وقتی اول هفته میشه روز شنبه ما اینجا سعادت بودن در کنار حاج آقای عابدینی عزیز رو داریم که چهره دوست داشتنی ایشون رو دارید می بینید و خب ادامه بحثی که تو فصل جدید حضور حاج آقای عابدینی عزیز در ادامه تبیین سیره تربیتی انبیا الهی علیهم السلام یه بحث طالوت رسیدند و قصههایی که پیرامون آیات ۲۴ ششم سوره مبارکه بقره به بعد از اون داره مطرح میشه بفرمایید برای ادامه گفتگو خدمت حاج آقا باشیم
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله عرض ادب و ابراز خوشحالی از بودن در محضر حضرت عالی سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیزمون الحمدلله رب العالمین که ما هنوز در ایامی هستیم که متعلق به حضرت زهرا سلام الله علیهاست، از دوران فاطمیه ای که عزاداری ها بود که قبول باشه انشالله از همه مردم به بشارت ولادت و مبارکی ولادت حضرت که در پیش داریم بله انشالله خدای سبحان جذب های حضرت را برامون دائمی قرار بده و نگاه ما رو برامون همونجوری که ما باور داریم مادرانه برامون قرار بده انشاالله الهی آمین
ملایی: حتماً در آستانه روز ولادت هستیم حالا دیگه حضرت عالی حسن مطلعی داشتید برای برنامهمون پنجشنبه که از راه میرسه ولادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیه السلام نذاریم چهارشنبه تازه فکر کنیم که چه کنیم حاج آقا دیگه فرمودن الان دیگه تکلیف شد از همین الان به فکر باشیم برای پنجشنبه یه برنامهریزی برای شخص خودمون برای خانوادهمون برای محله و ساختمون مجتمعمون و برای جامعهمون یک گامی مسیر حضرت زهرا علیه السلام انشالله برداریم خب ما در خدمتیم حاج آقا
حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبا فی هذه الساعة و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قاعدا وناصرا و دلی وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا انشالله خدای سبحان عرض وجود ما رو به طاعت حضرت ولی عصر آراسته بگرداند و این اطاعت ما نسبت به حضرت رو دائمی قرار بده الهی انشالله و فیها طویلا که اطاعت ما دائمی باشد خوب در محضر آیات ۲۴۶ به بعد در فصل به اصطلاح بحث در رابطه با حضرت طالوت بودیم که سلام میکنیم بر حضرت طالوت حضرت داوود و حضرت اشموعیل که مرتبط با قصه ما هستند و اذن میگیریم ازشون چون ما باور داریم که اولیا الهی اینها حیات دارند و نظر دارند و اینها رو با نگاه اینکه اینها حیات دارند و میتونند مؤید باشند، انسان را تایید بکنند. انسان را تو اون قدمی که میخواهد تو راستای آنچه که ماموریتی که به عهده اینها در قرآن گذاشته شده ما رو کمک بکنند انشالله با این نگاه وارد این قصه میشیم و توجه داریم محبتمون رو به حضرت طالوت و حضرت داوود و حضرت شموئیل یا ارمیا حالا برابر نقلهای مختلف در رابطه با اینکه اون نبی اون زمان حضرت شموئیل بوده یا حضرت ارمیا بوده که شموعیلم همون اسماعیل باشد که اسماعیل صادق الوعد هر کدام از اینها که باشند ما سلام میکنیم خدمتشون و اجازه میگیریم در بحثی که در سیر آیات قرآن در این مورد از آیات ۲۴۶ به بعد داشتیم سیر بحث رو تقریباً در محضرش بودیم اما نکاتی این بحث دارد که در کنار اون سیر باید این نکات رو هم ما بهش بپردازیم تا انشاالله اون سیره بودن که امروز رو برای ما نقشه امروز ما باشد رو معین بکند. لذا برای اینکه این سیره روشن بشود چند نکته رو استفاده میکنیم.
یه نکته اول این است که بحثی که در رابطه تبا وقتی اینها از اون رودخانه عبور کردند و مبتلای به اون رودخانه شدند که از اون آب نخورند و عدهای خوردند و عدهای هیچ نچشیدند و عدهای یک مشت از اون آب رو خوردند سه دسته شدند این بیان شد این سه دسته شدهها دستهای از اونها طبق نقل روایات و ظهور ابتدایی قرآن اینها جا ماندند. تعبیر قرآن این بود فلما جاوزها.. معلوم میشه اونهایی که تبعیت نکردند و لیس منا شدن داخل در و الذین آمنوا نیستند. لذا اونهایی عبور کردند که کسانی از این رود عبور کردن و ادامه مسیر دادند که کی بودند یا نخوردند اصلاً که نچشیدند یا یه مشت طبق اجازه خوردن این دو دسته خب این جریان وقتی رسیدن جلوی جالوت و لشکر جالوت طبق آیه قرآن که اینها وقتی رسیدند عدهای گفتند قالو لا طاقت لنا الیوم بجالوت و جنوده این قالو رو همه نگفتند حتی اگر بگیم که اون کسانی که یه مشت آب خوردن همه اونها هم نگفتن عدهاشون گفتن اما تبعیت از بقیه و جو در بقیه با گفتن اینا ایجاد شد به طوری که گفتمان لشکر تبدیل شد به ضعف نمیتونیم نمیشه نداریم این گفتمان نمیشه نداریم نمیتونیم بل لشکر چون گفتمان اول بود غلبه پیدا کرد!
