اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-12-09- حجت الاسلام عابدینی- سلسله انبیاء و نقش آخرالزمانی ( حضرت داوود علیه‌السلام )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ و به نَسْتَعِينُ، إِنَّهُ خَيْرُ نَاصِرٍ وَمُعِينٍ.صلوات می‌فرستم و تقدیم می‌کنم آن را به محضر بانوی بزرگوار، حضرت خدیجه کبری سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. امن یُجیب خواندن من بی‌نتیجه زهرا یتیم گشت و پدر بی‌خدیجه ماند. الهی که مادر مؤمنین، حضرت خدیجه عَلَيْهَا السَّلَامُ در این روزها و شب‌ها دعا کنند برایمان که عباداتمان به درگاه خدای متعال مقبول برسد و پسندیده واقع بشود انشاالله

برنامه سمت خدا را در این شنبه هم تقدیم شما می‌کنیم، در حالی که حاج آقای عابدینی عزیز با ما هستند و قرار است تقریباً (حالا کمتر یا بیشتر) ۳۰ دقیقه محضر حاج آقا باشیم. که یک لحظه هم روی ماه حاج آقا را دیدید و حالا سر بچرخانم و سلام کنم و شما هم همراهی بفرمایید با عرض تسلیت و تعزیت این روز و شبی که پشت سر گذاشتیم. حاج آقا سلام علیکم و رحمت الله. عزیزم الله اجرکم.

حجت الاسلام عابدینی:
سلام علیکم و رحمت الله. و عرض سلام و ادب و تسلیت خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمان. انشاالله که ساس مادریمان را نسبت به حضرت خدیجه روز به روز بیشتر بکنیم و بدانیم همان‌جوری که حضرت خدیجه عاشق پیغمبر بود، عاشق امت پیغمبر هم هست. و لذا اگر که ما قابلیتمان را ایجاد کنیم، می‌توانیم از بهره‌های مادری حضرت بهره‌مند باشیم و مادر ما محسوب بشود. لذا به عشقی که پیغمبر به خدیجه داشت و عشقی که حضرت خدیجه به پیغمبر اکرم داشتند، ما می‌توانیم از هر کدام به ساحت دیگری برای شفاعت راهی باز کنیم. فلذا از جانب مادرمان می‌خواهیم که برای ما شفاعت پیغمبر را در این ایام مهیا بکنند انشاالله انشاالله.

ملایی:
یکی از افتخارات برنامه «سمت خدا» که حضرت‌عالی هم دقیق در جریانید، مخاطبان عزیزمان هم می‌دانند، این است که کارهای مشارکتی برنامه (مثل قربانی، مثل فرزندان غدیر، مثل طرح‌هایی که برای رضایت خدا در خدمت به بندگان خدا دارد اتفاق می‌افتد) با موسسه محترم و وزین حضرت أم المؤمنین خدیجه کبری عَلَيْهَا السَّلَامُ است. این خیلی خوب است و فکر می‌کنم که روزی ماها بوده این اتفاق شگرف. در خدمتیم حاج آقا.

حجت الاسلام عابدینی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ کن لوَلِيَّكَ الْحُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا. انشاالله که امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ به برکت مادرشان حضرت خدیجه در این ایام یک توجه ویژه‌ای به ما بکنند، ما را برای شب‌های قدر آماده‌تر بکنند انشاالله انشاالله. حال مناسب بشود برای شب‌های قدر.

خوب، ابتدا یک نکته‌ای را نسبت به حضرت خدیجه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا عرض می‌کنیم. بعد از اینکه پیغمبر اکرم (خیلی زیباست) از معراج برمی‌گشتند، آنجا دارد که جبرئیل سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ به پیغمبر عرض کردند که سلام من و خدا را به خدیجه برسانید. بعد اینجا دارد که وقتی که پیغمبر اکرم سلام را به حضرت رساندند، خیلی تعبیر حضرت زیباست. می‌فرماید که حضرت خدیجه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا این تعبیر را دارند: "إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ". چه معرفتی! که انبیا بزرگ چنین معرفتی را داشتند که می‌دانستند «سلام» چه اسم عظیمی است. ببینید حضرت چه جوابی می‌دهد: "إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ" سلام فقط از اوست، خودش سلام است. سلام هم فقط از اوست. و "إِلَيْهِ السَّلَامُ" سلام و آن سِلم بودن و سلامتی و سالم بودن از جهت وجودی فقط به سوی او هم بالا می‌رود. چقدر زیبا! و "وَعَلَىٰ جَبْرَئِيلَ السَّلَامُ" و بر جبرئیل هم که سلام کرده بود، آنجا در جدا سلام بر جبرئیل هم می‌رساند. این یک نکته.

