اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1405-02-08-حجت الاسلام رفیعی-نکاتی پیرامون عالم آل محمد، امام رضا علیه‌السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى. اینجا تویی و خلوت انسی و دعایی. یادت نرود ای دل مسکین که کجایی. اعجاز مسیحا کند این روضه نسیمش، یادآور گل‌های بهشتی است شمیمش. پروانه به زوار دهد دست کریمش، دیدم همه جا بر در و دیوار حریمش. جایی ننوشته است «گنه‌کار نیاید»، حیف است کسی در حرم یار نیاید.


وقتی به سلام آمده‌ای با دل خسته، صد بار اگر توبه شکستی و شکسته، بر روی تو باز است هزاران در بسته.
ای روبروی حضرت خورشید نشسته، هر کس گره زد به ضریحش دل خود را، حل کرد به یک آه سحر مشکل خود را.

مردم این دست‌های گره‌خورده به ضریح حضرت ابوالحسن، حضرت امام رئوف، شمس الشموس علی بن موسی الرضاست. دل‌هایتان را به ضریح آقا گره بزنید و حتم داشته باشید. اهالی خوب «سمت خدا»، من و همه همکارانم، با عشق، با احترام، دعاگوی تک‌تک شما و نائب‌الزیارتتان خواهیم بود.

سلام می‌کنم به ایران امام رضا. سلام می‌کنم به مردمی که دلشان سرشار از محبت آقاست. اینجا شعبه‌ای از بهشت است، مشهدِ رضاست. و ما با احترام، با افتخار، از جوار بارگاه نورانی خورشید هشتم، امام رضا جان، در کنار شما هستیم و همراه شما. در محضر جناب آقای دکتر رفیعی هستیم و امیدوارم که تا پایان برنامه امروز در کنار ما باشید و همراه ما.

آقای دکتر، سلام علیکم و رحمت الله. ایام مبارک باشد و خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام رفیعی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. عرض سلام دارم خدمت جناب‌عالی. خیلی وقت بزرگواری است. خیلی خوشحالم که در محضر شما هستم و همچنین خدمت بینندگان عزیزمان.

عرض تبریک دارم میلاد با سعادت آقا و مولایمان، ثامن‌الأئمه، عالم آل محمد، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ، علی بن موسی الرضا عَلَيْهِ السَّلَامُ را خدمت همه زوج‌های جوانی که این شب‌ها پیوندشان واقع می‌شود تبریک عرض می‌کنم. از خدا می‌خواهم این کشور امام رضا را در پناه امام انشاالله از خطرات الهی مصون بدارد.
یاد می‌کنم از رهبر شهیدمان که آن‌چنان علاقه‌ای به امام رضا داشت، خود را خادم حضرت می‌دانست و تا فرصتی پیدا می‌شد، در مشهد کنار قبر امام رضا بود. انشاالله روح ایشان هم شاد باشد.

از این برنامه، ما در خدمت جناب‌عالی هستیم. سلامت باشید. هم از رهبر شهیدمان یاد می‌کنیم، هم از همه شهدای جنگ تحمیلی اخیر. یاد می‌کنم از همه شهدای عزیز و نازنین میناب (دختران و پسران دانش‌آموز مینا) و از همین جا به خانواده‌های بزرگوارشان که داغ عظیمی دیدند، سلام می‌کنم. برای تسکین و آرامش دلشان در محضر امام رضا دعا می‌کنم. و همین‌طور یاد می‌کنم از همه شهدای ناب دنا، همه رزمندگان عزیزمان، سرداران رشیدمان، علت شهید و رشید و بزرگوارمان. برای جانبازان این جنگ هم آرزوی سلامتی می‌کنیم. به امید پیروزی نهایی با تکیه بر خداوند متعال و با نظر لطف حضرت علی بن موسی الرضا.

شریعتی: ما امروز در محضر آقای دکتر رفیعی بناست که از شخصیت امام رضا، که به «عالم آل محمد» معروفند و مشهور، صحبت بکنیم. بله. تصاویر گنبد و بارگاه نورانی حضرت رضا را می‌بینیم با این نوشته بسیار دلگرم‌کننده که «ایران رضا تا ابد پیروز است».

خوب، بحث‌مان را اگر اجازه بدهید آغاز بکنیم. حرف زیاد است در محضر آقای دکتر رفیعی. انشاالله از این بعد شخصیت امام رضا که «عالم آل محمد» یاد کردید، من بگویم...

