سلام عرض میکنم به شما بینندگان عزیز و ارجمند، شنوندگان گرامی و هر کس که از هر مسیری برنامه سمت خدا رو دنبال میکنه. تبریک هم میگم خدمتتون، شادباش میگم همین سبد گلی که اینجا هست حاصل زحمت رفقای من آوردن تر و تازه و خوشبو جای شما سبز تقدیم مردم عزیزی که وجودتون سبزه، وجودتون معطره، وجودتون گل و الهی که به زودی زیارت آقامون امام باقر علیه السلام تو مدینه منوره نصیب همه ما باشه. دوشنبه شد حاج آقای پناهیان هم اینجا تشریف دارند، بفرمایید به اتفاق خدمتشون باشیم و برنامه رو شروع بکنیم. سلام علیکم آقا.
حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم خدمت بینندگان عزیز، هم سلام عرض میکنم، هم تبریک میگم واقعا کاش میشد عطر و بوی این گل رو منتقل کرد . از این صفحه منتقل نمیشه دوستان زحمت کشیدن و کاش می شد اینایی که محبت دارن به اولیا خدا و لذت میبرند از این محبت میتونستن اون رو منتقل کنن به دیگران نمیتونن نمیشه شدنی نیست اون کسی که زیباییهایی رو داره حس از ارتباط با اولیا خدا با امام باقر علیه السلام اگر ارتباط داره کاش میتوانست این رو به دیگران منتقل بکنه اونایی که از نزدیک ما باقر علیه السلام رو دیدن میتونستند کاش این انتقال رو بدم ولی متاسفانه نمیشه ازش حرف میزنیم.
ما امروز میخوایم از امام باقر علیه السلام از ماه رجب حرف بزنیم بنده که البته بیبهره هم خودم از لذتی که بخواد این مقولهها داشته باشه ولی اگر هم داشتیم به سختی میشد منتقل کرد و اگر بینندگانی لطف دارند نسبت به این گفتگوها اینا عطر وجود خودشونه دنبال تلنگر میگردند که این گلهایی وجودشون شکفته بشه معطر کنه فضا رو و امام باقر علیه السلام شاید بتونم بگم با محبت امام البته نمیشه امامها رو ما به این سادگی با هم مقایسه کنیم ولی کلماتی نکاتی از محبت امام باقر علیه السلام نقل شده که کم نظیره اولاً امام باقر علیه السلام حدود ۵۰ سال برای ما امامت کردند چجوری سی و خوردهای سال همراه پدر گرامیشون ۱۹ سال نزدیک ۲۰ سال خودشون امامت داشتند بله اون دوران که کودک بودند و نوجوانی و جوانی رو پشت سر گذاشتن هم امامت کردند
امام زین العابدین علیه السلام کسی میومد مسئله میخواست بپرسه فرزندشون امام باقر رو معرفی میکردند که ایشون بپرسید بعد مستند بودن کلام امام باقر علیه السلام پیش کسانی که نمیدونستن معنای امامت و علم لدنی و این مسائل رو به چی بود آخرین صحابه پیغمبر جابر بن عبدالله انصاری مرید امام باقر علیه السلام در سنین کودکی حتی بودند و وقتی امام باقر علیه السلام میفرمودند جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا این مطلب رو به من می فرمودند مستند میشد و بعد امام زین العابدین علیه السلام طی یک طرحی غلام میگرفتند آزاد میکردند بیش از ۵۰ هزار تا و بعد اینها میرفتند به اقصی نقاط عالم سفر میکردند هرکی میخواست بیاد زیارت موقعی که اینترنت و اینها نبود خب اونجا کی هست چی هست؟ یه نوجوانی هست کودکی هست جوانی هست به نام محمد بن علی بن حسین السلام علیه السلام
لذا امام باقر علیه السلام در آغاز امامت شهرت جهانی داشتند. یعنی یکی از امامان شناخته شده و اون محدودیت عجیب و غریب دوران امام زین العابدین علیه السلام یه بخشش دورانی بود که حمله کردن یزیدیها به مدینه، جایی نوشته بود که اصطبل اسبهاشون رو اون ملعونین روضه نبوی قرار داده بودند و حضرت اسبها رو کنار میزدند بر سر قبر پیغمبر مینشستند...
