بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدا بر همه عزیزانی که سرگذشت قهرمانان را پیگیری میکنند تا از آنها امید بگیریم نیرو بگیریم و بدانیم در طول تاریخ خداوند چه بندگانی داشته که به اونها به فرشتگان مباهات میکنه. در یکی دو ماه گذشته رفتیم سراغ بانوان قهرمان مظلوم تر از مردان هستند. در تاریخ هم کمتر به اونها پرداخته شده در حالی که نیمی از جمعیت کره خاک رو بانوان تشکیل میدهند.
بانوان در تحولات تاریخی خیلی سهم دارند این مادر ابراهیم است که او را حدود ۱۳ سال به دور از شهر در یک غاری نگهداری میکنه تا فصل مبارزات ابراهیم علیه السلام فرا برسد. این همسر ابراهیم است که نوجوانش را خالصانه تقدیم خدا میکند.
این مریم از راست که خداوند افتخار برگزیدگی را به او میدهد این خواهر موسیست که با ظرافت گهواره را پیگیری میکند به مقصد برسه
بانوان خیلی سهم دارند یه وقتی یکی از دوستان در وزارت آموزش و پرورش دنبال بیان زندگی قهرمانان در دو سه قرن گذشته ایران بودند یه لیستی رو نوشته بودند ۲۰۰ نفر که اینها را برای دانش آموزان زندگینامشون رو بنویسن من دیدم خانم ها نیستند! همونجا به اون برادران پیشنهاد دادم گفتم دختران ما به الگوی بانوان نیازمندند میخوان ببالند که در کشورشون چنین شاعری چنین مبتکری وجود داشته.در این یکی دو ماه ما به بانوان قهرمان صدر اسلام قهرمانان حقیقی توحید پرداختیم.
در این برنامه لبابه کنیه اش ام الفضل یعنی مادر فضیلت همسر عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر لبابه می پردازیم. خواهرانی دارد همه درجه یک پیامبر این لقب رو به اون خواهران داده بود خواهران مومن پیامبر به کسی بگه مومن خیلی معنا داره باباشون حارث مادرشون هند در یه خانواده فرهیخته تربیت شدند یکی از یکی دیگه بهتر.
لبابه بانوی برگزیده با کنیه ام الفضل اولین کمالش اینه که او پس از حضرت خدیجه سلام الله علیها از اولین کسانی است که اسلام آورده! اسلام آوردن در اون روزگار خیلی سلحشوری میخواست، شجاعت میخواست، باور عمیق میخواست. لبابه از همون اولین مسلمانان است در کنار خدیجه کبری پرچم مسلمانی را برافراشتند و سختی هاش را به جان و دل خریدند السابقون السابقون الاولئک المقربون در بهشت هم پیش پیشتازان جایگاه والاتر و بالاتری دارند. حارث و همسرش هند دامادهای خیلی خوبی هم داشتند این دخترها با مردان بزرگی ازدواج کردند لبابه ازدواج کرد با عباس بن عبدالمطب
دومین کمال بعد از سبقت در اسلام و پیشتازی سلحشوری این بانو است خوب دقت بفرمایید گاهی بانوان پیشی میگیرند بر آقایان در شجاعت در غیرت در ایمان در ایثار در اخلاص، قرآن کریم اولین ویژگی رهروان راه پیامبر را این میداند محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم والذین معه اشداأ علی الکفار همراهان پیامبر سرسختند نسبت به کافران نسبت به مومنان رحماء بینهم نرم هستند صمیمی هستند قرآن کریم مومنان واقعی را اینطور معرفی میکنه یحبهم خدا دوستشون داره و یحبونه اونها خدا را دوست دارند از علی المومنین در برابر مومنان فروتن متواضع اعزت علی الکافرین در برابر کافران سرسخت خشن یجاهدون سبیل الله مبارزه میکنند در راه خدا ولا یخافون لومة لائم از تبلیغات دشمن از سرزنشهای دشمن از سرکوفتهای دشمن از مسخره کردنهای دشمن نمیهراسند باور عمیق دارند.
