بفرمایید حاج آقای پناهیان چند دقیقه است که اینجا هستند. آقا سلام علیکم.
حاج آقای پناهیان: سلام علیکم خدمت بینندگان عزیز. سلام عرض میکنم. امیدوارم درها به قدر کافی احترام گذاشته باشد. مردم میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها رو، مدتها هم ما تبریک بگیم، جشن بگیریم، باز کمه و انشالله دین ما به حضرت زهرا سلام الله علیها معرفی بشه که دین مهربانیست، که دین زیباییهای عاطفیست و اگر دین با حضرت زهرا معرفی بشه بسیاری از سوء برداشتها نسبت به دین برطرف خواهد شد.
ملایی: بسیار عالی، چه دعای خوبی و چه آرزوی قشنگی برای هممون، مادرا ویژه به شما سلام. خیلی مخلصیم حاج پناهیان. بریم توی بحث. عرض کنم که خب چند هفتهای هست که بحث مدیریت ذهن رو حضرت عالی بر پایه آنچه که در قلب ما اتفاق میفته، آنچه که به قلب ما خطور میکنه و تاثیراتی که اینها میتونه بر ذهن ما بگذاره دارید پیش... تاثیر میپذیره ذهن ما از اون چیزایی که قلب ما درگیرش میشه و بهش مبتلا میشه. خوب حتما یه فهرستی میشه درست کرد برای اونها عواملی که موثرند در ذهن ما از علاقههای ما، حالا گرایشها، علاقهها، آنچه که تو قلبمون هستش. میشه مثلاً بگیم آقا از درجه اهمیت مثلا یکی هست که از همه مهمتره که بالاترین تاثیر رو بر ذهن ما میتونه بگذاره یا نه؟ نمیشه همچین تعبیری؟
حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم. بله واقعاً ما باید دنبال این باشیم که ببینیم واقعاً مهمترین علاقهها، مهمترین گرایشها، مهمترین صفات قلبی که اثر دارند در ذهن ما، بله اثر مخرب یا اثر مثبت، مثبت، سازنده. خب اینها کدوما هستند؟ گاهی از اوقات بیتوجهی به ، مهمترین عوامل تاثیرگذار موجب میشه ما غفلت ازشون بکنیم، مراقبت نکنیم اونها رو و باهاشون زندگی کنیم و خبر نداشته باشیم که این داره چه ضربههایی به ما میزنه، ضربههایی به فهم ما، ضربههایی به مدیریت ذهن ما یا ذهن ما رو خراب مدیریت میکنه یا اجازه نمیده ما قدرت مدیریت ذهن پیدا کنیم، ضعف ایجاد میکنه در ذهن ما.
بله ما در جلسات قبل همونجوری که شما فرمودید اجمالاً، گاهی تصریحاً به ویژه جلسه اخیر صحبت از این شده بود که در قلب انسان یک خطوراتی پیش میاد، یک اتفاقهایی میفته، فکر کنم آخرین مثالمون اون عدم رضایت از خدا بود یا سخط نسبت به قسمت، نسبت به قسمت و تقدیر خدا، چرا تقدیر منو اینجوری قرار دادی، یه ذره ناراحتی تو قلب انسان باشه دیگه فهم و شعور انسان رو مخدوش میکنه. لذا خیلی مهمه که ما در قلبمون ببینیم چی هست از همه احساسات و گرایش نسبت به آنچه که در عالم وجود داره به ویژه نسبت به پروردگار عالم، به ویژه نسبت به اولیای خدا. خوب اما واقعا به سخن شما بپردازیم، واقعاً مهمترین گرایشی که در قلب انسان موجب میشه آدم ذهنش خوب کار نکنه چیه؟ تکبر
تصریح شده که تکبر موجب میشه عقل انسان درست کار نکنه، تکبر موجب میشه آدم حکیمانه نگاه نکنه، تکبر موجب میشه حتی آدم علم نداشته باشه.
ملایی: این همه رذیله اخلاقی داریم یا ویژگیهای قلبی ما داریم، این مهمترینشه؟
حجت الاسلام پناهیان: قطعاً. اینطوریه آیات بسیار فراوانی تو قرآن هست که میفرماید علت اینکه ایمان نمیارن، علت اینکه فهم نمیکنند معانی عالی رو، تکبره. مکرر در قرآن کریم آمده و برای اینکه دوستان یک پایاننامه رو در یک جمله از حضرت زهرا سلام الله علیها دریافت کنند، یعنی به اندازه پایاننامه تحقیق میخواد این فهم بشه، یه پایاننامه دکترا مثلاً، پایاننامه سطح بالا، میفرماید فلسفه نماز چیه؟ حضرت زهرا سلام الله علیها: اخراجا لتکبر من قلوبهم، برای اینکه تکبر در دل انسان از بین ببره. لذا نماز خوشفهمی میاره. لذا ابن سینا وقتی که گره ذهنی پیدا میکنه میره دو رکعت نماز میخونه، گرهش باز میشه. خیلی واضحها، یعنی ارتباطها روشنه ولی طول میکشه حسابی جا بیفته.
