شریعتی: خانمها، آقایان، سلام، وقتتون بخیر. امیدوارم که بهترین برکات و بهترین اتفاقات در این روزها و شبهای نورانی ماه رجب نصیبتون بشه، انشاءالله که ما را هم دعا بکنید، ما هم انشاءالله دعاگوی تکتک شما هستیم. به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید. میلاد حضرت مسیح علی علیهنبینا و آله و علیه السلام رو به همه هموطنان مسیحیمون، به ویژه هموطنان مسیحیمون، تبریک میگم. به همه مردم عزیز و نازنینمون تبریک میگم. انشاءالله باشیم در روزگار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرت مسیح رو هم ببینیم و زیارت بکنیم.
حاج آقای عاملی، سلام، خیلی خیلی خوش آمدید. خوشحالیم که خدمت شما هستیم. ایام رو تبریک میگم و امیدوارم جلسه امروز برای ما مخاطبان همگی مفید باشه، انشاءالله.
حجت الاسلام عاملی: بله، علیکم السلام و رحمت الله. محضر عزیزانم سلام و دعا دارم. از خدای متعال میخوام که جزو رجبیان باشند، انشاءالله قدر رجب را بدونند. رجب مال کسی است که رفتارش فرق بکنه در این سه ماه، عطشش فرق بکنه در این سه ماه، بیقراریش به بالا بره در این سه ماه و ثابت بکنه برای خدا اشتهای حقیقی خودش رو، صدق خودش رو. مخصوصاً توصیه میکنم عزیزان را به استغفار. کدام میگه: وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ . رجب رفتن به درگاه خدا، اول میگه استغفار بکنید، خودتون رو تکون بدید، استغفار بکنید، بعد بیاید شستوشویی کن وآنگه خرابات خرام. در روایت نبوی است: اکثروا بالاستغفار استغفار کنید خیلی استغفار کنید، فی بیوتکم، در منازلتون، و مواعدکم، سفرههاتون،و فی طرقکم در خیابون، پیادهرو که میرید، و فی اسواقکم، در بازارتون، و فی مجالسکم، در مجالستون، اینما کنتم، هر کجا هستید. چرا؟ فانکم لا تدعون متی تنزل المغفره. شما نمیدونید که چه لحظهای مغفرت نازل میشه. پس یک لحظه تو غافل ز پریشان نباشی، شاید نظری کرد تو آگاه نباشی. الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وقعودا انشاءالله تازههای معنوی در این ماه نصیب همه و نصیب من روسیاه هم بشه. تازههای معنوی خدا ما را بپذیرد و اون پذیرایی که در شأن خود خداست، نصیب ما بکنه، انشاءالله.
فرصت غنیمت میدونم برای مسیحیان عزیزی که هموطن ما هستند، توفیق براشون از خدای متعال مسئلت دارم، انشاءالله که بتونند سنخیت با حضرت مسیح داشته باشند، انشاءالله.
شریعتی: انشاءالله همه حضورمون، وجودمون پربرکت باشه، آنگونه که حضرت مسیح فرمود: وَجَعَلَنِی مُبَارَکًا اینما کنت . امیدوارم بهترین برکات نصیب عزیزانمون بشه. امشب شب لیله الرغائب. اینکه رغبت ما کجاست؟ رغبت ما خداست یا دنیاست؟ امیدوارم که هممون آخرت باشه و امیدوارم رغبتمون خود خدای متعال باشه و آرزوهامون همین قدر بزرگ.
ما یک بحثی رو با حاج آقای عاملی آغاز کردیم، البته هفته گذشته به مراقبات ماه رجب پرداختیم و بحث حریت ناتمام موند. ببینیم که انشاءالله امروز به این بحث خواهیم رسید یا خیر. با دل و جان میشنویم حاج آقای عاملی، از محضرتون بهرهمند میشیم.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. یه سیستم تربیتی، یه سیستم آموزشی، یه مطلب فکری زمانی آرمانیست که بتونه هم جامعه رو حر تربیت بکنه، حریت داشته باشه، هم افراد حریت داشته باشند. هیچ چیز در اراده خود اونها تأثیر نگذاره. زندگی، زندگی فراز و نشیب است، دار بالْبَلَاءِ مَحْفُوفٌه . هر لحظه ممکنه اتفاقاتی پیش بیاد. یه وقت کسی مملوک که یه یاس بشه، یه وقت یه کسی ممنوع که غم بشه، حزن بشه، مملوک که اعتبارات مادی بشه، مملوک که ریاست بشه، ممنون که ترس بشه. این لحظه در لحظهها و عرصههای حساس خودش رو نشون میده. یه ملت در جایی که تهدید شده و گفتن که باید تسلیم مطلق... چه لفظ زشتی است! یه ملت بگه که اراده ت رو کنار بذار، هرچی ما گفتیم، هرچی ما گفتیم، بله، فکرت کنار بذار، مرامت رو کنار بذار، شرفت کنار بذار، تسلیم مطلق. واقعاً ملت ایران در جنگ ۱۲ روزه بالاترین حریت خودشون رو نشون دادن. طرف اومده به ملتی مثل ملت ایران با این ریشه، با این سابقه، با این آمدنیت، بیاد بگه که تسلیم مطلق در برابر اراده من. یه نفری که معلوم است که چه حالی داره، یه ملت در برابرش خضوع بکنه، در برابرش رکوع بکنه. دشمن وقتی که به طور مطلق تسلیم میخواست، ملت ما جواب خوبی داد الْمَنِیَّةَ وَلَا الدَّنِیَّةَ میگه به ما اهل بیت یاد دادن ادبیات اهل بیت است الْمَنِیَّةَ وَلَا الدَّنِیَّةَ. منیه یعنی مرگ، دنیه یعنی قناعت، یعنی پستی. یعنی مرگ رو میپذیریم، پستی را نمیپذیریم. التَّقَلُّلَ وَلالتَّوَسُّلَ. دنبالش هست: تقلیل یعنی با کم میسازیم، اما دست گدایی برای کسی باز نمیکنیم. به تعبیر جناب صاحب تبریزی: دست که باز میکنی یه پلیست که میخوای از عابری سیدالشهدا. ملت ما با حریت گفت لَا تقدرون عَلَى حُبِّ مَجْدِی وَمَهْرِ عِزَّتِی هر کاری هم بخواهید بکنید نمیتونید مجد ما را از بین ببرید و نمیتونید عزت ما را از بین ببرید. ببینید در عرصه کلان حریت چه سرنوشت بزرگی را درست میکنه برای یک ملت. ملتی که بترسه همه چیز راباخته است. یه نقطه اگر بترسه، مرعوب بشه، اگه بهش بگن که إِنَّ اللَّهَ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ ، همه چیز از دست داده است.
