اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-09-10-حجت الاسلام پناهیان - مدیریت ذهن در جامعه (دعا و استغفار )

ملایی: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. آقایان بانوان شنوندگان و بینندگان جان سلام علیکم ارادتمندتون هستیم و خوشحال از اینکه امروز هم فرصت داریم خدمت شما باشیم و هر بار که برای میزبانی از کارشناسان ارجمند اینجا می‌رسم محضر شما خوبان، خدا رو قبلش بارها به خاطر این سعادت و توفیق.

امیدوارم که لایق بودن در محضر حضرات و شما عزیزان باشم شمایی که شبکه ۳ سیما رو می بینید ممکن است شبکه ولایت نگاه کنید یا شبکه افق و شمایی که بعد از ظهر شنبه تا پنجشنبه حوالی ۱۸:۵۰ دقیقه از رادیو معارف برنامه رو گوش می‌کنید؛ دوشنبه‌ها بحثمون با حاج آقای پناهیان عزیز پیرامون مدیریت ذهن یه بحث بسیار مهم تاثیرگذار و البته کاربردی است. اگرچه خیلی از بحث به صورت نظری مطرح میشن و شناختی شاید به تعبیر یکی از دوستان تلقی بشن اما اگر به جزء جزئش توجه کنیم خیلی کاربردی هست در زندگیمون بفرمایید محضر حاج آقا برسیم و انشالله ادامه گفتگو رو دیگه اونجا داشته باشیم خیلی خوش آمدید

حجت الاسلام پناهیان:  سلام علیکم و رحمة الله سلام علیکم خدمت بینندگان خوب سلام عرض می‌کنم انشاالله همه ما بتونیم ذهن خودمون رو در این دنیای جمع و جور کنیم و متوجه آنچه که خوب است قرار بدیم آنچه که برای ما مفیده آنچه که ما رو قدرت می‌بخشه و آرامش و نشاط بهمون میده که شیطان همیشه دوست داره ذهن ما رو منصرف بکنه به سوی ناراحتی‌ها به سوی امور منفی. بتونیم بر ابلیس وجود خودمون غلبه کنیم و این گفتگو هم انشالله مفید باشه در این جهت الهی آمین

ملایی: ان شاالله مفیده و برداشت‌های مخاطبان و البته ما که خودمونم مخاطب برنامه همیشه هستیم اینجوریه که اگه درست بشنویم و جاشو پیدا کنیم این بحث‌ها رو تو زندگیمون حتما کمک میکنه به ما برای موفقیت بیشتر و بهتر. قبل از ایام فاطمیه حاج آقای پناهیان بحث مدیریت ذهن رسیده بود به ساحت‌های مختلف یعنی مثلا مدیریت ذهن و دعا و استغفار مدیریت ذهن و حوزه‌های گوناگونو عمداً عنوان کردم چون آخرین بحثی بود که قبل از ورود به مباحث مربوط به سیره حضرت زهرا و نقشه ایشون در مدیریت یا بگیم مدیریت ذهن بر محور حضرت زهرا این رو بهش رسیدیم ولی موند، حالا همچنان ما تو ایام فاطمیه‌ایم منتهی به ولادت حضرت ولی به نظرم برگردیم به اون بحث قبل

حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم در سلسله مباحث همانطور که فرمودید، ما یک جلسه رسیدیم به اینکه ببینیم مدیریت ذهن در ارتباط با خدا، در دعا و در استغفار، چقدر نقش داره که آیه کریمه قرآن در این زمینه را بهش اشاره کردیم که امروز به تفصیل بهش خواهیم پرداخت انشالله و ببینیم که مدیریت چقدر از نظر پروردگار عالم اهمیت داره و چقدر خدا به توجه ما بها می ده. این چیزیه که ما اگر در ارتباط با خدا قرار نگیریم و مقدار عنایتی که خدا داره به توجه انسان نبینیم هیچ وقت نمی تونیم قیمت توجه خودمون رو درک کنیم.

انسان وجودش بالاخره قیمتی داره بله یه کسی گول هیکل خودش رو می‌خوره به قول معروف، مثلاً هیکل خوبی داره میگه این هیکل برازنده من هست و من ازش مثلا کسب افتخاری می‌کنم، کسب اعتباری می‌کنم، یه کسی بیان خوبی داره یه کسی چهره زیبایی داره یه کسی چشم‌های یه کسی هر کسی یه حسنی خدا توش قرار داده، کسی اخلاق خوبی داره و آدم‌ها با این دارایی‌هاشون برای خودشون قیمت گذاری می‌کنند و خوب هم هست. حالا قیمت انسان که بالاتر از این حرفاست هر کسی برای خودش قیمت گذاری بکنه خیلی کمتر از اون قیمتی است که انسان واقعاً داره.

 البته متکبر و مغرور نباید بود البته نباید بi خاطر قیمتی که برای خودمون قائلیم برای دیگران ارزش قائل نشیم و دیگران را خدای نکرده پیش خودمون حقیر ببینیم. ولی آدم ها برای خودشون بالاخره قیمتی قائلند به دلایل مختلف، مهمترین دارایی ما واقعاً چیه؟ یکی از مهمترین دارایی‌های ما که حواسمون نیست به همین دلیل راحت هرزش می دیم به همین دلیل راحت بهش توجه نمی‌کنیم، قیمت توجه ماست!