لذا دارد که هر گوشه ای هر چند نفری که نشسته بودند شب برای اینکه آماده بشن برای فردا تا مقابل صورت بگیرد هر کدام که نشسته تو هر جمعی گفتمان نمیشه بود نمیتوانیم بود اینها زیادند و ما ضعیفیم یعنی دائماً اون نیمه خالی لیوان رو دیدن و اون نقاط ضعف خودشون رو پررنگ کردن و از اون طرف نقاط قوت دشمن رو پررنگ کردن تا دو طرفش ایجاد ضعف میکند یه موقع انسان نقاط ضعف خودش رو فقط میبیند یه موقع نه هم نقاط ضعف خودشو میبیند هم نقاط قوت دشمن را میبینه این دو تا که به هم دست به دست بده کلا انسان را از کار میندازه دیگه. میبینه او خیلی قویست اینم خیلی ضعیف است پس دیگه امکان پذیر نیست
یه موقع هست انسان نقاط ضعف رو داره میبیند نمیگیم کسی باید نقاط ضعف و نبینه وجود داره اما نقاط ضعف رو میبینند تو درون اون کسانی که دست اندرکارن مطرح میشود تا چه جوری رفع کنند، اما یه موقع پشت بلندگو گفته بشه بیاد خلاصه تو عرصه عموم گفته بشه این یاس ایجاد میکند گفتمان یس را حاکم میکند. این انگیزهساز نمیشود تو دلها خالی میشود. لذا باید نقاط ضعف رو دید اما نقاط ضعف رو بین کارشناسان و متصدیان و مسئولان انعکاس بیرون هم نباید بدیم که مردم عمومی که نمیتونند تحلیل تمام مسائل رو با هم داشته باشند و حین نگاه بکنند ببینند ما میگیم که نمیشه نمیتونیم نداریم... هیچ همه ش دائما نفی ها و به اصطلاح اون نبودها اگر بخواد دائم تکرار بشه ثمره ش این میشه پس خلاصه ما ضعف داریم یاس هستش پس ناامیدی این نگاه ببینید یه عدهای هم شروع کردن همه هم نگفتن ولی میشه گفتمان شد فرهنگ عمومی شد که نمیتونیم. همون چیزی که قبل از انقلاب مثلاً اینها به ما تلقین کرده بودند که نمیتونید شما ما هم دیگه انگیزه رو از دست داده بودم گفتم خب نمیتونیم دیگه برامون یه فرهنگ شده بود اما به برکت وجود امام رحمت الله علیه که آمدند ما میتوانیم رو به برکت وجود مقام معظم رهبری ما میتوانیم رو پرچم کردن لذا این رو نباید به سادگی از دست بدیم فکر نکنیم که گفتمان گفتن نمیشه نمیتونیم صداقت با مردم این این کذب نیست اما خیلی از گفتمان های صداقت رو تو حین مبارزه و صحنه جنگ آدم نمیتونه علنی بگه. دشمن بر این گفتمان سوار میشه تو دلها رو خالی میکند بله این باید تحلیل بشه کارشناسی اما بین مسئولان تا چاره ای پیدا کنند راهکاری پیدا کنند.
این یه نکته که قالوها رو مراقب باشیم چی میگی در صحن عمومی چی گفته میشه قالو اینا یه کلام گفتن لا طاقت لن الیوم ما نمیتونیم ولی نتیجهاش این شد که یه دفعه گفتمان غالب لشکر شد که نمیشه نمیتونیم تا در کنار اینها یه عده دیگه آمدند برای اینکه حرف اونها رو جبران بکنن بتونند صحنه رو برگردونند خیلی دیگه زحمت کشیدن اما با این حال شب گفتمان غالب بر لشکر همون لاطاقت لنا بود اینا اومدن گفتن کم من فئه قلیلت غلبت فئه کثیره به اذن الله اینا اومدن گفتن نه نمیتوانیم نیست بلکه خدا وعده داده غیر از اینکه خدا وعده داده بارها واقع شده تعبیر بارها هم واقع شده که عده کمی غلبه میکن بر تعداد زیاد خب این مسئله یه نگاه گفتمانیه مسئله رو داره منتها قرآن کریم یه بحثی رو در ضمن این مبحث و بحث های دیگه داره که حضور پررنگ یه عده میتواند سرنوشت ساز باشد، گفتمانساز باشد، انگیزهساز باشد. اینم همیشه گاهی عدهشون محدوده چه در جانب منفی و چه در جانب م سبت هرگاه عدهای جلو بیفتند حرف اول شعار اول به موقع و به جا و درست این رو بیان بکنیم نه این میتواند کار یه لشکر ازش بیاد یعنی گفتمان صحیح را به وقت به در حقیقت اول بار نه دفعه چون دوم که شد اولی رو باید اول خنثی کنی . بعد باید وقتی اون خنثی کردی اغلب توان صرف خنثی کردن میشه تازه وقتی هم که این گفته بشه اون اذهان به راحتی پاک نمیشه او هنوز سر جاش هست اینم میخوای اضافه بکنی
لذا گفتمان اول و با پررنگ و به وقت و به جا و درست این کلام در حقیقت اگر بیان بشود این از مهمترین کارهایی است که تو قرآن کریم بارها و بارها بیان کرده قالوا های قرآن مربوط به این نیست که گاهی مثلاً میگه بنی اسرائیل اینجوری گفتن نه همه بنی اسرائیل یه عده ای گفتند بقیه نگاه کردن به این گفتمان تبعیت کردن
ملایی:حاج آقا حالا استفاده بخوایم بکنیم مثلاً تعابیر رو یه ذره متناسب با امرو زمون شرایطمون ببینید درست عرض میکنم یا نه که مثلاً آقا پیش قراولان مهمند بله که چه میگن، صف اول مهم است که چه میگن، به عبارت دیگه خواص مهم است که چه میگویند درسته؟
حجت الاسلام عابدینی: یعنی تمام اینها جزو در حقیقت تعبیر قرآنی گاهی مل هست یعنی اونایی که تو چشمان آها مل یعنی اون که چشم تا نگاه میکنه اول اینا رو میبینه اینا مهم که تو این قدم چه جور برمیدارند منتها گاهی خواص کوتاهی میکنند اگر خواص کوتاهی کردن آیا راه بسته است ما راه دیگری نداریم؟ میگه چرا حتی در اونجا اگر یه عدهای به موقع و به وقت جلو بیفتند میتونند تأثیرگذار باشند ولی قاعده این است که اون کسانی که از قبل زمینه سازی گفتمانشون شکل گرفته اینا باید جلو بیفتند تا هزینه کمتری ایجاد میشه برای گفتمان سازی اما اگر این نیامدن راه بسته نیست مسئولیت و تکلیف بر همه است. لذا گاهی عموم مردم ما سابقاً داشتیم از خواص مون جلوتر بودند، یعنی اینها حرفشون رو تونستن زودتر به نتیجه برسونند و به اون به اصطلاح حرف درست برسند تا خواص که توی تحریری بودند.