حالا این تعلق که پیدا میشه در انسان، این آثار مفصلی داره. تعلق یعنی هویتش گرفته شده، در گرو یه قبض و بستهای خاصه، حب و های خاصه. این باعث میشه اولاً به مبتلا بشه. کسی که تعلق داره یه جا از وضعیت شدید بودن احتضارشه. چرا؟ چون انتظار یه قیچی است که تعلقها را میبرد یکی یکی. وقتی کسی تعلق داره، حالت احتضار شدید میشه. میگم بعضی حالت احتضارش مثل چرخیدن پاشنه در حدقه چشم است. چرا؟ چون علقه داره. کسی علقه نداشته باشه این اصلاً سختی نداره. حالت فرمود: مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا یعنی یکی یکی خودتون قطع کنید. احسنت، بسیار عالی فرمودید. در روایت است که بعضی یک مثال میزنه که یه درخت خار داخل بدن انسان بشه، یهو یک انسان پرزور این را بکشه بیرون، چقدر سختی داره. بعضی حالت احتضارشون رو جوریست... چرا؟ چون علقه داره. گاهی علقههای داشت، کتاب مینوشت، دید که اتباع گفتن یه هفته مهمانی تمام شد که چرا من نتونستم این کتابو بنویسم. اینجوریست.
دوم اثر تعلق این است که گاهی انسان دست میزنه به یه معاملاتی. ما در هر لحظه، علامه طباطبایی میگه دنیا دنیای معامله است. هر لحظه ما داریم معامله میکنیم. گاهی یه معاملهای ابدیت انسان رو کلاً از بین میبره. یه معاملهای کرده، از خدای نکرده رشوه گرفته است، یه معامله است. خودتون فروختید، ارزشتون خیلی بالاتر از این شنل گاز بود. یه دروغ به زبانش جاری شده است، یعنی یه معامله است. همه اینها هم حالت احتضار نشون میده. یه قطره شراب خوردی، حالت احتضار خودش رو نشون میده. یه دروغ گفتی، حالت احتضار خودش رو نشون میده. رشوه گرفتی، حالت احتضار خودش رو نشون میده. بعضیا حالت وحشتناکه. من دیدم سه روز چرا نفس میکشه که انسان نمیتونه کنارش بشینه، اونقدر وحشتناکه نزع روحش.
شریعتی: حاج آقا، همیشه هم که اینطور نیست؟
حجت الاسلام عاملی: نه، میگم همیشه گاهی. مثل یهو میبیند که پزشکی وارد شد، پزشک نیست، عزرائیله. میگه چی شده؟ مریضی دستشو میکشه به پا، میبینه ای پا دیگه درد نمیکنه، همینطور میکشه بالا تا به سینه رسید، دو تا میشه. نه، عرض من یه دسته گل میاره، میگه این رو بو کن، میبینه که تمام
شریعتی: نه. میخوام بگم که اینکه فرمودید اونایی که احتضارشون احتضار سختیه چون تو دنیا مثلاً نافرمانی خدا کردن، معصیت کردن، نمیدونم مال یتیم خوردن، دزدی کردن، رشوه گرفتن... ولی بعضی از پاکان را هم میشناسیم که یه وقتایی احتضارشون احتضار سختیه.
حجت الاسلام عاملی: فرمایش شما متینه، ممکنه عوامل طبیعی دخیل باشه در اینکه احتضار سخت باشه. یعنی ما میتونیم قضاوت بکنیم الان اینجا کلی حکم بکنیم؟ آره مثلاً ببینیم یه کسی انتظارش سخته بگیم نتیجه گناهاته ها؟ ولی ضیق گاهی رحمت است. ضیق در روایت از خدا فرمود که من هیچکس از دنیا نمیبرم الا ارید الا و انا ارید انه. میخوام پاکش کنم از دنیا ببرم. کسی که دوست داره یک کیسه اینجا میکشن پاک برن. گاهی مثلاً با مرض، گاهی با فقر، وای با اضطراب، نگرانی، فإن بقیت علیه بقیة هو نت علیه بها الموت... بقیه چیزی بمونه، حالت احتضارش رو شدید میکنم که کلاً پاک بشه، پاک بشه. پیغمبر ما فرمود انتقام دنیا آسونتر از انتقام آخرت است.
