جا داره که همین جا قبل از اینکه وارد برنامه بشیم، یه تبریک هم بگم از طرف خودم، پیشپیش. چون امروز دوشنبه، آخرین روزی که تو این هفته من محضر شما میرسم و از فردا آقا نجمالدین نازنین اینجا هستند. من تبریک خودم رو بگم خدمتتون پیشاپیش به مناسبت ایام ولادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام. الهی که مبارکتون باشه و روزهای قشنگی رو پیش رو داشته باشید. بفرمایید لطفاً آقا.
حجت الاسلام پناهیان: بنده هم سلام عرض میکنم. تبریک هم میگم به همه بانوان گرامی که مفتخرند، بیش از مردان، به وجود حضرت زهرا سلام الله علیها. البته همه مردان هم از این میلاد فرخنده نصیبی دارند و حضرت زهرا سلام الله علیها اختصاص به بانوان نداره، ولی خب خانمها حق دارند بیشتر به ایشون افتخار کنند و امیدواریم که زن در جامعه ما جایگاهی که جایگاه رفیعی است، دین ما برای زن قائل شده رو پیدا بکنه بیش از پیش و انشالله جامعه ما جامعه الگویی باشه برای جامعه جهانی در احترام و اکرام زن.
ملایی:عرض کنم که ما تو برنامه سمت خدا، یه روزهای دوشنبه با حاج آقای پناهیان عزیز بحث مدیریت ذهن رو داریم پیش میبریم، محضرشون یاد میگیریم. رسیدیم به مدیریت ذهن و نقش اون در دعا و مناجات. هفته قبل اگه یادتون باشه و رسیدیم به اینجا که حاج آقا فرمودند یه روایت بخونم. زمان دیگه اجازه نداد. الان میریم سراغ اون روایت
حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم. خب طبیعتاً یه مقدمه من باید عرض بکنم. که اتفاقاً جلسه قبل هم یه مقداری در موردش صحبت شد، ولی باید این موضوع رو خیلی جدی گرفت. من لااقل به صورت سوالی هم که شده، نکاتی رو مطرح بکنم تا بینندگان عزیز ببینند در این باره فکر کردن یا نه، یا اگر فکر کردن به چه نتیجهای رسیدند، و یا اگر فکر کنند به چه نتیجهای خواهند رسید.
خداوند متعال چرا اینقدر برای ذهن ما، برای اون چیزی که به ذهن ما خطور میکنه، اهمیت قائله؟ چرا اینقدر ارزش قائله؟ واقعاً یک سؤاله. برای بنده که چی تو ذهن ما هست؟ چه خاطراتی رو مرور میکنیم؟ خطرات اون چی هست؟ به عنوان مثال برجسته که ذهن ما چقدر پیش خدا مهمه؟ ماجرای نیت هست. بله، درسته. بله، نیت خالصانه داشته باشی قبول میکنه، نداشته باشی قبول نمیکنه. دنیا ما رو عادت داده به اینکه ذهن شما، نیت شما زیاد اهمیت نداره. ذهنخوانی نمیکنه یا ذهنخوانی هم خیلی وقتها دچار تصادمات و نتیجهاش اتهامات مختلفه. یا اصلاً حالا ذهنم، شما فریاد بزنید من نیتم این بود، خیلی جاها براش ارزش قائل نیستند. برای آرزوهای ما، برای هر چه که در ذهن ما به عنوان انگیزه عمل یا به عنوان آنچه که میخواهیم در ذهنمون داریم، خیالپردازانه مرور میکنیم. تمنیات ذهنی ماست. دنیا برای این چیزهها زیاد ارزش قائل نیست و ممکنه یه جاهایی مثلاً بگن فلان قاتل ثابت شد قصد نداشته از قبل از قتل. یه جاهایی نیت انسان به درد میخوره، بقیه جاها زیاد نیت به درد نمیخوره.
اما در نزد پروردگار عالم، همه عوامل تعیین کننده در مقدرات ما، در نیت ما خلاصه میشه. البته عمل هم ارزش داره در دین. ولی ارزش عمل به اینه که اون نیت رو متجلی کرده. عمل بدون نیت باز ارزش چندانی نداره و ارزش عمل به اینه که اون نیت رو تقویت کرده. و نیت یک رفتاری است در وجود انسان، مشترک بین ذهن و قلب انسان. مشترک بین ذهن و قلب. اینجوری نیست که تو قلب ما عبور بکنه، ما متوجه نشیم، این ارزشی داشته باشه. نه. ذهن میاد، چراغ میاندازه روی گرایشهای قلبی ما. یه پیوندی اینها به همدیگه که میرسند، با هم پیدا میکنند، این چیزی رو تشکیل میده به نام نیت، حتی چیزی رو تشکیل میده به نام آرزو، چیزی رو تشکیل میده به نام حسرت. در جلسه قبل اون سوره توبه، آیه توبه رو دیدیم. قلب اینها احساس تنهایی کرد و بعد احساس کردند تو ذهنشون این رو حس کردند که ما مثل اینکه غیر خدا کسی رو نداریم. خدا توبه کرد. خدا به سوی اونها برگشت تا اینها تونستند توبه کنند و به سوی خدا برگردند.
چرا اینقدر از ذهن ما برای خدا اهمیت داره؟ چرا؟ واقعاً سواله. شاید بهش فکر نکردیم خیلیامون تا حالا. اگر فکر کرده بودیم، ذهنمونو اینقدر هرز نمیدادیم. هدر نمیرفت خیلی جاها. خیلی...
