به نام خداوند علی اعلی و با سلام محضر شما آقایان و بانوان شنوندگان و بینندگان جان همراهان خوب برنامه سمت خدا خیلی خوش آمدید به این شنبهای که پیچیده شده در مناسبتهای قشنگ و زیبا و خب در ماه رجب سیزدهمین روز از این ماه سالروز ولادت با سعادت مولای الموحدین یعسوب الدین امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام روز پدر و البته در این ساعات قشنگ محضر شما خوبان رسیدیم که یه اتفاق جالبی هم برای رفقای خوب من در این برنامه سمت خداست چون سال ۸۸ یعنی۱۶ سال پیش یه ۱۳ ماه رجبی برنامه سمت خدا آغاز شد و حالا توی اون سال گذشته یه تغییری هم در دکور برنامه می بینید افتاده پیرامون من و کارشناس محترم که ملاحظه خواهید کرد یه تغییراتی که حاصل زحمت رفقای عزیزم در شبکه سه سیما و برنامه سمت خداست.
انشالله که تقدیم نگاههای عزیز و مهربان شما بینندگان باشه و دعوت میکنم همراهی بفرمایید در حالی که باید یه سلامم بدیم به همه کسانی که سرباز امیرالمومنین بودند و این روزها نام هاشون در دهانهای ما و در ذهن ما دائماً در حال حرکت و جریان امثال آیت الله مصباح یزدی رحمت الله علیه این روزها ایام درگذشتشونه و البته سردار دلها حاج قاسم سلیمانی رضوان الله تعالی علیه خیلی خوش آمدید به این شنبه باز هم با حاج آقای عابدینی عزیز و نازنین دیگه خیلی داره مقدمه طولانی میشه بفرمایید لطفاً آقا
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله اسدالله ایامکم و سلام و عرض ادب و احترام و تبریک خدمت همه بینندگان شنوندگان عزیزمون انشالله که جذبههای ولایی و علوی انشالله شامل حال همه ما بشه محبت امیرالمومنین در دلهامون بیش از گذشته انشالله قرار بگیرد عیدی ما در امروزی که ولادت امیرالمومنین علیه السلام است و پیغمبر اکرم و همه اولیا الهی در طول تاریخ خرسند به این ولادت هستند و پرچم حق با این ولادت برافراشته تر شده عیدی همه ما انشالله ظهور امام زمانمون عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد الهی آمین الهی آمین
ملایی: خیلی خوشحالیم خدمت شما حاج آقای عابدینی سلام به شما مبارک باشه سلامت روز ولادت امیرالمومنین روز پدر خدمت شما خدمت همه رفقای خوبم در برنامه سمت خدا پشت دوربینها اتاق فرمان به بچه های فنی و همه شما پدرای نازنینی که الان برنامه رو دارید تماشا میکنید الهی که دلتون شاد باشه به شادی اهل بیت علیهم السلام و بریم برای اینکه بحث حاج آقای عابدینی رو که فکر میکنم متفاوتی باید باشه دیگه با بحث هفتههای گذشته
حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کُنْ لِوَلِیِّکَ الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکن أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا انشالله دل های ما به طاعت حضرت ولی عصر آراسته شود الهی آمین و این آراستگی به این طاعت در وجود ما دائمی باشد انشاالله و قدردان باشیم ایام رو همونجوری که بارها عرض کردیم فرمودند بزرگان که زمان ها منازل سلوک الی الله هستند و هر زمانی یک خصوصیت و ویژگی خاصی برای بردن انسان به سوی خدا دارد و قطعاً در راس این ایام و راس این منازل سلوک منازلی است که یک ارتباط ویژه با اولیای الهی پیدا میکند به خصوص سیدالأوصیاء امیر مومنان علیه السلام که ولادتش هم اختصاص ویژه داشت در کعبه محقق شده تا نشون بده خاص است و نظیر ندارد و قطعاً چون در کعبه بود نسبتش با خدای سبحان آشکار شد در سلوک ما به سوی خدا و رسیدن به توحید هم این ولادت ویژگی خاصی دارد که ما رو به اون قبله حقیقی که کعبه در حقیقت نشانهای ماست انشالله متصل میکند و ما را با خودش به سوی خدا میبرد انشاالله این نگاه اول ما تو نگاه به امیر مومنان علیه السلام که امروز دیگه متعلق کامل به حضرت است و دل های ما و همه با این نگاه و با این محبت گره خورده خوب دور نیست که یاد کنیم از مشتاقان و محبان و عاشقان امیرالمومنین ابتدا هم که وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام به یارانش خوب شناخته میشه ما که کوتاهتر از اون است فهمیمون که بخواهیم امیر مومنان را بشناسیم اما با دیدن یارانش با جلوه یارانش میتونیم یه نگاهی به امیرالمومنین داشته باشیم خوب از اون طرف میبینیم عاشقان امیرالمومنین مثل ابوذر و سلمان ومقداد و عمار در تاریخ پررنگ کردن خود حضرات و در زمان ما هم ما میبینیم که نظائر اونها کسانی که جا پای اونها گذاشتن عاشقان مولا بودن حقیقتاً جلوه کردند
حالا گاهی در بعد نظری و علمی میشود خلاصه علامه مصباح در این دوران شهید مطهری در ابتدای انقلاب یا در نظام اون مقاومت جهانی را جهانی کردن دین امیرالمومنین و اون عدالت امیرالمومنین محبت امیرالمومنین ظلم ستیزی امیرالمومنین مظلوم نوازی امیرالمومنین علیه السلام مظهرش میشه سردار شهید دلها حاج قاسم سلیمانی عزیز ما که حقیقتاً اون وجود امیرالمومنین رو به تمام هستی گسترش داد و عاشقانه نشون داد که کسی که عاشق مولا باشد من احبَّنا بقلبه و لسان ویده با تمام در حقیقت وجودش که هم قلبش بود عاشق بود هم زبانش بود که گویا بود هم دستش بود که توانا بود در جهان و او را نشان داد که حقیقتاً توانست قهرمانسازی و اسطوره سازی کند.