حالا گاهی میبینی که یه معاملهای کرده است مثلاً یه خانم سه چیز اگه بفروشه، یه معامله کرده که هر چقدر گریه بکنه جا داره. یه خانم، یه دختر خانم بیاد یه معامله بکنه سه چیزی بفروشه: اول این است که نگاه مردم را به نگاه خدا بفروشه، نگاه مردم براش مهمتر باشه. در حالی که کرامت عند الناس نیست، کرامت عند الله ، این عندالله یه عالمه بهشته. میگه خدایا به من بکن که من با اون نگاه کرامت و پیش تو در چشم تو کامل کنم. این کجا، مردم بیان یه نگاهی که نگاه مردم چه شد، قضاوت چه شد. این یک فروختنه.
فروختن دوم این است که رضایت خدا رو به رضایت مردم تعلقت دیگه این کارو میکنه که مردم از من راضی باشن. در حالی که خود خدا گفته: وَ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ رضوان الهی رو گذاشتی کجا رفتی؟ این چه معاملهای بود که کردی؟ خیلی خیلی خسارته. و اینم بدون که إِنَّ رِضَا النَّاسِ لَا یُمْلَکُ . تو که میخوای رضایت مردم رو دستت بیاد، هیچ وقت دستت نمیاد. ان روایت است: ان الله اگر درصدد این است که مردم از تو راضی باشن، نمیشی. بهترین غذا رو مهمانی رو داده، از طرف میاد بیرون میگه این چیه برای ما مثلاً سفره باز کرد.
سوم این است که تبرج جاهلی بکنه و بعد از تبرج جاهلی درباره زنی که متولدین صحبت بکنن، یکی بگه که چه لباس خوبی داشت، چه آرایش خوبی داشت. در اینجا هم یاد خدا رو به یاد مردم فروخت. یه کاری بکن که خدا تورو یاد بکنه. خدا فرموده است که وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ. یعنی من تورو یاد بکنم چقدر عالیست. که الان اونا تورو یاد میکنن که لباسش اینجوری بود و کذا و کذا، اما آرایش خوب پیش خدا باشه، جمال در نگاه خدا باشه. جمال اون جمالیست که خدای متعال با ملکات اخلاقی، با عبودیت، اون آراستگی، اون آراستگی انسان هست. اینجا هم باز یاد خدا رو گذاشت.
یه دعایی هدیه میکنم برای عزیزان، من خودم از این دعا اونقدر خوشم میاد: اینی که خدا ما رو یاد بکنه یا ما خدا را یاد بکنیم. اللَّهُم انْقَلَّنِی مِنْ ذِکْرِی إِلَى ذِکْرِکَ. یه وقت من یاد خدام ی کنم یه وقت میگی خدایا تو من رو یاد کن. اللَّهُمَّ ذِکْرِی إِلَى ذِکْرِکَ وَلَا تَتْرُکْ بَیْنِی وَبَیْنَ مَلَکُوتِ عِزِّ کَبَابٍ إِلَّا فَتَحْتَهُ وَلَا حِجَابَ غَفْلَةٍ إِلَّا هَتَکْتَهُ حَتَّى تُقِیمَ رُوحِی بَیْنَ ضِیَاءِ عَرْشِکَ
یعنی در رجب، در شعبان، در ماه رمضان، شب قدر، محکم بگیرید این دعا رو. خدایا من در یک منزلیست که منزل ذکر من، تو رو ذکر میکنم، ذکری منزل ذکرک من رو ببر به منزل ذکرک، تو من رو یاد کن. اللَّهُمَّ انقاِنِّی مِنْ ذِکْرِ ذِکْرٍ وَبَیْنَ وَبَیْنَ مَلَکُوتِ عِزَّتِ خُدَا وَمَلَکُوتِ عِزَّتِ خُدَا . یه وقت عزت خدا ازش صحبت میکنیم، یه وقت حجاب ها میره کنار، ملکوت عزت خدا رو میبینیم، اون میشه مست ملائک، مستجاب است، هوا است و زمین مست، آسمان مست. اون رو از خدا بگیرید. مَلَکُوتِ َبابِ إِلَّا فَتَحْتَهُ. این باب نکره است یعنی هر در هست، همه رو برای من باز کن. این حتماً شدنیه که به ما گفتن بخواهید. این خیلی مهمه. بله بعضی مقامات هست میگن این اصلاً امکان نداره، اما معصوم اون رو درک دعا آورده تا بفهمیم که این میشه که در دعا آورده. دعا کردن الهی هب لیَّ کَمَالَ الْإِنْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَأَنرَ ابصار قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرهٍ. وقتی به ما گفتن که این رو از خدا بخواهید یعنی ظرفیت هست. هست کمال الانقطاع. کمال انقطاع چی میشه؟ یعنی تمام علقهها رفت کنار. انقطاع مطلق یعنی از اول تا آخر فقط با خداست. که وقتی خدا روح رو منظم میکنه میگه چطور از دنیا جدا شدی؟ بگو خدایا من دنیا رو ندیدم أنا لَستُ خائف منك، المخلوق المُرعِب از اون روزی که تو من رو خلق کردی من فقط تو رو نگاه کردم. یعنی هرجا نگاه میکردم عظمت تو بود، نور تو بود. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ، لَا نُورَ إِلَّا نُورُکَ وَلَا صَوْتَ إِلَّا صَوْتُکَ. این اینه. معلوم میشه که به ما گفتن این رو از خدا بخواهید. وَلَا تَتْرکَ بَیْنِی وَبَیْنَ مَلَکُوتِ أَذْ کَبَابٍ إِلَّا فَتْ وَلَا حِجَابَ مِنْ غَفْلَةٍ إِلَّا هَتَکْتَهُ. غفلت و کلاً از من بگید، پرده های غفلت همه بره کنار. یعنی روح انسان متصل بشه به خدا مثل اتصال شعاع شمس بها، شعاع آفتاب چطور به افتاب متصل میشه، این رو به من بده.