تو اون بحرانی که دوره حجاج بن یوسف ثقفی اونجا حاکم بوده تو اون بحرانی که بزرگترین بدرقه و استقبال برای حج برای یه خانم آوازه خوان بود که در مجلس مختلط و همراه با اینها مثلاً بوده از هر حیث بحران واقعه حره اون کشتار عجیب تو این دوران امام باقر علیه السلام هی درخشیدند هی کار کردن به تعبیر ما هی انجام رسالتشون آثار جهانی داشت و واقعاً ما و تاریخ اسلام خیلی مدیونه امام باقر علیه السلام هستیم مخصوصاً اگر کسی با کلمات ایشون آشنا باشه و با نوع سخن گفتن ایشون میبینه که ایشون یک طرز کلام خاصی هم دارند کوتاه و گویا یه کلامی از ایشون ما هفته قبل فکر کنم بود با هم مرور کردیم تو بحث هر یه ذره تکبر یه ذره از عقل و کم میکنه چقدر هل دین الا الحب
شما انقدر خوب گوش میدید من میخوام یه قصه دیگه از امام باقر علیه السلام یه کسی در محبت امام باقر علیه السلام میخوام بگم چقدر آقا تو دلها نفوذ کردن بله اومد و نزدیکای مدینه که رسید پای خودش رو برهنه کرد و پیاده مرکبش رو گذاشت کنار به عشق آقا ببین آقا چقدر تو دلها نفوذ کردن اومده بود دیگه پاشو به هم ریخته شده بود گفت آقا نگاه کن به عشق شماستا آقا فرمود همینم نگو؛ این نگاه کنی که گفتی در واقع یه جورایی گله بود دیگه در راه تو چی کشیدم اینم نگو اینم نگو چون تو به عشقت رسیدی و برای عشقی و محبتی کار کردی که خب ببینید این رابطه امام باقر علیه السلام آغاز فصل جدیدی از امامت بود و بعد احترامهای امام صادق علیه السلام را وقتی طبیعی ها اینها را ببینیم. نگیم خب این خوبیها که طبیعیه دیگه دیدن و تعریف کردن امام صادق علیه السلام با اون عظمت اون همه شاگردان این همه زحمتی که برای اسلام کشیدند و تشیع که ما رو مکتب امام صادق علیه السلام میدونند دیگران، احترامی که به پدرشون امام باقر علیه السلام میگذاشتند فوق العاده است.
ملایی: همینجا هم یاد کنم از از فکر کنم همشهری های شما باید یاد کنم کاشانیها خب آخه من بذارید پس من یه چیزی بگم بله من پیشدستی کردم پنجشنبه گذشته بله کنار ضریح و مذجع نورانی آقا علی بن محمد باقر سلام الله علیهما تک تک حضرات رو به اسم از جمله حضرت عالی حاج آقای رفیعی آقای بهشتی حاج آقای عاملی حاج آقای نظافت حاج آقای ماندگاری همه رو اونجا چون روز ۲۷ جمادی ال ثانی که پنجشنبه گذشته بود سالروز شهادت پسر آقامون امام باقر شما میخواستین همین رو بفرمایید
حجت الاسلام پناهیان: ولی من فکر کنم شب قبلش اونجا بودم دعا کردم مسابقه گذاشتیم واقعا شناسنامه تشیع در ایران صادره از اردهال کاشانه است خیلی مهمه خیلی فرق میکنه تا دیگران برن سراغ امام و تقاضا کنند نایب خودتون رو عالمی از شاگردان خودتون رو فرزندتون رو برای سرپرستی ما در واقع درخواست یکی ولی فقیه بکنند. خیلی این فرق میکنه که مردم مراجعه به امام بکنند با دیگر امامزادگان عظیمالشأن که خودشون اومدن ایران. تفاوت تشیع رو در ایران به دوره صفویه نسبت میدن سخنان بیهودهای که وقت بگذاریم برای نقدش حتی این نشون میده که ما اونجا یک سابقه دیرینه داریم اون زمانی که فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام که اکثر امامزادگان عظیمالشأن در ایران فرزندان ایشون آمدند زمینهها رو قبلش فرزند امام باقر علیه السلام فراهم کرده بودند و ایشون فرزند امام باقر علیه السلام فرزند شایسته فرستادن و مژده شهادت رو هم حتی بهشون دادند طبق اون رویای صادقه ای که از رسول خدا دیده بودند و من واقعاً برام عجیبه ما شیعهای در ایران داشته باشیم به زیارت مشهد اردهال امامزاده علی بن محمد باقر علیه السلام نرفته باشه. واقعا تعجب میکنم مگه میشه ما هرچی داریم از این خانواده است اینجا ریشه