۵ سال نشستند در خانه حضرت و برگشت سر جای خودش. یعنی آن صبر حضرت راهبرد بوده برای عبور از آن دوران، راهبرد انفعال نیست، تابزدگی هم نیست، هدففراموش کردن نیست. به اقتضاست: گاهی مستقیم با هدف درگیر میشوی، گاهی هدف را دور میزنی. چقدر دوست دارم که ما این ایام جنگ و پس از جنگ را وسیله رشد معرفت قرار بدهیم، یعنی هی جوانب قضایا را بهتر بفهمیم. ما الحمدالله به یک بلوغ رسیدیم، هنوز از نظر معرفتی این ایام جنگ... به طلبههایمان گفتیم که خب فیتیله درس رسمی را بیاوریم پایین. درس رسمی هم باشد برای اینکه ممکن است جنگ دو سال طول بکشد، ولی فیتیله میآوریم پایین. وقتی که قبلاً یک کسره درس میخواندیم دو قسمت: حضور در خیابان، سر پست خودت باش. طلبه در کار خودت. پرچم تکان دادن دیگران؟ مردم در پشتیبانی تبیینی، معرفتی. بعد در مدرسه آیات جهاد را گفتیم مرور کنیم، موانع جهاد را مرور کنیم، دعای حضرت سجاد برای مرزداران در صحیفه سجادیه مرور کنیم، نهجالبلاغه را از این برش، از این زاویه نگاه کنیم، سوره فتح را سوره... و من احساس میکنم که بخشی از افراد (حتی تریبوندارها) جوانب قضیه از نظر معرفتی دستشان نیست. یعنی یک جنبه میبینند، همه جنبهها را نمیبینند. حالا مصداقی عرض خواهم کرد. خب، برگردیم. صبر کانال اعانه پروردگار است. یعنی شما میگویی إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، خدا فرمود: من کمکت میکنم از طریق صبر. بروید کمک بگیرید از صبر و از نماز. همچنان که نماز کانال اعانه پروردگار است، مجرای اعانه پروردگار است، صبر هم در کنار نماز مجرای اعانه است. از چیزهایی که کمک میکند به ثبات، توجه به اینکه داریم از آزمایش میشویم در سختیها. و اگر میخواهیم کلاس بالاتر برویم، رشد بکنیم، باید صبوری بکنیم. و آزمایش با رفاه نیست، گاهی با سختی است. وقتش ایام جنگ است دیگر. کم در زندگی خوف پیش میآید، خوفهای اقتصادی پیش میآید. اما خوفی که جنبه نظامی و جانی داشته باشد، بترسید؟ بله، بله، فرمود: آزمایش گرسنگی و... و نقش و ثمرات. حالا چه جوری انسان صبر پیدا میکند؟ توجه کند به دو جنبه: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. برمیگردیم. اینجا اگر قرار بود هزار سال بمانیم، سخت میشد. اگر قرار بود تا ابد بمانیم، سخت میشد. این به انسان صبر میدهد. بعد فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا – سختیها آبستن یسر است، در دلش است، در کنارش است. خدا رحمت کند آقای صفایی را که شما خیلی خاطرات مشترکی با ایشان دارید. ایشون وجود مبارکی بود. یعنی وقتی بزرگ شدیم دیگر، سختی وقتی شرح صدر میدهد، بارهای سنگین گویا دیگر بار نیست. نه اینکه بار را برداشتند. تکالیف از پیامبر اعظم که برداشت نشد. تا آخرین نفس تکالیف بود. شرح صدر که میآید، بارها سبک میشود. مثل اینکه انسان فرض بفرمایید این میز را بردارد، سخت است. ولی بزرگ که شدی، راحت انگشتش را تکان میدهد. صبر جمیل یعنی چی؟ صبر جمیل ویژگیهایی دارد. یک: صبر همراه با امید و تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَرْجُونَ. این صبر زیبا میآورد. دیگر توش غر زدن نیست، نق زدن نیست. صبر همراه با رضایت به قضا و قدر الهی. رهبر شهید یکی از ویژگیهایشان صبوری بود. بیشترین غم و بیشترین غصه و بیشترین سختیها را داشت، صبرش جمیل بود. یعنی ما غمها را به مردم نمیگفت. ایشان بیشتر امید میدادند به مردم. غصههایشان در نماز، در توسل به امام زمان اینجوری بود، فی قلبه عمدتاً اینجوری بود. یعنی اطلاعاتی رهبر شهید داشت که اگر ما میداشتیم سرکوب میکردیم، واقعاً. یعنی کشور گاهی به مو میرسید از جهات مختلف، ملت تکان بخورد. این امید به پروردگار، معنویت، اطمینان به قضا و قدر الهی، خوشبینی به خدا، راضی بودن به قضا و قدر الهی، این صبر را زیبا میکند که در زیارت امیرالمومنین: اللهم اجعل نفسی مطمئنة. یکی از ویژگیهای صبر جمیل آبروداری کردن است. شما الان میبینید مثلاً بیبیسی میآید مصاحبه میکند، جواب دندانشکن میدهند ولی در خودشان غر میزنند. آیا خانواده مشکل دارند؟ حتی زن و شوهر با هم دعوا دارند. پای بیگانه که پیش میآید، همین خانم از شوهرش دفاع میکند. حفظ اسرار، آبروداری کردن. این صبر زیباست. چقدر خوب که بعد بدون شکایت... فرمود حکمت امیرالمومنین از یکی از دوستانش با عظمت یاد کردند: او اهل شکایت از درد نبود مگر جایی که خوب میشد. حالا خوب میشد دو تا معنا دارد: رفتیم پیش پزشک، امید خوب شدن داریم، خب باید در دلمان به او بگوییم، یا رفتیم پیش مشاور، یا بعد از خوب شدن. الحمدالله ما یک عمل هم انجام دادیم، کی نمیگوید به مردم؟ آها، بعد از اینکه خوب شد حالا تعریف میکند. دو تا معنا میتواند داشته باشد: یکی اینکه در آستانه خوب شدن، دکتر برای خوب شدن میگوید، بله. یا به دکتر میگوییم، یا به مشاور میگوییم. از آنها که نباید پنهان کنیم. یا از این منظر که بعد از اینکه خوب شد، شده همراه با درد دل کردن به خدا. صبر جمیل این است که به خدا غصههایت را بگویی. نباید به خدا نگی اصلاً. یکی از بهانههای حرف زدن با خدا غصههاست، دردهاست. باید بگوییم: خدا من این مشکلات را دارم. که اصلاً جای دیگری نداریم. و به اهل بیت سلام الله علیه که ملجأ ما هستند. آفرین که فرمود: ملجأ الحائرین هستند. اینها باید درد دل کنیم. در نهجالبلاغه فرمود: شکایت به خدا ... که میدانی پیش آنها خوار نمیشوی، بلکه بیشتر انگیزه پیدا میکنند. اینجوری نیستند که در چشم آنها خار بشوی. یک روزی هم که اختلاف پیدا کنی، همین غصه را، همین نقطه ضعف را به وسیله سوء استفاده قرار نده. نباید گفت. ولی به مومنین تراز عالی، عالی، عالی صوت... از یک عالم ربانی که حالا من نمیشناسمشان در فضای مجازی سالها قبل من دیدم منتشر شده: به هر کسی نگویید، بروید به امام زمانتان بگویید، باشه درد دل کنید. که این درد دل خودش یک فتح بابی است دیگر. ما کسی که مشکلش را... مشکلش را برمیدارد؟ راضی شده در چشم دیگران ذلیل باشد؟ خودم دوست ندارم. بعضی از آدمها کلاسشان بالای پدر تنی ما نیستند، ولی حس پدری دارند و وقتی مشکل تو را بفهمند، خوار نمیشوی، بلکه انگیزه پیدا میکنند که یک کاری برایت انجام بدهند. و قسمت آخرش این است که صبر جمیل را که شکر همراه با حمد... شاکرین، فراز پایانی زیارت: خوشبینی به خدای متعال میخواهد که من با این سختیها دارم ساخته میشوم، خدا داره منو آماده میکند. یک جاهایی تراش میخوری، حتی اگر درد داشته باشد، ولی شخصیت شکل میگیرد، رشد میکنی، آماده مسئولیتهای بزرگتر میشوی. پیامبر یتیم بود چون قرار بود مسئولیت داشته باشد. فکر میکردیم که اگر ما جای الایاذ بالله – بلا تشبیه، بلا تشبیه – جای امیرالمومنین بودیم، جای حضرت صدیقه بودیم، جای زینب کبری بودیم، جای سیدالشهدا بودیم با تمام بلاهایی که تحمل کردند، خدایا با من هم عجیب است. بهترینم؟ فاصله زیاد داریم، خیلی فاصله، یعنی کهکشانها. و این اتفاقات اگر خدا کمک کند صبوری کنیم، فاصلهها را کم میکند، میتواند آدم نزدیک بشود. بعد فرمود: و فرجاً قریباً. خدایا صبر زیبا و فرج و گشایش نزدیک. که این صبر جمیل مقدمه آن است. یعنی صبر مقدمه فرج و گشایش. حالا مانع صبر چیست؟ هیجانی تصمیم گرفتن، عصبانی شدن، بیعقلی، به عواقب توجه نکردن. اینها میشود مانع صبر. یعنی توجه نداشتن که امور عالم تدریجی است. گفتند اسرائیل محو میشود، نگفتند الان. دقت میکنید چرا نشد؟ به یک جاهایی کم توقع میرود بالا. بیجهت... دنیا دنیای تدریج است. همه چیز همینجوری است. یک وقت ما برای یکی از فرزندانمان (نوزاد بود) رفته بودیم پزشک کودکان، به ما چیزی میداد، آرامش: خوب، کاری ندارد. دیگر دید که مثلاً ما اصرار میکنیم، گفت: با حاج آقا دست و پای این بچه را بگیریم، رشد دارد. بله، تربیت هم همینجوری است. بچه نماز نمیخواند، چرا نماز اول وقت؟ یکی از جاهای صبر اینجاست. از موارد رشد یک ملت هم همینجوری است. بلوغ جریان حق هم اینجوری است قدم به قدم. اگر عجله بکنیم از جاهایی که گفتند شیطان همین است. تازه مزدوجین خیلی برایشان مهم است این مسئله صبر. یعنی واقعاً بسیاری از موارد، این ناهماهنگیها به مرور حل میشود. یعنی گاهی میبینید که شوهر ناجور است، خانم ناجور است، نمیخورند به هم. اکثر موارد صبر سبب شده که با هم هماهنگ شدند، کم کم پذیرفتند. یا مشکلات اقتصادی اول زندگی است دیگر. صبوری کرد. نباید با هیجان برخورد کرد. مشکلات ارتباطی، مشکلات مالی، همه همینجوری است. راه تصورمان داشته باش. اولیای خدا صبرشان عاشقانه است. صبر ما چون معرفتمان به آن اندازه نیست، عاشقانه نیست، تلخیهایی دارد. و لذا امام صادق علیهالسلام فرمودند: شیعیان ما از این جهت بر ما فضیلت دارند. فرمود: ما صبر میکنیم، اشراف داریم، ایمان بالایی داریم. آنها اینقدر معرفت ندارند ولی صبر میکنند. از این جهت قدر ما را دانستند؟ خبر نداریم و صبر میکنیم. خب بعد که ما به اندازه اهل بیت اشراف نداریم و صبر میکنیم. اگر نمیتوانیم این صبر را بکنیم، تصور داشته باشیم، یعنی خودمان را به صبر بزنیم. مثل دندانپزشکی است دیگر. ما نمیبینیم دارد چه کار میکند، اعصاب آدم خورد میشود. ولی باز کردی، سقف داری نگاه میکنی، ولی اطمینان به این پزشک و تحمل میکنیم درد را. یک دوست دندانپزشک داشتم، خدا رحمتش کند (خدا رحمتش کند، اتفاقاً ما بودند). ایشان وقتی میرفتم پیشش، تازه با ما بحث سیاسی میکرد که جواب بدهیم یک طرفه. گفتم خب چیزی الان جوابت را بدهم مشکل دو برابر میکرد. ولی خوب میدانستیم انسان شریفی است، دوست دارد ما را تحمل بکنیم. یکی از راههای صبر ورود در معرکه است، آنجایی که عقل میگوید و کشیدن مزه موفقیت است. ما این موشکهایی که زدیم، انگار گویا در هر موجی صبر بیشتر میشد. عجب، دشمن ریخت میشود. شد. یکیش این است که ورود کند انسان. رانندگی اینجوری است، مجریگری اینجوری است، نمیدانم اولین عمل جراحی اینجوری است، اولین سخنرانی اینجوری است، هرچی شما بگویید، هر کاری که. آره، یعنی از آن جاهایی که باید دل به دریا زد. آفرین. منتها با یک آموزشی، با یک عقلانیتی، با یک مشاورهای. بعد اگر عقلا میگویند بپر، بپر دیگر. فرمود: سختی پرهیز کردن، ترسی که تو داری میروی داخلش میبینی آنقدر سخت نیست. و اگر صبر نکنیم چه کنیم؟ نقطه مقابل صبر، جزع است. جزع که مشکل حل نمیکند. در نهجالبلاغه فرمود: جزع از یاران زمانه است. یعنی مشکلات را برابر میکند. بیتابی کردن، غر زدن، نق زدن، فایدهای ندارد. و لذا کم ظرفیتها... خدا وقتی میخواهد سرزنش کند انسان کم ظرفیت را، میفرماید: خُلِقَ الْإِنْسَانُ... دو تا علامت برای این حلّو بودن و کم ظرفیت بودن میگوید: سختیها زیاد غر میزند، بیتابی میکند. وقتی وضعش خوب میشود، من میکند. کودکان: وقتی نداره، با مشکل جزئی گریه میکند. وقتی بهش رفاه میرسد: مال خودم است، من میکند. مانع صبر و استقامت چیست؟ یکیش ترس. ترس، ترس. باید بر ترس غلبه کرد. از چی میترسیم؟ حالا یکیش همین از عواقب کار، از عدم موفقیت، از اینکه دشمن ممکن است غلبه بکند، از نکند، نکندها. آفرین. باید شجاعت عاقلانه را ترویج کرد. حالا راههایش را عرض میکنم: چه کار کنیم یک ملت شجاع داشته باشیم؟ چه کار کنیم بر ترسها در ابعاد مختلف غلبه کنیم؟ در مورد جنگ نظامی، یکی از راههایش این رجز خواندن است. این مداحهای عزیز، این رجزها، این اشعار اثر دارد. به تنهایی کفایت نمیکند، سهمی دارد. شجاعت اولیای خدا را نشان دادن، شجاعت امیرالمومنین سلام الله علیه. ببینید افتخار به چنین علی باید کرد. سلام الله علیه فرمود: اگر دشمن را من ببینم، من یک نفرم، نیرو ندارم و آنها زمین را پر کرده باشند، باکی ندارم، وحشتی ندارم. این سریال تازگی خودش را دارد. منتظر سلمان هم هستیم انشالله بیاید. آن صحنه آخر مختار تنها را که نشان میدهد خوب تصویر کشیده. حالا اگر مختار این شکوه و این عظمت را در برابر این جمعیتی که محاسبه میکنند دارد، امام حسین چگونه است؟ و اینکه حاج قاسم گفت ما ملت امام حسینیم همین است. اینکه بچههای هوافضای ما، پدافند ما بدون وحشت چون در این روضهها بزرگ شده است. حاج قاسمی که کتاب خودنوشت ایشان عنوانش این است: «چیزی با این»... یعنی مادر ایشان شیر میداد و گریه میکرد در این فضا. آن روایتی که قصهای که من از حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی شنیدم که به امیرالمومنین عرض شد: آقا شما فرمانده کل قوایید، این مرکب مناسب شما نیست. و ایشان آنجا فرمودند که: من نه کسی را که از صحنه فرار کند دنبال میکنم و نه از صحنه جنگ فرار میکنم که بخواهم. الله اکبر، چقدر شجاعت. الحمدالله در این جنگ مسئولان ما نشان دادند شجاعت را. همهشان. برخیشان با زن و بچه به شهادت رسیدند، بله بله، و بقیه همهها. یعنی دولتمردان، سیاسیون، نظامیها. خیلی جالب است که سالهای قبل در راستای همین بمباران رسانهای، مردم ایران در جنگ رسانه، جنگ روایتها اینجوری القا میشد که اگر یک روزی جنگ شد، این مسئولین شما دست زن و بچهشان را میگیرند با کیفهای پر از دلار از کشور میروند. یک نفر نرفت. یک نفر نرفت. و جالب است: مردم شجاع، رهبر شجاع، فرماندهان شجاع، مسئولان شجاع. و جالب این است که مردم عادی معمولاً میگذارند میروند. ما کسانی که