شریعتی: اصلاً جایی که غفلت باشه ذکر جاش اونجا نیست، ذکر نمیاد. معنیش چیه؟
حجت الاسلام عاملی: یعنی خدایا یه چیز ساده جلوی من بندازی من اینا رو نمیخوام. خدا بزرگه، عرش بزرگه، قرآن بزرگه، پیغمبر بزرگه، همه عظیمه. خدا هم برای سوال قید نگذاشته گفته: وَاسْئَلُ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ، قید نزده، هرچی میتونی خیلی بزرگ، کم نخواهید.
اونوقت این یه معامله است که اگه یه خانمی میخواد بکنه، بسم الله، آزاد هستیم، معامله رو بکنه، خدا تو رو یاد میکنه.
از علامه طباطبایی سال ۶۱ بود ظاهراً در تلویزیون سوال کردند که یه دستورالعمل به ما بدید، این آیه رو خوند اذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ اذکرکم، شما من رو یاد کنید، خدا میگه منم شما رو یاد میکنم. یاد خدا نزول خداست، نزول عنایت.
حضرت آقا گاهی در برابر عوامل خارجیست مثلاً حریت داره، در برابر امام جائر نمیترسه. ابن سکیت رو گفت متوکل که این دوتا بچه من افضلند یا حسن و حسین؟ سهل است، بند نعل قنبر امیرالمومنین افضل از این دو تا فرزند و همسر. ماشاءالله چه شجاعتی. گفت زبانش رو از پشت گردنش دربیارید... حریت فقط در مکتب وحی است، جای دیگه نیست.
اما گاهی در برابر قوای نفس است. تمام حریت از اینجا شروع میشه. یعنی در باطن اگر حریت نباشه در ظاهر هم حریت درست نمیشه. مثلاً غضب جند عظیم من جنود ابلیس. غضب یه لشکری از لشکریان ابلیس. چطور میتونه در برابرش مقاومت بکنه؟ طبیعیست که میشه مملوک. یک نظام تربیتی اونجا باید وارد بشه
شریعتی: یه وقتی یه هیئتی رفته بودم، اونجا خیلی جالب بود، اینا لباسهای یه شکل داشتن، بعد اون وقت پشت لباسهاشون هر سال یه شعاری انتخاب میکردند برگرفته از روایات و آموزههای دینمون. بعد خیلی جالب بود همه پشت لباسشون نوشته بود: أَشْجع النَّاسَ مَنْ غَلَبَهُ هَوَاهُ . چقدر جالب بود. یعنی آدم این جلوییا همش به پشت پیراهن کسی که جلوش وایستاده داره سینه میزنه نگاه میکرد و این شعار مدام جلوی چشمش بود
حجت الاسلام عاملی: اینجور روایات خوبه که در ادارات، در مدارس، در دانشگاهها بنویسن. کلام معصوم است. یعنی اون شخصی که هوای حرام داره، یه وقتی هوای حرام سراغ من آمده است، حقی ضایع میشه. آیا قدرت رو داری که نظری حق اون آقا ضایع بشه؟ آیا این قدرت رو داری که به خاطر اینکه کسی آبرویش نره، تهمت بخوری؟ به یه کسی تهمت شدید شدید خورده بود، وحشتناک. اما اگر به زبانش میآورد که بابا جون من این کارو نکردم، زندگی یه کسی با خاک یکسان میشد. عجیب باشه اون لطمه نخوره. ارزش اینه در زندگی و این شخص مدال شجاعت باید بگیره اصل شجاعت همینه: سَرْ شِیرِی کِه صَفَا بِشْکَنَدْ، شِیرْ آن دَانَ کِه خُودْ را بِشْکَنَدْ
حضرت امام وقتی در سرمای قم، وقتی میرفته سرمای زمستان قوم میبیند که یه خانمی در قمرود لباس میشوره. مرجع میبینه این رو، اما اونقدر هوا سرده، یه خورده که میشوره با نفسش دستش رو گرم میکنه، بله که نفسش دستش یه خورده گرم بشه، دوباره این لباس بچهها رو بشوره. حضرت امام درس را رها میکنه، وارد میشه داخل رودخونه با خانم میگه تو برو اون طرف، بعد تمام لباسها رو خودش میشوره، منظم مرتب مفصل تحویل خانم میده. سیدالقوم، خادمهم. آفرین که رسول خدا فرمود: أَشْرَبُ فَإِنْ سَاقِی الْقَوْمِ اخرهم آقا سفری رسیدند، پیغمبر لشکرشون آب نبود، پیغمبر یه میزاتی داشت، میزات یعنی ظرف وضو، گفت بیاید برای همه تون آب میدم، یه ظرف کوچیک، هرچه آب ریخت تمام نشد، آب همه سیراب شدند. گاهی یه همچین عنایاتی حضرت داشتند. به معاذ که رسید حضرت گفت نمیخورم، اول باید من بریزم تو بخوری، بعد من بخورم. حضرت این جمله مشهورش رو گفت: اشربْ فَإِنْ سَاقِی الْقَوْمِ آخِرُهمساقی باید آخرین نفرباشه، عیبه که ساقی جلوتر از دیگران بخوره.