لذا تعبیر روایات هم هست که جریان های فتنه های آخرالزمان به جایی میرسد که کسانی که یک مو رو میتونن از شدت بصیرت و دقت به دو شقه ش تبدیل بکنند میتونن این یه مو رو دو قسمت بکنند یعنی انقدر قدرت دارند تو بصیرت میگه اینها اونجا مبتلا به حیرت میشن الله اکبر یعنی اینجور نیستش که همیشه شدت و حدت هم نجات دهنده باشد باید آدم بصیر باشه اما در عین حال اون ایمان با این بصیرت حفظ کننده است صرف بصیرت تنها کافی حفظ کننده نیست
خب این نگاه که قالوا های قرآن من میخوام دو سه تا از قالو های قرآن را تو اینجا بگم ببینیم چقدر اهمیت داره که اینجا دو دسته قالو قالو به اصطلاح عده ای که لا طاقت لنا الیوم بجالوت و جنوده یه قالو بعد دارد از اون طرف که و به اصطلاح قال الذین یظنون انهم ملاق الله این هم یه دسته قالو اونایی که به لقای خدا امید داشتند اونها هم گفتند که کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره به اذن الله اینا گفتن نه به تعداد و اکثریت و توان فقط نیست. این هست اما پشتوانه الهی هم داشتن باور به اینکه خدا هم در کار هست بالاخره اینم یه ملاک که لله جنود السماوات و الارض که نتیجه اش هم این شد که اونجا داوود سلام الله علیه با همون قلاب سنگی که داشت توانست تو اون مقابله چیکار بکنه؟ تو اون مقابله با یه سنگ که در پیشونی جالوت خورد جنگ رو از این رو به اون رو کنه رو قاعده باید اینا به اصطلاح مغلوب میشدند و شکست میخوردند اما رو عنایت الهی میشود یه تیر به گونه ای به هدف بخورد که یک دفعه نظام فرماندهی طرف مقابل رو مختل کند
ملایی: و جنگ رو ورقش روبرگردونه
حجت الاسلام عابدینی: ورق رو برگردونه به سمتی که دیگر غیر از اون چیزی باشه که تو نگاه اگر این باور باشه اینا میگن کم منفع یعنی این بسیار واقع شده که نه امکان وقوع دارد امکان وقوع دارد احتمال اما اینکه غلبت ماضی به کار رفته غلبه چه بسیاری از گروههایی که غلبه کردند که تحقق پیدا کرده که مراتب داشته که این نگاه که قالو مثلاً ما در رابطه با جریان حضرت موسی علیه السلام داریم وقتی حضرت موسی علیه السلام ۱۰ روز اضافه شد میقاتطش که و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر ده روز اضافه شد اون ۱۰ روز که اضافه شد یه دفعه یه جمع پنج نفره که یه خانواده بودن اینها با هم هم مرتبط بودند یک کاری رو که روش فکر کرده بودند گوساله پرستی رو اومدن یه جوری راه انداختن که از زینت قوم گرفتن طلاهای خود مردم و او را آب کردند و گوساله ای که مطلوب مردم بود، مردم نسبت به بنی اسرائیل نسبت به گاو و گوساله یک میلی داشتند چند بار تو زندگی اینها به اصطلاح این مسئله یه بارم همون جریانی که یکی کشته شد تو قرآنم آمده گفتن این راهش این است که یه گاوی سر بریده بشه دمش زده بشه به او تا زنده بشود بعد اینا هی ایراد گرفتن لونش چیه رنگش چیه نمیدونم به اصطلاح سنش چقدره... اون یه بارم وقتی که از دریا عبور کردن باز اون به اصطلاح بتی رو که دیدن گوساله ای بود که دیدن که اجعل لنا الهً کما لهم آله یعنی تو ذهنشون لذا قرآن هم اینجا میفرماید اشربوا فی قلوبهم العجل گوساله پرستی تو دل اینها اشراب شد یعنی اینقدر با محبت به این گوساله دل بستن اش غیر از خوردن و نوشیدناش یعنی تو تار و پود ش انگار دمیده شد و وارد شد جریان پیدا اونم فی قلوب نه مثلاً تو پوستشون لحمشون نه فی قلوبهم مرکز به اصطلاح فرماندهی احساسات انسان که وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ محبت به گوساله اینها چند پنج نفر یه حضور پررنگه این پنج نفر پیدا کردن تو صحنه برای به اصطلاح گمراه کردن تونستند سه لایه پشت خودشون درست بکننذ یه لایه کسانی که قبول کردند گوساله پرستی رو و تبلیغ هم میکردند نسبت به دیگران، یه لایه بعدی کسانی که گوساله پرستی را انجام دادند، یه لایه بعد از اونهاست ساکتین یعنی این رو دیدن بده اما نه بدی رو اظهار کردند نه مقابله کردند نه چیزی. یک لایه باقی ماند که اونها با حضرت هارون سلام الله عل یه بودند که ۱۲ هزار نفر بودند که این ۱۲ هزار نفر مقابله کردند اما در مقابل مثلاً جمعیت ۶۰۰ هزار نفری که بودند ۱۲ هزار نفر خیلی