حجت الاسلام رفیعی: پدر و مادرهایشان اگر صدای من را می‌شنوند و پدر و مادرهای شهدا که این روزها جانشان را فدا کردند... مرحوم شهید ثانی در کتاب «مسکن الفؤاد» روایتی نقل می‌کند که کسی که فرزند از دست می‌دهد، روز قیامت به پدر و مادرش می‌گویند: از هر دری از بهشت می‌خواهی وارد شو. صبری که بر داغ فرزند داشتی... و این خیلی چیز عجیبی است.

اولاً یاد می‌کنم از مادر امام رضا، حضرت نجمه خاتون سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا. ایشان را کودک بود، خمیده... در واقع مادر، امام کاظم عَلَيْهِ السَّلَامُ ایشان را آورد پیش خودشان و بزرگش کردند. در نقلی دارد که این خانم می‌گوید (همسر امام صادق، مادر امام کاظم و مادربزرگ آقا امام رضا) من رسول خدا را در خواب دیدم، فرمود: «یا حمیده، حُبِّی نَجْمَهْ…» یعنی نجمه خاتون را برای پسرت موسی بن جعفر خواستگاری کن. چرا؟ «فَإِنَّهُ سَيُولَدُ لَهُ فِيهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ» چون خدا از این پدر (یعنی موسی بن جعفر) و از این خانم (یعنی نجمه) بهترین انسان روی زمین را می‌خواهد به دنیا بیاورد. این یک نکته.

نکته دیگر دارد که وقتی مادر امام رضا عَلَيْهَا السَّلَامُ امام رضا را به دنیا آوردند، تقاضا کردند از موسی بن جعفر همسرشان که یک دایه‌ای برایشان در نظر بگیرند. «أُعِنِّي بِمُرْضِعٍ» یعنی من را کمک کنید با یک شیردهی. آقا موسی بن جعفر فرمودند: مگر خودت نداری؟ مگر نمی‌توانی بچه را شیر بدهی؟ گفت: چرا، مشکلی ندارم. «وَ لَكِنْ عَلَيَّ وِرْدٌ مِنْ صَلَاتِي وَ تَسْبِيحِي» من یک اذکاری دارم، یک عباداتی دارم. با تولد این بچه که می‌آیم شیر به او بدهم و کارهایش را انجام بدهم، آن‌ها کم می‌شود.

این خیلی نشان می‌دهد که این زن یک جایگاه ویژه و عظیمی داشته است. باز به ایشان «أُمُّ الْبَنِينَ» هم می‌گویند. به ایشان «نجمه» و «تکتم» هم می‌گویند. این در منابع آمده. مرحوم شیخ صدوق آورده از افضل... راجع به مادر امام رضا که عاقل‌ترین مردم (از نظر فضیلت عقل و خرد و علم) و عبادتش را داشتند.

اما نکته‌ای که شما اشاره کردید در ارتباط با تعبیر «عالم آل محمد»... یک روایت زیبایی است. من اکثر این روایت را از کتاب شیخ صدوق می‌خوانم. می‌دانید ایشان کتابی دارند خیلی خوب است، خلاصه‌اش را در حرم گذاشتند، «چشمه‌های حکمت» را ترجمه کردند و به توصیه خود رهبر شهید این کار صورت گرفته.

این روایت خیلی قشنگ است: امام کاظم پراولاد بوده. می‌دانید که سی‌وهفت‌هشت تا فرزند داشته. بچه‌هایش را جمع کرد و «يَقُولُ لِبَنِيهِ» به پسرانش فرمود: «هَذَا أَخُوكُمْ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ» . این برادر شما علی بن موسی الرضا، عالم آل پیامبر است. «فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَدْيَانِكُمْ» هر چه در حوزه اعتقادات دارید از ایشان بپرسید. بعضی از بچه‌های امام کاظم از امام رضا بزرگ‌تر بودند، ولی چون کوچک‌تر بوده اما امام می‌فرماید ایشان امام است. سؤالات... «وَاحْفَظُوا مَا يَقُولُ» حرف‌هایی هم که می‌زند حفظ کنید. جالب است فرمود: «فَإِنِّي سَمِعْتُ أَبِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ غَيْرَ مَرَّةٍ» . برادران امام رضا: من بارها از پدرم امام صادق شنیدم که می‌فرمود: «لِي» به من، «إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ فِي صُلْبِكَ» این تعبیر «عالم آل محمد» در صلب توست.

پس هم امام کاظم مدال‌آور است، هم امام صادق. شریعتی! این را زائران امام رضا قدر بدانند.

بینندگان عزیزم، ما به نیابت از همه شما امروز به امام رضا سلام می‌دهیم و من قول می‌دهم به نیابت از شما امروز یک زیارت انجام بدهم. خدا خیرتان بده.