حوزه علمیه میتونه به حساب بیاد اون بحثی که ما داریم شاگردان امام جعفر صادق علیه السلام ایشون شاگرد امام باقر علیه السلام چه شاگرد شایسته فرزندشون بعد آمدند جالبه نماز جمعه ایشون در مسجدی که در کاشان میخوندن اون مسجد هنوز هست. خیلی اینها فوق العاده است از نظر تاریخی کاشان فوق العاده است عظمتش اهمیتش خوش به حال مردم اردهال کاشان امام رضا علیه السلام فرمود اردهال چه سرزمین با برکت و خوبی هست و الی آخر امیدوارم یه جاده از اردهال کاشان مستقیم به قم داره طراحی شده نه اینکه شروع شده باشه. هم فکر نکنم شده باشه امیدوارم بهش اهمیت بدن ببینید از اون گوشه در بیاد تقریبا توی بنبستی هست بن بست نیست ولی یه گوشهای افتاده این موقعیت آزاد بشه بله یعنی ما امام باقر علیه السلام را از غربت بیرون میاریم اگر اونجا مشهد اردهال کاشان بالاخره تحویل بگیریم من اینقدر از مشهد اردهال کاشان تعریف میکنم که بعضیا میگن شما مگه کاشانی هستید؟ میگم نه متاسفانه کاشانی نیستم البته از هرجایی باشم این سرزمین نورانی برکات خاص خودش رو داره ولی واقعاً با اینکه هیچ تعلق این چنینی زاد و ولدی اونجا ندارم ولی تعلق بله واقعاً نکته بسیار مهمیه در مورد امام باقر علیه السلام کمی گفتگو کردیم بپردازیم به بحث امروز
ملایی: بسیار عالی فقط یه چیزی رو اشاره کنیم نکته اگه هست شما بهمون یاد بدید بیشتر از اینها امروز روز اول ماه و لذا یکی دو تا نکته خیلی مهمه اولاً که روز اول ماه رجب زیارت آقامون اباعبدالله الحسین علیه السلام فراموش نشه ما را دعا کنید نکته دوم نماز و صدقه اول ماهه همین اول برنامه گفته باشم که اگه کسی تا حالا انجامش نداده بسم الله ما رو هم باز شریک کنید و دعا کنید خیلی هم ازتون متشکرم حاج آقا بریم سراغ بحث ما محضر شما هفته پیش این بحث رو دریافت کردیم که آقا از همه گرایشهایی که قلب ما داره یک گرایش رو میشه انتخاب کرد که صاحب بالاترین اثر در ذهن ماست و اتفاقاً بالاترین تخریب رو اثر منفی تکبره و در موردش صحبت شد از جمله همین روایت امام باقر علیه السلام روایت حضرت صدیقه طاهره که راه فرار از تکبر اخراجا لتکبر نماز و تهش یه قولی به ما دادید گفتید آقا هفته بعد که بیام میگم آقا این فرایند دستگاه چیکار میکنه که ما رو داغون میکنه.
حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم ببینید اساساً گرایش های قلبی ما کوچیک یا بزرگش گرایش های عمیق یا سطحی ما اینها بر ذهن ما تاثیر میگذارند بله منتها ما فرصت مدیریت ذهن داریم و الا این بحث شروع نمی کردیم. ما خیلی افکارمون تحت تاثیر احساساتمون و علایقمون هست ولی ما یکی دوتا علاقه در وجودمون که نیست علاقههای متزاحم داریم یعنی اگر علاقه به یک امر سنتی انس گرفته و عادت شده در قدیم داریم یا آهنگی را از قدیم گوش میکردیم آه مثلا... یاد اون زمان افتاده برامون پدید میاد به امر جدید هم علاقه داریم فی کل جدید لذت ما اگر به تکبر علاقه داریم چون ریشه علاقه رو من عرض کردم ما دوست داریم بزرگ بشیم و این علاقه رو خدا تو ما قرار داده انسان های بزرگ و دوست داریم تو دوران کودکی بزرگ شدن و دوست داریم ما دوست داریم افتخار کنیم خانوادهمون به ما افتخار کنند عزت وجوه مختلف مثبت از علاقه ما به بزرگیست بزرگان رو دوست داریم باهاشون نشست و برخاست کنیم ما رو تحویل بگیرن از تحقیر شدن بدمون میاد یا خیلی خوبه کسی که از تحقیر شدن بدش نیاد اون خیلی انسان خطرناکه دیگه ممکنه هر کاری ازش سر بزنه ولی خب این بزرگ شدنو چون بهش علاقه داریم و زیادی هم علاقه داریم بعضی وقتا متوهم میشیم که بزرگیم. بعضی وقتها از راه غلط به سمت بزرگ شدن میریم که در این دو صورت اسم تکبر