اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-10-06-حجت الاسلام عابدبنی - سلسله انبیاء و نقش آخرالزمانی

بسم الله الرحمن الرحیم وبالنستعین إنه خیر ناصر و معین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام عرض می‌کنم حضور شما مخاطبان عزیز و ارجمند برنامه سمت خدا، خانواده‌های محترم، پدران و مادران، کوچکترها و بزرگترها که همراهی می‌فرمایید این برنامه را از شبکه سه سیما یا شبکه افق ولایت و شما شنوندگان گرامی رادیو معارف. خیلی خیلی خوش آمدید به برنامه خودتون و خدا را شاکرم به خاطر اینکه نشستن در این جایگاه در محضر کارشناسان ارجمند و روبروی شما مردم، در محضر شما خوبان خیلی خیلی جایگاه سخت و در حقیقت قابلیه، ولی حالا اینکه ما اینجا نشستیم دیگه این از بد روزگار برای شماهاست و از حسن سعادت برای من

ممنون که تحمل می‌فرمایید و سپاس بابت اینکه دعای خیرتون همیشه بدرقه راه ماست که رد پای دعاهای خیرتون رو تو زندگیمون به خوبی لمس می‌کنیم زیر سایه آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشید و باشیم که شنبه‌مون به نام اون حضرته. بریم محضر قرآن کریمی که وحی الهی به حضرت رسول صلوات الله و سلام علیه بود و هست و سیره تربیتی انبیاء علیهم السلام با حضور حاج آقای عابدینی که دوست دارم سریع‌تر از این سلام کنم و دیگه بیشتر از این معطل نکنم برنامه رو. لطفاً بفرمایید حاج آقا.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه شنوندگان و بینندگان عزیزمون که ان‌شاءالله در این ایام ماه رجب که بیننده این   برنامه هستند ما رو هم از دعا فراموش نکنند و کشور رو به عنوان کشور امیرالمؤمنین ببینیم و این ماه رجب که قرارمون بر این شد که ماه امیرالمؤمنین، ماه امیرالمؤمنین و همه اعمالمون رو با همه اون کم ارزشیش به عنوان اظهار ارادتمون به امیرالمؤمنین قرار داده باشیم. عهدمون این است که رابطه‌مون رو با امیرالمؤمنین تو جز جزء زندگیمون گره بزنیم ان‌شاءالله که تو این ماه ملکه بشه برامون که ما امیرالمؤمنینی هستیم. هر کسی ما رو ببینه تو ما احساس اینکه ما محب امیرالمؤمنینیم رو ببیند ظاهراً ظاهر باشه یعنی سبک زندگیمون به گونه‌ای در این ماه قرار بگیرد که ان‌شاءالله این ماه هم برای ماه‌های دیگه الگو بشه که ما منتسب بشیم به امیرالمؤمنین، ما رو به امیرالمؤمنین بشناسند. دائماً خلاصه ذکر و فکر و محبتش و حالش امیرالمؤمنین است. این ماه بهانه خوبیه برای اینکه انس را با حضرت بیش از گذشته نشون بدیم ان‌شاءالله.

ملایی: بسیار عالی خیلی ممنونم از این دعای خیرتون و این مقدمه و بی‌صبرانه منتظریم بحث حضرت طالوت که هفته پیش فرمودید دیگه خیلی ادامه نخواهیم داد اما به هر حال یه حلقه وصلی حتماً بین هفته قبل و این هفته خواهید داشت و بحث حضرت داوود علیه السلام.

حاج آقای عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. دعای سلامتی امام زمان رو ما می‌خونیم: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک حجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. ان‌شاءالله قلب‌های ما آرام بشه الهی آمین به طاعت ولی، اون تسکن أرضک طوعا این سکونت و آرامش در دل‌های ما به برکت اطاعتمون از مولامون ان‌شاءالله ایجاد بشه و این اطاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد الهی آمین.

نمی‌دونیم چه نعمتی است که من یادم نمی‌ره خدا رحمت کند علامه حسن‌زاده رو یه کسی خدمت ایشون رسید گفت آقا حالتون خوبه؟ جوابش خیلی زیبا بود گفت چرا خوب نباشم؟ خدا ندارم که دارم پیغمبر که دارم کتاب ندارم که دارم امیرالمؤمنین ندارم که دارم اهل بیت ندارم؟ که دارم.... یه جوری می‌گفت که اصلاً آدم می‌فهمید دارایی رو داره احساس می‌کنه. خدا کنه که ما غافل نشیم از این دارایی‌هایی که داریم که به ما اجازه دادن محبشون باشه.

اجازه دادند محبشون باشیم اجازه دادن ما شیعه باشیم تابعشون باشیم به ما افتخار دادن به ما امر کنند ما اطاعت کنیم. خدای سبحان ما را همین قدر پسندید که اینها رو دعوت‌کنندگان به سوی خودش برای ما قرار بده

 لذا چه افتخاریست که در دورانی قرار گرفتیم که در ملوکیت و مالکیت خدای سبحان تحت اشراف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستیم. حضرت داره نیابت می‌کنه اون مالکیت خدای سبحان را، اون اوامر الهی رو داره ما رو می‌بره. کار امام إیصال إلی المطلوب است . نبی به عنوان نبوت است نبوت کارش بلاغ است وما علینا إلا البلاغ رساندن است. اما همون نبی از حیث امامتش چون نبی امام هم میشه از حیث امامتش بردن و رساندن است.

