سلام میکنم به ایران عزیز، سلام میکنم به بهمن خونین، سلام میکنم به همه شهدای عزیز انقلاب، سلام میکنم به امام راحل عظیمالشأن و سلام میکنم به شما که سراپا شورید و شعور. و یک ۲۲ بهمن متفاوت را امسال علیرغم تمام تهدیدها، علیرغم تمام مشکلات رقم زدیم. همهتان گرم! امیدوارم که بهترینها نصیبتان بشود. خیلی خوشحالیم که با همیم، در کنار همیم. حالا تصاویر این حضور پرشور انشاالله در رسانهها منعکس خواهد شد و دوباره دنیا مات و مبهوت مهربانی و شور و استقامت مردم ایران خواهد شد.
حاج آقای نظافت، سلام علیکم و رحمة الله. امروز مبارکتان باشد. خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام نظافت: سلام علیکم. سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَبِهِ نَسْتَعِينُ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ. عرض تبریک دارم روز ۲۲ بهمن را به محضر مولایمان امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ و همه بینندگان عزیز و همچنین تبریک به خاطر این حضور پرشور. حقیقتاً انقلاب ما مصداق تمسک به ولایت امیرالمؤمنین بوده است. تحت راهنماییهای امیرالمؤمنین این انقلاب را توانستیم ایجاد بکنیم و توانستیم ادامه بدهیم و انشاالله با تمسک به همین راهنماییها ادامه خواهیم داد.
خدای متعال در قرآن فرمود: "هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ". یعنی آنچه که شما فرمودید میخواهم تأکید بکنم که نقش مردم بیبدیل و بینظیر است"هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ" ای پیامبر خدا، تو را تقویت کرد، تأیید کرد از دو طریق: "بِنَصْرِهِ" و "بِالْمُؤْمِنِينَ"؛ یعنی از طریق نصرت ویژه و از طریق مؤمنین و ما باید قدر این مردم را بدانیم. اندازهای که دشمنان این کشور ذلیلند و پستند و خوارند، این مردم عزیزند، مردم محترمند.
سالهاست که همیشه تحت فشاریم. یعنی این جمله را من یادم نمیرود که همیشه میگویند در موقعیت حساس، در شرایط حساس کنونی. یعنی یک روزی نشده که ما موقعیت حساس نداشته باشیم. چقدر فراز و فرود. یعنی از همان ابتدا با رنج و با سختی و با جهاد و مجاهده بوده است. و باید تشکر کنیم از مردم، از حضورشان. انشاالله این انقلاب متصل خواهد شد، یقیناً به انقلاب جهانی امام زمان انشاالله.
هیچگاه دنیا مثل الان پر از آشوب نبوده، پر از تب و تاب نبوده، هیچگاه مستکبران عریان به صحنه نیامدند اینقدر جسورانه، نقاب از چهره نینداخته بودند. واقعاً یعنی به طور واضح دارند خباثت خودشان را، باطن خودشان را دارند نشان میدهند. و شرایط برای اتمام حجت دیگر کاملاً فراهم شده. چون دیگر الان کسی نمیتواند بگوید من حق را متوجه نشدم. آقا نگاه کن آن طرف را، تو اگر نفرت داشتی از روشهای مستکبران، از آنها فاصله میگرفتی، حق را پیدا میکردی. و لذا الان بیش از هر زمانی تعداد مستضعفان فرهنگی کاهش پیدا کرده است.
در نهجالبلاغه داریم: "لَنْ تُعْرَفَ الرشِّدَّ حَتَّى تُعْرَفَ الَّذِي تَرَكَهَ اگر میخواهی مسیر رشد را بشناسی، هرگز نخواهی شناخت مگر اینکه مقابلش را بشناسی. دشمنان ما کی هستند؟ ترامپ، آمریکا، شیطان بزرگ، دشمنیا نتانیاهو. اینها را که ببینی قدر این طرف را خواهی دانست. ما در جبهه خودمان گیر و گور و مشکل داریم ها، ولی برای اینکه راه را گم نکنیم باید خباثت آنها را توجه کنیم
شریعتی: بخواهیم یا نخواهیم یک صفبندی شکل گرفته و ناگزیریم که جبهه و صف خودمان را مشخص بکنیم
حجت الاسلام نظافت: و الحمدلله در سمت درست هستیم. الحمدلله، الحمدلله که تمام آزادیخواهان عالم و مستضعفان عالم دلداده ما هستند، همه امیدشان به ماست. و هر چه که دشمن بیشتر فشار وارد میکند، انگار انقلاب اسلامی پویاتر میشود، مقاومت بیشتر میشود و امیدها بیشتر میشود.
