اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-09-29- حجت الاسلام عابدینی - سلسله انبیاء و نقش آخرالزمانی و نکاتی پیرامون ماه رجب

ملایی: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام و درود عرض می‌کنم محضر شما خانم‌ها و آقایان، کوچکترها و بزرگترها، شنوندگان و بینندگان جان. شما الان شبکه سه سیما را نگاه می‌کنید، از شبکه افق یا ولایت بعداً تماشا خواهید کرد، یا عزیزانی که صدای ما را از رادیو معارف می‌شنوید. برنامه سمت خدا بازهم مهمون های شما عزیزان هست و محل کار احیاناً اگر دارید تماشا می‌کنید، چون خبر داریم، می‌بینیم توی رفت و آمدها گاهی لطف شما شامل حال دست‌اندرکاران برنامه میشه که آقا ما ظهرها اینجا تو مغازه‌مون تلویزیون مثلاً اینطوری… هرچی هست انشالله که براتون آورده ی مثبت و خوب داشته باشه و ممنون از همراهیتون

روزهای شنبه ما طلیعه هفته با استاد گرانقدر حاج آقای عابدینی عزیز هست و بحث سیره تربیتی انبیا الهی علیهم السلام و میدونید که بحث رسیده به جناب طالوت و قصه‌هایی که پیرامون ایشون هست و امروز این ماجرا رو ادامه خواهیم داد در حالی که در آستانه ماه شریف و ماه بزرگ رجب المرجب قرار داریم. از همین جا حلول این ماه رو من به سهم خودم تبریک میگم و هر آنچه خیر و برکت است انشالله خداوند متعال به همه شما عزیزان عنایت کنه. دعا کنید که برای ما هم نوشته بشه. خیلی متشکرم از اینکه می‌فرمایید محضر حاج آقای عابدینی باشیم. آقا سلام علیکم و رحمة الله.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و همچنین عرض ادب و سلام و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمان. خیلی خوشحالیم حاج آقا خدمتتونیم مجدد.

ملایی: همینطور و به هر حال دلتنگی رو کاریش نمیشه کرد. ما حضرات رو یه روز که می‌بینیم یک هفته اقلاً اگه هر هفته مونم زنده باشه یک هفته طول می‌کشه تا دوباره زیارت بکنیم. خوشحالم سلام خدمت شما هستیم. اجازه بفرمایید.

حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. دعای سلامتی امام زمان رو می‌خونیم که سلامتی حضرت سلامتی امتش هم هست چون امتش شئون حضرت همینطور و سلامتی نائبش هست. بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذ الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. انشالله دل‌های ما به طاعت حضرت ولی عصر به اطاعتش آراسته بشود و این اطاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد. الهی آمین.

خب نزدیک ماه رجبیم و حتماً برای آماده شدن ایام بزرگ از قبل انسان باید روزهایی و ساعت‌هایی تدارک بکنه تا به اون زمان زیبا و مبارک وارد بشه. لذا ماه رجب که دو روز دیگه انشالله روز اول این ماه هست و ماه حرام محسوب می‌شود و ماه‌های حرام هم قرقگاه الهی است، یعنی همچنان که بعضی از مکان‌ها حریم الهی است ویژه مسجدالحرام، ماه‌ها هم بعضیشون حریم ویژه خدا هستند. پس بعضی مکان‌ها و بعضی زمان‌ها یه اختصاصی به خدا پیدا می‌کنند. همونجوری که در وارد شدن بر حج یک احرام است، همچنان که انسان در نماز وارد می‌شود و یک احرام است و لذا یک سری مباهات بر انسان حرام می‌شود در وقت این احرام و یک سری مسائل جدیدی احکام واجب می‌شود که در قبل از او و غیر از او این وجوب نیست. در ماه‌های حرام هم حال انسان باید متفاوت باشد چون داره زماناً به حریم و قرقگاه خدا ویژه خدا وارد می‌شود. حتی ببینید تو نظام احکام ظاهری در این ماه‌های حرام دیه دو برابر محسوب می‌شود. این علتش این است که هر جرمی حتی اگر غیر عمد است سخت‌تر محسوب میشه چون این ویژه است. حالا ببینید اگر یه جرم غیر عمدی دو برابر می‌شود نعوذ بالله اگر انسان به معصیتی مبتلا بشود چه اونم تو این قرقگاه الهی حریم الهی چقدر اونوقت این عقابش سخت‌تر می‌شود از ایام عادی.

لذا سعی کنیم حتی اگر طاعت ویژه انجام نمیدیم بنامون رو بذاریم بر اینکه معصیتی از معاصی در اینجا از ما سر نزند یعنی این حداقل رو که احساس بکنیم یک مراقبت ویژه است رو رعایت بکنیم که اینجا معاصی سخت‌تر محسوب میشه. اون نظام ظاهری‌اش این است که مثل دیه دو برابر میشود اما تو نظام اون روحانی و معنویش هر غفلتی و از انسان اونجا سخت‌تر محاسبه می‌شود. لذا هم نسبت به معاصی محاسبه سخت‌تر می‌شه و محاسبه بیشتر است در این قرقگاه الهی، هم نسبت به طاعات رضایت الهی سریعتر است. پس اون حداقل رو رعایت بکنیم ولی به دنبال این هم باشیم که در این رابطه‌ای که با نگاه الهی حساب می‌کنیم تو بزنگاه الهی توجهمون بیشتر باشد. با این نگاه لذا اون ادعیه که در این ماه آمده خیلی ادعیه بلندیست و اولیا الهی نسل در نسل برای این مسئله کسانی که شاگرد پروری داشتند به دعاهای این ماه بالخصوص سفارش می‌کردند.

 خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت رو ایشون می‌فرمودند که در این ماه ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان سعی کنید کتب ادعیه دم دست‌ترتون باشه به طوری که هر موقع میل پیدا کردید و قدری به اصطلاح براتون شیرین شده یه خطی دو خطی از دعایی یه دعای کوتاهی هرچی و بعد هم ایشون می‌فرمودند دعاها اون شرایط نتیجه کاملشون مربوط به اوقاتشه که مکان و زمان خاص مثلاً دعا کمیل شب جمعه است، دعای مثلاً سمات عصر جمعه است یا دعای مکان خاص که مسجد سهله است اما انسان حالا مسجد ایشون میفرمایند حتی مثال همین مسجد سهله رو میزدن که مراقب باشید که ادعیه را به خاطر اینکه موکول به زمان و مکان خاص بکنید از دست ندید اگه دیدید میل دارید الان دعای کمیل بخونید بردارید بخونید یه خطش رو دو خطش رو، اینکه ادعیه در این سه ماه دم دست باشد به هر انسان رو به خدا بره به هر بهانه‌ای شده داره بلند میشه می شیند یه ذکری داشته باشد که تو اذکاری که وارد شده در این ماه رجب هم به خصوص آمده در مفاتیح ذکر شده دوستان ببینند اون وقت این توجه به حدیث اون به اصطلاح ملک داعی هم که یه توجه ویژه است که حتماً دوستان تذکر میدن که هر شب از ابتدای شب تا صبح این ملک داعی ندا میکند در ماه رجب که این کسی هست جواب من رو بدهد کسی هست خلاصه با من همنشین بخواد خیلی حدیث عجیبی است که هل من جالس یجلسنی کسی هست با من خدا بفرماید بنشین کسی با من همنشین میخواد بشه؟ یعنی خدا صدا بزند که بعد از شهر شهری والعبد عبدی و الرحمة رحمتی این نگاه که ماه ماه منه و رحمت رحمت منه بندم بنده منه همین تصویر این مسئله هوش از سر انسان می‌برد که خدا اینجور بفرماید که این شهر من است این رحمت من است اینم بنده من است با این لطافت از ما بگه عبد عبدی خب چقدر انسان باید این فرصت رو غنیمت بشماره.

خب ماه رجب ماه امیرالمومنین هم هست که تعبیر است که ماه رجب ماه امیرالمومنین و ماه ولایت است و ما ماه شعبان ماه حضرت رسول است و ماه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و ماه رمضان هم که شهرالله است. خب با این نگاه ما داریم انا مدینة العلم و علی بابها از شهر رجب با این ورودمون به مدینه پیغمبر است در ماه رجب و پیغمبر هم اون باب الله هست که از پیغمبر هم وارد ماه مبارک رمضان می شیم. این مسیر رو تو رفتن احساس کنید که داریم با امیرالمومنین حرکت می‌کنیم. لذا سعی مون بر این باشد که در این ماه شریف با این توجه هر کاری که می‌کنیم هر چیزی که انجام میدیم از هر خدمتی تو خانه و بیرون خانه نسبت به مومنین نسبت به رابطه های الهی هر عملی که داریم هدیه اش کنیم به امیرالمومنین، نمیگیم قابلی داره که بخوایم هدیه کنیم اما می‌خوایم خودمون رو پیش امیرالمومنین لوس کنیم!

 یعنی با همین این که میخوایم بگیم ما دوست داریم آقا ما پای کار دوست داریم یعنی این دوست داریم با اینکه چون میدونیم که اعمال ما که ارزشی نداره که بخوایم هدیه کنیم هدیه باید یه چیزی با ارزشی باشه اما نه از باب ارزش اعمالمون، از باب اینکه میخوایم بگیم جواب اینکه دارو ندار ما همینه ما گدا هستیم گدا که چیزی نداره، اما با همین گداییمون میگیم تو گدایی دوست داریم یا امیرالمومنین و می‌خوایم همراه بشیم بگیم ما شیعه شماییم محب شماییم دوست داریم شما رو لذا این ذکر وجودی ما با امیرالمؤمنین علیه السلام ما رو جلو می‌بره این محبت ما رو می‌رساند سرعت رساندن محبت خیلی عظیمه.

قبلاً هم عرض کردم که زمان ها منازل سلوک الی الله هستند و هر منزلی و هر زمانی یه منزل خاصه ماه رجب و ماه شعبان و ماه مبارک رمضان جزو عالی ترین منازل سلوکی هستند که باید مراقب باشیم از دست ندیم ندیم که انس با امیرالمومنین در این ماه و اون سه ویژه با خدای سبحان که در اثر این قبلی ها ایجاد میشود یعنی اگر کسی تو این ماه اول ماه رجب این انس پیدا نشد به باب پیغمبر که انا مدینة العلم و علی بابها راه پیدا نکرده و اونجا هم اگر نتونست جبران بکند به شهرالله وارد نشده که بعد به شهرالله وارد نشدند به شب‌های قدر وارد نشده و اگر به شب‌های قدر وارد نشود اون موقع تقدیراتی که برای این صورت می‌گیرد تقدیراتی در راستای محبت ولایی او محسوب نمیشه...

