و سلام میکنم خدمت شما آقایان و بانوان و متشکرم از اینکه تو روضههاتون بر بچههای خوب برنامه سمت خدا رو یاد میکنید تو مجالسون توی توسلاتتون و تردید نکنید که همه شماها مشمول دعای خیر رفقای قابل من و از جمله کارشناسان عزیز برنامه هستید این رو عنوان کردهاند و میکنند که همیشه دعاگوتون هستند. خیلی خوش اومدید به این شنبه و محضر حاج آقای عابدینی عزیز سلام علیکم و رحمة الله عرض تسلیت دارم حاج آقا خدمت حضرتعالی هم
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون و بنده هم عرض تسلیت دارم خدمت همه مومنان و مسلمانان بلکه همه آزادگان جهان و ما هم انشالله با توسل به جذبهای فاطمی که در این ایام شدید است و همه الحمدلله با شرکت در مجالس و توجه به حضرت این جذبه ها ما رو به سمت وجود مبارک مادر انشالله و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در این عزاداری ها صاحب عزا هستند حتماً این عزاداری ها با حضور ایشون محقق میشه لذا تو این مجالس که میریم مجالس حضرات زیارت حضرات و لذا با این توجه بریم که صاحب عزا خودش اونجا حاضر است، با این نگاه و مراقبه که داریم به محضر مبارک مادر و همچنین امام زمانمون مشرف می شیم اگر این نگاه رو بکنیم به قدر باورمون بهرهمندم میشیم مراقبمون هم مطابق او شکل میگیرد به خصوص که توجه به این مسئله داشته باشیم که حضرت مادری مادر پدر هم محسوب میشود ام ابیهاست و این نکته بسیار عالی است که ما هم تو صلوات هامون و حدیث کساء و همه اینها محور رو حضرت می بینیم فاطمه و ابوها اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها... انشالله خدای سبحان ما را در این درگاه از کسانی که علاقمندان به حضرت زهرا سلام الله علیها هستند بپذیرد.
محمد بن مسلم در دادگاهی در عراق حاضر شده بود برای شهادت دادن، شهادتش رو نپذیرفتند گفتند توفاطمی هستی شهادتت مقبول نیست!
بعد گریه کرد محمد بن مسلم گفتن چرا گریه میکنی دست از فاطمی بودنت بردار شهادتت مقبوله محمد بن مسلم اونجا بگوید که من گریهام برای این نیست که شهادتم رو قبول نکردید گریم برای این است که شما من رو فاطمی میشناسید و نسبت میدید و من چه نسبتی با حضرت دارم که شما من را اینگونه میشناسید؟!
لذا الان کشور ما یک کشور فاطمیست و به عنوان یک کشور فاطمی شناخته شدیم کاری بکنیم که انشالله نسبت داشته باشیم با حضرت و اگر مردم حضرت رو به ما دارن میشناسند باعث سرافکندگی ما نباشد که چه نسبتی بین ما و حضرت است که مردم دیگر کشورها ما رو به حضرت میشناسند به خصوص بانوان محترم تو این مسئله جلوه کاملتری از تجلیات حضرت را دارد انشالله همشون مورد قبول حضرت باشند و مورد تایید حضرت باشد
ملایی: الهی آمین الهی که فاطمی باشیم خداوکیلی یه وقتایی این سوال رو باید بپرسیم از خودمون دیگه که من چه نسبتی با فاطمه دارم؟! یعنی ادعای تنها که کار را نمیندازه همین که البته اونا انقدر کریم و بزرگوارن حاج آقا تشبه پیدا کنه که بخواد اثر داره این قطعاً اینجوری هست ولی سوال سوال جدیه دیگه... خود ما باید خجالت بکشیم خودمون باید حیا کنیم که مثلاً حالا من میگم من فاطمیام من علوی ام من زینبیام بعد مردمم ما رو به این بشناسن آره حالا کجا رو نگاه کنیم خونه زندگی رفتارامون بیرون رفتنامون درون و اندرون اونوقت قصهها پیدا خواهیم کرد.