ملایی: جاها فکرمون رو هدر میدیم. سر چیزایی فکر میکنیم که عمر ما داره تلف میشه به خاطرش. از این بدتر، به فکر میکنیم که خدا رو غضبناک میکنه. ما فکر میکنیم حتماً باید یه گناه گل درشت انجام بدیم که خدا از ما رویگردان بشه. گاهی همین افکار ما میتونه مقدرات آینده ما و نسل ما رو به هم بریزه. نگیم فکرها به عمل نرسه اثر نداره. اثر داره. ممکنه تا به عمل نرسه اون مجازات خاصی که جنبه حقوقی داره براش مترتب نشه، کیفر ممکنه براش در نظر گرفته نشه، نشه. اما کیفیت اخروی ممکنه در نظر نگیرند. آفرین. ولی اثر دنیوی هم ممکنه شما تا گناه نکردید نداره ولی اثرش در وجود شما چی میشه؟! وجود شما رو دور کرد از خدا، وجود شما رو نزدیک کرد به خدا.
حتی... حتی پروردگار عالم پیشبینی میکنند ما بعداً چی به ذهنمون خواهد رسید. بر اساس اون، مقدرات ما را جابجا میکنند. مثال بزنم، مثلاً ما میخوایم نماز شب بخونیم. خب این ایام هم که داریم میرسیم به ماه رجب و فصل مناجات هم مناجات هست. چرا؟ چون شبها بلنده میتونیم سحرخیزی بکنیم. میخوایم نماز شب بخونیم، میخوایم بریم بچه خوبی بشیم، میخوایم با خدا ارتباط برقرار کنیم. بعد خدا یه نگاهی به من میکنه، میبینه که ببین این ظرفیتش رو نداره. پس فردا عبادت که بکنه، دیگهکسی رو تحویل نمیگیره. غرور پیدا میکنه متوهم میشه که آدم حسابیه. ملائکه این رو بخوابونید، بلند نشه برای نماز شب. که همینی که هست بمونه لااقل همینجوری بمونه. صریحاً اینا من روایت رو دارم به صورت ساده با یک زبان دیگری نقل میکند.
خب از نماز شب محروم شدی. از رزقی که میخواستی تو نماز شب بگیری محروم شدی. برای اینکه خدا پیشبینی کرد ذهن تو رو که بعداً شما این ذهن رو نمیتونی مدیریت کنی. نمیتونی جمعش بکنی. هرچی تو ذهن خودت به خودت میگی من کسی نیستم، من باید تواضع کنم، ذهنت میگه ولی من یه کسی هم هستم. البته اونجوریام نیست. بعضی وقتها به خاطر همین وضعیت ذهنی ما. چون ما مثلا میگیم ما غرور یه کسی رو گرفته. خب غرور اتفاقیست که کجا میفته؟ یک اتفاقیست که مشترک بین ذهن و قلب ما میفته و اگر تو قلب ما افتاد، خب ما باید با دستگیری ذهن این غرور رو بشکنیم. تلقین کنیم: تو چرا مغرور شدی؟ متکبر چرا شدی؟ اینها که از طرف خداست، اینکه لطف خداست. با ذهنمون باید این قلب ما، تکبری که تو قلب ما میاد بشکنیم. بعد خدا میبینه نمیتونیم بشکنیم، میفرماید: بابا این پول بهش ندید، این ظرفیت نداره. بعد دیگه بنده خدا هم نخواهد بود، آدم متکبریه.
خدا بعضی ها رو بهشون رحم میکنه، روزی بهشون نمیرسونه. برای چی؟ برای اینکه اینها نمیتونن بعداً خودشون جمع کنن. بعداً نمیتونن خودشون رو جمع بکنن. یعنی چی؟ نمیتونه با ذهن خودش کنترل کنه قلب خودش رو. با ذهن خودش نمیتونه کنترل کنه افکار بدی که به ذهنش خطور خواهد کرد رو. نمیتونه مدیریت کنه ذهنش رو. احسنت. عجب. چون نمیتونه، محروم میشه از خیلی چیزا. خدا هم بنده ش رو دوست داره دیگه و این هم لطف خداست.
یا مثلاً شما داری میری. اصلاً بناست رفیق شما کار شما رو درست کنه. همه کار انجام دادی، رفیقت بیاد کمک بکنه. بعد میگی: آخ جون، این رفیق ما هم خیلی دمش گرم، خیلی بچه باحالیه. خوب شد من این رفیقه رو پیدا کردما. فلانی هم کمک کرد. ما با این آدم حسابی رفیق بشیم. خدا میفرماید: پس خدا کو؟ تو چرا مشرک شدی؟ همه ش رفیقه؟ اون رفیق رو کی برات جور کرد؟ روزی بخواد برسه از جانب خدای توئه. و تو این توحید تو از دست بدی. چی؟ هزار تا ضرر دیگه میکنی. هیچی. رفیقش یه دفعه زنگ میزنه: تصادف کردم، نمیتونم بیاد. نه، اصلاً قرار به هم میخوره.