حالا این وقتی که این تعلقات در دل جا گرفت، یه زمانی ظهور میکنه، پنهان نمیمونه. یه دوراهی خطرناک یخه ت را میگیره. بیاید دو راهی خطرناک درست شد برای عمر سعد، ملک ری برای همیشه روسیاه شد. تعلق جوری درست میکنه، آخرشم که نرسیده نرسید. شریک قاضی خیلی آدم مهمی بود، خلیفه گفت که بالاخره باید به بچههای من درس بگی، پول بهت بدم. گفت من این کارو نمیکنم چون پولش حرام میدونست. گفت باید قاضی القضات بشی؟ گفت نه، این کارو نمیکنم چون پولش حرام میدونست. دعوت به شام کرد، یه شام بهش داد، شام که کارش رو کرد تو دلش، یعنی آثار علقه بود. رفت شب خوابید، وقت رختخواب رفت گفت که خب الان من قاضی باشم که میتونم خیلی کارا رو درست بکنم، بچهشم میتونم بالاخره اصلاح بکنم. فردا اومد با اون شام حرام، با اون پول حرام گفت هم قضاوت میپذیرم، شریک القاضی بهش میگن، در اینترنت بزنید میاد، و هم بچههات رو درس میدم، حقوق میگرفت. یه وقتی رفت حقوق بگیره به اون متصدی بیت المال گفت که این درهم که به من دادی مثل اینکه مغشوشه، این چیه به من دادی؟ اون عصبانی شد گفت چی چیه داری میگی مغشوشه؟ تو چه کار میکنی مفتکی پول میگیری، چی چی دادی به ما که ایراد هم میگیری به درهم و دینار ما؟ گفت خیلی چیز بزرگی دارم، من دینم رو دادم. آخر سر اینجوری مبتلا میشه.
دین ما این اعتقادش این است که در قلب انسان تصرف باید اراده خدا باشه. این نشون میده که حریت داره. از اون آقا کینه داره اثر کرد، از این آقا محبت داری، هواش رو داشتی اثر کرد، این فامیل منه، این دست من کار کرده قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَیْنَ إِصْبَعَیِ الرَّحْمَنِ . این را میگن حریت قلب مؤمن بین دو تا انگشت خداست یُقَلِّبُهُ کَیْفَ یَشَاءُ. خدا هر طور که میخواد میگردونه و میچرخونه. وقتی که اراده خدا تصمیم بگیره، یه وقت میبینیم با دشمنش... کسینجر میگن میگید آیت الله با دشمنانش اخلاص داشت. یعنی تشفی خاطر در زندگیش نیست. سیدالشهدا رو نگاه کنید، ذره تشفی خاطره در زندگیش نیست. یه امامی را پیدا بکنه که تشفی خاطر داشته باشه.
تکلیف انسان در اینجا باید مشخص بشه با قضاوتهای اجتماعی که مردم برن چه قضاوت میکنند، حرف حدیث مردم، و با مصیبتهایی که پیدا میشه. در برابر اینها یه رابطه تعریف میکنه با خدا، عین ذره و بین لایتناها. هرچه سهم میبری از اون رابطه میبری. یه رابطه با پیغمبر، یه رابطه با امام. اول رابطه تو با خدا تعریف کن. چطور تعریف کنیم؟ گفتن که علامه طباطبایی تو تعریف کن گفت ما همه محتاجیم، تو مشتاق. ما از این رابطه میگیری. اینجا معلوم میشه که آیا در برابر مصیبتها تحت تاثیر قرار میگیری، از حافظه میکنی، خودت رو میبازی، تسلیم یاس میشی، تسلیم جزع میشی یا میگی در بلا هم میچشم لذات او: مَاتِ اویم، مَاتِ اویم، مَاتِ او، بِجُرْمِ عِشْقِ تُوَامْ مِیکِشَنْدْ غَوْغَایِیستْ، تُو نیز بَر لَبْ بَا مَا کِه خُوشْ تَمَاشَایِیستْ
محض قرآن، وقتی که قرآن تعریف میکنه انسانها رو، محصول قرآن اگه نگاه بکنی شخصیست که اولاً ترس نداره، نیاز نداره، احتیاج به کسی نداره. گفت یا موسی نمک آبگوشتتم از من بخواه، أَنَا بِدَکَ اللازم. یعنی چاره تو فقط منم. از قضاوت مردم نمیترسه: لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ. محکوم شهرتی نیست،
شریعتی: آدمی که خدایی شد با این ویژگیهای شما واقعاً تو دنیا امیره دیگه، اسیر نیست، هم امیره، هم آرامش داره
حجت الاسلام عاملی: الان در دنیا همه دنبال آرامشند، بله، اونی که الان پیدا نمیشه آرامشه، گمشده همه. زندگی ماشینی جوری شده که اضطراب، دلهره، چی شد، چی شد، بچه چی شد، آینده چی شد. آرامش مطلق که خدا بگه یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ محکوم کینه، انتقام، اسیر ریاست، پست و مقام نشه.