این انقلاب در حقیقت انقلاب نهجالبلاغه بود. فکر نمیکنم از مؤسسین انقلاب، از مبارزان قبل از انقلاب کسی بوده است که مردم را با نهجالبلاغه دعوت نکرده باشد، یا خودش با نهجالبلاغه زنده نشده باشد. انقلابیهای ما همه با نهجالبلاغه انس داشتند. امام، رهبر معظم انقلاب، مرحوم شهید مطهری همهشان. و اگر چالشی داریم مربوط به آن جایی است که از آموزههای نهجالبلاغه فاصله گرفتیم. اگر چالشی هست به خاطر کمکاری و فاصله گرفتن از این آموزههاست. یعنی واقعاً نهجالبلاغه کتاب انقلاب اسلامی است. آیین حکمرانی را در نهجالبلاغه حضرت با تمام زوایایش توصیف کردند. و عرض شود چون امیرالمؤمنین فرصت پیدا کردند حکومت تشکیل بدهند نزدیک به ۵ سال حاکمیتی پر از تب و تاب و پر از چالش، و لذا از این جهت نهجالبلاغه بسیار ارزشمند است.
من دعوت میکنم همه مسئولین عزیز را که برگردند به آموزههای نهجالبلاغه و قدر این ملت را بدانند و انشاالله که این انقلاب با شتاب بیشتری حرکت بکند انشاالله.
ما وقتی قدر این انقلاب را خواهیم دانست که مثل نهجالبلاغه، مثل قرآن، به مدلی که قرآن گفته توجه بکنیم. مدلی که قرآن گفته این است که فرمود: "وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ". قرآن ما را یاد گذشته میاندازد. یاد آورید آن هنگامی که تعدادتان کم بود، مستضعف بودید، میترسیدید که مردم شما را بربایند و بر شما غلبه کنند و شما را اذیت کنند. پس خدا به شما پناه داد و "أَيَّدَكُمْ" خدا شما را کمک کرد. بالاخره رژیم پهلوی پشتیبانی از مستکبران داشت، ژاندارم منطقه بود، تا بندندان مسلح بود. میگوید خدا کمکتان کرد و "رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ" تا شما شکرگزار باشید. ما بایستی همیشه گذشته را ببینیم. این مدل قرآن است.
آیه دیگر نگاه کنید: "وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً". دارد دوران جاهلیت را به رخ مسلمین میکشد. یعنی میگوید اگر شما نشناسید دوران جاهلیت را، قدر انقلاب پیامبر را چه خبر؟ چه خبر بود؟ بعد ممکن است توهم ایجاد شود که پس پیامبر توفیق نداشتند، چرا؟ چون بعد از اینکه پیامبر سر بر بالین گذاشتند و به رحمت خدا واصل شدند، مسیر کج شد، مسیر با چالش مواجه شد. بله، خلافت... همه خبر داریم دیگر.
آیا پیامبر موفق نبودند؟ چطور میشود که بلافاصله این چالش را پیدا بکند؟ جواب این است که اگر میخواهی توفیقات پیامبر را ببینی، دوران جاهلیت را نگاه کن. ببین کجا بودند دختر زندهبهگور میکردند، بت میپرستیدند، خون یکدیگر را سر چیزهای جزئی میریختند، کینههای ماندگار داشتند. از این عربهای خشن که مثل وحشیها بودند، بت میپرستیدند، نه فرهنگ داشتند، نه دنیا، نه آخرت. از دل اینها عمّارها، ابوذرها، مقدادها بیرون آورد. از دل اینها انسانهای ایثارگر بیرون آورد. آنها را نگاه کن بعد میگوید پیامبر پیروز است. این چالشها را نبین. و امیرالمؤمنین تربیت کرد که توانست این چالشها را پشت سر بگذارد و اهلبیت همهشان و ما وارث آنیم.انقلاب اسلامی مدیون اوست. ما کمکاری کردیم در شناساندن مسائل قبل از انقلاب
شریعتی: یک درختی کاشته شد و این درخت باید یک جاهایی هرس بشود، یک جاهایی باید زیرش را شخم بزنیم، باید رسیدگی بکنیم. یک جاهایی اگر آفتی دارد باید سمپاشی بکنیم. این را باید گفت که کجا بودیم؟
حجت الاسلام نظافت: در نهجالبلاغه داریم حضرت فرمود: "وَاعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِيَ مِنْهَا". اگر میخواهی آینده را بسازی باید از گذشته عبرت بگیری. کجا بودیم دیروز ما؟ ما اگر دیروز را نشناسیم امروز را هم نمیشناسیم و اگر امروز را نشناسیم فردا هم مشخص نخواهد بود که کجا میخواهیم برویم. یعنی چه چیز باعث شد که ماها بیراهه رفتیم در طول تاریخ؟ حالا از آن پرهیز کنیم.