از جمهوری اسلامی قهر کرده بودند در جنگ برگشتند. این شگفتانگیز است. امیدوارم که قدر اینها را اولاً بدانیم و بعد هم نگذاریم باز دلخوریها تکرار شود. من خواهش میکنم یک فکری بکنیم برای استمرار این انسجام بعد از جنگ و حفظ این اتحاد مقدس. چون این کسی که رفته، از یک ناراحتی رفته، از یک بیعدالتی رفته. حالا برگشته. جنگ که بخوابد، دوباره همان بحث شروع نشود، دوباره همان ناراحتیها شروع نشود. و بعد فکر کرد، تدبیر کرد. تدبیر میخواهد. تدبیرش به نظر من این است که تاکید بر مشترکات، تاکید بر این وطن یکپارچه، تاکید بر این ارزشهای مشترک. در اختلافات تدبیر کنیم: گفتگو. امام رضا علیهالسلام امام گفتگوست. الگوی گفتگو با مخالفان، با مسیحیها، با یهودیها، با ساعدیها چقدر زیبا. ما چرا این کار را نکنیم؟ طرف میگوید آقا من ائمه را قبول دارم، من آمادگی حجاب ندارم. خب این امام صادق فرمود مدارا کنید. امام صادق علیهالسلام فرمودند: ایمان ۱۰ درجه است، بعضی درجه پاییناند، بعضی درجهشان بالاتر، بعضیها بالاتر بالاتر. فرمود: آن که در کلاس بالاتره به کسی که کلاس پایینتر است – تو چیزی نیستی ساقطش کنه، بگه تو به درد نمیخوری – فرمود: میشکند، دل شکسته میشود، زده میشود، قهر میکند، میرود. نه، جبر... اگر کسی دل شکسته کردی تو باید جبران کنی روز قیامت، ضامنی؟ راه حل چیست؟ کار تبلیغاتی کن، بیاورش بالا، با نرمی صحبت کن، فواید حجاب را بگو، ایجاد اطمینان به خدای متعال کن، اثبات اینکه این حکم خداست. چرا میترسی از حجاب؟ از سرزنش دیگران میترسی؟ سرزنش اثری ندارد. مشکلش چیست؟ چقدر لطیف فرمود: رفق، با نرمی او را بیاور بالا. یعنی بخشی از اختلافات ما سر همین بود دیگر. حجاب را دستاویز کردند که اغتشاشات درست کردند، شکافهای بین مردم فاصله افتاد، چند دستگی. ولی در اغتشاشات دی سال گذشته یک کلمه دشمن از حجاب نگفت. چرا؟ چون خلع سلاح شد. دشمن سوخت، سوخت. نگذاریم دوباره زنده بشود. متدینین را توضیح بدهیم در این مورد. همان نسخه صبر به نظر من خیلی کارساز است. واقعاً نیاز داریم به گفتگو. نیاز داریم، چون بیصبری در این جهت هم عواقب بدی دارد. بیصبری در این جهت هم عواقب دارد. بازنگری کنیم در معنای امر به معروف. شاید ما داریم برداشت اشتباهی داریم در روش اجرا. معروفهای کلیدی را رها میکنیم به معروفهای خرد میرسیم. معروف کلیدی چیست؟ شما امکان ندارد ایمان را و ترس از خدا را و ترس از معاد را و باور به خدا را تقویت بکنید و خود به خود مسئله نماز... یعنی ریشه را باید درست کرد. آن میشود امر به معروف. امر به معروف برای مسائل خرد در مدرسه علمیه است، در بسیج است، در مسجد است. چرا؟ چون مبانی. در مسجد هم باز همه نمیشود نه، کسی که معلوم نیست الان مبنایش چیست، هدفش چیست، مسیحی است، یهودی است. عبرت باید بگیریم. بله، در جهات مختلف ما ضربه خوردیم از عدم انسجام. بعد هم جملات رهبر شهید را که مربوط به سال مثلاً ۶۰، سال ۷۰ است با الان مقایسه نکنید. بعضیها اینجوری آن را به عنوان منبع معرفی میکنند. کی گفته؟ راجع بهش صحبت از امام معصوم که رهبر شهید بالاتر از آنها نیستند. ائمه در هر زمانی یک کاری انجام دادند. یعنی امیرالمومنین بعد از رحلت پیامبر یک جور است، دو ماه بعد یک جور است. دقت میکنید؟ بعد عرض شود خدمت شما که وقتی قدرت به دستش میآید یک جور است. بعد وسط جنگ صفین به اقتضا میگوید: باشه مذاکره. بعد پافشاری میکند مذاکره کنند، خوب است. بعد باز دوباره میگوید: باشه عیب ندارد، تحمیل دارند میکنند. یعنی متناسب با زمان تغییر موضع میدهند. پس آن جمله حضرت امام، آن جمله اینها نمیشود همه را گذاشت کنار هم برای الان. من به یک عزیزی گفتم: آقا اینجوری که تو داری میگویی، پس ما رهبر جدید نیاز نداشتیم، دیگر همانها بودند. بله، پس امام جدید نیاز نداریم. اینکه ما امام جدید نیاز داریم، رهبر جدید نیاز داریم، یعنی باید رهبر جدید تصمیم بگیرد. منتها رهبر جدید به آن مبانی آشناست، میداند کدام جمله رهبر شهید به درد الان میخورد، به درد دو ماه دیگر میخورد. میداند دیگر. و این پویایی مکتب ماست. آفرین، جز امتیازات. و لذا میگویند از مجتهد زنده باید تقلید کنید. حتی اگر میخواهی بر مرجع قبلی باقی بمانی، مجتهد زنده باید اجازه بدهد. این مکتب سرفراز شیعه زنده بودنش به همین است. خدا به درجات رهبر شهید بیفزاید. تقریباً سه سال پیش رفتیم خدمتشان، روز ملی عفاف و حجاب بود، جمعی از مشهد و از قم. شما میدانید حضرت آقا رهبر شهید در مورد عفاف و حجاب یک کلمه نگفتند تا دلتان بخواهد، در مورد تبلیغ و تبیین و اقناع فرمودند: گرههای ذهنی را باز کنید. به هر حال عرضم این است که این شجاعت کشیده شد. بحث ما به اینجا داشتیم، این را میگفتیم: شجاعت. مثال زدن مردم: هم مردم و هم کسانی که رفته بودند و برگشتند، تنها نگذاشتهاند. امیرالمومنین یکی از ریشههای شجاعتشان را اعتقاد به راه صحیح میداند. فرمود: نسبت به ضلالت دشمن و نسبت به هدایتی که من بر آن هستم بصیرت دارم و یقین... وقتی امام حسین علیهالسلام خبر از شهادت به حضرت علی اکبر داد، بدون وحشت یک سوال کرد: گفت: أَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ؟ مگر ما بر حق نیستیم؟ چرا گفت؟ ببینید یکی از راههای شجاعت این است که اعتقادمان قوی باشد، بدانیم این راه درست است. این اعتقادات خیلی کمک میکند. اعتقاد به ضلالت دشمن، اعتقاد به هدایت خود به انسان شجاعت میدهد. چرا؟ چون میگوید کشته بشوم شهیدم، هدر نرفتم. پس نترسانیم و بترسانیم. نترسیم، نترسانیم و بترسانیم. دشمن را باید جسارت تولید کرد، جرئت تولید کرد. کما اینکه کار رهبر شهید این بود. خودش نمیترسید، حاج قاسم هم خودش نمیترسید و به دیگران روحیه میداد. دشمن هم همین شگرد را استفاده میکند در طول تاریخ و الان. میترسانند بیشتر از آنچه که قدرت داشته باشند. میترسانند. ترساندن یعنی شکست دادن طرف مقابل با هزینه کم، جنگ روانی. یکی از راههای جنگ روانی ترساندن است. در یکی از نامهها، تهدیدها به خاطر همین است. در یکی از نامههای نهجالبلاغه دارد، امیرالمومنین فرمود: أَرَادَنَا – میگوید که دشمنان (که از یک قبیله بودیم، یک قوم به حساب میآمدیم) اراده کردند پیامبر ما را بکشند، ما را از ریشه بزنند، غصهها به ما وارد کنند و از زندگی گوارا، راحت را و آب گوارا را منع کردند. فرمود: ما را با ترس ملازم کردند. این شگرد دشمن بوده. ولی ائمه معصومین نمیترسیدند و میگفتند: بترسانید. لَهُمْ مَنْ قُوَّةٍ – بترسانید دشمن خدا را. با انسجام، با حضور در صحنه، با هوشیاری دشمن را بترسانیم. خودش یک راه است.