به معنای بد کلمه میاد سراغ ما ولی خب از اون طرف تواضع هم دوست داریم ما که دوست داریم بزرگ بشیم دوست داریم گاهی در آغوش گرم خدا پناه بگیریم کوچیکتیم خدایا خدا ما رو بغل کنه هرچند ۶۰ سال ۵۰ سال ۴۰ از عمرمون گذشته باشه خودمون بچه کوچولو داشته باشیم دوست داریم یه وقتایی کوچولوی خدا بشیم یه بزرگتری برای ما بزرگی بکنه همه ما اینو دوست داریم مادرها با اینکه خودشون پناه میدن به بچه خودشون یه لحظههایی رو میخوان پناه بگیرند در آغوش یک بزرگتر مهربان که اتفاقاً ماه رجب ماه این گونه پناهجویی هاست که خداوند متعال شبها ندا میفرسته شبهای ماه رجب خوشبختانه افتاده تو زمستون و شبهای طولانی هست خوب میتونیم برای عبادت حسابی وقت بگذاریم تو این شبها خدا ندا میفرسته بیاید در آغوش من پناه بگیرید کوچولوی خدا بشیم بذارید خدا بزرگی بکنه خیلی دوست داره بزرگی کردن رو برای ما ما هم فروتنی رو دوست داریم تو کسی ببینیم میگیم وای چه انسان بزرگی و چه تواضعی کرد خوشمون میاد در عین حال که عزت رو خوشمون میاد تواضع به معنای حقیر شدن و کوچک شدن منفی رو بدمون میاد پس انسان هم بزرگ شدن دوست داره هم تواضع هم کوچک شدن رو دوست داره کوچیکی کردن رو به این معنا
خب ما توی این تزاحم امیال فرصت پیدا میکنیم انتخاب کنیم و این همه هستی وجود انسانه هسته مرکزی وجود انسان این تزاحم امیاله که به شما فرصت انتخاب میده. اگر این تزاحم امیال نبود شما به هر علاقهای تن میدادید عمل میکردید اراده برای بازداری نداشتید این اراده برای بازداری این قدرتی که ما داریم خلاف میلمون رفتار کنیم به چه دلیلیه یه میل دیگه مقابلش داریم که ما رو به انتخاب وامیداره
بعضی وقتا ما فکر میکنیم این عقل که به ما قدرت انتخابو میده نه قبل از عقل این تمایلات مختلفی است که مقابل همدیگه وایمیستن به ما قدرت میدن که عقل نداره کسی که یه تمایل قوی داره و تمایل مقابلش نیست تردید نمیکنه با کله میره این دیگه عقل نداره کار نمیکنه اونجا کار نداره کاربرد نداره ولی این علاقه های ما وقتی مقابل همدیگه قرار میگیرند فرصت به ما میدن ما مدیریت کنیم. یه ضرب المثلی هست میگن تفرقه بنداز حکومت کن حقیقتش اصلش درسته حالا کسی سوء استفاده میکنه از این که نامردیه اون کاری نداریم تو زمینههای اجتماعی ولی شما بین علاقههای خودت تفرقه بنداز و مدیریت کن هنر اینه هنر اینه و هست. مثلاً شما علاقه به خودنمایی دارین یه جایی هم انسان تو گوشه قلبش علاقه به پنهان شدن داره به پنهان کردن زیباییها داره یه جایی هم هست بگرد اون رو پیدا کن با هم دعوا بنداز قدرت مدیریت بین این علاقهها پیدا میکنیم اساساً مدیریت ذهن به خاطر این امکانش وجود داره برای ما که ما میتونیم بین دو تا علاقهای که روی ذهن ما تاثیر گذار هستند دعوا بندازیم و انتخاب بکنیم، بین دو تا علاقه خودته نه بین علاقه خودت و امر دیگری مثلاً این داروی تلخ خیلی زهرمار باشه اصلاً بوی بد ولی خب دارو دیگه میگن اگه نخوری هلاک میشی. شما میگی بدم میاد بعد میگن خوب بیماریت وحشتناک میشه بعد مثلاً عمل جراحی سرطان از این حرفها خب از اون بیماری هم بدت میاد مدیریت میکنی بین دو تا علاقه گیر کردی علاقه به سلامتی علاقه به خوردن داروی تلخ است اینجا قدرت مدیریت پیدا میکنه اینجا عقل کاربرد پیدا میکنه قدرت مدیریت پیدا میکنه که من کدومش رو انتخاب کنم بالاخره یکیش رو انتخاب میکنیم
