ملایی: امروز در تقویم جمهوری اسلامی ایران یادآور یک شکست خفتبار برای استکبار جهانی به معنای واقعی است که اتفاقاً جالب است، این شکست تکرارپذیر بوده. همین چند روز پیش هم یک دونه مثل همان تکرار شد: شکست آمریکای جهانخوار در طبس که ... طبس دوشم (الحمدلله) در اطراف اصفهان جنوب اتفاق افتاد. تبریک میگویم بهتان از این جهت امروز را. و خدایا انشاالله به حق امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ این مردم را، این ملت را، جبهه مقاومت را به رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به پیروزی نهایی برسان. آمین.
خیلی خوش آمدید آقایون، خانومها. بفرمایید شنبه شده. حاج آقای عابدینی اینجا هستند. سلام علیک میکنند. یک مقدمهای درباره قربانی خواهیم گفت و بعد میرویم در بحث. آقا سلام علیکم.
حجت الاسلام عابدینی:
سلام علیکم و رحمت الله. و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمان. انشاالله قدمهایتان، نفسهایتان، مجاهدتهایتان، حالتان و این حال مقاومتتان که هم دوستان را در سراسر عالم به وجد آورده و هم دشمنان را به غیظ آورده، انشاالله دائم باشد با استقامت و انشاالله ادامه داشته باشد و هست. ثابت کردید که شما مردم پای کار با استقامت هستید. فقط «یا علی» اول را نمیگویید بلکه هر روز «یا علی» داریم و مستقیم هستیم و پای کار هستیم. دارد وارد میشود به نزدیک شصتمین روز که دو ماه بشود. پنجششمین روزی است که الحمدلله دارد این حال استقامت مردم به رخ عالم کشیده میشود. بلکه من عرض میکنم نه فقط به رخ عالم کشیده میشود، بلکه خدای سبحان با این همتی که شما به خرج دادید دارد همت شما را به رخ ملائکه میکشد که «ببینید اینها انسانهایی هستند در سختیها، در فشارها، در تحت حتی بمبارانها، سرما و گرما، باران و راحت، در همه حالات اینها آمدند. من هر امتحان و ابتلایی برایشان جلو راهشان قرار دادم، ببینم پای کار میمانند؟ دیدم پای کار هستند.» و لذا خدا با این مردم به ملائکه میبالد که اینها انسانهایی هستند که با همه سختیها پای کار تا آخر ایستادند. الحمدلله. فرمودید «یا علی» گفتید و میگویید. «یا علی» گفتیم و میگوییم و خواهیم گفت. چون با علی انشاالله هستیم.
ملایی:
حاج آقای عابدینی، بعضی وقتها من در فضای مجازی دیدم، در شبکههای سیمای جمهوری اسلامی ایران هم گفتار حضرتعالی درباره پویش قربانی ده هزار (انشاالله ذبح برای سلامتی امام زمان، برای سلامتی امت اسلام، برای پیروزی مقاومت) گفته میشود. اگر نکتهای بود الان خواهیم شنید و از شما خواهیم دید. من فقط این را به بینندههای عزیزمان عرض بکنم که برنامه «سمت خدا» هم بخشی از این پویش محسوب میشود. الان این ایام در قربانی ماه ذیالقعده شما زیرنویس کنید، کانالها و راههای ارتباطی در فضای مجازی را. عدد ۱۴ را هم به ۲۰۳۰۳ میتوانید بفرستید. همه اینها در خدمت پویشی است. من خواهش میکنم که حاج آقای عابدینی، به جای اینکه بسته تصویری ضبطشده ازشان ببینیم در کانالها و در تلویزیون و اینها، الان خودشان زنده یکی دو دقیقه بفرمایند و بعد برویم در بحث امروز. موافق هستید؟
حجت الاسلام عابدینی:
بله. اگر دعای سلامتی را بخوانیم انشاالله برکتاش را داشته باشد.
ملایی:
بسم الله. هم دعای سلامتی اثر ویژه خودش را بگذارد.
حجت الاسلام عابدینی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ کن لوَلِيَّكَ الْحُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
این جریان پویش با توجه به اینکه دشمن ما یا دشمن زخمخورده است و آسیب زدن به مردم ماست، و قطعاً در این ایام که مردم آسیبهایی دیدند (در این طول دورانی که بمبارانها محقق شد)، قلب مبارک امام زمان هم به واسطه تالم مردم حتماً آن همه این دردها را حضرت احساس میکنند. چنانچه در روایات فرمودند برای اینکه قلب امام زمانمان از این تالم خارج بشود و تسکین پیدا بکند، و سلامتی حضرت، سلامتی نائبش (که دشمن هی برای اینکه ما بخواهد روحیهمان را به هم بریزد تهدید میکند). الحمدلله انشاالله خدای سبحان حافظ این مملکت است، حافظ این کشور است و امام زمان حافظ نائبش هست. ولی در عین حال ما وظیفه داریم هم برای اینکه مردم از این تالمات و سختیها و برای اینکه امام زمانمان از این سختیها و تالمات (و هم این تهدیداتی که نسبت به نایب امام زمان دشمنان خونخوار ما دارند) انشاالله اینها برطرف بشود و تبدیل به یک گشایشی بشود برای این ملت مسلمان شیعه با پیروزی و ...