حاج آقا سیره تربیتی انبیاء الهی موضوع فرمایش حضرت عالی بود بعد موسی رسیدیم به طالوت و قصههایی که توی آیات ۲۴۰ و خوردهای بقره دیگه آمده ادامه ش رو بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دلی وعینا حتی تسکنه فیها طویلا. انشالله چشممون ببیند اون روزی رو که باشیم در او ن روزی که حضرت ظهور میکنند و توحید رو و عدالت رو در سراسر عالم گسترده میکند و ما هم متنعم باشیم از برکت وجود حضرت و انشالله جزو یاران حضرت باشیم. این سعادت نصیب همه مون بشود و امروز هم جزو زمینهسازان اون باشیم که بدونیم چقدر با برکت است. خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت رو ایشون میفرمودند که ما نمیدونیم یک ثانیه حضرت دیرتر خلاصه ظهور بکنند چقدر برکات رو تو این یک ثانیه از دست دادیم چه برسد به اینکه اعمال ما و افعال ما گاهی ممکنه ساعتها و روزها در فرج تاخیر بندازه... اگر بدانیم کاری میتوانیم بکنیم ایشون میفرمود که یک ثانیه تعجیل بشود بدانیم چه برکاتی در این یک ثانیه زودتر هست با تمام اشتیاق قدم برمی داریم.
خب در بحثی که داشتیم در محضر قرآن کریم بودیم و در سوره بقره آیات 246 و ششم به بعد سوره بقره که در محضر آیه 248 بودیم الان "وقال لهم نبییم ان آیت ملکه ان یأتییکم الطاغوت فی سکینة ربکم و بقیت من ما ترک آل موسی و آل هارون و تحمله الملائکه ان فی ذالک لایت لکم" برای شما قرآن خطاب به همه ماست این جریان طالوت و این جریانات بنی اسرائیل ان فی ذالک لایة لکم ان کنتم مومنین که در این آیه انتهاش آمده خب عرض کردیم که خدای سبحان سنتش این است ابتلائات مختلفی رو برای امت ها ایجاد میکند تا کمال اینها بالاتر بره به فعلیت بالاتری برسد قرار نیست عالم سکون داشته باشد.
عالم سکینه میخواد نه سکون؛ سکون مقابل حرکت است و سکون مقابل حرکت نقص است. چون حرکت یک کمال است اما سکینه سبب حرکت است سکینه سکون نیست درسته ریشش از سکنه است اما آرامش قلبی است که این آرامش قلبی سبب حرکت میشود طمأنینه ایست که قدرت بر حرکت ایجاد میکند
لذا تعبیری که در این آیه شریفه آمده خدای سبحان برای اینکه اضطرابات اینها را بردارد تابوت و صندوقی این کتاب بود صندوق است صندوقی رو نازل کرد که برای اینها از سابق از زمان موسی علیه السلام خاطرهانگیز بود و این صندوق از اون زمان باعث پیروزی بود جلوی هم هر جایی که جلوی لشکر حرکت میکرد دو کار میکرد یکی که به لشکر آرامش میداد و شجاعت یکی اینکه بیم رو و اون هراس رو در دل مخالفین و لشکر مقابل مینداخت.