علاقهها در ذهن ما اثر میگذارند علاقه تکبر میاد تو ذهن ما تاثیر میگذاره و آثاری رو داره که من میشمارم بعضی از این آثار را، برای اینکه جلوگیری کنیم از اثرگذاری تکبر روی فکر و ذهن خودمون باید یه مقدار رو تواضع کار کنیم رو فروتنی کار کنیم رو زیبایی کوچیکی کردن انعطاف پذیری کار بکنیم بیشترین غضبهای الهی تو قرآن مال آدماییست که از روی تکبر تکذیب میکنند مثلا میگه که نه این پیغمبر دروغ میگه خدا میفرماید که ببین چرا تکذیب داره میکنه بابا علائم منطقیش هست که بپذیره ایشون راست میگه دلایل و شواهد همه گواهی میدن خدا تو قرآن میفرماید این تکبر داره نمیخواد زیر بار بره رد میکنه میگه من من قانع نشدم بحث قانع بودن تو نیست. تو اصرار به تکبر داری که داری تکذیب میکنی
بعد خدا برای اینکه افراد رو از این تکبر در بیاره بیرون مدام از جهنم با اینا حرف میزنه چه آیاتی تو قرآن هست برای همین موضوع جهنمی کردن در واقع افرادی که اصرار دارند برای تکذیب آیات الهی مدام آنها را برای اینکه اینها به خودشون بیان یعنی موضوع جهنم موضوع فرعیه میگه کسی که بخواد بزنه دیگه تهدید که نمیکنه که تهدید میکنه بلکه بدون زدن بله واقعاً این خدا خیلیا رو نمیخواد ببره جهنم اعلام میکنه که تهدید بکنه طرف به خودش بیاد، نه بپذیره. طرف دست از تکبر برداره عقل انسان فطرت انسان غریزه انسان طبیعتاً این دین رو میپذیره ما با هم جور آفریده شدیم، دین یه امر ناجور برای ما نیست تهدید میکنه به همین دلیل اولیای خدا وقتی قرآن میخونند که من پیشنهادم اینه قرآن خوندن و بیاید از ماه رجب شروع کنیم تا تو ماه مبارک رمضان بهمون مزه بده. بیایم مثل خیلی ها که ماه رمضان تازه لای قرآن رو باز میکنند. ما مثل اونها تو ماه رجب قرآن بخونیم که آنسه ایجاد شده باشه بله اون وقت ببین من به همه کسانی که امروز روز اول ماه برنامه قرائت قرآن برای خودشون میگذارند حالا هر مقداری که میتونه جزء هم نمیتونن روزی یک حزب برنامه میگذارن مثل ماه رمضون برای خودشون مژده میدم شما ماه رمضان قرآنی فوق العادهای خواهید داشت بسیار خوب واقعا عجیبهها همه میتونن تجربه کنند که آقا من قرآن خوندنم رو از روز اول ماه رجب شروع کردم نیمی از یک جزء رو بخونم تا ماه شعبان یه بار قرآن رو مرور کرده باشم حالا ماه شعبان ماه رمضان شما شروع کن قرآن خوندن ببین چه اتفاقی میفته. چه حلاوتی چه شیرینی چه جذابیتی چه فهمی اتفاق میفته
خب ما وقتی که در معرض آیات قرآن قرار میگیریم یا در معرض حرف های خدا قرار میگیریم طبیعی اینا خیلی به دلمون بشینه اون وقت اولیا خدا وقتی که آیات قرآن رو میخونن اونجاهایی که نهیب میزنه که من عذاب میکنم کسانی رو که این چنین هستند اون وقت اولیا خدا اینا رو مظهر محبت خدا میدونند میبینند دریافت میکنند و اشک میریزند و حال میکنند میگم ببین چه محبتی داره محبت نداشت نمیترسوند دقت فرمودین بله امروز امام باقر علیه السلام فقط از محبت خدا حرف بزنیم یا مثلاً بذارید من یکی از این آیات تهدید خدا رو بخونم برای دوستان خودمون میفرماید که والذین کذبوا بآیاتنا واستکبروا عنها أصحاب النار هم فیها خالدون کسانی که تکذیب میکنند نشانههای ما رو نه این نشانه اون نیست ببین شما فهمت الان درست کار نمیکنه. چرا؟ واستکبروا عنها تو داری تکبر میکنی که نشانه رو دریافت نمیکنی و این کار اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون خدا شوخی داره نه خدا نعوذ بالله نعوذ بالله دروغ میگه؟ تبلیغات میکنه؟ کم و زیاد میگه؟ بزرگنمایی میکنه؟ مخلد در عذابن الی الابد کسی باور میکنه من میخوام ببینم چند نفر از بینندگان برنامه ما خیلی دو طرفه بود چند نفر از بینندگان عزیز باورشون میاد که یه کسی میلیاردها سال نوری تو عذاب باشه به خودمون مراجعه کنیم ببینیم باور میکنیم به خدا قسم اکثراً باور نمیکنیم مگه چقدر جنایت کرده تا ابد آقا اینجا ۷۰ سال جنایت کرده اصلاً همه مردم روی زمین رو کشته شکنجه کرده شما هم ده میلیارد سال عذابش کن تا ابد؟! که معلوم نیست چقدره باور نمیکنی ولی خدا مبالغه نمیکنه تهدید خیلی سنگینه برای مستکبری درباره اینکه ما باور نمیکنیم آیه داریم که میفرماید پیغمبر من بعضیها باور نمیکنند بعضیها تا ابد در عذاب باشند. پیامبر به اونها بگو به خدای من سوگند که بعضی عذابند چقدر این استکبار زشته... خب این میخواد ما رو تکونمون بده دیگه بکنه چرا اینقدر تهدید سنگین باید بشه برای اینکه لامصب تکبر نمیذاره شما به خودآگاهی برسی که متکبری اولین مشکل تکبری اینه