لذا دارد که إیصال إلی المطلوب یعنی نه مثل کسی که آدرس می‌دن اگر کسی آدرس می‌پرسه خونه فلانی کجاست بگه از این کوچه برو از اونجا برو اونی که میگه دنبال من بیا دست رو می‌گیره دست می‌گیره می‌بره حتی به دنبال منم بیا هم لطیف تر، دست را می‌گیره می‌بره. این إیصال إلی المطلوب است. ما تو دوره‌ای زندگی می‌کنیم که امام ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در میدان است. این رو باور کنیم دست ما رو می‌گیرد و می‌بره چه فردی چه اجتماعی. اجتماع ما در ولایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. لذا ما فقط باید مراقب باشیم ما پشت نکنیم هرچی کوتاهی بکنیم ما دستمون رو هی رها کردیم دور شدیم.

خب در محضر آیات قرآن کریم بودیم و به زیبایی در محضر حضرت طالوت سلام الله علیه و حضرت داوود بودیم. بازم سلام عرض می‌کنیم خدمت این دو بزرگوار اجازه می‌گیریم از محضر مبارکشون. باور دارم که اینها زنده هستند باور دارم که خدا اینا رو دوست داره باور دارند که دوستان خدا پیش خدا وقتی محبوب اند هر کسی اظهار ارادتی به اونها بکند حتما دستگیری می‌کنند. باور داریم که اینها شئون حضرات معصومین علیهم السلام هستند لذا اگر دستگیری اینها می‌کنند به امر امروز هستش. باور کنیم که این‌ها تو خیلی از مسائل ماموریت‌ها را خدای سبحان از طریق حضرات معصومین به اینها واگذار می‌کند. لذا هر ولی از اولیا الهی رو که به خصوص خدا نام برده و او را در حقیقت مدح کرده حتماً برای ما ممدوح باشد محبوب باشد. هر کدام از اینا رو که دوست بداریم خدای سبحان گشایش ایجاد می‌کند. ذکر کرده تا دوست داشته باشیم باب محبت رو برای ما باز کرده اینها رو توصیف کرده زاده بسطا فی العلم وجسم یا نسبت به حضرت داوود همین ابتدای کلامی که بعد از اینکه فرمود و قتل داوود جالوت و اتاه الله الملک خدا به او ملک داد. چقدر وقتی این یک شخصی اینجوری مورد ستایش خدا قرار بگیره آتاه الله الملک والحکمه و علمه مما یشاء. میگه این حکمت دادم من به داوود ملک دادم من به داوود خیلی اینا از جانب خدا داره می‌فرماید. یه موقع یه کسی ساده یه چیزی رو خدا داره یه کسی رو می‌ستاید که این قابلیت پیدا کرد به این مراتب کمالی رسید و من پسندیدمش و من بهش اعطا کردم. چقدر دوست‌داشتنی این افراد شیرین میشه؟

 اگر آدم میگه ما محب خداییم نباید محبوب‌های خدا را دوست داشته باشیم اظهار ارادت بکنیم. به من اگر کسی یاد گرفت به حضرت داوود به حضرت طالوت به حضرت موسی به حضرت عیسی به حضرت ابراهیم همه انبیاء علیهم السلام کسی یاد گرفت اظهار محبت بکند این وزنه رو تونست بزنه، میتونه وزنه محبت اهل بیت بزنه که سنگین‌تره بعد میتونه وزنه محبت خدا رو بزنه که سنگین‌تره. ببینید چقدر زیبا میشه دائماً باید تو زندگیمون این قصه‌ها حال حبی رو نسبت به اینها زیاد غیر از اون که اگر به ما این رو فرمودند این اصلا خود متن روایت امیرالمؤمنین علیه السلام است که این ماه متعلق به اوست می‌فرماید که اگر کسی بعدها هم به دنیا میاد بعدها به دنیا میاد تو اصلاب پدران است یا ارحام مادران است و بعد به قصه ما را که می‌شنود تو جنگ جمل یا جای دیگه آرزو می‌کند کاش که من بودم در اونجا کنار امیرالمؤمنین میگه اون هم با ما شریک است تو تمام این وقایع. لذا تمام قصه‌های قرآن که ذکر می‌شود اگر انسان این داره می‌خونه بگه کاشکی من در کنار طالوت بودم در کنار اون کسانی که از آب نچشیدند لم یطعمه فانه منی، منا شدن کاشکی مدال منا شدن را خدا هم به ما هم همراه طالوت می‌داد همین این همراهی ایجاد می‌کن ببینید خود یعنی انسان می‌تونه به عمر تاریخ عمر پیدا کند. اینو برای ما به عنوان یه توان قرار دادن اینا قواعد الهی است نباید ساده ازش عبور کنیم یعنی ما عمرمون از اون وقتی که به دنیا آمدیم فقط نیست بلکه تمام عمر از اول آدم ابوالبشر تا از این و   زمان خودمون و از اون و تا إلی یوم القیامة که ما باشیم یا نباشیم حضرت ظهور بکنند و اون وقایع پیش بیاد. الان که می‌شنویم همه ما طلب کنیم که کاشکی ما باشیم و در حقیقت در محضر امام زمان و رکاب حضرت بتوانیم در جبهه حق علیه باطل ما هم کنار حضرت بجنگیم. می‌فرمایند اگر کسی حال انتظارش اینجور بود حتماً در اون خیمه حضرت در کنار حضرت در رکاب حضرت واقعا حاضر می‌شود و حتی دارد که وقتی حضرت ظهور می‌کند به اینها اگر از دنیا باشند در قبر خطاب می‌شود اون کسی که منتظرش بودید آمده اگر بخواهید می‌توانید بلند شید و همراهش باشید. این عمر انسان رو از ابتدا و انتها به سمت نامتناهی سوق میده چقدر این توان را ما نسبت بهش بی‌رغبت می‌گذریم و چقدر از دست میدیم... یعنی قصه رو می‌خونیم همراه حضرت موسی علیه السلام اما همراهش نمی‌شیم قصه در حقیقت عیسی علیه السلام را می‌خونیم، قصه ابراهیم خلیل را می‌خونیم اون همراهشون نمی‌شیم قصه میشه. اینم یه وجه دیگری از این است که اینها ساری و جاریست که ما رو بزرگ کنه ما رو نسبت به همه خیرات چی کند متوقع بکند