تعداد کمی میشه چون گفتمان اول هم شکل داده بودند اونها و تونسته بودند هم پررنگ جدی هم روش پیدا بکنند تونستند در عرض چند روز یعنی ما میگیم چطور شد که مثلاً جریانات مختلف صدر اسلام در عرض چند روز یک دفعه از این رو به اون رو شد اما اینجا در عرض خلاصه ۱۰ روز یه دفعه بنی اسرائیل که ۴۰ سال موسی کلیم برای اینا زحمت کشیده بود تازه اینها را از دریا عبور داده بود دیده بودند معجزه الهی را در غرق فرعونی که این خاندان ۳۰۰ سال بر گرده این سوار شده بودند اما با همه اینها ۱۰ روز میقات موسی علیه السلام بیشتر شد، اینا گفتند موسی مرده و دیگه موسی در کار نیست و گوساله پرستی رو تونستند در عرض چند روز با یه حضور پررنگ ببینید میخوام بگم جمع پنج نفری که به اصطلاح این پنج نفره با یه لایه دور خودشون و بعد لایه بالاتر یه دفعه تونستند در عرض چند روز یه جریانی را از این رو به اون رو بکنند.
حضور پررنگ رو دارم مثال میزنم ببینید تو جریان مسلم بن عقیل وقتی که تو کوفه پیمان و بیعت گرفت برای حضرت لااقل ذکر شده حدود ۱۸ هزار نفر با مسلم بیعت کردند وقتی عبیدالله داره وارد کوفه میشود از ترس که شهر دست مردمه عبیدالله به صورت به اصطلاح مستخفی و بدون اینکه بشناسند ناشناس وارد میشه که مردم احتمال میدن نکنه کاروان امام حسین رسیده تا حتی با این شبهه چون میترسید بگه که من مامور حاکمیت اومدم حکومت اینجا یعنی اینقدر شهر در دست مقابلین بود و مخالفین این اومده رفته دارالعماره چند روز تو ظرف چند روز تونست جریان بیعت کسانی را که با موسی با مسلم علیه السلام بیعت کرده بودند را از این رو به اون رو بکنه، به طوری که مسلم بماند چند روز که این چند روز که وارد شد ۸ ذیحجه مسلم به شهادت رسید و عاشورا ۱۰ محرم حدود یک ماه بعد! یک ماه بعد از این جریان محرم ... چند نفر اومدند اینها؟ لشکری هم از بیرون نیامد ببینید از شام لشکر نیامد همونهایی همونهایی که بودند تونست با یک حضور پررنگ یه برنامه ریزی جدی از این رو به اون رو به بکنه. اون وقت از خود اهل کوفه هم عمده لشکر مقابل با امام حسین علیه السلام شکل داد باز از همون آدم های که جز همون ۱۸ هزار یعنی عده شون از اونا بودن عدهای هم از طرفی بودن که بیعت نکرده بودن ولی اون موقع سکوت داشتند دیگه اظهاری نداشتند چون این طرف حضورش پررنگ بود اون طرف ساکت بود. اما این اومد به اونا دل داد ببینید ما یه مسئله مهمی که هستش این است
حالا مقابلش رو هم من مثال بزنم پیغمبر اکرم دو نفر بهش ایمان آوردن ابتدا امیر مومنان علیه السلام و حضرت خدیجه سلام الله علیهاست اما یه دفعه دو نفر شد این همه عظمتی که الان اسلام میبینیم چون حضور پررنگ از اونجا شروع شد یا از اهل مدینه رو پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سه سال تو ایامی که اینا میومدن مکه برای زیارت و برای خلاصه بازار و اینها سه سال زحمت میکشه رو مدنی های که میمدن و میرفتند تو سه سال شش نفر را جذب کرد. شش نفر از اهل مدینه رو... این شش نفر را فرستاد تو مدینه باهاشون یه پیمانی بست چند تا ترک است که دروغ نگید شراب نخورید زنا نکنید این کار چند تا ترک که این چند تا ترک را برای این قرار داد اینا برگشتن مدینه سال بعد یک سال زحمت کشیدند هر کدام به طور متوسط یک نفر را جذب کردند شدند ۱۲ نفر آمدن یه بیعت دیگری با پیغمبر بستند که ۱۲ نفر بیعت بستند یه کارشناس هم پیغمبر مصب بن عمیر رو باهاشون فرستاد مدینه، این ۱۲ نفر یک سال دوباره زحمت کشیدن ۷۳ نفر شدند یعنی سال قبل هر کدوم به طور متوسط یک نفر را جذب کردند ولی تو این سال چون زیرساخت ها از سال قبل پیش آمده بود یعنی اون فقط اون شش نفر جذب نشده بودند یه زیرساختی شکل گرفته بود تو کار که سال بعد هر کدوم به طور متوسط پنج نفر دیگه رو جذب کردند شدن ۶۰ تا ۱۲ تا هم خودشون بودن ۷۲ نفر شدند اینا آمدن ۴۳۰ تا هوادار آمدند ایمان نیاوردند اما میخواستن مایل بودن گفتن بیایم ببینیم مثلاً چی میگه... اومدن مدینه بعد بعد از این پیغمبر اکرم این در سال ۱۳ بعثت این ۱۲ نفر آمد ۷۳ نفر آمدند از اینها با اینها گفتگو کرد شش ماه بعد پیغمبر رفت تو مدینه حکومت تشکیل داد.