انشاالله این دوستان با یک مشورتی به این نتیجه رسیدیم که ده هزار قربانی در این راه فدا بشود که صرف محرومین میشود و تا آنجایی که مقدور است، این خودش گشایش برای محرومین ایجاد میکند. اثرش هم این است که دفع بلایا میکند به خصوص از آن تهدیداتی که دشمن ما دارد میتواند انشاالله این تهدیدات مثل جریان طبس (که حتی ما خبردار نشدیم ولی خدای سبحان خودش بدون اینکه ما خبردار بشویم خنثی کرد) و در همین جریان اطراف اصفهان که با اینکه ما خبردار شدیم اما جوری خبردار شده بودیم که بالاخره با فشار آنها توانستیم این را خنثی بکنیم. اما اساسش بر خنثی کردن الهی بود. یعنی خدای سبحان با همه آن امکاناتی که آورده بودند، حقیقتاً توطئه آنها را با سادهترین روشی که ما نیروهای انتظامیمان توانستند اولین کسانی باشند که این توطئه را خنثی بکنند؛ در حالی که آنها ارتششان را با تمام به اصطلاح قوایشان و تعداد زیادی پرنده به اصطلاح آماده کرده بودند و بسیج کرده بودند. و این نشان میدهد که به دست بشری واقعاً این حل نشد، به دست الهی بود که در خلقتها ایجاد کرد، خدای سبحان در بشر و این نتیجه ایجاد شد. یقین داریم که در این کشور خیلی توطئههاست، گاهی ما خبردار هم نمیشویم، خدای سبحان دفن میکند، بعضیاش را آشکار میشود تا ما ببینیم تا ایمانمان مضاعف بشود. ولی وظیفه ما این است که ما این چیزی که گفتند قربانی دفع بلا میکند انجام بدهیم.
و سعی هم کردیم که حدوداً ۱۴ دیه کامل (با محاسبه اینکه آن دیه کامل باشد) در این محقق بشود به نیت ۱۴ معصوم که هر کدام از معصومین عنایتی بکنند در دفع بلایا و از همهشان استمداد کردیم. انشاالله محقق بشود و دفع بلایا بشود و انشاالله عزت این کشور روزافزون باشد. الهی آمین.
ملایی:
چه طرح خوبی! چه فکر قشنگی کرده گروهی که با حضرتعالی (با مدیریت حضرتعالی در واقع) این کار را کردیم. یک بخشی از این مسیر ده هزار قربانی را برنامه «سمت خدا» دارد انجام میدهد. یعنی شما همین مسیر را هم بروید. ۱۴ را بفرستید. راههای دیگر هم میشود همان پویش. حالا دیگر مسیرهای مختلفش را هم انجام بدهید.
عرض میکنم خدمت شما در ادامه عبور بکنیم. بنابراین بود که خود مردم تا آنجایی که مقدور است به صورت محلهای و شهری خودشان این کار را انجام بدهند تا اینکه این به اصطلاح کار به صورت مردمی هم محقق بشود. لذا مؤسسات مختلفی و جهات مختلفی در این کار اقدام میکنند. ولی خوب در عین حال هر کدام که اقدام میکنند، تعدادی را که انجام میشود به همین «سمت خدا» با پیامک بفرستند که این تعداد انجام شده تا انشاالله مجموعش جمع بشود و بعداً اعلام بشود به مردم. خیلی از جاهای مختلفی تعدادهای زیاد را به عهده گرفتند که انجام بدهند و الحمدلله در روند بسیار خوبی دارد این مسیر جلو میرود و اینجور نیست که ضعیف هم باشد، خیلی خوب. الحمدلله. بلکه حتی از ده هزار تا بیشتر عبور بکند و البته مردم هر چقدر در این راه اقدام بکنند اثر در حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی در عمل آنها محسوب میشود و آن برکات برای اینها هم محسوب میشود. محسوب میشود.