شریعتی: بسیار عالی. خیلی کیف کردیم. خدا انشالله خیرتان بدهد. بحث خیلی خوبی بود. با واقعاً مردم صبور و مقاوم ایران و قصه صبر که امروز در فرمایش حاج آقای نظافت مرور میشد، من ناخودآگاه یک قابی در جلوی دیدگانم نقش میبست و آن لحظه تدفین و تشییع دخترکان و پسرهای میناب ماست و خانوادههای صبور. یعنی یک بخشی را من دیدم از این لحظه تشییع که مادر یک دختر شهیدی ایستاده و بلند دعای فرج میخواند که الهی عظم البلاء و رجز میخواند. و این صبر، صبری است که در صفحات تاریخ ایران ماندگار خواهد شد و این صبر به تک تک ما جرأت میدهد. و امروز پدران و مادران شهدای ما، خواسته کودکان، دخترهای مینا، پسرهای دانشآموز میناب، یک صحنهای از صبر خلق کردند که تا ابد میتوانیم سرمان را بالا بگیریم و این روزها را به رخ تاریخ بکشیم. چقدر خوب است. ثواب تلاوت آیات امروز را هدیه بکنیم به روح بلند خانوادههای صبور شهدا، پدران و مادران، خانوادههای عزیز و محترم. صفحه ۱۹۳ دوستان عزیزم امروز تلاوت خواهند کرد. من فقط یادآوری بکنم: چون هجدهم هر ماه قمری اهالی خوب سمت خداست که برای مشارکت در طرح فرزندان غدیر همراه بشوند، همدل بشوند. خب مکرر گفتیم، شما میدانید خیلی از زوجهایی هستند که در انتظار فرزندند، زوجهای نابارور. و حالا به هر دلیلی شرایط اقتصادی و مشکلات اقتصادی مانع از این میشود که آنها هزینه درمانشان را بتوانند بپردازند. و حالا اهل خیر، اهالی خوب سمت خدا پیشتازند، همراه میشوند و در قالب طرحهای مشارکت و مساعدت به آنها کمک میکنند. و حالا خیلی از اینها آغوششان سبز شده به داشتن فرزندان عزیزی که دیگر حالا نور چشمشان هستند. و امیدوارم که زیر سایه اهل بیت همهشان عاقبت بخیر باشند. شما اگر میخواهید همراه بشوید – هم برای مشارکت و هم برای ثبتنام در طرح فرزندان غدیر (زوجهای نابارور) – میتوانید به کانال ما مراجعه بکنید و یا به سایت ما، و یا عدد ۱۸ را به 20000303 پیامک بکنید. به همین سادگی. انشالله آنهایی که اهل کار خیر هستند، خداوند به بهترین وجه از همه قبول بکند و زوجهای عزیزی که در انتظار فرزند هستند، انشالله خداوند چشمشان را با فرزندان صالح روشن و منور بکند. آیات را بشنویم. بعد از تلاوت آیات انشالله با عشق با احترام در لحظات دقایق پایانی همراه شما هستیم و در کنار شما. اللهم صل علی محمد. اللهم صل علی محمد. اللهم صل علی محمد. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ... مِنَ الْخَ... لَيُعَذِّبَكُمْ عَذَابًا وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا ... وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. اللَّهُ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم صل. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
صفحه193 قران کریم