اونوقت قیچی رو برداره، همه این نسبتها رو ببره. نشانی داده اند اهل خرابات/ که التوحید و اسقاط اضافات، یعنی همان قیچی اضافه، یعنی نسبت نگو خانه من، نگو ماشین من، نگو سواد من. من اومد، غم و غصه میاد. دنبال تشخص باشی، غم و غصه میاد. دنبال تعین باشید، تفاخر باشی، دنبال تشریفات باشی که نسبت به دیگران من یه زندگی خاصی داشته باشم، مشار بالبنان باشم، من رو تعریف بکنند، تمجید بکنند و برجستگی داشته باشم. انشالله بحث میکنم برای شما: تبرج فقط در زنان نیست، تبرج در همه شئون زندگی هست. و برج و برزز این یک اشتقاهق خاصه که عرب میاد یه حرف رو عوض میکنه: إِنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْکَافِرِینَ تَعْزَاهُمْ . اما به مریم میگه: هزی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ ، اون رو بکش. آهسته کشیدن رو میگن هز، محکم کشیدن رو میگن حز. از یعنی جلو اومد بیرون، هل من مبارز که میگن طرف هل من مبارز میگه همه آشکار میشوند. برای خدا هیچی مخفی نمیمونه. اون روز برای خدا از انسانها... برج هم، از اون گرفته شده که تبرج میخواد برجستگی داشته باشه. این فقط مربوط به زنها نیست که بخواد برجستگی داشته باشه. میگه نه، خونه برجستگی داشته باشن، تبجه در ملک، تبرج داشته باشه، عروسی، در سفر، مانور تجمل، مانور تبرج، برجستگی. و مرکزش هم هست کجا؟ اینستاگرام. طرف یه جوری میخواد سفرش رو نشون بده، خونه ش رو نشون بده، ازدواج نشون بده. یه دختر خانم نگاه میکنه، یه زندگی آرمانی برای خودش تصویر میکنه. وقتی رفت با یه فرد متوسطی زندگی کرد، ازدواج کرد، میبینه اون زندگی که تصویر شده بود برای اون الان اینجا نیست، چند روز دیگه طلاق. بسیاری از اون برجستگی هم دروغه. طرف اومده فروشگاه که این رو میخوایم این رو میخوام، پر کرده قوطیها رو، فیلمبرداری میکنم، پر کرده مفصل، بعد طرف گفته که عذرخواهی میکنم نمیخریم. گفت پس چرا فیلمبرداری کردی؟ بیا میخوایم اینستا بگذریم که مردم بدونن که ما چقدر خرید داریم. این چقدر کوچیکه... مامِنْ رجُلٍ تکبَّر او تجبَّر الّا لِذِلَةٍ وجدها فی نفسِهِ اون حسرتی که تو دل دیگران میکاره جای خود ... آی خدا خیرتون بده، چقدر عالی گفتید.
یه جملهای گفته خواجه نصیرالدین طوسی میگوید که وطالب العلم که اعتراض میکنه از قضا بازار چرا و من الورع ان يحترز عن الشّبع و كثرة الكلام فيما لا ينتفع و ان يحترز عن اكل طعام السّوق ان امكن لانّ طعام السّوق اقرب الى النّجاسة و الخباثة و ابعد عن ذكر اللّه تعالى و اقرب الى الغفلة، لانّ ابصار الفقراء تقع عليه و لا يقدرون على الشّراء فيتأذّون بذلك، فيذهب بركته. ایشون میگه مال اون زمان هست آقا، مال اون زمان است. الان خیلی سخته الان تعطیل بکنم غذای بازار نخور چون اقرب الی النجاست چطور؟ چرا؟ لان أَبْصَارَ الْفُقَرَاءِ تقع َ علیه . چشم مردم، چشم افتاده، اون می بینه و نمیتونم بخره...
شریعتی: این رو میگن انسان کامل، رشد یافته، هوای دیگران رو داشته باشه، فقط همتش مصروف به تیمار بدن مادی نباشه، اخلاق طبیعت مادی خودش رو.
حاج آقا اینا ظرافتهای دین و لطافت هاشه ها، رفتاری
حجت الاسلام عاملی: رفتاری بله. از الان که تو رو بزرگ میکنه، قد میکشی، رشد پیدا میکنی. آقای میانجی اومده فهرست زده بر چند سه بار فرستاده بر کل ابن ابی الحدید که در هر صفحه چی گفته است از اون جهت خیلی تسلط داره بر مطالب اخلاقی که در تاریخ بوده اونجا آورده. که وقتی مالک اشتر میخواست حمله بکنه، پیمانی بسته، اگه ما پیمان ببندیم چی میگیم مثلاً میگیم حمله میکنیم میگیم مرد نیستم اگه همه شما را درو نکنم میشینه اینجوری گفت، اینجوری نمیگفت، میگفت اگه این کارو نکنم یعنی چی مالی یعنی مالم رو نگه دارم به فقرا ندم اگر این کارو با شما نکنم عجب من حرفت عن العلا از اخلاق عالی کنار بیفتم اگر این کارو نکنم. این شخص تربیتی یافته مکتب امیرالمومنین است.
حالا در خصوص یه بحث از حضرت امام بگم، حریت را نگاه کنید که چقدر آرامش به انسان دست میده وقتی به سبک بشه این تعلقها رو کنار بریزه. هَر گَرَانِی وَ کَسَلْ خُودْ از تَنِ استْ، جَانْ زِ خَفْتْ جُمْلَهْ دَرْ پَرِیدَنِ استْ . چطور پریدن؟ پریدن اینه.