قرآن کریم در سوره مطففین میفرماید ان الذین اجرموا تبهکاران به مومنان به مردان و زنان با ایمان به پسران و دختران با ایمان میخندند و اذا مرو بهم یتقامزون از کنار مومنان رد میشوند چشمک میزنند قالوا انها لضالون وقتی اونها رو میبینن حزب اللهی ها رو میبینن میگن اینا عوضی اند. فکاهی براشون درست میکنند. اما مومنان مستقیم پایدار باورمند روز قیامت هم قصه برعکس خواهد شد الیوم الذین آمنوا من الکفار یضحکون در قیامت مومنان به کافران خواهند خندید.
جنگ بصر اولین جنگ مسلمانان با پیروزی رزمندگان اسلام به پایان رسید لشکر قریش شکست خوردن نخستین کسی که خبر جنگ بدر و شکست قریش را به مکه رساند شخصی بود به نام جسیمان. جسیمان وارد مکه شده این خبر شکست مفتضحانه مشرکان را وقتی میگفت و اعلام میکردعتبه کشته شد، شیبه کشته شد، ابوجهل کشته شد، امیة بن خلف کشته شد، به قدری وحشتناک بود این خبر و غیر مترقبه که اکثر مردم باور نمیکردند. چطور میشه ۳۰۰ نفر غلبه پیدا کنند بر هزار نفر ۳۰۰ نفری که ۷۰ نفرشون مسلح بودن بقیه با سنگ و چوب... چطور اینها پیروز شدن بر اون هزار نفر ۳۰۰ نفری که پایین کوه بودن مشرکان بالای کوه بودند تجهیزات داشتن تسلیحات داشتن نفرات داشتن کسی باور نمیکرد.
ابورافع خواهش میکنم یعنی اسم رو به خاطر بسپارید تو برنامه های آینده هم سراغ این اسم میخوان بیان ابو رافع یه غلامه غلام عباس بن عبدالمطلب و همین لبابه در این خانه خدمت میکنه. او گفته من در خیمهای نزدیک چاه زمزم نشسته بودم ام الفضل نیز کنار من نشسته بود این خبری که رسید به مکه ما رو خوشحال کرد. چون لبابه مسلمان بود ابورافع مسلمان بو د به ما نیرو بخشید خبر پیروزی مسلمانان در خود احساس عزت و قدرت کردیم. ناگهان ابولهب لعنت خدا بر او باد وارد مسجد الحرام شد گزارش جنگ بدر رو خواست. گزارشگر گفت همین اندازه برایت بگویم که وقتی با لشکر مسلمانان روبرو شدیم با تمام قدرتی که داشتیم اوضاع میدان دست مسلمانان افتاد هر طور اونها میخواستند با ما رفتار میکردند جمعی از ما را کشتند و گروهی را به اسارت گرفتند و بقیه هم گریختند فرار کردند. سپس گزارشگر این رو گفت نباید قریشیها را سرزنش کنیم چرا چون تنها مسلمانها نبودند که با ما میجنگیدند و ما را به این سرنوشت دچار ساختند. بلکه ماموران سفید پوشی را میان آسمان و زمین مشاهده کردیم که بر اسبان ابلق سوار بودند چون به ما حمله میکردند هیچکس نمیتوانست مقاومت کنه اونها موجب شکست ما شدند ابورافع میگه در این لحظه من گوشه خیمه پرده خیمه را بالا زدم و گفتم به خدا سوگند اونا فرشتهها بودند.
خود قرآن هم این رو تایید میکنه که خداوند فرشتهها را به کمک رزمندگان فرستاد ابولهب که این سخن را از من شنید سیلی محکمی به صورتم زد من به دفاع برخاستم و به او حمله کردم ولی او مرا بلند کرد به زمین زد و مرتب به من سیلی میزد. ام الفضل که این صحنه را دید خشمگین شد (به این میگیم بانوی انقلابی) ام الفضل خشمگین شد چوب خیمه را کشید محکم بر فرق ابولهب زد. ابولهب یه انسان ساده نبوده یکی از اون سه نفریست که مشرکین از اینها حرف شنوی داشتند، او دانشمند بوده ثروتمند بوده صاحب نظر بوده یه بانوی مسلمان غیور وقتی دید یه برده را به جرم مسلمانی میزنند تیرک خیمه را برداشت محکم بر فرق ابولهب کوبید و بعد گفت سید و آقای او را چشمش رو دور دیدی به او کتک میزنی ابولهب هم خجالت کشید و رفت و بعد از هفت هشت روز با یه بیماری شبیه طاعون خیلی با ذلت خیلی با ذلت بدنش بو میداد بیرون شهر گذاشتنش غذا از دور میگذاشتن و با ذلت ابولهب از دنیا رفت. این سلحشوری لبابه یا همون ام الفضله سیره ابن هشام جلد یک صفحه ۶۴ ۴۶
دوست دارم همین جا از مقایسههایی که قرآن میکنه یه مقایسه و از تاریخ برای شما بیان کنم قرآن کریم صالحین را کنار تبهکاران، مجاهدین را کنار نشستگان، خوبان را کنار بدکاران، تا منی که الان قرآن میخوانم تصمیم بگیرم قرآن کریم از روش مقایسه خیلی استفاده میکنه گاهی دو کار را یا دو کس را یا دو فکر را یا دو حزب را یا دو گزینه را میگذاره مقابل چشم ما با یه زبانی به ما میگه خودت تصمیم بگیر. این گروه اول این نفر اول و سرنوشتش این گروه دوم این نفر دوم و سرنوشتش.