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید مومن کسی است که لکل باب خیر لهم ید قارعه این نسبت به هر خیری یا باب رغبت لکل باب رغبه الى الله منهم ید قارعه هر باب نیکی و خوبی و رغبتی که هست این دست‌کوبنده داره رها نمی‌کنه از دست نمی‌ده حتی اونی که تو تاریخ بوده و زمانش به ظاهر گذشته اما این می‌طلبد و این طلبش این رو می‌بره در اون یا لیتنا کنا معک میشه حقیقی است کنا معک که میگیم حقیقت منتها به شرطی که اون مقداریش که شدنیه را انجام میدیم اون مقدارش که از دستمون میاد باید محقق بکنیم ولی اون مقدارش که از تحت اختیار ما خارج از زمان گذشته بوده با این طلب که جدی باشد محقق می‌شود. این افقه انسان است این سرمایه انسان است که انسان رو از زمان و مکان فراتر می‌بره بیخیال این توان نباشیم بعدا حسرتش برامون خیلی زیاد میشه.

خب در انتهای جلسه‌ای هستیم که از حضرت داوود علیه السلام ذکر حضرت طالوت سلام الله علیه ذکر می‌کنیم که جلسه گذشته خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام رو اشاره کردیم که حالا ان‌شاءالله دوستان رجوع بکنند و حتماً اقلاً ترجمه‌ش رو بخونند که خیلی فصیح و زیباست که حضرت چقدر اونجا زیبا بیانات دارند. نکته دیگر این است که در کتب منتسب به یهود و عهد عتیق و بعضی از کتاب‌های دیگرشون طالوت رو شائول ذکر می‌کنند اونها به عنوان   لفظ عبری، اما یه نسبت‌هایی داده می‌شود به حضرت طالوت که انسان نسبت به یه شخص عادی هم گاهی خجالت می‌کشه که این نسبت‌ها رو بدهد و لذا اونها عصمت رو قائل نیستند و حتی انتهای زندگی حضرت طالوت رو یه انتهای ممدوحی ذکر نمی‌کنند تغییر میدن. ... اما در ما باورمون این است که کسانی که از جانب خدا انتخاب می‌شن و بیان می‌شن و ذکر می‌شود این‌ها قطعاً خدای سبحان این‌ها رو در حقیقت چیکار کرده حفظ می‌کند و نحوه اگر از انبیاء هستند که معصوم اند اگر از انبیاء هم نباشند نحوه‌ای از عصمت رو در ذکرشون خدای سبحان   به اونها قرار داده، به خصوص با اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام تو کلامشون بیانشون این است که من طالوت امت هستم . ببینید وقتی حضرت می‌فرماید من طالوت امت هستم معلوم میشه که این طالوت باید از ابتدا تا انتها یه مشابهتی داشته باشد که امیرالمؤمنین علیه السلام خودش را طالوت این امت می‌داند. پس اون نسبت‌ها گاهی انسان احساس می‌کند هر شخصیتی که به امر ولایت نزدیک میشه احادیثی در جعل نسبت سیره به اونها جعل می‌شود که اینا خودش آدم رو خلاصه یه مقداری نسبت به بعضی از نقل‌ها حساسیت بالا می‌بره که باید مراقب باشیم اون کسانی را که خدای سبحان به عنوان اولیاش ذکر می‌کند انبیاءش ذکر می‌کند حتماً و حتماً ساحتشون رو منزه بدارد از اینکه بخواد تخطئه‌ای نقصی از اون نقص‌های که گاهی افراد عادی بشر انجام نمی‌دن همین مشکل ما بعداً در رابطه با جریان حضرت داوود سلام الله علیه هم در نقل‌هامون داریم که چه قصه‌های نامناسبی رو نسبت می‌دن در حالی که امام رضا علیه السلام وقتی می‌شنود بعضی از این قصه‌ها رو به شدت برافروخته میشه و إنالله و إنا إلیه راجعون میگه که از اینکه یه همچین نسبت‌های رو به انبیاءی الهی نسبت بدن که اینها را باید مراقب باشیم که ناخودآگاه بعضی جذابیت‌ها ما را به سمت اینکه انبیاء را از اون ساح که هستند پایین نیاریم.

خدا رحمت کند امام رو ایشون می‌فرمودند ما تو تاریخ اسلام و صدر اسلام چون خیلیا دیدند که هیچ نمی‌تونن خودشون رو به پیغمبر برسونند به اهل بیت برسونند اون‌ها رو آوردن پایین تا بتوانند بالاخره یه قیاسی بشه اون‌ها رو آوردن پایین نسبت‌های به پیغمبر دادند چیزهایی رو بگن اونم مثل بقیه از جهت همه ابتلائات معصیت و گناه و انحراف و همه اینها را نسبت بدن تا خودشون را تطهیر کنند