یعنی سال دهم بعثت که ۶ نفر بودند یازدهم شدن ۱۲ نفر و سال سیزدهم شدن ۷۳ نفر درسته ۶ ماه بعدش این پیغمبر رفته در خلاصه مدینه حکومت تشکیل داده این حضور پررنگه یعنی یه حضور پررنگی که از ۶ نفر تو مدینه به حاکمیت اسلام منجر شد در عرض سه سال یه حاکمیت ببینید چقدر میتونه حضور پررنگ مثال های مختلف زدم که ببینیم این قالوها که قرآن داره روش مانور میده تو سیره ش چقدر اثر داره چه در جانب بدی چه در جانب خوبی. لذا اگر مومنان تو صحنه ها حضور پررنگ پیدا کنند صحنه کاملا عوض میشه کاملاً رویکرد متفاوت میشه بنشینیم گریه من یه دانش گاهی رفته بودم یه دفعه دیدم یه جلسه اساتیدشون بود تو جلسه اساتید شب شرکت کردم دیدم چند تا از اساتید شروع کردن این مال شاید مثلا حدود ۲۰ سال پیشه البته، دیدم چند تا از گریه میکنند تو جلسه بود گفتم چرا اینجوری گفتند که حاج آقا نمیدونید وضع مثلاً اونجوری شده اونجوری شده گفتم خب چرا گریه میکنید گریه کردن که کار درست نمیکنه چیکار کردید برای حلش اینکه انسان بشینه تو خونه ش تو یه جای خلوتی بر این اوضاع گریه بکنه بله دعا لازم است اما گریه کردن باید همراه عمل باشد حرکت باید دعا با حرکت نتیجه میدهد این گریه و تعصب به شرط انگیزه سازی و میدان نتیجه میدهد.
اگر ما ببینیم شرایط جامعه یه شرایط مثلاً مطلوبی ممکنه تو یه جهتی نباشد همه بشینیم با خودمون هی همدیگر رو دعوا کنیم چرا؟ اما اگر حضور پررنگ میتونه تغییر بده یا نه میتواند حضور پررنگ منتها باید روی حضور پررنگ نگاه حکیمانه داشته باشیم که با حکمت این حضور پررنگ شکل گیرد. مثلا ببینید توی جریان اصحاب سبت اینا رو که دارم میگم قرآنی و سیره است هر دو قابل استناد برای ما کاملاً اصحاب سبت وقتی که جریانات اصحاب سبت که روز شنبه ماهیگیری ممنوع شده بود و حرام بود اینا دیدن خدا هم ابتلاشون امتحانشون کرده بود شنبه ماهی ها میومدن یوم سبت تو قرآن دارد ماهی ها میومدن وقتی مد میشد آب میومد بالا تو رودخانه های اینا میپریدن بالا میپریدن پایین که اینا ببینند و بعد حرمت داشته باشه حسرت بخوند چیکار کنند بعد روز یوم الله اون روزی که شنبه نبود ماهی ها هرچی میگشتند حتی تو دریا که میرفتند ماهی پیدا نمیکردند! خودمون رو بذاریم جای اونها ببینیم روزهای دیگه ماهی نیست روز شنبه که ماهیگیری ممنوعه حرامه میومدن هی هم رژه میرفتند می پریدن بالا تعبیر قرآن دیگه که این به اصطلاح حیتان اومدن اونجا ماهی ها آمدن و بالا پایین هم می پرند. اینا یه حیلهای کردن گفتن ما یک توریها و مثلاً چیزهایی رو وقتی مد شده آب اومده و ماهی آمدن شنبه پشت سر اینا میبندیم که وقتی آب داره جذب میشه بره پایین ماهیا پشت این میمونند یه حوضچههایی ساختن اون روز خلاصه شکار نمیکنیم اما فردا که یکشنبه است شکار میکنیم لذا شنبه شکار نکردیم اینا رو فقط بستیم راهشون رو که برگردند که اینجا عدهای از مردم آمدن از به اصطلاح کسانی که اینجا گفتن این کار شما حیله است و این شکار است حالا شکار این است که یه موقع میگی یه موقع تو حوضچه قرار میدید تا فردا بگیریش دیگه حصرش کردی، یه عده ای در حقیقت اینا آمدن اعتراض کردند عده زیادی به اینا میگفتن چیکار دارید شما؟ اونا هم مؤمن بودند اما می گفتند: ولشون کنید اینها را اینا فایده ای ندارند نهی از منکر کردن رهاشون بکنید کاری نداشته باشید بعد اونجا دارد که ما حجت پیش خدا نداریم که رها کنیم. معذرتا الی ربکم ما پیش خدا باید عذر داشته باشیم هیچی نگیم عذر نداریم میگه بعد که عذاب نازل شد عذاب که نازل شد که مسخ بود عذاب مسخ بود تمام کسانی که اون حیله رو کرده بودند و تمام کسانی که ساکت بودند و به دیگران میگفتند چرا شما دارید نهی می کنید.اینها همه مسخ شدند! فقط کسانی نجات پیدا کردند که اینها تو صحنه حضور داشتند و با رنگ آمدن گفتن چرا اینجوریه آمدن تو صحنه ببینید اینا رو اگر ما نگاه بکنیم که عذاب الهی حتی شامل ساکتین شد...