حالا من از آیات قرآن بخونم، اول نمونههایی رو... قال الذین استکبرو، مستکبران چی میگن؟ إنا بالذی آمنتم به کافرون، ما به اون چیزایی که شما ایمان میارید کافریم، ما نمیتونیم قبول بکنیم. یا مثلا حضرت نوح میفرماید إنی کلما دعوتهم لتغفر لهم، من هر موقع اونا رو دعوت میکنم که خدایا تو اونا رو ببخشی، باهات رفیق بشن، جعلوا أصابعهم فی آذانهم، اینها دستشون رو توی گوششون قرار میدن، واستغشوا ثیابهم وأصروا واستکبروا استکبارا، اینها دامن میکشند و پشت میکنن و میرن و استکبار میکنند. چه استکباری! این هم یک تعبیر، خیلی تعبیر در قرآن زیاده. من حداقل فکر کنم ۱۰، ۱۵ آیهای اینجا برای مومنین عزیز آوردم. مثلاً میفرماید: یسمع آیات الله تتلی علیه ثم یصر مستکبرا کأن لم یسمعها فبشره بعذاب ألیم، این میشنوه ولی اصرار داره مسیر خودش از سر استکبار، این رو دیگه براش هرچی استدلال بیاری نمیپذیره، انگار نشنیده، انگار اصلاً به گوشش نخورده. خب دیگه در این باره آیات زیادند.
حالا روایاتی رو ببینیم. زود رفتیم سراغ اصل بحث. امام باقر علیه السلام میفرماید ما دخل قلب امرأ شیء من الکبر، إلا نقص من عقله، یه ذره از کبر بیاد تو دل یه آدمی، به همون نسبت عقلش کم میشه. خیلی ما میخوایم مدیریت ذهن بکنیم، خیلی مهمه. یکی از وجوه مدیریت ذهن این است که بتونیم خوب تعقل بکنیم. این خیلی عجیبه. بعد میفرماید إلا نقص من عقله مثل ما دخله من ذلک قل ذلک أو کثره، به همون نسبت کم بشه یا زیاد بشه. اینو ما باید واقعا روش یک تاملی بکنیم که چرا تکبر با ما این کار رو میکنه.
در یک روایتی بنا بر نقل مصباح الشریعة که مشهور است از امام صادق علیه السلام است میفرماید و مَن حُرِمَ الخَشيَةَ لا يَكونُ عالِما و إن شَقَّ الشَّعرَ بِمُتَشابِهاتِ العِلمِ ، کسی که خشیة، خشیة یک تواضع توأم با ترسه، حساب بردن عمیقه، کسی که از این خشیة محروم بشه عالم نمیتونه باشه، لایکون عالماً، وإن شق الشعر فی متشابهات العلم، ولو موشکافی بکنه در امور متشابه علمی، او را متشابه یعنی چیزایی واضح نیست، شق الشعر یعنی موشکافی بکنه. بعد اون آیه قرآن رو میخونم که قرائت میفرمایند إنما یخشی الله من عباده العلماء.
خیلی درباره تکبر باید صحبت کرد. من یک نمونه دیگه روایت بخونم. بله ما این دفعه روشون اینجوری شده، اول روایت میخونیم، بسیار توضیح بدیم. روزی ما اینطوری بوده، بعدا بفرمایید کدوم بهتره؟ حالا بعد از برنامه بینندگان... چرا اول روایت دارم میخونم؟ میخوام کسی حمله نکنه به بحث و راحتتر بپذیرند، مقدار اهمیت موضوع رو بینندگان و توجهشون شدیداً جلب بشه، بعد بشینیم توضیح، تثبیت میشه.