بله، این کشور کشور بزرگی بوده، هر تکهاش را در یک دورهای از دست دادند. شاهان بر ما حاکم بودند که حرمسرا داشتند، دنبال شهوات خودشان بودند، به فکر ملت نبودند. ما چنین دورانی را پشت سر گذاشتیم. انگلستان کاری کرد که در ایران قحطی ایجاد شد، ۱۰ میلیون ایرانی کشته شدند از گرسنگی. ما چنین دورانی را پشت سر گذاشتیم. آزادی نبود، اختناق بود، ذلیل بودیم، خودباوری نداشتیم. اصلاً فکر نمیکردیم ما هم میتوانیم. این انقلاب پیامآور شکوه، عزت، شجاعت همه اینها بود. و کمکاریهایی شده، کمکاری شده در رساندن پیام به نسل جوان و در نشان دادن علت مشکلات. مشکلات علت به کجا برمیگردد؟ مشکلات به کمکاریها و به عمل نکردن به آموزههای انقلاب اسلامی برمیگردد.
یعنی حضرت امام یک ذره سود مادی از این انقلاب نداشت، مقام معظم رهبری یک ذره سود مادی نداشته. ساده زندگی کردند. از مردم، با مردم، برای مردم، در خدمت مردم، متواضعانه، عاشقانه. غصه میخورد چرا بخشی از جامعه ما یک جور دیگر فکر میکنند.
پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مسئولیت زیاد داشتند. همه آن مسئولیتها را خدای متعال وقتی میخواهد خلاصه در یک کلمه کند، چه میفرماید؟ میفرماید: "إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ". بَلاغ یعنی رسانه. میگوید تو وظیفهای نداری جز پیامرسانی. باید یک فکری کرد، باید به مدلهای جدید عرض شود روی آورد. از آن سر دنیا... ما خون دادیم، دشمن را بیرون کردیم. از آن سر دنیا با تکنولوژی که دارد، در خانههای ماست و دوری روایت میکند که خودش میخواهد و دروغ، دروغ، دروغ. هرچه بزرگتر، برای بخشی باورپذیرتر، برای برخی باورپذیرتر.
خب چه باید کرد؟ نباید اکتفا کنیم به این برنامههای صدا و سیما. کسانی که در فضای مجازی توانستند عدهای را جذب کنند و عدهای آنها را دنبال میکنند، ما باید... به نظر من جلسه تشکیل بدهیم، آنها را قانع کنیم، آنها را توجیه کنیم. یعنی باید به مدلهای جدید روی آورد.
این آیه را دقت کنید، میفرماید: "وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا". این آیه را دقت کردید؟ "لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا". میگوید اگر تلاش کنیم مخلصانه، خدای متعال وعده داده است، فرمود ما راهها را نشان میدهیم. "سُبُلَنَا" جمع سبیل است. سبیل یعنی راه. راهها را. کدام راهها را خدا نشان میدهد؟ راههای موجودی که داریم دیگر. پس این "سُبُلَنَا" معنایش چیست؟ "لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا" معنایش این است که یک راههای دیگری هم هست. یعنی اکتفا نکنید به راههایی که دارید انجام میدهید، به راههای گذشته. دنبال راههای تازه باشید. خدا میگوید من در طرحها راههای جدید زیاد دارم. یعنی یک جوری بهروزرسانی. بهروزرسانی. بله. خودمان را متناسب با شرایط تازه کنیم. شرایط الان اینجوری است. الان ما غربت رسانهای داریم. بعد فکری بکنید. ما باید بتوانیم با مردممان حرف بزنیم. بای پیام به گوششان برسد.
اینهایی که راهپیمایی آمدند، خب اینها که پای کار هستند. "فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا". اینها پرچمدارند، اینها برترینها هستند، اینها مجاهدند. ولی خب بقیه هم مردم ما هستند. غصه میخورم که وقتی ببینم هموطنم را دشمنش جذب کرده، این غصه دارد. هموطنی که در تیم دشمن قرار میگیرد و کشته میشود، اشک بر او تلختر است تا اشک بر شهید. دقت میکنید؟ بله، بله. واقعاً اشک بر او تلختر است. آدم غصه میخورد، غصه میخورد. این هموطن ما بوده، این بچه ما بوده. اگر خودش انتخاب کرده خب عیب ندارد، ولی آدم میترسد فریب خورده باشد. و من میترسم روز قیامت مقصر باشم. تو با این رفیق نشدی، تو به او نزدیک نشدی، تو حرف او را گوش ندادی.