امام صادق فرمودند: «لَيْتَنِي أَدْرَكْتُهُ» کاش من این پسر را درک کنم، یعنی امام رضا را. خیلی حرف است. «لَیْتَنِی أَدْرَکْتُهُ» کاش می‌دیدمت، کاش می‌دیدمش. این تعبیر، می‌دانید که راجع به امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عَلَيْهِ السَّلَامُ هم هست.

با توجه به این نکته، من اجازه می‌خواهم یک هفت‌هشت مورد (اگر برسم انشاالله) از این عالم بودن ایشان عرض کنم.

شریعتی:
حالا، عالم ایشان، عالم آل پیامبر است. خب می‌دانید معنای علم امام با علم دیگران فرق می‌کند. علم امام، علم نیست، علم الهی است، آموزش‌نادیده است، استاد ندیده است. پدر به او منتقل کرده. لذا همین آقا امام رضا تا صبح کنار گهواره امام جواد حرف می‌زدند، صحبت می‌کردند، گهواره بچه‌ای که تازه به دنیا آمده. یک کسی گفت: آقا دعا می‌خوانید برایش؟ فرمود: نه، علم را دارم به او منتقل می‌کنم. به به! و لذا امام جواد در هفت سالگی امام بوده، امام هادی در پنج سالگی، امام زمان در پنج سالگی امام بوده. هیچ‌کسی با امام در این امور مقایسه نمی‌شود. منتها علم امام رضا که عرض می‌کنم، من الان موضوع سخنم را علم غیب امام رضا می‌گویم، نه علم ادیان و علم احکام و علم تفسیر و این‌ها (که زیاد هم از ایشان نقل شده با صاحبان ادیان).

حجت الاسلام رفیعی:
یک چیزی که در زندگی امام رضا، آقای دکتر رفیعی، به چشم می‌خورد، مناظرات حضرت و پیشگویی‌های صادقانه امام عَلَيْهِ السَّلَامُ است که کمتر به آن پرداخته شده.

اولین مورد: شخصی می‌گوید در منا بودیم با امام رضا. یحیی برمکی آمد رد بشود. یحیی بن خالد برمکی که هیبت و شوکت و قدرت و جاه فراوان داشت. و در منا، همه رفتند عقب او. آقا نگاهی فرمود و گفت: «مَسَاكِينُ هَؤُلَاءِ، لَا يَدْرُونَ مَا يَحُلُّ بِهِمْ فِي هَذِهِ السَّنَةِ». این بدبخت‌ها نمی‌دانند امسال چه بلایی سرشان می‌آید. همان سال هارون الرشید برامکه را غضب کرد و یحیی و آلش را از بین برد.

بعد امام رضا فرمود: «وَ عَجَبٌ مِنْ هَذَا أَعْجَبُ» عجیب‌تر از این هارون است. «وَ أَنَّهُ وَ هَارُونَ نَصِيرَانِ» و اینکه من و هارون این‌طوری می‌شویم؟ راوی حدیث می‌گوید: به خدا من نفهمیدم آقا چه می‌گوید. «فَوَاللَّهِ مَا عَرَفْتُ مَعْنَى حَدِيثِهِ». حالا آن اولیش مثلاً می‌شود آدم حدس بزند، اما نفهمیدم من و هارون این‌طوری می‌شویم. حتی روزی که امام رضا را... هارون که از دنیا رفت، امام رضا به دنیا آمده بود... نه. هارون که پشت... در واقع {هارون قبل از امام رضا مرد}. راوی می‌گوید روزی که امام رضا را دفن کردند، فهمیدم منظور امام رضا چی بود.

نکته دوم، جالب است: امام رضا عمویی دارد به نام محمد بن جعفر. ایشان در شهر دیباج (طرف دامغان) آنجا دفن است. این شهر الان به اسم ایشان است. حالا من بررسی سندی و این‌ها نکردم، اما معروف است. یک کمی راجع به ایشان من صحبت کنم بد نیست. محمد بن جعفر می‌شود پسر امام صادق، برادر امام کاظم، عموی امام رضا. همان سالی که امام رضا شهید شد (۲۰۳ هجری)، این هم فوت کرد. وقتی از مرو به بغداد برمی‌گشتند، مأمون امام رضا را شهید کرد و همین‌جا نماز خواندند و دفن کردند. محمد بن جعفر عمو هم در آن مراسم شرکت کرده بود، در برگشت از دنیا رفت.

این محمد بن جعفر نوشته‌اند آدم خوش‌تیپی بوده. «دیباج» به خاطر همین به او می‌گویند. سخاوت داشته، شجاعت داشته، اهل عبادت بوده. دو تا داستان می‌خواهم از او ذکر کنم. البته زیدی‌مذهب است، می‌دانید.