 پس داریم از ورودمون به ماه رجب پایه ریزی یه حقیقت برای شب های قدر و تقدیرات آینده وجودی مون رو با امیرالمومنین میکنیم اینجا انس با حضرت انسمون رو با پیغمبر به دنبال داره و اونس مون با پیغمبر انسمون رو با خدای سبحان؛ تو ادامه این بحث فقط این تذکر رو که پویشی که شکل گرفته که دعای عهد رو در ۴۰ روز مومنان با هم به صورت یک عهد جمعی که جمعی شکل بده که اظهار سربازیه که می‌خواهیم ما بگیم سرباز امام زمانی آماده‌ایم برای در هر امری که حضرت بفرمایند اونم از ماه رجب و در ماه شعبان که این دو ماه ظهور ولایت و رسالت در اینجاست به خصوص در این ماه که امیرمنان علیه السلام وقتی زیارت نامه حضرت رو می‌خونیم تو زیارت میفرمایند حضرت عهد محبوب است میثاق مخوذ است یعنی تو زیارت غدیریه بحث میثاق ماخوذ بودن امیرالمومنین یعنی نه اینکه ما عهد میکنیم با امیرالمومنین و امام زمان خودشون عهد خود حضرت عهد است یعنی عهد وجودی ما هستند اون مقام اطلاق ما هستند یعنی من ارتباطم با امامم ارتباطم با خود عالیم است. با اون من مطلقمه با اون حقیقت عالیست که دارم به سمتش حرکت می‌کنم و می‌خوام فنای در او بشم فانی در او بشم که اون اماممه که از همه حدود و به اصطلاح اون قیدهایی که محدودیت ایجاد می‌کنه اون مبراست.

 من دارم با این عهد خودم رو به اصطلاح معهود می‌کنم به این نگاه که حقیقتاً اون فطرت ماخوذ ما و فطرت مخلوق ما که تعبیر امام رحمت الله فطرت مخموره که خلق شدیم اون فطرت امام است لذا تو این دعاها میخوایم برگردیم به فطرت اصلی مون مرتبط بشیم با حقیقت فطرت که میزان کل است پس دعا رو با این نگاه که داریم از درونمون رابطه برقرار میکنیم با اماممون نه از بیرون خیلی شیرین میشه که اگر من عالی ما باشه سیر و حرکت از درون صورت میگیره نه در بیرون که اونجا احاطه امام هم دیده می‌شود این مقدمه رو هم برای ورود به ماه رجب هم برای پویشی که مومنان شکل دادند انشالله که سربازی امام زمان در این عهد جمعی برای همه‌مون تثبیت بشه و پای همه مون این رو بنویسند.

 بدونیم که تو حرکت جمعی همه به هم گره می‌خورد وقتی گره می‌خورد هر کدام هر اثری ایجاد کند همین این تو اون روح جمعی که از این حرکت جمعی ایجاد میشه سرعت سیر ایجاد میکنه و نتیجه اون به اندازه تعداد افراد نیست بلکه فوق اون است.

 لذا گفتن اگر نماز جماعت از ۱۰ نفر بیشتر شد دیگه قابل احصان نیست چرا چون این دیگه از اون حد روح جمعی که ایجاد میشه دیگه به اصطلاح از مرتبه شمارش و عدد گذشته تو همین ادعیه اون روح جمعی متولد می‌شود و هر چقدر این ترکیب عظیم‌تر با اخلاص‌تر و با ادامه تثبیتی ۴۰ روزه باشد این عهد جمعی قوی‌تری متولد و اثرگذار می‌شود روح جامعه رو تطهیر میکنه و این تطهیر روح جامعه رحمت های الهی رو نازل می‌کند اون هم به واسطه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

ملایی: بسیار عالی خیلی ممنونم حاج آقای عابدینی عزیز از شما. حالا که سخن رسید به پویش و استاد عابدینی دیگه خیلی جذاب اشاره به این مطلب فرمودند بذارید منم راه همراهی و مشارکت رو علیرغم اینکه زیرنویس هم میشه براتون و چند روزی هست که همکارانم در شبکه سه سیما فعال دارن این کار رو پیش می‌برن منم بگم عدد یک رو ارسال بفرمایید از طریق پیامک عدد یک رو به 3000404 انشالله شما هم در پویش چله عهد دوستان ما همراه میشید حالا بهره‌بندی معنوی داره و انشاالله به قول حاج آقا هممون در این عهد جمعی فیض ببریم و حظ ببریم خیلی متشکرم. یه نکته‌ای هم الان یادم اومد به نظرم حیفه بگم گوشه ذهنتون باشه و بعد بریم برای بحث سیره تربیتی انبیا علیهم السلام و اینکه تو تقویم جمهوری اسلامی اگه نگاه بکنید امروز یه عبارتی نوشته؛ روز تجلیل از شهید محمد جواد تندگویان  به دلم افتاد که بگم اسمشون رو برنامه‌مون رو تقدیم این شهید بزرگوار می‌کنیم وقتی تقویم میاد تجلیل صرف این نیست که تو ورق‌های تقویم نوشته بشه و آقا ا اینجوریه بله خب خدا نگهدار به اندازه من مطالعه کنم به بچه‌هام بگم در موردش بدونیم و یه کاری هم براش انجام بدیم مثلاً یه صلوات همین الان می‌تونیم با هم تقدیمش کنیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خب حاج آقا در خدمت شماییم