رابطه بین تکبر... چون تکبر کلمه منفیه، بله و آدمها هم دوست ندارند متصف بشوند به این صفت یا متهم یا متهم بشوند، بعد چون دوست ندارن حتی بحثش رو هم ترک میکنند، تفکر درباره تکبر که آیا هست یا نیست رو هم ترک میکنند. من اول باید با این روایتها اینجوری تصور میکنم خطر تکبر رو به شدت بالا ببرند که ببینید چقدر خطرناکه که مجبور بشیم انگیزه پیدا کنیم بریم آزمایش بدیم، بریم آزمایش خون بدیم، آلوده هستیم یا نه. به خدا قسم باید آزمایش بدیم. حالا نمیدونم آزمایش خون چجوری، از کجا باید، ولی آزمایش بریم، ام آر آی بکنیم، ام آر آی میکنن تکبر رو؟! حالا ام آر آی بررسی، آقا من چه رفتارهایی میکنم، یه جدولی داره دیگه، اون جدوله رو بیام خودم رو باهاش مقایسه بکنم...
میفرماید که امام کاظم علیه السلام یا هشام إنّ الزَّرعَ يَنْبُتُ في السَّهلِ و لا يَنْبُتُ في الصَّفا ، فكذلكَ الحِكمَةُ تَعْمُرُ في قَلبِ المُتواضِعِ، و لا تَعْمُرُ في قَلبِ المُتَكبِّرِ الجبّارِ. گیاه در زمین سنگلاخ و اینها نمیروید، در زمین چی میروید؟ در زمین نرم و دشت هموار و اینها. بعد میفرماید که الحکمة تعمر فی قلب المتواضع، حکمت در قلب متواضع میاد، ولا تعمر فی قلب المتکبر الجبار، حکمت، خوشفهمی، فهم مصادیق اون چیزایی که یاد گرفتی و خیلی از امور دیگه، تولید دانش. لأن الله، این عبارتش خیلی مهمه، لان الله، جعل التواضع آلة العقل، تواضع رو وسیله تعقل قرار داده، وسیله عقل، وجعل التکبر آلة الجهل، تکبر وسیله بالاخره مثل جهل، تکبر قرار داده. بعد توضیحاتی دادند در مورد تواضع و تکبر.
حالا آیا ما متکبر هستیم یا نه؟ یه زمانی من رفته بودم کشورهای آفریقایی، ماموریتی بود برای جذب دانشجو و مذاکراتی بود و من چون تو اون مجموعه جامعه المصطفی الان بهش میگن، مسئولیتی داشتم باید میرفتم برای این مثلاً گفتگوها و اینا، چند تا کشور آفریقایی رو رفتم. یه نفر از آدمایی که اونجا بود گفت ببین این آقا رو که صبح داره کنار جاده با یک چوب بلندی مثل جارو زدن، جارو میکنه. گفت این داسه دستشه و هر روز صبح باید بیاد یا یک روز در میون علف هرزههایی که از این زمین میزنه بیرون تو این محیط به شدت مرطوب و جنگلی، اینها رو چیکار کنه؟ درو کنه و الا این مثلاً خس و خاشاک میان اسفالت میکنن، جمعش میکنن میذارند کنار. اینا برای حفظ جاده مدام باید بیان یه مقدار تو شمال خودمون هم اینجوری هست ولی اونجا خیلی شدید بود اون کشوری که من رفته بودم.
وجود انسان مثل یک سرزمین حاصلخیز، دائماً گیاه تکبر رو میرویاند، هر روز باید این گیاه رو هرس کرده، هرس کند و از بین برد. روزی ۳ تا ۵ مرتبه لااقل. آها درسته بله سخن حضرت زهرا سلام الله علیها، بله اون روایت اولی که فرمودید دیگه تکبر من قلوبهم، چقدر اخراجا لتکبر قلوبهم، یعنی تکبر عمومیه چون نماز عمومیه. بله مثلا میفرماید که اگه میفرمود نماز برای اینه که خساست رو از بین ببره، یه اثری رو کل بدیها داره، خوب إن الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر، ولی اگر میخواست اختصاص به مثلا خساست پیدا بکنه، طرف میگه آقا من سخاوت دارم، نیاز ندارم نماز بخونم، راست میگن خب بعضی آدمای سخیای هستن دست و دلباز، ولی تکبر وقتی که فلسفه نماز هست و حضرت زهرا سلام الله علیها این رو بیان میکنه یعنی همه متکبرند،
ملایی: اقلش اینه که همه در معرض ابتلا هستند.
حجت الاسلام پناهیان: نه! همه متکبرند. ما باید این رو قلع و قمع بکنیم چون فرمود که نماز بخونیم تا متکبر نشیم. آها یعنی دخل رفع بندازیمش بیرون. من تکبر هست، اخراج من تکبر فی قلوبه...