ملایی: مراقب باشیم برای تطهیر خودمون تنقیص نکنیم مقدسات را

 حضرت طالوت سلام الله علیه بعد از اینکه این جریان جنگ واقع میشه چون حضرت داوود در اونجا نوجوان بود حدود ۶۰ سالگی داوود سلام الله علیه به   هم پادشاهی می‌رسه هم نبوت لذا شاید حدود مثلاً ۲۰ تا ۴۰ سال دیگه حضرت طالوت چی بوده بر نظام سلطنت و پادشاهی و فرماندهی قرار داشت ملک   در اختیار بله لذا اینکه اینجا خدای سبحان می‌فرماید الله الملک نسبت به حضرت داوود این پس از جریان حضرت طالوت هست که خدای سبحان ملک را در حضرت طالوت تمام کرد و این زندگی حضرت طالوت که بعضی نقل‌ها این است که حضرت فاطمه با چهار فرزندش در یکی از جهادها به شهادت می‌رسند. این هم یه سرگذشت انتهایی که دو نقل است یکی اینکه از دنیا رفت ولی یه نقل این است که به همراه چهار فرزندش در یکی از جهادهایی که پیش میاد اونجا به شهادت می‌رسند. این جریان حضرت طالوت سلام الله علیه که البته بسیار خلاصه ما لذت بردیم از همراه بودنش و خیلی نکات باقی موند که ان‌شاءالله دوستان رجوع می‌کنند

 اما از اینجا که همونجوری که قرآن کریم متصل کرد جریان حضرت داوود رو به حضرت طالوت سلام الله علیه که می‌فرماید و قتل داوود جالوت با کشتن داوود جالوت در اون صحنه جنگ جهادی که فرماندش طالوت بوده به دنبالش می‌فرماید و آتاه الله الملک والحکمه و علمه مما یشاء به داوود سلام الله علیه متصل می‌کند قصه حضرت رو به جریان حضرت داوود سلام الله علیه حضرت طالوت حضرت داوود ما هم با همین اتصال خلاصه ان‌شاءالله متصل می‌کنیم ادامه قصه‌مون رو وارد سیره حضرت داوود سلام الله علیه.

حضرت داوود سلام الله علیه یکی از عجایب روزگار است تو نسبت اولین مسئله از زمان حضرت آدم سلام الله علیه یه نکته ایست که وقتی که به حضرت آدم سلام الله علیه همه فرزند نشون دادن اونجا دید بعضی از اینا سالمند بعضیها از اینا مثلاً مریضی دارن بعضیا مثلاً طول عمر دارند بعضیا پسر کوتاهی عمر دارند بعضیها ثروتمندن بعضیا فقیرند انواع اینا رو دید اونجا به خدای سبحان عرض کرد که خدایا سوالی دارم اجازه هست خدای سبحان فرمودند این روایت خیلی زیباست بله خدا فرمودند که آدم تو دو جنبه داری یه جنبه مادی توست و جسمانیست یه جنبه الهی و روحی توست و سوالت رو بکن سوال کرد خدا نمی‌شد که اینهایی که عمرشون کوتاهست بلند بشه اونایی که مریضند نباشند اونایی که فقیرند همه اینها بالاخره خدای سبحان فرمود آدم این سوال تو از جنبه جسمانی و بشری توست نه از اون جنبه روحی و معنوی تو ولی پاسخش این است یه پاسخ مفصلی است که خدای سبحان عالم را در اینجا صحنه ابتلا هر کدام به دیگری قرار داده اونی که فقیر است به ثروتمند مبتلا و اون که ثروتمند است به فقیر مبتلاست که هر کدام وظایفی پیدا می‌کند که اگر اون فقیر تو نگاهش به ثروتمند نگاهش حسرت بشود او در حقیقت چی میشه اون ابتلا رو سالم در نرفته.  لذا در بعضی تعبیرات دارد که خدای سبحان به ثروتمندی که توجهش به فقرا زیاد است می‌بالد بعد می‌فرماید ولی از اون بالاتر فقیری است که به ثروتمند به خاطر ثروتش بی‌اعتنا است این بالاتر از اون است

ملایی: یعنی ثروتمندی که از مالش می‌گذره همه فضیلت خلاصه فضیلت خیلی کمال

حجت الاسلام عابدینی: برای ثروتمند فضل است اما فقیری که با فقرش و احتیاجش وقتی ثروتمندی رو می‌بینه نه به خاطر اینکه این یه انسان است یه مومن نه به خاطر ثروتش به او اعتنا نمی‌کند یعنی بی‌توجه اصلا انگار ثروت این برای این هیچ این عدم توجه به ثروت که چشم این رو ثروت او پر نمی‌کند دل این رو ثروت او تقاضا نمی‌کند که بخواد دقت می‌کنید؟ چقدر میگه این   از او برتر است این خیلی زیباست که اینجا خلاصه حالا یکی یکی اونی که مریض است به ثروت لذا وظیفه ایجاد می‌کند اونی که سالم است چه نسبتی نسبت به کسی که مریض میشه عیادت مریض رفتن عبرت گرفت کمک همه اون صحنه اجتماع را پیوندی که ایجاد می‌کند این   بالا پایین شدن‌ها جامعه را به هم پیوند می‌زند و این پیوند که بداند اون ثروتمند اگر در دنیا مثلاً کسی حالا در بره‌ای از زندگیش به فقر مبتلا شده و این کمکی کرد در روایات دارد بداند در ابدیتش او شفیعی می‌تواند باشد یعنی فقیر ابدیت برای او میتونه شفاعت بکنه در روز قیامت خدا صدا می‌زنه عین الفقرا بعد میگه   مردم بعد میگن شما اگر من اگر در دنیا گاهی برای شما سختی بود فکر نکنید از باب بی‌اعتنايی به شما بود از باب اهانت به شما بود از باب بی‌اجری شما بود پیش من نه من شما رو مالکان و پادشاهان و ملوک امروز قرار دادم حالا نگاه بکنید ببینید هر کسی کوچکترین کمکی به شما کرده می‌توانید شفیعش باشید حتی اگر یه لیوان آب به شما داده بعد اونجا میگه همه سر می‌کشند که کاشکی ما هم کسی بودیم که به این کمکی کرده بودیم ما را می‌دید اینجا چون الان هرکی رو او انتخاب کند ابدیت برای او به عنوان ابدیت نجات قرار می‌گیرد. یعنی اگر اینجا یه لیوان آب است درسته که ممکنه همین مقدار هم او احساس سختی کرده باشد که کسی این کمک اما اون سختی که اونها محتاج اند بهش در اونجا نسبت به این آنچنان جبران شده است که اون حال لذتی که چقدر بی‌طمع بود نسبت به مال دیگران این روایات خیلی زیباست که ما باید مراقب باشیم اگر کمک می‌کنیم به فقیری یا حاجتمندی یا مریضی به دیدارش می‌ریم یا هرچه که   کسی که ممکنه مشکلی داشته باشد ما منت بکشیم در این کار نه منت داشته باشیم نه فکر کنیم کاری کردیم بلکه خدا رو شاکر باشیم. خدا تو به من اجازه دادی بتونم این خدمت بکنم که بعداً این شفیع من می‌شود بدن این دستش باز است بعدا این عزیز توست بله اگر این نگاه را بکنیم ببینید تو جامعه چقدر خوب می شود