شما تصور فرزندان عبدالمطلب یه فرزند داره ابوطالب، درجه یک. از همون آغاز حتی قبل از اینکه پیامبر ما به پیامبری برسد باور کرده بود او انسان ویژه است حتی باران نمیآمد در مکه مردم مکه از ابوطالب درخواست کردند دعا کند باران ببارد پیامبر ما را که هنوز به پیغمبری نرسیده در سنین نوجوانی پیشاپیش جمعیت برد و خدا را به حق این جوان قسم داد و باران باریدو ابوطالب بارها خودش و فرزندانش جانشون رو فدای پیغمبر کردند مسلمان انقلابی از سبقت گیرندگان این یه پسر
یه پسر دیگه حمزه حمزه سلحشور شکارچی در همون سالهای اول اسلام ایمان آورد ایمانش رو اعلام کرد. مقابل مشرکین سینه سپر کرد و در مهاجرت هم همراه پیامبر بود به اتفاق خواهرش صفیه، خواهر و برادر همزمان مسلمان شدند. در جنگ بدر یکی از سه پهلوان لشکر اسلام بود و در جنگ احد به شهادت رسید این هم یه برادر
یه برادر دیگه عباس عباس بن عبدالمطلب او دیرتر از خانمش مسلمان شد وقتی هم مسلمان شد پنهان میکرد و میترسید بفهمند که مسلمانه. این مال برادرها.. اما خانم هاشون یه مقایسه کنیم بین خانم ها خانم ابوطالب فاطمه بنت اسد یک ساعت درباره ما با شما صحبت کردیم به سوابق این پروندهها نگاه بکنید یه علامتی رو برای شما گذاشتن تو فضای مجازی کسانی که برنامههای قبل رو میخوان ببینند فاطمه بنت اسد رو نگاه کنید یه بار دیگه بخوانید یا گوش کنید
۱۶ سال با افتخار از پیامبر اسلام پذیرایی کرد او از اولین مسلمانان است. او از اولین مهاجران است. پیامبر عزیز ما در خاکسپاری او اشک میریخت و میفرمود نه تنها علی بلکه من بی مادر شدم. فاطمه بنت اسد
یک خانم دیگه لبابه همین بانویی که این برنامه به او اختصاص داره کنیه اش ام الفضل السابقین در اسلام شجاعانه اسلامش رو اعلام میکرد نه مثل شوهرش که پنهان بکنه در درگیریها حضور داشت. با ابولهب برخورد داره این هم یه جاری
جاری سوم ام جمیل همسر ابولهب این خانم هم یه خانومیست که خداوند معمولا اسم نمیاره چه در سلامها چه در لعنها بدون اسم مثلا میفرماید مرگ بر ظالمان مرگ بر فاسقان مرگ بر مجرمان اما گاهی اسم میبره مثل اینکه نام پیامبران رو به خوبی میبرد. یا نام تبهکاران را فرعون را هامان را نام میبرد. در بین یاران پیامبر بعضی هاشون رو قرآن کریم اسم می برد. در بین دشمنان پیامبر پیامبر و همسرش را اسم برده خدا یک سوره در بدگویی اونها آورده. بسم الله الرحمن الرحیم تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾ یک سوره درباره این خانم این خانمی که یکی از جاری هاش فاطمه بنت اسد یکی از جاری هاش لوابه ام الفضل یه سوره نازل شد آبروی اونها را برد معلوم میشه خیلی اذیت میکردن این زن و شوهر هم ابولهب هم خانمش ام جمیل خیلی پیغمبر رو اذیت میکردند که خداوند با اسم یه سوره آورده نابود قدرت ابولهب خیلی پرقدرت بوده و نابود باد خودش ثروتش و آنچه از امکانات به دست آورده بود او را بینیاز نساخت او فکر میکرد با پول میتونه همه کاری بکنه همین فکری که الان آمریکاییا میکنن اسرائیلیها میکنن