این البته پس دیدید من اول آیات خوندم چون بحث سنگینیه، تلخ هم هست، من دارم میگم که آقا ما هممون دچار تکبر میشیم، هستیم، تلخه دیگه این حرفا، مقاومت میکنیم، یه ذره در مقابل این حرفه، ولی مومنینی که سمت خدا رو نگاه میکنند حتماً بیشترین تواضع رو دارند، مخصوصاً به این دلیل که بندر حرفاش رو گوش میکنند، مثلاً این دیگه خیلی تواضع کردند. حالا شما یه آدم حسابی رو گوش بکنی ممکنه زیاد تواضع نکرده باشه، ولی اگه من این بحث ما رو دارند دنبال میکنند یعنی حضور بنده رو تحمل میکنند یعنی خیلی بیشتر تواضع کردند و دارند بزرگواری میکنند. در عین حال همه ما فرمودید در معرض تکبری، منم میخواستم همین رو بگم مودبانه، ولی واقعش اینه که همه ما بهره از تکبر داریم.چرا؟
هم همه ما بهره از تکبر داریم، هم همه ما دائماً باید باهاش مبارزه بکنیم؟ خیلی عجیبه. روزی لااقل سه مرتبه ذکر اصلی نمازم که میدونید الله اکبر، بله بله الله اکبر یعنی چی؟ او بزرگه نه تو... یه نه تو کنارش هست. ما بعضی وقتها خدا رو بزرگتر میدونیم از بقیه الا خودمون. خدا بزرگتر از همه غیر از خدا، ما هم هستیم. آره ما خودمونو مثلاً اینجوریه واقعاا. بعضیا...
نکته بعدی اینه که دیگه بینندگان عزیز ببشن، من دارم تفسیر مهمترین رکن دین یعنی نماز رو انجام میدم، همه هم دارن میخونن، بله خدا کفایت نکرده که ما وایسیم بگیم خدایا تو بزرگی، ما کوچیکیم کوچیکتیم، کفایت به این نکرده. اصلاً همین که وضو میگیریم تواضع کردیم، دستور واجبه، میایم میایستیم رو به قبله، هرجوری دلمون میخواد نماز نمیخونیم، سوره حمد میخونیم، مقررات، یعنی تواضع کردیم، یعنی زدیم.
فرمود: نه. اینا کافی نیست، باید خم بشیم، نشون بده با بدنت، رکوع کن، رکوع میکنیم، نه کافی نیست، سجده کن. انسان رو به کجا میرسونه؟ خدا خوشحال نمیشه ماها صورت رو خاک بگذاریم و فروتنی بکنیم در مقابلش به این معنا که مثلا ذلیل شدن ما رو دوست داره ببینه نعوذ بالله کیف کنه که ها نگاه زدمش مثلا، این نیست. خطر تکبر بالاست، برای خودت دارم میگم آره احسنتم احسنتم لأنفسکم. یا استعینوا بالصبر و صلاه کمک بگیر از نماز، این تکبره به این سادگی از دل خارج نمیشه. خیلی اخراجا اخراجا، دو تا سجده و یه رکوع به اضافه همه مقدماتش، بعد اونم یه بار کافی نیست، بگه خب ما صبح خوندیم ۱۷ رکعت بخونیم برات تا شبمونم خونده باشیم، نه باید جدا جدا، راست میگید شما نمازها رو همه رو جمع کنیم یه دفعه بخونیم میشد دیگه، آره اینجوری نه جدا جدا چون الان شما هرچقدرم نماز بخونی پنج ساعت اخیر رو تکبراشو از بین بردی. خیلی عجیبه.
بعد جالبه داریم صحبت میکنیم دیگه اشکال نداره امروز ما بحث نکردیم داریم حرف میزنیم با هم. ببینید آقای ملایی نماز نخونده باشه یه مدتی باید قضا رو به جا بیاره، بله یعنی اون تکبره لامصب چیه که اثر وضعیش تو من مونده و من ۱۰ سال دیگه هم شد باید بخونمش تا اون اثر رو از بین ببرم.
ملایی: به قول اون روایت به قدری که وارد شده به همون اندازه عقل تو ناقص کرده و دچار تکبرت کرده، این باید دفع اون بکنه.
