بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدا بر شما بندگانی که پیگیری میکنید سرگذشت قهرمانان توحید را از روز اولی که خداوند این توفیق را به من داد درباره قهرمانان صحبت بکنم.
گفتیم این الهامیست قرآنی خداوند در قرآن میفرماید سلام علی نوح فی العالمین در تمام روزگاران درود بر نوح سلام علی ابراهیم سلام بر ابراهیم بعد به پیامبر اسلام دستور داد وذکر فی الکتاب ابراهیم ای پیامبر ابراهیم رو در کتاب یاد کن وذکر فی الکتاب اسماعیل اسماعیل اون نوجوان تسلیم ما را یاد کن وذکر فی الکتاب هارون این دو پیامبر انقلابی که نظام فرعونی را متلاشی کردند و حکومت خداپرستان را پایه گذاری کردند یاد کن وذکر فی الکتاب ادریس انه کان صدیقا اون پیامبر صدیق را یاد کن وذکر فی الکتاب مریم این کاری را که ما با پشتیبانی شما عزیزان شروع کردیم و از قسمت چهلم داریم میگذریم یه الهام الهی است حتما در زندگی ما در افکار ما در رفتار ما در منش ما در خوشبختی ما تاثیر داره تشکر میکنم از پشتیبانی های شما قهرمان این یکی دو ماه بانوان بودند بانوان قهرمان را به مناسبت ایام فاطمیه اول فاطمیه دوم و الان در آستانه میلاد مسعود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هستیم و نیز روز سیزدهم ماه جمادی رحلت مادر چهار شهید ام البنین این برنامه درباره ام البنین با شما سخن میگویم
پدرش حزام مردی شجاع دلیر صادق و راستگو مهمان نواز دارای منطق قوی مادرش ثمامه دختر سهیله بن عامر فاطمه دختر حزام ادیب بوده شاعری فصیح بوده اهل فضل و دانش بوده امروزه وقتی جوانها میخوان ازدواج بکنن خیلی به خاندان طرف مقابل توجه ندارند سه چهار پنج جلسه بیشتر کمتر درباره قد و وزن و رنگ چشم و دارایی و درآمد و خانه و محل زندگی و شغل و اینها صحبت میکنند ولی نمیپرسه دایی این دختر دایی این پسر عموی این دختر عموی این پسر چی هست چه شخصیتی دارد اسلام به ما میفرماید در ازدواج به خاندان طرف مقابل دقت کنید به عموها به دایی ها به پدربزرگ به مادربزرگ اگر میخوید این کیس رو به قول شما این نفر رو بشناسید فاطمه بنت حزام از طرف پدری از طرف مادری از خاندانی شریف سلحشور صادق وفادار هستند.
بعضی از اونها رو میخوام نام ببریم تا این مسئله دقت کردن به خاندان رسم بشه بین ما، دایی او در حدیث داریم میخوای با دختری ازدواج کنی برو داییش رو بشناس دایی او عامر ابن طفیل از سواران به نام عرب، نام عامر در جهان عرب طنین انداز بود شهرتش در حدی بود که هر وقت هیئتی از عرب به دربار قیصر روم میرفتند اگر با عامر رابطه داشتند مورد احترام قیصر قرار میگرفتند و او اونها را به حضور می پذیرفت. پدربزرگ ام البنین عامر بن مالک جنگ اوری توانا اسب سواری کم نظیر دلاوری بی بدیل یک کسی که در حفظ عهد و پیمان میکوشید. شاعران و سرایندگان مدحش را زیب و زیور قصائد خود میدانستند اینا خاندان فاطمه است
پدر بزرگ مادیش طفیل پدر عمر مادربزرگش عمره اسمش بوده چند برادر داشت که همگی در شجاعت مشهور بودند و به مادر اونها ام البنین میگفتند. پس ام البنین در دودمانش هم بانوی به همین اسم دارد
باز درباره اصالت خانوادگی ام البنین سخن بگوییم . امیرمومنان فرمودند ازدواج میخوای بکنید به دینداری به اخلاق به اصالت خانوادگی دقت کنید در حدیث میخوانیم که از گلهای خوش رنگ کنار زبالهها بپرهیزید گفتند یا رسول الله منظور چیه؟ فرمودند دختر زیبارویی که در خانواده بدی بزرگ شده
امیرمومنان علی علیه السلام در عهد نامه مالک اشتر یکی از رهنمودهاش به استاندار اینه که در امور مربوط به کارگزارانت دقت کن ای مالک و آنها را با آزمون و امتحان و نه از روی تمایلات شخصی که با هم رفیق بودیم این رو بیاریم استاندار بگذاریم فرماندار باشه شهردار باشه نه از روی تمایلات شخصی و استبداد و خودرایی، که اینها کانونی از شعلههای ظلم و خیانتن بلکه امتحان کن گزینش کن کارگزارانت را از میان آنها افراد را برگزید که دارای تجربه پاکی روح و از خانواده های صالح باشند.