انگلیسیها میکنن فکر میکنند پول اگه باشه کارشون پیشه ابولهب فکر میکرد سرمایه او که در راه مبارزه با اسلام خرج میشه نتیجه خواهد داد این آیه میفرماید نتیجه نداد به زودی در آتش در آتش شعله ور میفتد و همسرش با طنابی آتشین بر گردنش آتش بیار جهنم خواهد بود. اتفاقاً سوره کوتاه هم موزون حتی مشرکین سوره رو حفظ کرده بودند چقدر برخورد به ام جمیل چقدر تاثیر داشت نزول این سوره معلوم میشه تبلیغات لازمه ضرورت داره در جنگ احد ابوسفیان بالای کوه شروع کرد شعار دادن زنده باد زنده باد پیامبر در جمع رزمندگان فرموده صدای بلند جوابش رو بدید الله اعلی و اجل مسلمان ها جواب دادن خدا بزرگ و بزرگتر است دوباره ابوسفیان گفت ان لنا العزا ولاکمزا نام یکی از بت های بزرگ مشرکین بوده ما داریم شما عزا ندارید پیغمبر فرمود جوابش رو بدید برای همون وزن الله مولانا و مولاکم سرپرست ما الله شما الله ندارید مولا ندارید تبلیغات رو با تبلیغات باید جواب داد در تاریخ داره که این سوره بیچاره کرد ام الفضل را همه میخوندن طعنه میزدن ام الفضل هم ارث میخورد زن و شوهر شبها توطئه میکردن صبح زود پشت در خانه پیامبر هیزم میریختن در کار دعوت پیامبر کارشکنی میکردند ام جمیل وقتی شنید این سوره نازل شده یه سنگی دست گرفت دنبال پیغمبر میگشت تا او را بزند و میگفتش با این سنگ میزنم او را ام جمیل خودشم شاعر بوده با اشعارش پیامبر رو مسخره میکرد
امام صادق علیه السلام فرمود امام صادق علیه السلام فرمودند وقتی این سوره را میخوانید به ابولهب لعنت کنید زیرا او کسی بود که هم پیامبر خدا را تکذیب کرد هم آیات خدا را. ابولهب یکی از کسانی بود که در مجلس مشورتی مکه با قریش نقشه قتل پیامبر عموی پیامبر نقشه قتل پیغمبر رو میکشه هم دستش خانمشه. همه اینها از یه پدر و مادرهم هستند ولی از اونجایی که انسان اختیار داره آزاده او هست که سرنوشت خودش رو رقم میزنه. ام جمیل سخن چین بود سخنان پیامبر رو برای کفار می برد. ابولهب و در تاریخ آمده کلمات رکیک به پیامبر میگفتند شاید به همین دلیل بوده که نام اونها در این سوره آمده با اینکه قرنهاست از مرگ ام جمیل و ابولهب میگذرد اما همچنان مردم دنیا مسلمانها این سوره را میخوانند و از این زن و از اون مرد به بدی یاد میکنند!
ابولهب پدر خوبی چون عبدالمطلب و برادران خوب ایشون ابوطالب و حمزه داشت اما اینگونه شد. همسرش ام جمیل زن ثروتمندی بود، باسواد بود شاعر بود به بیابان میرفت هیزم ها را جمع میکرد با طناب میبست به شهر میومد در مسیر راه پیامبر میریخت خداوند هم کیفری مناسب با این کارش تو جهنم هم هیزم کش خواهد بود!
ام جمیل یه گردنبند خیلی قیمتی داشت قسم خورده بود که این گردنبند رو میفروشم در راه مخالفت با محمد هزینه میکنم. چقدر کینه توز فاطمه بنت اسد کجا ام جمیل کجاست ام الفضل کجا ام الانم تو خانواده ها هست توی یه خانواده یه خانم انقلابی یه خانم ضد انقلاب یه آقا ایثارگر شهید داده یه آقا همکار بی بی سی این انسانیه که تصمیم میگیره سرنوشتش رو خودش رقم بزنه.