لذا این صندوق یک علامت و اعجازی بود اون وقت در اینجا دو کار کرد اینجا اون نبی که طالوت رو به فرماندهی انتخاب کرد یکی اینکه بش که این تابوت خواهد آمد که اون صندوق که اینها میشناختند براشون معهود بود آشنا بود و خاطرهها از اون داشتند لذا وقتی بشارت داد خود این بشارت برای اینها یه اعجازی بود چون هنوز محقق نشده بود امری بود که واقع نشده بود، لذا بشارت داد که خواهد آمد و بعد آمدن تابوت هم یه معجزه دیگری بود. وقتی که آمد و اینها دیدند. اینکه آمد لشگر تابع شدند. در روایت دارد که در رابطه با همین به اصطلاح صندوق در تفسیر علی ابن ابراهیم علی بن ابراهیم قمی قال لهم نبیهم ان آیت ملکه ان یاتیهم تابوت بعد توضیح میده و کان تابوت الذی انزل الله علی موسی چون ما تابوت تو اصطلاحمون به اون چیزی که حمل میکنه میت رو اطلاق شده تو ذهن ما زود تابوت به اون سمت میره. لذا نه ما این تابوت که صندوقی است که صندوق برای مردم خاطره شوق آور داشته خاطره حزن نیست؛ برخلاف آنچه که ما از این اسم میشناسیم که برای ماست این لفظ یا لفظ عبریست یا لفظ عربی است. اگر لفظ عربی باشد از رجوع است و برگرداندن به اصل اما اگر لفظ عبری باشد برای خودش یه معانی دیگری دارد که اون هم حالا تو کتاب های لغت ذکر شده . اما در عین حال بدونیم که این لفظ با اون اصطلاحی که ما می شناسیم ترجمه نشود تابوت یعنی اونی که میت رو باهاش میبرند نه این صندوقی بوده که موسی کلیم را در کودکی در او قرار دادند و باعث نجات موسی شد و بعد هم وسایل نبوت و سنن انبیاءی سابق را در او قرار داده بودند.
لذا صندوق مقدسی بوده یک مکان و محفظه مقدسی بوده میفرماید که فکان این تابوت الذی انزل الله علی موسی فیه امه که مادر در اون قرارداد و در دریا انداخت یا رود نیل فکان فی بنی اسرائیل معظم یتبرکون به این مثل اینکه بله خیلی محترم بود و عظیم بود به این تبرک میکردند مثل اینکه ما مثلاً الان میریم روضه پیغمبر وارد می شیم محراب پیغمبر اونجایی که پیغمبر خطبه میخواندند ستون هایی که یادآور خاطراتی از پیغمبر است هر کدام از اونها برامون معضم است و تبرک به اونها داریم و برای ما مهم است لذا اینها هم به این مسئله تبرک داشتند. "فلماحضر موسی الوفات وضع فیه الواح" الواحی را که خدا نازل کرده بود بر موسی را در این قرار داد اینم یکی از جهات دیگر تقدس این میشود که آنچه که به عنوان نازل شده از جانب خدا بود الواد در این صندوق قرار داده شد و ما کان عنده من آیات نبوه و اودعه یوشع وصیه هر هرچی از آیات نبوت بود که مواریث علامت نبی بودن بود در این قرار داده شد این رو به ودیعه به یوشع منتقل کرد که پیش یوشع وصی موسی باشد فلم یضل التابوت بینهم حتی استخف این صندوق بین اینها بود تا اینکه قدرش رو ندانستند همونجوری که انبیاء رو احترام و رعایت نکردند تبعیت نکردند به این تابوت هم و صندوق هم که صندوق مقدس ش بود و براشون برکت داشت به این هم بی اعتنا شدند بعد دارد که و کان الصبیان یلعبون به فی الطرقات فلم يزل بنو إسرائيل في عزّ و شرف مادام التابوت عندهم،فلمّا عملوا بالمعاصي و استخفّوا بالتابوت رفعه اللّه عنهم، به طوری که تا حدی که کودکان با این بازی میکردند در کوچه ها
ملایی:دیگه اون جایگاه مقدس و محترم و معظم رو نداشت
حجت الاسلام عابدینی: ببینید تصویر مسئله رو اگه بخواهیم بکنیم روضه النبی بر ما چقدر مقدسه بله مزار نبی ما مقدس همینطوره اگر نعوذ بالله به طوری بشود که بیاعتنایی عدهای باعث بشود که محل بازی بچهها فقط بشه بازی بچهها عیبی نداره ها اما یعنی دیگه هیچ اعتنا بهش نباشه به طوری که کسی کاری نداشته باشه و رها بشه، اون شأنیت رو دیگه کسی براش چقدر ناسپاسی میشود. روضه پیغمبر به جای اینکه این محل ارتباط با خدا باشد تبدیل بشه به یک محوطه که کسی اعتنا نکند و رهاش بکند چقدر این از دست دادن نعمته اینا این کار را کردند.