 شما وقتی به یه چیزی داری توجه می‌کنی داری میلیاردها میلیارد تومان بگم میلیاردها میلیارد هر قیمتی که شما در نظر می‌گیرید خرجش می‌کنید. مثلاً شما ممکنه کسی جیبتون رو بزنه ناراحت بشید مثلاً نمی‌دونم حالا شما تو جیبتون چند تا سکه طلا پیدا بشه مثلاً بیاد ۱۰ تا سکه تو جیبتون باشه هر ده تاش رو بزنه، تو ماشینتون باشه بزنه تو خونه باشه بزنه ناراحت میشید. وقتی که کسی توجه شما رو برباید اون دیگه چقدره اون خیلی ضررش از ده تا سکه‌ای که از جیبتون یا کیفتون برمی‌داره چون توجه انسان قیمت داره، توجه انسان بالاتر از عمر انسان قیمت داره. همه چیز آدمه دیگه مثلاً عمر یه کسی بگه من می‌خوام یک سال از عمرت رو بگیرم چیکار می‌کنیم باهاش؟ واقعاً آدم‌ها چقدر برای بیماری‌های خودشون هزینه می‌کنن انشالله کسی بیمار نشه کسی با بیماری‌های لاعلاج عمرش کوتاه نشه کسی با بلا و مصیبت عمرش کوتاه نشه.  ولی مثلاً فرض کنید یه کسی بیاد عمر یه کسی رو بگیره بگه مگه چند سال دیگه میخوای زندگی کنی ۲۰ سال مثلاً من ۲۰ سال بخوام ازت بگیرم. اصلاً همه عالم زیر و رو میشه خداوند متعال می‌فرماید کسی رو به قتل برسونین انگار همه انسان های روی زمین رو به قتل رسوندی. این یعنی چند سال از عمرش رو گرفته حالا چند لحظه توجه انسان به چیزی جلب بشه کسی بیاد توجه شما رو جلب کنه به چیزی یا خودت این توجه رو هرز بدی بره این نه از طول عمرت بلکه از عرض عمرت، از کیفیت عمرت کم می‌کنه کم می‌کنه و ارزشش بالاتر از طول عمر انسانه به قول بوعلی سینا کیفیت اون مهم‌تر از کمیت عمره . خب کیفیت عمر همینه دیگه که آدم تو اون سال‌هایی که زندگی کرده توجهش رو مصروف چی کرده خیلی من من فکر کردم خیلی من فکر کردم که واقعا چه میشه قیمت توجه یک انسان رو فهمید من و شما قیمت توجه خودمون رو بفهمیم و برای توجه خودمون ارزش قائل بشیم تا نشستیم تو ماشین بلافاصله رادیو روشن نکنیم چون الان ممکنه یه موسیقی یه خبر یه مطلبی پخش بکنه که نیرزد که من بهش توجه کنم هر نواری رو نگذاریم برای چی ممکنه نه عرض من توجه کنم کما اینکه ما هر غذایی رو نمی‌خوریم. از دست هر غریبه‌ای غذا نمی‌گیریم از رو زمین غذا برنمی‌داریم بخوریم، ممکنه آلوده باشه.  برای معده خودمون احترام و ارزش برای ذهن خودمون بیشتر باید احترام و ارزش قائل باشیم این یه موضوع خودش که من توجهم چقدر قیمت داره؟ توجهم رو صرف چی دارم می‌کنم؟ عمرم رو دارم صرف می‌کنم یه چیزی بالاتر، هستی و وجودم رو چون حالا چرا این رو من دارم عرض میکنم؟  چرا توجه ما به چیزی جلب بشه ارزشش بالاتر از عمره چرا چون توجهت به یه چیزی جلب میشه بقیه عمرت هم این توجه ممکنه هرز بده بقیه زمان عمرت رو هم ممکنه بی فایده قرار بده یا مضر قرار بده چون وجود معطوف به اون موضوعی شده که بهش توجه کردی هر چیزی توجه نکن این را آدم کی میفهمه؟ چه جوری میفهمه؟ شما فکر کنید بینندگان عزیز چقدر خوب می‌شد این برنامه تعاملی بود یعنی دو طرفه بود، می‌شد نظر بدهند همین الان آره مثلاً بنویسند از کجا آدم میتونه بفهمه تو این دنیا کدوم روانشناس می‌تونه این رو ثابت کنه تو کدوم تجربه انسان می‌تونه این رو درک بکنه که به چی توجه کنیم؟ که قیمت توجه یک انسان چقدره؟

ملایی: حالا شاید این راهکار مثلاً خوبه که ببینیم به چی توجه حتی اونم مثلاً قیمت اونم در بیاره