در نقلی دارد که در مکه تصمیم گرفت که قیام کند علیه عباسیان، علیه مأمون. در مکه چه کار کند؟ قیام کند. وارد شد بر امام رضا. امام رضا فرمود: «يَا عَمِّ لَا تُكَذِّبْ أَبَاكَ وَلَا أَخَاكَ» تکذیب نکن پدرت را (یعنی امام صادق) و برادرت را (یعنی امام کاظم که پدر من است). «فَإِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَتِمُّ» این قیام به نتیجه نخواهد رسید. قیام کرد و قیامش به شکست انجامید.

داستان دومی که می‌خواهم عرض کنم: این محمد بن جعفر (معروف به محمد دیباج، عموی امام رضا) یک پسری دارد به نام یحیی. می‌گوید: بابای من مریض شد. امام رضا آمد عیادتش. عموی من اسحاق آنجا بود، خیلی گریه می‌کرد (دید بابای من مریض است... برادرش می‌شود دیگر، بله دیگر دارد اشک می‌ریزد). گریه می‌کرد. امام به یحیی فرمودند که «إِنَّ إِسْحَاقَ سَيَمُوتُ» اینی که دارد برای آن گریه می‌کند، می‌میرد. عموی من که ناراحتی‌اش از بیماری بابای من بود، مرد. اما بابای من (پدربزرگ پدر) زنده ماند. خوب شد و ماند و ۷۰ سال عمر کرد. زمان امام رضا... عرض کردم، ۲۰۳ هجری.

این‌ها نمونه‌های دیگری از علم امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ است.

بینندگان عزیز، این داستانی که عرض می‌کنم برای اینکه توسل پیدا کنید انشاالله امروز به امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ، مخصوصاً مریض‌ها (همه‌شان را دعا کنیم، عده‌ای الان مجروحند، بله، در این حوادث آسیب دیدند). آقایی است به نام هشام. می‌گوید: من سردرد عجیبی داشتم. دوست داشتم بروم پیش امام رضا، آقا دعایی برای من بخواند، بهبود پیدا کنم. (الان ببینید این پنجره فولاد، چقدر آدم کنارش جمع شده و توسل پیدا کرده‌اند به امام رضا، صف کشیده‌اند برای اینکه دستشان... عنایت همه‌شان انشاالله.)

منتها می‌گوید یک سلسله سوالات جدی هم از امام رضا داشتم. از طرفی مکه هم می‌خواستم بروم. سه تا مطلب شد: اولاً سردرد داشتم دلم می‌خواست آقا دعایی برایم بخواند. ثانیاً سؤالاتی داشتم می‌خواستم از آقا بپرسم. سوم اینکه عازم حج بودم، دلم می‌خواست لباس احرامش را از امام رضا بگیرم.

رفتم خدمت آقا. سوالاتم را پرسیدم. «فَأَجَابَنِي» آقا جواب داد. آنقدر جذب پرسش‌ها و پاسخ‌های آقا شدم که «نَسِيتُ حَوَائِجِيَ» آن دو تای دیگر را یادم رفت. یعنی سردرد و لباس. «فَلَمَّا أَرَدْتُ الْقِيَامَ» بلند شدم با آقا خداحافظی کنم. «قَالَ: اجْلِسْ» . آقا فرمود بنشین.

شریعتی:
امام رضا علیه السلام این دست را امروز بر سر این کشور بکشد. امام رضا! این مردم مبتلا به افراد خبیث شدند، مبتلا به افراد بی‌دین شدند. به قول آیت‌الله العظمی سبحانی، از فرعون بدتر... امام رضا!

شعر معروف: «به یاد دارم و هرگز فراموشم نشود / رهبر بزرگ که فرمود آن سحرگه را...»
«همه دانند که ایران سر و سامان دارد / تکیه بر پرچم سلطان خراسان دارد»

حجت الاسلام رفیعی:
ایشان دستش را گذاشت روی سرش و دعا کرد. بعد با انگشت اشاره کرد به کسی که بسته‌ها یا سکه‌هایی که در خورجین بود. فرمود: به او کذا و کذا بدهید. او دو تا لباس و مقداری پول و... این‌ها را نگرفته بود و به زبان نیاورده بود.

این‌ها در واقع نمونه‌هایی از علم غیب است.