شریعتی: بنده شاه خراسانم که لطفش دائم است، نه بر وفق شیخ و زاهدگاه نیست. الهی که سایه حضرت همه مستدام باشد. آقا به این کشور، به این مملکت انشالله نظر بکند و به تک تک مردم عزیز و نازنین ایران که دیگر بار خودمان بستهایم. خوشحالیم که در کنار هم هستیم. دو سه دقیقه فرصت داریم تا پایان. جمعبندی فرمایشات حاج آقا؟ بله، بحث ما در مورد صبر و استقامت بود. صبر و استقامت مانع دارند، به موانعشان عرض کردیم. باید توجه کرد: ترس مانع صبر و استقامت میشود و بحث فرد نیست، الان بحث یک ملت است. باید استقامت کنند. بعضی از عرایضی که داشتیم هدف این بود که ما همه استقامت بکنیم. ما چهجوری انسجام را حفظ بکنیم تا بتونیم همه صبر و استقامت بکنیم؟ ناظر به این بود. یکی از موانع استقامت ناامیدی است، عجله کردن برای زود نتیجه گرفتن. ناامیدی را میشود درمان کرد با توجه به فضل و رحمت خدا، به قدرت خدا، به اینکه خدا بیتفاوت نیست، بیطرف نیست. تاریخ این را میگوید، به موقع مداخله میکند، خدا کمک میکند. و ما دیدیم إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ را و ما دیدیم مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا را. ما جلوههای گشایش خدای متعال را دیدیم. فرمود: نشانههای کفر... به وعدهها و بشارتهای خدا باید اطمینان داشت. و لذا فرمود: درسته شما جراحت پیدا میکنید، درد دارید، ولی فرق شما با کفار این است که تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ – شما امیدی دارید که آنها امید ندارند. به این امید باید توجه کرد، تاثیر دارد. و انتظار را نباید از واقعیت هم بالا برد. نه از واقعیتهای دشمن – دشمن را کوچک نشان نده که فکر کنیم مثلاً تمام میشود. یعنی در واقع درک واقعیت: دشمن یک قدرتهایی دارد، ولی آنقدری که فکر میکند آنجوری نیست. این مجموعه را باید با هم دید. بعد واقعیتها، واقعیتهای جنگ: جنگ زد و خورد دارد، شهادت دارد. قرار نیست که هیچ اتفاقی نیفتد. از این جهت انتظارمان را بیاوریم پایین تا بتونیم صبوری کنیم. فکر کردیم آقا نباید مجبور بودیم، نباید کشته بدهیم، نباید خراب بشود. خب قرآن اینجوری خواسته؟ ما بتونیم بزنیم اینجوری نیست. بله، سختی واقعی. توجه به واقعیتها خیلی خوب است. دوست دارم فرصت بشود اگر عمری داشتم در مورد عقلانیت صحبت بکنم. خیلی خوب است. فکر میکنم که یک مقدار از نظر عقلانی بخشی از جامعه توجه ندارد. یکی از... و عاقلانه رفتار کردن به تعبیر رهبر شهید این است که آرمانخواهی باید واقعبینانه باشد. بله، فقط آرمان را نبین، واقعیتها را ببین. بعضیها فقط واقعیتها را میبینند، آرمان را نمیبینند. بعضیها آرمان را میبینند، واقعیتها را نمیبینند. هر دوش غلط است. بسیار عالی، راجع بهش صحبت کنیم.
شریعتی: انشالله این بحث تمام شد یا اینکه نه ادامه دارد؟
حجت الاسلام نظافت: خیلی خوب.
شریعتی: خیلی خوب. بیصبرانه مشتاقیم.
حجت الاسلام نظافت: خیلی خوب، خیلی ممنون و متشکرم از شما.
شریعتی: نظافت، که هماره و همیشه از محضرتان بهرهمند بودیم، نکتههای ناب و لطیفه شنیدیم و خیلی ممنونم از نگاه پرمهر شما. باید خداحافظی بکنیم. از محضر محمد و آل محمد، این انسجام ملت ما را حفظ بفرماید الهی آمین. دشمنان ما را ناامید و نابود بگرداند الهی آمین. فرج صاحب ما را برساند الهی آمین. حوائج التماس دعاگویان برآورده شود. به صبر و استقامت ملت ما، خانوادههای شهدا بیفزاید الهی آمین. انشالله به سربلندی سرو و استواری کوه، به رودهای جهان رفته بیقراری ما نمانده جای شکایت که در پی هر زخم بلندتر شده طومار بردباری ما. تا سلام دوباره و دیداری دوباره. متشکرم از شما آقا.