ما قبلاً گفتیم علاقهها رو فکر ما رو طرز تفکر ما تاثیر میگذارد تو روانشناسی بحث سویه شناختی مفصل آمده یه وقتایی هم ما تو این اشاراتی داشتیم صحبت کردیم خوب شما گرایشاتتون روی افکارتون اثر میگذاره مهمترین گرایشی که اثر تخریبی میگذاره روی فکر ما تکبر اینو یه مقدار جلسه قبل عرض کردیم مشکلی که ایجاد میکنه میدونید چیه اینکه امکان خودآگاهی که من دارم متکبرانه فکر میکنم و بستم راه ورود نقد رو این رو از ما میگیره یعنی اگه درست فهمیده باشم چه بسا خطای دیگری هم ما داشته باشیم غیر تکبر یک خطای گرایش های بد گرایشهای بد دیگهای داریم ولی خودمون حواسمون هست که آقا این کار خرابه دیگه این گرایش بده مثلا اما این اجازه نمیده اصلا بفهمی با خودت چند چندی احسنت مثلا یک آدم حسود ممکنه راحت به این برسه که من دارم قضاوت میکنم اون آقا رو اون خانم رو اثر حسادتم بفهمه خودش بفهمه خودش حسادتم میگه این حرفا رو این غیبت پشت سرش بکنه حسادتم میگه بزنم نابودش کنم من یکم حسودم کلاً اینجوری هستم حسادتمو داری تحریک میکنی ولی تکبر نامرد اینجوری نیست طرف متکبرانه سر نظرش وایساده یا یه چیزی رو متکبرانه نمیفهمه یا یه چیزی رو متکبرانه نمیپذیره بله باید متوجه نیست که تکبر داره خیلی بده لذا تو قرآن خدا میاد چیکار میکنه با تهدیدهای سنگین میخواد اونا رو تکون بده این تکبرش رو بریزه بعضیام تکبرشون ریخته نمیشه تا وقتی که سرشون میخوره به یه سنگی اسم سنگه؟ سنگ لحد دیگه دیره دیگه دیره اونجا تو بعضیام تو قرآن دارهها اینا من نمیگم بعضیا تو جهنم بیدار میشن اون وقت فرشتهها بهشون میگن چی شد شما خیلی قبلا متکبر بودید ناله میزنی حالا کسی تو عذاب باشه عادی صدا میزنه که آقا ما داریم میسوزیم اینجوری که نمیگی که عربده میکشه بعد اون زشت ناله زدنشونو اینا تو قرآن ها ملائکه به رخشون میکشن ها ریختی چی شد ذق انک عزیز بچش! تو دیدی چه قیافهای میگرفتی؟ اینا رو خدا چرا با صدای بلند داره به ما میگه ؟برای اینکه ما به خودمون بیایم نکنه تکبر داشته باشیم اینجوری برگردیم به خودمون نگاه کنیم پس تکبر انقدر که در قرآن تکرار شده به عنوان عامل روانی نفهمیدن نپذیرفتن نقد نپذیرفتن درسته و حتی تکبر به عنوان عامل روانی بعضی از انواع فکر ها معرفی میشه آره بعضیها کلاً آدم مذهبیها رو نمیپذیرند حتی از اولیای خدا باشه یا هر کسی طرف دین و ارزشهای دینی و اخلاقی نمیره چرا چرا تو کلاً با اینا چرا بدی شاید توشون آدم خوبی پیدا بشه نه نه من نمیخوام آره بعضیا مثلا میگه که مثلاً کلاً با این قماش آدم مشکل دارن چرا آدم خوب پیدا بشه تو مسجدیها تو هیئتیها کوتاه بیا تو آخوندها ممکنه آدم خوبم پیدا بشه بهش تیکه بنداز اینجوری ببین میتونه به خودش اجازه بده یا نه اینا یه نوع این یه نوع استکباره