و مسئولین بترسند از اینکه امیرالمؤمنین بگوید: آقا من پیشاپیش که برای شما روش ارائه دادم. من در نامهای که برای مالک اشتر به یادگار براتان گذاشتم آنجا گفتم: جلساتی تشکیل بدهید، مسئولان ارشد بنشینند، مردم بدون واهمه، بدون دلهره، بدون لکنت زبان حرفشان را بزنند. حتی اگر در اعتراضشان عصبانیت داشتند، مسئول تحمل کند عصبانیت را. من که گفتم این مدل را اجرا کنید. شما اینقدر سند با افتخار داشتید، این نهجالبلاغه خیلی با افتخار است، خیلی مترقی است. روشش درسته، مربوط به قرنها پیش است ولی امیرالمؤمنین امام زمان است، امام تاریخ است. همه تاریخ را دیده. اینها فراتر از زمانند. برای همه تاریخ الگو ارائه دادند. میگویند آقا چرا این روشها را ارائه نکردید؟ بعد رهبرتان هم که مدام گفته است که این کارها را بکنید، که گفته که این کار را بکنید. بنابراین ما دریابیم.
خب حالا الان فضای مجازی است. الان این عزیزانی که در راهپیمایی شرکت کردند، اینها در فضای حقیقی هم دور هم بارکالله دورهمی خیلی خوب است. از طریق هیئت و مسجد و جلسات هستند. در فضای مجازی این عزیزان کجا دور هم هستند؟ در فضای حقیقی هم یک عدهای پیش ما نیستند، در فضای مجازی پیش ما نیستند، نیستند. ما همهش دور همیم. پس پیامرسانی، آن "بَلَاغ" شکل نمیگیرد. دنبال انقلاب رسانهای باشیم. انقلاب رسانهای وقتی موفق است که پیام را برساند.
خب حالا من یک پیشنهاد دارم. آن پیشنهاد چیست؟ پیشنهاد اسلام است. اسلام چه میگوید؟ اسلام میگوید در فضای حقیقی ارتباط بگیر همه این عزیزان را، همه اینها ارتباط بگیرند. در فضای حقیقی بعد دعوت. وقتی رفیق میشوند بعد دعوت کنند، بعد میتوانند ادامه گفتگو را در فضای مجازی داشته باشند. یعنی از حقیقت، استمرار، استمرار رابطه در فضای مجازی. از حقیقت به مجاز، باز از مجاز به حقیقت، باز از مجاز به حقیقت. همین کاری که دشمن میکند. همین کار را میکند. آنهایی را که در فضای مجازی با آنها مرتبط شده، بعد فراخوان میدهد میگوید فلان وقت بیایید فلان جا.
چرا نظام مجبور شد که اینترنتش را محدود کند، اینترنت بینالملل را محدود کند؟ آقا امنیت ملی است، چارهای نیست. ولی اگر ما زمانی که مردم واکسینه شده باشند، جوانان ما واکسینه شده باشند، حتی اگر در فضای مجازی دشمن هم حضور داشته باشند تأثیر نمیپذیرند، بلکه مدافع میشوند. ما الان در کشورهای اروپایی، در آمریکا جوانان مؤمن انقلابی نداریم؟ چرا. تحت تأثیر قرار نمیگیرند، واکسینه شدند. و اینجاست که یک وقتهایی حضرت آقا برای آنها پیام مینویسند و منتشر میکنند و روزبهروز هم ما داریم یارگیری میکنیم.
من میخواهم بگویم اگر جوانمان بد رفت در فضای مجازی، اگر با ما مرتبط باشد، شبهاتش را از ما بدون عرض شود ترس و واهمه و اینکه انگی بخورد بپرسد، دیگر نگرانی نیست که رفته آنجا.
بنابراین ادامه انقلاب اسلامی به نظر من نیاز به یک انقلاب رسانهای دارد. حالا یک عدهای هستند در فضای رسانه توانستند به اشکال مختلف عدهای را جذب خودشان کنند. خب آقا با آنها جلسه بگذارید. من گاهی میبینم عزیزانی هستند که یک عده اینها را دنبال میکنند به اشکال گوناگون. خود آنها شبهه دارند. خب پس ما چرا به آنها نپردازیم؟ چرا با آنها جلسه نگذاریم؟ حتی بزرگانمان، حتی بزرگانمان. چرا با آنها جلسه نگذارند؟ چون بالاخره آن کسی که سردار رسانهای شده، الان ما سرداران رسانهای داریم. خب باید اینها را به نظرم دریافت. انشاالله که خدای متعال کمک بکند انشاالله. ما منسجمتر، بهتر از گذشته راهمان را ادامه بدیم انشاالله انشاالله.
مجری:
نکات آقای خوبی را شنیدیم و قابل تأمل واقعاً. و امیدوارم که با جبران کمبودها، با توجه و عنایت مسئولین به همین مردم، انشاالله سالهای سال انقلاب اسلامی را و ایران عزیز ما را سرپا ببینیم. و دعای همیشگی ماست انشاالله این انقلاب متصل به انقلاب جهانی حضرت حجت عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ بشود انشاالله.در این فصل جدید، در این فضای گفتگو، انشاالله ادامه نامه سی و یکم نهجالبلاغه را حاج آقای نظافت برای ما خواهند فرمود و بهرهمند خواهیم شد.