در دورانی که جهان بشریت از بی اسطوره بودن بی قهرمان بودن کسی که در اون بلندای قلل بشریت گام بردارد و نگاه همه رو به خودش جذب بکند خالی بود در اون دوران در قله بالایی درخشید که هر کسی نگاه میکند عشق این به این اسطوره که این خودش امیرالمومنین و شاگرد مکتب امیرالمومنین میبیند این چقدر جلوه میکند لذا ضرورت اینکه شهدا می درخشند چنانچه وقتی شهید مطهری شهید شد تازه باب وجود مبارک شهید مطهری باز شد بهره مندی از معارفش آغاز شد و شهید حاج قاسم شهید ما که وقتی به شهادت رساندند دشمن پس از اون بود که از شهید سلیمانی بیش از خود سردار سلیمانی ترسش فراگیر شد. این محبت حقیقی که در دل مردم نسبت به سردار سلیمانی ایجاد شد این از اون عشقی بود که به امیرالمومنین نشأت میگرفت و فنایی بود که حاج قاسم در امیرالمومنین داشت.
لذا میبینید در برابر یه فرزند شهید آنچنان خاضع بود ولی در برابر استکبار جهانی و داعش و اون تمام عواملش آنچنان متکبر بود آنچنان در مقابل اونها ایستاد بود قهرمان بود که اونها میترسیدند از نامشان از نامش میترسیدند به طوری که وقتی اون رئیس جمهور آمریکا میگه ما هفت تریلیون دلار هزینه کردیم و تو این هفت تریلیون دلاری که هزینه کردیم حالا اگر بیایم توی پایگاهمون تو این منطقه باید چراغ خاموش و شبانه بیایم یواشکی بیایم با ۷ تریلیون سرمایه گذاری که کردیم این اون به اصطلاح سرمایه بود که حاج قاسم ایجاد کرد که اینها رو اینجور مرعوب کرده بود خب ما جا داشت که در مورد حاج قاسم شهید برنامه مستقلی میرفتیم. اما خب مصادف شده با چندین مناسبت که یکیش که در برترین مناسبت هاست خود ولادت امیر مومنان علیه السلام است که دیگه وقتی در وصف حضرت صحبت کنیم در وصف تمام شاگردانش در وصف تمام محبان و عاشقانش در وصف حقیقت وجودی خودمون که امام ما مطلق وجود ماست وقتی در وصف مطلق وجود حرف میزنیم عشق همه ما ایجاد میشود خیلی زیباست که رابطه امام با دل ها یه رابطه فطری است اگر ما علم به علم پیدا میکنیم توجه دوباره میکنیم این دوباره است و الا اصلش این است دلها مولا رو میطلبد و هم در روایات ما آمده که میثاقی که الست بربکم در أخذ ربک من بنیآدم در روز الست گرفته شد در روایت دارد که این میثاق بر ربوبیت میثاق بر رسالت و میثاق بر ولایت امیر مومنان علیه السلام است که از همه مردم تو طول تاریخ از ابتدا تا امروز گرفته شده و این جالبه مکرر در روایت آمده الهاهنا توحید توحید تا اینجاست یعنی توحید تا میثاق بر ولایت آمده لذا تجلی پیغمبر اکرم در هر زمانی ظهور انبیایی بود که به مقدار ظرفیت مردم اون دوره اون نبی جلوه پیغمبر بود که خودش نشون میداد و او انبیا هم جلوه امیرالمومنین علیه السلام بودند که به قدر ظرفیت مردم امیر مومنان را در اون دوره نشون میدادند و همشون هم درها بودند هم انبیائ و هم اوصیائ که عبور بدن به سمت پیغمبر خاتم و خاتم الاوصیا که عبور بدن به در حقیقت به این دو بزرگوار لذا تو طول تاریخ این پیمان گرفته شده و در انتهای تاریخ هم جالبه که وقتی معاد صورت میگیرد همه انبیا با امت هاشون میان در خانه پیغمبر اکرم و وقتی پیغمبر اکرم به سمت خدای سبحان همه رو با هم میبرد سجده میکند اونجا جلوی آستان عرش الهی و اونجا خدا میفرماید سر بلند کن و در حالی که پیغمبر حرکت میکند امیر مومنان علیه السلام لواء الحمد را بر دوش دارد که جلوی پیغمبر حرکت کرده پرچم حق در دست پرچم حمد پیغمبر در دست خلاصه امیر مومنان است لذا تمام امتها نه از ابتدا فقط بلکه در انتها و آخرت هم همه با پیغمبر و امیر مومنان علیهم السلام است که وارد بهشت میشوند