ملایی: تجربه کردیم این رو. گاهی که سفت قرار میذاریم: شب فلانی، فردا صبح ساعت ۸ و نه، من میام دنبالت بریم این کاره رو بکنیم، به هم می خوریم
حجت الاسلام پناهیان: اگر تو ذهنمون توکلمونو به هم نمیزدیم، شاید اونم به هم نمیخورد. احتمالاً ریشش همینه. چون خداوند متعال اقرب من حبل الورید است دیگر، از رگ گردن به ما نزدیکتره. ما واقعاً اراده داریم. در ذهن خودمون تمرین کنیم، ذهن خودمون رو مدیریت کنیم. میتونیم. اگه نمیتونستیم، تکلیف مالایطاق که نیست. آقا من به ذهنم رسیده، به فکرم رسیده. من که قدرت کنترل او رو نداشتم. خب یه عمری رو خدا به ما داده که قدرت کنترل ذهن پیدا کنیم. قدرت مدیریت ذهن پیدا کنیم. این آگاهیها رو برای چی به ما میدن؟ اصلاً همین برنامه سمت خدا. اصلا کل برنامه شما، مدیریت ذهن. اسمش فقط. حالا ما امروز داریم صریحاً در موردش صحبت میکنیم. برای چی این اطلاعات مذهبی رو به مردم میدید؟ که این اطلاعات یه جایی تو لحظههای حساس، تو تصمیمگیری به دردشون بخوره. بله، توی فکرشون به دردشون بخوره. اونها رها کن از غم و غصه. شما همه این اطلاعات رو میدید برای اون کسی که قدرت مدیریت ذهن داره. اسمش چیه تو قرآن؟ اولوالالباب. صاحب خرد. یعنی ذهنش رو خردمندانه اداره میکنه. ذهن که کارش خردورزیه، درست ازش داره استفاده میکنه. ذهنی که درست مدیریت بشه، خردمند خواهد شد. به هر عبارت دیگری که میشه گفت. ممکنه معنای تحت الفظیه متفاوت باشه، بله، چند رقم باشه، بله. اولوالالباب به تعبیر دقیق یعنی صاحب علو، یعنی چی دیگه؟ صاحب بله. اولوالالباب مثلاً هرچی رو به این اضافه میکنن این لفظ رو، یعنی اون صاحبش به معنای درست کلمه. درسته. خب ما اینها رو داریم برای چی میفهمیم؟ برای اینکه یه روزی از این آگاهیها استفاده کنیم. این مثل چنگکهای قلب خودمون رو کنترل بکنیم. میگه من تا حالا از ذهنم استفاده نکردم که مدیریت ذهن بلد باشم. خب طبیعیه به ذهن شما چی خطور میکنه.
اینجا یه بحثی داریم به نام خطورات ذهنی. معلومه شما اگر مدیریت ذهن بلد نباشید، تشویقت کنن، کیف میکنی و بعد تصور میکنی، توهم میکنی که این خوبیها مال خود تو بوده، خدا رو نمیکشی وسط. معلومه اگر شما مدیریت ذهن بلد نباشی، یه کسی بترسونت، فکر میکنه قدرت مطلق اینه و میتونه هر ضربهای بهت بزنه. معلومه میتونن دیگران تو رو تطمیع بکنند، چون قدرت مدیریت ذهن ندارید.
تو مدرسه به ما چی یاد میدن؟ چوب رو میذارن توی آب، شکست نور رو جلوی چشم ما ایجاد میکنند، میگن این چوب نگاه کنید کجه دیگه. بچهها آره دیدید؟ الان از صاف که بیرون آمد، چوب هیچ کجی نداره. این رو چرا به من یاد میدن؟ چرا یاد میدن به ما؟ برای اینکه بدونیم چشممون خطا میکنه ها. ذهن رو رها کنیم دیگه، اصلاً نمیتونیم این ذهن رو جمعش بکنیم و از خیلی چیزا محروم میشیم.
حالا ببینید اینجا امام صادق علیه السلام روایت جلسه قبل بله. من اون سوال رو جواب ندادم ها آقای ملایی که چرا؟ چرا خدا قدر ذهن ما بها میده؟ چرا؟ خب چرا؟ تقریباً داره بیرون میاد از این توضیحات دیگه. ولی خب واقعاً خیلی عجیبه. حالا ذهن من یه چیزی بهش خطور کرد.
ملایی: منشأ دیگه. منشأ خطورات. و بعد منشا عملیات، اعمال، کارها.
حجت الاسلام پناهیان: نه تنها منشأ، این درسته، فرمایش شما کاملاً درسته. ولی شخصیت ما اونجا شکل. شخصیت ما. کاش اونقدری که ما رو اخلاق، به معنای صفات قلبی کار میکردیم، روی مدیریت ذهن و قدرت مدیریت ذهن کار میکردیم. چون اونجاست که تغییر در خلق ما هم ایجاد میکنه و شخصیت ما. ما شخصیت برجستهای داشته باشیم، کاری هم انجام ندیم، خدا ما رو آدم حساب میکنه و آدم حسابی تحویل میده.