حجت الاسلام نظافت: رسیده بودیم به این عبارت که حضرت فرمود: "يَا بُنَيَّ، إِنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ". تو برای آخرت خلق شدی، برای آخرت خلق شدی، نه برای دنیا. این از آن مباحث پایهای است. پدر و مادر عزیز، معلم عزیز، کسانی که نگران جوانانتان هستید که یکی از غصههای روزگار حاضر برای بعضی، برای بخش زیادی از خانوادهها این است که میمانند با جوانشان چگونه حرف بزنند. این مباحث پایهای را باید گفت. تأکید کنیم بر هدف خلقت و سؤال کنیم: پسرم، تا حالا فکر کردی چرا آفریده شدهای؟ و نهجالبلاغه به این مطلب زیاد توجه داده. تأکید بر خلقت، آن هم اینکه خلقت تو هدفمند است. تو برای آخرت آفریده شدهای، تو مسافر منزل ابدیتی. تا این را جوان ما باور نکند، بقیه بیفایده است دیگر. شما هرچه از نماز و حجاب و عبادت و آداب و قواعد و اینها بگویید، همهاش میشود بیفایده. این بحث پایهای است.
بعد تأکید بر خلقت هدفمند امر مستمر. یعنی همیشه باید این موضوع را یادآوری کرد. امیرالمؤمنین پیوسته به این مطلب توجه میدادند و ما مباحث زیربنایی را کمتر توجه میدهیم.
حالا این روایت را برایتان بخوانم: رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: قَلَّمَا اعْتَدَلَ بِهِ الْمِنْبَرُ إِلَّا قَالَ... امیرالمؤمنین کم پیش میآمد منبر بروند مگر اینکه پیش از خطبههای اصلی این جملات را تکرار میکردند. یعنی سخنران پیش از خطبهها... خود حضرت، خود حضرت ۵ جمله تکراری داشتند، زیاد تکرار میکردند: "أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ". اول دعوت به تقوا، امام المتقین. دوم: "فَمَا خُلِقَ امراء عبثا" میفرمود: هیچ انسانی عبث و بیهوده آفریده نشده که زندگی را با لهو بگذراند. این اول. دوم: "وَلَا تُرِك السدا ابدا هیچ انسانی مهمل بیتکلیف مثل حیوان رها نشده است که زندگی را به لغو بگذراند. اشاره به آن آیه قرآن: "أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ". آدمی فکر میکند که خدا او را مثل حیوانات بیتکلیف رها کرده؟ حیوانات تکلیف ندارند، حیوانات بر مدار غریزه دارند زندگی میکنند، ولی انسان تکلیف دارد. و ما چقدر باید تشکر کنیم از خدای متعال که ما را سرگردان رها نکرد در این دنیای پر از آشوب.
پیامبر فرمود: "مَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ". مردم من نمیدانم فردا چه پیش میآید برای شما، برای خودم. ولی یک مطلب میدانم: هرچه پیش بیاید، خدای من حکمش را بیان کرده و من دیگر سرگردان نیستم. سر دوراهی حیران نمیمانم.
ببینید عبث نبودن انسان مساوی است با سُدّاً نبودن و بیتکلیف نبودن. یعنی چه؟ یعنی اگر ما مثل حیوانات تکلیف نداشته باشیم، حیران باشیم، بعد خلقت هم میشود عبث.
شریعتی: میشه باری به هر جهت دیگر. اگر این زندگی هدفمند را ماها باور کردیم، اگر مقصدمون مشخص بود، اصلاً قصه فرق میکند.
حجت الاسلام نظافت: یعنی وقتی که هدف داریم، برای رسیدن به هدف خوب راهی میخواهد، دستوری میخواهد، راهنمایی میخواهد. همهاش شکل میگیرد. الان ما از اینجا برویم بیرون، خب بعد من از شما میپرسم که از این طرف برویم یا از آن طرف؟ و از یک کسی میپرسیم، میگوید آقا کجا میخواهی بروی؟ تا مقصدت مشخص نباشد... آفرین. و لذا میگوییم "الضَّالِّينَ". ضال، گمراه، ما معنا میکنیم. اصلش گُمه، خود طرف گُم است. چه کسی گم است؟ کسی که نمیداند کجا میخواهد برود. بچههایی که گم میشوند نمیدانند از کجا بروند چون اصلاً هدف کجاست؟ گمشدگی انسان، پوچیبیهدفی او، نتیجهاش گمراهی است.
شریعتی: گفت: "از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزودبیشتر گم میشوی.