اگر این نگاه را و باور را آدم ببیند منتها حکیمانه نه اینکه آدم بیاد بزنه ببره نه حکیمانه باید ببینه فرزند خودش ببینه اینها را خواهر خودش ببینه برادر خودش ببینه اگر یه کاری رو میخواد چه تو اقتصادی و رانت های چه تو مسائل دیگر همه اینها را با نگاهی که برادرانه تو نگاه در حقیقت روانانه با یک نگاهی که واقعا اگر این فرزند من بود چه جوری دلم میخواست این برگرده و نظام هدایت الهی قرار بگیره با این ملاطفت با این اگر اینجوری حضور پررنگ ایجاد بشه قطعاً تأثیر میذاره. این نگاه رو دارم عرض میکنم قرآن کریم مکرر اومده بیان کرده که یه صنفی یه عده ای آمدند و اینها یا باعث فساد شدند با همین آمدن شون یا باعث اصلاح شدن اینها با حرکتشون
ملایی: یه اجازه بگیرم یه جمله رو تو پرانتز بگم خطاب بینندهها و شنونده های عزیزمون ما یه چیزایی بین خودمون داریم دیگه من و بینندهها و شنونده ها عرض بکنم که شاید این جمله یادآوریش الان دقیقاً جاش باشه با اجازه از محضر حاج آقا ما قصههای قرآن رو و حکایتهای کتاب وحی رو و تاریخ انبیا الهی رو در قالب سیره انبیا علیهم السلام نمیخونیم و نمیشنویم و نمیگیم که فقط تاریخ گفته باشیم. ما الان توی عصر زندگی میکنیم مرور آنچه برای انبیا الهی و امتهاشون پیش آمده برای همین الان من و شما درس داره نکته داره قالوها قصهای که الان فرمودند کم من فئه قلیله همه اینها و مهمتر از این ما در آستانه ظهور قرار داریم من نمیدونم اما به هر حال این جامعه داره به سمت ظهور حرکت میکنه برای اون موقع ما نیاز داریم به نکاتی که در سیره تربیتی انبیا هست ولو هزاران هزار سال قبل اتفاق افتاده باشه پرانتز بسته ببخشید
حجت الاسلام عابدینی: تشکر میکنم اگر بخوایم یه دسته بندی بکنیم که امروز تو جامعه ما چه کار بکنیم به عنوان یه چیزی که به صورت مثلاً یه قالبی ارائه بدیم ما اگر جامعه رو تمام مردم یه جامعه رو تقسیم کنیم به ۱۰ دهک نمیگیم این دهکها مساوی هر کدام جمعیتشون نه به صورت فقط یه تقسیمی که قابل ارائه باشد و بتونیم تشخیص و درست انجام بدیم یه دهکی ما داریم که اینها فعالان فرهنگی کشوری هستند که دغدغه مندترند اینها معمولاً همون خواصن همون جلوداران هستند کسانی که حاضرند هزینه بیشتری تو کارها بکنند جلو دارند یه دسته مقابل اینها در طرف مقابله فعالین ضد فرهنگی هستند که اونها هم یه جسارت های دارند یه جور خلاصه حاضرند هزینه بکنند تو کار خودشون اون هم جلودارند.
این دو دسته را در نظر بگیرید تو دو طرف این به اصطلاح ۱۰ دهک بگیم مثلاً فعالین فرهنگی دهک دهم فعالین ضد فرهنگی یکم مثلا دو دهک که دهک نه و هشت باشه به دهک ۱۰ خیلی نزدیک اند خیلی نزدیکند یعنی یه جرقه تلنگریه اشاره میخواد تا ملحق بشن میبرتشون قاطی ضد یعنی اگر یه موقعی اون ده فرهنگی که اگر این ۱۰ فرهنگی به سرعت تو میدان حاضر باشند تو میدان دیده بشوند دهک نه و دهک هشت به سرعت جذب اینا میشوند. من مثالی بزنم که برای اینکه محسوس بشه این مثال من انحصار نمیخواد فقط مثلاً بگیم که دهک دهه فرهنگی اگر بخواهیم یه نگاه عینی بکنیم کیا هستند مثلا توی دانشگاه بچه هایی که جوانایی که نماز جماعت مسجد و شرکت میکنند تو دانشگاه، درسته خب اینا اول وقت و نماز جماعت این دهک میگیم اون دهک نه مثلاً بچه ها جوان های هستند که نماز اول وقت میخونند اما تو اتاق هاشون توی خلاصه جماعت نیستند یه جایی بالاخره پیدا میکن خیلی حضور جماعت ندارند ولی مقیدند تا اونجایی که میشه نزدیک اول وقت باشه دهک هشتم کسایی هستند که نمازو میخونن مثلاً اینا ممکنه تا آخر وقتم هر موقع پیش بیاد این نمازو بخونن اما نمازو میخونند ببینید این دو تا دهکی که نزدیک به اینا هستن با یه خورده به اصطلاح اشاره هل دادن مثلاً اگر نمازی که تو مسجد برگزار میشه یه جاهایی مناسبت ها و وقت های خاص بیارن تو صحن عمومی جایی که مزاحمت برای دیگران هم نباشه البته با حفظ این اگر دیده بشن یه دفعه میبینی که اون دهک نهم هم میرن اون دهک هشتم هم میبینن خب اینجا این همه جمعیت این میرن نماز میخونند. یعنی یه دفعه میبینی تو صحنه حاضر میشن یا اگر اون دهک ده که مسجد میرن مثلاً ۲۰۰ نفر باشند بگی آقا تا سال بعد هر کدامتان یک نفر همون کاری که پیغمبر کرد هر کدام یک نفر رو جذب کنید برای نماز یه دفعه ۲۰۰ نفر تبدیل ببینید ۴۰۰ نفر توی دانشگاه حضور پررنگشون دیده بیشتر میشه یا ۲۰۰ نفر ببین این نگاه