بنی اسرائیل خیلی بهانه ها و خیلی کجروی ها داشتند دل موسی را خون کرده بودند. من همیشه تو بحث ها این را دارم که اونقدری که فرعون با تمام لشکر و قواش و توانایی هاش موسی را اذیت کرد در اون ۴۰ سال قومش بیشتر اذیت کردند بعد از اون ۴۰ سال دوم. یعنی تو اون ۴۰ سال دوم که دیگه فرعون رفته بود قومش بیشتر اذیت کردند!
ملایی: بعد از نجات از دست فرعون
حجت الاسلام عابدینی: بله . بعد نجات و خروج از جریان دریا و رفتن خیلی اذیتش کردند. لذا بنی اسرائیل خیلی قوم سختگیری و پر تنشی با انبیاء بودند همه انبیاء بعدشون هم همینج بوده ها همه اونها را اذیت کردن لذا خدای سبحان خیلی این ضربت علیهم الذله و المسکنه به خاطر همین ارتباط ش با انبیاء بزرگی بوده که در بینشون بوده ولی قدردان نبودند. هر چقدر نعمت بیشتر باشد و قدردان نبودن و شاکر نبودن بیشتر باشد در اونجا قطعا عقاب الهی شدیدتر خواهد بود، چون حجت تمام تره و اینها از احتجاجات الهی و آیات الهی هیچ قومی مثل بنی اسرائیل بهرهمند نشده از یکیش اون بود که فرعونیان در دریا غرق شدند که یک آیت مهم خدای سبحان بود برای اینها خب بعد و تا این صندوق بود اینا عزت و شرف داشتند با اینکه میدونستند هم از اینه بی اعتنا شدند بهش، رهاش کردند تا مبتلا شدند. و ما عملو بالمعاصی واستخف تابوت وقتی که معاصی بین ش زیاد شد اثر معصیت این است که انسان نسبت به مقدسات کم اعتنا میشود این نکته است لذا یه بار میشه جمله رو عین جمله رو تکرار بفرمایید فلما عملو بالمعاصی وستخف التابوت رفع الله عنه اون امر مقدس و رابطه را برداشت که شیطان نمیاد بگه انسان ابتدا به مقدسات بی اعتنا باشه در روایت هم این را داریم بله میاد میگه معاصی را انجام بدی یعنی از راه معصیت وارد میشود اگر کسی از راه معصیت اون وسوسه شیطان در وجودش عمل کرد و اثر گذاشت اون وقت نسبت به طاعات بی اعتنا میشود و کار خراب میشه اون وقت بعد برکات رو خدا برمیدارد یعنی یه دفعه میبینی که زندگی به مشکلات و سختی ها و تنش ها و بعد اگه به اجتماع سرایت کرد اثر اجتماعی ایجاد میکند که این نگاه را باید خیلی که فلما عملو بالمعاصی نتیجه عمل به معاصی و اون صندوق را دیگه ارزش قائل نشدند اون ارزش ها براشون بی ارزش شد با اینکه میدونستند عزت ش از اینه با اینکه میدونستند همه اون شوکت ش از این بوده لذا اگر خدای نکرده این نظام ولایی را که خدای سبحان عزت ما را الان بهترین قرارداد نعوذ بالله یواش یواش شیطان از راه ترویج معاصی تو جهات مختلف اگر رشد بده می بینیم به مقدار به اصطلاح نفوذ او رغبتمون به نظام کمتر میشه به ولی الهی کمتر میشه تا خدا برمیداره نعوذبالله نعمت را، اون موقع مبتلا به جالوت شدن اونوقت مبتلا به این کشتار شدند چون دشمن ما به اصطلاح مومن و غیر مومن و نمیدونم مومن درجه یک و مومن درجه دو رحم نمیکنه
ملایی: که اون یذبحون ابنائکم همه رو میخواد از بین ببره
حجت الاسلام عابدینی: اصلا تعبیر خود دشمن این بود که ایرانی ها ژنتیک ش باید از میان برداشته بشه. یعنی ژن ش را باید ما از بین ببریم نه اینکه حالا این دسته ش یا اون دسته ش رو همه رو در حقیقت لذا مراقب باشیم در اینجا خدای سبحان سنتش این است با هیچ قومی پسرخواندگی و برادرخواندگی ندارد که بگه حالا این با ما رفیقه نه خدا سنت الهی این است.