چقدر شما در روایت شنیدید؟ شما ماشاالله خودتون یه پا کارشناسید. میفرماید: جاهل تا صبح عبادت کنه، ثوابش کمتر از عاقلیه که اهل عبادت هست ولی گرفته خوابیده. ثواب خواب این از ثواب عبادت اون بیشتره. چرا؟ چون این شخصیتش عاقله. عاقله یعنی مدیریت ذهن داره. اعقل الناس انظرهم فی العواقب. عاقلتر کیه؟ کسی که بیشتر نگاه میکند به عاقبت. یعنی مدیریت ذهن. الان دوباره دوستان اعتراض نکنن. عاقل رو هم شما ترجمه کردید به مدیریت ذهن. این روایت دیگه: عاقلتر آن است که به عاقبت بیشتر نگاه میکند. به عاقبت یعنی ذهنش رو عادت داده. حالا یه همچین شخصیتی رو خدا تحویل میگیره. ملائکه: برید کنار، خوابیده، عیبی نداره، آدم حسابیه، تحویلش بگیرید. ببینید، بله. چرا خدا اینقدر ذهن ما رو؟ خدا خود ما رو میخواد که بهش مقرب بشیم. نمیخواد که ما براش کار بکنیم. به کار ما احتیاجی نداره. همون شخصیته. درسته، خود ما رو میخواد. و من وقتی مدیریت بکنم ذهن خودم رو، با یک سلسله ویژگیهایی، شخصیت فکری خودم رو خوب پرورش داده باشم، یک شخصیت برجسته پیدا میکنم. دیدید مردم دنبال کلاس میگردند، با کلاس باشند، با شخصیت باشند. خب خدا هم همینطوره. خدا هم از انسان پست و پلشت بدش میاد،
ملایی:میخواد بنده ش بزرگ باشه. بله، با شخصیت باشه.
حجت الاسلام پناهیان: اصلاً خودش هم فرمود: لقد کرمنا بنی آدم. بله، ما گرامی میداریم انسان رو. خیلی برای خدا این مهمه. بعد خدا وقتی خود ما رو بخواد، حتی هیچ کاری هم انجام نداده باشیم، آدم با شخصیتی باشیم. آدم با شخصیت به چی؟ شخصیته.
حالا من دارم جواب اون سؤال رو میدهم. من میخواستم ندم این جوابها. ولی نمیخوامم بدم. اینا یه کمی گفتگو در این باره. من اصلاً جوابش رو خودم نمیدونم آقای ملایی. من اختیار بینندگان عزیز رو راحت کنم.
چرا مردم میرن تحصیلات؟ آقای دکتر، خانم دکتر. تحصیلات توی کشور ما الحمدلله یه تبی داره. دیروزم روز دانشجو بوده. این مملکت تکون خورد وقتی چند تا دانشجوی ما رو کشتن به خاطر آمریکاییا. این دیگه روز جاودانه شده، روز دانشجو شده. روز دانشجو حرمت داره. دانشجو بودن قیمت داره. یه بار دانشگاه آزاد بودم، یه پرس و پاسخی بود بعد از جلسات. من گفتم به شما دانشجوهای دانشگاه آزاد، من خیلی احترام میگذارم چون شما دارید پول خرج میکنید برای دانش، دانش و علم. یه نفر اومد تیکه بندازه گفت: نه، اینا برای مدرکه. گفتم: اون کسی که پول خرج میکنه برای مدرک هم انسان محترمیه. میخواد با مدرک محترم بشه، نه با چیزای دیگه. و این خودش خوبه، خودش ارزشه. میگه میخواد بگه آقا من باسوادم. حالا میتونیم ما نیت رو از این خالصانهتر بالاتر هم ببریم. ولی ارزش خود این رو بفهمیم. واقعاً ما یه جامعه خوبی هستیم از این جهت که به مدرک درسی اهمیت میدهند. درسته، نباید مدرکگرایی افراطی که علم رو به محاق ببره و بازی در بیارن سر مدرک. این چیزه، اینا رو باید رعایت کرد. ولی گرایش به علم چیز خوبیه. ما چه جور توی زندگی خودمون به باسواد بودن؟ یک طرف مثلاً الان شما یه نفر بیان بگن ایشون چهار تا دکترا داره و یک دونه فوق تخصص. آنی تو قلبتون یه احترامی میاد یا نه؟ بله. اینم یک ویژگی که محترم میشه فرد. حتماً خدا هم همینطوره. کسی که مدیریت ذهن میتونه بکنه، نزد خدا شخصیت برجسته داره.
اونوقت کی ما باید مدیریت ذهن خودمون رو به خدا نشون بدیم؟ سر نماز. بله، حالا روایت داره که من نصف اون روایت رو خواهم خوند برای شما، نصف دیگشو ارجاع میدم آدرس خود دوستان. حتماً رفقای خوب ولی من بقیشو نمیخونم. اول روایتی که همشو میخونم بگم. روایت هفته قبل رو قول دادی: تبحروا قلوبکم. بگردید قلب خودتون رو. تبحروا یعنی چی؟ بحره دیگه، یعنی مثلاً برید غواصی کنید، برید بگردید اعماقش رو بگردید. خب درسته، بله. وقتی که میریم دریا، روش که فقط راه نمیریم، میتونیم در اعماقش هم غواصی کنیم. اصلاً ارزش تو اعماق باشه. درسته، بله. تبحرو قلوبکم. ما چجوری باید تبحرو قلوبکم را انجام بدیم؟
ملایی: تقلب کنم از شما؟ بله، و همون چراغی که فکر و ذهن میتابه. گفتید یه تعبیر اینجوری فرمودید که چراغ بتابونه، گوشهکن برو ببین.