این یه تابلویی که خیلی زیباست که من این رو هیچ موقع یادم نمیره به عنوان یه حقیقت ذکر میبینم که وقتی یمنی ها آمدند خدمت پیغمبر اکرم و اینها وقتی مسلمان شده بودند به پیغمبر عرض کردند که بالاخره شما عمری دارید بشری هستی بعد از شما وصی شما کیست ما به کی رجوع کنیم؟ پیغمبر اکرم فرمودند من به شخص معرفیش نمیکنم اما تو این صف نماز شما حرکت بکنید هر جا دلتون قرار گرفت یک دفعه احساس کردید که اونجا شما را جذب کرد اون وصی من است بدون اینکه امیرالمومنین علیه السلام را معرفی بکند اینها حرکت کردند بین صف به امیر مومنان که رسیدن ایستادند و اونجا پیغمبر فرمود چرا ایستادید گفتند همون خصوصیتی که شما گفتی قلب ما رو یک دفعه أخذ کرد حال ما یک دفعه طمأنینه درش ایجاد شد در اینجا اون برق ما رو گرفت و جذب کرد فرمود چون شما فطرتتون دست نخورده است از نجباء هستید این نجیب بودن شما باعث شد که وصی رو بدون معرفی از طریق فطرت بشناسید یعنی حقیقت وصی با فطرت ها انس دارد آشناست معرفی از باب این است که اون انس آشکار شود و الا اگر فطرتی دست نخورده باشد این فطرت با وصی الهی کاملا آشنا و دمخور است و محب او است.
لذا ببینیم دلهامون رو امتحان کنیم. اگر میبینیم به قدری که ولی الهی رو دوست داریم به همون مقدار فطرتمون هنوز سالم است هر چقدر این دوست داشتن شدیدتر داره میشه معلوم میشه فطرت ما از اون حالت خمیرة که خدا خلق کرده دور نشده بلکه فعلیت پیدا کرده و اگر دیدیم کم اعتنا داریم میشیم اگه دیدیم بی تفاوت تر داریم میشیم بترسیم. زاویهای گرفتیم از اون فطرت مخلوقمون داریم جدا میشیم به تعبیر امام دچار فطرت محجوبه شدیم. امام رحمت الله علیه میفرمودند اگر انسان فطرتش آلوده شود به معاصی به غفلت ها این فطرت میشه فطرت محجوبه در حجاب قرار گرفته اما اگر اون حال اولیش بماند میشه فطرت مخمورة یعنی اون که خلق شده بر این طینت و بر این فطرت مخلوق شده خب این یه طراحی کلان از رابطه ما با امیرالمومنین است که یک رابطه لحظه به لحظه است نه یک رابطه تشریفاتی نه یک رابطه تاریخی نه یک رابطه گذشته بلکه رابطه لحظه به لحظه ما با امیرالمومنین علیه السلام داریم که حضرت لحظه به لحظه با ما مرتبط است و محبت حضرت تو زندگی ما تو لحظه به لحظه زندگی ما باید دیده بشود.
خب ماه رجب هم هست و این ماه رجب شهر امیرالمومنین علیه السلام است قرارمون اگر یادمون نرفته باشه در ابتدای ماه رجب که یک روز دو روز قبل از ماه رجب بود بنامونو بر این گذاشتیم که در این ماه ما اعمالمون رو با اینکه بی ارزش است با اینکه جسد بدون روح است برای اعمالمون ارزشی قائل نیستیم که بگیم اعمالمون رو مهم دونستیم نه از باب اینکه ما گدا و فقیریم و فقیر چیزی نداره اما همینی که خدای سبحان امر کرده اطاعت کردیم رو میگیم این را در طبق اخلاص گذاشتیم و تقدیم امیرالمومنین میکنیم هر کاری در این دوران ماه رجبمون رو میخوایم با ملکه شدن به تقدیم به امیرالمومنین تو وجودمون محبت حضرت رو زنده نگه داریم تقویتش کنیم بگیم ما عاشقتیم علی جان اگر لایق نیستیم تو فاعلیتت کرمت اون در حقیقت محبتت دائرمدار قابل قابلیت ما نبوده و نیست همونجوری که خدا در فطرت ما محبت تو را قرار داد بدون که ما قابل باشیم امروز هم با همین نگاه ما به درگاه آستان شما میایم تا دست ما را بگیرید به سوی خدا ببرید. این به اصطلاح عشقمون رو با امیر مومنان انشالله اینجور نشون بدیم
البته زیر باران رحمت الهی هم امروز هستیم اینم ما حقیقتاً از برکت امیر مومنان میدونیم که این باران رو نازلة رحمتی میدونیم که سبب متصل بین الارض و السماء داره نازل میکند باور داریم که این باران بوی امیرالمومنین را برای ما دارد. لذا این باران را دوست داریم این برای ما یک محبت ویژه ایجاد میکند قطره قطره باران ملکی از ملائکه الهی همراهشه که این ملک او رو به سمت مأموریتی که هر قطره دارد سوق میدهد این به واسطه دستور مولاست که این دستور از مولا برای اینها میاد که کجا بروند لذا بکم یمسک السماء اینکه زمین آسمان به نگاه شما اینها حفظ میشود باران با خلاصه اون رحمت شما نازل میشود. خدای سبحان اینها را کارگزار خودش قرار داده وقتی کارگزار خدا هستند از طریق اینها داره روزی به ما میرسد اگر این باور را کردیم به تک تک نفسهایی که به ما میرسد میدونیم از جانب حضرت به ما رسیده که أراده رب فی مقادیر الأمور تهبط الیکم و تستر من بیوتکم هر چیزی که برای ما لحظه به لحظه جان ما رو ایجاد پس از ایجاد دارد از جانب ولی الهی که حافظ نظام الهی است از جانب ولی الهی به ما میرسه این باعث میشه یه نفس دم و بازدم مون را هم عاشق بشیم که این از اونجا به ما رسیده و حیات ما را حفظ میکند.