ام جمیل عمه معاویه بود امام علی علیه السلام در نامهاش به معاویه نوشت منا خیرنساء العالمین میخوای بدونی ما کی هستیم؟ از ما بهترین زنان عالمین یعنی فاطمه زهراست و منکم از شما چی؟ حمالة الحطب! ام جمیل همون که هیزم در مسیر راه پیامبر میریخت جالب اینکه پس از نزول سوره مسد دوست دشمن این سوره را حفظ کرده بودند تو محافل میخوندند.
یه فضیلت دیگر از لبابه روزه داری لبابابه بانوی پرهیزگار و با کمالی بود. در اسلام روزه داری توصیه شده روزه داری طبق آیهای که در سوره مبارکه بقره آمده مخصوص اسلام یهود هم روزه داشتند، مسیحیها هم روزه داشتند. قرآن میفرماید یا ایها الذین آمنو کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم مسلمانها روزه بر شما واجب شد همانگونه که بر امتهای قبل واجب شد. تقوا و خداترسی مهمترین اثر روزه است در پایان آیه میخوانیم لعلکم تتقون امید است تقوا پیشه شوید. تنها عبادتیست که مخفی است چون نماز پیداست حج پیداست جهاد پیداست خمس و زکات را پیداست همه میبینند اما روزه دیدنی نیست چون نخوردنه. به همین خاطر خداوند فرموده پاداش روزه خود من هستم الصوم لی روزه مال خودمه پاداششم من هستم یا بر عهده خود من است. روزه اراده انسان رو تقویت میکنه هوسها رو کنترل میکنه، عواطف رو بارور میکنه صبر و پایداری انسان را عمق میده، روحیه نوع دوستی و کمک به محرومان رو در ما بالا میبره در اسلام روزه در ماههای رجب و شعبان سفارش شده. روزه در اول و وسط و آخر ماههای قمری سفارش شده. روزه در پنجشنبه اول هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه سفارش شده.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روزهای دوشنبه و پنجشنبه هفته را روزه میگرفت. رسول خدا هرگاه اندوهگین میشد به نماز و روزه پناه میبرد و میفرمود اندوهم تمام میشه. لبابه یعنی قهرمانی این برنامه دوشنبهها پنجشنبهها روزه میگرفته حتی پسرش ابن عباس که مفسر قرآن و فقیه بوده گفته مادرم حتی در مواقعی که آبستن بود روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه میگرفت.
اسد الغابه منبع این مطلب جلد پنجم صفحه ۵۳۹
یک فضیلت دیگر شوهر لبابه همونطور که گفتیم اسلام آوردن خودش رو پنهان میکرد و کتمان میکرد. عباس انسان خوش اندام، بلند قد خیلی قد بلند بخشنده دست بده داشت تو کارهای خیریه شرکت کلیددار کعبه بود. از حاجیان پذیرایی میکرد به حاجیان آب میرساند. اما مثل برادرش حمزه که علناً مدافع پیامبر باشه نه اینطور نبود. مثل اون برادرش ابوطالب که در همه جلسات مدافع پیامبر باشه نه سکوت میکرد.
به قول قرآن در سوره نسا آیه ۹۵ او حتی وقتی هم مسلمان شده از قائدین بوده. قرآن کریم مسلمان ها رو دو دسته میکنه: مجاهدین و قائدین یعنی فعالان در میدان و نشستگان در خانه. بعضی ها هستند نماز میخونند روزه میگیرند قرض الحسنه میدند صدقه میدند مکه میرند قرآن میخونند اما کار به سیاست ندارند. بیان تو خیابون شعار بدن نه اهلش نیستند وقتش برسه برای اسلام نعره بکشند نه اهلش نیستند. قرآن اسمش رو گذاشته نشستگان. سوره نسا آیه ۹۵ لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبیل الله به اموالهم و انفسهم مساوی نیستند اونها که تو خونه نشستن بدون عذر، هیچ مجاهدتی نمیکنن مبارزه نمیکنن نه با مالشون نه با جانشون فضل الله المجاهدین به اموالهم و انفسهم علی القاعدین درجه اتفاقا در تفسیرها همینجا اسم عباس بن عبدالمطلب آمده. او کار خیر میکرد از زائران پذیرایی میکرد ولی در جهاد اسلام آوردن خودش رو ابراز نمیکرد. برای دومین بار در این آیه میفرماید وفضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما، خداوند مجاهدان را بر نشستگان با فاصله زیاد اجر عظیم داده البته هر دو را خدا وعده پاداش داده و کلا وعد الله الحسنی. هم قائدین هم مجاهدین را پاداش داده اما خیلی فاصله است بین یه پولداری که در هشت سال دفاع مقدس در ایران رفته انگلیس زندگی کرده کانادا زندگی کرده بعد از جنگ آمده اینجا یا کسب و کار میکنه یا پستی که بین او و رزمنده ای که ماه ها و سالها در جبهه چشم داده پا داده بدنش آسیب دیده از روی بین اینها خیلی فرقه.
یه زن و شوهر تصور کنید لبابه انقلابی حاضر در میدان شوهرش عباس به ظاهر مسلمان هم که شده اسلام آوردنش رو جرات نمیکنه بیان کنه همراهی میکنه. شاید باور نکنید حتی وقتی مشرکان از مکه آمدن به مدینه به جنگ مسلمانان عباس بن عبدالمطلب هم تو اونها هست. آمده به جنگ مسلمان ها!
لشکر اسلام وقتی پیروز شد اسرایی گرفتن از جمله اسرا عباس بن عبدالمطلب و برادرزاده هاش بودند. پیغمبر او را صدا زد فرمود بیاریدش پیش من فرمودند اینقدر طلا باید بدی او گفت همه طلاهای من همینه من برگردم مکه باید من مسلمون هستم یا رسول الله پیغمبر فرمود اگر مسلمان بودی این فدیه رو باید بدی این جریمه رو باید بدی. به هر شکلی بود پیغمبر ازش گرفت اگر او واقعاً مسلمان بود اینجا باید میپیوست به مسلمانان به ظاهر اسلام آورده بود بعد پیغمبر بهش فرمود خب اون پولها و اون طلاهایی که پیش خانم لوبا گذاشتی چی رنگش پرید عباس گفت جز خدا و همسرم از این طلاها کسی خبر نداشت گفتاهی میدهم تو رو رسول خدا هستی در آینده ها هم عباس بن عبدالمطلب تا بعد از پیامبر هم زنده بوده همیشه ملاحظه کار بوده، مصلحت اندیش بوده.
اما لبابه همدم زهرا شیعه علی مرتضی انقلابی تا پایان عمر هم این زن و شوهر این اختلاف موضع رو داشتند. قصهای که نقل کردیم در تفاسیر در تفسیر آیه ۷۰ سوره انفال آمده یا ایها النبی قل لمن فی ایدیکم من الاسراء یعلم الله فی قلوبهم خیرات خیرا به اسرای که باید فدیه بدن یه پولی بدهند بهشون بگو این پولی که شما میدید خداوند یه جای دیگه جبران میکند ما اخذ منکم و یغفر لکم خدا شما را میامرزد والله غفور رحیم این سرنوشت این زن و شوهر است
یه فضیلت دیگر از لبابه شیخ مفید این عالم بزرگ شیعی تعریف میکنه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عمرش مریض شده بود روزی به خانه لبابه ام الفضل رفت اونجا بیحال شد از هوش رفت ام الفضل گریه میکرد اشکهاش رو صورت پیامبر میریخت. چون پیامبر به این بانوی پرهیزگار علاقه داشت میآمد بعضی از روز ها سلام علیک میکردند احوالش رو میپرسید. فرمود این زن عموی من پرهیزکار اینجا هم به خانه اش اومده چشم پیغمبر باز شد فرمود ام الفضل لبابه چرا گریه میکنی لبابه گفت پس از شما چه خواهد شد؟ پیغمبر فرمود به شما ستم خواهند کرد، به شما ستم خواهند کرد... همون سخنی که بارها پیغمبر پیشگویی کرد به علی علیه السلام به دخترش فاطمه زهرا این خبر بعد از من روزگار سختی خواهید داشت به شما ظلم میکند گاهی پیغمبر گریه میکرد از خبرهایی که جبرئیل از آینده بچههاش آوردند. میفرمود گریه میکنم برای اون سیلی که به صورت تو میزنند فاطمه جان، گریه میکنم برای اون شمشیری که بر فرق علی فرود میآید گریه میکنم برای اون زهری که به عزیزم حسن خورانده میشود و گریه پیغمبر اوج میگرفت حادثه کربلا را تعریف میکرد.