از اون طرف اگر اینها هی رفتن تو کما فعالین فرهنگی خیلی فعال نیامدن دو دهک بعدی هم ملحق نشدن ولی از اون طرف فعال ضد فرهنگی چی شد دید عرصه آماده است. به تعبیر حضرت زهرا سلام الله علیها که در خطبه فدکیه داره میگه شیطان یه سری بلند کرد ابتداً خفا دید نه مردم بعضی ها آمادگیشون خیلی زیاده تعجب کرد از اینکه این همه آمادگی هست لذا سرش بلندتر کرد، دید نه ن شنیده میشود یعنی ابتدا خود شیطان هم باور نمیکرد! این دهک فعال ضد فرهنگی اگر بیاد تو وسط اینها هزینه نداشته باشه کارشون تو جریان فعالین فرهنگی دیده نشوند دو دهه که نزدیک بهشت چی میشن ملحق میشن به سرعت بهش ملحق میشوند یه دفعه میبینید جو دانشگاه جوی محله یه طور دیگر شد این به اصطلاح مربوط به این است که حضور پررنگ فعالین فرهنگی ضعیف شده بود و دو دهک بعدی رو نتونستند به خودشون ملحق کنند و الا کار اینقدر سخت نبود اون موقع من این رو بگم حیفم میاد اگر در روز قیامت خدای سبحان سوال کنه از این فعالین فرهنگی که شما نیامدید میدونید چند تا ضرر رو زدید؟ یکی اینکه اون دو دهک نزدیک به شما به میدان نیامدند بله اونا میتونند بگویند ما در عین که خودمون کوتاهی کردیم ولیکن اینا اگه جراتشون بیشتر بود میامدند ما میومدیم پس نیامدن و محرومیت ما این هم علتش هستند جا داره بدتر از این اونجایی است که اون کسانی که دو دهک ملحق به فعال ضد فرهنگی اومدن تو میدان میتونند به خدا بگن خدایا ما مقصر هستیم در کاری که کردیم اما اگر این فعالین فرهنگی و دو دهک بعدی اومدند تو میدان ما جرات نمیکردیم و مبتلا نمیشدیم تا اینجام پیش نمیآمدیم ما در عین که خودمون خلاصه مقصر هستیم که لا تزروا وازره وزر اخری اما در عین حال جو که آماده بود طرف مقابل ما تو صحنه درست حاضر نبود باعث شد ما هم کشیده بشیم تو اینجا آیا اینم باید پاسخ بده یا نده نسبت به اونها یعنی یه کار شخصی نیست جامعه سازیه همه اینها را باید انسان به گردنش میاد منتها اگر کسی حضور پیدا کند که این حضور حضور حکیمانه نباشد، میتونه ضربه بزنه حتی ضربه میزند حتی میتونه باعث بشه که طرف مقابل بهانه پیدا بکند تا در حقیقت بتونه بهتر به عرصه بیاد پس حضور پ ررنگ از این آیات قرآنی که در اینجا آمده اون قالوها جلو داران خواص حلقه های میانی کسانی که زود تشخیص میدن اینها وظیفه ویژه پیدا می کنند و اگر باب رو باز کردند همه اعمال حسنه به حساب اینام نوشته میشه اگر کوتاهی کردند و نیامدند آنچه که از سیئات است علاوه بر اینکه به صاحبش میرسه اینها هم مواخذه میشوند.
ملایی: بسیار خوب تطبیق دادن چیزی که تو این یکی دو برنامه اخیر حاج آقای عابدین عزیز دارن میفرمایند برامون آنچه که وظیفه امروز من و شماست کار سختی نیست بریم سراغ قرآن کریم محضر صفحه ۴ دوم قرآن کریم حاضر خواهیم شد خب این حسن اتفاقه که هم برنامه هفته قبلمون هم برنامه این هفته مون در حالا حدوداً پیرامون همون آیاتی است که داره برنامه ما پیش میبره البته امروز صفحه چهل و دوم اختصاص داره به آیات 253 و سوم تا ۲۵۶ قرآن کریم که دیگه آیت الکرسی هم در دل این صفحه است ثوابش رو تقدیم کنیم به محضر همه به محضر همه اموات ذوی الحقوق و بدوارثان بی وارثان اونهایی که شاید اون دنیا به قرائت یه صفحه از قرآن کریم براشون نیازمندند به اون نیت بخونیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه42 قران کریم
ملایی: آل محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خدا را شکر چند دقیقه زمان داریم برای اینکه باز هم خدمت حاج آقای عابدینی عزیز باشیم بفرمایید لطفاً همراهی بکنید
حجت الاسلام عابدینی: یه نکته ابتدا در رابطه با آیت الکرسی بله عرض میکنیم که انشالله توجه داشته باشیم برای دفع بسیاری از شروری که ممکنه که برای انسان تو خانه ش و خانواده ش پیش بیاد، آیات قرآن هر کدام آثار ویژه ای دارد مثل غذاها که هر غذایی اثر ویژه ای دارد آیات قرآن هم هر کدام غیر از اون اثر کلی که همه دارند هر کدوم یه اثر ویژه هم دارند. آیت الکرسی به خصوص سفارش شده با توجه به اینکه درش ۱۶ بار هم اسم خدای سبحان تکرار شده به خصوص برای اینکه دفع شروری که ممکنه از بیرون توسط شیطان بخواد بر انسان و خانواده و اون خانه انسان وارد بشود بلند خواندن آیت الکرسی حالا نه با صدای خیلی بلند، همین قرائتی که هستش این خواندن آیت الکرسی برای دفع این شرور خیلی مجرب و سفارش شده است انشالله از دست ندیم
خواندنش هم برکات و نورانیت بر خانه میاره به خصوص با کرسی کلمه کرسی که مقام اجراست مقام عرش مقام صدور حکم از جانب خداست مقام کرسی مقام اجراست یعنی عرش بالاتره کرسی مثل نخست وزیر میمونه به اصطلاح عرش اون مقام بالاتر از نخست وزیره که حالا ممکنه بگید رئیس جمهور توی کشوری بگید رهبری تو یک کشور حالا هرچی ولی مقام اجرا مقام اون هیئت وزراست کرسی مقام اجراست در نظام الهی.