حجت الاسلام پناهیان: خب حالا بریم سراغ این سوال، خب چه، چند تا سوال اینجا باقی میمونه. اولین سوال اینه که چرا تکبر اینقدر فراگیره و دائماً در ما باز تولید میشه؟ چرا چه بدیهیه که من هرچی از بینش میبرم باز به وجود میاد و همه دارند؟ باید علیالقاعده تکبر یک رابطهای داشته باشه با تعریف انسان، با ماهیت انسان، با وجود انسان. نگیم ذاتی اوست ولی خیلی چسبیده. آره عرض ذاتی مثلاً اگه ذاتی ذاتیاتش نیست از لوازم این چیست که انسان داره؟ انسان روح بزرگی داره، بله و نفخت فیه من روحی، انسان خلیفه الله است، کم نیست. انسان در نهایت نه تنها در ابتدا بزرگ آفریده شده، در نهایت هم میخواد با خدای بزرگ ملاقات کنه، لذا باید سعه وجودی پیدا بکنه تا بتونه با خدا همنشین بشه، بینهایته خدا، بله ولی ما هم باید از بینهایت ذره بودن در بیایم بیرون دیگه
فلسفه وجود ما و خلقت ما بزرگ شدنه. آغازش با بزرگیه، تمنای بزرگی و عظمت در وجود انسان است. تو بچهها دیدید دوست دارن بزرگ بشن، بزرگتر ملموسه، خود به خودآگاهی رسیده، من میخوام بزرگ بشم. خب بعد این تمنای بزرگ شدن طبیعی که دچار اشتباه بشه فکر کنه توهم کنه بزرگه، نه آقا شما دوست داری بزرگ بشی ولی توهم نزن هنوز بزرگ نشدی، دوست داری بزرگ بشی با اینکه واقعا بزرگ شدی فرق میکنه. یا اینکه چیه مشکلش؟ یا اینکه مشکلش اینه که میخواد میانبر بزنه از راهی که باید بره بزرگ بشه از اون راه نره، راه تقلبی بره و مثلا قیافه بگیره برای دیگران تا بزرگ بشه، یا از راه غلط میخواد به آرزوی بزرگ شدن برسه یا به غلط توهم و تصور دارد که بزرگ شده است. این دو تا معنای تکبره و الا اصل اینکه ما تمنا داشته باشیم بزرگ بشیم چیز بدی نیست، خدا ما رو اینجوری آفریده. اصل بزرگی انسان چیز بدی نیست، خدا انسان رو ونفخت فیه روحی گذاشته و نفس وما سواها، در جای دیگر میفرماید ما خلیفه الله روی زمین قرار دادیم، ما میخوایم جانشین خودمون روی زمین را تعریف بکنیم، خب اینا خیلی صفات بزرگیه. در وجود انسان هم تمنای بزرگی داره هم الان بزرگ هست.
خب این به اشتباه میفته وقتی که به اشتباه افتاد میشه متکبر. هوس بزرگی به سرش میزنه از راه غیر متعارف. مثلا همه ما دوست داریم بزرگ بشیم، وسعت وجودی پیدا کنیم. یه کسی بیاد بهمون بگه ولی تو هم بزرگ شدیا، خیلی انسان بزرگواری هستی، زود خوشمون میاد چون آرزوی پنهان هر کسیه. اونقت خوشمون که اومد میشه تکبر. ما هر کاری میکنیم به نفع تکبر خودمون میخوایم تمام کنیم. موفقیتی به دست میاریم. یه رسمی دارند این خلبانها، من دیدم توی برنامه تلویزیونی، خودم مشاهده نکردم، میگن کسی که خلبانی یاد میگیره و اینا و اینا، رفقای همکارش میان یه سطل آب یخ میریزن روشو، بالاخره یه آزاری بهش میرسونن. عجب آره من دیدم مستندش رو، حالا تو داستانهای مختلف هست. چرا این کارو میکنن؟ یعنی نمیدونم شاید یه شوجی، حکایت از یک حقیقت جدی داره که خودتون نگیر حالا تو که بر آسمان مسلط شدی خودت رو نگیر. این کار قشنگیه آره جالبه. یا مثلا مسیحیها میان چیکار میکنن؟ بزرگترشون، طلبههای کوچکتر رو مینشونه، حالا طلبه من میگم توی کلیسا، پاهاشون میشوره. نقل حالا درست یا غلطشو، در روایات ما هم چیزهایی تو این زمینه هست که حضرت مسیح پای حواریون رو میشوره بهشون یاد بده تواضع کردن رو. خیلی تواضع چیز عجیبیه.