یعنی میخواد یه مدیر انتخاب بکنه مالک اشتر امام میفرماید به خانوادش دقت کن پدرش کیه مادرش کیه داییش کیه عموش کیه از خانواده های صالح و پیشگام و با سابقه در اسلام، چون اخلاق اونها بهتر و خانواده آنها پاکتر و توجه آنها به طمع کمتر و در سنجش کارها بیناترند. اصالت خانوادگی در گذشتهها در بیشتر کشورها روش حساسیت بوده مخصوصاً در بین قبایل عرب روی اینکه این جوان این آقا این خانم از چه قبیلهای هست حساسیت داشتند.
امیرمومنان علی علیه السلام پس از مدتی از شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها گذشت برادرش عقیل را این قصه رو شما میدانید گویندگان زیاد میگن برادرش عقیل را که در نسب شناسی سررشتهای داشت مامور پیدا کردن بانویی کرد فرزندانی سلحشور اسب سوار شمشیرزن به دنیا آورد. دختری قهرمان پرور انتخاب کند. عقیل هم یه بررسی کرد این گزینه را پیدا کرد فاطمه بنت حزام بانویی که از طوایف خوشنام و بزرگ عرب بوده با بررسی هایی که پژوهشگران کردهاند ولادت این بانو بین سالهای پنجم تا نهم هجری بوده عقیل پیشنهاد داد برادر جان یا ابوالحسن با فاطمه ازدواج کن زیرا در میان عرب شجاع تر از پدران او وجود ندارد امام علی علیه السلام هم با این سفارش هم میخواست به همسر در شکل گیری و شخصیت فرزند و فرزندان توجه بده هم میخواست آینده را بازگو کند.
در بین امامان ما بیشترین پیشگویی ها از آینده از امام اول علیه السلام است. از آخرالزمان هم هرچی میخواد اخباری درست بخواند امیرمومنان علی علیه السلام پرده برداری کرده. امام میدانست حماسه کربلا را قصه عاشورا را میدانست دنبال نیروهایی بود که پشتیبانی کنند از فرزندش حسین علیه السلام در سخنی امیرمومنان علی علیه السلام می فرماید لا تقصرو اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم بچه برای آینده تربیت کنیم در حصار زمان نباشید الان یه وسیلهای آمده در زندگیهای ما به نام موبایل این وسیله ۳۰ سال پیش چه امکاناتی داشت ۲۰ سال پیش چه امکاناتی داشت ۱۰ سال پیش و الان ؟پرشتاب ما بچههامون رو که تربیت میکنیم برای ۲۰ سال آینده ۳۰ سال آینده ۴۰ سال آینده اون دورنما رو باید بنشینیم گفتگو کنیم کشف کنیم و چرا برای اون روزگار بسازیم. شرایط اجتماعی چگونه خواهد بود شرایط سیاسی شرایط نظامی دشمن از چه ترفندهای استفاده خواهد کرد.
امیرمومنان علی علیه السلام بچه هاش رو برای ۴۰ سال بعد مهیا میکنه آماده میکنه امیرمومنان میخواهد مادری برای فرزندان خود انتخاب کند که نزدیکترین شخص به زهرای مرضیه سلام الله علیها باشد تا دست اونها را در دست بزرگترین قهرمان تاریخ یعنی سالار شهیدان بگذارد جالب اینه که خاطرات گذشتهها میماند برای آیندهها
این که امیرمومنان به برادرش عقیل فرمود بانویی برای من انتخاب کن تا فرزندانی شجاع بزاید سر زبان ها بود رسید قصه به سال ۶۱ هجری روز عاشورا زهیر ابن قین یکی از فرماندهان لشکر امام حسین علیه السلامه نزد عبدالله ابن عقیل پسر عقیل بن ابی طالب آمد گفت برادر پرچم را بده به من عبدالله گفت مگه من کوتاهی کردم؟ گفت نه این پرچم کارش دارم پرچم را آورد به محضر عباس بن علی حضرت ابوالفضل و گفت ای فرزند امیرمومنان میخواهم با تو سخنی بگویم بدان ای ابوالفضل پدرت امیرالمومنین قبل از آنکه با مادرت ازدواج کند به برادرش عقیل که عارف به نسب عرب بود گفت ای برادر میخواهم برای من از زنی خاص داری کنی که از صاحبان بیوت شجاع و با حسب و نسب و اصیل باشد .چرا چنین زنی میخواهی؟ تا از او فرزندی نصیبم شود که شجاع باشد و فرزندم حسین را یاری کند در سرزمین ترس اون سرزمین داغ کربلا در راه او فداکاری نماید ای اباالضفل پدرت تو را برای چنین روزی ذخیره کرده است. ببینید دهها سال گذشته اما نیتهای انسانها سر زبانهاست