ملایی:
خیلی متشکرم از حاج آقای عابدینی برای توضیحات. تا اینجای کار نگاه بکنید در زیرنویسهایی که ما داریم. دو سه تا موضوع هم موضوع کشوری در واقع هست. یکی اینکه پویش «جان فدا» (امام خمینی شاد) ارتش ۳۰ میلیونی تا این لحظه (تازه برای ایرانیان خارج از کشور هم که میدانید مسیری تعریف شده) استقبال زیاد بوده و پیگیری. و یک پویش دیگری هم داریم «نذر صلوات» که آن هم عجیب و غریب استقبال کردید. شما مردم همین الان هم با همدیگر (من، شما، حاج آقای عابدینی، رفقای عزیزی که اینجا هستند) صلواتی میفرستیم به محضر امامین انقلاب و نذر سلامتی امام خامنهای حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى. و دیگر برویم برای بحث حاج آقای عابدینی.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
حجت الاسلام عابدینی:
بله. این صلوات در اقوام قبل از اسلام هم مرسوم بود. به طوری که قوم موسی عَلَيْهِ السَّلَامُ که شرایط سخت تحت حاکمیت فرعون را داشتند، موسی عَلَيْهِ السَّلَامُ به اینها فرموده بود: هرگاه کار خیلی برایتان سخت و غیرقابل تحمل میشود، این ذکر را بگویید و این ذکر برای شما سختی را تبدیل به راحتی و گشایش میکند. و با اینکه نمیدانستند این کیست و کجاست و چگونه است، اما خود همین نفس ذکری که موسی عَلَيْهِ السَّلَامُ به آنها یاد داده بود، اینها در سختترین لحظاتشان با این ذکر قدرت پیدا میکردند و آن کار برایشان ساده میشد. انشاالله این ذکر را داشته باشیم و سبقت بگیریم از همدیگر که ما هم بیش از دیگران بتوانیم سرعت در خیر و مغفرت رب و صلوات بر محمد و آل محمد داشته باشیم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
ملایی:
خب، بحثی که امروز در خدمت دوستان انشاالله هستیم. به نظرم میرسد که ما آن فرهنگ انس با امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ را باید در جامعهمان قویتر بکنیم. دست حضرت آشکارتر بشود و یاد حضرت در دلهای ما و به خصوص در این شبها و روزهای ما بیشتر دیده شود. ما مدیون آن امامت حضرت در این روزها هستیم. به طوری که حضرت فعال در صحنه است، اما ما این دست را کمتر احساس میکنیم. باید چشممان را بازتر کنیم، گوشمان را شنواتر بکنیم. اینکه دست حضرت خیلی هم آشکار بوده، ما چشممان محجوب بوده، ما گوشمان پرده داشته. و اگر این پردهها را کنار بزنیم، آن موقع این آشکار بودن شدت عطش و نیاز ما را به وجود حضرت و مشاهده حضرت بیشتر میکند، به طوری که بیتاب میشویم برای ملاقات حضرت و این بیتابی فرج را به دنبال دارد. یعنی یک موقع هست انسان به دنبال حضرت هست (اما یک وقتی که نماز میخواند، دعایی میخواند یادش میافتد). اما یک موقع هست انسان میبیند در لحظه لحظهاش، در حین سجود و رکوعش، در حین نشستن و ایستادنش، در حین رفتن و حرکت کردنش، میبیند در همه این حالات یک انس با حضرت و ارتباط با حضرت لازم و ضروری است. ما غفلت داشتیم که نمیشود نفسی بیحضور زد، نمیشود انسان کاری و قدمی بدون حضور بردارد. که هر عمل من با تقدیر قبل حضرت (که تقدیر از جانب خدا بر وجود مبارک حضرت وارد میشود) «يُرِيدُ الرَّبُّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ» ... اول بر شما نازل میشود، از بیت شما صادر میشود و به ما میرسد. هر عملی که من میخواهم انجام بدهم اول به امضای حضرت میرسد و بعد که من انجام میدهم و «وَالْمُؤْمِنُونَ» هر عملی که انجام میدهم ابتدا در حقیقت محضر حضرت این عمل میرسد و با اذن ایشان این بالا میرود و حضرت (اگر عمل صالح است) روح میدمد و این امکان صعود پیدا میکند. قبل از اینکه من خودم متوجه کامل به عملم بشوم، حضرت بر این عمل اشراف پیدا میکنند. خوب، اگر این نگاه را دیدیم، لحظه به لحظه ما را ارتباط با حضرت میگیرد و میپوشاند. غیر از اینکه هر فردی این رابطه را دارد، نظام اجتماعی و جمع مؤمنان با هم هم یک ارتباط ویژهای با حضرت پیدا میکند. اینکه ما به دنبال این باشیم حضور حضرت را در جامعه تحققش را ببینیم و بصیرت ایجاد کنیم برای حضرت، از آن مسائل بسیار مهمی است.
حالا ضمن آن نامهای که در رابطه با شیخ مفید از جانب حضرت صادر شده و رسیده، انشاالله این مبحث را میخواهیم پی بگیریم که محورمان آن بحث باشد. که این بحثی که در این نامه شریف آمده: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. ما مقدمات و مؤخراتش را عبور میکنیم. یک فرازش را که میرسیم، در این زمان در محضرش باشیم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمْ مَيْمَنَةُ لِقَائِنَا، وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا
خیلی زیباست. میفرماید که اگر شیعیان ما (ببینید اشیاعنا جمع آمده، یعنی یک حرکت جمعی صورت بگیرد، نه اینکه دونهدونه خوب است اما آن تکتک یک رابطه فردی است. اینجا منظور و نظر برمیگردد به یک حرکت جمعی) شیعیان ما چه کار بکنند؟ «وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ» که حضرت دعا هم کرده که اینها موفق به طاعت الهی بشوند. «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» ببینید چقدر زیباست! اشیاعنا (شیعیان ما) خودش جمع آمده، اما دنبال این است که میگوید یک حقیقتی را محقق بکنند که آن حقیقت رکنش اجتماع است، اجتماعی نه فردی. اجتماع در کنار هم، در روابط با همدیگر، در ارتباط با همدیگر اجتماع پیدا کنند، یک واحد بشوند. کار جمعی است که کثرت به وحدت تبدیل بشود. یک موقع صد نفر کنار هماند اما ربطی به هم ندارند. یک جبری در اتوبوسی اینها را سوار کرده، در قطاری، در هواپیمایی، در سالنی آمدهاند کنار هم، کاری به هم ندارند، هر کدام برای خودشان. اما اینجا «کنار هم» به معنای اینکه جمع با هم ارتباط پیدا کرده نیست. تعبیر این است که اجتماع آنجایی که یک وحدت غرض و غایت و به خصوص شوق اینها را در کنار هم قرار بدهد، این کثرت تبدیل به وحدت میشود.