تو بعضی از کشورها مثل ژاپن تو مدرسههاشون تواضع خیلی یاد میدن. چرا؟ برای اینکه تواضع موجب خوشفهمی میشه، تواضع موجب این میشه که ذهن آدم باز بشه. خیلی عجیبه، تواضع از نشانههای عقله و از ابزار تعقلی که گفتیم پایه مدیریت ذهنه، بله.
خب پس ما ذاتاً آدمهای بزرگی هستیم و بزرگی رو میخواهیم، پس زود به اشتباه میافتیم، دائماً اون احساس بزرگی اشتباه میاد، میشه بذری به نام تکبر در وجود انسان. باید مدام نماز بخونم. آیا من آدم بدی هستم که اینقدر بزرگبینم؟ اصلش نه، اصلش خب تو واقعاً خودت رو باید بزرگ بدونی که در روایات هست که خودت رو دست کم نگیر، بله من کرمت نفسه هانت علیه الشهوات، کسی که گرامی بداره خودش را شهوات پیشش خوار میشوند. یا در روایت میفرماید لا تأمن شره، نه احساس امنیت نکن از شر کسی که خودش رو پست میدونه. زندان چرا اینقدر چیز بدیه؟ شما زندان که میبری یه مهر تحقیر رو ذهنش زدی و این خیلی بده. آدم باید خودش رو بزرگ بدونه. میگه من که زندان رفتم دیگه آب از سر که گذشت، نه ما حتیالمقدور نباید کسی رو بفرستیم زندان. این خیلی مهمه، کرامت، کرامت انسان. اصل تقاضاش برای بزرگواری چیز خوبیه. در تربیت هم باید بچههامون رو بزرگوار بار بیار، بله هیچ اشکال نداره از بچگی آقای مهندس، آقای دکتر، حضرت آیت الله، حالا دیگه تو خونوادههایی که حضرت آیت الله کلمه خیلی فخیمیه و میفهمه بچه. این برای چی خوبه؟ برای اینکه بچه بزرگمنش بار بیاد.شما که الان داری میگی تکبر بده، بعد میگیم بزرگمنش باش. خب همین بزرگمنشی مایه اون میشه دیگه. کلاً سر همه رو قطع کنند، همه خودشون تحقیر کنند و همه رو تحقیر کنیم تا امکان تکبر پیش نیاد، نه اون رو نداریم ما تو اسلام نداریم. دیگران دارند، دیگران کارمندا رو با کارت زنی تحقیر میکنند، دیگران با خیلی از آییننامهها و قوانین نشینی افراد رو تحقیر میکنند، درسته با بسیاری از مقررات انسان مدرن تحقیر میشه، با بروکراسی، ماکس وبری انسان مدرن تحقیر میشه، ولی در اسلام اینجور نیست. میگه تحقیرش نکن، خودش باید با سجده کردن این تکبر را از دل خودش بیرون بندازه.
پس ما آدمهایی هستیم که نوعاً دچار تکبر میشیم، هر خوبی رو میخوایم سرمایه تکبر خودمون قرار بدیم و بعد خدا نکنه کسی خوبی ما رو قدرشناسی نکنه، تو میدونی من کی هستم، من چه کردم؟ این من همون عنانیته، یه معنای اون عنانیت که عرفا میفرمایند که باید منیت رو بذاری کنار، همین من بزرگه یعنی من متکبر و الا من غیرمتکبر چه اشکالی داره؟ تو دعای عرفه انقدر امام حسین از من غیرمتکبر حرف میزنه، اشکالی هم ایجاد نمیکنه. ما بعضی وقتا با بعضیا که مثلاً دین رو لجبازی میکنه قبول نداره، حالا یه کسی هست اینو قبول نداره واقعاً خبر نداره، آدم خوبی هم هست، بفهمه دیندار میشه، اونا رو من کاری ندارم، ولی غیر از اون بعضیا از سر تکبر دین رو نمیپذیرند. اینا مشکلشون میدونید چیه؟ از سر تکبر عقلانیت دین رو نمیفهمه که بپذیره چون تکبر داره، اصلاً نمیفهمه، تکبره اجازه نمیده، متوجه نمیشه. دقت فرمودید این پس علت اینکه ما دچار تکبر میشیم اصلش چیز بدی نیست، اتفاقاً خدا موجب شده که ما زمینه متکبر شدن برامون پدید بیاد چون ما رو آرزومند بزرگی، اساساً بزرگ آفریده. خب طبیعیه منم میزنم تو بزرگی دیگه
ولی میفرماید نه از راه غلط نزن تو بزرگی، بزرگی تو به این نیست برای دیگران قیافه بگیری، معنیشو اشتباه نفهم، مصداقش رو اشتباه نگیر. مثلا معنیشو بیا چیکار کن؟ بیا تواضع کن به مردم، تواضع کن به خدا البته تو اون محدودههایی که تواضع به مردم جایزه، تواضع به خدا بکن تا اون تکبره پیش نیاد. آخرش هم آدم با جزئیات در درون خودش باید تأمل کنه ولی خوشفهمی مال آدمای متواضعه.