قصه ازدواج حضرت ام البنین با یه خواب شیرین شروع میشود این عالم رویا هم خیلی شگفت آوره یکی از لایه های پیچیده روح انسانه قرآن می فرماید یسئلونک روح ای پیامبر درباره روح از تو می پرسند اول روح من امر ربی بگو این روح انسان از کار خداست. خیلی پیچیده است هر آنچه خدا در ظرفیت ما بوده درباره روح توضیح داده
پدر فاطمه حزام اسمشه در خواب دید در یک دشت سبز و با صفا نشسته مروارید درشت و ذی قیمتی تو دستشه سوارهای از راه رسید . حزام در خواب دیده در یک دشت سرسبز و باصفا نشسته مروارید درشت و گران قیمتتی تو دستشه سواره ای از راه رسید در کسوت اشراف سلام کرد و گفت این مروارید را میفروشید؟ پیشنهاد میکنم اون رو به یکی از بزرگان اهدا کنی حزام خواب رو دیده، آمد خانه دید همسرش باردار است خداوند دختری به او داد او را نام گذاشتند. همون مرواریدی که در خواب دیده بود این یک خواب
خواب دیگر: گفتیم که امیرمومنان عقیل را اعزام کرد برای خواستگاری عقیل تفحصی کرد و فاطمه را پسندید و امام فرمود برو خواستگاری، وقتی عقیل به خواستگاری آمد هزار فرصت کن با دختر و مادرش صحبت کنم جواب میدم، وقتی نزد همسرش آمد دید مادر موهای دختر را داره شانه میزنه دختر هم خوابی که دیشب دیده رو برای مادر داره تعریف میکنه یه خواب پدر دیده برای قدم گذاشتن دختر به این دنیا حالا دختر رسیده به سن ازدواج خود دختر این خواب رو دیده :
خواب دیدم در باغ سرسبز و پر درختی نشستهام نهرهای روان میوههای فراوان ماه و ستارگان میدرخشند. من به اونها خیره شده بودم و درباره عظمت مخلوقات خدا فکر میکردم در این افکار بودم که ناگهان ماه از آسمان افتاد تو دامنم و با یه فاصله ای سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم افتادند که نور اونها مرا مبهوت کرده بودند. هاتفی مرا با اسم صدا زد بشارت باد تو را به سیادت و نورانیت که پدرشان سید و سرور انسان ها پس از این خواب رو فاطمه داره برای مادرش تعریف میکنه مادر هم داره موهای دختر رو شانه میزنه . خاندان حزام هم خود هم خود حزام هم خانمش هم دختر با افتخار این ازدواج رو قبول کردند و فاطمه بنت حزام به خانه امیرمومنان آمد و بانوی خانه شد نه همسر امیرمومنان بلکه خادمه فرزندان فاطمه زهرا همه مورخان این رو نقل کرده اند. بانویی فروتن متواضع عاشق فاطمه زهرا اولین پسرش که به دنیا آمد گفتیم فاطمه شاعر بوده ادیب بوده این برای اولین پسرش ابوالفضل گفته: « اعـیـذه بـالواحـد مـن عـیـن کل حاسد قائمهم و القاعد مسلمهم و الجاحد صادرهم و الوارد مولدهم و الوالد » این طفل را به خدای یکتا سپردم من عین کل حاسدی از چشم زدن هر حسودی قائمهم والقاعدی حسودهای ایستاده حسودهای نشسته مسلمم والجاهدی حسود های مسلمان واردی حسودهایی که وارد شدن حسود های که بیرون رفتن ...اشعاری دارد شبیه آیات قرآن که در سوره آل عمران آمده حضرت مریم سلام الله علیها وقتی عیسی را شبیه آیات قرآن که در سوره آل عمران آمده که مادر مریم وقتی مریم را به دنیا آورد نامش را مریم گذارد یعنی دختر عبادت کننده بلافاصله او را از شر شیطانها به پناه خدا برد خدایا انی اوعیظها شیطان من این بچه را و بچه های او را که در دهه های بعد به دنیا خواهند آمد از وسوسه ها و نفوذ شیطان به تو سپردم این یه سبک قرآنیست امامان ما برای بچه هاشون تعویضات داشتن یعنی دعاهایی که اونها رو از خطرات از بیماری ها به سلامت بدارد
خوب امیرمومنان علی علیه السلام به خانه آمدند قنداقه را روی دستهای مولا گذاشتند در گوش طفل اذان و اقامه گفتند اولین آوازههایی که به گوش این طفل رفت ندای توحید بود بعد امام علیه السلام نامش را قمر بنی هاشم گذارد فاطمه گفت الان تعبیر خوابم رو فهمیدم تو خواب دیده بود ماه افتاده تو دامنش امیرالمومنین نام پسر را قمر ماه گذارد.