اگر کسی نسبت به اون چیزی که اوامری است که باید سست شد خدا هم نظرش برمیگردد بر دارد یعنی ما خودمون پشت کردیم بهرهمند نیستیم از نگاه رحمت الهی لذا بعد دنبالش فلما سئل الذی بعث الله وقتی که حالا آمدند دنبال اون نبی گفتن برای ما یه فرمانده قرار بده میخویم بجنگیم حالا که اومدن گفتن فرمانده قرار بده میخویم بجنگیم خدا دوباره طالوت رو اون تابوت را برگردان اون صندوق را یعنی با اطاعت اینها و تقاضای رجوع اون نعمت دوباره برگشت. اما خب خیلی بیچارگی تو این چند صد سال حدود ۳۰۰ و خورده ای سال بیچارگی کشیدند زجرها کشیدند بچه هاشون بیگاری بود دختران و زنانشون در دست اونها بود خودشون از خانه و زندگی رها شده بودند اینجور کشتارها نسبت بهشون شده بود. اما برگشت اما بعد از این ۳۰۰ و خورده ای سال زجری که کشیدن و سختی هایی که کشیدن با این نگاه. بعد دنبالش میفرماید که بله بعث الله طالوت علیهم یقاتاتل معم که اینها آمدند تحت نظر طالوت رد الله علیهم التابوت اون صندوق هم برای اینها برگشت که این روایت رو تفسیر قمی نقل میکند.
در روایت دیگری میفرماید که یاتیکم التابوت فیه سکینة من ربکم از امام باقر علیه السلام تَحْمِلُهُ الْمَلائِکَةُ قَالَ رَضْرَاضُ الْأَلْوَاحِ فِیهَا الْعِلْمُ وَ الْحِکْمَ اون الوحی که شکسته شد وقتی که وقتی موسی اومد دید گوساله پرست شدن و الواح را انداخت و این شکسته شدن در این تابوت قرار داشت این الواح نازله مستقیم از جانب خدا فقط یه شیء مادی صرف نبودند کلام الهی درش بود. اون هم کلامی که نه کسی نوشته باشد کلام الهی بود که در او مکتوب بود که حالا چگونه بود یه امری بین دنیا و آخرت بود.. امر دنیایی محض نبود یه امری بین دو یعنی کلام نازل شده بود همینجوری از آسمان همینجور نازل شده بود این نگاه که این در این تابوت بود در این صندوق بود که بعد الْعِلْمُ جَاءَ مِنَ السَّمَاءِ فَکُتِبَ فِی الْأَلْوَاحِ وَ جُعِلَ فِی التَّابُوتِ که این در حقیقت از آسمان علم می آمد در الواح نوشته شده بود و در این صندوق قرار داده شده بود که این هم در تفسیر عیاشی این را آورده در جلد یکم که این نگاه به تابوت و اون صندوق یه نگاه خیلی عظیمی بود لذا یه بشارت ویژه تا این آمد روحیه اینها عوض شد با آمدنش در حقیقت عوض شد.
اما باز هم ابتلای بعدی اینها بود که دوباره اغلب اینها ریزش کردند خدا بنا نداره که اگر یه جا ما لبیک گفتیم بگه خب تمام شد دیگه تا آخر تضمینی نه ابتلای بعد از ابتلا در کار است تا همیشه این رابطه تازه باشد. نه رابطه یه بار آدم بگه باشه من آمدم نه مجاهد شدن انقلابی شدن سخت هست اما انقلابی ماندن و مجاهد ماندن سخت تر است. اونی که خدای سبحان میخواهد از ما مجاهد ماندن است. لذا ابتلاات دائما میاد تا مجاهد ماندن امتحان بشود این خیلی سخت است. چند بار اینها ابتلاء پیدا کردند که خب آخرین ابتلاشون به اصطلاح نه آخرین مرحله بعد ابتلای به نهری بود که حالا بعد میرسیم به آبی که رسیدن
خب بعد از اینکه ما بحث تابوت و اون صندوق را مطرح کردیم میفرماید در اون صندوق فیه سکینة من ربکم... ببینید تو نظام وجودی ما یک نظام علم داریم بله یه نظام عمل. گاهی تو علم انسان دچار شک و تردید و وهم میشه، تشخیص ندارد. اونجا که اضطراب در علم است قدرت تصمیم امکان پذیر نیست چون که انسانی که براش معلوم نیست یه کاری راه های مختلف جلو راهش قرار میگیره احتمالات مختلفی تو نظام علمت این کار بکنم اون نتیجه میاد نمیدونم اون کار بکنم این نتیجه لذا اگر انسان تو نظام علمی متحیر شد هم مقصد را از دست داده هم مسیر را از دست داده. چون نه معلومه که غایت کجا میخواد بره نه وقتی معلوم نبود که غایتش و مقصدش کجاست راهش هم معلوم نیست. از کجا چون چه جوری بره؟ چون معلوم نیستش که کجا میخواد بره راهش معلوم نیست پس یه موقع تحیر تو نظام علمه تو اونجایی که تحیر تو نظام علم باشه کار خیلی سخته لذا این تابوت و این سکینه که فی سکینه ربکم در این صندوق بود ابتدا برای اینها هدف رو روشن میکرد یعنی اینهایی که تحیر علمی داشتند تحیر علمی براشون برداشت آرامش در آرامش در علم یعنی دیدن هدف روشن که ما این رو میخوایم این کار باید بکنیم این به اصطلاح غایت رو باید برسیم وقتی که غایت روشن شد و علم معلوم شد در اینجا روشن شد نوبت به این میرسد از کدام راه بریم و مسیر از کجا باشد این میشه نظام عملی. یعنی اون نظام علمی بود حالا تو نظام عملی گاهی انسان تحیر پیدا میکند میدانم کجا باید برم اما نمیدانم از کجا باید بروم.
اگر الان این مسیریابها نباشد که الان بالاخره کار با این نظام یه خورده برای خیلی ها راحت شده اون وقت یکی از کارهای مهمی که به خصوص کسی تهران می آمد با این گستردگی تهران دغدغه ش یکی این بود که میدونست کجا میخواد بره مثلا میخواد بره فلان جا ولی میموند از کجا بره لذا با ۱۰ نفر مشورت میکرد کدام مسیر برم چه برسم راه چی باشه با اینکه غایت رو میدانست، اما لذا تو همین مسیریابها الان گاهی سه تا چهار تا مسیر رو پیشنهاد به شما میده که این اون اون لذا میشود غایت معلوم باشد اما مسیر مبهم باشد تحیر در مسیر هم خیلی سخت است ما تو سوره حمد که میخونیم دائما هر روز یکی از چیزها این است که خدایا من را غیر المغضوب علیهم قرار ولالضاالین قرار نده. غیر المغضوب علیهم یعنی هدف رو نمیشناسند. اینها غایت رو نمیشناسند اینو میگن قوایت قوایت یعنی مقصد نداشتن بعد اونها ولالضالین یه مرتبه از اینها سبک تره غایت رو میدانند اما راه رو نمیدانند یعنی گمگشته در راه لذا داریم هر روز میگیم خدایا ما را به صراط مستقیم هدایت کن نه کسانی که غضب کردی براشون که اصلا راه رو نمیدانند غایت هم نمیدانند. نه کسانی که گمراه اند هدف رو میدانند اما مسیر رو نمیدانند پس توی سکینه دو کار برای اینها میکرد یکی اینکه اینها را از نظر علمی کاملاً آرام ایجاد کرد که بدانند کجا میخواهند بروند این خیلی راه رو روشن کردن و اطمینان پیدا کردن که مقصد روشن باشد که خدای سبحان برای اینها مقصد را چیکار بکند و بعدم از کدام راه برود که این راه به نتیجه برسد گمراه نشن تو راه، با اینکه میدونن کجا میخواستن برن مسیر رو هم بدانند. این سکینة من ربکم برای اینا خیلی زیباست و میدونید اگر آدم تو لحظه لحظه زندگیش غایت براش آشکار کامل باشد و مسیر هم روشن باشد دیگه رفتن خیلی ساده میشه.