میگه برم تو مقوله دینی آدمها ارزش گذاری میشن حتی کسی درباره من قضاوت نکنه خودم که در مورد خودم قضاوت میکنم که منو از نظر ارزش های دینی و معنوی از او عقبترم پس مرده شوره ببره کات میخوام نباشه آها میبینی یعنی این یه استکباره دیگه میترسه از اینکه بیفته تو رقابت و کسی از او جلو بزنه من ورزشکارا رو خیلی آدمای باصفایی میدونم حالا از من خرده نگیرن که آقا ما ورزشکار بد هم داریم بله ما آخوند بد داریم ورزشکار بد کنار ولی به ورزشکاران بارها عرض کردم میگم وقتی شما حاضری مسابقه بدی یعنی حاضری شکست رو بپذیری این یه روحیه خوبه بله مخصوصاً اونایی که بعد از شکست جوانمردانه دست میدن میگن باریکلا تو بردی. این خودش یه صفاییه وقتی میره رو کشتی میگه ممکنه خاک بشن بعضی ها اینقدر استکبار دارند اصلا نمیان جلو ببین نه اینکه حالا هرکی کشتی نگرفت یا ورزش نکرد یا مسابقه نیاد نیومد استکبار داره نه، ولی اونایی که استکبار دارند حتی مبارزه نمیان پس من فکر کردم امروز خیلی بیشتر بشه حرف بزنیم یه نکته از تکبر رو بیشتر بهش پرداختیم و آیات قرآن باز یه نکتهش رو، اون چی اون نکتهای که پرداختیم این بود که همه گرایشها روی ذهن ما اثر میگذاره اثر میگذارند تکبر وقتی میاد رو ذهن اثر بگذاره اولاً نامرئیه شما متوجه نمیشی که داره این اتفاق میفته و بعد تکبر اونجا میدونید به ما چی میگه؟ میگه من برترم من بهتر فکر میکنم من چرا باید فکر کسی دیگر را بپذیرم؟ من اگه فکر کسی دیگه رو بپذیرم من که کوچکتر نباید بشم ببین یه زمزمه های اینجوری پشت فکر آدم از سر تکبر میاد و این اجازه نمیده من احتمال خطا در مورد خودم بدم
ملایی: و این بدترین اثر تخریبی تکبره تکبرش میزنه به ذهنش و الکی شروع میکنه به دفاع کردن
حجت الاسلام پناهیان: الکی شروع میکنه به خود حق پنداری واکنش متفاوت در جابجایی یه جا به قول شما استنکاف میکنه از اینکه بیاد تو میدون و بشینه بشنوه استدلال کنه یه جایی اصلا کلا ندید میگیره خدا شاهده من بزرگانی رو تو حوزه دیدم همه طلاب علما آرزوشونه که با اینها گفتگو کنند اینقدر همه بزرگ میدونن اینها رو از نزدیک گاهی به عنوان یک سوال بچه طلبی رفتم ازشون بپرسم یا یک نظریه رو نظری رو احتمالی مطرح بکنم، دیدم آنچه متواضعانه شروع میکنه به گوش کردن انگار دانش آموز کلاس متخصص تواضعشون رو تعجب میکنه.
یکی از ویژگی های حالا خیلی ها از علما را از نزدیک ندیدن یکی از ویژگیهای علمای حوزه در تواضع میدونی چیه؟ تو رسالههای عملیهشون نگاه کنید میگن احتیاط واجب، یعنی من تا اینجایی که بررسی کردم احتیاطاً باید این واجب باشه این یه تواضع توشه که آقا من قاطع نمیتونم نظر بدم. چقدر زیباست...بعد میدونید اگه گفت احتیاط واجب شما در این مسئله میتونید از کسی دیگه تقلید کنید چقدر جالب بله این خیلی هم احتیاط مستحب یعنی قطعی به جایی نرسیده قطعی تظاهر نمیکنه به رای خودش به همه داره اعلام میکنه بله گاهی از اوقات تو بعضی پزشکها میبینه عمل جراحی سنگین رو میخواد پیشنهاد بده میگه من قاطع نمیگم ولی تا الان بنابر بررسی ها جز این نیست باز هم مشورت بکن این تواضع داره بهش زنگ بزنی بگی که میگه آقای دکتر یه حرف دیگه ای میزد. اگه اول ازت پرسید که چی میگفت؟ بعد پرسید کی میگفت؟ بدون که آدم آماده است حرف حق دیگری رو برتری رو بپذیره بله پس ما باید خیلی مراقب باشیم تا تکبر من برترم به فکرمون مثل سرطانی که میزنه به قلب میزنه به کلیه میزنه به کبد این سرطان تکبر بزنه به مغز هیچی دیگه هیچی دیگه اصلاً خودش ناخودآگاه دچار تسلب و ایستایی میشه یه نوع تحجر هم به دنبال میاره یه نوع تعصبات کور به دنبال میاره حالا چه ضد دین چه به عنوان دیندار هم تحجرش بده اینجاست که اون نکته قرآنی را عرض کردم که بریم قرآن رو بخونیم ببینیم که خدا چه نهیبهای سنگینی یه نمونهش رو خوندم از ده ها نمونه نهیبهای سنگینی برای عذاب متکبرین اعلام میکنه بلکه این بشه از تو این قالب تکبر در بیاد بیرون شاید داری اشتباه میکنی خیلی حرفها در این زمینهها هست من خواستم خیلی آماده کردم این جمله رو هدیه بدم بله حالا یادم نرفته و این هدیه رو بدم بله یکی از قرصهای آرامبخش برای دردهای از بین بردن تکبر چون جراحیش خیلی دردناکه اینه که همیشه ما به خودمون بگیم که ما به مرور بزرگ میشیم پس نسبت به آیندهای که بزرگتر خواهیم شد فعلاً کوچیکیم اینجوری هم بزرگی خودت رو تغذیه کردی، هم اعتراف کردی به کوچیکی خودت و طغیان نمیکنی پس طغیان نمیکنی طغیان نمیکنی