لقمه به لقمه که در دهان میگذاریم نعمت به نعمت که به ما میرسد هر گشایشی که محقق میشود هر توفیق دعایی که پیدا میکنیم، هر عشق و علاقه ای که تو وجودمون شکل میگیره قضا ماسا، یعنی حقیقت قضای ما این محبتی است که تو وجود ما نسبت به مولامون شکل میگیره چه جور شاکر خدا باشی که یک روزی رو به عنوان ولادت مولامون قرار داده که ما تو این روز اظهار عشقمون رو شدید بکنیم چقدر ما مورد عنایت خدا قرار گرفتیم که امیر مؤمنان رو کارگزار خودش برای هدایت ما قرار داده و اینها واقعاً تو نظام الهی جای شکر دارد ما تو دورانی قرار گرفتیم این همه سالها بوده همه اینها اولیا الهی هستند اما امیر مومنان کجا؟ اوصیا دیگه که اونها افتخارشون این بوده که محب امیرالمومنین باشند اونا اونا کجا در دوران اونها هم برای ما کمال بود اما تو یه دورانی قرار گرفتیم که اون مولای اونها مولای ماست
ملایی: حاج اقا یه نکته را حالا توی پرانتز میخوام یه سوالی بپرسم تا رد نشدیم از این جایگاه تشریح امیرالمومنین ما گاهی وقتا توی ادبیاتمون توی جامعه الان تو خونه حتی بین خودمون حتی یه خورده میخوام بگم بعضی وقتا جامعه متدینین و مومنین و اونایی که خیلی مراعات میکنند امروز رو فقط روز پدر میدونند یعنی مثلاً میگن آقا روز پدر مبارک روز پدر مبارک درسته که پدرمون امیرالمومنین است حاج آقا من میگم بگیم روز ولادت امیرالمومنین و روز پدر مبارک. این اسم و این جایگاهه قشنگ تعریف بشه ما نسلمون بچه هامون بدونند حتی در و دیوار خونمون با این نام معطر بشه
حجت الاسلام عابدینی: اینکه حقیقتاً امیر مومنان اسم اختصاصی حضرت است و به عنوان یک اسم اختصاصی برای حضرت حتماً این نشون میده که بزرگداشت این مسئله زنده نگه داشتن این نام و حضرت با این نام یک رابطه ویژه ایجاد میکند امیر مومنان است که مومنان امیر دارند مومنان رهبر دارند مومنان یه کسی جلودار دارند که الیهم یفیء الغالی و بهم یلحق التالی که اون که جلو رفته باید بیاد پشت پرچم اونی که عقب مانده برسد یعنی امیر مومنان جلودار همه اهل ایمان نه فقط تو این دوره بلکه عرض کردیم تو طول همه تاریخ همه اوصیا پشت سر حضرت حرکت میکنند همه انبیا پشت سر پیغمبر اما لواء حمد هم در عین حال از جانب پیغمبر به دست امیرالمومنین داده شده که لواء حمد یعنی همه کمالات در این وجود آشکار است که همه کمالات که حمد در قبال کمال است که واقع میشود وقتی لواء حمد در دست کسی است یعنی همه کمالات در این وجود آشکار شده
بعضی از عاشقانههایی رو که در زمان امیرالمومنین علیه السلام بودند اصحاب و یارانی که به امیر مومنان علیه السلام عشق میورزیدند مثلاً ببینید که هر کدام از این یاران حضرت یک حالی داشتند مرتبط با حضرت که عشق ایجاد میکرد این تو طول تاریخ بینظیره حرکت حبی رو ایجاد کردن ما درسته ریزش های زمان امیرالمومنین شورش های زمانی امیرالمومنین را دیدیم اما خوبه که رویش ها و عشق های زمان امیرالمومنین هم ببینیم که در عین اینکه خوب عده ای اونجا نتونستند تحمل عدالت امیر مومنان رو و اون حالت عدل عدالت طلبی حضرت رو و اجرای عدالتش رو ببینند اون خدا گونه بودن رو که صفات الهی رو تو وجودش تجلی داده ببینند عده ای هم عاشق شدند. حضرت بعد از نماز صبحش یه حالت دوامی بر این داشت با فقرا مینشست، نشست و برخاست حضرت بعد نماز صبحش که یه وقت متعالیست وقت خیلی عالیست تو اون فرصت با فقرا نشسته لذا فقرا میدانستند که رابطه با امیر مومنان علیه السلام تو اون وقت آسانه یعنی چقدر زیباست که یک حاکم الهی کسی که خودش رو تو رابطه با پرچمداری جلو دار میبینه با فقرا وقت ویژه داشته باشد.