خب این روایت آدم وقتی که این رو گفت خدا فرمود اینا به هم مبتلا می‌شن سبب استحکام جامعه و هر کدام نتیجه کاری که پیدا می‌کن تو این ابتلائات است بعد اونجا دارد که آدم سلام الله علیه نگاه کرد دید یکی از فرزندانش که خیلی هم نورانیه اما عمر کوتاهی داره سلام الله علیه ۴۰ سال در دنیا عمرشه بعد به خدای سبحان عرض کرد خدایا من عمرم به نسبت او خوب خیلی طولانی است چون هفتصد و خورده‌ای سال عمر داشته آدم سلام الله علیه تا وقتی از دنیا رفته گفت می‌توانم قسمتی از عمرم رو به این فرزندم ببخشم ؟از عمر من برداری برای این فرزندم قرار بدی؟ داوود برای حضرت داوود که در روایات ۳۰ سال ۴۰ سال تا ۶۰ سال ذکر شده که عمر داوود صد سال شد که ۴۰ سال بود ۶۰ سال هم حضرت آدم سلام الله علیه پدر دیگه بخشید پدر بخشیده پدر است اگر این باور را بکنیم که اولیا الهی آبا ما هستند و ما که همین مقدار ایمان رو داریم از آبائمون داریم تا آدم سلام الله علیه همه اینها رو تو طول چیز ببینید اون وقت می‌دونید که نگاه پدر به فرزندان چقدر زیبا میشه اونجا دارد که اون جریانی که موسی و خضر علیهما السلام داشتند که دیوار را اقامه کردند بعد اونجا دارد که این کسانی بودند که آبش پدرشون صالح بود بعد تو روایت داره می‌دونید پدرش چند واسطه بود در روایت داره ۷۰ نسل قبل پدر صالحی بود که اون برای این فرزندان که این خیلی زیباست

یعنی ما بدانیم که آقا ما هر چقدر نسبت به آبائمون طلب رحمت داشته باشیم گاهی یاد اون بیاد تا حضرت آدم نسل‌های که ما را تا اینجا ما جوری شدن سبب شدن که ما الان شیعه امیرالمؤمنین علیه السلام باشیم رو قدردان باشیم تمام اون نگاه کارهای اونها و اعمال اثر داشته لذا یادمون نره اونها رو زود یادمون نره اینم یه نگاه کرد حضرت داوود از ابتدا یه مورد توجه ویژه حضرت آدم و آدم قرار می‌گیره و داره که وقتی عمر آدم به پایان می‌رسه ملک الموت که میاد قبض روحش بکنه آدم میگه من شصت سال طلب دارم چون می‌دونست عمرش چقدره گفت یادت رفته ۶۰ سالو بخشیدی حتی نامه نوشتی امضا کردی خلاصه که که داوود لذا اون ۶۰ سال رو قبلاً بخشیدی و نوبتش رسیده که خب این ابتدای جریان حضرت داوود که تو زمان آدم سلام الله علیه دیده میشه و عمرش برکت ویژه پیدا می‌کنه

 تو این ۱۰۰ سالی که داوود سلام الله علیه بوده از ۶۰ سالگی   خلاف   فرماندهی و ملوکیت و پادشاهی و نبوت می‌رسه یعنی ۴۰ سال نبی و   پادشاه بوده تو انبیاء مختلفی که ما داشتیم و اولیا شاید در حقیقت چند نفرند که فقط اینها حاکمیت پیدا می‌کنند به ظاهر بله حاکمیت اولیا الهی در نفوس بوده، اما حاکمیتی که در عرض و زمین هم این مالکیت و شکل گرفته باشه خوب ذوالقرنین رو ذکر می‌کند حضرت نوح سلام الله علیه بعد از طوفان رو ذکر می‌کنند و ذوالقرنین رو ذکر می‌کنند و حضرت یوسف رو در قسمتی از ارض اون هم نه به عنوان مطلق چون عزیز مصر بوده و بعدش خلاصه حضرت داوود و سلیمان این پدر و پسر به مالکیت و پادشاهی می‌رسند تا زمان پیغمبر اکرم