حجت الاسلام پناهیان: یعنی با همین ذهنت. بله، بگرد تو قلب خودت. منفی نزنهها. حالا بگم موضوعش چیه؟ تبحروا قلوبکم فان انقاها الله من حرکة الواجس لسخط شی ء من صنعه فاذا وجدتموها کذلک فاسئلوه ماشئتم. حالا فارسیش یه کمی حدیثی نیست. میفرماید: برید بگردید قلب خودتون رو. اگر ته قلب خودتون هیچ تکونی، هیچ تکانشی، هیچ امر منفی در سه خط، در غضبه، در ناراحت بودن از دست خدا ندارید این یه ذره ته دلت ناراحت نیستی از خدا؟ خدایا خیلی ازت راضیام، کارت درسته، من دوست داری، با من مهربونی، هواامو داری داشتی هم تا حالا. حالا طرف خیلی زندگیش بله. ولی فلسفه مشکلات فهمیده، با خدا دعواش نشده، ببینید شما چیزی در قلب خودتون از این مسائل ندارید که نسبت به خدا غضب داشته باشید. فذا وجدتموها کذلک وقتی دیدید تو قلبتون هیچ ناراحتی از خدا نیست، اون موقع هر دعایی کنید مستجابه. درسته، بله. فسئلوها ماشئتم هرچی میخواهید بخواهید، دعاهات خدا مستجاب میکنه.
ببینید، یک ذره پیام منفی از قلب انسان به ذهن انسان خطور بکنه، مانع استجابت دعاست. حالا بگو این فکرهای منفی، گناه گل درشت که نکردم که خدا من رو بخواد عذاب بکنه. که فکره دیگه، به ذهنم رسیده، یه چیزی اومد و رد شد. اگر کوچکترین چیزی در قلب انسان تکون بخوره و در قلب انسان یک حرکت منفی در جهت سخط پروردگار (یعنی یه ذره از خدا ناراحت باشیم)، اون موقع دیگه دعا مستجاب نمیشه. و اگر یک ذره این ناراحتی به ذهنت خطور نکرده از از خداوند متعال، حالا هر دعایی بکنیم مستجابه. انسان باید قلب خودش رو از خدا راضی کنه. قلب خودش رو راضی کنه با فهمیدن فلسفه مشکلاتش، با تقویت اعتقادش به خدا. خدا که نمیخواد من رو بزنه. مهربان. ایشون که هم رحمانه هم رحیمه. بسم الله الرحمن الرحیم. به نام خدای مهربان مهربون. چون ما در فارسی دوتا لفظ نداریم، یه لفظو مجبوریم یک کمی تغییر دو جور بگیم. حالا مفسرین برای تفاوت این دو تا لفظ حرفایی میزنند ولی فارسی بالاخره اینه. و بعد شما میبینید که توی دعا برای مجاهدین، امام سجاد علیه السلام دعا برای رزمندهها عرضه می دارد: خدایا ذهن رزمندههای ما را در اختیار خودت بگیر. به ذهنشون محبت به دنیا و مال و منال خطور نکنه تا اینها بتونند برای تو جهاد بکنند. بعد خدا هم که میدونی اگه کسی نتونه جهاد بکنه، میفرماید این رو نبرید، اصلاً لیاقت جهاد در راه من نداره. خدا قیافه میگیره، اصلاً نمیخوام بیایید. بعد یه وضعیت بدی برای افراد و برای جامعهای که اینگونه هستند در واقع خدا ایجاد میکنه.
من اون روایت نصف نیمهکارهای که بنا شد بخونم از کتاب مصباح الشریعه بله. در این کتاب شریف، در باب توجه یه قسمتیش رو بنا شد بخونیم بله. میفرماید که: فاذا کبرت وقتی که تکبیر گفتی، فاستصغر ما بین السماوات العلی و الثری دون کبریائه و وقتی تکبیر گفتی، هرچی غیر از خداست رو در ذهنت کوچیک قرار بده، ریز ببینم در ذهن خودت، در قلب خودت. برای کبریایی خدا یک حساب بینهایت باز کن و غیر از اون رو در ذهن خودت قرار بده. ب
عد میفرماید اگر خدا ببینه: فان الله تعالی اذا الطلع علی قلب العبد. وقتی خدا ببینه که برای کبریایی خدا کسی مانع ذهنی داره یا کس دیگر رو کنار خدا یه ذره براش بزرگی قائله (بقیه رو کوچیک نکرد مقابل خدا)، اونوقت به هوش، به او یک سخن گوید که من اون سخن رو نمیخونم، در مصباح الشریعه هست، برن بخونن. اونجا یک توبیخ خیلی شدید هست برای کسایی که برای دیگران در کنار خدا یه قدری قائلند، یه شأنی قائلند. یکی مثلاً اندازهای، اندازهای که کبریایی مثلاً خدا رو فقط باید هنگام الله اکبر نماز، ما مهمترین لحظهای که نیاز داریم به توجه در الله اکبر اول نماز. تو اون لحظه حتی صبر کنید، تاخیر هم افتاد نماز. من نمیدونم حتماً برای همه میشه این نسخه رو پیچید یا نه. ولی میگفت شهید سید محمد باقر صدر اعلی الله مقامه الشهید شریف همیشه نماز رو به موقع میخوندن. یه بار سر سجاده بودند، ۲۰ دقیقه شاید طول کشید بعد نماز رو شروع کردن. شاگردشون میگه که چون این رفتارو من ندیده بودم که شما معطل کنید، به من بگید اگه میتونید. او آره، فکرم درگیر بود، میخواستم از یه مسئلهای آزاد بشه، با یه فکر رها برم در خونه خداوند متعال که فقط به او بیندیشم. خب اون در نماز باید توجه داشت. البته خیلی سخته.