درسته که باید حکومت داری بالاخره ترتیب حاکمیت دارد. اما اونجایی که انسانی با کسانی که به ظاهر شأنیتی و به ظاهر یک حالت مثلاً کارسازی ندارند وقتی میشینه رحمت الهی را اینها نازل میکنه اینا باعث میشود که رابطهها رحمت الهی را نازل کند. امیرالمومنین علیه السلام فقرا و موالی وقتی خطبه داشت در ایام خلافتش از صبح میومدن جا میگرفتند چون بالاخره اون وقتها هم بلندگو نبود که صدا برسد. هر کسی جلوتر بود بهتر میشنید قدردان بودن از صبح میومدن جا میگرفتند اونگاه بعضی از اعراب متکبر که اون زمان بودند اینا آخر سر نزدیک ظهر میمدن پا میزدند رو دوش دیگران تا بیان جلو امیر مومنان علیه السلام پرخاش کردند که اینا از صبح آمدن به حضرت عرض میکردند که آقا اینها اومدن جلوی کار ما را گرفتن نمیذارن حضرت میفرمود اینا عاشقانه آمدند اینا با محبت از صبح زود آمدند دور حضرت رو ثروتمندان نگرفته بودند بلکه ثروتمندان دور حضرت را خلوت کرده بودند. فقرا و موالی کسانی که به ظاهر فرودست بودند اینها عاشق امیرالمومنین بودند لذا تو اون وقتها اینها هم با امیرالمومنین امیرالمومنین علیه السلام هم دلش برای اینها می تپید.
حالا ببینید چقدر زیباست من دو سه تا نمونه را عرض بکنم خیلی جالبه که ابوذر میگه نشسته بودم داشتم کعبه رو نگاه میکردم خب نگاه به کعبه عبادت است میگه تا دیدم که امیر مؤمنان داره از طرفی میاد روم رو از کعبه به سمت امیرالمومنین بردند نظر علی بن ابیطالب میگه اون راوی میگه ما دیدیم که ابوذر اصلا از علی رو برنمیگرداند تمام توجهش با اینکه رو به کعبه نشسته و نظر إلی کعبه عبادت است و جزو یکی از عبادات انسان وقتی مشرف میشه اونجاست اما میگه بعدش ازش پرسیدم که اباذر تو چشم بر نداشتی از علی هر جا که میره چشم تو همینج به دنبال گفت از پیغمبر شنیدم که نظر إلی علی بن ابی طالب عباده و این نظر نظر عاشقانه نظر محبانه تو جایی که میداند کعبه قوامش به بودن علی است میداند که این همان علی است که در کعبه به دنیا آمده میداند این همونیست که وقتی ابراهیم خلیل گفت واجعل أفئدة من الناس تهوی إلیهم وقتی که هاجر را با اسماعیل گذاشت در اون بیابان حجاز و برمیگشت اونجا دارد ابراهیم دعا کرد خدایا واجعل قرار بده قلوب مردم رو مشتاق اینها یعنی اونجا نمیگه مشتاق کعبه میگه مشتاق این در حقیقت فرزندان من که بعد اینها می فرمایند اجابت دعوت پدر ما ابراهیم در مورد ما محقق شد که مردم مشتاقانه به سوی ما بیان. حالا ببینید این چقدر زیباست که اونجا به دنیا میاد حقیقت کعبه و باطن کعبه و اون در حقیقت افق رابطه بین زمین و آسمان میشه امیرالمومنین روح کعبه امیرالمومنین است روح کعبه امیرالمومنین است. لذا کعبه رو کی پاک کرد از بتها پای کی گذاشت بر دوش پیغمبر تا بتها رو سرنگون کرد؟ کی در حقیقت اون تکثرات و اون بت ها را در حقیقت زائل کرد نجاسات را از کعبه دور کرد؟ امیر مومنان مطهر کعبه شد که تعبیری که در قرآن هم طهرا بیتي للطائفين بود که این حقیقت را در اون دوران ایجاد کرد .