حجت الاسلام نظافت: بله. بنابراین اگر هدف را پیدا بکنیم، یک رابطهای هست بین هدف داشتن و تکلیفها. پس هدف را روشن بکنیم. اینکه فرمود انسان عبث آفریده نشده است، از آن طرف فرمود بدون تکلیف نیست، این دو تا با هم ربط دارد. منتها اول این مطلب که عبث نیستیم. پوچ نیستی را باور کردی. این بعد این هدفم جبری تو را نمیبرند به سمت این هدف، خودت باید ببینی، باید هدف را بشناسی، هدف را انتخاب بکنی. حالا میگویی چه کار کنم به آن هدف برسم؟ میگوید راهش این است.
جمله چهارم: " مَا دُنْيَاهُ الَّتِي تَحَسَّنَتْ لَهُ بِخَلَفٍ مِنَ الْآخِرَةِ الَّتِي قَبَّحَهَا سُوءُ النَّظَرِ میگوید آن دنیایی که در چشم قشنگ است... واقعاً خدا دنیا را قشنگ آفریده. ولی میگوید همین دنیایی که در چشمت قشنگ است، این نمیتواند جانشین آن آخرتی بشود که تو با بد نگاه کردن به آخرت داری آن را زشت میبینی. عبارت دقیق است. دوباره بگویم: میفرماید آن دنیایی که در چشمت قشنگ است، آن نمیتواند جانشین آخرتی بشود که تو زشت میبینی. چون داری بد نگاه میکنی. چرا آخرت را زشت میبینیم؟ چون فکر میکنیم مرگ نابودی است. دوست نداریم نابود بشویم. میگوید بد داری نگاه میکنی. اگر تار میبینی، اگر زشت میبینی، اگر بد میبینی، عینکت کثیف است. عینک تو را تمیز کن. درست نگاه کن، درست نگاه کن. ما در رحم دنیا هستیم، همچنان که در رحم مادر نماندیم، در رحم دنیا هم نمیمانیم. میرویم یک جایی بهتر، بیمحدود که هیچ محدودیتی ندارد.
بعد پنجم، جملات تکراری: " مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِأَعْلَى هِمَّتِهِ كَالْآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِأَدْنَى سُهْمَتِهِ حضرت میگویند آن فریبخوردهای که فرض کنید تمام چاههای نفت را هم داشته باشد... که الان این ترامپ نفتخوار، این جهانخوار، الان میخواهد همه چیز را تصاحب کند دیگر. نه دیگر. این آدم فریبخوردهای است که فرض کنید به همه، به همه اینها برسد. این همتش بالاتر نیست از آن فرد دیگری که کمترین سهم از آخرت را به دست آورده باشد. آن آدمی که تمام چاههای نفت این دنیا و معادن به دستش آمده، میگوید این همتش بالاتر نیست از آن کسی که از آخرت کمترین سهم را دارد.
شریعتی: یعنی آن همتش بیشتر است. معلوم است، چون کم آخرت با تمام دنیا هم قابل مقایسه نیست.
افرین افرین... میگفتم امیرالمؤمنین به هدف خلقت توجه میدهد. نمونه دیگر در نامه ۴۵، امیرالمؤمنین... این تیکه را معصومین خوب گوش کند: حضرت میگوید من دلم را خوش نمیکنم که اسم من امیر است. مسئولین دلشان را خوش نکنند اسمشان وزیر، وکیل، استاندار. چند صباحی است دیگر. من دلم به این نامها خوش نیست. "أاَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي" آیا قانع باشم که به من گفته میشود هذا أمیر المؤمنین؟ چون مسئولین اشاره میکنند میگویند این فلان مسئول است. "وَلَا أُشَارِكُكُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ" در مشکلات روزگار نباشم؟
واقعاً جمع مسئول جوانمرد آن است که یک کاری میکند درد مردم را بفهمد. وقتی حقوقشان بالاست، وقتی حقالجلساتشان فوق تصور همه هست، اینها دیگر متوجه نمیشوند. وقتی متوجه نمیشوند خودبهخود آنجوری که باید فکر کنند فکر نمیکنند. فرمود و شریک مردم در مشکلات روزگار نباشند. بعد فرمود: "أُسْوَةً" نباشم. علی میگوید من باید اسوه باشم. در چی؟ از آن طرف نه بهترین امکانات را در زندگی سخت. باید اسوه باشد در سختیهای زندگی، باید با مردم شریک باشم، شریک باشم و اسوه باشم. یعنی بیشترین سختی را داشته باشد. بله، کما اینکه پدر همینجوری است، مادر همینجوری است. نوبت سختیها که میشود میگوید اول من سختی را تحمل کنم. مادرها خودشان سایه میشوند که بچههایشان در آفتاب نباشند دیگر. بگویند ما سرما بخوریم، بچه سرما نخورد. اسلام میخواهد که مسئول مثل پدر باشد.