از ویژگی های مهم ام البنین ارادتی است که به اهل بیت پیامبر دارد اهل بیت هم به ام البنین خیلی احترام میگذاشتند در تاریخ داره که عید به عنوان بزرگ خاندان زینب کبری و بقیه فرزندان امیرمومنان میآمدن به دیدن فاطمه بنت حزم همین جا خوبه که یه حرف دیگه هم ما با هم بزنیم ما برای چی این قصهها رو تعریف میکنیم برای اینکه امروز درس بگیریم الهام بگیریم. پیغمبر فرمود بچه هاتون رو تربیت بکنید با چند چیز یکی انس با قرآن یکی محبت به پیامبر یکی محبت به اهل بیت از کوچیکی اولین کاری که پدر و مادر میتونن برای این هدف بکنن نام گذاریه نام پیامبر نام امیرالمومنین نام فاطمه زهرا نام ائمه را رو بچههامون بگذاریم این نام ها در جامعه پر تعداد باشه با نام برده بشه
قرآن کریم در سوره شورا آیه ۲۳ میفرماید قل لا اسئلکم علیه اجرا ای پیامبر به مردم بگو من در برابر این زحمات بیست و چند ساله از شما مزد نمیخواهم چرا چرا مزد میخوام الا المودة فی القربا مزد من این باشد که به خاندانم به اهل بیتتم محبت کنید ای عشق بورزید و در سوره سبا آیه ۴۷ میفرماید این محبت نه اینکه ما نیاز داشته باشیم تمامش به نفع خودتونه قل ای پیامبر این رو هم به امت بگو ماسئلتکم من اجر این مزدی که من از شما خواستم فهو لکم تمام نفعش برای خود شماست اهل بیت من راهنمایان صادق هستند راهبران ایثارگر و فداکار هستند . هستیشون رو برای سعادت شما میدهند
امام حسین علیه السلام خودش و عزیزانش را برای بیداری ملتها داد ان اجری الاعلی الله پیغمبر فرمود این مزدی که من خواستهام مزد پولی نیست تمام نفعش برای شماست مزد من فقط با خداست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود اساس الاسلام حبی و حب اهل بیتی حتی تفسیرهای اهل سنت این حدیث مثل در المنصور نقل کردن اساس و ریشه اسلام عشقیست که شما مسلمان ها به من و به اهل بیت هم دارید زید ابن ارقم میگوید در خدمت رسول خدا بودم که دیدم فاطمه داخل حجره شد دو فرزندش حسن و حسین با او بودند علی علیه السلام همراه او بود پیامبر به آنها نگاه کرد و این رو فرمود من احب هولائ هر کس اینان را دوست بدارد علی فاطمه حسن و حسین را فقط احبنی مرا دوست داشته و من ابوهم هر کس به اونها بغض داشته باشد دشمنی ورزد فقط ابنی به من دشمنی ورزیده پیغمبر فرمود حب آل محمد یوم خیر من عبادت یک روز دوست داشتن اهل بیت پیامبر به اندازه یک سال عبادت ارزش داره و من مات علی حب آل محمد دخل الجنة هر کس با مهر اهل بیت دنیا را ترک کند وارد بهشت میشود این مراسمهایی که ما میگیریم در شادی اهل بیت شادی میکنیم در مصیبتهای اونها محزون میشویم سیاه میپوشیم به سر و سینه میزنیم اطعام میدهیم اینا مظاهر محبت به اهل بیت است
البته قرآن کریم میفرماید محبت واقعی اون محبتیست که توش اطاعت باشه محبتی که به دنبال اون عشق اطاعت هست خیلی ریشه دارد. فاطمه بنت حزام از محبان اهل بیته ، یکی از دلایل انتخاب این بانو برای همسری امیرالمومنین همینه هم خودش هم خانواده اش به اهل بیت محبت داشتند فاطمه از وقتی که پا گذاشت به خانه امام علی علیه السلام همواره خود را در خدمت فرزندان فاطمه میدید عشق و محبت خود را نثار اونها میکرد مریض میشدند پرستار واقعی یک پرستاری درجه یک از بچههای فاطمه زهرا میکرد توفیق میدانست برای خودش که از یادگاران فاطمه زهرا پرستاری کند اهل بیت هم به فاطمه بنت حزام به ام البنین علاقه داشتند احترام میگذاشتند حضرت زینب کبری سلام الله علیها در بازگشت از کربلا پس از ورود به مدینه همواره به ام البنین سر میزد به او احترام میگذاشت به دیدن او میرفت از او دلجویی میکرد علی محمد نخیله
نویسنده معاصر عربه او مینویسد که بزرگواری این بانو ام البنین هنگامی روشن میشود که بدانیم وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او میدهند توجه نمیکنه بلکه از سلامتی امام حسین میپرسد! این عشق به اهل بیت چهار تا بچه تو جبههاند وقتی بشیر میاد میگه از حسین چه خبر محب اهل بیت اینه علامه شریف قرشی نویسنده کتاب عباس بن علی راعد الکرامه پیشوای بزرگواری در فضیلت حضرت ام البنین مینویسد: در تاریخ دیده نشده است که زنی نسبت به فرزندان هووی خود محبتتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خود ترجیح دهد. اینا بزرگی های ام البنینه تا واقعه کربلا داشت پیش میآمد ام البنین ۴ تا پسر رو میخواد اعزام کند به جبهه، وقتی من اینها رو میخوندم یا مینوشتم برای شما یاد بدرقه پدران و مادرانی میافتادم که در دفاع ۸ ساله عزیزانشون را نور چشمانشون را پاره تنشون رو بدرقه میکردند این رسم بدرقه کردن رزمندگان از زمان پیامبر شروع شده پیامبر تا بیرون مدینه رزمندگان جنگ موته را بدرقه کرد برای سلامتیشون دعا کرد همه آمین گفتند
حالا شده ماههای آخر سال ۶۰ قمری امام حسین علیه السلام پس از آنکه به بیعت با یزید راضی نشد و عازم مکه شد همسران پیامبر و همسران امیرالمومنین در این سفر همراه امام حسین علیه السلام نبودند ام البنین نیز شاید به خاطر سالخوردگی یا به خاطر دستور امام یا به خاطر بیماری با این کاروان همراه نبوده. اما این مادر کاروان حسینی را بدرقه کرد لحظه وداع این مادر با چهار فرزند رشیدش بسیار شورانگیزاست. نخست فرزند کوچک خود را در آغوش گرفت بویید بوسید عثمان اسمش بوده سپس تک تک فرزندان با مادر خداحافظی کردند تا نوبت به عباس بن علی رسید فرزند ارشد، برای ام البنین خیلی سخت و سنگین بود سرانجام پس از بارها بوسه زدن بر گونههای پسر سر او را به سینهاش گذاشت دستان او را در دستانش گرفت آنگاه سفارش برادرانش را به او کرد. سپس هر چهار پسر را مخاطب قرار داد گفت: پسرانم عزیزانم فرمانبردار مولایم حسین باشید، شما فداییان حسین هستید هرگز از او دست برندارید... یه چنین وداعی کرده ام البنین
ام البنین معلمه ام البنین مربی چه درسهایی به پسرانش بعضی از اون درسها رو من اینجا نوشتم با هم مرور کنید درس اول درس وفا تو این دنیا کسی حضرت ابوالفضل را از مادرش ام البنین جدا نمیداند این مادر و پسر با هم هستند آوازهشون در همه جهان با هم طنین اندازه وفا صفتی است ارزنده که خداوند پیامبر بزرگ خود یعنی حضرت ابراهیم را با اون ستوده است و ابراهیم الذی وفا سوره نجم آیه ۳۷ و ابراهیمی که وفادار بود وفاداری و پایبندی به تعهدات از سفارشات همه پیامبران به امت های خویش است این حدیث امام صادق علیه السلام است.