یعنی انبیاء دیگه مثل حضرت موسی علیه السلام  فرمانده پادشاهی و حکومت نرسیدند لذا دوران طین بود و بعد هم که تو دوران آخر از دنیا رفتند عیسی علیه السلام هم همینجور ابراهیم خلیل سلام الله علیه رو   گاهی بعضی نقل‌ها هست که شمشیر به اولین کسی که شمشیر به دست گرفت از انبیاء ابراهیم خلیل بود قیام به شمشیر، اما قیام به شمشیر غیر از اون است که مالکیت و پادشاهی هم ایجاد شده باشد چون وقتی حضرت نوح سلام حضرت لوط سلام الله علیه را که فرستاده بود ابراهیم برای بعضی از شهرهای صوم توی حمله اسیر کرده بودند اونجا حضرت ابراهیم لشکر تشکیل داد و این لشکر رفتند و حضرت لوط رو نجات دادند که اولین لشکری که از انبیاء شکل گرفت و پرچم بسته شد و شمشیر کشیده شد و حرکت کردند در جریان حضرت ابراهیم علیه السلام برای نجات حضرت لوط سلام الله علیه بوده که حالا اینم قصه کلی

در رابطه با حضرت داوود سلام الله علیه آیات مختلفی از قرآن به جای اینکه عجایب حکومتش که این جزو حاکمان بوده ذکر شود عجایب شخصیتش ذکر شده اینم جالبه بله حضرت داوود سلام الله علیه با اینکه به ظاهری شخصیت اجتماعی بسیار قوی که هم پادشاه بوده هم نبی بوده و لذا از جوانی و نوجوانی هم که در معرکه‌های جنگ بوده به عنوان یه شخصیت اجتماعی سیاسی اقتصادی دیده بشه تو قرآن عجیب این است که آیات قرآن داوود سلام الله علیه رو به عنوان یه شخصیت عابد زاهد خیلی خلاصه ویژه تو این مسئله ذکر می‌کند که اینم جالبه

حالا بعضی از نقل‌ها رو تو این مسئله می‌بینیم که یکی از کسانی بوده که خدای سبحان برای جهاد به شمشیر انتخابش کرده اون جهت اجتماعیشه می‌فرماید که بعد از نوح سلام الله علیه امام باقر علیه السلام بعد از نوح سلام الله علیه پیغمبری که پادشاه باشد مبعوث نگردانید مگر ذوالقرنین حالا ذوالقرنین تو نبوتش بحث که نبی نمی‌دوننش و داوود و سلیمان و یوسف و پادشاهی داوود از بلاد شام بود پادشاهیش از بلاد شام تا استخر فارس یعنی تا گسترده بوده تقریباً قسمت آباد زمین که این قسمت آباد زمین هست جزو اونه.  حضرت یوسف فقط مصر بوده اونم عزیز مصر بوده نه   پادشاه مطلق باشه اما داوود و سلیمان اون   گستره حاکمیتشون تا بلا استخر فارس بوده. یکی از نکات این است که مثلاً ببینید خصوصیاتی که تو قرآن برای داوود ذکر می‌کند و صرنا بودن الجبال و کنا فاعلین خیلی زیباست یعنی تو خصوصیت داوود خدا ستایشش را از داوود چی قرار میده اینکه داوود اینقدر عبادتش قوی بود کوه و کوه‌ها و پرندگان تحت تسخیر داوود بودند وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ وَ کُنّا فاعِلِینَ که چی بودن یسبحن والطیر هم ‌جبال و هم پرندگان همراه داوود تسبیح می‌کردند. یه حرکت عظیمی که تکوین رو به زبان می‌آورده هستی رو به زبان می‌آورده، یعنی جوری بوده که این یسبحن برای دیگران محسوس بوده نه فقط برای خود داوود سلام الله علیه

 یه موقع هست یه کسی توی مراتب کمالی زبان موجودات را می‌شنود اما یک جوریست که این زبان موجودات آنچنان آشکار می‌شود هر کسی از بیرون نظر می‌کند این رو می‌یابد پس یه موقع هستش که تو نظام تمثلیه، ممکنه خیلی مکاشفات تمثلی از اینکه کوه حرف می‌زند سنگ‌ریزه حرف بزند درختی حرف بزند اینها تو زبان تمثلی برای اولیا معمولاً پیش میاد اما اینکه جوری حرف بزند که همه مومن و غیر مو بشنوند هر کسی تو این عرصه وارد میشه بیابد این به این سادگی نیست.

 حالا ان‌شاءالله تو بحث‌های بعدی چون امروز فقط می‌خوایم یه اجمالی از حضرت داوود بگیم بعد ان‌شاءالله اینا رو بعد می‌فرماید خدای سبحان بیانش این است که ما سخرنا مع داوود الجبال و کنا فاعلین ما قدرتمون رو تو داوود آشکار کردیم. یعنی اینکه داوود سلام الله علیه به این مرتبه از قدرت رسید که هستی با او همزمان میشه اظهار و آشکار میشه این هم‌زبانی و دیده می‌شود و این طریق هدایتگری می‌شود یعنی قدرت داوودی در هدایت مردم با این نگاه آشکار که همه پرندگان و در بعضی از روایات درندگان و وحشی‌ها و همه اینها دور داوود جمع می‌شدند آنچنان در حقیقت حالشون منقلب بود و انگار اینا همه نشستن مثل داوود دارن تضرع به سوی خدا می‌کنند ناله داشتن همراه با داوود کوه که یه جمادیست به نظر ما ناله داشته چه برسد به اینکه پرندگانی که هوشیارترند یا حیواناتی که بالاخره نحوه از هوشیاری را همه اینها با داوود همصدا بودند.. یکی از چیزاش این است که میگه تا شروع می‌کرد به   اون حال عبادت یک دفعه تمام اطراف او جمع می‌شدند می‌آمدند شیفته حال داوود بودند شیفته نغمه داوودی بوده