حجت الاسلام عابدینی: بازم بسم الله الرحمن الرحیم.اذن می‌گیریم از حضرت طالوت حضرت داوود و همچنین خلاصه انبیا اون زمان و مومنان اون زمان و مجاهدانشون که داریم قصه اونها رو می‌خونیم باور داریم که اینها زنده هستند بله نکته بعدی این است که تا به حال بارها گفتیم ولیکن من تا این ملکه نشه واقعاً این گفتمان را میخوایم ملکه بشه که گفتمان این است که هر چه که ما قرآن کریم در رابطه با انبیا و اولیا می فرماید تمامش مربوط به امروز است هیچ کدام به عنوان تاریخ نیست لذا نگاه عمده تاریخ نویسان رو به عنوان تاریخ نگاه اما نگاه به اصطلاح اون فرهنگ اصیل اسلامی به این است که اینها تمامشون امروز موثرند لذا جریان حضرت طالوت رو که در این چند جلسه در محضرش بودیم موثر در امروز می‌بینیم قرینش هم این است که امیر مؤمنان علیه السلام خودش رو تشبیه به طالوت می‌کنه و قصه‌ش رو قصه طالوت می‌داند.

و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قصه خودش را قصه طالوت می‌داند و از این به اصطلاح منظرها وارد شده روایت که این نگاه داره نشون میده که امروز هم جریان حضرت فاطمه و قصه حضرت طالوت سلام الله علیه امروز هم مصداق دارد یعنی تمام این قصه رو ما باید به عنوان وضع جاری خودمون یکی و نگاه دوم برنامه فرهنگی مون ببینیم یعنی قصه حضرت طالوت سلام الله علیه قصه برنامه ریزی فرهنگی امروز ماست قصه این است که چه کنیم تا تو این صحنه های نبرد حق و باطل ما پیروز باشیم قرآن اون قوانین و سننش رو در ضمن قصص و تاریخ داره بیان می‌کند نمی‌خواد قصه بگه داره سنن میگه چنانچه با عرض کردیم علت‌ها رو خدا در ضمن اشیائ قرار داده ما اشیاء رو که علوم فیزیک و شیمی و علوم مختلفی که هستند اینا وقتی علت های عالم کتاب جدایی خدا تالیف نکرد بلکه علت ها را کجا قرار داد تو متن اشیا لذا علت ها از اونجا استیاد می شود. این خودش زیبایی کاره خدا نیامد یه چیزی رو به عنوان کتاب العلل قرار بده بلکه عللش در بین حوادث و اشیاست .

تو نظام سنت های خدا هم همین است که سنت ها در ضمن وقایع و حوادث قرار داده لذا سراسر اینها قانون است سنت است سرشار از قوانین حاکم است که قوانین حاکم دیگه یه مصداق ندارد منحصر به اون زمان نیست. چنانچه علت موکول به یه شیئ نیست تو این شی دیده شده اما وقتی علت فهمیده می‌شود میلیاردها فرد از این علت مصداقش رو شما سرایت میدید دیگه از اونجا به دست آوردید ولی موکول به اون شیء نیست این نگاه اگر باور بشه اونوقت دائماً ما این قصه ها رو که می‌خونیم دنبال این هستیم که با چه وضعی از جریانات امروز ما داره تطبیق میکنه به ما چی میخواد بگه با من چیکار داره این قصه یعنی تعبیری که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وقتی که بعضی از آیات نازل میشد به جبرئیل می فرماید که این آیه معناش روشنه اما با من چیکار داره دقت میکن یعنی نقش این آیه تو زندگی من تو روابط من تو نسبت من چه نقشی است این نگاه اگر که ما به قصه انبیاء با این نگاه که الان جریان حضرت طالوت و قصه او که در قرآن دو صفحه قرآن را به خودش مشغول کرده و این مقدار خدای سبحان اعتنا کرده با من چیکار داره این نگاه رو سعی کردیم تو جلساتی که بوده تطبیقی بیاریم و نشون بدیم که این سیره زنده است و داره ما رو در حقیقت اصلا سنت های حاکم بر امروز ما را بیان می‌کند خب این یه نکته
 یک نکته دیگری این است که ما در محضر آیاتی که بودیم آیات که مربوط به حضرت طالوت سلام الله علیه بود در سوره بقره و آیات 246 به بعد که داشتیم رسیدیم به آیه ۲۵۰ که جلسه گذشته در محضرش بودیم که گفتیم سیر اینجور بود که بلافاصله بعد از حرکت لشکر مبتلا شدند خدای سبحان اینها رو آزمایش کرد به یک نهری تشنگی اینها و رسیدن به رسیدن به نهر و اونجا سه دسته شدن کسانی که فرمودند من شرب منه فلیس منّى و من لم یطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بیده، مگر کسی یک مشت بخورد سه دسته اون وقت تو تطبیقش کردیم که این حقیقت با نگاه توجه به دنیاست که کسی که به دنیا توجهش کامل باشد شرب منهم سیراب از دنیا بشه این قطعا چی هستش این دیگه نمیتونه من باشد این همراه با انبیا و تو حرکت انبیا نخواهد جا میماند پس هر توجهی امروز باید تو این قاعده می فرماید من لم یطعمه کسی که تو دنیا زندگی میکند اما دنیا او را آلوده نکرد این به دنیا رو نکرد نمیگیم تو زندگی زندگی نکرد دنیا زندگی نکرد اما دنیا به این به اصطلاح نتونست جذبش بکنه دلش از های دنیا پر نشد جوری نشد که وقتی یه چیزو می‌بینه حالش نسبت به او عاشقانه محبت آمیز باشد نمی‌گیم به دنیا دشمن است اما دنیا رو یه مرکبی میبینه که داره میره جایی. به همین اندازه براش ارزش قائله این صد سال حداکثر هست برای تحقق یه ابدیت یعنی صد سال برای تحقق ابدیت لحظه به لحظهش متجر اولیائ الهی است