امام حسین علیه السلام شب زیباترین کلمهای که در وصف یارانش فرمود فرمود من با وفاتر از شما سراغ ندارم. وفا خیلی مهمه، وفاداری در بین صفات خوب میدرخشد صفتی که مستلزم پاکی مراقبت همیشگی از خود دوری از زشتی ها و وسوسههای شیطانی است. رسول خدا امیرمومنان و سالار شهیدان وقتی بر بالین شهدا میمدند آیه وفاداری را میخواندند من المومنین رجال صدق ما عاهد الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا از مومنان شخصیتهایی هستند که صادقانه به عهدی که کردند وفادار ماندند بعضی از آنها شربت شهادت نوشیدند بعضی منتظر هستند و تصمیمشون عوض نمیشود. این خوی الهی از ام البنین به بچههاش منتقل شد
ام البنین پس از شهادت امیرمومنان نسبت به امام حسن هم اینگونه وفادار بود، امام او بود امام زمانش بود نسبت به امام حسین هم وفادار بود بچه هاشون اینطوری بار آورده وفادار نسبت به رهبر
درس دوم درس ادب است. ام البنین که خود در خانواده ادب پرور شده بود وقتی به خانه امیرمومنان آمد اولین ادبش در پیشگاه خدا بود. بنده خدا بود بندگی رو درست به جا میآورد و بعد نسبت به خود امیرمومنان ادب میکرد نسبت به فرزندان امیرمومنان که فرزندان پیامبر و فاطمه زهرا هستند متفاوت متفاوت با دیگران ادب میکرد هنگامی که به خانه علی علیه السلام قدم گذاشت خود را جانشین فاطمه نمیدانست خادم فرزندان فاطمه میدانست فرزندان او هم چهار پسر او هم این ادب را رعایت میکردند یاد گرفته بودن در مکتب ما در ادب را از مکه که راه افتادند نسبت به امام حسین علیه السلام ادب امام را برادر صدا نمیزدند سرور صدا میزدن مولا صدا میزدند آقا صدا میزدند. جلوتر از امام راه نمیرفتند در حرکات و در سخنان ادب رو رعایت میکردند
درس سومی که مادر به بچههاش داده ولایت پذیری قرآن کریم در سوره مائده آیه ۵۶ میفرماید حزب اللهی کسی است که ولایت رو پذیرفته و من یتول الله آنکه ولایت خدا را پذیرفت و رسوله ولایت پیامبر را پذیرفت والذین آمنوا ولایت مومنان که منظور معصومان هستند را قبول کرد فان حزب الله هم الغالبون حزب الله پیروز ها هستند ولایت پذیری نشانه حزب اللهی بودن واقعی است. ولایت با جان ام البنین آمیخته بود او امام علی را امام خود میدانست وصی پیامبر برادر پیامبر حجت خدا بر روی زمین میدانست. هنگام وداع با پسرانش به سوی مکه پاسداری از امام زمان را وظیفه اونها اعلام کرد. برایش آسان بود بچه هاش تیکه تیکه بشوند اما امام زمان سالم بماند. او کسی است که به بشیر گفت بچههای من و همه بچه های زیر آسمان به فدای حسین
درس شجاعت شجاعت دلیری و شجاعت صفتی است که بیشتر به مردان نسبت میدن اما گلبنین ام البنین از طرف پدری از طرف مادری از خاندانیست همه شجاع پرور سوارکار شمشیرزن در حد کمال از معدن شجاعت و سرچشمه غیرت و رشادت برخوردار بود. او حتی پس از شهادت امام حسین و یارانش به بقیع میآمد نوه های خود را کنار خود مینشاند درس مبارزه با ستمگران میداد. در اون محیط خفقان اموی پس از عاشورا ملاحظه نمیکرد، نمیترسید ام البنین نمیترسید نوحه سرایی میکرد افشاگری میکرد
درس پنجمی که ام البنین به بچه هاش داده سخنوری است. سخنوری و شاعری این بیان را به ما الهام کرد بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان این بیان رو استعدادش رو خدا در وجود ما قرار داده. چقدر خوبه پدر مادرها شکوفا کنند این استعداد ام البنین شاعر بوده ادیب بوده بچههاش رو همینگونه بار آورده سخنوری در همه فرهنگ ها یک ارزش در بین عرب ها و به ویژه در قبیله کلاب که فاطمه از اون قبیله هست ام البنین شاعران و سخنوران برجسته ای داشته. حالا شعر و شاعری در عرب هم فراوان بوده اما محتواها و مضامین خوبی نداشته. درباره کشتن درباره جنگهای نامیمون شعر میسرودند خودستایی میکردند. اما اهل بیت هم شعر میگفتند با مضامین خوش، ام البنین درباره خدا درباره صداقت وفای به عهد اخلاق خوش انسانی مضامین اشعارشونم متفاوت بوده با عرب جاهلی