حجت الاسلام پناهیان:  باز قصه فراتر از این حرفهاست یعنی شما به هر چیزی توجه بکنید مثلاً بهش یه علاقه‌ای پیدا کنید اون اگه قیمتی باشه شما قیمتی میشید اینم بحث خوبیه. ولی کلا توجه انسان چه جوری ارزش گذاری قیمتی ترین دارایی انسان یا یکی از قیمتی ترین دارایی های انسانه و من توی دنیا چه جوری میتونم بفهمم توجهم این همه قیمت داره فقط یه راه داره. اگر بینندگان عزیز راه دیگری پیدا کردن حتماً به ما بگن که ما انقدر دینی حرف نزنیم چون ما می‌خوایم عقلانی حرف بزنیم به دین می‌رسیم بله ما نمی‌خوایم دینی حرف بزنیم منهای عقلانیت چون دین و دوست داریم شعار بدیم و طرفداری غیر عقلانی بکنیم نه عقلانیت به این دینداری داره میرسونه.

خب تو عقل تجربی تو عقل فلسفی هر نوع عقلی رو شما می‌خواید به کار بگیرید یک انسان چجوری میتونه بفهمه که توجهش خیلی قیمت داره؟ فقط در ارتباط با خدا این رو میشه فهمید وقتی خدا قیمت گذاری میکنه من توجه تو رو اینقدر می‌خرم توجه تو اینقدر برای من مهمه و فقط اونجا میشه فهمید توجه من اینقدر قیمت داره!

 ببین این خیلی مهمه ها گاهی از اوقات آدم برای خودش اونقدر قیمت قائل نیست حالا یک کلامی را از معصوم اینجا من دارم هدیه ویژه واقعا بدم به بینندگان عزیز، گاهی انسان برای خودش ارزش قائل نیست چه برسه برای توجه خودش ولی برای خودش هم یه ارزشی قائل باشه مثلاً حفاظت میکنه از جان خودش، خوب این کاریه که همه انسان ها میکنن که حفاظت میکنی از جان خودت که ممکنه حتی یه امر کمی باشه، باید از توجه خودت هم محافظت بکنی مثل جان حفظش بکنی، این کیفیت هستی توئه این کیفیت وجود توئه!

 توجه تو خیلی قیمت داره حالا ما بعداً باید یه بحثی برسیم انشاالله که چه بلایی سر توجه دیگران میاریم یعنی من توجه دیگران رو خراب نکنم خود این هم مسئله‌ایه خود اینم یه موضوعیه که انشالله باید بهش بپردازیم که یه بار یکی از معصومین علیهم السلام از کنار یک دوستی عبور می‌کردند بهش سلام ندادند یک بار دیگه سلام دادند. کسی پرسید حالا قصه بعداً بازم عرض خواهم کرد مفصل گفت چرا شما به ایشون سلام ندادید فرمود مشغول یک ذکری بود نخواستم حواسش پرت بشه اون ثوابش بالاتر از جواب سلام من بود این خودش یه مقوله‌ایه که آدم توجه دیگران را خراب نکنه بیخود به خودش جلب نکنه بیخود به امور منفی جلب نکنه اون یه بحث دیگه ایست

جلسات قبل هم در مورد جلب توجه افکار عمومی به طور کلی یکمی ایام فاطمیه صحبت کردیم یا اینکه در جامعه که هستیم تحت تاثیر جامعه توجهمون به این سو یا آن سوی پرتاب نشود گم نشود هرز نرود. خب ولی الان اینجا می‌خوایم این رو بگیم که آقا قیمت توجه ما چقدر بالاست دین یکی از کارهایی که میکنه اینه میاد انسان رو در ارتباط با خدا قرار میده و از طرف خدا پیام هایی به انسان میده که این پیام ها حاوی محتوایی و مطالبی است که ما میفهمیم چقدر توجهمون قیمت داره؛ مقدرات عالم را عوض میکنه مقدرات ما، سرنوشت ما سرنوشت دیگران سرنوشت یک جامعه رو میتونه تغییر بده... قیمت توجه انسان اینقدر بالاست! خارج از دین نمیشه فهمید قیمت توجه یک انسان چقدر بالاست اگر کسی میتونه خارج از دین با هر نوع محاسبه‌ای قیمت توجه انسان رو نشون بده چقدر بالاست بیاد به ما نشون بده. مثلا در دین قیمت جان یک انسان چقدر بالاست این رو فقط خدا گفته هیچ کس دیگه نیومده اینجوری بگه هیچ فیلسوفی هیچ آدم اندیشمندی در هیچ مکتب زمینی در هیچ تجربه انسانی این حرف زده نشده، می‌فرماید یک نفر رو بکشی مانند این است که کل انسان‌ها رو کشتی! خب این قیمت گذاری خداست برای جان انسان، یک نفر رو زنده کنی انگار کل انسان‌ها رو زنده کردی این قیمت گذاریست. حالا ببینیم قیمت گذاری جان انسان انقدره قیمت گذاری توجه توجه انسان چقدره خیلی بالاتر از این حرفاست شما با توجه خودتون حالا کجا؟ کجا خدا این رو نشون میده؟ با توجه یک دعایی می‌کنی به اون توجه شرایطی داره که من قرائت می‌کنم از آیات و روایت برای دوستان با توجه یه دعایی می‌کنی این توجه بوده مقدرات خودت رو بلکه مقدرات جامعه‌ت رو بلکه مقدرات کل جهان رو تغییر میده