ولی مهمترین لحظهای که بیاید همه ما قرار با همدیگه بگذاریم، این لحظه خاص و خاص رو بهش توجه عمیق بکنیم. معناش معلومه چیه؟ الله اکبر یعنی خدا بزرگتر از آنچه در آسمان و زمینهاست. زمین هست و هرچه در کائنات وجود داره. هیچکس در مقابل خدا عددی نیست. بریزیم همه رو دور در مقابل دیدگان خودمون. فرمود: عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونهم فی اعینهم...دوباره کشید به مدیریت ذهن. اصلاً مادون خدا رو که به قلبش این راه نمیده، از چشمش مادون خدا جلوتر نمیاد. دقت فرمودید؟ بله، دقیقاً. ولی خداوند متعال در جان او عظمت داره. ببینید واقعاً ما از خودمون اگر یک شخصیت باکلاس، یک شخصیت محترم، یک شخصیت برجسته به خدا نشون بدیم، خدا اهل تحویل گرفتن آدم با شخصیته. خیلی مهمه خیلی. این اون حقیقت عبادته. همون کرمنا بنی آدم است . حقیقت عبادت، خمیر مایه بندگی خدا اینه. و ما سر نماز داریم این رو تمرین میکنیم. تو استغفار داریم این رو تمرین میکنیم. مثلاً استغفار رو یه بار بیاید به این ادبیات ترجمه کنیم.
استغفار چرا مهمه؟ میریم به خداوند متعال میگیم: خدایا من احترام شما رو نگه نداشتم. خیلی کار بدی کردم من رو ببخش. هرچی شما این رو بگی برای خودت، یه آدم محترم حاضر نیست به خدا بیاحترامی کنه. خدایا من رو ببخش، احترامت رو نگه نداشتم. اگه کسی هر شب برای این موضوع گریه کرد، این محترمترین انسانه. اگه مستجابالدعوه شد، تعجب نکنید. برای خدا تو ذهن خودش و قلب خودش احترام قائله.
خب ببینید این توجه که خدا احترام داره پیش من و من در مورد این احترام فکر میکنم و براش وقت میگذارم و در موردش گفتگو میکنم. حتی تواضع میکنم، انکسار قلب پیدا میکنم. ببینید تعظیم و تکریم میکنم. این چقدر چه حقیقت بزرگیه.
خدایا چرا شما به ذهن ما اینقدر اهمیت میدی؟ من نمیدونم. اینقدر خدا به ذهن ما اهمیت میده که دو تا برنامه برای ما طراحی کرده. یکی ذکر زبانی. بله، که بیا اینا رو بگویم، کلمات رو. بله، که این کلمات، جنبه تلقینی داره برای ذهن تو، برای فکر تو، برای توجه تو. اثرشون اونجاست. آره، بیا این من به تو واجب میکنم این کلمات رو بگی که با کمک این کلمات ذهنت رو مدیریت کنی. ذکر نماز کمک ماست برای اینکه ذهنمون رو مدیریت کنیم. میگه این الفاظ رو بگو، برو روی این الفاظ مشغول باش. همین جوری در سکوت متوجه این معانی بودن سخته. حتی بعضاً با صدای بلند اینها رو بگو به اینا کمک کن.
بعد یه کار دیگه هم کرده خدا: از بدنت استفاده کن برای این توجه ذهنی. خم بشو، صورت به خاک بگذار. این داره کمک میکنه به ذهن من. چه جالب. این دو تا بال پروازاز بدن خودم در رکوع، در سجود. بدن بیاد کمک بکنه به ذهن. واقعاً خیلی عجیبهها. چقدر ذهن ما محترمه پیش خدا. خدا از ما نمیخواد ما عاشق باشیم. عشق رو که خودش میده. ما که نمیتونیم به دست بیاریم. ولاکن الله حبب الیکم الایمان و زین فی قلوبکم. و بعد ما بخواهیم عاشق بشیم. مگه این زوریه؟ مگه این شدنیه؟ من میخوام از امروز عاشق بشم. مگر اینکه خودش بده بهمون. ارادی نیست عشق. عشق بالاخره خیلی غیر ارادیه، خیلی هاش غیر ارادیه. تو فقط میتونی مدیریت ذهن بکنی. مدیریت نگاه بکنیم، مدیریت گوش بکنیم که واردات ذهنی هستند. بعد از طریق مدیریت ذهن بتونی رو دل تاثیر بگذاری. میفرماید خب عیبی نداره، من کمکت میکنم با این عمل واجب که مدیریت ذهن بکنیم. بله، من این رو از تو میخوام.
ملایی: خیلی مسئله به نظر میاد که سریع بشه به دستش آورد، ولی حتماً باید این ساختارش رو رعایت کرد.
حجت الاسلام پناهیان: دنیا به ذهن ما اهمیت نمیده آقای ملایی. دنیا از ما مدیریت ذهن نمیخواد. غرق دنیا کسی بشه، اتفاقاً دنیا از ما میخواد که مدیریت نکنیم ذهنمون رو بلکه دنیا میخواد تسخیر کنه، خراب کنه. شیطان گفت الازینن لکم ما فی الارض ما. من هرچی رفتارشون جدا، اعمالشون زینت میدن زمین رو، زینت میدن. و این کارها رو دنیا، ذهن خراب کنه. درسته. بعد خدا از اون طرف به ذهن ما اینقدر اهمیت میده. اگر اهمیت ذهن ما نبود، ذکر نماز نبود، رکوع و سجده نماز نبود، مقدمات طهارت نماز نبود، قبله نماز نبود، نماز جماعت نبود، اصل نماز نبود. نماز برای توجهه. ته کار قصه به اینجا ختمشه دیگه. درسته، بله. بعد میفرماید در اشعار: خوشا آنان که دائم در نمازند. اونها دیگه ببین کی هستند که خود اون، برخاسته از مفاهیمه، پس ما متوجه شدیم که نمیتونیم به این سادگیها متوجه بشیم که چرا خدا به ذهن ما اینقدر اهمیت میده.