بچه های ام البنین هر چهار پسرش روز عاشورا شعر میخواندند رجز میخواندند به بعضی از اونها در پایان همین برنامه اشاره خواهیم کرد در راسشون ابوالفضل العباس علیه السلام رجز های مختلفی داره که یکیش رو مردم ما حفظ هستند به خدا اگر دست راستم را قطع کنید نه از دین و آیینم نه از رهبرم دست بر نمیدارم این تربیت شده ام البنین است. اون سه پسر دیگر هم رجزهای قشنگی دارند سخنوری رو به بچههاش یاد داده
خود ام البنین اشعاری ازش در تاریخ به ثبت رسیده درباره ماتم و عزای پسرش حضرت عباس علیه السلام این اشعار رو گفته .
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد و وراه من ابناء حیدر کل لیث فی لبد انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد. لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد:
ای کسانی که حمله جانانه عباس را بر گلههای گوسفندان دیدی و در پی او فرزندان حیدر را که هر کدام شیری هستند که از دست از یاری شان دست بر نمیدارند آه به من خبر داده اند که بر سر فرزندم عمود آهن زدند در حالی که دست در بدن نداشته است وای بر من که بر سر فرزندم عمود فرود آمد اگر فرزندم دست در تن و شمشیر در کف می داشت چه کسی را یارای آن بود که به او نزدیک شود شاعری درجه یک واقعه سوزناک دیگر خبر شهادت شهیدان شهیدان کربلا به مدینه است خبر رسانی اساساً کار بسیار ظریف و مهمی است یه وقتی من با دوستان صدا و سیما خبرنگاران یه جلساتی داشتم کلاً خبر در قرآن خبر در اسلام خبر در جهان خبر خودش یه پدیده خیلی حرف و حدیث داره بسته به خبر و شرایط و موقعیت فرد خاص متفاوته یه خبر رو یه خبر تلخ رو یه خبر شیرین رو میخوام به مخاطبی برسانیم چه جور برسانیم درباره جنگ ها خبر شهادت بعضی از شهدا رو شخص پیامبر میرساند تا نشان بدهد این شهید خیلی برای ما مهم بوده مثل جعفر طیار شخص پیامبر خودش آمد به خانه جعفر به اسماء بنت در حالی که پیامبر میگریست و فرمود شایسته است بر این سردار گریستم خود پیغمبر اسما هم گریه کرد پیغمبر هم گریه کرد و بچههای شهید را به مسجد آورد در پلکان منبر گذاشت درباره فضایل شهید سخن گفتن خبر شهادت حمزه رو پیام پیامبر به خواهرش صفی داد این خبررسانی شهادت خیلی کار سختی است من کوچکتر از همه شما عزیزان دو سال از عمرم را یکی از مسئولیت های که داشتم همین بوده به خانواده شهدا در یکی از شهرهای ایران باید خبر میدادم که عزیز شما همسر شما پسر شما پدر شما به شهادت رسید خدا گاهی از منزل اون شهید راهی بیمارستان میشدم نمیتونستم هضم بکنم مثلاً بابای شهید فردا وقت عمل قلب داشت چه جور به این پدر بگم عزیزت شهید شده فردا تشییع جنازه یا بانویی جوان یکی دو سه روز آینده باید فرزندی را طفلی را به دنیا بیاره چه جور بهش بگم که همسرت شهید شده خیلی کار سختی است حالا بریم ببینیم خبر شهدای کربلا چگونه به مدینه رسیده رهبر عزیز انقلاب وقتی با پدر مادرای شهیدان هم حضرت امام خمینی هم رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای اونها رو به بزرگی پدران شهدا همسران شهدا مادران شهدا را به بزرگی یاد میکن الان بعضی از خواهیم گفت این خیلی مهمه
در تاریخ داره که کاروان پرافتخار آزادگان به نزدیک مدینه رسیدند امام زین العابدین علیه السلام دستور ایست دادن فرمودند اینجا خیمه میزنی یه کسی است به نام بشیر میگوید وقتی به نزدیکی مدینه رسیدیم امام زین العابدین علیه السلام مرا صدا زد فرمود: رحمت خدا بر پدر تو او شاعر خوبی بود آیا تو نیز از شعر بهرهای داری؟ گفتم آری امام فرمود به مدینه برو و خبر شهادت پدرم و عزیزانم را به مردم مدینه برسان شهر مدینه به ظاهر آرام بود، ولی روزها بود که در شنیدن خبری دهشتناک به سر میبرد. بشیر سوار بر اسب شد وارد شهر مدینه به سمت مسجد آمد و صداش به گریه بلند بود با حالت غمناک این دو بیت را خواند یا اهل یثرب لا مقام لکم بها قتل الحسین فادمعی مدرار الجسم منه بکربلا مضرجوالراس منه علی القناة یدار را کشتند زیاد گریه کنید جسم و من به کربلا مضررج تن پاکش در کربلا پاره پاره قطعه قطعه شده و راس من علی دارو سر مبارک سر مطهرش از شهرها گذرانده میشود از این شهر به اون شهر با اعلام این خبر مدینه یکپارچه در و شیون نشست زنان از خانهها بیرون ریختند صورتهایشان را میخراشیدند و به مظلومیت امام حسین میگریستند در آن میان ام البنین مادر شکیبا و صبور عباس خود را به بشیر رساند و فرمود بشیر از حسین برایم بگو بشیر هم یکی یکی گفت عثمان پسرت شهید شد جعفر پسرش شهید شد هی یکی یکی میگفت ام النین عصبانی شد گفت من از حسین از تو میپرسم گفت جعفر عبدالل ابوالفضل همه کشته شدند. نگاه ام البنین به بشیر خیره شده بود دوباره تکرار کرد از حسین برایم خبری بگو حسینم چی شد حسین و فرزند خودش میداند وقتی بشیر گفت حسین کشته شد ام البنین اینجا بود که گفت رگهای قلبم را بریدی فرزندان من و همه فرزندان مردم جهان به فدای حسین اولادی و من تحت الخضرا فدائ للحسین این شخص شخصیت قهرمان این برنامه است فصل جدیدی در مدینه آغاز شد و اون عزاداری برای شهیدان بود عزاداری برای شهیدان را پیامبر به ما آموخت
وقتی همه خانواده های شهیدان احد برای عزیزانشون مراسم گرفتند پیغمبر فرمود حمزه عمویم گریه کن ندارد اینگونه بود که همه اجتماع کردند و برای سیدالشه مراسم گرفتن و بر عزای او گریستم وقتی خبر شهادت جعفر بن ابیطالب به مدینه رسید پیغمبر گریه میکرد. در مسجد مراسم گرفتند این عزاداری برای شهیدان را پیامبر به ما آموخته حالا پرچمدار عزاداران حسین ام البنین شده هر روز میاد بقیع چهار تا قبر درست کرده میاد اونجا افشاگری میکنه روشنگری میکنه یه جوری جانسوز گریه میکنه حتی مرد قسی القلبی مثل مروان فرماندار مدینه او هم میاد از بقیع رد بشه از نوحه های ام البنین گریه میکنه ام البنین اشعاری میخوند که من که دیگه ام البنین نیستم پسر ندارم. ام البنین یعنی مادر پسران
فلسفه این کارش چی بود؟ حکمت این کار ام البنین چی بود اولین فلسفش این بود که برای سالار شهیدان برای ریحانه پیامبر برای تعظیم شعائر برای خاموش نشدن صدای شهیدان باید عزاداری میکرد هدف دومش بیان شجاعت ها و مظلومیت های امام حسین و یارانش اینها باید در تاریخ بمانند رهبر عزیز انقلاب میفرماید هر چی از جبهه خاطره داره بیان بکنه اینها دفن نشه حکمت سوم دلیل سوم این عزاداری بیان ظلم ها و فجایعی که وقتی ام البنین بیان میکرد اعتراض مردم را سازی میکرد رسوا کردن دستگاه حکومت یزید و بنی امیه و نشان دادن نوههای خود بچههای شهید رو میآورد نشان میداد اینا بچههای ابوالفضل تحریک میکرد مردم را به مبارزه
روز سیزدهم ماه جمادی الثانی در تقویم جمهوری اسلامی ایران روز تکریم مادر مادران شهدا و همسران شهداست. صدها و صدها و صدها خاطره در سینه مادران هست که گاهی در شبکه دو تلویزیون قبل از اخبار ۸:۳۰ این پدرها مادرها میان یه بخشی جزئی از اون خاطرات رو بیان میکن حضرت امام خمینی رحمت خدا بر او باد درباره مادران شهدا میفرماید اسلام چیزی نیست که کسی بتواند از آن روی گردان باشد ما هر روز شاهدیم که مادران شهدا کسانی که حتی چند شهید دادهاند فریاد میزنند که اگر باز هم فرزند داشتیم در راه خدا میدادیم و تاسف میخورند که دیگر فرزندی ندارند تا در راه خدا بدهند صحیفه امام جلد ۱۷ صفحه ۱۰۶
در یه جای دیگری می فرماید و کدام تحولی بالاتر از اینکه پدران و مادران و همسران شهیدان ما از فراق عزیزان خود شکوه نمیکند ولی حسرت دوری از قافله شهدا را بر زبان دارند و چه کور و کرند آنان که بعد از تجربه سالها مقاومت و سرسختی ملت قهرمان هنوز هم بر حقایق و واقعیات پا مینهد صحیفه امام جلد ۲۰ صفحه ۱۹۶
و رهبر عزیز انقلاب که دهها بار در اجتماعات خانواده شهدا مطالب گران قیمتی رافرمودند من دو فرازش رو انتخاب کردم یه جا میفرمایند: حقاً که شجاعت شهید از مادر ایثارگری است که تربیت چنین فرزندی را به بهترین نحو و با معیارهای اسلامی و به نکویی انجام داده است. این بچه میوه این پدر مادره، همچنین صبوری و تلاش های همسران شهدای گرانقدر را که با ایثارگری هایشان و همچنین با قبول مسئولیت سرپرستی و تربیت یادگار اون عزیزان... ام البنین داره کمک میکنه نوههاش رو بزرگ میکنه. لبابه همسر ابوالفضل العباس همسر شهیده که هیچ کسی در سخنرانی ها سخنی از او نمیگه متاسفانه لبابه اون بانوی برگزیده این چهار فرزند را یا بیشتر یا کمتر دختری به نام حمیده پسری به نام عبیدالله اینها را برای آینده اسلام بزرگ میکنه. جالب این هست که ام البنین همسر شهید هم هست غیر از مادر شهیدان، همسر امیرمومنان که در مسجد در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان به شهادت رسید
دو سه کلمه هم درباره فرزندانش بگیم فرزند اول ابوالفضل که یک برنامه قهرمانانه توحید به اون اختصاص یافته و میتونید شما در آرشیو اون برنامه را ببینید
پسر دوم هشت سال کوچکتر از حضرت ابوالفضل، عبدالله اولین شهیدیست در بین این چهار برادر که روز عاشورا به شهادت رسیده به تشویق حضرت ابوالفضل چون عدهای از اصحاب سیدالشهدا به شهادت رسیدن حضرت ابوالفضل عبدالله را خواست و به او گفت پا به میدان بگذار تا شهامت و شجاعت تو را ببینم و داغ تو را مایه اجر خویش یعنی حضرت ابوالفضل قبل از شهادت خودش داغ برادر هم رو تجربه کرده عبدالله به میدان رفت رجز خواند که به فارسی معناش این میشه من فرزند کسی هستم که دلیل و بخشنده است و اون علی والاست که دارای اخلاق نیکوست او شمشیر فرستاده که انتقام میگیرد و هیبتش در میان مردم روشن است. عبدالله حمله کرد و جمعی از دشمن را کشت و خود به شهادت رسید . در زیارت ناحیه امام زمان علیه السلام به او سلام داده شده السلام علی عبدالله بن امیرالمومنین
برادر سوم جعفر امیرالمومنین علیه السلام به خاطر علاقه زیادی که به برادر داشت اسم این پسر را جعفر گذاشت. او هم با تشویق حضرت ابوالفضل روز عاشورا به میدان رفت رجز میخواند معنای رجزش به فارسی اینه: منم جعفر دارای افتخارها و شرف ها فرزند علی نیکوکار و بخشنده اون علی که وصی پیامبر و فردی بلند مرتبه است افتخار میکنم به عمویم جعفر و داییم من از حسین علیه السلام صاحب بزرگی و کرامت حمایت میکنم جنگید تا به شهادت رسید
پسر چهارم ام البنین عثمان امیرالمومنین علیه السلام یه دوستی داشته که در نهج البلاغه میفرماید خیلی تو چشم من بزرگ بوده به نام عثمان ابن مضعون از صحابه پیامبر عارف اخلاقی درجه ۱ به خاطر علاقه که به اون داشته اسم پسر چهارمش را از ام البنین گذاشته عثمان! عثمان هم روز عاشورا به میدان رفت و رجز خواند ترجمه رجزش به فارسی این میشود: منم عثمان که مفاخر بیشماری دارم پدرم علی است که خدماتش روشن است پدرم پسر عموی پیامبر پاک طینت است برادرم حسین سرآمد برگزیدگان و پس از پیامبر وصی پیروزمند است. او آقا و مولای کوچک و بزرگ است جنگید تا به شهادت رسید
این رو هم خوبه اینجا بیان بکنیم توسل به حضرت ام البنین مرسوم در بین مسلمانان خداوند در قرآن کریم می فرماید: برای تقرب به خدا وسیله پیدا کنید چه وسیله بهتر از پیغمبر چه وسیلهای بهتر از امیرمومنان فاطمه زهرا یا مقربان درگاه خدا هستند چه وسیله بهتر از مادر چهار شهید؟ خدا رحمت کند آیت الله شاهرودی را میفرماید هر وقت من حاجتی دارم صد صلوات برای ام البنین میفرستم راه باز میشه خداوند گشایش پیش میاره، درود بر مادران و همسران شهیدان. از خداوند میخواهیم که ما را نسبت به وظایفی که نسبت به شهیدان و خاندان بزرگ اونها داریم عالم و عامل بفرماید قصه های قهرمانان توحید رو برای دیگران تعریف کنید خدا نگهدار شما