مثلاً ببینید ایام حج دارد میرسد، حاجیان از جاهای مختلف با یک قصد و غرض واحدی حرکت میکنند، اینها در کنار خانه خدا با هم مثل یک رودخانه و جریان حرکت میکنند در طواف و اعمال و مناسکی که باید اینها جاری بشوند. که این تعبیر جاری شدن مثل یک رودخانه واحد میشوند و دیده میشوند. نماز جماعت است، از اطراف و اکناف مسجد وارد بر این مسجد میشوند. این مسجد محل وحدت اینهاست. غایت و غرضی است که اینها را کشانده با محبت و اختیار آمدند کنار هم. آن وقت در تحت یک عملی که امامت و مأموم بودن، آن هم حرکتی که فاصله نباشد بین این صفوف و افراد با هم اتصال (یعنی شرطهای زیادی تا با هم چه بشوند، مرتبط بشوند) غیر از این که تابع یک امامی باشند، نه جلو بزنند نه عقب بزنند، بمانند. یعنی به طوری باشد که یک حرکت (هر کسی وارد میشود) احساس بکند یک وحدت کاملی در اینجا محقق است. یک نفر است. وقتی به رکوع میرود یک نفر است، بلند میشود یک نفر است. ببینید چقدر این حرکت زیبا میشود. تمام این حرکت افراد متکثر آنچنان تحت نظم زیبای وحدتآفرین قرار گرفته، هر کسی از دور بلند شود نگاه بکند، بیاید نگاه بکند میفهمد اینها یک حرکت واحد است. نظم واحدی که تابع امام بودن و ارتباط مأمومین با همدیگر، این حرکت امت است که در نماز یک تجلیاش، در حج یک جلوهاش، در جهاد یک جلوهاش. که میبینی یک عدهای پای لانچرها و آنها دارند از آنجا شلیک میکنند، عدهای در خلیج فارس، عدهای در خیابان. آن نیروی دریایی آنجاست، نیروی هوایی آنچنان است، نیروی زمینی اینچنین است، هوافضا آنچنان است، اطلاعات. یک واحد شدند. یک کار دارند انجام میدهند. هر کسی میبیند چقدر این نظم با هم زیبایی دارد که حتی اگر یک کودکی میگوید خلاصه سید مجید نقطه زن این با موشک صورتی تلآویو را شخم بزن! که این با این... یک دفعه میبینی این ارتباط صمیمی و صفای آنجا هم تأثیر میگذارد، آن هم اجابت این ندا میکند. ببین چقدر این ارتباط... یک ارتش به اصطلاح که باید ارتش خودش برای خودش یک صلابتهایی داشته باشد، اما صلابت در برابر دشمن. ولی در بین داخل یک رحمتی، «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» در کنار «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» . چقدر زیباست این وحدت که او میشنود صدای این را، بیتفاوت نمیگوید «من کارم خلاصه اینجوری است». نه، حتی صدای کودک. این وحدتی که در جامعه ایجاد میشود، مسئولینی که صدای مردم را میشنوند، مردمی که با مسئولین پشتیبانی میکنند تا موفق به کارهایشان بشوند، این یک وحدت میشود.
آن وقت تعبیر اینجا «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» است. این «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» بیداد میکند. قلب مرکز بغض و حب است. یعنی آن حب و بغضها طبق روایات ما از قلب انسان نشأت میگیرد. به این معنا که وقتی محبت هست، قلب یک شوق، یک حرکت، قدرت بر حرکت در انسان ایجاد میکند. درست است که مغز انسان (که عقل آن مرکبش مغز باشد) محاسبات دارد، اما این شوق به انجام از قلب نشأت میگیرد. این قدم که این قلب ظاهری هم مظهری از حقیقت قلب انسان است (نه آن قلب حقیقتش فقط این مرکبش است). از اینجا در حقیقت این ارتباط دارد. آن وقت «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» یعنی آنچه که این جمع را با هم مرتبط میکند چه چیزی است؟ اجتماعی است که از قلب نشأت گرفته، در قلب انسان دارد. که قلب مرکز چه بود؟ خب در اینجا محبت اجتماع را ایجاد میکند. حافظ اجتماع در مقابل بیگانگان، بغض است. ببینید درون را با محبت به هم مرتبط میکند، برابر بیرون در برابر بیگانه هم این بغض است که با صلابت حافظ این مجموعه است. پس قلب دو کار انجام میدهد: آن بغض را در مقابل بیگانه و غیرخودی به اوج میرساند، یکی میکند. بغض مشترک. یک بغض مشترک از همه افرادی که با هم در کنار هم قرار گرفتند، یک بغض میشود نه بغضهای متکثر. وقتی تبدیل به یک بغض شد، قدرت این شدید میشود. فقط چند نفری که بغضی داشته باشند نیست. یک وحدت است، همه اینها با هم ترکیب میشود و یک روح جمعی جدیدی متولد میشود که او قدرتش فراتر از مجموع افراد است. که او خودش یک حیاتی دارد. که امت وقتی بغض مشترک پیدا بکنند، بیداد میکند در آن تأثیر و حفظ. غیر از آنجایی است که افراد بغض دارند.