دنیا مذموم نیست ماندن در دنیا مذموم است گرفتار به دنیا شدن مذموم است  ألاّ من اغترف غرفةً یعنی اگر کسی بالاخره نمیتونه هیچ بی توجه باشه یه توجهی کرد ولی به همین مقدار اراده اش ضعیف میشه. لذا وقتی که در مقابل کندن مطلق از دنیا در برابر لشکر جالوت قرار میگیره این میگه لا طاقت لنا الیوم بجالوت و جنوده ما نمیتوانیم پس اگر جایی دیدید گفتمان نمی‌شود نمی‌توانیم قدرت نداریم شدنی نیست این گفتار از کسی سر می‌زند این معلوم است که الا من اغترف غرفنا بیده یعنی از این بالاخره با یه دنیا تعلقاتی دارد اما اون کسی که میگه ما می‌توانیم مرتبط با خداییم الذین یذنون انهم ملاق الله اینها نگاهشون به این است که لقای الهی را در پیش دارند و ارتباط با خدا تمام توانمندی است متصل شدن به توان نامتناهی است لذا توان نامتناهی نمی‌توانم نسبت بهش معنا داره؟ خیر نمی‌شود معنا داره بن بست راه داره اونجا؟  نداره بن بست راه ندارد.

 ولله جنود السماوات والارض ببینید این گفتمان آیا تو زندگی امروز ما جاریست یا نیست هست کاملاً امروزی و تو متن زندگی ما راه داره پس جریان طالوت سلام الله علیه یه گفتمانی رو داره برای ما ایجاد می‌کند که امروز اگر ما در مقابل دشمن سراسر مسلح هم قرار بگیریم، اگه یه کسی به اینجا برسد که ما نتونستیم نمی‌تونیم نمیشه اونا خیلی این نشون میده که این تعلقش به دنیاست اگر کسی در عین که وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم آماده کرده خودش رو اما در عین حال که آماده کرده مثل توان طالوت و لشکرش در مقا بل توان جالوت و لشکرش حتی اگر باشد حتی اگر اینا گفتند که در حقیقت کم من فئته قلیله غلبت فئتا کثیره به اذن الله چون خدا را پشت میبینند مرتبط میبیند این گفتمان آیا امروز حقیقتاً تو اقتصاد ما نظامی ما اجتماعی ما فرهنگی ما آقا این راه داره یا نداره کاملاً یعنی واقعاً اون صحنه زندگی است اون که میگه نمیشه از دست رفت تمام شد اون مال کسی است که محاسباتش فقط محاسبات دنیاست اون که میبینه نه خدا در کاره اون خدایی که ابراهیم رو که یک نفر سلام الله ابراهیم یک نفر بود تبدیلش کرد به یه امتی که الان چندین هزار ساله نسلش و تفکرش که اذن فی الناس بالحج که این به اصطلاح ندای حضرت اجابت داره میشه نه اصل بعد از نصب و تمام کره ارض رو پوشانده

 خب اون خدا الانم خداست همون خدا خداست پیغمبری که در وقتی مکه شروع کرد مگه چقدر کسی داشت دو نفر باهاش نماز میخوندن تمسخرش میکردند شکمبه بر سرش مینداختن خاکستر بر سرش می ریختند اما همون پیغمبر نداش الان بیش از یک میلیارد جمعیت اظهار افتخار در تبعیتش رو میکنن خب پس شدنیه. پس یه مسئله نشدنی نیست معنی نداره و الا کسی تو زمان پیغمبر باور می‌کرد که بگه اینقدر این تفکر گسترده بشه این فقط ارتباط با خداست که چقدر گفتمان های غیر خدایی که محو شد تمام شد اما گفتمان ابراهیم خلیل باقی ماند، گفتمان پیغمبر اکرم باقی مانده.  اگر ما باورمون این باشد که گفتمان قرآنی رو دنبالش هستیم اصلا یه دفعه از این رو به اون رو میشه تمام جنود آسمان و زمین پشت کار اینجا میاد. این باور که انسان را اصلا روحیه ناامیدی ایجاد نمیکنه هر چند که دشمن هر چقدر شاخ و شونه بکشه ما شاخش به زمین میزنیم به عنایت الهی به اذن الهی، چون خدا شاخ شکن است، دشمن شکن است، یعنی خدا یه بحث خلاصه تعارف نیست ولینصرن الله من ینصره که وعده نصرت الهی را اگر انسان ببیند این نگاه که با این اون وقت تو اینجا ببینید چقدر زیبا میگه که یه داوود نوجوان سنگ رو می‌ذاره در قلاب سنگش هدف میگیره این الهیات مسئله است میزنه این سنگ رو میخوره به پیشانی جالوت که فرمانده لشکر است قدر قدرت ترین اونهاست. که این وقتی میخوره به پیشانی این حتی تعبیر بعضی نقل ها هست استخوان پیشانی این میشکند به طوری که این سنگ که یک به اصطلاح رو پیشونیش یه یاقوت بزرگی را هم به عنوان فرماندهی داشته که اون یاقوت فرو میره تو سر این و همونم باز یعنی همونی که سبب شوکتش بود همونی که عزتش میخواست آشکار بکنه سبب موتش شد. همین فرو میره و همین باعث میشود که مغز به اصطلاح جالوت از هم می‌پاشد با یه سنگ اونم کسی که غرق سلاح است آیا این غیر از اون است که خدا داره قدرت نمایی میکنه خدا داره نشون میده شدنیه.