حضرت امام به سید احمد این رو نقل میکنه میگوید که در آن روزهایی که در زمان رضاخان پهلوی و فشار طاقت فرسا برای تغییر لباس بود، فشار و روحانیون و حوزهها در تب و تاب به سر میبردند که خداوند رحمان نیاورد چنین روزهایی را برای حوزههای دینی. شیخ نسبتاً وارستهای را نزدیک دکان نانوایی که قطعه نانی را خالی میخورد دیدم. که میگفت؟ به من گفتند عمامه را بردار، من نیز برداشتم و دادم به دیگری که دو تا پیراهن برای خودش بدوزد. الان هم نانم را خوردم و سیر شدم، تا شب هم خدا بزرگ است. پسرم، حضرت امام سید احمد میگه: پسرم من چنین حالی را اگر بگویم به همه مقامات دنیوی نمیدهم، باور کن. این رو میگن حریت. غم نداره، غصه نداره، نگرانی داره نداره. نمیشه خرید. این مطالب خوبی داره، انشالله در مباحث آینده وارد میشه.
شریعتی: بسیار عالی، خیلی ممنون و متشکرم از شما حاج آقای عاملی. امیدوارم که این ماه سراسر خیر و برکت باشه. ما امیرالمومنین ماه رجب المرجب. اونایی که به عشق امیرالمومنین به هر دلیلی موفق نشدند در قربانی این ماه مشارکت بکنند، همچنان این دعوتنامه براتون ارسال میشه، زیرنویسها رو میتونید دقت بکنید، به کانال ما میتونید مراجعه بکنید، به سایت میتونید مراجعه بکنید و اگر به هر دلیلی موفق نشدید کافیه عدد ۱۴ رو به 20000303 پیامک بکنید.
خیلی خوب، قراره آیات رو بشنویم عزیزانم. صفحه ۶۱ قرآن کریم رو تلاوت خواهند کرد. باز هم میلاد حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام رو به همتون تبریک میگم، خاصه به هموطنان مسیحیمون و امیدوارم که بهترین برکات به مناسبت این ایام نصیبتون بشه. بعد از تلاوت آیات در لحظات و دقایق پایانی انشالله با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه61 قران کریم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
شریعتی: امشب شب جمعه ماه رجب المجب، شب لیلة الرغائب. خوش به حال همه اونهایی که تمام میلشون، تمام گرایششون، تمام آرزوشون زیارت سیدالشهداست. امیدوارم که به زودی زیارت حضرت نصیبتون بشه. امشب شب زیارتی سیدالشهداست. این ایام از ادعیه خاص این روزها و شبها غفلت نکنید، ما را هم دعا بکنید.
اشاره قرآنی را حاج آقای عاملی بفرمایند و انشاالله بعد خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره آل عمران آیه ۹۱: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِینَ
خداوند صحبت میکنه درباره کفاری که در حال کفر از دنیا برووند و ماتو هم کفار. این نشون میده که خدا آخر نگاه میکنه. همه اول نگاه میکنن، خدا خدا. پیغمبر ما فرمود که آیا انسان کارهای خیلی خوبی انجام داده ولی میره جهنم، یه کسی کارهای بدی انجام داده میره بهشت. چرا؟ چون اعتبار به خواتیم اعمال است. چون آخر خدا نگاه میکنه. اون لحظات آخر خیلی سرنوشت ساز است. دعا هم هست که: اللَّهُمَّ اجْعَلْ خَیْرَ عُمْرِی آخِرَهُ وَخَیْرَ عَمَلِی خَوَاتِمَهُ وَخَیْرَ أَیَّامِی یَوْمَ أَلْقَاکَ یعنی بهترین عمر من آخرش قرار بده، بهترین عمل من آخرش خاتمه بشه قرار بده، خاتمه اعمالم خوب باشه و بهترین روز من روزی باشه که تو رو ملاقات میکنم. بهبه، یه دعای بسیار نفیسیست.
الان اینجا خدا میگه که اگر کسی کافر از دنیا بره یه عقوبت وحشتناکی را ذکر میکنه، میگه دنیا رو اگر طلا هم بکنه فدیه بده نمیپذیریم. مراد از کافر کسی است که میگید این دنیا نه صاحبی داره نه خالقی داره نه مدیری داره نه مدبری داره نه مقصدی داره نه هدفی داره. هرکس این اعتقادو داشته باشه خدا عقوبت خیلی سختی براش ذکر کرده است. چرا؟ چون غایت خلقت خراب میشه. کسی که بیاد همچین اعتقادی داشته باشه به هر فسق و فجوری دست میزنه. چرا؟ میگه دنیا هدف نداره: رُوزْگَارْ وَ چَرْخْ آنْ سَرْ بِسَرْ بَازِیستِی، گَرْنَهْ اینْ رُوزْ دَرَازَهْ دَهْ رَا فَرْدَاستی این میگه که چون خدا نیست پس همه چیز آزاده. و اگر خدا جهنم میبره کافر رو نه برای این است که میگه من عبادت کن نکنی میبرم جهنم، این نیست. جهنم میبره به خاطر اینکه توحید نباشه تماماً آلوده است، فساد میکنه، جنایت میکنه. اون جهنم نتیجه اون جنایتی است که مترتب بر عدم اعتقاد توحیدیست.