ببینید وقتی لشکر پیغمبر اکرم در بدر ۳۱۳ نفر بود، تعبیر قرآن این است در مقابل هزار نفر و «وَنَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ» . با اینکه کمبودید، با اینکه وسایلتان کم بود، با اینکه به ظاهر میدیدید این پیروزی امکانپذیر نیست، اما وقتی شما در کنار هم آن وحدت ایجاد شد (محبت درون و بغض نسبت به بیرون)، خدا نصرتش را نازل کرد. «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ» . خدا نصرت کرد ملتی که با هم محبتشان در کنار هم قرارشان داد و در مقابل این استکبار و رژیم صهیونی کودککش قرار گرفتند، بغضشان به اوج رسید. ببینید این مرتبه بغض هر چقدر شدت پیدا میکند، قدرت مقابله بالاتر میرود. قدرت مقابله فقط آن سلاحهای رزمی نیست (آن هم هست)، اما ارادههایی است که از مردم نشأت میگیرد و همین قدرت بغضی است که نسبت به مستکبر [مانند] آمریکا و دولت آمریکا و رژیم صهی ... وقتی به اوج رسید، آن موقع استقامت مردم را نه فقط در ۶۰ روز (حدود ۶۰ روز) کم نکرد. بله، که مردم تازه دارد این برایشان نهادینه میشود، ملکه میشود، ثبات پیدا میکند، دائمی میشود. ببینید این بغض اگر دائم شد، تأثیر دائمی میشود و محبت درون هم شدت پیدا میکند.
ملایی:
چون میترسم وقت نشود. بقیهاش را علی ...
حجت الاسلام عابدینی:
«اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» چقدر زیباست! میفرماید اگر شیعیان ما (که خدا اینها را بر طاعت خدا موفق بیشتر بکند) «اجتماع من القلوب» پیدا کنند بر چی؟ اجتماع من القلوب ممکن است بر کارهای مختلفی باشد. ما اجتماع بکنیم در قلوب اینکه مثلاً یک جایی را بسازیم، یک کاری را انجام بدهیم، به یک عدهای رسیدگی بکنیم، یک مشکلی را از سر راه برداریم. همه اینها ممکن است. اما اجتماع من القلوب یک موقع سرچشمه را اصلاح کردن است، یک موقع رودخانه را اصلاح کردن است. آنجا که سرچشمه جوشش قویتر بشود، این رودخانه هم پرآبتر میشود، اینجا هم بیشتر دیده میشود. اما شما اگر رودخانه را اصلاح کردی ولی به سرچشمه دست نزدی، همان آب ممکن است بهتر استفاده کنی. اما آنجا که سرچشمه را در حقیقت میتوانید قدرتش را بیشتر بکنی، آنجا نفعش به رودخانهها هم میرسد.
ببینید اینجا میفرماید که : «فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ» . این چشم است، سرچشمه است. در روایات دارد حقیقت ولایت تنه درخت است (ریشه و تنه حقیقت ولایت است). شاخها، برگها، ثمرات، همه اینها فروع این درخت است. یک موقع شما یک شاخه را اصلاح میکنی، حواست به شاخه است. یک موقع حواست به تنه است. تنه را که اصلاح کردی، قدرت و قوت تنه همه شاخهها را اثر میگذارد، این اثر جاری در همهشان میشود. میگویند همه اعمال صالح نتیجه و ظهور این سلامت این تنه است. وقتی تنه درخت، تنه ولایت شد، همه اعمال صالح میشود ظهور ولایت. آن وقت عمقشان هم ... شما یک موقع میگویی من این عمل صالح را به خاطر اینکه خوب است انجام میدهم. یک موقع این عمل صالح را به خاطر اینکه متصل به ولایت است من انجام میدهم. در روایت دارد که اگر کسی کاری را انجام داد به عنوان اینکه این تأکید ولایت و تثبیت ولایت (مرتبط با ولایت) چون حقیقت این کارش دارد آن تنه را تقویت میکند، با اینکه به یک کار پرداخته، اما این کار را مرتبط دیده با آن نگاه دارد انجام میدهد، میگوید این ۲۰۰۰۰ برابر اثر دارد تا آنجایی که خود این داشتی کار خاص فقط انجام میدادی. یعنی به این هدف که من یک کار خوبی انجام بدهم... یک موقع است کار خوب، یک موقع است این کار خوب را به این جهت (چهجور تثبیت دارم با آن نگاه) انجام میدهند. بعد میبیند این میرود آنجا و برمیگردد با همه خوبیهای دیگر هم اثر میگذارد. یعنی این خوبی شما به تنه میرسد و از این تنه همه شاخ و برگ دیگر هم این ثمراتشان مضاعف میشود. لذا یک کار دیگر نیست، همه کار است. چون تنه ولایت مبدأ همه خوبیهاست که «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ، وَمِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ خَيْرٍ» . تنه هر خوبی هستیم و همه خوبیها شاخ و برگ ماست. وقتی شما این ** ** ... لذا اینجا میفرماید که: «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» بر چی باشد؟ «فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ». آن عهد و میثاق که از غدیر آغاز شد و در نظام وصایت یکی پس از دیگری. امروز ما وقتی دوران غیبت صغرا شد، آن عهد و آن حقیقت غدیر تجلی شد در آن نواب اربعه در غیبت صغرا. و بعد همان تجلی غدیر در غیبت کبری شد چی؟ آن نواب عام حضرت که با آن ولایت فقیه خودش را نشان میدهد. امروز که مردم در این خیابانها آمدنشان در اینجا «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» دعای امام زمان ** «وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ»** اجابت شده و اینها اجتماع من القلوب پیدا کردند. با محبت دارند میآیند، جمع شدند. درسته، شهرهای مختلف است، درسته در هر شهری هم مکانها مختلف است، اما این زمان واحدی که همه جمع میشوند، غرض واحدی که همه اینها را کنار هم جمع میکند، محبت واحدی که اینها را کنار هم ... که بیعت مکرر و مجدد با ولی است که علی ... به اصطلاح «فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ» دارند. غدیر را زنده میکنند. این زنده کردن غدیر هر شب که ما داریم میآییم، چون بر اساس میثاق ولایت و بیعت داریم این کار را انجام میدهیم. همچنین بر اساس کربلاست. یعنی هم غدیر است، هم کربلاست. کربلاست چون «ثَأْرُ» است، انتقام از «أُولِي» . یعنی امام ما را به شهادت رساندند، ما از آن شب آمدیم هم طلبکار خون اماممان هستیم (که این جریان کربلاست)، هم میثاق با بیعت است که غدیر است. یعنی ما در این شبها غدیر را در کنار کربلا با هم جمع کردیم. هم منتقم ثأر هستیم، هم بیعت با ولی داریم میکنیم. که این بیعت باورنازله، بیعت با امام زمان است. ببینید چقدر زیباست که «فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ». اگر این کار را کردند، نتیجهاش چی است؟ تا اینجا وظیفه مردم بود که مردم توفیق پیدا کردند برای این کار. جزای آن: «لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمْ مَيْمَنَةُ لِقَائِنَا» . امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ میفرماید قطعاً تأخیر نمیشود اگر این کار را محقق کردند.** یَمَنُ ** لقاء ما که آن تشرف به لقاء ما رسیدن، این میمنت و برکت لقاء ما روزی میشود. خب چقدر در تعجیل فرج هر شب و هر قدم و هر نفر چقدر اثر دارد! هر قدم حتی کمتر، هر نفس. هر نفسی که کسی با این نیت میآید، قدمی که میزند، پرچمی که تکان میدهد که هم منتقم ثأر است (در راستای کربلاست)، هم وفای به عهد است (که بیعت است، جریان غدیر است که دارد زنده میشود). ملتی که غدیر را و کربلا را توانستند در این حقیقت زنده بکنند، ببین چقدر خدای سبحان رحمتش را نازل میکند. اولین اثرش که بالاترین اثر و محبوبترین اثر است، یعنی فرج. میگوید این کار متصل میشود به فرج. چرا؟ چون وعده است، در وعده وفا قطعی است. کی در حقیقت کدام کریم است که وعده بدهد در وعدهاش وفا نکند؟ «وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ» . از همه باوفاتر در وفای به وعده، خدای سبحان است. «وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ» که از خدا باوفاتر باشد؟ «لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْيُمنِ لِقَائِنَا» یعنی باور کنیم که این قدمها را به شوق اینکه هم بیعت با نایب امام (که بیعت با امام زمان است) و هم منتقم خون امام شهیدمان (که انتقام خون کربلا هم از همین است) یعنی این نازله انتقام خون کربلاست، آن هم نازله بیعت با امام است که غدیر است. ببینید چقدر زیبا میشود این کار مردم و این حرکت عظیم. دنبالش میفرماید: «وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا» . قطعاً تعجیل در رسیدن به این سعادت که دیدن ماست. یعنی امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ در این روایت، در این بیان دارد میگوید راه این است. اگر میخواهید فرج محقق بشود، حرکت جمعی علی ... اجتماع با محبت. این محبت و بغض کمال محبت و بغض آشکار شده. محبت در بیعت، بغض در خونخواهی و ثأر. که هر دو در اینجا به اوج رسیده. این کاملترین جریانی است که در طول تاریخ که ما میشناسیم جمع کرده جریان انتقام را و بیعت را در کنار همدیگر. و آن هم در اوجی که طلب امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ برای اقامه عدل و همچنین انتقام از مستکبران و پاک کردن زمین از لوث در حقیقت ناپاکان که «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّىٰ يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي» . باید این مرد از ولد به اصطلاح پیغمبر اکرم در حقیقت قیام بکند تا چه کار کند که «يَمْلَأَ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا» . همان محبت است کمال ** «ظُلْمًا وَجَوْرًا»** . قیام در مقابل آن ناپاکان است. این جمع بین** ** که هم عدالت به پا بشود، هم ظلم برچیده بشود. چقدر زیباست!