ملایی: جمله جالبی. نمیتونیم متوجه بشیم که چرا خدا به این متوجه بودن ما اینقدر اهمیت میده. اهمیت میده چه معادلهای شد؟ چرا؟ چرا اینقدر اهمیت؟
حجت الاسلام پناهیان: این همه طراحی، اون همه آثار. من اول عرض کردم: استجابت دعا، مقدرات، اصلاً حرمت گذاری برای یه آدم صاحب لب و اندیشه و صاحب خرد. اینا کسانی که ذهن خودشون تونستن مدیریت کنن. بله، عاقل بهشون گاهی از اوقات گفته میشه. و درباره عاقل، ربطش به مدیریت ذهن خیلی بیشتر از اینم میشه حرف زد. ولی خب ما فعلاً به این نپرداختیم. چون عالم باشه ولی کار احمقانه بکنه، میگن عجب آدم نادانیه. از حیث حماقت عاقل نیست. علمش رو داره ولی عقل نداره. خب یعنی چی؟ یعنی مدیریت ذهن نداره که از اون آگاهی بیاد الان استفاده کنه، بزنه به اراده، یه عمل خوب انجام بده. کار احمقانهای میکنه اگرچه آدم داناییه. این یعنی از اون علم نمیتونه مدیریت بکنه.
ملایی: و به خاطر همینه که در مقابل جهل، علم نیست، عقل. مثل همین. یه چیزی هم درگیر شد ذهن من اون اولی که اون روایت تبحرو قلوبکم ...که پس آقای لازمش این شد که هر چند وقت یه بار ما یه چراغ قوه روشن کنیم با ذهن، بندازیم روی قلب، ببینیم آقا کجا داری میری، چیکار داری میکنی، چی اونجاست؟ خطورات، خاطرات. ناراحت نباشه، رسوبات.
ملایی: آره، خیلی جالب بود. این بگردی، پیدا کنی که آیا ناراحتی ته دلت هست یا نیست، یه فکری به حالش بکنی. چون اگه گشتی و دیدی یه دونه هست ولی من بهش توجه نداشتم، همون مانع استجابت دعاست. خیلی بحث بحثه دقیق و ارزشمندیه. و باید ویژه تشکر بکنیم از حاج آقای پناهیان عزیز. و خیلی هم ممنونیم حاج آقا از محضر شما. برمیگردیم خدمتتون. فردا هجدهم جمادی الثانیست و مثل هر ماه ۱۸دهم ماه قمری، طرح فرزندان غدیر به همت شما مردم و لطف خدای غدیر اتفاق میفته. دو گروه تو این طرح فعالیت داریم: یک گروه ما که زوجی هستیم که دوست داریم کمک بگیریم از تسهیلات، بهرهمند بشیم برای درمان ناباروری. و یک گروه ما هستیم که میخوایم پول بدیم، مشارکت کنیم، کمک کنیم به هموطنان عزیزمون برای درمان ناباروری. اونایی که دوست دارید مشارکت بفرمایید، عدد ۱۸ رو به ۲۰۳۰۳ پیامک کنید. این یعنی اعلام حضور و آمادگی. و زوجهای بزرگوار برای بهرهمندی از تسهیلات، از فردا لطفاً به کانال مراجعه بکنید.
صفحه ۴۴ قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیات ۲۶۰ تا ۲۶ و چهارم. و ثوابش تقدیم بشه به محضر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و برادر بزرگوارش که دوشنبهها متعلق به سیدی شباب اهل الجنه هست. با یه صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه44 قران کریم
ملایی: یه چند دقیقهای که زمان داریم، دوباره خوش اومدید. میخوایم بازم از محضر پناهیان در دقایق بهره ببریم. لطفاً همراه کنید. میتونم با یه سوال این قسمت رو خدمت شما باشم. عرض کنم که خب فرمودید که آقا اگر به قلبمون یه نگاهی بکنیم، یه وارسی بکنیم، یه غواصی توی قلبمون بکنیم و ببینیم اگر خطوراتی هست که غیر الهیه ، خطوراتیه که به درد نمیخوره و مانع هست نسبت به حضرت حق، اونا رو حذف کنیم. تکلیفمون رو بدونیم که چی میگذره تو قلبمون. یه وقتایی یه سری خطورات به نظر در اراده من نیست، حسمون اینه که میرسه به ذهن میاد خودش. اون موقعها تکلیف چیه؟
حجت الاسلام پناهیان: بله، این مسئله رو ما داریم. اولاً کسانی که قدرت مدیریت ذهن ندارند، خب معمولاً در آسیب و در معرض آفتهای هجوم این خطورات هستند. یه چیزایی به ذهنشون میرسه که دوست ندارند و اینها میاد و اذیتشون میکنه. البته برخی از این خطورات ذهنی کار شیطانه، وسوسه صدر از همین جنسه که رسماً هم تو قرآن رسمیت یافته و اعلام شده که این داره این فتنهها رو برای انسانها. که باید ما یه جلساتی رو انشالله بعداً در این باره صحبت بکنیم که چه کسانی یا این نیروهای نامرئی که میان رو ذهن ما اثر میگذارند. و فرشتهها که میان رو ذهن ما اثر میگذارند. اثرات بدی که شیاطین میگذارند، اثرات خوبی که فرشتهها میگذارن. این رو باید بدن بحث کنیم. یکی از موضوعاتیست که باید بهش پرداخت.