یک داستان دیگر نقل کنم: یک آقایی است به نام «بزطی» که خیلی با امام رضا مأنوس بوده. می‌گوید: نمی‌دانستم من بزرگ‌ترم یا امام رضا. خجالت می‌کشیدم به آقا بگویم شما چند ساله‌اید. یک وقت خدمت امام رضا رسیدم و هیچی نگفتم، ولی این سوال در ذهنم خلجان می‌کرد. فرمود: «أَنَا أَكْبَرُ» . «آزار» (اذیت) نکن، فکرت را مشغول نکن. من بزرگ‌ترم. «قَدْ عَطَى» ... ۴۲ سال سن دارد... تو کمتری. راوی می‌گوید: به خدا قسم من اصلاً به زبان چیزی نگفتم.

این‌ها همه علم غیب است. این است که شما در زیارت‌نامه امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ این تعبیر را به کار می‌برید: «أَشْهَدُ أَنَّكَ تَشْهَدُ مَقَامِي، تَسْمَعُ كَلَامِي، وَرَدَّ سَلَامِي، وَأَنَّكَ حَيٌّ عِنْدَ رَبِّكَ تُرْزَقُ» . این‌ها نشان‌دهنده این جایگاه عظیم و بلندی است که برای امام رضا علیه السلام هست.

فرصت داریم؟ بله. یک روایتی هم اگر برسم، از امام رضا علیه السلام بخوانم... می‌دانید که هارون الرشید در سفری که آمد به ایران (همین جا) مریض شد. چیز عجیبی است. لشکری آورده بود با غرور. به خودش می‌نازید. از بغداد بلند شد، پسرش فرمانده بود، اینجا استاندار بود در خراسان، پایگاهش هم مرو بود. لشکری آورد در اینجا. یک مرض بدی گرفت در اینجا، به گونه‌ای که دیگر نمی‌توانست روی پاهایش بایستد. می‌خواستند روی اسب بنشانندش، زیر بغلش را می‌گرفتند و نمی‌توانست بنشیند. نشست روی اسبش و لشکرش هم ایستاده بود. یک نگاهی کرد... من این جمله را (مخاطب ما ستمگران عالم‌اند) این حرف به گوششان برسد که ستمگری مثل هارون الرشید، قاتل موسی بن جعفر و قاتل سادات و قاتل صدها شیعه، آخر عمرش چه گفت؟

انشاالله ترامپ هم به همین زودی نابود بشود انشاالله. یک نگاهی به این لشکرش کرد. می‌دانید که هارون الرشید خیلی قدرت داشت. گفت: «مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ، هَلَكَ سُلْطَانِيَهْ» نه ثروت به دردم خورد و نه سلطنت. بعد گفت: من را ببرید قبرم را ببینم. آوردندش. همین‌جا (می‌دانید اول قبرستان هارونیه بوده، بعد امام رضا دفن شد). آمد یک نگاهی در این قبر کرد و گفت: باورم نمی‌شد که من با آن قدرت و با آن کبکبه این‌طور مردم و اینجا خاکم کنند.

بعد پسرش امین به قدرت رسید (امین برادر مأمون). اول او به قدرت رسید، بزرگ‌تر هم بود، خیلی آدم نادانی بوده. آمدند به امام رضا گفتند... حضرت در ایران نبود، در مدینه بود. علم غیب: فرمودند: «إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ يَقْتُلُ مُحَمَّدًا» که این داستان مفصل دارد.

رهبر کبیر انقلاب (رضوان الله تعالی علیه) که می‌دانید رهبر شهید ما چه احترامی برای امام قائل بود، فرمود: «این انقلاب بدون نام امام در هیچ کجای دنیا شناخته شده نیست». اگر بخواهم یک جمله خیلی کوتاه در معرفی رهبر شهیدمان بگویم: محو و عاشق امام بود. پیدا نمی‌کنید شاگردی مثل ایشان برای امام که آشنا به مبانی باشد. اگر نبود جز ایشان، خط امام ۳۷ سال ادامه پیدا نمی‌کرد. الان هم انشاالله با رهبر عزیزمان ادامه پیدا می‌کند.

امام خیلی‌ها خواستند، وصیت‌نامه‌اش چیست؟ اول وصیت‌نامه‌اش به همین علوم ائمه افتخار می‌کند که ما مفتخریم.

اگر اجازه بفرمایید یک نمونه دیگر هم عرض کنم...