لذا خدای سبحان قوای اجرایی اش که ملائکه الهی هستند با این آیه گسیل میکنه انشالله در رفع و در برداشت اون کدورت ها و یا دخالتهایی که ممکنه شیطان بخواد در زندگی داشته باشه انشالله از دست ندید. این یه نکته
در رابطه با حضور پررنگ که داشتیم عرض میکردیم در بحثمون حضور پررنگ خیلی جا عرصه وسیعی داره مثلاً ببینید در قرآن کریم آیه زیباییست که ناقه صالح رو یک نفر کشت اما عذاب به همه قوم صالح وارد شد. چرا؟ چون همه راضی بودند، یعنی اینکه ساکت باشند سکوت علامت رضایت تلقی میشود و اگر سکوت ساکت بودیم در مسئله ای خلافی اونجایی که اینجا این خلاف واقع میشود هر کسی ساکت هم باشد داخل در کسی میشود که انجام داده. اون موقع کار خیلی سنگین میشه . علتش هم این است که اگر تو نظام بدن ما یه بیماری وارد بشود بله سلولهای ایمنی بگن که ما سکوت میکنیم برخورد نمیکنیم اصلاً به ما چه؟ این حالا وارد شده به فلان عضو به فلان مثلاً نقطه ما کاری نداریم خب این چی میشه؟ این مثل تعبیری که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داره که کسانی که تو کشتی نشستن یه نفر نشسته داره کشتی رو سوراخ میکنه، بعد بهش بگن چرا میگه من اینجا جای خودمه چیکار دارید؟ خب این سرنوشته کشتی به هم گره خورده یعنی این سوراخ بشه غرق کشتی همه رو غرق میکند نمیشه بگه که این اینجا مال خودشه الان نشسته این سلول ایمنی بگه که من کاری نداره که عیسی به دین خود موسی به دین خود اون وقتی اون سلول به اصطلاح عضو خاص و به ازبین برد اون عضو مرتبط با بدن است جامعه مرتبط با من هستند که تعبیر این هستش که مومنین و مسلم مومنان و مسلمان در ارتباط با هم مثل یه بدن واحدند که اگر یه عضوی بهش آسیبی برسد همه اعضا تب میکنند براش همه اعضا شب بیداری میکشند براش. چون انقدر ارتباط قوی است
لذا نگاه جامعه یک مجموعه بدن زنده است نمیشه بگیم که به من ربطی نداره عیسی به دین خود موسی به دین خود کلام غلطی است همه به هم مرتبطیم باید در مقام حفظ هم و انسجام ملی و اتحاد همه با هم در کنار هم باشیم
ملایی:و بدون چند تا دعا و آمین مخاطبان عزیز برنامه رو تموم نکنیم حاج آقا بفرمایید
حجت الاسلام عابدینی: به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها که هنوز بوی حضرت زهرا رو ما استشمام میکنیم راه حضرت رو انشالله خدای سبحان ابتدا باران رحمتش رو بیش از گذشته شامل حال ما قرار بدهد باران مغفرت و رحمتش رو شامل حال ما قرار بدهد. کشور ما را از شر اشرار دشمن انشالله خدای سبحان در پناه عزت خودش محفوظ بدارد. مشکلات این کشور رو اقتصادی اجتماعی هر مشکلی که هستش خدای سبحان به برکت حضرت زهرا با نگاه مادرانه و اون دستها و انگشتان ظریف حضرت که مادری هست انشالله این گره ها گشوده بشود باز بشود و مردم در یک راحت بیشتری قرار بگیرند. مریض های سخت خیلی سفارش کردند مریض های سخت را خدای سبحان برای براشون گشایش ایجاد کند تا خانواده هاشون و خودشون بتونند انشالله یک زندگی راحت تر و خوشتر رو داشته باشند الهی آمین
ملایی:خیلی ممنونم حاج آقای عابدینی منتظر میمونیم تا دوباره شنبه بشه و در خدمت هستیم سلامت متشکرم خانمها و آقایان شنوندگان و بینندگان جان از شماها ممنونم از همکارای عزیزم در برنامه خیلی متشکرم و فردا عمری باشه و سعادت خدمت شما برسیم انشالله با حاج آقای رفیعی عزیز روایتها آیهها و برخی مسائل دیگر را در کانال برنامه سمت خدا دنبال کنید مثلاً برای کانال ایتای ما برای عضویت عدد ۸ رو بفرستید به 300001515 خیلی ممنون و سپاسگزارم در پناه حضرت حق باشید و باشیم التماس دعا