یک نکته دیگر هم بگویم که عبور کنیم. هرچند جا داشت که تمام جلسه راجع به حضرت مادر صحبت بکنیم بالاخره، اما به لحاظ اینکه این قصه را شروع کردیم، قصه حضرت داوود عَلَيْهِ السَّلَامُ را بتوانیم به سرانجام برسانیم، مجبوریم با اشاره عبور کنیم.

حضرت خدیجه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا وقتی کسالتشان شدید شده بود و این‌ها، وصایایشان را به پیغمبر می‌کردند. سه وصیت داشتند که اولیش این بود که من کوتاهی‌هایی داشتم، شما ببخشید. حالا حضرتی که تمام هستی‌اش، تمام آن عشق و علاقه‌اش، سرمایه‌اش، همه چیزیش را در راه پیغمبر خرج کرد. که از جمله یکیش این بود (خیلی زیباست) که وقتی فهمید که پیغمبر امیرالمؤمنین را دوست دارد (به دنیا آمده بود حضرت)، همین که فهمید پیغمبر امیرالمؤمنین را دوست دارد، به عشق پیغمبر، خرج خانواده ابوطالب را متکفل شد، خرج خانواده ابوطالب را متکفل شد. به عشق پیغمبر. این‌ها خیلی زیبا است که علاقه چه‌جور... خلاصه این علاقه... حضرت حتماً می‌داند که پیغمبر امتش را هم دوست دارد. لذا به عشق پیغمبر به امتش هم انشاالله حضرت نظر می‌کند. و شما باور داریم این را و بخواهیم از ایشان. بله، بخواهیم از مادرمان که به عنوان أم المؤمنین مادر ماست.

بعد آنجا دارد سه تا تقاضا داشت: یکی‌اش این بود که من خلاصه کوتاهی کردم، مرا ببخشید. از دومی‌اش این بود که فاطمه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا که دختر حضرت تنها می‌شود بعد از من، هوای او را داشته باشید که دیگران آزاری، اذیتی... چون می‌دانست دشمنان زیادی هستند، مراقب فاطمه از جانب من هم باشید. بعد عرض می‌کند: سومی‌اش رویم نمی‌شود به شما بگویم، به دخترتان می‌گویم، از طریق دخترتان به شما بگوید. عجب! چقدر این خانم با همه صفایش! وقتی که پیغمبر از اتاق بیرون می‌روند و حضرت زهرا داخل می‌شود، آنجا دارد که به زهرا سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا آنجا بگوید که من از قبر می‌ترسم و هراسانم و دلم می‌خواهد که آن پیراهنی که پیغمبر وحی بر او نازل می‌شد، که در آن پیراهن بود، را کفن برای من قرار بدهند که بلکه در آن پیراهن مقام امن برای من باشد. دارد که پیغمبر روز دفن حضرت، تمام دفن و کفن و همه را خودش به عهده گرفت. و وقتی که داشتند کفن را می‌پوشاندند، از جانب خدای سبحان جبرئیل کفنی را آورد، گفت: هستی‌اش را خدیجه در راه ما داد، ما اولی‌م از اینکه کفن خدیجه از ما باشد. خدا رحمت کند مادرمان را و انشاالله شفیعه ما باشد انشاالله انشاالله.