شریعتی:
بله، قرآن را بشنویم؟

حجت الاسلام رفیعی: ریان بن صلت می‌دانید که این خاندان با ائمه ما مأنوس بودند، مخصوصاً با امام رضا. می‌گوید: من آمدم محضر امام رضا. معمر (یکی از اصحاب) دارد می‌رود دیدن امام رضا. به معمر گفتم: من دو چیز خیلی دلم می‌خواهد: یکی یک پیراهن از امام رضا (چفیه نمی‌گرفتن) و یکی هم تازه به اسم امام رضا سکه‌ای خورده بود. معمر گفت: باشه. رفت و یادش رفت. بلند شد بیاید. امام رضا فرمود: «يَا مَعْمَرُ، أَ لَا يُرِيدُ الرَّيَّانُ أَنْ نَكْسُوْهُ مِنْ صَابِنَا وَنَهَبَ لَهُ مِنْ دَرَاهِمَ» . گفتم: سبحان الله! این همان بود که در دلش گذرانده بود.

آقای دکتر رفیعی، امروز گفتن یک دلگرمی برای ما ایجاد می‌کند که اگر یک وقتی می‌آییم در حرم (اصلاً حرم که حالا موضوعیت ندارد)، واقعاً با امام رضا از هر جایی می‌توانی ارتباط برقرار کنی. اگر خواسته‌ای داری، اگر حاجتی داری که حتی رویت نمی‌شود، یا یک وقت‌هایی یادت رفته، به آقا ۳۰ درهم و یک لباس... این آقا این‌طور است. حاجتی که به زبان نیاوردی را می‌دهد، در دلت می‌دهد. لذا مردم عزیز هیچ نگران نباشید، هیچ ترس به دل راه ندهید. ما پیرو مکتبی هستیم که این معارف در آن است. و انشاالله آقا و مولایمان علی بن موسی الرضا دعا شامل همه‌مان باشد انشاالله.

شریعتی: از مشهد ایران، از بهشت روی زمین، از کنار امام رضا، مهمان لحظات ناب و نورانی شما هستیم. می‌دانم خیلی‌ها دلتان پر می‌کشد برای این صحن و سرا، برای این گنبد و بارگاه. دوست داشتید شب میلاد اینجا بودید. امیدوارم به زودی قسمتتان بشود. حتماً دعاگوی شما خواهیم بود. به نیابت از طرف شما سلام خواهیم داد به محضر امام رضا و امیدوارم همان‌گونه که آقای دکتر رفیعی فرمودند، امام رضا حاجت‌هایتان را روا کند و انشاالله خواسته‌های دلتان را بشنود و ببیند و به آنها اعتنا کند.

ما قرار گذاشتیم.. الان یادآوری می‌کنم. قربانی این ماه را قرار شد که به صورت ویژه در کنار هم تجربه بکنیم، به نیت سلامت امام زمانمان، به نیت سلامت نایب امام زمانمان، به نیت سلامت امت مجاهد امت امام زمانمان. یک شماره دوستان زیرنویس کردند، می‌توانید ببینید و یادداشت کنید، یا با گوشی تلفن‌همراهتان عکس بگیرید. اگر فرصت نمی‌کنید بنویسید، انشاالله قربانی این ماه با شکوه هرچه تمام‌تر به عشق امام رضا انجام بشود و این بسته‌های گوشت قربانی به دست خانواده‌های عزتمند و آبرومند برسد.

برای شفای مریضان دعا می‌کنیم، برای سربلندی و عزت رزمندگان دعا می‌کنیم، برای صبر و استقامت مردم دعا می‌کنیم، برای سلامت رهبر عزیزمان دعا می‌کنیم. انشاالله که امام رضا به لحظه لحظه و آن به آن زندگی ما توجه و عنایت بکند.

آیات را بشنویم. بعد از تلاوت آیات، انشاالله در لحظات و دقایق پایانی با احترام همراه شما هستیم. عزیزانم، صفحه ۱۸۵ قرآن کریم را تلاوت می‌کنیم و چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را در شب میلاد امام رضا هدیه بکنیم به روح بلند و آسمانی و ملکوتی «عالم آل محمد».

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. بفرمایید، خواهش می‌کنم.

صفحه185 قران کریم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

گاهی دلم به سمت خدا می‌برد مرا، یعنی به آستان رضا می‌بارد مرا. تا محضر سپیده هشتم به صد امید، ایمان جدا و عشق جدا می‌برد مرا.

حالا که از قاب تلویزیون زائر این صحن و سرا و بارگاه ملکوتی حضرت رضا شدید، بگذارید بگوییم: «يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ، مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ، وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ، فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا، إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ» . با این نکته‌هایی که آقای دکتر رفیعی عزیزمان فرمودند، دیگر حالا می‌توانیم مطمئن باشیم که این دست‌ها خالی برنخواهد گشت.

یک پنج‌شش دقیقه فرصت داریم. آقای دکتر رفیعی، یک روایتی وعده داده بودید. انشاالله روایت را بشنویم و جمع‌بندی فرمایشات شما را داشته باشیم. بله، بفرمایید.