خب در رابطه با یاران امیرالمومنین که عاشق امیرالمومنین بودند نکات زیبایی است بعضی از قصه ها را از این کتاب قبله کعبهزاد که سه جلد آقای حامد کاشانی عزیز تالیف کردن بله آقا حامد عزیز ما در برنامه ماه من هم بوده که یکی از برنامه های خود شبکه سه بوده خیلی قصه های زیبا جریانات جالبی رو ذکر میکنند از جمله جویریه بن مُسهر میگه که خیلی عاشق امیرالمومنین علیه السلام بود عشقش خلاصه عشق عجیبی بود میگه روزی به دارالحکومه رفت و پرسید مولایم کجاست؟ گفتند مشغول استراحت است مظلومیت امیرالمومنان علیه السلام وجود این یاران علی را آتش میزد که میدید حتی در زمان حاکمیتش محجور بودند امیر مومنان حالا وسط این کلام عرض بکنم امیر مومنان علیه السلام در دارالإمارة بود وقتی که به اصطلاح حارث بن مالک وارد شد بر امیر مومنان پیرمردی که می فرماید با عصا هم آمد خیلی غصه دار که حضرت پرسید چرا حارث اینقدر غصه میخوری؟ گفت آقا از جلوی دارالإمارة تا رسیدم اینجا بحث های یاران شما در این بود که شما بر حقی یا نیستی ترجیح شما نسبت به بقیه چگونه است... از این بحث ها که اینها اصلا برای اینا غیر قابل باور بود کسی امیر مومنان را ببیند و بشناسد تصویر کس دیگری در ذهنش اصلاً باشه.
لذا فرمود حارث غصهها غصه نخور روزی که اون لحظه مرگ است خیلی روایت زیباییست که لحظه مرگ است تمام اون اعمالی که انجام داده همه اینها تبدیل میشود به محبت یا بغض ما که ما را در اون لحظه متراکم اعمالش همه اعمالش تبدیل میشه بر اینکه میبیند یا محب ماست یا مبغض ماست و اینم مراتب دارد که تمام اعمالی که داریم انجام میدیم مال این است که محبت امیرالمومنین در وجودمون ایجاد بشود تمام اطاعات ما این است .
وقتی کسی محب امیرالمومنین بود اون وقت نظام امامتی این است که سنت خدا بر این است که امام إیصال إلی المطلوب میکند یعنی وقتی دست دادی دست امام امام دست میرساند به مطلوب به خدای سبحان غیر از این راهی ندارد. یعنی اگر کسی عملی را انجام داد دید محبت در وجودش ایجاد نشد محبت تشدید نشده یعنی از بیراهه داره میره یعنی این دستش رو به دست اون جلودار نداده.
اونجایی که موسی کلیم وقتی عبور میکرد دید کسی داره ناله میکند زاری میکند رفت و بعد مدتی آمد دیدی هنوز مشغول است عرض کرد خدایا این چی میخواد که اجابت نمیشه؟ گفت موسی اگر این تا روز قیامت هم بناله مستجاب نمیشه چون از راهی که من گفتم نیامده راه من تویی. این تا محبت به تو نداشته باشد هیچ فایده ای نداره این دلش محبت تو نیست وقتی دلش محبت تو نیست اون اعمالش هبائا منثور است مگر اینکه باعث بشه به طرف تو کشیده بشود این به اصطلاح جویریه بن مُصْحَر میگه که وقتی خدمت امیرالمومنین که حضرت استراحت میکردند اونجا دارد که صدا زد أيها النائم استيقظ، فوالذي نفسي بيده، لتضربن ضربة علي رأسك تخضب منها لحيتك، كما أخبرتنا بذلك من قبل که میگه که میبینم اون روزی رو که با یه ضربه فرق تو رو میشکافند و در اون روز محاسن تو به خون سرت خضاب میشود. یعنی یاران امیرالمومنین در مکتب امیرالمومنین به علومی دست داشتند که آینده را میدیدند براشون روشن بود و لذا وقتی میدیدند آینده را صبر بر اینکه انسان بداند چه میشود ولی باید صبوری بکند خیلی سخته یعنی بداند این مظلومیت قدردانی نمی شود این کمال وجود و به طوری میشود که ضربه بر سرش زد. میگه این رو میدانست وقتی اینجوری گفت میگه امیرالمومنین هم جواب دادند قسم به جانم که در دست اوست فلیقطعن یدک و رجلک تو هم کسی هستی که در راه محبت ما دست و پات رو قطع میکنند اینم تو بدون!