مجریک یه دوگانهای هست رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند، بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت. از سوی دیگر حضرت فرمود که رحم الله... علم و فی عین... ولی حواست باشه تو میتونی تا نزدیکی خدا بری ولی اینورتربری...
حجت الاسلام پناهیان: بله میفرماید که قیمت انسان بهشته، بهشت خیلی با عظمت، خودتو ارزون نفروش، بله آقا دارن ما رو بزرگوار بار میارن ولی همین بزرگواری رو اگر انسان کنترلش نکنه، تو مسیر خودش قرار نده، این هسته اتم که شکافته میشه، این رو توی مثلاً نیروگاه تولید برق قرار نده، میزنه همه جا را خراب میکنه.
پس ما قطعا دچار تکبر میشیم، طبیعی هم هست به خاطر خوبیهامونه، ما نمیخوایم تحقیر بشیم ولی نباید متوهم بشیم که متکبریم. بعد خدا یه راه حل قشنگ داده، میفرماید که نمیخوام جایی اونجوری تواضع کنی، پیش خود من که میتونی، پیش خدا آخر تواضع ما سجده، میدونید دیگه اصل نماز برخی از اهل معرفت میفرمایند اصل نماز سجده است، بعضی از اهل معرفت این رو میگن. خب بعد سجده هم برای غیر خدا جایز نیست، دقت فرمودید. حالا توی همچین شرایطی ما باید بریم سراغ اینکه چرا پیش خدا تواضع بکنیم، تکبرمون زائل میشه، میگه بیا پیش من تواضع بکن تا اون تکبری که خود من از تو فراهم کردم اون تکبر از بین بره.
ملایی: خیلی خوب. برگردیم به اون جمله اول، تقریباً جملات آغازینو بریم برای ادامه برنامه. اگه اشتباه بود بفرمایید عربیش، من حفظ نشدم که حضرت زهرا سلام الله علیها پس فرمودند که با نماز دائما اخراج، اخرا یعنی یک لحظه هم غافل نشید ازش، چهار پنج ساعت برو مشغول کارهای دیگه باش، چراغ قوه بنداز پیداش کن بیرونش کن. این ادامه بحث هفته قبل
حجت الاسلام پناهیان: به شکلی صحبت میکنیم که تکبر چه جوری رو ذهن انسان اثر، جالب چیزا رو درست نمیفهمه، کج و معوج میفهمه.
ملایی: خیلی خوب، ممنونم ازتون حاج آقای پناهیان عزیز. چند روزه که دوستای عزیز و نازنین من در شبکه سه سیما و مشخصاً یه برنامهای هست که گاهی اگر در طول ۲۴ ساعت همراهی بفرمایید براش برنامه ویژه گذاشته شده، دوستان خوبم میان اجرا میکنن مثلا من یکی دو قسمت خودم آقای اکبر نژاد عزیز رو دیدم که دارن میپردازند به یک مسئلهای که من هم دوست دارم سهم خودم رو ادا بکنم الان درباره اون مسئله و اون هم پویشیه که راه افتاده و یه جورایی چله مقدس و نورانی است که رفقای پای کارش ایستادن از چند روز پیش از آغاز ماه رجب داره الان تبیینی جلو میره، کار از روزهای آغازین ماه رجب تا نیمه شعبان المعظم، ولادت با سعادت آقامون امام زمان سلام الله علیه، چله خواندن دعای عهد.