 آیا این اختصاص به داوود سلام الله علیه داشت؟ نه این جریان دائمی زندگیست خدا تو قرآن داره میگه من سنتم این است این سنت حاکم است امروز هم جاریست شما این رو محقق کنید با این طلب با این حرکت با این توان بیاید ببینید این هست یا نیست ما تو جریان انقلابمون بارها این رو دیدیم یعنی از اول انقلاب ما تا حالا صدها بار پیش بینی دشمن و محاسباتشون این بوده که جمهوری اسلامی با این محاسبات عقلایی امروزی باید از هم بپاشد تا فلان وقت.

 ولی الحمدلله به عزت حضرت حق با اون خلاصه رحمت حضرت حق جمهوری اسلامی باقی مانده و اونا مردن و اونا رفتن همینطور اونها رفتند ولی جمهوری اسلامی باقی مانده و همچنان هر چند اونا دارن به ما القای این رو می‌کنند که ما باور کنیم اگر ما باور کردیم که ما ضعیفیم البته با این قبول ضعف خدای سبحان هم نصرتش رو برمی‌دارد.

ملایی:  بسته به رفتار ما توی تاریخ همین شهید عزیزی که اسم بردم شهید تندگویان وزیر نفت دولت اول جمهوری اسلامی را رحمت الله علیه حاج آقا میگه که وقتی ارتش عراق ایشون رو تو مسیر آبادان به ماهشهر ربودند تلویزیون عراق یه جمله‌ای اعلام می‌کنه از طرف حالا گنده هاشون که ایران دیگر از امروز نه وزیر نفت دارد و نه نفت دارد و ما دیگه ورق رو برمی‌گردونیم اما چه اتفاقی افتاد؟

حجت الاسلام عابدینی: یکی از مسائل زیبا تو اینجا همینه که از این میتونیم تو همین قصه حضرت طالوت هم متذکر بشیم این است که لشکر حق قائم به شخص نیست به نیست که شخص اگر به شهادت رسید اون موقع لشکر بپاشه چون قائم به حق است تعالیم ما این است که فرمانده مهم است نقش دارد اما فرمانده تابعی از کسانیست که خدا قرار داده و به سرعت قدرت جایگزینی دارد چون مرتبط با حق است اما فرماندهی دشمن این است قائم به اون آخرین شخصشونه چون بالاترینشون اونه. لذا تا جالوت به زمین افتاد لشکر از هم پاشید اما اینجا اگر حضرت طالوت شهید هم میشد خدای سبحان دیگری رو داوود رو علم کرد اینم یه نکته است یه نکته دیگری که تو این آیه شریفه که می فرماید که وزموم به فحزموهم اذن الله و قتل داوود و جالوت خیلی زیباست که داوود را به عنوان یک مجاهدی که تونست تو عرصه جنگ یه موفقیت بزرگی را به دست بیاره قرآن علم کرد نشون داد که فرماندها نتون رو قدردان باشید کسانی که تو جبهه میتونند یه تاثیر اساسی بگذارند پررنگ کنید وگرامی بدارید.

 لذا خدا حضرت داوود رو اینجا پرچمش بلند کرده که تعبیر اینکه نمیگه لشکر کشتن تعبیر اسم میبره حتی که فزموم به اذن الله اینا شکست خوردن لشکر جالوت و قتل داوود جالوت که داوود جالوت رو کشت یعنی حضرت سلیمان

 این تصریح که این نوجوان تو قرآن جریانات و سیره انبیا جریانات نوجوان خیلی عجیبه که داوود یه نوجوانی بوده حضرت موسی علیه السلام تو دربار فرعون از کودکی تا نوجوانی تا جوانی بوده حضرت ابراهیم سلام الله علیه وقتی که از غار میاد تو شهرسال ۱۳ سالش بوده میاد تو شهر، نوجوانی بوده. بیایم تو قصه‌های انبیای دیگه که خود این حضرت داوود یه نوجوانی قصه اش پررنگه حضرت یوسف وقتی که تو چاه میفته و میره تو غربت یه نوجوانی بوده که شاید همین حدودا سن داشته که تو چاه میفته و بعد میره لذا نقش نوجوانان رو خدا خیلی بزرگ نشون داده یعنی انسان های بزرگ تو تاریخشون تو اون نوجوانی ش نقش پررنگ داشتند ابتلائات سنگین براشون ایجاد شده تاثیرات بزرگ پیدا کردند. اگر این ظرفیت نبود این ابتلاء در این حد براش ایجاد نمیشد ابراهیم خلیل ۱۶ سالش در آتش میندازنش... ببینید ۱۶ ساله تو آتش با اون ابتلای عظیم میفته

و همینجا همین حضرت داوود یه نوجوان است که آمده اینجا اگر این باور را ما اعتماد را کردیم که قرآن داره اصلا این نقش را پررنگ می‌کند چقدر عظمت بعد می‌فرماید که و قتل داوود جالوت بعد بلافاصله این داوودی که تو این ابتلا حضرت داوود اینجا این ابتلا رو پیدا میکند مقدمات جریان بزرگ شدن داوود از اینجا آغاز میشود که جریان حضرت طالوت وقتی که میاد زمینه میشود تا نوجوانی شکفته بشود. دقت بکنید زمینه دادن را... اونجا حضرت طالوت زمینه داد به حضرت داوود یعنی وقتی که گفت من حاضرم گفت باشه انجام بده یعنی نگفت تو چه کاره‌ای بچه میخواد نوجوان بخواد این کار بکنه گفت باشه تو اگه میگی من میتونم بزنم جالوت رو صبح تو باش در به اصطلاح نشونش دادن گفتن نشونش بدید جالوت کیه که اون حرکتی رو که این نگاه خیلی زیباست.

 ببینید ما تو جریان شهدای داشتیم شهدای نوجوان ما بزرگ امام خلاصه بزرگ کرد رحمت الله علیه که این شهدای شهید فهمیده رو شهدایی که ما داشتیم تو این عرصه این نگاه باور ایجاد می‌کند اسطوره و اون به اصطلاح قهرمان‌سازی ایجاد می‌کند. قهرمان‌های واقعی که ما تو اگر این قهرمان‌هامونو درست زنده کنیم قرآن سیش این است ببینید سیره قرآن نشون میده ما این کار باید بکنیم قهرمان سازی قتل داوود جالوت خیلی کلام بلندیه خدا بیاد به پیغمبرش بگه پیغمبر بدان داوود در سن نوجوانی جالوت که یک به اصطلاح سردار بزرگ پهلوان قهرمانی برای خودشون بود رو به زمین زد و کشت و ما این را ثبت کردیم که این باید ثبت شود این سیره است قرآن داره سیره یاد میده اگر ما این سیره را به کار نگرفتیم نیامدیم پر رنگ بکنیم عرصه های قهرمانان مون رو در عرصه های مختلف این خلاف قرآن عمل کردیم.

 به دنبالش می فرماید وقتی که داوود جالوت رو کشت آتاه الله الملک این ابتلای داوود به این آزمایش بزرگ باعث شد که خدا ملک رو برای او قرار داد داوود سلام الله علیه حالا تو قصه اش انشالله بعد وارد خواهیم شد ابتلاش از اینجا آشکار شد یعنی از اینجا از ابراهیم خلیل سلام الله علیه ببینید ابتلائات مختلفی داشت آخرین ابتلاءش میگه واذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما  به اینجا که رسید بهاین ابتلاء می فرماید فهزموهم... اینجا و اتاهم الله الملک... نتیجه اون به اصطلاح ابتلا و قتل داوود نسبت به یعنی خدا می فرماید اگر یک کسی انجام داد ما تو نظام دنیا هم براش آثار ایجاد می‌کنیم . یعنی مراقب باشید باید برای او بیاید زمینه به اصطلاح بزرگتر شدنش رو فراهم کنید لذا فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ ما به او تعلیم دادیم هر چیزی رو که لازم ببینید این دنبال یه کار بزرگیست که انجام داد این قهرمان سازی اسطوره سازی این در حقیقت باید به عنوان یک کار جدی از قرآن یاد بگیریم حتی همین بزرگ کردن طالوت چقدر ارزشمند است.

این جریان خیلی زیبایی است که امیرالمومنان علیه السلام خودش را تشبیه میکند به جریان حضرت طالوت علیه السلام و یه خطبه داریم در خطبه طالوتیه اسم این خطبه طالوتیه است از امیرالمومنین علیه السلام یعنی خطبه طالوتی اصلا عنوان خطبه به عنوان حضرت علتشم این است که حضرت امیر مومنان علیه السلام در این خطبه قیاس می‌کنه خودش رو با حضرت طالوت از یک که ما رو احتجاج کنید بر امامت ما به جریان طالوت ببینید اینا خیلی مهم ها احتجاج کنید برای امامت ما به جریان طالوت بعد هم امیر مومنان علیه السلام مظهر قدرت و علم است ببینید تو تاریخ هیچ کسی هیچ کسی این رو نزاعی ندارد که امیرالمومنین قدرت در حقیقت مطلقه بود که در زمان خودش هیچ پهلو انی مثل حتی عمر ابن عبدود در مقابل او نتونست مقابله داشته باشه حتی اونجایی که نوجوان تازه به اصطلاح به جوانی نزدیک بود در مقابل عمر ابن عبدود از یک سمت قدرت به اصطلاح امیر مومنان است که طالوت را چی معرفی میک زاده بسطا فی العلم وجسم دو چیز برای این مال ملوک بودن و پادشاه بودن و فرماندهی لازم است یکی علم است دیگری در حقیقت توانایی امیر مومنان علیه السلام هم تمام کسانی که صدر اسلام بودند تو تمام علم خودشون رو نیازمند امیرالمؤمنین می‌دیدند که بسیاری جا که گیر می‌کردن می‌ومدن بریم خدمت امیرالمومنین امیرالمومنین ببینیم چی میگه یعنی همون کسانی که تو اون عرصه خودشون رو مطرح می‌دانستند در علم محتاج علم امیرالمؤمنین پس زاده بسطا فی العلم و الجسم که برای طالوت آمده یه نماز است که یه سنت است یه قانون است که امیرالمومنین علیه السلام در زمان خودش زاده بسطا هم از جهت قدرت هم از جهت علم به اصطلاح هیچ همآوردی نداشت کسی نزدیکش هم نبود.

 تعبیر این است که ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر یعنی کسی به مرتبه علم امیر بلند پروازها هم نمیرسد لا پرنده‌های بلند پرواز هم نمیرسند آنچه که از من جاری میشود کسی تحملش ندارد فرو میریزد از من ااسیل کسی توان تحملش ندارد .خب ببینید چقدر بعد این خطبه طالوتیه خیلی خطبه قشنگی است که انشالله با خلاصه اش عرض میکنیم که این خطبه می فرماید که امیرالمومنین با یک سوز و گدازی که میگه شما چشمه آب گوارا را رها کردید و رفتید سراغ چشمه های آب کدری که مبتلا شدید به تاریکی مبتلا شدید به انحراف اگر شما مطابق این چشمه گوارا آمده بودید به این نمی رسیدید بعد دنبال این حضرت می فرماید که خیلی خطبه زیباست من دلم نمیاد که الان اگر فرصت نیست بخونمش، اما نکته این است که اونجا حضرت می فرماید اگر به اندازه سپاه تالوت من لشکر داشتم قیام می‌کردم سپاه طالوت اون کسانی که لم یطعمه شدند که نخوردند و منا شدن ۳۱۳ نفر بودند بقیه یا خوردند یا یه غرفه خوردن که به اصطلاح اینا همراه بودند که تا ۶۰ هزار این را ذکر یا در حقیقت جا مانده بعد اینجا دارد حضرت آنچنان با سوز و گداز میگه اگر چون این ۳۳ یه عدد عجیبیه لشکر بد ۳۱۳ تا بوده جریان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یاران اصلی ۳۱۳ تا هستند اینجا لشکر طالوت ۳۱۳ تا بوده.

 جالبش این است که میفرمایند رسل در میان انبیاء ۳۱۳ نفرند عجب یعنی انبیاء ۱۲۴ هزار نفرند اما رسولان313است.  اینها یه عدد ساده نیست معلوم میشه این خودش یک قالب برای به کار حالا باید یه موقع روش این اعداد که چقدر برای تشکیلات‌های ما و برنامه‌ریزی‌های ما می‌تونه این اعداد موثر باشه اونجا حضرت می‌فرماید اینجور وقتی که این بیان رو می‌کنه تو اون خطبه طالوتیه اون شب وقتی که عده ای میبینند امیرالمومنین خیلی با گداز ۳۶۰ نفر میان خدمت حضرت عرض میکنند که آقا جان ما حاضریم خلاصه همراه شما باشیم ۳۱۳ ما ۳۶۰ تاییم حضرت میفرماید فردا سرهاتون را بتراشید در یک کنار مدینه جایی رو مثال برید اونجا بیاید خود حضرت هم صبر رو میتراشد میرن اونجا اما فقط پنج نفر از اینها میان.. معلوم میشه که چه خبره. یعنی اینکه یه علامتی سر تراشیدن که بعداً هم دشمن میتونست بفهمه که اینها هم پیمان شد لذا تا دیدن یه خطری ممکنه مواجه بشه پنج نفر سلمان است و ابوذر است ومقداد است و عمار است و حذیفه بن یمانی است که این پنج نفر میان کنار حضرت... یعنی این خطبه مظلومیت حضرت است. معلوم میشه چرا حضرت قیام نکرد چرا حضرت الیس علی قویا فی دین الله؟ قوی نبود فرمودند چرا اما مرزها آشکار نبود.

ملایی: خیلی ممنون حاج آقا ما گفتیم پیش به بحث و قرآن شد حسن ختام و انشالله که حالا بقیه‌اش رو انشالله هفته بعد تو برنامه بعد محضرتون پی بگیریم خیلی هم ممنونم  و خیلی متشکرم. می‌دونم شما عزیزان هم دوست داشتید که بحث ادامه پیدا می‌کرد ولی دیگه حالا زمانمون بیشتر از این اجازه نداد یه نکته بگم و رفع زحمت کنیم برای قربانی ماه رجب المرجب که در پیش هست زیرنویس‌ها رو دقت کنید به کانال‌های ما مراجعه کنید و عدد ۱۴ رو در نهایت به ۲۰ هزار۳0۳ پیامک بفرمایید برای اعلام آمادگی و مشارکت در قربانی ماه رجب که انشالله پر پیمون می‌خوایم دوباره مثل ماه قبل برگزار بکنیم.

 صفحه ۵۶ قرآن کریم آیات ۶ تا ۵۲ سوره مبارکه آل عمران و تقدیم بشه ثوابش به همه شهدامون به همه اموات درگذشتگانمون با یه صلوات فردا انشالله عمری باشه و زنده بمونیم و سعادت میایم با حاج آقای رفیعی

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه56 قران کریم