بعد حضرت فرمود: "ففَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا، أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا، تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرَادُ بِهَا، أَوْ أُتْرَكَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِيقَ الْمَتَاهَةِ. میگوید من توجه دارم به هدف خلقت. خدا مرا نیافریده است تا مرا مشغول کند خوردن غذاهای رنگارنگ چرا؟ "كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ". اگر من هدف خلقت را فراموش کنم و مشغول چرب و شیرین دنیا بشوم، سقوط کردم، شدم مثل حیوان. بهیمه هم دو جورند: یکی "مَرْبُوطَةٌ" مربوط، یعنی بستنش، یعنی در قفس گذاشتنش، یعنی ریسمان به گردنش انداختن. این بهیمه مربوطه همها عَلَفُهَا؟ فرمود همهاش علفها، تمام غصهاش این است که برایش علف بیاورند. "وَالْمُرْسَلَةُ" میشود مثل حیوانی که در بیابان رهاست. کارش چیست؟ شغلهایش میگردد تا غذای پیدا کند، شکمش را از علفها پر کند. وقتی انسان هدف خلقت را فراموش کرد و زندگیاش شد زندگی حیوانی، فرمود "تلهوا عمَا يُرَادُ بِهَا" یعنی چه؟ یعنی فرمود غافل میشود از نقشههایی که آن دشمنان برایش کشیدند. فراموش میکند. در زمین دیگران قرار میگیرد، ابزار دست. مثل حیوان، حیوان سرش که در آخور است آن دیگر حواسش نیست که دارند چاقو را تیز میکنند. سرش به آن علف گرم است. چقدر عمیق و ساده حضرت میگویند، همهکسفهم أَوْ أُتْرَكْ سُدًى" آیا من مهمل و بدون تکلیف رها شدم مثل حیوانات؟ " أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً " آیا من مهمل و پوچم؟ علی ریسمان گمراهی را، با گمشدگی را بکشانم؟ یا راه سرگردانی و بیراهه را بروند.
ببینید مقایسه با حیوانات کمک میکند به شناخت هدف خلقت، چون هر کسی میفهمد ارزشش از این حیوان بیشتر است. یعنی خدا امتیازهایی که به انسان داده در با حیوان قابل مقایسه نیست. این یک چیز بدیهی است. درس خواندنم... خب حیوان هدف ندارد، تو باید هدف داشته باشی دیگر. این مقایسه را انجام میدهند. سبک بیان امیرالمؤمنین خیلی قشنگ است. مقایسه میکند و با این مقایسه نفرت ایجاد میکند نسبت به زندگی حیوانی. اینها با همدیگر تلازم دارد. وقتی انسان نفرت پیدا میکند به زندگی حیوانی، به زندگی انسانی میل پیدا میکند. زندگی حیوانی در آن هدف مقدس نیست، پس من باید هدف مقدس داشته باشم.
باز یک جای دیگر (وقت داریم؟ بله، یکی دو دقیقه بفرمایید تا قرآن برسید): فرمود که "نَفْسِي رِيَاضَةٌ أَتَهَشَّمُهَا". شما من علی را ببین. چنان نفس حیوانی را کنترل میکنم، چنان نفسم را ادب میکنم که اگر نان خالی گیرم بیاید شاد باشم. یعنی غصهام غصه غذا نیست قانعم به نمک به جای خورش. امیرالمؤمنین در یک اوجی از این جهت. بعد فرمود: آیا حیواناتی که در بیابان هستند، شکمشان را پر کنند از علفها، بعد بگیرند بخوابند. "تَشْبَعُ الرَّبِيزَةُ" گله گوسفند شکمش را از علفها پر کند، بعد آرام بگیرد. علی هم بیاید از غذایش، غذای مادی بخورد، آرام بگیرد؟ "وَيَأْكُلَ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ". چشم علی روشن! چشم علی روشن! بعد از این همه عمر که خدا بهاش داده، حالا اقتدا کرده تازه به حیوان؟ فرضی دارن، حضرت میگویند بله، فرضی میگویند. یعنی اگر یک انسانی تمام هموغمش این ابعاد زندگی حیوانی باشد، این مقتدایش حیوانات است. این هر کار بکند نمیتواند از او جلو بزند. چون حیوانات غصههای ما را ندارند، چون حیوانات چشمهمچشمی ندارند، حیوانات هم یک غصه دارد، غذا. غصهاش تمام میشود، ولی انسان اینجوری نیست. انسان برای آخرت آفریده شده، برای ابد آفریده شده. بعد فرمود: اقتدا کند به حیوانی که مهمل و سرگردان است، به آن حیوانی که چریده میشود. خلاصه کسی که هدف برتر ندارد، هدفش مطابق با هدف خلقت نیست، تمام هموغمش حیوانی میشود و بعد فکر میکند بدون تکلیف است.و انقلاب اسلامی پایه ش این است، ریشهاش این است. انقلاب اسلامی میخواهد ابعاد انسانی ما را شکوفا کند. تمدن غرب تمام هموغمش بعد حیوانی بشر است و میخواهد ذهن بشر را متوجه ابعاد حیوانی بکند و از آخرت غافل کند. چون پشت تمدن غرب شیطان است. شیطان هم در بدو خلقت خوب ذهنش را متوجه به جسم آدم کرد و یک بخش عمدهای از این زرق و برقها در راستای همین نکته است دیگر.