بحثی که در محضرش بودیم، سلام می‌دهیم به حضرت داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ و اذن می‌گیریم از حضرت در رابطه با ورود به بحثی که نسبت به حضرت داشتیم. در محضر آیات سوره ص بودیم. در آیات سوره ص به اینجا رسیدیم که: "إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ". که گفتیم این تسخیری است. تعبیری که بعضی مفسرین بزرگوار دارند، تعبیر زیبایی است. می‌گوید: کأنه مناجات‌های داوود عَلَيْهِ السَّلَامُ مثل نماز جماعتی بود که مستمعین و آن مأمومینش کوه‌ها بودند و پرندگان. یعنی تمام عالم وجود اقتدا کرده بود در این دعا و نماز به داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ. تصور کنید که عالم پشت سر یک کسی ایستاده، دنبال این است که هر ندایی که او دارد، این ندا و این‌ها به تبع او و با او همراه باشند تا با او به کمال برسند.

آن وقت ما انسان‌ها آیا نمی‌شود که همراه دعاهای اماممان امروز همراه باشیم که همان‌جوری که اینجا "إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ" ما امروز همراه آن سوز و گداز اماممان باشیم؟ نمی‌شود؟ وقتی کوه و در و دشت می‌شود با نبی، چرا ما نتوانیم و این احساس را نکنیم؟ چرا این راه‌ها را نداریم؟ چرا وقتی نماز می‌ایستیم، احساس نمی‌کنیم که الان در محضر اماممان داریم این نماز را می‌خوانیم؟ داریم به امامت اماممان نماز می‌خوانیم. که او دارد انجام می‌دهد ما هم نه... حالا نه به این عنوان که بگوییم جلو ایستاده ما پشت سرش بخواهیم. نه، به این عنوان که همه نمازها به امامت حضرت است و همه اعمال به امامت حضرت است. همان‌جوری که همه این دعاها به امامت داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ است و همه هستی مأمومین او هستند.

این قدرت است، "ذَا الْأَيْدِ" بودن سبب "إِنَّا سَخَّرْنَا" شد. یعنی هر چقدر وجودی قوی‌تر می‌شود در رابطه با خدا، عالم وجود با او همراه‌تر می‌شود. پس امام زمان ما عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ که در قدرت بی‌تا و بی‌همتاست، چرا ما غافلیم از این؟ ما یقین داریم در و دشت و کوه و بیابان و صحرا و کوه‌ها همه با او همراه هستند. اما ما غافل هستیم. فقط انسان است که غافل است. اگر این غفلت ما کنار برود، هر لحظه‌ای در محضر اماممان می‌توانیم حضور داشته باشیم و این حضور ما جماعت ما را در ارتباط می‌تواند ایجاد بکند.

خب، می‌فرماید که "إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ". این "سَخَّرْنَا" را باز یک نکته را عرض بکنم. در قرآن این تسخیر خیلی زیبا آمده. یک جا می‌فرماید برای سلیمان "الرِّيحَ" را تحت تسخیرش قرار دادیم. چقدر جالب است که باد در تحت تصرف و تسخیر سلیمان بود که اگر "غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ" گاهی می‌خواست آرام حرکت کند، جای نزدیکی را برود، آرام حرکت می‌کرد، با گاهی می‌خواست تند باشد، "رَيْحَاءَ" "آصِفَةً" می‌شد و تند حرکت می‌کرد. ببینید گاهی "رُخَاءً" بود، گاهی سریع بود. این‌جور هم نبود که "غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ" آخر قدرت سلیمانی باشد؟ بیش از این نیاز نبود که آشکار بشود، فاصله شهرها با همین مسیر کفایت می‌کند. و الا این قدرت وقتی ایجاد شد، این تسخیر محقق شد، دیگر او تحت تسخیر... هر امکانی را فراهم می‌کند.