ولی غیر از اون، به طور خودکار هم ذهن انسان گاهی از اوقات هرزگی میکنه، سراغ افکار باطل و پوچ و اذیت کننده میره. خب اونجایی که ما مقصر نبودیم و این فکر به ذهنمون رسیده، باید باهاش مقابله کنیم. از فکرش در بیایم بیرون. یک فکر منفی و غلط رو که خودمون هم میدونیم غلطه، منطقاً در ذهن خودمون ادامه ندیم. و استغفار کنیم و کارهای خوب انجام بدیم. احساسات خوب خودمون رو رو بیاریم، قرآن بخونیم تا بتونه این تقویت بکنه جبهه حق رو در ذهن ما، جبهه حق رو در قلب ما بتونه تقویت بکنه. اونجایی که به ذهن ما رسید یه حرف منفی و ما ازش کناره گرفتیم، ما معافیم، صدمهای نخواهیم خورد. اما اونجایی که میبینیم نه، یه فکر منفی تو دل ما نسبت به خدا واقعاً هست، ما از خدا ناراحتیم. این رو باید درستش بکنیم. یعنی گاهی از اوقات این خطورات ذهنی ناشی از بخشهای پنهان قلب ماست. که اینا رو باید اصلاح کرد.
حالا این بخشهای پنهان قلب ما چه چیزهایی هستند، انشالله در یه سری جلساتی صحبت خواهیم کرد. مثلاً یه کسی انسان متکبری باشه، این تکبرش ناخودآگاه روی ذهنش اثر میگذاره. بعضی از افکار ناخودآگاه میاد تو ذهنش، بعد میگه اینها ناخودآگاه اومده تو ذهن من. بله، ناخودآگاه اومده تو ذهنت. ولی شما اون قلب رو اگر صفا بدی از تکبر، دیگه این ناخودآگاه پدید نمیاد. میگه ناخواسته مثلاً این فکر به ذهن من رسیده. اون وقت بعضیها که قلبشون صفا داره، ناخواسته فکرهای خیلی خوبی به ذهنشون میرسه. دقت فرمودید، پس ما اگر بریم همون سفارش امام صادق علیه السلام، تبحروا قلوبکم، قلبمون رو وارسی بکنیم، خیلی وقتها ریشه افکار غلط نسبت به پروردگار، نسبت به هر چیز دیگری رو، ریشه این افکار رو اونجا خواهیم سوزوند. اگر بریم قلب خودمون رو بگردیم... چه بسا رفتیم گشتیم. یه زمینی رو میگردن ببینن توش مثلاً مین نباشه، یه وقت پامون رو گذاشتیم منفجر بشه. خب حالا که شما شخم زدید، یه چند تا نهالم بکار، یه چند تا بذر خوبم اونجا بپاش. یه وقت دیدی اونجا رفتیم دلمون رو گشتیم و زیر و رو کردیم، کارت نهال خوبم کاشتیم. رفتیم قسمتهای خوب رو رو آوردیم در قلبمون. چون توجه به قسمتهای خوب قلب، قسمتهای خوب قلب رو تقویت میکنه.
همین الان، همه کسانی که مادر دارند یا مادر ندارند، نزدیک روز مادر هم هستیم، فکر کنند در مورد خوبیهای مادرشون، ۵ دقیقه بعد از برنامه فکر کنن. یه کمی فکر کنن، وقت بگذارند. مادرتو به تو این خوبیها رو کرد، فکر کنن روش. پنج دقیقه؟ نه، ما الان تموم میکنیم. نه، خب آره، ۵ دقیقه، ۱۰ دقیقه. فکر کنند. یه دفعه میبینیم محبت مادر شعله کشید. شاید برای مادرش حتی اشک ریخت، شاید تماس گرفت. بله، شاید برای مادری که فوت کرده یه کار خیری انجام داد. یعنی یه دفعه اون احساس قلب میاد رو. میشه همون حالی که توجه رشد کرد، در اثر توجه، اون قسمت خوب قلب رو رو میاره. انسان. توجه خیلی کارا ازش برمیاد. بتونیم با توجه به خوبیها در قلب خودمونم خوبیها موجوده، خطورات ذهنی منفی اونها رو از ذهن خودمون خارج کنیم.
ملایی: بسیار عالی. خیلی متشکرم از لطف شما. خیلی هم متشکرم از شما خانمها و آقایان. همراهان خوب برنامهمون، روایتها، آیهها همه در کانال بارگذاری میشن برای اینکه داشته باشید. عضو کانال ما باشید لطفاً. توی ایتا مثلاً شما اگه عدد هشت به ۳۰۰۰ ۱۵ ۱۵ پیامک کنید، عضو کانال ما در پیامرسان ایتا میشید. امثال روایتهایی که حاج آقا فرمودند و بقیه حضرات، همه اونجا بارگزاری میشه. خیلی متشکرم از همراهیتون. انشالله که روزهای قشنگی پیش روتون باشه زیر سایه نگاه مهربان حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیه السلام که به ما هدیه داد فرزندان نورانی خودش رو، از جمله ارباب بیکفن اباعبدالله الحسین علیه السلام رو که میتونیم اینجا الان محضرشون عرض ادب کنیم و بگیم: السلام علیک یا ابا عبدالله.