شریعتی: بسیار عالی آقا. خیلی ممنون و متشکرم. امروز خیلی چیزها یاد گرفتیم ولی با بیان حاج آقای نظافت و کلام نورانی امیرالمؤمنین: اینکه مقصد اگر مشخص شد، اگر فهمیدیم که برای آخرت خلق شدیم و آفریده شدیم، زندگی ما هدفمند خواهد شد و کلاً نگاه و قصه و غصههای ما جنسش متفاوت میشود.
خیلی ممنون از نگاه پرمهرتان. هم مخاطبان عزیز و نازنین و قدیمی و صمیمی شبکه سه و هم شنوندگان رادیو محترم معارف و شبکه محترم افق که در این ایام در کنار ما هستند. خیلی خوب. صفحه ۱۰۹ قرآن کریم را به اتفاق تلاوت خواهیم کرد. ضمن اینکه قصه قهرمانان توحید در این هفته اختصاص دارد به شخصیت جناب قیس بن سعد از اصحاب امیرالمؤمنین و فرمانده سپاه حضرت و امام مجتبی و همینطور از سخاوتمندان مشهور عرب که قصه و فراز و نشیبهای زندگی او را حاج آقای بهشتی برای ما نقل خواهند کرد. میتوانید به کانال ایتا مراجعه بکنید. آیات را بشنویم. بعد از شنیدن آیات و تلاوت آیات انشاالله با احترام در لحظات و دقایق پایانی با عشق مقابل دیدگان شما خواهیم بود. بفرمایید، خواهش میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
صفحه109 قران کریم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
شریعتی: چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را در سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی هدیه بکنیم به روح بلند امام راحل عظیمالشأنمان، به روح بلند همه شهدایی که حق بزرگی به گردن این مرز و بوم، این دیار و این خاک دارند و امیدوارم که تکتکشان انشاالله در محضر امیرالمؤمنین متنعّم باشند و مهمان ... یک دقیقه فرصت داریم. حسن ختام، فرمایشات حاج آقای نظافت را بشنویم و خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام نظافت: من مجدداً تبریک عرض میکنم و تأکید میکنم به عوامل پیروزی انقلاب که عوامل پایداری هم هست، مهمترینش وحدت است، انسجام است. یاد سرود زیبای هنرمند عزیز اخیراً به رحمت خدا رفت: ایران ایران اقای رویگری... خدا رحمتش کند. الله الله یعنی بحث ایمان، بحث وحدت، بحث انسجام، بحث وحدت حول محور ولایت و تأکید بر مشترکات ما. اول انقلاب خیلی راحت کنار هم بودیم، عقاید گوناگون... یعنی به مسائل جزئی دقت نمیکردیم، کلاننگر بودیم. عکسهای اول انقلاب را اگر ببینید، افراد گوناگون با لباسهای گوناگون کنار هم هستند. نباید این چیزای جزئی آن شکاف ایجاد بکند. البته هر گروهی آنچه را که حق میداند دعوت بکند. ما در همین تلویزیون مناظره بود، آیتالله مصباح بود، آیتالله شهید بهشتی بودند، عرض شود خدمت شما که کیانوری دبیرکل حزب توده بود، احسان طبری کمونیست بود. یک فضای قشنگ، فضای گفتگو و مناظرهای بود. ما بتوانیم آن عوامل پیروزی انقلاب که انسجام است، ایمان است، وحدت است، تبعیت از ولایت است، همین عوامل را توجه بکنیم. انشاالله این راه حتماً ادامه پیدا خواهد کرد انشاالله.
آقا دعا بفرمایید.
حجت الاسلام نظافت: خدایا به حق محمد و آل محمد، فرج مولایمان و صاحبمان را برسان. الهی آمین. دعاهای امام زمان در حق رهبرمان، در حق کشورمان، در حق مردم عزیزمان مستجاب بگردان. الهی آمین. امنیت ما را بیاور. الهی آمین.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم. فردا انشاالله با حضور حاج آقای عاملی خدمتتان خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد. در این روزها و شبها که باقی مانده ماه شعبان المُعَظَّم، ما را از دعای خیر خودتان بیبهره و بینصیب نگذارید. امیدوارم که امیرالمؤمنین که فضای برنامه امروز ما منوّر به کلام حضرت بود، به تکتکتان نگاه کند. زیارت نجف را برای همه شما آرزو میکنم. و که گفت:
نگاه حضرت ساقی به هر کسی افتاد
اگرچه ذره ولی آفتاب میگردد
تا سلامی دوباره. خیلی ممنون، متشکرم.