وقتی موسی کلیم به خدای سبحان تقاضا میکند «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي» همینجوری میگوید. آخرش میگوید اینها را برای چی میخواهم؟ «لِنُسَبِّحَكَ كَثِيرًا * وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا» . آیا من بتوانم تسبیح (تسبیح کثیر) خدا ** «صَلَوَاتِ»** و سلامتی و حفظ ... انشاالله به حضرت آیتالله جوادی آملی (صاحب تفسیر تسنیم) ** ** میفرماید: «لِنُسَبِّحَكَ كَثِيرًا» یعنی اینکه بتوانم در برابر ظالمان بایستم. چون تسبیح تنزیه است از نقص. آن وقت نهایت تطهیر که تسبیح کثیر است، برچیدن ظالمان است. وقتی ظالمان برچیده بشوند، این تسبیح کبیر است. هر نقصی برطرف بشود یک تسبیح است، اما تسبیح کبیر برچیده شدن همه ظلم است. آن ظلمِ اَساس برچیده بشود. آن وقت «لِنُسَبِّحَكَ كَثِيرًا» که ظلم را برچینم. و «نَذْكُرَكَ كَثِيرًا» اقامه عدل، اوج ذکر است. یعنی هر حکمی که به پا میشود یک ذکر است، اما اگر امام عادل در مسند بنشیند، همه احکام محقق میشود.
الان این جریان شبهای ما از مصادیق «لِنُسَبِّحَكَ كَثِيرًا» در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی است و «وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا» در مقابل بیعت و اقامه حقی که دارد میشود. که «تَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا» . مشاهده ما قطعی است، آن هم چهجور مشاهده؟ علی حق معرفت. خیلی عظیم است حق مشاهده و معرفت. چون انسان گاهی یکی را میبیند، میداند امام هم هست، اما حق معرفت ایجاد نمیشود. میگوید این مسیر مسیر مشاهده علی حق معرفت است، یعنی امام را کامل انسان بشناسد. امام کامل شناختن یعنی عمل کششش اینقدر است که این محقق بکند حق معرفت را. «وَصَدَقَهُمْ مِنْهُمْ» و اینکه این صدق ... این تعبیر زیبایی است که «صَدَقَهُمْ» . صدق این معرفت «مِنْهُمْ» یعنی صادقانهترین فعلی است که محقق میشود. مردم واقعاً صادقانه در کمال صدق در این قدمهایشان در خیابانها آمدند. «صَدَقَهُمْ مِنْهُمْ» از ایشان شیعیان، این صادقترین قدمهاست در راه ما که برداشته میشود.
اگر چیزی میخواسته حبس بکند، چه بود؟ «فَمَا يَبْغِينَا عَنْهُمْ» اگر چیزی بخواهد حبس بکند، ما را جدا کند از شیعیانمان، «إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِنْ مَكْرُوهٍ» «وَلَا نَقْصٌ مِنْهُمْ أَعْمَالُهُمْ» ... اعمال غلط بود، اعمال بد بود، غفلتها بود که الان تبدیل شده. خوب توجه به خدمت به هم هست. اگر عمق پیدا کند، سعی کنیم که از این به بعد نگاههایمان در هر حضوری که میآییم در خیابانها، در هر شلیکی که با موشکهایمان به دشمنانمان میزنیم، نگاهمان این باشد که ما داریم بیعت با امام زمانمان میکنیم. هرچند بیعت با نایب، اما این نائب حیث نائب و حَیثُ ** ...** که دارد آن حقیقت را به ما مینمایاند. لذا در عین عظمت نائب، عظیم بودن نائب به این است که دارد او را نشان میدهد، همچنان که امام زمان عظمتش به این است که دارد خدا را نشان میدهد. چقدر زیباست!
ملایی:
بسیار خوب. نمیدانم فرصت هست؟ یک روایت کوتاهی را عرض بکنیم. چقدر زمان میخواهد که این بحث کامل بشود. کلا کوتاه. یک دقیقه فقط یک روایتی را عرض بکنم.
حجت الاسلام عابدینی:
پیغمبر اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ داشتند عبور میکردند با اصحاب، دیدند چند تا بچه دارند بازی میکنند. از یکی از این سوال کردند: مرا بیشتر دوست داری یا خودت را؟ گفت شما را. گفت مرا بیشتر دوست داری یا پدرت را؟ گفت شما را. گفت مرا بیشتر ... گفت شما را. بعد گفت مرا یا خدا را؟ پیغمبر فرمود مرا بیشتر دوست داری یا خدا را؟ این بچه کودک گفت: شما را دوست دارم، چون رسول خدایی. نگفت خدا را بیشتر دوست دارم، که این در حقیقت اصلاً امکان اینکه جدا باشد این رسول از خدا امکانپذیر نیست. رسول خداست، لذا باید گفت شما را دوست دارم، چون رسول خدا. یعنی همه محبتها به خاطر این است که تو منتسب به خدایی. اگر ما همه ارتباطات مؤمنین با هم را دوست داریم، چون اینها مؤمنند منتسب به خدا. اگر ما همه عشقمان و جانبازیمان و فداکاریمان در راه نایب امام است چون نایب امام است. و اگر همه عشق و شوقمان به امام هست، چون امامی است که از جانب خدا برای ما قرار داده شده. پس همه اینها عشق خداست. وقتی که ما آمدن به هم محبت میکنیم، این عشق به خداست. این دیدن و محبت به محبوب نهایی و حقیقی است. در عین اینکه این محبوبات دیده میشوند هستند، اما در برگشت، عشق به خدا چه اثری ایجاد میکند؟ کسی که خدا را عاشق بشود خدا با او چه میکند، چه عشقی از آن جانب به او محقق شده. این نگاه را ببینیم که این آمدنهایمان، حرکتهایمان عاشقانهترین عشقبازیها با خداست. بسیار عالی.