ملایی: اوه این خیلی دیگه گستره بالایی داره

حجت الاسلام پناهیان:  بله چون خداوند متعال برای توجه انسان اینقدر ارزش ارزش قائل حالا یک نمونه رو من مثال بزنم که ببینیم بحث مدیریت ذهن چقدر ما باید بهش اهمیت بدیم در همین دعا و عبادت به عنوان یک نمونه سوره توبه به خاطر این آیه نامش شد سوره توبه؛ احتمالاً دیگه حالا اینکه فرمودن اینجوریه و وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللهِ ‌ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللهَ‌ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ می‌فرماید اون سه نفری که از جنگ باز مونده بودند و نرفته بودند تخلف کرده بودند از جنگ، سه نفر در جنگ تبوک با پیامبر همراهی نکردند البته آدمهای معاند و منافقی نبودند، ولی تنبلی کردند بروند حالا میریم ملحق می‌شیم حالا می‌ریم دیگه آماده نشدند و نرفتند تا رسول خدا رفتند شاید حتی می‌خواستن بعدا ملحق بشن ولی جنگ تبوک در نگرفت به حضرت زود برگشتن اینا رفتن جلو سلام بدن حضرت جوابشون رو نداد و چه فاجعه‌ای بود در اون شهر پر از حرارت نسبت به محبت پیغمبر و حرارت محبت پیغمبر به امت که رسول خدا به کسی جواب نده دیگه مردم جوابشون ندادن همه باهاشون قهر کردن خانواده‌شونم باهاشون جواب ندادن خانم یکیشون اومد پیش رسول خدا گفت آقا ما هم دیگه صحبت نمی‌کنیم ولی غذا براش تهیه می‌کنم غذا رو بگذارم یانه  فرمود غذا بهش بده ولی صحبت نکن اونم تکلم نکرد دیگه

حالا دقت کنید مدیریت ذهن از اینجا شروع میشه خب حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت اینها احساس کردند زمین با همه بر اینها تنگ شده چون محاصره اجتماعی شدن چون کسی باهاشون حرف می‌زد تماس نمی‌گرفت احساس تنهایی کردن یک نوع توجه احساس تنهایی ولی این احساس تنهایی کفایت نمیکرد بلند شدن گفتن بلند شیم بریم بیرون از شهر نتونستن تنهایی در میان مردم رو تحمل کنند بریم خارج از شهر در خانه خداوند متعال و اونجا عبادت کنیم حالا جایی نوشته بود مدت طولانی طول کشید با این کلمه طولانی کار دارم در قصه اینجوری آمده چقدر بوده حالا من حداقل در اون متنی که خوندم از تفسیر صریح ننوشته بود مدت طولانی طول کشید اینجا یک عبارتی داره و ضاقت علیهم انفسهم تنگ شد بر این‌ها زمین خارج شدند سه نفری تو کوه مناجات می‌کردن خدا ببخشدشون احساس کردن همین سه نفر که پیش همدیگه هستند دارند به هم الکی دلگرمی میدهند گفتند بیاید از همدیگه هم تنها بشیم جدا بشیم جدا شدن هرکی رفت یه گوشه‌ای ضاقت علیهم انفسهم اونجا به این توجه رسیدند. حالا شما میخوای راه ۱۰۰ ساله رو یک شبه طی کنی؟ هر شب بلند شدی برای استغفار این نقطه پایانی که اینها بعد از این سیر و سلوک اجتماعی و فردی بهش رسیدن و با قدرت توجهت بهش برس وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللهِ ‌ إِلاَّ إِلَيْهِ وظنوا یعنی چی؟ یعنی احساس کردن احساس کردن این احساس زن چه جوری پدید میاد یک رابطه بین حس و اندیشه و توجه انسانه دیگه احساس کردن لا ملجع من الله الا الیه غیر خدا هیچکی ندارن خیلی تنها شدن چقدر قیمت داره نمیشه حساب اینجا بود که خدا به سوی اونها توبه کرد تا اینها بتونن توبه کنند فرمودید تعبیر تعبیر خاصیه خدا اول باید توبه کنه توبه اول از جانب خداست الذکره الاول من المذکور و ذاکر، ذکر اول از مذکور شروع میشه او به یادتون میفته که تو به یاد او می‌افتی به یاد خدا افتاد اول یک تشکر از خدا باید بکنه که خدا چی شد به یاد من افتادی که به یادت اونجاهاست که آدم محبت خدا بهش ثابت میشه؛  گاهی خدا آدمو می‌بره تو بیابون تنهایی توی یک تنهایی دچار مشکل میکنه این فقط برای اینکه توجه خاصی خدا بهت داره تا تو توجه خاصی و خصوصی به خدا بکنی.