حجت الاسلام رفیعی:
داستان دیگر در ادامه همان بحث علم غیب: شخصی به نام موسی بن مهران می‌گوید نامه نوشتم به امام رضا که برای پسر من دعا کنید. می‌دانید مجموعه‌ای از نامه‌های امام رضا به نام «مکاتبات» جمع‌آوری شده. هم «صحیفة الرضا» داریم، هم «مکاتب الأئمه». پسرش را از دست داده بود. از امام رضا خواست برای پسرش دعا کند.

پاسخ امام رضا: «وَهَبَ اللَّهُ لَكَ ذُكْرًا صَالِحًا» ، انشاالله خدا به شما یک پسر خوب بدهد. پسر داشت می‌گوید: تعجب کردم منظور آقا چه بود؟ مدتی گذشت. «فَمَاتَ ذَلِكَ» آن پسر از دنیا رفت. پسر دیگری برایش به دنیا آمد. این اتفاق به طور طبیعی در زندگی ایشان بوده، ولی امام رضا در واقع یک جوری زمینه‌اش را برایش با این نامه فراهم کرده. این علم غیب است.

اما آن روایت: سلیمان جعفری می‌گوید خدمت امام رضا رسیدم، دیدم افراد مختلفی نشسته‌اند. شما هم اشاره کردید مناظرات و پرسش‌ها و ... هر کسی از یک باب می‌پرسد و امام رضا جواب می‌دهد. یکی از دین می‌پرسد، یکی از احکام، یکی از علل (علت فلان عمل چیست). تعجب کردم. اصلاً یک لحظه (این را می‌گویم که بینندگان عزیز مرزها را رعایت کنید، یک وقت دچار غلو و افراط و تفریط نشوید) می‌گوید خیلی شلوغ بود و سؤالات مختلف. هر کس سوال می‌کرد، آقا هم پشت سر هم جواب می‌داد. من در ذهنم این خطا را می‌خواهم عرض... گفتم: «يَغِبُّ قُلْتُ» کاش پیغمبر بودند (چون این آقا پاسخگویی به این زیبایی و با این حجم، انبیا هستند دیگر). حضرت یحیی در کودکی، حضرت عیسی در گهواره، «عبدالله الکتاب» خود پیغمبر گرامی اسلام... نگاه من که به مکتب نرفت و خط ننوشت، به غمزه مسئله‌آموز مدرس شد.

این در ذهن من آمد. آقای شریعتی، جالب است می‌گوید: من به زبان نیاوردم، در دلم گفتم: پیغمبرند دیگر. «قَالَ» به من نگاهی کرد و فرمود: «يَا سُلَيْمَانُ، إِنَّ الْأَئِمَّةَ عُلَمَاءُ حُلَمَاءُ» . ائمه عالمان و بردبارند. «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَنْبِيَاءَ» آدم جاهل این‌ها را انبیا معرفی می‌کند. ولی «لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ» .

چقدر ائمه حواسشان بوده که کسی از این موقعیت سوء استفاده نکند. من به همین میزان اکتفا می‌کنم. خود امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمودند: به ما اقتدا کنید، از ما تبعیت کنید. و اینکه فرمودند: در مواقع شدت، در تنگناها از ما کمک بگیرید. در زیارت جامعه هم اشاره می‌کنیم: «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَبِكُمْ يَخْتِمُ» . فتح و ختم امور به دست شماست. البته همه‌اش به اذن الله. همه‌اش به اذن الله. خدای تبارک و تعالی به قدرت خودش، خلقت که کار خودش است، به حضرت عیسی داده؛ می‌گفت «أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ» ، احیای اموات که کار خداست به حضرت عیسی عَلَيْهِ السَّلَامُ داده. و این قدرت الهی (همه امور) در زیارت جامعه کبیره مرتب می‌گوییم، می‌گوییم همه‌اش به خاطر خداست: «إِلَى اللَّهِ، إِلَى اللَّهِ» .

شریعتی:
انشاالله خداوند به ما توفیق بدهد پیروان خوبی برای اهل‌بیت باشیم و همان‌طور که اشاره کردم، دست امام رضایی را بر سر همه‌مان... الهی آمین. «علی رأسِی»... آن آقا دستش را بر سر ما بگذارد. انشاالله.