یعنی اینها منتظر بودن عاشقانه منتظر این بودند که در راه محبت همه چیزشون رو بدن تصویر اینکه راه محبت چقدر انسان را عاشق میکنه به کجا میرسونه خیلی عجیبه بعد میفرماید که حبه ارنی میگه که میگه وقتی دیدم که جویریه از انتهای لشکر جلو نمیاد انتهای لشکر وقتی حضرت لشکر داشت حرکت میکرد از انتهای لشکر جلو نمیآمد حضرت صدا زد میگه جویریه را با ادب میکرد دلش نمیامد در کنار حضرت قدم بزند حتی با یک ادبی انتهای لشکر حرکت میکرد. بعضی یاران امام صادق علیه السلام دارد مثلا جمیل می فرماید که جمیل نمیآمد بعضی روزا امام صادق علیه السلام میگفت میترسم نکند نتونم ادب رعایت مولا رو در محضرش محقق کنم با اینکه دلتنگ محض بود اما میسوخت میگفت نکنه در محضر حضرت نتونم رعایت ادب حضرت را بکنم. خیلی اینا جالبه خیلی عشق عجیبیه ما الان در محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه این حال را داریم که احساس ادبی بکنیم؟ اینجا دارد که حضرت گفت صدا بزنید جویریه کجا کجاست صداش بزنید صدا زدند الحق بی ان لاتعلم انی أحبک چرا نمیای جلو نمیدانی من تو رو اینقدر دوست دارم دلم تنگت میشه؟ عجب خیلی زیباست که مولا صدا بزنه یه کسی رو بگه ألا تعلم اني أهواک و احبک نمیدونی من چقدر دوست دارم چرا از من دور وایستادی عقب میای اونجا داره که بعد خودش رو نزدیک آمد جلو آمد و بعد در گوش جویریه تو همین حرکت نکاتی رو گفت که لایق ندونست کسی دیگری از این خبردار باشه. اصحاب سر حضرت بودند اینها یاران خاص حضرت بودند. میگه خلاصه اونجا دارد که این چون دوست داشت حضرت دائما باهاش حرف بزنه جویریه میگه أنا رجل نسّی من زود یادم میره حضرت فرمودند که من اینقدر برات تکرار میکنم ببینید وقتی که اونجا دارد که خدا به موسی گفت ما تلک بیمینک گفت هی عصای و اهش بها علی غنمی و أتوکأ وبها و فیها مآرب اخری... دوست داشت با خدا حرف بزنه اینجا جویریه دوست داشت امیر مومنان باز هم خطابش بکنه گفت آقا من فراموشکارم حضرت فرمود اینقدر تکرار میکنم تا یادت بمونه...
این از رو عشقش بود نه کلام حضرت یادش بره که حضرت دائما خطابش قرار بده خب از این سری داریم که متعدد در رابطه با داریم ابوذر داره که در جریان ابوذر میفرماید که حب امیر مومنان برای من مانند آب خنک بر جگر تشنه است حب امیر مومنان در وجود من مثل آب خنک بر جگر تشنه است مانند عسل مصفّی و ناب زنبور است عسل مصفّا است برای من، مثل خواندن آیات قرآن است برای من محبت علی مثل خواندن آیات قرآن است برای من ببینید میگه اینجوری لذت میبرم از علی چطور لذت میبرم از قرآن چطور از آب خنک انسان لذت می برد؟ تشبیه معقول به محسوس که انسان نگاهش تو محبت از این سنخ باشد خب اگر خلاصه فرصتی باشه باز ما بعضی از قصه های اینها را
ملایی: حتما من حالا یه پیشنهاد دیگه میخوام بدم محضر حضرت عالی است کعبه قبله کعبهزاد این کتاب که برای حاج آقا حامد کاشانی عزیز هست یه وقتی میذاریم مفصل تو برنامه معرفی کنید یه زمانی هم بهش پرداختیم حالا دوستان میتونن پشت صحنه به من بگن ولی چه اشکالی داره دوباره معرفی بشه مفصلتر خواهش میخوام بکنم که از حضرت عالی چون من یه کتابی در دست دارم میخوام یه جوری وارد بشیم به فضای این کتابه قبلش دوست داشتم که من این کتاب امروز معرفی بشه با توجه به جریان ۱۳ رجب و روز امیرالمومنین علیه السلام از یک سو و اینکه مزین کردن نام پدران رو به زینت امیرالمومنین که پدر امت است که یا علی انا و علی أبوا هذه الامه این امت پس تو خانواده ها هم هر پدری یه مظهر از امیرالمومنین این کتاب را آقا نوشتن برای خاطراتشون نسبت به پدر روایت آقا به عنوان روز پدر انشالله که دوستان روایت آقا که کتابی هست که روی جلد دارید میبینید این تصویری که میبینید تصویر مقام معظم رهبری هست و پدر بزرگوارشون عنوان کتاب روایت آقا و حالا تقریباً میشه خوند دیگه خاطراتی که حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله تعالی از زندگی پدرشون دارند من دوست داشتم یه بخش هاییش رو بخونم حتی انتخاب کردم یه متنی رو ازش بخونم
ولی ترجیح میدم که الان زمان رو استفاده کنیم برای یه نکته دیگری و انشالله ارجاع بدم شما رو به این کتاب که اگه دوست دارید تهیه بکنید رفقای ما راهنماییتون میکنن واژه کتاب رو پیامک کنید به ۲۰ هزار ۳۳۳ کتاب خیلی جذابیه از شما چه پنهون ما تو راه که میومدیم حاج آقای عابدینی این کتاب همراهشون بود مهربانی کردند و دادند من یه نگاه کلی البته متن کتاب یه برگرفته متن کتاب رو امانت گرفتم از حاج آقا خوندم خیلی جذاب بود برام حالا هرکی که مایل خلاصه روایت آقا خاطرات حضرت آیت الله خامنهای حفظه الله تعالی از پدر بزرگوارشون رو داشته باشه واژه کتاب رو پیامک کنه به ۲۰ هزار ۳۳ و اما یه نکته دیگر هم عرض بکنم و بریم برای ادامه برنامه