گاهی کشتی نوح است که می‌فرماید "بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا". با بسم الله که نوح عَلَيْهِ السَّلَامُ می‌گفت، کشتی حرکت می‌کرد و کشتی می‌ایستاد. یعنی تسخیر کشتی و آب به طوری در دست نوح سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ بود که بسم الله‌اش حرکت را به دنبال داشت و بسم الله‌اش ایستادن را. آیا این‌ها فقط گفتن برای ماست که راه به سوی این‌ها نیست، یا اینکه این گفتن با اینکه دعوت شدیم ما هم به این سمت حرکت بکنیم؟ چون اگر انسان از خدا ببیند، امکان تکرار این‌ها برای مؤمن (که خدا بخواهد) هست. لذا اینکه عالم تحت تسخیر قرار بگیرد، به مقداری که انسان راه خدا را بپیماید و آن طریق امکان‌پذیر است. یعنی همان‌جوری که باد تحت تسخیر سلیمان می‌شود (خیلی حرف ساده‌ای نیستش). ببینید باد، نه یک موقع هست که می‌گویید هواپیما امروز با هوا... به اصطلاح شما وسیله درست کنید، از باد استفاده کنید، خدا قرار داده این امکان را که تحت تسخیر ظاهری در بیاید. اما بدون اینکه شما وسیله‌ای را بخواهی به کار بگیری، بدون اینکه شما بخواهی ابزاری را به کار بگیری، باد در اختیارت باشد، بدون اینکه بخواهی... استفاده اراده که بکنی، اراده تو، سرعتش، حرکتش، کجا ببرد، کجا بیاورد، چه کار بکند، چند نفر باشند، مرکب‌هایشان هم در این بردن ببرد. ببینید فقط سلیمان تنها نبود، با لشکر گاهی باد می‌برد و می‌آورد این‌ها را با مرکب‌هایشان می‌برد و می‌آورد. و این‌ها خیلی زیباست. می‌گوید این هم جزو قدرت‌های هستی است. و الا اگر که این جزو قدرت‌های هستی که دست‌یافتنی برای مؤمن (معجزه است)، کسی نمی‌تواند به طریق عادی برود، مگر به طریق ایمان، خدا بخواهد به او عنایت بکند.

لذا آنچه که برای انبیا ایجاد شده، تمام‌شان تحت تسخیر امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ هم هست. یعنی آن‌جوری که برای داوود همه این‌ها اوْبِيَ داشتند و أَوَّابٌ بودند و با او هم‌ناله بودند، و برای سلیمان باد در اختیار تام و کامل بود و اصلاً افتخار می‌کرد باد که مرکب سلیمانی را حرکت بدهد، موکب سلیمانی را جابجا کند. تمام این‌ها، همان‌جوری که خاتم سلیمانی، همان‌جوری که عصای موسی، و همان‌جوری که آب و دریا و خشکی و همه این‌ها در اختیار انبیای الهی بود، همین‌ها در اختیار امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ هست. به تعبیر روایات، همان کاری را می‌کند که برای آن انبیا می‌کرد. یعنی در زمان ظهور، تمام این‌ها ظهور و بروز هم دارند. نه فقط نزد حضرت باشند، بلکه باد همین کار را دارد، کوه‌ها همان حال را دارند، و زمین همان در حقیقت اشتیاق را دارد که اگر بخواهد... زمین لذا دارد در بعضی از جنگ‌ها، زمین دهان باز می‌کند و دشمنان حضرت را می‌بلعد. یعنی همان کاری را که با قارون کرد. و آب همان کاری را که با فرعون کرد. و همان کاری را که آتش با ابراهیم خلیل انجام داد که سرد و برد و سلام شد. چه در جانب کمالی‌اش و چه در جانب به اصطلاح باطل و دشمنانشان، همه این‌ها در اختیار حضرت است. البته حضرت دنبال این است که در دوران قیامش کمال با حرکت مؤمنان محقق بشود، نه بنشینند و نگاه کنند. اما تمام قوای عالم ظاهر است که در اختیار حضرت است، نه پنهان باشد. این ظاهر بودنش خیلی... لذا کسی که در ارتباط با حضرت قرار می‌گیرد، به خصوص بعد از تثبیت حاکمیت حضرت و بعد از دوران قیام، آنجا می‌بیند دیگر چشم و باز می‌شود، این رابطه معیت را می‌بینند.