 یعنی می‌دونید بعضی وقتا بزرگترین بلاها سر آدم میاد برای اینکه قیمت این توجه بالاست تو به اون نقطه برسی و بفهمیش. پیامبر اکرم وقتی با اینها قهر کرد نمی‌خواست بد اخلاقی کنه. میخواست اینها به این توجه برسند لا ملجا من الله الا الیه این رشد رو پیدا کنند. این توجه رو در تنهایی پیدا کنند این توجه رو به تنهایی خودشون درباره خدا پیدا کند این توجه سرمایه توبه میشه خب این توجه را اگر به نظر بنده میرسه حالا اهل علم بگن، تو خانه خودشون هم وسط شهر وسط مسجد سر نماز تو نماز جماعت پیدا می‌کردن این توجه ارزش داره نه اون تنهایی فیزیکی تنهایی فیزیکی کمک کرد و الا این‌ها به این نقطه از توجه نمیرسیدند، از هم تنها شدند تا به این نقطه رسیدند، شما یک شبه میتونی همه این مسیر رو طی بکنی با این توجه. دیدید بعضیا سعی می‌کنند با توجه نماز بخونند چون فهمیدند توجهشون پیش خدا قیمت داره و این توجه سرمایه دعای مستجابه نه تنها دعای مستجاب بلکه بالاتر از دعا و به تعبیر دقیق‌تر بالاترین دعا استغفاره

 سرمایه استغفاره، استغفار یعنی چی؟ یعنی من این لیوان رو الان رها کنم میفته زمین یا نه بله دیگه درسته فرض بفرمایید من این لیوان رو رها کردم خب تو مسیر سقوط خوب میگه طبق قوانین فیزیک این باید بخوره زمین متلاشی بشه دیگه بله وسط راه که این لیوان یه چیزی نه من به خدا بگم خدایا من اشتباه کردم رها کردم تو نگهش دار، برگردون به دست من، آبی هم که ازش ریخته داخلش بریز، خوب این خیلی زورگوییه! اصلاً آدما خودشون یه همچین کاری نمی‌کنند می‌گه نه دیگه من ول کردم رفته دیگه؛ استغفار یعنی این! من یه عملی انجام دادم هر عملی اثری داره استغفار یه معجزه است یه پولی به شما نرسیده میگه خدایا اسبابش رو جور کن به من برسه ولی یه کاری رو شما انجام دادی پوله رو مثلا آتیش زدی میگه خدایا الان برگردونش، بابا پولت رو آتیش زدی رفته... استغفار اینه که من می‌خوام خدا اثر عمل من را از بین ببرد! آخه بابا چه زوری داری میگی؟ یعنی چی خب؟ ولش نمی‌کردی! به همین دلیل امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید ترک ذنب اهون من طلب التوبه ترک کردن گناه خیلی آسون‌تر از اینه که توبه طلب کنی! بله درسته نشدنی میخوای. دستش رو گذاشته روی این سنگ قصابی، اون ساطور رو زده رو دست خودش و انگشتاش رو قطع کرده میگه حالا خود انگشتر بچسبون! چرا زدی؟ اصلا چرا زدی نه! دیگه نمیشه، آخه تو دنبال چه معجزه‌ای هستی؟ استغفار اینه!

 به همین دلیل استغفار فراتر از دعاست یا چون دعا است بالاترین سطح دعاست و خدا می فرماید: توبه کنید من می‌پذیرم و تغییر میدم . میدونید خدا چی به ما می‌فرمایند؟ می فرماید این لیوانی که شکستی رو برات جمع میکنم، آبی هم که ریخته برمی‌گردونم، حالا میخوای آب داخل اینم تبدیل کنم به شربت برات؟! از اون کارهاییست که فقط از خدا برمیاد!

 اینها به واسطه چی پدید میاد؟ توجه، توجه... و ظنوا ان لا ملجا من الله الا الیه این توجه که حالا من عبارت فارسیش رو بگم انگار من غیر از خدا کسی رو ندارم، انگار من کسی رو غیر خدا ندارم.. همین این توجه بنده من توجه عمیق را بگیره من قوانین شیمی و فیزیک و زمان و عمل و عکس العمل و همه رو در عالم به هم می‌ریزم قیمت توجه انسان انقدر بالاست

ملایی: خب اگه این مسئله رو بفهمیم اون وقت خیلی ماجراها تغییر می‌کنه ما الان توی جوشن کبیر دعای عظیم شب‌های قدر اللهم لا مفر منه الا الیه یا من لا ملجا الا الیه

حجت الاسلام پناهیان: من حالا این دعای دیگه هم داریم ولی می‌خونیم رد میشیم اگه با توجه تمام این سال‌های عمرمون یک مرتبه بگیم با توجه دین یه همچین موضوعیه، دین یه همچین برنامه‌ایه، که قدرت توجه انسان را بالا میبره چرا چون ارزش توجه انسان را به انسان حالی میکند و خارج از دین نمیشود. جور دیگه شما نمی‌تونید تو این دنیا قیمت توجه رو بفهمید. واقعا با هیچ محاسبه ای نمیشه به این نتیجه رسید که انسان توجهش خیلی قیمت داره...