حتماً میدونید که این روزها اعتکاف نوجوانان در حال برگزاریست به همت برنامه سمت خدا البته برنامه سمت خدا که شماهایید یعنی در واقع زحمتش با شماست در حال برگزاری هست یعنی کاراش داره انجام میشه و اینها و شما اگه قرار باشه مشارکت بفرمایید میتونید عدد ۱۳ رو به 20000303 پیامک کنید برای اینکه برای نوجوانای عزیزمون که اعتکاف میکنند بعد اعتکاف هم یه خطی تعریف میشه اینها کار میکنند باهاشون استعدادها کشف میشه برنامه هایی براشون داریم و انشالله توی چرخه کار خدمت به قرآن و اهل بیت بمونند بریم سراغ قرآن کریم و انشالله بعد قرآن برمیگردیم خدمت حاج آقای عابدینی ببینیم چقدر زمان خواهد ماند. صفحه ۷۰ قرآن کریم هست آیات ۱۵۴ تا ۱۵۷ سوره مبارکه آل عمران ثوابش هم تقدیم به محضر پدر امت امیرالمومنین علی علیه السلام با یه صلوات که هر کی هر جا هست بلند بفرسته چه اشکالی داره اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه70 قران کریم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بازهم مبارک باشه امروز به همه شما بینندگان و شنوندگان ولادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و روز پدر حاج آقای عابدینی اینجا هستند دو سه دقیقه هم وقت داریم
حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم باز هم شادیمون رو از ولادت امیرالمومنین و همچنین تبریک میگیم به حضرت ابوطالب و فاطمه بنت اسد ولادت حضرت اینها برای ما این تحفه را آوردند. خب ایامیست که همه در کشور میبینیم که یه مشکلاتی در کشور ایجاد شده و سختی هایی از جهت معیشت که شاید این شدت برای مردم فشارهایی رو ایجاد کرده که قطعاً باید مسئولین نسبت به این بیش از این و زودتر از این حساسیت هاشون گل میکرد و جبران میکرد میخواستند اونهام اما بالاخره در هر صورت به جایی رسید که مردم خواستند صدای اعتراضشون رو آشکار بکنند و دشمن خواست بر این به اصطلاح موج سوار شود و سوار شدن بر این موج رو چون دشمن عجله داشت و همیشه خدای سبحان دشمنان ما را از جاهلان قرار داده از بس عجله داشت نتونست با یه تحملی هم این رو سر و سامان بده. لذا به سرعت خواست مسئله رو به آشوب بکشانه و بر بصیرتی که مردم داشتند با اینکه این فشار روی دوششون بود و این سختی ها بود به سرعت خود مردم صفشون را از اینها نه فقط جدا کردند بلکه مردم عمدتاً مقابل اینها ایستادند. چون دیدن اینها اموال بیت المال را دارند از بین میبرند تعدی به نفوس میکنند دنبال یک آشوبی هستند حتی از دست اینا ناراحت بودند که چرا نمیذارند صدای اعتراض مردم درست به گوش مسئولین برسه. وقتی که این صدای اعتراض با این پرخاشگری که اینها ایجاد میکنند صدا گم میشه و اینها دیده نمیشه و هر باری که مردم خواستند یک اعتراض درستی داشته باشند تا بتونند تقاضاشون رو منتقل کنند و گوش ها بشنود اینها متاسفانه با به آشوب کشاندن و سوار شدن بر بعضی از موج ها اینها خراب کردن کار را.
اما این بار خدای سبحان به سرعت صف اینها را آشکار کرد. همین یه نعمت الهی است در یه روایت شریفی می فرمایند از امیرالمومنین علیه السلام از امام صادق علیه السلام سوال کردند که الم یکن علی قوی فی دین الله آیا امیرالمومنین قوی در دین خدا نبود آیا امیر مومنان قوی نبود؟ قدرت نداشت؟ حضرت فرمودند چرا وقتی حضرت سوال میکن پس چرا حضرت قیام نکرد تا اون حاکمیتی رو که باید محقق شود اونجا فرمودند که باید صف منافقین و دشمنان از صف مومنان جدا میشد «لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ» لذا صبوری مردم در این وقایع و این شدت ها راه را اگر درست با بصیرت صبوری بکنیم خود این باعث میشه که صف منافقین جدا بشود صف دشمنان جدا بشه این قصه را کوتاه بگم که وقتی قیس ابن سعد ابن عبادة جلودار لشکر امام حسن علیه السلام بود اون صبحی که فرمانده لشکر که به اصطلاح عبیدالله بن عباس بود پناهنده شد به معاویه اونجا قیس ابن سعد بن عبادة با این جریان زیبا گفت که خوب شد که کسانی که سست همت بودند زود از لشکر جدا شدند تا قوت لشکر و اون أسباب راسخ لشکر بماند. از این به بعد انشالله مسئولان ما در خدمتگزاری مجاهدانه نه عادی مجاهدانه قدری مردم رو بدونند این مردم بصیر و تحمل پذیر رو قدردان باشند خیلی متشکرم
ملایی: سلامت باشید باز هم مبارکتون باشه امروز بینندگان و شنوندگان عزیز مبارکتون باشه امروز و امشب و این روزها تا یه سلام دوباره انشالله فردا زنده باشیم با حاج آقای رفیعی بیایم خدانگهدار شما