لبابه چنین شخصیتی است اشک هاش میریخت رو صورت پیغمبر پیغمبر پرسید چرا گریه میکنی گفت نگرانم بعد از شما چه میشود فرمود بعد از من به شما ظلم خواهد شد. انتم المقهورون المستضعفون بعدی، شما را در ضعف نگه خواهند داشت به شما ظلم خواهد شد
یه قصه دیگر آخرین نماز جماعت پیامبر، خب شما میدانید که دستور نماز روز اول بعثت نازل شده و پیامبر از اول اصرار داشت نماز را به جماعت بخواند فرادا نه جماعت در جماعت همدلی همکاری هست. سه نفر بیشتر نبودند مسلمان ها نماز رو به جماعت میخواندند پیامبر جلو علی بن ابیطالب سمت راست خدیجه کبری پشت سر به جماعت.
تا روزهای آخر هم که پیامبر بیمار بود اصرار داشت زیر بغلش رو بگیرن مسجد ببرند به جماعت نماز بخوانند حالا ما چه عذری داریم روز قیام نمازهامون رو فرادا خواندیم؟
مسلمانها زمانی هم که به مدینه آمدند اولین کاری که پیامبر کرد ساختن یه جایی برای نماز جماعت بود یه مسجد ساخت مسجد قبا یه مسجد مسجد النبی تا نماز رو هر صبح و شام به جماعت بخوانند ابن عباس از مادرش امین فرد همون لبابه روایت میکند که آخرین نمازی که رسول خدا با ما خواند نماز مغرب بود در حالی که از شدت مرض دستمالی بر سر بسته بود نماز را به جا آورد و سوره مرسلات را در اون نماز خواند پس از اون نماز جماعت دیگه دعوت حق را لبیک گفت. از افتخارات او یکی این هست که در واقعه جمل که واقعه فوق العاده تلخی است برای ما شیعیان و امام ما امام المتقین علی بن ابیطالب علیه السلام. بشنوید این قصه را:
یک کار بزرگی کرده لبابه در جنگ جمل امام علی علیه السلام با سپاهیانش عازم شام بودند طلحه و زبیر در مکه توطئه جنگ جمل و فتح بصره را می چیدند و نیرو جمع میکردند. ام الفضل همین لبابه قهرمان این برنامه این رو فهمید و در نامهای برای امام علی علیه السلام نوشت آنان از مکه به سوی بصره راه افتادند. مردم را به نبرد با تو تحریک میکنند سست یاران مریض قلبان هم به اونها پیوستند. البته دست خدا با شماست. این نامه بسیار عالمانه خطر مهمی را به امیر مومنان اطلاع میدهد. لبابه جوانی تیزهوش را پیدا کرد ۱۰۰ دینار سکه طلا به او داد گفت این نامه را با سرعت به دست علی برسان هر جا شترت خسته شد رهایش کن یک شتر دیگر بخر. این کار بزرگ لبابه و خدمت بزرگیست که به علی مرتضی امیرمومنان علی علیه السلام داره
یک خواب خوش معنا؛ ام الفضل لبابه میگوید قبل از تولد امام حسین علیه السلام در عالم خواب دیدم پاره ای از بدن پیامبر از بدنش جدا شد در دامن من افتاد به حضور رسول خدا رفتم خوابم رو گفتم و تعبیرش رو از حضرت خواستم فرمود ای ام الفضل خواب خوبی دیده ای به زودی از دخترم فاطمه پسری متولد میشود تو از او پرستاری میکنی امالفضل میگوید همانگونه که پیامبر تعبیر کرده بود شد و پس از تولد حسین علیه السلام او در آغوش من بزرگ میشد. از دوستان فاطمه زهرا سلام الله علی ام الفضل شش فرزند داشته فرزندانی دانشمند فرهیخته دو فرزندش عبدالله و عبیدالله فقیه بودند، چهار فرزند دیگر معبد قسم عبدالرحمان و ام حبیبه همه اهل فضل بودند. سلام بر لبابه انقلابی تر از شوهر خدا نگهدار