گفت که آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری. از این زاویه روایت: تمام مواریث و سنن انبیا در اختیار حضرت موجود است. و همان کاری را می‌کند که برای انبیا انجام می‌داد. نه فقط نعوذ بالله موزه باشد که آنجا باشد، بگوییم این هست. نه، همان کار را می‌کند که... خب، اینجا می‌فرماید: "يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالاشراق". آن وقت صبح و شام که انسان عباداتی که خدا قرار داده برای ما تا ما را از غفلت‌های روز با عبادات روز و از غفلت‌های شب با عبادات شب غافل کند. لذا ورود به شب با عبادت الهی است که آغاز شب با نماز مغرب می‌شود. مثلاً ببینید چقدر جالب است: آغاز صبح با نماز صبح، آغاز روز با نماز صبح. یعنی تو مثل اینکه می‌خواهی یک کاری را انجام بدهی، بسم الله الرحمن الرحیم گفته می‌شود که "كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَمْ يُبْدَأْ فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ فَهُوَ أَبْتَرُ". هر کاری به مقداری که به خدا گره می‌خورد، این به اصطلاح بقا پیدا می‌کند و الا ابتر است. روز و شب ما را هم خدا برای ما این‌جور قرار داده که آغاز روزمان با یک ارتباط با حق و توجه باشد، آغاز شبمان هم با همین باشد. انتهای روزمان هم با همین توجه باشد که متصلش می‌کنی، انتهای شب هم آن را با همین توجه مرتبط کنیم. لذا ببینید ملائکه کاتب اعمال انسان، ملائکه روز و شب هم با هم متفاوت‌اند. به همین جهت گفتند دو وقت که وقت طلوع صبح است. تا فجر به اصطلاح دمیده شدن، آفتاب آمدن بیرون آفتاب که آن طلوع فجر است و همچنین غروب (تا مغرب)، این دو وقت هم ملائکه روز ثبت می‌کنند اعمال را، هم ملائکه شب. لذا در این دو وقت یاد حق بودن و ذاکر بودن اثرش مضاعف است. جالب این هم خلاصه جالب است که هر دو ملک که شیفتشان و پستشان را می‌خواهند جابجا کنند، در این دو وقت حاضرند. دیدید در بیمارستان‌ها وقتی که می‌خواهند... در این قسمت‌های به خصوص این آی‌سی‌یو، دارند گروهی که می‌رسند، زودتر می‌آیند، بله، بعد با هم می‌آیند سر تخت‌ها، یکی یکی مریض‌ها را تحویل می‌دهند، تحویل می‌گیرند. حتی توضیحاتی می‌دهند و تحویل دادن از طرف قبلی‌ها، تحویل گرفتن از طرف بعدی‌ها. یعنی این دو ملک حاضرند آنجا در تحویل دادن و... این همان وقت چیست؟ مثل وقت طلوع و وقت غروب است که این تحویل دادن و تحویل گرفتن. آن وقت هر عملی در آنجا واقع بشود، هر دو می‌نویسند. لذا عمل در آن ایام... لذا تعبیر این است که "يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ" که به خصوص در این دو وقت این تسبیح و این به اصطلاح حال داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ با همه حاکمیت و مملکت‌داری که سلطنتش از فلسطین تا استخر به اصطلاح شام تا شیراز و فارس را شامل می‌شد، تا اینجا در این مسافت زیاد حکومتش بود، اما در عین اینکه در حکومت‌داری اقتدار کامل را داشت، عباداتش کم نبود و توجهاتش کم نبود.