خوب ماه رجب داره میرسه، همیشه دعا بهترین سلاح برای مومن، ماه رجب ماه دعاست. خب یکی از قشنگترین دعاها دعا برای وجود ولی نعمت آقا امام زمان علیه السلامه، دعای عهد هم که دیگه ویژگیهای خاص خودشو داره. من رفتم نگاه کردم دیدم که رفقا یه مسیری رو تعریف کردند که عدد یک رو اگه دوست دارید تو پویش خواندن دعای عهد شرکت کنید، عدد یک رو بفرستید به ۳۰۰۰۴، نگاه کنم ببینم درسته، بله عدد یک رو بفرستید به ۳۰۰۰ یعنی ۳ سه تا صفر ۴۰۴، میرید تو پویش خواندن دعای عهد و انشالله تا نیمه شعبان ادامه داره. من خواهش خواهم کرد بعد از تلاوت قرآن که حاج آقای پناهیان هم اگر نکتهای در این خصوص شادی دارن برامون حتماً کمکمون کنند. صفحه ۵۱ قرآن کریم آیات ۱۰ تا ۱۵ سوره مبارکه آل عمران تقدیم به همه شهدامون، به همه اموات درگذشتگانمون، همینطور که قرآن رو میخونیم یه هدیهای هم بدیم به همه شون، صلوات به همراه فاتحه و سوره اخلاص انشاالله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه51 قران کریم
شیرینی این لحظههای همراهی با قرآن کریم نوش جانتون عزیزان. یه کم وقت داریم حاج آقای پناهیان هم هستند ببینیم بحث رو به کدوم سمت خواهند برد تو این سه چهار دقیقه باقی مونده. سپاسگزارم که همراهی میفرمایید.
حجت الاسلام پناهیان: اگر اجازه بدید من درباره همین پویش، درباره دعای عهد که کار خیلی خوبی است مطالبی را عرض بکنم. اولا فایده این گونه پویشها این است که عده کثیری از مردم با هم مبادرت به یک کار خوب میکنند و اثرش بیشتره. خداوند متعال مخصوصاً برای امور اجتماعی تاریخی تمدنی اصرار دارند که ما جمعیتی بریم روی این موضوع کار کنیم. میفرماید که لوان اشیاعنا و فقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم، لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا، اگر شیعیان ما اجتماعی داشته باشند از قلوب، از دلها برای اینکه وفا کنند به عهد ما... بالاخره یک موضوعی را همه وقتی که اقدام میکنند روی خود افراد هم موثرتره نه اینکه فقط در جواب و پاسخ گرفتن. اما در آستانه نیمه شعبان هستیم طبیعتاً اگه بتونیم یه ۴۰ دقیقه قبل از نیمه شعبان بگیریم میلاد حضرت یک ایستگاه خوبیه، یک توقفگاه خاصی است که تأملی بکنیم درباره وجود نازنین حضرت.
من درباره امام دو تا مطلب شنیدم. یکی اینکه حضرت امام خمینی عزیز بله ایشون فرموده بودند تو وصیتشون حالا به چه صورتی به بستگان بعد از مثلاً وفات من چهل روز برای من دعای عهد بخونید. نکته دومی که شنیدم اینکه در مفاتیح حضرت امام قسمت دعای عهد بیشتر از قسمتهای دیگه دست خورده و معلومه که این قسمت بیشتر خوانده شده و واقعاً اون حرفی که درباره دعای عهد زدند که هر کسی ۴۰ روز پشت سر هم این دعای عهد رو قرائت بکنه امید است که از یاران حضرت قرار بگیره حتی بعد از مرگ ممکنه زنده بشه دوباره بیاد در خواب باشه، اینها ویژگیهای خاصی رو برای دعای عهد ایجاد میکنه ضمن اینکه دعای بسیار عاقلانه و هوشمندانه و عمیق و عرفانی و از اون طرف عاطفی و احساسیه که یه هیجان خوبی نسبت به امام زمان ارواحنا له الفدا در دلها ایجاد میکنه.
فقط من یه نکتهای رو عرض بکنم حالا دوستان عزیز امتحان کنند. خدا به هر کسی اجازه نمیده ۴۰ روز پشت سر هم دعای عهد بخونه. طرف میره که بخونه نمیشه، به هم میخوره. اگر این اتفاق افتاد فرداش قضاش رو به جا بیارید. اگه صبح نتونستیم بخونیم عصر و شب هم بخونیم اشکال نداره. مقاومت کنیم کم نیاریم.
ملایی: خیلی ممنونم حاج پناهیان عزیز. دلمون تنگ میشه تا هفته دیگه دوباره شما رو ببینیم. دعاگوتون هستیم. خیلی ممنون از شما رفقای عزیز و نازنین، بینندگان و شنوندگان جان، در پناه آقامون امام زمان سلام الله و صلوات علیه باشید و باشیم. فردا که بشه شریعتی میان اینجا خدمت شما هستم تا پنجشنبه ما اگه زنده بمونیم عمری باشه شما دعا کنید برای سعادت و برای افتخارات توفیق ما. شنبه هفته آینده میان محضرتون برای اینکه خدمت بکنم. ارادتمند. خداحافظ.