اینجا خدا عقوبت هم ذکر میکنه میگوید که اگر به اندازه دنیا طلا بده باز فدیه پذیرفته نمیشه و لهم عذاب علیم. اما در سوره دیگر یه حرف عجیبی گفته است خدای متعال. خدای متعال فرموده کسی که در حال کفر از دنیا بره، سوره بقره است: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ خالدین فیها یعنی. کسی که با کفر از دنیا بره یعنی بگه که آخوندها درست کردن، بهشت چیه جهنم چیه، دنیا خودشو درست کرده، بیگبنگ درست کرده، فرایند طبیعی درست کرده، هم چه شخصی خدا میگه اگر از دنیا بره با این اعتقاد بر لعنت خدا بر اون واصل میشه، لعنت ملائکه هیچ چیز در عدد به ملائکه نمیرسه، از شن های کره زمینه بیشتره تعدادشون، لعنت ملائکه و الناس اجمعین چقدر جمعیت اومده کره زمین، لعنت همه، خالدین فیها یعنی خالدین لایخقف عنهم العذاب، نه تخفیف عذاب دارند نه مهلت به اینا میدن. چرا؟ چون عقلش رو تعطیل کرد. این دفاع از عقله. این که میگه ان الشرک لظلم عظیم دفاع از حریم عقله. یعنی این همه زمین و آسمان همه جا با تو صحبت میکردند، همه جا قاب تصویر خالق، همه جا حساب و کتاب. یه جای بی حساب و نشون بده تا خودت هم بی حساب زندگی کنی، فرجع البصر کرتین میتونی پیدا بکنی. هرچی نگاه کن هل تری من فطور میتونی یه خللی پیدا بکنی. همه جا نانو تکنولوژی چیه، چه تعبیری داشته باشیم. اون.قت اینو گفته که: أَفی الله شک فاطر السموات والارض در بدیهیات شک کردی. خدا میگه من به اندازه قرآن با تو حرف زدم و تو گفتی هیچی نفهمیدم! شأن قرآن رو شکستی، شأن کتاب خدا را شکستی. این هر چقدر عقوبت بگم براش کمه.
اونوقت خدا یه عقوبت سومی هم برای این داره. دو تا یه آیه رو خوندم که سوره طلاق باشه، یکی رو خوندم که لعنت، سومی عجیب است. سومی خدا میگه هم چه اشخاصی هر کار خوبی هم انجام بدن روز قیامت نمیپذیرم حتی کار خوب...وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کسراب یعنی اعمال خوبشون کسراب بقیعه میمونه در بیابون خیال میکنه آب است، حتی وقتی بهش میرسیم میبینی هیچی نیست، فوجَدَّ اللَّهُ عِنْدَهُ. یهو می بینه در انتهای خط خدا ایستاده است، ان اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ . باز یه جای دیگه گفت مثل الذین کفرو اعمالهم یعنی اعمال خوبشون کرماد مثل خاکستر، فی یوم آصف در یه روز طوفانی بیاد این خاکستر رو روی سنگ همه رو ببره هبائ منثورا بکنه ، لایقدرون علی روز قیامت هیچی از این دستشون گیر نمیاد. ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ الضَّلَالُ الْبَعِیدُ . همه کاراشون میشه حسرت. کَذَلِکَ یُرِیهِمُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ. میشه عاملة الناصبه، عاملت عمل کرده، ناصبه جز زحمت چیزی گیرش نیومده.
شریعتی: خیلی ممنونم، متشکرم. خدا انشالله حفظتون بکنه. دعا بفرمایید، وقت نداریم باید خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام عاملی: عزیزان قدر دعا را بدونند، اگه حال پیدا کردند، اشک چشمی پیدا کردند، مخصوصاً در شبهای رجب، شب های شعبان، شبهای ماه رمضون: الهی واسع قَدَمْ مِنَ الْوُقُوفِ بَیْنَ یَدَیْکَ خدایا بدا به حال من اون لحظهای که در برابر تو خواهم ایستاد، غدا من الوقوف بين يديك إذا قيل للمخفين جوزوا وللمثقلين حطوا ، أمع المخفين أجوز أم مع المثقلين أحط اون لحظهای که به مخفین میگن رد بشید تو حسابت سبکه برو، اما اونها که حسابشون سنگینه، ثروت داشت اما حق فقرا را نداده است، میگن حکم تو شما باید از این بریزید پایین هزار تو، خدایا احد یا اونهایی که مثقلین حسابشون سنگینه نمیتونن رد بشن، با اون سقوط میکنن به غضب خدا. یعنی این رو در خلوتخانه صورتشون رو خاک بگذارند، هر چقدر تکرار بکنند امانت بدن به خدا بگن خدایا من از حالا پشیمانم، بر پشیمانی من رحم کن. این ارزش داره.
شریعتی: بسیار عالی، خیلی ممنون و متشکرم. انشالله غرق دریای رحمت حق تعالی بشیم که این شبها شبهای رحمت، شبهای فضله، شبهای بخشش: گَر گَدَا کَاهِلْ بُوَدْ تَقْصِیرْ صَاحِبْخَانَهْ چِیستْ.
امشب شب زیارتی سیدالشهداست. بگیم: لبیک یا داعی الله. امشب متوسل میشیم به رحمت واسعه خدای متعال و انشالله بهرهمند بشیم. آرزوی زیارت کربلا، دعا بکنید، ما هم دعاگوی شما هستیم.
گفت: هر کسی چیزی خواست هنگام وصال من، به محض دیدن او خاطرش را خواستم. ما از تو به غیر تو نداریم تمنا. امشب خود حضرت رو بخوایم، خود سیدالشهدا رو بخواهیم. گفت: از امام حسین خدا رو بخواهید و از خدا امام حسین. و این رشد ماست و رغبت ماست و بزرگی. از همین جا دلهامون راهی کربلای معلی میکنیم و با دل و جان به آقا سلام میدیم که:السلام علیک یا اباعبدالله. خیلی ممنون و متشکرم.