در آیه بعد می‌فرماید: "وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً" پرندگان همه این‌ها جمع بودند. محشوره، جمع بود، یعنی یک اجتماع عظیمی از پرندگان اطراف به اصطلاح داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ در وقت مناجاتش. چه شوقی و فهم و شعوری این‌ها داشتند که آنجا جمع می‌شدند! ببینید جریان پرندگان یک جریان جالبی است. حالا من یک چندتایش را نوشته بودم اگر که الان... ببینید جریان پرندگان در قرآن خیلی جریان جالبی است. در قرآن چندین بار این جریان پرندگان ذکر شده و هر بار این جریان پرندگان (حالا که الان در ذهنم هست را عرض می‌کنم تا اگر پیدا نکردم، ببینید): یکی اینجاست. یکی هُدْهُد است، بله، با جریان سلیمان است. یکی جریان غرابی است که با قابیل معلم قابیل شد در اینکه به اصطلاح چه کار بکند، آنجا نشان بدهد که "كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ". برادرش بلد نبود چه کار بکند، دفنش کند تا آنجا... برای دَفْعِ بحث دیگر... در پرندگانی که ما داریم در جریانات قرآنی. ببینید همین آیه با داوود است که در جای مختلف آمده (هم اینجا آمده، هم در سوره انبیاء آمده) که این‌ها با به اصطلاح داوود سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ چه بودند، این‌جور محشوره همراه. این خیلی حرف ساده‌ای نیست. یکی از جریانات دیگر، جریانات ابراهیم خلیل است که آن چهار تا پرنده را گرفت، وقتی سؤال کرد که "رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَىٰ" چه... من مظهر اسم مُحْيِي بشوم. خدای سبحان فرمود: چهار تا پرنده را بگیر و این‌ها را با خودت انس بده. وقتی با خودت انس دادی، آن وقت این‌ها را سر ببر، قطعه قطعه بکن و بر هر کوهی به اصطلاح جزئی از این‌ها را، "فَاجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا" بگذار. "ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا" با شتاب به سمت تو می‌آیند. تعبیری که بعضی‌ها دارند خیلی جالب است. می‌فرماید این سعی مربوط به این بود که این‌ها را به خودش انس داد با خودش. وقتی می‌خواست ذبح بکند، فرمودند که "فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ". که این "فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ" گاهی بعضی‌ها می‌فرمایند در خود لغت "صُرْهُنَّ" که این قطعه قطعه کردنه، قبلش میل خوابیده که "مَائِلٌ إِلَيْكَ" . بعضی‌ها می‌فرمایند اگر در خود "صُرْهُنَّ" نباشد، "إِلَيْكَ" که دنبالش آمده، تضمین میل است. "صُرْهُنَّ" یعنی در حالی که این‌ها را سر ببر که به تو مایل شدند، ای مائل إلیک. بعد این جلد شدن این پرنده‌ها بود نسبت به ابراهیم خلیل. به دنبال می‌گوید: این‌ها را قطعه قطعه کن و بر کوه‌ها قرار بده، به خاطر آن میلی که به تو در حیات پیدا کرده بودند، وقتی که تو این‌ها را دعوت کنی به سوی تو، با شتاب می‌آید. بله، آن هم "يَأْتِينَكَ". این شتاب مربوط به آن چی هست؟ مربوط به آن میلی است که این‌ها داشتند. بعد می‌گویند عین این جریان در جریان قیامت محقق می‌شود که قیامت که از قبرها بلند می‌شوند، چرا مردم با شتاب به سوی خدا می‌روند؟ چون فطرت انسان‌ها... همین انسان‌ها این فطرت با خدا آشناست. دعوت خدا را که کرده که بلند شوید از قبرها، چون با دعوت الهی همه با شتاب بلند می‌شوند. حتی آن‌هایی که فاجر و کافر هم هستند، بلند شدن و اجابتشان با شتاب. چون فطرت. چقدر این زیباست که مظهر إِحْيَاءٍ را مظهر قیامت هم قرار داده.

این قسمتی از جریانات پرنده‌ها بود که ببینید پرنده‌ها در بین موجودات ویژگی خاصی دارند که این ویژگی در آیات متعدد دیگری در قرآن آمده. و حتی دارد که کتاب اعمال ما هم به عنوان "طَائِرَ" ... خلاصه کتاب اعمال که این تعبیر خیلی مثل یک پرنده‌ای که پر می‌زند، این تشبیه به پرنده جا دارد. بیشتر هم راجع به آن گفتگو بشود که اینجا هفته آینده می‌شود دیگر.

ملایی: حاج آقا خیلی متشکرم. خیلی ممنونم از حاج آقای عابدینی عزیز. «ایران همدل» را به عنوان یک فرصت برای رفتار مؤمنانه، مهربانانه با فامیل و اقربا و همسایه و نهایتاً اگر جغرافیایی نزدیکمان نیست یک هم‌وطن یک گوشه دیگر ایران است، جدی بگیریم. به همت پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir است. خیلی متشکرم ازتان.

که صفحه ۱۲۶ قرآن کریم را هم با ما امروز همراهی می‌فرمایید. سوره مبارکه مائده، آیات ۱۰۹ تا ۱۱۳ را با یک صلوات و قبلش عرض می‌کنم که خدا نگهدار شما باشد.

صفحه126 قران کریم