باز من برای مشارکت در قربانی ماه ذی‌القعده از شما دعوت می‌کنم. انشاالله قربانی این ماه پرشکوه هرچه تمام‌تر برگزار بشود، به عشق امام رضا، برای سلامت رهبر، برای سلامت امت امام زمان، برای سلامت امام زمان که سلامت در گرو سلامت اوست. شما هم دعوتید. شماره کارتی را دوستان زیرنویس کردند. اگر به هر دلیلی موفق نشدید، می‌توانید به کانال ما مراجعه کنید، به سایت می‌توانید مراجعه کنید و یا عدد ۱۴ را به ۲۰۳۰۳ (کافی است پیامک کنیم). می‌دونم الان که شما نشسته‌اید و تصاویر صحن و سرا را می‌بینید، شب میلاد امام رضا هم هست، خیلی حاجت دارید. خیلی‌ها مریض دارید، خیلی‌ها شاید در بیمارستان، گوشه آسایشگاه، برنامه «سمت خدا» را تماشا می‌کنید. بعضی‌ها برای عاقبت‌بخیری جوان‌ها، ازدواج فرزندانشان، بعضی از کسب و کارها آسیب دیده در این ایام، بعضی‌ها قرض دارند، بدهی دارند، بعضی‌ها زندانی دارند، جوان دم‌بخت دارند.

خلاصه دعای مفصلی... آقای دکتر رفیعی انشاالله در محضر امام رضا انجام بدهند و عزیزانمان که در منزل هستند با دل‌های پاکشان، با دل‌های صاف انشاالله آمین بگویند. از خدمت دوستان مرخص می‌شوم.

این دعای حضرت ابوذر را (که خدا رحمت کند، آیت‌الله العظمی بهجت خیلی سفارش می‌کردند به خواندنش، مخصوصاً در قنوت‌ها) فکر می‌کنم شش تا حاجت در آن مطرح است. خیلی کامل است. جبرئیل به رسول خدا خبر داد که دعای ابوذر پیش آسمانی‌ها معروف است:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَالْإِيمَانَ بِكَ، وَالتَّصْدِيقَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَالْعَافِيَةَ مِنْ جَمِيعِ الْبَلَاءِ، وَالشُّكْرَ عَلَى الْعَافِيَةِ، وَالْغِنَى عَنْ شِرَارِ النَّاسِ»

امنیت اول، ایمان، تصدیق به پیامبر (یعنی تصدیق به ائمه، یعنی تصدیق به قرآن، همه چیز در آن است)، عافیت از همه بلاها، شکر بر عافیت، و غنا از اشرار مردم. چقدر مهم است!

من یک بار بخوانم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمْن وَالْإِیمَانَ بِکَ وَالتَّصْدِیقَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى ﷲُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَالْعَافِیَةَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلاءِ وَالشُّکْرَ عَلَى الْعَافِیَةِ وَالْغِنَى عَنْ شِرَارِ النَّاسِ». در کانال ما می‌توانید ببینید.

ما امروز قرار بود خدمت آقای ماندگاری باشیم. یکشنبه، به میزبانی آقا رضا مولایی، خدمتشان رسیدیم و سلام کردم. امروز با احترام، با افتخار در محضر آقای دکتر رفیعی بودیم و خوش گذشت. در کنار هر جا هستید، موفق باشید. خدمت خانواده سلام برسانید. خوشحالیم که در این لحظات و دقایق، این حال خوب را با شما سهیم و شریک شدیم. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید.

پدرش (امام کاظم) فرمود زیارت امام رضا مثل زیارت خداست در عرش. پسرش بهشت را تضمین می‌کند برای زائر با معرفت پدرم. و خودش می‌فرمود: هر کس به زیارت من بیاید، من سه جا به دیدارش می‌روم: اول سر پل صراط، دوم وقتی که نامه‌های عمل را می‌دهند، سوم پای حساب و کتاب.

ما چشم به راه شماییم آقا و امیدوارم دست نوازشتان را بر سر ایران عزیزمان بکشید، بر سر تک‌تک ما. ما چقدر دلگرم به لطف و عفو و بزرگی شما هستیم.

حالا یک ایران با دل و جان صلوات خاصه حضرت رضا را قرائت می‌کند و امیدوارم که این صلوات‌ها به محضر حضرت برسد و انشاالله خدا ما را مشمول جواب سلام حضرت قرار بدهد.

در پناه خدا باشید. فردا هم که روز میلاد است، انشاالله با احترام، با عشق همراه شما هستیم. از همه بچه‌هایی که زحمت کشیدند این ارتباط را برقرار کردند، ممنونم و همه دوستانمان در پخش شبکه سه و همکارانمان که در تهران هستند. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید تا فردا و تا سلام دوباره.

آقای دکتر، خیلی از شما ممنونم. سلامت باشید.