 لذا داوود سلام الله علیه در بهشت هم همون در حقیقت حال خواندن اینجا رو که داشت در بهشت هم روایت نقل شده که در بهشت هم جزو در حقیقت کیا هستش کسانی که اونجا می‌خوانند و نغمه دارند و همه تو بهشت لذت می‌برند لذا جریان داوود علیه السلام در خواندنش یه چیز ساده عجیب نبود یه چیز عجیبه یه چیز ساده نبوده امر عجیبی ست یه خواندن ساده نبوده خواندنی بوده که در و دیوار با این به صدا در می‌آمدند نمی‌دونیم هنوز یعنی چی چه قدرتی است

 خدا رحمت کند از آیت الله بهجت رو ایشون نقل می‌کردند از مرحوم امام که امام رحمت الله علیه نقل کرده با واسطه سید رضی که این مسئله جالبه سید رضی نقل کرده یه موقع کسی رو در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام دیدیم که وقتی داشت زیارت عاشورا می‌خوند من نزدیک شدم دیدم تو حرم امیرالمؤمنین علیه السلامه تو حرم امام حسین علیه السلامه با اینکه تو برای امیرالمؤمنین زیارت عاشورا گفت اومدیم عقب دیدیم باز تو حرم امیرالمؤمنین دوباره نزدیکش شدیم دیدیم آنچنان خواندن زیارت عاشورای این با اینکه تو حرم امیرالمؤمنین علیه السلام بوده در اطراف خودش تاثیر می‌کرد که هر کسی هم از بیرون تو اون حریم نزدیک این می‌شد می‌افت که تو حرم امام حسین علیه السلام است یعنی حال وجودی این سرایت به اطراف می کرد.  حالا حساب کنید که این تو یک جمع انسان جنبه انسانی باشد یه کسی کوه و پرندگان و درندگان و همه این‌ها اینجور تحت جاذبه وجودی این قرار بگیرند چه جاذبه عظیمی داشته اونم یه کسی که پادشاه است حکومت دستشه سیاست دستشه قاعده این است که خدای سبحان از سیاسات این تعریف کنه اما سراسر قرآن ببینید که نحوه زندگی حال وجودی عبادی این رو در قرآن داره ذکر می‌کنه این هم یکی از   جهات وجودی است، یا می‌فرماید علمنه صنعة لبوس لکم لتحصنکم من باسکم فهل انتم شاکرون میگه ما به او نحوه ساختن زره را یاد دادیم بله و تو آیه بعد هم تو آیه دیگری ألنا له الحدید ما آهن را برای او نرم کردیم به طوری که قبل از اون تو جنگ‌ها برای زره‌ها آهن را به صورت صفحه‌های آهنی جلوی خودشون قرار می‌دادند تا محفوظ باشند. اما زمان داوود علیه السلام کاری کرد که رشته‌های زره بافته بشه یعنی نه اون صفحه سنگین آهنی بلکه رشته‌های زره که هم شمشیر و تیر رو محافظت می‌کن سبک میشه یعنی از آهن است ولی اون رشته‌های نداره دیگه بعد جالبش این است که نه با آتش که نرم بکنه او رو با دست ألنا له الحدید که این براش یک بحث زیبایی است که روایت زیباییست خدای سبحان به داوود خطاب می‌کند که داوود خیلی بنده خوبی هستی تو فقط یه عیبی داری عیبت این است که چون پادشاه بوده حاکم بوده ارتزاقت از بیت الماله

همین که در حقیقت تو با اینکه   بعد اونجا داوود شروع به حصیربافی و زنبیل‌بافی در کنار کارش زنبیل و روزی زنبیل می‌بافت زنبیل رو می‌داد بعضی یاراش می‌فروختند از اون نان جویی می‌خرید و می‌خورد نان جو، این هم جالبه که از بعد از اون خدای سبحان یه مرحله بالاتر زره‌بافی رو که با آهن بود براش قرار داد که هر زرهی که می‌بافت که اصلاً جریان زره‌بافی از زمان داوود رسم شد یه نکته جالب این است که این رو باید اینجا اظهار بکنیم که بعد عبور بکنیم انبیاء نمی‌خواستند که خودشون مبدا علوم باشند اما منشاء بسیاری از علوم انبیاء بودند این را باید ان‌شاءالله یه وقتی تو هر کدوم از انبیاء ما اینا رو بعضیش گفتیم

 آدم سلام الله علیه  تکلم با حروف رو معجزه‌اش بود یعنی تکلم معجزه اینکه با حروف ما می‌تونستند  از حضرت ادم بود با حروف، بعد جریان ادریس سلام الله علیه خط رو که بعد از آدم است قبل از نوح و بعد از آدم خط رو ادریس خیاطی و خط رو و حکمت رو و سُمّى ادریس لکثرة دراسته که این ادریس بودنش ادریس که این به لحاظ اون کثرت دراست و علوم مختلفی که حالا نقل شده همینجور نقل می‌شود نسبت به هر کدام از انبیاء از جمله داوود سلام الله علیه زره‌بافی از خودش یه بابی رو باز می‌کنه که آهن را تو رشته‌های مختلفی بتونن در حقیقت چیکار بکنند غیر از اون حالت آب شده خالص بتونند به صورت استفاده که این جریان حضرت داوود علیه السلام جلسات بعد ان‌شاءالله