به خاطر همین است که حالا این تجربه را تجربه کردیم. همهمان در اجتماعات، در تجمعات، بعضیها میخواهند جدا بشوند. مثلاً ساعت ۱۲ شده. طرف: قبول باشد، خدا نگهدار. قبول باشد، خداحافظ. این تجلی همین قصه است که حاج آقا فرمودند. «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ» . آقا قلب جای حب و بغض است. «اجْتَمَعَتْ قُلُوبُهُمْ» و این عبارتی که حاج آقا تا اینجا فرمودند را برای شمایی که ممکن است از میانه راه رسیده باشید عرض میکنم که نامه آقا امام زمان (سلام الله و صلوات علیه) به شیخ مفید، یک فرازیش را حاج آقا تا اینجای کار یک کمی به آن پرداختند.
محضر قرآن مشرف میشویم. برمیگردیم. حاج آقا این گفتار را تکمیل بکنند یا نکته جدید و مسیر دیگری برایمان بیان بفرمایند. صفحه 182قرآن کریم را لطفاً همراهی بفرمایید. دوستان هم صدا و تصویر و نقش نورانی آیات را برایتان پخش میکنند. ما هم همراهی میکنیم و برمیگردیم. یک صلوات هم قبلش با هم بفرستیم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
صفحه182 قرآن کریم؟
ملایی:
ممنونم. صمیمانه از همراهیتان. بفرمایید. یک زمان کوچولو داریم. میخواهیم بازم از حضور حاج آقای عابدینی بهره ببریم. خب، این روایت شریفی که از جانب حضرت امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ بود، اگر بخواهیم در دو جمله خلاصه بکنیم، این است که سعی کنیم در هر کاری ارتباط بدهیم آن کار را با عهد و پیمان با اماممان، این را اینجور ببینیم که اثر این غیرقابل قیاس میشود با همان عمل بدون ارتباط. لذا لحظه لحظه زندگی ما باید عطش انتظار اماممان در آن بیاید. اگر این عطش اشباع شد با آن، عمل فرج ایجاد میکند همین عمل ساده. و اگر این رابطه اصلاح شد، همه روابط اصلاح میشود.
من یک نکته را بگویم که به عنوان نکته پایانی باشد. این است که اگر توانستیم مردم را انس بدهیم با این تنه محبت ولایت (که الان میبینید اقشار مختلفی با نگاههای مختلفی میآیند در این تجمعات)، اگر انس گرفتند با این محبت، این محبت قدرت دارد همه رفتارها را اصلاح بکند. اگر ما درست برخورد کنیم، خرابش نکنیم. پس بگذاریم مردم انسشان با این محبت، همدلیشان و محبت دلیشان و آن بغض در مقابل دشمن، بتوانند این محبت را با امام زمان و نائبش قوی کنیم. این قدرت دارد بقیه شاخ و برگهایی را که هر کدام از ما مبتلایم به غفلتهای نعوذبالله، نعوذبالله، به معصیتهایی گاهی خفا بر بعضی، گاهی ممکنه علن باشد در بعضی، اما اگر آن تنه و محبت با این تنه اصلاح شد، این شاخ و برگها اصلاح میشود. این را به عنوان یک راهبرد ببینیم که در این تجمعاتمان مردم را به عنوان ارتباط با ولی سوق بدهیم، قوی بکنیم تا بقیه جهات اصلاح با این محبت صورت بگیرد. فضاسازیمان بر اساس این محبت باشد. انشاالله.
ملایی:
انشاالله. و حالا یک زحمت و خواهشی از طرف برنامه «سمت خدا». ما که دوستان در فضای مجازی که الان دارید میبینید، رفقای پشت صحنه ما انجام وظیفه میکنند، دیگران شماها هم جهادی یک بخشهایی از گفتار امروز حاج آقای عابدینی را میتوانیم کوتاه، آنقدر که حوصله سر نرود، در فضای مجازی کلیپش کنیم بفرستیم در خصوص این بحث تجمعات. چون موضوع موضوع مهمی بود. حاج آقا خیلی متشکرم. دیگر زمان نداریم.
خیلی ممنون از شما عزیزان، بیننده و شنونده. در پناه محمد و آل محمد باشیم و انشاالله باشید. سلام بدهیم به محضر رسول مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ.