حجت الاسلام نظافت: سلام علیکم، سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها المستودع فیها از خدا متعال میخواهیم که آنچه خیر است بر زبانمون جاری بشود إن شاء الله.
شریعتی: حالتون چطوره؟
حجت الاسلام نظافت: خدا رو شکر، هزار مرتبه شکر.
شریعتی: سلامت باشید. هیچ وقت فکرنمی کردم از روز اولی که من توفیق داشتم محضر حاج آقا بشینم در سحرهای ماه مبارک رمضان، انقدر این ارتباط عمیق بشه و الحمدلله توفیق داشته باشم با بیان شیوای شما با نهجالبلاغه آشنا بشم، حاج آقای نظافت دستمون رو گرفتن قدم به قدم، پا به پا با کلام امیرالمؤمنین آشنامون کردند و نورانیت کلام حضرت که آن به آن بیشتر شد و تللعش کاملاً محسوس و حالا خوشحالیم که نامه ۳۱ نهجالبلاغه رو در محضر شما فراز به فراز داریم مرور میکنیم.
حجت الاسلام نظافت: من هم خدا رو شکر میکنم که توفیق داریم که در محضر شما باشیم. بزرگوارید، سلامت باشید، شما الحمدلله عزیزید، باسواد، اختیار دارید، نفرمایید اهل عمل الحمدلله. خدا رو شکر، خدا رو شکر کنیم
شریعتی: واقعا الحمدلله واقعا الحمدلله و اساساً برنامه سمت خدا همیشه گفتم یه فرصتی برای اینکه با معارف ناب اهل بیت آشنا بشیم، اهل بیت مهجورن و کلامشون هم مهجور و چقدر ما فاصله داریم مخصوصاً با کلام نورانی امیرالمؤمنین که انگار مال همین امروز ماست و این سفارشها و توصیههای دلسوزانه حضرت.
حجت الاسلام نظافت: بسم الله الرحمن الرحیم رسیدیم به بخش دعا، چقدر مهمه دعا یعنی اگر پدر و مادری و معلمی و مربی بتواند فرزندش را با دعا مانوس کند، یک ثروت بزرگ در اختیار او قرار داده و او همیشه امیدوار، هیچگاه ناامید نمیشود، هیچگاه از پا نمیفته، همیشه تلاشگر هست، همیشه کسی که اهل دعا اند یک نشاط دارند، یک شادابی دارند، دعا همیشه به درد ما میخوره، در عرصههای خطر بیشتر به درد ما میخوره، در هنگام گرفتاری، در هنگام بیماری، در هنگام توی جنگها، حال خوب کن، حال آدم رو خوب میکنه و امیرالمؤمنین یک تو این نامه تربیتی یک فراز طولانی رو به امر دعا اختصاص دادن که ما بایستی در جهت تربیت خودمون یا فرزندانمون توجه کنیم. حالا برای اینکه دعا از ته دل باشه، لقلقه زبان نباشه، حضرت یک فصل طولانی رو اختصاص دادن به اینکه بگن بابا خدا کیست، یعنی ما بشناسیم چه کسی رو داریم صدا میزنیم، وقتی نمیشناسیم از عمق جان صدا نمیزنیم، با تردید، با شک و متناسب با رحمت و برکت و مغفرت او نمیخوایم. احسنتم.
حالا ویژگیهای رو گفتن، رسیدیم به اینجا که یکی از صفات خدا اینه که فرمود حسب سیئاتک واحدة، خدایی که تو داری صداش میزنی گناه تو رو یکی حساب کرده و حسب حسناتک عشرة، خوبی تو رو ده برابر، اشاره به آیه من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها، هر کس که حسنهای را بیاورد ۱۰ برابر حساب میشه و من جاء بالسیئة، هرکس یک گناه بیاورد اونور خط، فلا یجزى إلا مثلها، فقط یک گناه جزا داده میشه و هم لا یظلمون، خدا به آدم نمیکنه گناه را دو گناه حساب بکنه، گویا خدای متعال میفرماید که یک نوعی ظلم به حساب میاد، خدا اهل کرامته، یک حسنه رو ببریم اونور خط ۱۰ برابر، یک گناه رو یه گناه، بیشتر حساب نمیکنه.
حالا اینجا نکتهای داره، نفرمود من عمل بحسنة فله عشر أمثالها، فرمود من جاء بالحسنة، جاء ب.. یعنی بیاورد، چرا؟ فرقش چیه؟ فرقش اینه گفت یه خوبی انجام میدیم خب بعد با یک گناهی از بین بردن، عمل سخته، گاهی یک بدی انجام میدیم با یه خوبی از بین میره، بردن گناهان اون خطرناکه، إن الحسنات یذهبن السیئات، خوبیها بدیها را میشوید میبرد، گناهانم باز خوبیها رو از بین میبره
و لذا اگر توفیق پیدا کردیم شاد میشیم الحمدلله ولی یک نگرانی داشته باشیم که ممکنه از دست بدهیم، دقیقا مثل من بارها گفتم این بازیکنای فوتبال که یه گل میزنن نگرانن ممکنه از دست بدن، ته کار مهمه، بردن مهمه.
خب فرمود حسب حسنتک عشرة، یاد اون داستان امام صادق علیه السلام افتادم، شهید مطهری هم در داستان داستان راستان رضوان الله تعالی علیه آورد که امام صادق علیه السلام شنیدن یک فردی قرآن را تفسیر میکنه و مردم هم مریدش شدند، آقا میگم من یک نقاب زدم رفتم پای سخنرانیش ببینم، بله آیات رو تفسیر میکنه و تموم شد و مردم متفرق شدند، پشت سرش حرکت کردم دیدم این آقا رسید به نونوایی و نونفروشی، روشو اینور اونور کرد دید کسی نیست دو تا نون برداشت دزدی کرد، زود قضاوت نکردم گفتم لعله معامله، شاید معامله مثلاً ما خبر نداریم، رفت جلوتر این عمل رسید به انارفروشی یواشکی دو تا انار برداشت، دو تا انار دزدید، رفت جلوتر داد به فقیر، داد به فقیر و امام دیگه رفتند جلو که این چه کاریه میکنی و اون هم بالاخره سوال کرد تا بفهمه که مثلاً ایشون کی هستن، بعد که شناخت که از اولاد رسول خدا، گفت مگه شما قرآن نخوندید، عملش به همین آیه مستند کرد که خدا در قرآن میگه من جاء بالحسنة فله... من ۴ تا انفاق کردم ۱۴ تا، ۴۰ تا، ۴ تا دزدی کردم ۴۰ منهای ۴، ۳۶ تا ثواب برام مونده... اون نفمهید که باید ببرید اونجا مال تو نرسیده، اونجا اصلاً نمیره، بله چون بعد حضرت آیه خوندن که مگه اون آیه رو ندیدی إنما یتقبل الله من المتقین، خدا از تقوا میپذیره، عمل نرفته، عملی میره که بر مدار تقوا باشد.
به هر حال این لطف و کرامت خداست، صفت بعدی خدا فتح لک باب المتاب، آقا خطا کردی، گناه کردی، فرمود خدا ناامیدت نمیکنه، دربی باز کرده به نام درب توبه، این مجموعه مناجات خمس عشر، اولیش مناجات تائبین هست، در یک قسمت حضرت سجاد اینجوری میگن إلهی الذی فتحت لعبادک باباً إلى عفوک سمیته التوبه، خدایا تو برای بندگانت درب ویژهای رو گشودی، اسمش رو گذاشتی توبه و گفتی این آیه رو بعد خوندند توبوا إلى الله توبة نصوحا، برگردید به سوی خدا، توبه نصوحا، منتها این دفعه اگه برمیگردید توبه خالص، برای که دیگه اصلاً به سمت گناه برنگردید، فما عذر من أدخل دخول بعد الفتح، اگر یک کسی این در رو خدا باز کرد از این در وارد نمیشه خودش دیگه تقصیر داره، چه عذری داره، چه بهانهای ازش پذیرفته میشه، خدا میگه من در رو باز کرده بودم تو نیامدی.
فرمود باب متاب رو باز کرد، باب توبه را و باب الاستعطاب، استعطاب یعنی چی؟ قبلاً هم به مناسبت گفتم یعنی طلب رضا و خشنودی پروردگار، یعنی تا دیر نشده خدا را از خودمون راضی کنیم، با هر گناهی خدا بر ما خشم میگیره، مثل بچهای که خطا میکنه لباسش رو کثیف میکنه مادر خشم میگیره از سر دلسوزی، مثل معلمی که وقتی میبینه این دانشآموز عمرشو هدر داده چیزی یاد نگرفته خشم میگیره از سر دلسوزی، خدا خشم میگیره و دنیا فرصتی است برای راضی کردن خدا و بعد رسیدن به رضایت پروردگار که اوجش هست و رضوان الله أکبر، یه ذره رضایت خدا از همه بهشتها برتر هست و اصلا بهشت هم ویژگیش اینه پر از رضایته، بهشتی ها از خدا راضی، خدا از اونها راضی، فی عیشة راضیة و اونهایی که تو دنیا به این درجه میرسن دنیاشون با تمام رنجها میشود شیرین، اگر ما به درجه خشنودی برسیم، آقا ببینید میگن ارضای نفس. تمام تلاشهای بشر برای اینکه این دل بیصاحبشو راضی کنه، میخواد خودشو راضی کنه درست، یعنی اوجش اینه که آدم دوست داره خوشنود بشود، اگه دنبال ماشینه، اگه دنبال خونه، اگه دنبال لذته، اگر هر چیزی میخواد راضی کنه درست، اونایی که رسیدن به درجه رضایت از خدا اونا به رضایت واقعی دست پیدا کردند، اونها به بهشت رسیدند و لذا اگر امام حسین علیه السلام تو متن اوج بلاها میگه إلهی رضا برضائک، اون لحظه امام تو بهشته، ببینید اینم نتیجه اون نفس مطمئنه، یعنی وقتی انسان آرامش پیدا میکنه با یاد خدا به رضایت دست پیدا میکنه.
امروز یه جلسهای بودیم، یه خانم محترمی گفتم حاج آقا یه دعایی، ذکری که بچههای ما از خدا راضی بشن، گفتم که یا نه گفتن که آرامش پیدا کنند، یه دعایی که بچههای ما آرامش... باید آرامش پیدا کنه با یاد خدا، بذکرالله تطمئن... شما باید او را با خدا موس کنید، این باید یه سیری تهیه کنه، من نمیتونم دعا بخونم که دعای من اگه اثری داشته باشد پشتوانه روشی که او داره سبک تربیت...
شریعتی: همین تسلیم در برابر امر خدا و این رضایت خودش آرامش میاره
حجت الاسلام نظافت: میخوام بگم که بهشت نسیه نیست، بهشت نقد است، بهشت نقده و اگر ما اینا رو نکشیم اصلاً اون دنیا بهشتمون به تأخیر میفته، یعنی یه رابطه بین بهشت دنیوی که بهشت اخلاق است، بهشت آداب است، بهشت معرفت است با اون بهشت هست، کما اینکه یک رابطه بین جهنم گناه که میشه جهنم دنیا با اون جهنم هست، فرمود من کان فی هذه أعمى، اگه کسی تو دنیا کوره اونجا کوره، یعنی اگه کسی چشم دلش کوره اونجا کوره، یعنی یه رابطهای هست، فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره، باید زندگی کنه،
شریعتی: خیلی وقتا نسبت اینا رو و ارتباطشون رو نمیفهمه، نمیفهمیم، بهشتی باید زندگی کنیم.
حجت الاسلام نظافت: حالا اون خدا نصیحه، وعدههاش نصیه نیست نقده، نقدش چیه؟ بهشت آداب، بهشت اخلاق، بهشت دعا، بهشت دعا... به هر حال فرمود خدا باب استعطاب را باز کرده، یعنی تا فرصت داری خدا را از خودت راضی کن و بعد که خدا را از خودت راضی کردی خودم از تو راضی میشود.
صفت بعدی که امیرالمؤمنین توضیح دادن اون اوصاف رو، بعد گفتن از خدا چیزی بخواه و به چه چیزایی بخوام، فاذا نادیته سمع نداک اینه خدای تو کسی که اگه فریاد بزنی میشنوه، ندا یعنی فریاد بلند در مقابل نجوا، بله هرگاه ندا سر دهی، زمان هم نداره که بگه این موقع چرا، چون نمیخوابه که لا تأخذه سنة ولانوم... نه میخوابه، بنابراین هرگاه تو فریاد بزنی میشنود، حالا میشنود یعنی چی؟ خدا که جسم نیست، نمیگیم لم یلد ولم یولد، نمیفهمد لا تدركه الأبصار و و چشم او را نمیتواند ببینند، یعنی جسم نیست، پس اینکه میگه خدا میشنود یعنی خدا فیلم به شنیدهها دارد، میشنود یعنی عالم به مصنوعات است، میبیند یعنی عالم به دیدنیها است، اصلش اینا، این صفت سمیع بودن پروردگار، بینا بودن پروردگار تحت اسم عالم بودن پروردگار، عالم محضر خداست، یعنی خداوند خبر داره، میشنود، عالم محضر خداست، خداوند علم به مصنوعات و شنیدنیها دارد.
بعد فرمود وإذا ناجیته علم نجواک، حالا اگه تو آرام بگی از ته دلت راز بگی که کسی دیگه هم نفهمه سخن رازگونه داشته باشید، مناجات داشته باشی، علم داره به نجوا
شریعتی: و ندایی او را از ندای دیگه و صدای او را از صدا بازنمیدارد
حجت الاسلام نظافت: چرا؟ چون بینهایته و ببینید چقدر قشنگه برای ندا فرمود سمع، برای نجوا فرمود علم، یعنی فرقی اینجا حضرت علم به نجوا پیدا میکنه، یعنی تو مناجات میتونی بکنی، گاهی دعا میخوانی، یکی از جلوههای دعا مناجات است، یعنی نجوا میکنه
فرق مناجات با دعا چیه؟ مناجات درد دل میگی، یعنی ای با تو میگی اشکالات، میگی یعنی از خوبیهای خدا میگی، اصلا چیزی نمیخوای، بعد مناجات مفاعله، مفاعله مال مشارکت دیگه، نمیگن مجاهده، نمیگن مکاتبه، ما مینویسیم او مینویسه، طرفینیه.
خب حالا ما نجوا میکنیم، اون طرف چی؟ خدا با ما نجوا میکنه. چجوری؟ توی نهجالبلاغه داریم در یکی از خطبهها داریم که ناجاهم فی فکرهم وکلمهم فی ذات عقولهم، چقدر جالب فرمود اون کسی که دعا میکنه خدا یه چیزایی به ذهنش میرسونه که مرتبه نازلهای از وحی نه، نازلش یعنی به ذهنت میرسه، الهام میشه، وقتی چیزی به فکرت میرسه خدا داره از طریق فکر با تو نجوا میکنه. بعد فرمود وکلمهم فی ذات عقولهم، خدا با عقل مردم با اونها سخن میگه از این طریق. پس این دو طرفیه، یعنی این سخن ما با خدا پاسخ دارد، اینکه ما میگیم یا...
شریعتی: هر چقدر این عیارش خالصتر باشه اون شفافتره دیگه، باریکلا.
حجت الاسلام نظافت: وقتی که ما میگیم یا الله، او میشنود، علم پیدا میکنه و میگه چی میگی بنده من، بعد درد دل میکنم، بعد یه چیزی به ذهن ما میرساند و لذا بعضیا اینجوری بودن دو رکعت نماز میخواندند بعد از نماز تصمیم میگرفتند، الان برای استخاره هم همینجوریه دیگه، استخاره دعاییها مفصل در قبلا برای استخاره صحبت کردیم، استخاره یکی از جلوههای دعای این طلب الخیر نه، استخاره برای اینکه با تسبیح بگن آقا این کارو بکنی اون کارو بکن خوب یا بد مثلاً با قرآن نه، استخاره اصلش دعاست. یعنی من دنبال کشف خیرهستم و میگه دو رکعت نماز بخونم برای طلب خیر، برای طلب خیر که خدا خیر رو به ذهنت برسونه، بعد بگو استخیر الله هفت مرتبه الخیر... بعد به قلبت مراجعه میکنی میبینی ذهنت به یک سمت رفت، یه چیزی به ذهنت رسید، دو رکعت نماز بخونیم هفت مرتبه استخیر الله برحمتک، این طلبه خیر کردن هست، منظورم که این بعضیاجورین نماز میخوانند بعد از نماز تصمیم میگیرند، میخوان منبر برن، داشتیم افرادی که قبلش دو رکعت نماز میخواندند مددی میخواستند چون این مناجات، این ذکر اثر خودش رو داره، خدا بیپاسخ نمیگذارد.
خب که این تو خطبه عزیزانی که خواستن مراجعه کنن خطبه ۲۲۲ هست، خطبه ۲۲۲ شرح یک آیه، خطبه طولانیست. یسبح له فیها بالغدو والآصال، رجال عن ذکر الله... حضرت این آیه را تفسیر میکنند خاصیتهای ذکر رو میگن، بعد داره کهوَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ ، فرمود در همه زمانها عباد ناجاهم یه بندههایی هستند که خدا نجوا میکنه با فکر اونها فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ، فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ بعد نتیجهش چیه؟ فرمود فاستبصروا، یه بار که روشن میشن از درون روشن میشه به نور، یقین انگار یه بیداری پیدا میکند، یک بصیرتی پیدا میکنند فی الأبصار والأسماع والأفئدة، انگار چشمشون یه جور دیگهای میبینه، گوششون یه جور دیگهای میشنوه، وجودشون میشه الهی الهی و راه رو پیدا میکند، ولی این افراد اشتباهاتشون کمه، من کمه، اصلا اینا تو بنبستها اصلا میفهمند چه باید بکنند، قرآن میگه تو اگه ایمان بیاری از جلوههای ایمان دعای دیگه عبادت، فرمود خدا دلتو هدایت میکنه، این کتاب خاکهای نرم گوش اگه بخونید خاطرات شهید برونسی، سواد آکادمیک نداشت، پنج کلاس سواد داشت، بخونید ببینید بعد میگه یه جا گم شده بودیم همه گردان سرگردان، برونسی سرش رو میذاره به خاک گریه میکنه گریه گریه میکنه با حضرت زهرا حرف میزنه حرف میزنه، یه بار بلند میشه میگه از اینور بریم، بعدها میگه خانم آمدن گفتن از اینور برید، بله مگه شوخیه، شما تمام دنیا به صدام کمک کردن بعد شما سرافراز بیاین بیرون یه وجب از خاکتون ندید، واقعاً معجزه دیگه معجزه، مگه اخلاص بچهها بوده، بچه اینا اهل عبادت بودن، ضجه میزدند، اینا از ته دل اعتقاد داشتند، اینا مثل گلهای تو گلخونه که سریع رشد میکنه، سریع...
شریعتی: یادم نمیره حاج قاسم تو مصاحبه آخرش بود دیگه با سایت دفتر آقا، اونجا میگفت یک عارف تمام عیار بچههای ۱۳، ۱۴، ۱۵ ساله
حجت الاسلام نظافت: واقعا جنگ عجیب بود، عجیب بود، بله. حالا حضرت میگن چه فریاد چه نجوا میشنود، از نجوات با خبره، چرا؟ بینهایت قدرت و توانایی، بینهایت رحمت و مهربانی، بینهایت حکمت و دانایی، فریادت را میشنود، چه حس قشنگی، بینهایت این اوصاف رو داره، علم داره که تو چی داری میگی، با محبت داره به تو نگاه میکنه، دنبال بهانه چیزی به تو بدهد، ماه رجب إن جلیسً من...جلسنی همنشین بشه خدا با ما، کاش بفهمیم.
خب این اوصاف رو گفتن تقریباً ۲۵ صفت شد، فرمود فلیطلب به حاجتک، حالا نیاز تو به او بگو، طرح نیاز کن، با فریاد یا با نجوا، چی میگی؟ حاجت میگی، نیاز میگی، مادی بگو، معنوی بگو، کوچک بگو، بزرگ، همه چی رو بگو، اصلاً حاجت نداری میخوای حرف بزنی به او بگو، گاهی بعضیها میگن که شوهر ما اینجوریه اونجوریه، میگم به کسی نگو، میگه میترکه، میگم به خدا بگو آرام میشی آرام میشی، ما غافل شدیم از نقش سازنده ذکر، از نقش سازنده ذکر یعنی اگه کسی بچشد مزه یاد خدا را اصلا لذت یه جوریه که این سختی چه، بالاخره حضرت زهرا سلام الله علیها معجزه که نمیکردند، اینا این عبادات یک شوری، یک لذتی، یه بهجتی میداد که این سختیهای مادی دیگه اصلا در حاشیه میرفت و لذا گفتن بگید أذقنی حلاوة ذکرک، خدایا بچشان...
شریعتی: سید مهدی شجاعی دعایی داره فرازش یه مجموعهای داره ایشون به اسم مناجات، بله ترجمه کرده ولی این مناجات و میگه خدایا ما را از معیشت ضنک که نتیجه اعراض از ذکر توست برهان، یعنی یه وقتایی گره در گره میشه زندگی ما..
حجت الاسلام نظافت: واقعاً یعنی پشت میکنیم به خدا مشکلاتی پیدا میکنیم، باز دوباره میفهمیم چیکار کنیم بدتر میکنیم، بله چون چوب جهالت میخوره انسان، نمیدونه راه حل چیه، فکر میکنه رزق فقط نتیجه تلاش است، یه بخشش تلاشه، یعنی ببینید خدای متعال مثل اینکه یک ریسمانی بیامیزند یه وقت میندازند یک ریسمان، یه وقت نه یه ریسمان دستش گرفته یه سرش رو داده دست ما یه سرش دست اوست، همش دست ما نیست. نباید از مبدا رزق غافل شد، از منشا خیرات غافل شد، مشکل بشر اینه که چشمش همش به همین اسبابه، بعد خودشون محروم میکنه از اسباب دیگر، از امدادهای غیبی، از اینکه خدا جفت و جور کنه، اسباب کنار هم قرار بده، یعنی گاهی واقعاً میبینی کفایت میشی اصلا کار قشنگ روان میشه انگار یه کسی درست کرده، فقط اعتماد میخواد.
بعد فرمود اسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ ذات نفسه ، پرده از درونت براری، مشکلاتت رو میگی، خب مشکلاتمون رو اگر کسی مشکلاتش رو به خدا گفته دیگه نیازی نداره به هر کس ناکسی بگه که بعد نقطه ضعف بده دست اونها، بعد اونا هم چیزی الان نکرد، الان با ابتهاج هم گوش بکنن سر بزنگاه میبینی همین نقطه ضعف میزنن تو سرت، نیازی نداره مومن سرش رو به دیگران بگه که امیرالمؤمنین فرمود رضی بظلم من کشف عن سره، چرا مشکلاتت رو به دیگران میگی، رضایت دادی به ذلت، بله فرمود با مومن اگه در دل کنی، مومن واقعی، انگار به خدا گفتی چون مومن واقعی درد دل میکنه میره دعات میکنه، فردا تو سرت نمیزنه بلکه میگرده دنبال راه حل، لذت میبره مشکلت رو حل کنه و چقدر کم شده دلسوز، کم شده آقای شریعتی، دلسوز کم شد، بعد میگیم چرا جوونا اینجوری هستند، باید بچشنئ، بچهها باید ببینند، باید خیرخواهی را، دلسوزی رو ببینند، ما ادعا میکنیم گاهی نمیتونیم بگذریم از هم
شریعتی: یه چیز دیگه هم باید ببینیم حال خوب ببینیم، آدمهایی ببینیم که به حالشون غبطه بخوریم، چی شد که به اینجا رسیدن؟
حجت الاسلام نظافت: یکی از اساتید ما مشهد یه عالمی داشتیم آیتالله علمی اردبیلی خدا رحمت کنه، پسر ایشان آقازادهشون میگفتن من شبی رفتم وارد، بچه بودم، وارد اتاق پدر شدم، پدر دارن گریه میکنن، من تو عالم بچگیم نمیفهمیدم، گفتم چرا پدر؟ چرا گریه؟ گفت بابا این عشق است، به همچین مضمون، دیدن این صحنهها سبب میشه آدم یادش نمیره، اینکه فرمود علما میمیرند تصویر فراموش نمیشه همینه و جبهه کارخانه آدمسازیش جهتش این بود، نسل اول جنگ آقا بود و چمران بود تو اون غربتش، یعنی بنیان جبهه رو چمران گذاشت، حضرت آقا گذاشت، آدم تو اون غربت ما بچهترها که رفتیم بعدش مواجه شدیم با یک جو شکلگرفته، اون جو شکلگرفته چی بود؟ معنویت، عبادت، ایثار، شب اشک بود، روزش ایثار بود، روزش فداکاری بود، اینا رو به چشم میدیدی، بعد اون روحانی چیزی رو که میگفت میدیدیم فرمانده داره عمل میکنه، روحانی داره عمل میکنه، دیگران دارن عمل میکنند، اون که نماز شب میخونه، اون که گریه میکنه بیشتر عمل میکنه، یعنی اگه مثلا میخواستم فریب بدن با همدیگه غذا میخوردیم میگفت اونورو نگاه کن میبینی گوشت انداخته طرف تو، حالا میگه اونوررو نگاه کن گوشت رو برمیداره... یعنی میفهمیدی اگه فریبم داره میده مثلاً اونوررو روت اونور میکرد تو کفش و کفش تو رو بده واکس بزنه، ظرف تو رو برداره بشویه، یعنی دعوا سر اینه ظرفتو بده بشورم، لباست رو بده بشویم، یعنی دنبال بار برداشتن بودن، ما حالا دنبال بار گذاشتنیم،
شریعتی: آقای صفایی وقتی میفرمودند که هستند آدمایی که توی جمعی بعد از صرف غذا بلند میشن بشقابشون رو برمیدارن با رو دوش کسی نمیذارن، این یه پله، پله بعدی اینکه ظرف خودشون رو خودشون میشورند، باریکلا خیلی خوبه، ولی آدمهایی هستن که میخوان ظرف دیگران را هم بشورند.
حجت الاسلام نظافت: یعنی یکی بار خودش رو میذاره دوش دیگران، یکی بار خودش رو فقط برداره، یکی بار دیگرانم برمیداره، این وجود توسعه پیدا کرده، بعد حالا یه خطبه هست حالا عیب نداره حرف که حرف میاد، خطبه ۱۳ امیرالمؤمنین یه جا گله میکنند فرمود: ما فرق بينكم إلا خبث السرائر، وسوء الضمائر. فلا توازرون ولا تناصحون، ولا تباذلون ولا توادون ناراحت بود حضرت، میگه چرا اختلافه؟ مثل الان آقا ناراحت نیستن؟ اختلاف، اختلاف چقدر بده، فرمود تفرقه هیچ دلیلی ندارد جز باطن خبیث و باطن بد خبس السرائر و سوء الضمائر، بعد حضرت چهار تا نتیجه برای باطن خبیث گفتند که موجب اختلاف میشود، اون چهار تا علامت چیه؟ اولیش فرمود فلا توازرون، بار هم و بر نمیدارند، بعد فرمود ولا تباذلون، برای پول خرج به همدیگه پول نمیدید، ولا تناصحون، خیر همون نمیخوید، ولا توادون، اظهار محبت به هم، فکر کنید این چهار تا ویژگی اگه از اونورش باشه که دوست دارن ما اینجوری باشیم یعنی اظهار محبت بکنیم، خیر هم بخواهیم به همدیگه پول بدهیم، بار همم برداریم، بهشت یعنی چی؟ چقدر قشنگ میشه، یعنی مثلاً وقتی که خانواده ما مریضه ببینه بچههاش نمیذارن این باری برداره، شوهرش نمیذاره باری برداره، با تمام خستگی اومده خونه میگه من ظرفا رو میشورم، با اینکه تقسیم کاره دیگه خانمها جوانمردن خودشون این کارا رو انجام میدن، ولی اینکه آدما همین روحیه رو داشته باشن یا همسایهها، قدیم اینجوری بود، میفهمیدن یک کسی مریضه براش غذا میبردند یا توی سنت اینه دیگه اگه کسی به رحمت خدا رفته تا سه روز براش غذا ببرید، حالا بنده خدا یادش میره از مرده خودش بلکه باید به ملت یه غذایی هم بده، خیلی زندگی در سایه معنویت...
شریعتی: گفتم ابتدای برنامه که ماها وقتی این کلمات رو نگاه میکنیم خیلی فاصله داریم و باید این فاصله رو هی کمتر کنیم،
حجت الاسلام نظافت: بله باید کم کرد، درک فاصله مهمه، درک نکنیم به فکر نمیافتیم، درک بکنیم به خود خدا میگیم دیگه به خود به اهل بیت میفهمیم چه بگوییم و چه بخواهیم، چون اگه انسان درک کنه خود این بزرگترین حاجت، این کمبودهای معنوی، این انشالله شما مشهد زیاد یا نجف عزیز میرن زیارت أمین الله خیلی جالب یک درخواست مادی توش نیست ولی یه درخواستهای که اونها همه چی رو تحت تاثیر قرار میده مادی و معنویش با هم اصلا خود به خود حل میشه، اللهم اجعلنی مطمئنة بقدرك مرا آرام کن با تقدیر خودت راضیة بقضائک صبور کن شاکر کن مشتاق یک مرگ شاد کن، قشنگی داره همه ش معنویه ولی اون معنویتها را اگه به کسی بدم اصلاً خود به خود دنیا حل میشه.
محبوبة فی أرضک، وقتی شما محبوب شدی همه جون میدن برات، به هر حال میگه پرده از روی مشکلاتت برمیداری، غصههاتو به اون میگی، نجوا میکنی و شکوت إلیه همومک، شکایت میکنی به او از دغدغههایت، درد دل میکنی، یعنی یکی از جلوههای دعا شکایت به خداست، شکایت از خدا بده، شکایت به خدا خوبه و عرض کردم حرم میریم یکی از جلوههاش همینه به امام رضا غصههامون رو بگیم، به مومن واقعی بگیم، از خلق خدا چیزی نخواهیم اگر مجبور شدیم امام حسین فرمود از کریم بخواه، از مومن بخواه، حاجت تو پیش هر کسی نگو، شکایت به خدای متعال که حالا مناجات دوم خمس عشر از قضا اسمش هست مناجات شاکین، اولیش تائبین بود، دومیش شاکی که اونجا حضرت سجاد یاد میدن به خدا بگیم خدایا من شکایت میکنم به تو از این نفس اماره، حریفش نمیشم، امر به بدی میکنه، توی گناه برای گناه سرعت میگیره، برای توبه تأخیر میاندازد، بعد ویژگیهای نفس اماره رو میگن، میگه شکایت میکنم از شیطان، مدام وسوسه میکنه، سینه نمیدونم پر از وسوسهها میکنه، هوسها را زیبا جلوه میده، بعد تو وصف شیطان میگه، بعد میگن قلبا قاسیا به تو شکایت میکنه از دلی که مثل سنگ شده، با وسوسهها زود زیر و رو میشه، بعد فرمود عین خا به تو شکایت میکنم چه از چشمی که خشکه، گاهی مثلاً من دیدم بعضی ها میگن آقا ما حال نداریم بریم اشکی نداریم، گفتم مناجات شاکین رو بخوان، اصلاً برو حرم بگو حال نداریم، یعنی همین رو باز برو به خودشون بگو... اگه حال پیدا نشد، یعنی همین دل سنگ و چشم خوش را دستمایه ارتباط قرار بدیم، همین غصههای معنوی را دستمایه ارتباط به او، شکایت کنید و او درست میکنه و اگر از ته دل ببینه ناراحتی که چرا حضور قلب نداری، چرا اشکت خشکه، خیلی وقتا همینم نمیفهمیم، آخه نمیفهمیم، اگه فهمیدیم این خودش نصف راهه، بله بله.
شریعتی: دو سه دقیقه تا قرآن فرصت داریم
حجت الاسلام نظافت: بعد در حکمت ۲۸۹ امیرالمؤمنین اوصاف یک مرد بزرگی رو میگن که میگن اون دوست من بود، یکی از ویژگیهاش اینه فرمود لَا يَجِدُ وَ لَا يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ فرمود مگر نزد خوب شدن، این دو تا معنا داره، نزد خوب شدن یعنی چی؟ یکیش اینه که یعنی اگه دکتر بود که احتمال داشت فایدهای داشته باشه میگفت پیش مشاور، میگفت یا نه بعد از اینکه خوب میشد به مردم میگه آقا ما یک بیماری هم داشتیم حالا خوب شدیم، این مشکل داشتیم الحمدلله بدتر شد، یکی نه عبر یعنی اینجا امید خوب شدن هست، یعنی پیش دکتر که نباید کتمان کرد، پیش مشاور که نباید کتمان کرد، پیش قاضی که نباید کتمان کرد، اما بیجا نمیگفت، یعنی الکی جای خودش، تو جای خودش، درد یعنی جایی که عقل میگه بگو احتمال درمان...
شریعتی: خیلی جلسه خوبی شد الحمدلله، خدا انشالله خیرتون بده، خیلی ممنونم از اینکه تا این لحظه با ما همراه بودید، هم مخاطبان عزیز و نازنین رادیو معارف که میشنون صدای ما رو و خیلی هم پرمخاطب الحمدلله برنامه سمت خدا در رادیو معارف، مخاطبانی به هر دلیلی نمیتوانند ظهر همراه ما باشن از طریق رادیو دنبال میکنند، از مدیران خوب رادیو معارف خیلی ممنون و متشکرم، تکرار برنامه رو از شبکه محترم افق، شبکه جهانی ولایت میبینید انشالله که زیر سایه الطاف امیرالمؤمنین باشید، ماه رجب هم در پیش، امیدوارم بهترین برکات توی این ماه نصیب همتون بشه و امیدوارم زیر بارش باران رحمت حق همه مون خیس خیس بشیم انشالله، برای مشارکت در قربانی رجب المرجب هم همه تون دعوتید، دعوتنامه که برای همه تون ارسال شده، هم میتونید به زیرنویسها دقت بکنید، هم میتونید عدد ۱۴ رو به ۲۰۳ پیامک و همینطور به سایت و کانال ما مراجعه بکنید. آیات را بشنویم، امروز صفحه ۵۳ قرآن کریم با تلاوت میکنیم آیات نورانی سوره مبارکه آل عمران و بعد انشالله در دقایق پایانی با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما، بفرمایید خواهش میکنم.
صفحه53 قران کریم
شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و اللهم صل علی الحسن علی بن موسی الرضا المرتضی و خوش به حال اونایی که مشهد مشرفند. حتما سلام رسان ما باشند و برای شفای مریضها چون خیلی التماس دعا گفتن حتما دعا بکنید برای عاقبت بخیری جوانها که فراوانی این درخواستها در پیامهای ما کاملاً مشهوده و خیلی هم زیاده حاج آقای نظافت در آستانه ماه رجب هستیم اگر توصیهای نکتهای برای درک بیشتر این ماه مد نظرتون هست حسن ختام برنامه امروزمون باشه
حجت الاسلام نظافت: بله خدمتتون عرض کنم که رجب فصل شروع دوباره است همه ما رمضان که تموم میشه بعد از مدتی سرد میشیم دوباره باز زمین میخوریم دوباره فراموش میکنیم اگه کسی میخواد شروع کنه الان وقتشه اگه کسی میخواد رمضان خوبی داشته باشه الان وقتشه ای کسی میخواد بهترین بهره برداری از رمضان داشته باشه در دعای شب اول ماه رجب داریم اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان و بلغنا شهر خدایا ماه رجب و شعبان را بر ما باور کن ما زنده باشیم ماه رمضان درک کنیم یعنی هم شب اول ماه رجب ما رو ماه یاد ماه رمضان انداخت علی خیلیا مراقبشونو از اینجا شروع میکنند و درک شبای ماه رمضون مخصوص شبهای قدر زیارت رجبیه داریم ماه امام رضا هم هست ماه امام جواد هست ماه امام هادی هست ماه امیرالمومنین هست ۲۷ رجب مبعث هست و دعاهای ویژه
الحمدالله تو مساجد تعقیبات عادی رو میگذارن کنار یا من ارجوه لکل خیر میخونند ۱۵۰ بار میگه یا من ارجوه لکل خیر با امید ماه امید به خدا هست ماه آشتی کردن هست انشالله که ما هم که بحثمون دعا بود
ویژگی دیگه اینه که ماه رجب دیگه حالا چند سالی آمیخته شده با ایام زمستان و پاییز که گفتن فرمود استان بهار مومن است روزاش کوتاهه میتونه روزه بگیره شباش بلنده دیگه نماز شب آسان میشود از این جهت هم خیلی خوبه دیگه برای شروع بله بسیار عالی آقا خیلی ممنون و متشکرم از شما دعا بفرمایید و انشالله خداحافظی خدایا به حق محمد و آل محمد توفیق استفاده از فیوضات ماه رجب و بعد شعبان و رمضان به همه ما کرامت بفرما الهی آمین دعاهای امام زمان در حق رهبر عزیزمون در حق کشورمون در حق جوانان مون در حد نفرینی که برای دشمنان میکنن و دفع شر دشمنان مستجاب بگردان انشاالله
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم. گفت: شمس تبریز مراد دل مولانا هاست در دل ما که به جز شمس خراسانیم نیست السلام علیک یا شمس الشموس تا سلام دوباره خیلی ممنون متشکرم