ملایی: یه بخشی احتمالاً زمان باز هم برای ما می‌مونه بعد از اینکه قسمتی رو خدمت دوستانمون خواهیم بود برمی‌گردیم خدمت حاج آقای عابدینی عزیز ان‌شاءالله که خداوندی که ملین الحدید لداوود علیه السلام هست همه آهن‌ها رو تو زندگیتون نرم کنه جوری که دست به خاکستر می‌زنیم طلا بشه دست به هر سختی بزنید به نگاه مرحمت خدای بزرگوار براتون به نرمی و آسانی تبدیل بشه خدا خیر بده به هرکی که توی آستانه روزهای قشنگ برگزاری اعتکاف نوجوانان یه دستی می‌گیره از گروهی که می‌خوان برای نوجوانای عزیز اعتکاف برگزار بکنن خب بالاخره یه تعدادی رو می‌خوایم جمع کنیم تو یه مسجدی افطاری دادن سحری دادن گرم کردن اونجا پذیرایی از این عزیزان معونه‌ای داره و ماها دوست داریم بشیم معونه اعتکاف بچه‌های عزیز بحث حاج آقای عابدینی هم یه بخشیش صف رو بحث نوجوانان و این‌ها دیگه داوود علیه السلام نوجوان بود که جالوت رو کشت

به هر حال اگه دوست دارید کمک کنید تو ۱۱۰ تا مسجد سراسر کشور اعتکاف نوجوان برگزار بشه شمام کمکی برسونید عدد لطفاً ۱۳ رو عدد عرض می‌کنم که ۱۳ رو به 20000303 همین الان پیامک کنید دیر میشه ها فرصت از دست میره ۱۳ رو بفرستید به 20000303 خدا خیرتون بده و اما قرآن کریم صفحه شصت و سوم آیات ۱۰۱ تا ۱۰۸ سوره مبارکه آل عمران تلاوت میشه امروز بله و ثوابش هم تقدیم می‌کنیم به همه شهدامون به همه اموات و درگذشتگانمون براشون فاتحه هم می‌خونیم و یه صلوات هم می‌فرستیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه63 قران کریم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سپاسگزارم از اینکه همچنان کنار برنامه خودتون هستین و این زمانی که الان داره تا پایان در اختیارمون هست رو محضر حاج آقای عابدینی باشیم که نکته دیگه‌ای رو یاد بگیریم بفرمایید لطفاً.

حجت الاسلام عابدینی:  امیر مؤمنان علیه السلام در بعضی از خطبه‌های خود نسبت به حضرت داوود بیان زیبایی دارند که می‌فرمایند اگر خواهی تاسی کن به داوود صاحب مزامیر چون زبور داوودی که کتابیست که مزامیر داوود در اونجاست که همون مزامیر که با خدا مناجات می‌کرد می‌فرماید به داوود صاحب مزامیر که زبور را به آواز خوش خود می‌خواند و قاری اهل بهشت خواهد بود .

یعنی تو بهشت داوود قاری اهل بهشت است ببینید چه مقامی بوده لذا این همراه شدن تمام پرندگان و کوه‌ها و همه موجودات با او نشون میده که یک عظمت ویژه بوده طلب کنیم همین را هم که خدای سبحان به ما بچشونه ما قرائت بکنیم ولی خدا اون اثر رو قرار بده تو خوندنمون که هرچی صفا و اخلاص بیشتر باشه موجودات عالم این صفا و اخلاص رو می‌فهمند و همراه می‌شوند. اگر این باور رو پیدا کنیم در وقتی که داریم قرآن می‌خونیم بگیم خدایا ما می‌خواهیم مثل داوود که اینجور حضرت داوود که اینجور همراهی همه عالم باهاش می‌شد رو و ملموس بود برای همه ما هم بچشیم ما هم ببینیم تا باورمون به خدا بیش از گذشته باشد

لذا حضرت می‌فرماید قاری اهل بهشت خواهد بود و به دنبال این هم می‌فرمایند که حسن صوت حضرت حسن سلطان حضرت به مرتبه‌ای بود که چون مشغول خواندن زبور می‌شد در محراب عبادت خود مرغان هوا بر سر او هجوم آوردند و وحشیان صحرا که صدای او را می‌شنیدند بی‌تابانه از پی آواز او به میان مردم می‌آمدند که به دست آنها را می‌توانست گرفت یعنی اصلاً دیگه از خود بیخود می‌شدند این‌ها که می‌آمدن دور داوود این همون جلوه‌ایست که گفت که همه می‌دیدند که داوود داره با اینها داره حرف می‌زنه و این‌ها اینجور حالشون منقلب میشه لذا مرد الهی که نماز می‌خونه هستی همراه با اون نماز می‌خواند ان‌شاءالله.

ملایی: خیلی ممنونم حاج آقا یکی دو تا دعا هم بفرمایید برامون و رفع زحمت کنیم

حجت الاسلام عابدینی: ان‌شاءالله خدا باور ما رو به قرآن بیش از گذشته همراهی ما رو با امیرالمؤمنین علیه السلام در این ماه بیش از گذشته قرار بده عشق و علاقه‌مون رو به اهل بیت بیش از گذشته ان‌شاءالله خدا دعاهای همه مؤمنان را در این ماه و ایام این ماه مورد اجابت خودش قرار بده مشکلات این مملکت ما رو ان‌شاءالله به محبت امیرالمؤمنین و اهل بیتش طرف بگرد الهی آمین.

ملایی: سپاسگزارم حاج آقای عابدینی عزیز خوب یه غزلی داره حافظ شیرازی مطلع شو میگم زمان نداریم ولی خیلی جالبه ان‌شاءالله این غزلو شنبه هفته آینده که خدمت می‌رسیم شماها برای خودتون خونده باشید و مرور کنید که مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد هدهد خوش خبر از طرف صبا باز آمد برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز که سلیمان گل از باد هوا باز آمد تا این روز برسه و شنبه دیگر که با حاج آقای عابدینی خدمت شما باشیم من تا فردا موقتا از محضرتون خداحافظی می‌کنم با حاج آقای رفیعی بیایم خدمت شما خوبان برسیم الهی که در پناه رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم باشید و باشیم و فعلاً خدانگهدار