الان آقای ملایی من و شما به مرور داریم بزرگ میشیم من که دیگه پام لب گوره دیگه کم کم باید برم ولی کم کم داریم بزرگ میشیم ما کم کم بزرگ میشیم و این ادامه داره این رو بگیم همیشه به خودمون، هیچ وقت خود بزرگ پنداری رو دچارش نشیم به صورت مطلق معلم همین رو به دانش آموزا بگه بچهها من کم کم دارم ریاضیات یاد میگیرم بچه تعجب میکنه چون بچهها تو نوجوونی مطلق انگاری دارند درباره بزرگترها این بزرگتر که سجده و رکوع میکنه یه دفعه یه افقی باز میشه که این چه فص آره بعد اولیاء خدا رسول خدا امیرالمومنین علیهما جلو مردم زار زار گریه میکردند در خونه خدا...کی بهتره؟ بره جلو وایسه ما خم شدن او صورت به خاک گذاشتن او رو نگاه کنیم بله امام جماعت همه سجده کنند خودش جلوتر از همه سجده میکنه چه صحنههای قشنگی حتی اگه پشت سر امام زمان نماز بخونیم آقا زودتر از تو سر به سجده گذشت نگاش کن امامته ولی قبل از تو رکوع کرد
ملایی: خیلی خوب متشکرم از اینکه این بحث رو برامون هدیه میارید ما هفته آینده هم پس اینطور که پیدا هست ما داریم به بحث تکبر میپردازیم همچنان دیگه بله واقعا دوست دارم آیات بیشتری از قرآن رو در این باره بخونیم من انشالله بیشتر دفعه بعد بتونم آیه بخونم از آیات نازنین قرآن و کمتر حرف بزنم این حرفها رو آیهها ببینیم نه خب بالاخره این حرفا هم برآمده از همون ترجمهها تفسیرها حاج آقا دیگه خیلی ممنونم ازتون سپاسگزار از استاد پناهیان ببخشید راستی ما دیگه حسن خطام برنامهمون شد قرآن یعنی دیگه برگشت دیگه نخواهیم داشت انشالله بقیه بحث برای هفته بعد خواهد بود
متشکرم که برای قربانی اول ماه برنامه رو حمایت میفرمایید همچنان خیلی متشکرم که عدد ۱۴ رو میفرستید به 20000303 برای مشارکت در قربانی ماه رجب به کانال نگاه کنید زیر دقت کنید اطلاعات کاملی براتون ارائه میشه پویش چله دعای عهد رو هم حواسمون بهش هست تو رو خدا ما را دعا کنید و مشارکت بفرمایید توی اون پویش هم که اطلاعاتش رو در اختیارتون قرار میده کانال ما و صفحه ۵۸ قرآن کریم سوره مبارکه آل عمران آیات ۶۲ تا ۷۰ تلاوت خواهد شد ثوابش هم باشه برای همه شهدای عزیزمون امواتمون همه درگذشتگانمون در اول ماه رجب یادشون بکنیم قبل از اینکه قرآن رو دوست دارم پخش بکنم براتون یه کتابی بفرمایید من با اجازه دوستان تصویربردارم که قابهاشون رو همه رو به هم ریختم این کتاب رو یه لحظه نگه دارم یه بسته از روی جلدش بدن رفقا به سمت دوربینی که گرفتم الان رفقای عزیزم نشونتون میدم چند لحظه تامل بکنید آها خوب شد این کتاب به قلم پناهیان عزیز هست که اینجا الان امروز خدمت شان بودیم در محضرشون هستیم این کتاب رو اگه دوست دارید تهیه بکنید الان توضیح میدم کافیه عبارت کتاب رو بفرستید به 20000303یعنی بنویسید یک کلمه "کتاب" حالا این کتاب چی هست؟ رهایی از تکبر پنهان مگه پنهان و پیدا داره بقیه حرفا تو کتاب باشه دیگه روی جلد کلاً یک عنوانانه علیرضا پناهیان که آقای خودمون هستند وقت بیشتر نیست برای توضیح بیشتر، و الا دوست داشتم بگم که محتوای کتاب اجمالا چه چیزهایی است در پناه امام باقر سلام باشید و باشیم و تا شنبه دیگه که من بیام خدانگهدار.اللهم صل علی محمد و آل محمد
صفحه58 قران کریم