اون وقت اگر ما بفهمیم توجهمون قیمت داره توجهمون رو به هر چیزی میدیم؟ نه والله! هر برنامه‌ای نگاه می‌کنیم هر صفحه‌ای رو باز میکنیم؟ هر چیزی رو نگاه می‌کنیم؟  هرچیزی رو گوش میدیم؟ یک روایتی رو قبلا ما اینجا با هم مرور کردیم که یکی از انبیا الهی می‌فرماید المَوتُ أحَبُّ إلَيَّ مِن نَظرَةٍ لِغَيرِ واجِبٍ . مرگ برای من محبوب‌تر از نگاه غیر واجبه ! چرا؟چون می‌دونه نگاهش چقدر قیمت داره.. چرا این نگاه وتوجه رو هرز بدم؟ نگاه غیر واجب تازه نه نگاه حرام غیر واجب نگاه حرام که بیخیال درسته قبلا اینجا با هم مرور کرده بودیم حالا این توجه که به اصطلاح اینقدر اهمیت پیدا میکنه که در موقع دعا خودشون نشون میده که چقدر واقعا قیمت داره به چه موضوعاتی باید جلب بشه رو در چند تا روایت برای شما بخونم

 اولاً مثلاً این روایت رو ببینید امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرماید لا يَقبَلُ اللّه ُ دُعاءَ قَلبٍ لاهٍ ا خدا دعای قلب بی توجه رو قبول نمی‌کنه. در بعضی روایات به جای لاه ساح آمده بی توجه دعا مثلاً بی توجه آن توجه تو می‌خوام خدا خسیس نیست نعوذ بالله اصلا کلمه خسیس رو من کنار خدای کریم بیارم اما خدا از ما چی میخواد؟ توجه

 آقای ملایی مردم ما آدم های معمولی من خودم تعجب می‌کنم که چرا خدا توجه من اینقدر براش قیمت داره؟ خوب خدایا من دعا کردم حالا من که کلا آدم بی توجهیم دعام رو مستجاب کن دیگه! چرا اینقدر اصرار داری که قیمت توجه من اینقدر بالاست که من حتماً عمیقا به تو توجه کنم؟ ماها تعجب می‌کنیم توجه ما چرا انقدر پیش خدا ارزشمنده که ما برای خودمون ارزش قائل نیستیم به تبع برای توجه هم ارزش قائل نیستیم. ریشه‌اش برمی‌گرده به چیزی که روانشناسی اخیراً بهش یه مقدار توجه کرده میگه شفقت به خود میگه به خودت مهربون باش از قدیم در روایت می‌فرماید که من کرمت نفسه هانت علیه الشهوات کسی خودش رو گرامی بداره شهوات پیشش پست و پلشت و زشت میشن. یعنی میگه کارا چیه من کارهای سطح پایین نمی‌کنم یعنی خودشو باید گرامی بداره و بعد دیگه یه غوغایی از مباحث میفته که تو مدرسه تو خونه برای تربیت بچه‌هامون این کرامت نفس رو چه جوری باید جا بندازیم؟ بعضی وقتا به خاطر یه کار خوب کرامت طرف را از بین می‌بریم و این خودش یه تضادیه‌ها!

 بعضی وقتا ممکنه آدم‌ها دچار تعارض هم حتی بشن که چه جوری من هم نهی از منکر بکنم هم حیثیت و کرامتش رو حفظ کنم از اون کارهای پیچیده است. دین کار هلو راحت تو گلو نداره، معمولا کاراش پیچیده و هوشمندانه و دقیق و حکیمانه و او این کار سطح بالا و دقیق از آدم میخواد این کارای یلخی از آدم نمی‌خواد اصلاً کار یلخی معمولا کار دینی نیست ما اینو باید بدونیم هر کاری دیدیم که دم دستیه و احساس کردیم خیلی ساده است بدونیم لااقل کار عمیق دینی نیست کارهای عمیق دینی با این بصیرت با یه هوشمندی با یه دقت با یک مهارت فوق العاده ارتباط‌های اجتماعی در زندگی فردی اینا باید همراه باشه.

 بگذریم یه نمونه از این ارزش برای خود قائل شدن و یا توجه به چی پیدا کردن هنگام دعا در این روایت ببینیم . پس ما اونجا در اون آیه توبه سوره توبه دیدیم که این توجه خیلی مهمه احساس کردند یعنی گمان کردند به فکرشون این جا افتاد توجه به این ظنوا یعنی توجه به این نکته پیدا کردند انگار ما به غیر خدا کسی رو نداریم.اقااا... خدا آمد! خدا به سویشان بازگشت! خدا به سوی اینها بازگشت... بازگشتند به سوی خدا پس خدا به سوی اونها بازگشت.. خیلی فوق العاده است. من حیف هنر ندارم که این رو بتونم به زیبایی بیان کنم.

عرفای ما انقدر شاعر میشن زیبایی دین رو می‌بینن قاطی میکنن دیگه میزنن تو وادی شعر... الفاظ عادی جواب نمیده زیبایی استفاده حداقل لذتی که بردن از یه حقیقتی که اینجوری دارن ابرازش میکنند حداقل ابراز از اون لذت فوق‌العاده‌ای که چشیدند.

 خب ما داریم تو این جلسه از این صحبت می‌کنیم که توجه انسان قیمت داره خیلی این قیمت فوق العاده است، در دعا خودش رو نشون میده در توبه خودش رو نشون میده. توجه به چه چیزهایی توجه به اینکه تو غیر خدا کسی رو نداری بعضی وقتا حوادث سهمگین برای انسان رخ میده تا همین رو خدا به انسان حالی کنه. شما بگو همین رو من از قبل همیشه بلد بودم و حضور ذهن دارم. ببین بلد بودم کفایت نمیکنم حواسم بودن آره حواسم بهش توجه دارم الان چند وقته به این توجه نکردیم که مامانمون ما رو دوست داره اگه در قید حیاته، مامانمون ما رو دوست داره و اگه در قید حیات نیست منتظر ماست از اون دنیا. چند وقته بهش توجه نکردیم؟ می‌دونیم ولی توجه نکردیم. توجه...

 حالا خداوند متعال که توجه عبد خودش رو میخواد برای چیه؟ برای سعه وجودی دادن به عبد خودش... شاهراه وجود انسانه. حالا این روایت بخونم می‌فرماید که یه کسی امام صادق علیه السلام در کتاب کافی شریف می‌فرماید که کسی امام حسن مجتبی علیه السلام رو ملاقات کرد عبدالله ابن جعفر بله بستگان به حساب میان بعد امام حسن مجتبی علیه السلام به ایشان فرمودند که كيفَ يكونُ المؤمنُ مؤمنا و هو يَسخَطُ قِسمَهُ و يُحَقِّرُ مَنزِلَتَهُ و الحاكِمُ علَيهِ اللّه؟! چه جور مومن میتونه مومن باشه در حالی که ناراحت از قسمت خودش چه سوالی چرا ناراحتی بقیه چرا ناراحت چرا راضی نیستی؟ بله به قسمی که خدا برای تو تعیین کرده چه جوری ادعای ایمان راضی باشه به قسمت خودش به زندگی دیگران نگاه نکنه هرچی دست هر کسی هست موقته یه راهش توجه به معاد هست. هرچی می‌خوای اون طرف بهت میدن. حالا جمله بعدی رو ببینید و اون ناراحت از قسمت خودش اینم دوباره تو مدیریت ذهنه ها، بعد حالا نقش و ربطش به دعا رو هم عرض می‌کنم و یحقر منزلته و الحاکم علیه الله جایگاه خودش رو حقیر میکنه همون حرف که چرا برای خودت ارزش قائل نیستی؟ خیلی منزلتت بالاست. والحاکم علیه الله در حالی که حاکم بر تو خداست وقتی که تو خودت رو تحقیر می‌کنی یه تیکه هم منفی به خدا انداختی ها، قسمتت رو داری تحقیر می‌کنی یه تیکه به خدا انداختی ها، انگار می‌خوای بگی خدا به تو بی توجه ها، انگار گله می‌کنی یعنی همین دیگه... بعد می فرماید و أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه الا الرضا من امام حسن مجتبی ضمانت می‌کنم هر کسی در قلبش خطور نکرد یعنی به ذهنش خطور نکرده به قلبش خطور نکرد جز راضی بودن به رضای الهی أن یدعو الله فیستجاب له که هر دعایی کرد مستجاب میشه. شرط استجابت دعا چیه؟ به قلبت خطور نکنه، چون به قلب خطور نکنه که مطلقا دیگه به ذهن خطور نمیکنه جز راضی بودن به رضای الهی

 اونجا تو اون آیه دیدیم احساس تنهایی فکر کنم من غیر خدا کسی رو ندارم، توبه قبول میشه. توبه تحقق پیدا میکنه. اینجا حس کنم خدا بهترین چیز رو برای من میخواد دعا مستجاب میشه. مقدمات تغییر میکنه و بعد این دعا مستجاب بشه. مثلاً دعای یه جامعه‌ای چه مستجاب میشه همین خدایا ما غیر از تو پناهی نداریم درسته یه دفعه می‌بینی ابواب فرج گشوده میشه. ممکنه همه مردم اینجوری نباشند ها، چند نفر نماز شب خوند از طرف کل مردم شب تو تهران بیدار شن توش ایران ایران اسلامی کنار خدایا این ملت کسی رو غیر تو نداره خالصانه بگن بله با توجه فرج رو برسون ببین یه دفعه می‌بینی با دعای اون خوبان که اهل اخلاص اهل توحید در نظر در قلب دعا مستجاب بشه بعد چقدر ظهور نزدیک‌تر بشه بعد ما هم هیچ کاره فقط شاهد. مثل بچه‌هایی که تو مهمونی تو حیاط بازی میکنن اصلا نه دعوت‌کننده دعوت بزرگ یک روایت دیگه بخونم امام صادق علیه السلام

ملایی: بریم برگردیم اشکال نداره؟ اشکال نداره خیلی متشکرم از شما ببخشید قصه اینجا نگه داشته شد نقطه خط میزنیم اون روایت قبلی که کسی که رضا داشته باشه به خداوند نکنه امام حسن مجتبی علیه السلام اجابت دعا رو براش ضمانت اون رضایی یعنی اینکه من قسمت ندارم من از قسمتم شاکی نیستم قسمتم را میبینم و بهش راضی هستم

محضر قرآن کریم صفحه ۳۷ قرآن کریم سوره مبارکه بقره است و آیات ۲۳۱ تا ۲۳ و سوم قرائت بشه برگردیم و از همین آیات قرآن مدد بگیریم که انشالله روایاتی که اهل بیت علیهم السلام برامون فرستادن و عزیزانمون می‌خونن رو بفهمیمشون قشنگ و به کار ببریم ثواب تلاوت آیات امروز رو تقدیم به همه شهدای عزیز همه امواتمون در گذشتگانمون ذی الحقوقمون و از جمله من یه اسمی خواستم اضافه کنم این روزا ایام شهادت شهید آیت الله سید حسن مدرس هست رحمت الله علیه تو کاشمر اگر کسی الان داره ما رو میبینه یه سر بره اونجا یه سلامی هم بده یه فاتحه از طرف ما بخونه. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه37 قران کریم

ملایی:  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم توی ذکرها، تو صلوات‌ها احیاناً اگر پای تلویزیون الان برای اموات و شهدا حمد و سوره قرائت می‌کنید و صلواتی می‌فرستید یه دوست نازنین یه همکار عزیز و بزرگوار ما داریم که در عرض چند روز پدر و مادر عزیز بزرگوارش را از دست داد جناب آقای صالح افزون شما اموات این همکار عزیز ما رو هم شریک بفرمایید از لطفتون خیلی متشکرم

حجت الاسلام پناهیان:  اجازه بدید این روایت رو من هفته بعد بخونم چون فوق العاده است این روایت بسیار درباره اینکه ما در مقام مدیریت ذهن چه عملیاتی باید انجام بدید بدیم خوب تبحروا قلوبکم ان أنقاها الله برید دلتون رو بگردید ببینید توش چی هست؟ و ادامه روایت ولی یه شبهه‌ای رو من پاسخ عرض بکنم تا از رضایت به قسمت راضی بودن به رضای الهی و مقدرات صحبت میشه این شبهه پیش میاد که پس من فعالیتی نکنم برای تغییر وضعیت خودم؟ همینی که هست دیگه یا کسانی من را آزار دادن من باید مثلاً تسلیم باشم؟ نه معناش تسلیم بودن به وضع موجود نیست. حالا دیگران که آدم را آزار دادم اگر مومن بود می‌بخشه اگه معاند بود دشمن بود مقابله می‌کنه اون بحثش جداست یا موانعی که سر راه انسان هست آدم با طبیعت نبرد میکنه گرما رو در زمستان میاره تو خانه خودش خودشو گرم می‌کنه و الی آخر تلاش میکنه برای امرار معاش پول در میاره خودشو از فقر بیرون میاره بله اگر بنا باشه ما کاری و راضی به رضای الهی و قسمت باشیم این ارزش نداره .ارزش اونجایی داره که شما تلاش میکنید احیاناً به نتیجه نمیرسی راضی به رضای الهی گله نمی‌کنی یا تلاش می‌کنی نه به خاطر غضبناک بودنت نسبت به قسمتت از همین قسمت هم راضی هستی، ولی چیکار می‌کنی تلاش می‌کنی برای اینکه تغییر بدی اوضاع خودت رو یه جور جمع اضداد است.  اینه که زیبا میکنه دینداری رو ارزش میده و الا اگر خدا می‌خواست که همه راضی باشند هیچکسی نمیخواد هیچ کاری بکنه هیچکسی نمیخواد طبقه خودش رو تغییر بده، هیچکسی نمیخواد وضع مالی خودش رو تغییر بده، اینکه دیگه اصلا ارزش نداره!

معلومه که خدا اینقدر غیر هوشمندانه دستور نمیده به بندگان خودش، خدا در شرایطی داره میگه راضی به قسمت خودت باش .یک با این رضایت اقدام کن به تغییر وضعیت خودت این با یه آرامشی همراهه. دو: اگر نتیجه نگرفتی باز با کمال رضایت و آرامش غضبناک نشو. این حالته که ارزشمنده

ملایی: خیلی خوب خیلی ممنونم پس شد مطلب برنامه هفته بعد برای خودم رو برای شما عزیزانی باشه سرخط حدیث و روایتی که قرار بود بخونید در باب همین ارزشمندی توجه و در ارتباط با خدا است

تشکر خیلی ممنونم خیلی متشکرم همکاران ارجمندم پشت صحنه برنامه و تشکر از همه شماها که نظراتتون در مورد برنامه به ۲۰ هزار سیصد و سه میگید و برای عضویت در کانال عدد ۸ رو می‌فرستید که این روایت‌ها هم اونجا خدمتتون تقدیم میشه تا سلامی دوباره که شنبه آینده باشه انشالله خدا نگهدار شما باشه