ما معمولاً گرفتار این هستیم تو کارهامون نمیدونیم چیکار بکنیم چی برامون خوبه اگر بعد معلوم شد چی برامون خوبه از کدوم راه حالا به این برسیم هر دوش برامون همیشه ابهام و مهمه که باید این دو تا باشه.
لذا میگه این صندوق برای اینها فی سکین اون وقت ببینید توی آیاتی که تو سوره فتح است هو الذی انزل سکینه فی قلوب المومنین که وقتی سکینه بر قلوب مومنین نازل میشود لیزدادو ایمانا مع ایمانهم.. کی سکینه بر اینها نازل شد؟ که اینجا فرمود خدا صلح حدیبیه را که قبول کردند یه دفعه به چالش افتادند به تحیر که حرفها پس معلومه که چون وعده پیغمبر این بودش که خدا به ما وعده عمره داده بله اما اینا فکر کردن تو همین سفر باید این عمر محقق بشود لذا با توقع آمدند وقتی دیدن نه صلح شد باید برگردند همونجا قربانی ها رو باید بکنند باید برگردند. یه دفعه تمام اونچه که داشتن رفت براشون زیر سوال آمدن به پیغمبر توهین کردند گفتند این ذلت بود که تو برای ما انتخاب کردی حتی تا این حد! اومدن به پیغمبر توهین کردند تو تاریخ هست که این ذکر شده بعد وقتی رسیدند برگشتند نزدیک مدینه و بشارت فتح به اصطلاح مبین انا فتحنا لک فتحا مبینا همچنین ادامه آیه که آمد یه دفعه تازه اون سکینه برای این ایجاد شد وعده فتح به اصطلاح مبین ابتدا و بعد هم فتح خیبر بعد از این که رسیدن به مدینه ۲۰ روز بعد رفتن حمله کردن به قلعه های به یهودیان و آنها را فتح کردند یه دفعه جریان از اون اضطراب از اون مشکل از اون به اصطلاح سختی تبدیل شد به سکینه و آرامش. یه جوری که وقتی اینا وارد مدینه شدن چون نزدیک مدینه این سوره نازل شد قبل از اینکه برسند لذا به مدینه رسیدند با تمام آرامش به مدینه رسیدن مومنین خیلی آیه زیباست در سوره به اصطلاح فتح که حالا حتما دوستان رو توصیه میکنیم خود این آیات سوره فتح رو با این نگاه بکنند تعبیر آیه چهارم از هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین لیزدادو ایمانا مع ایمانهم تا سکینه بیاد ایمان مضاعف میشود پس اگر اینجا می فرماید برای اینها فی سکینة من ربکم یعنی آمدن این صندوق همراه بود با ازدیاد ایمان چون تا قلب مضطربه اونجا در حقیقت گرفتن ایمان بعد ایمان چون ایمان آرامشه بله این باید آرامش تو اون مرتبه ایجاد بشه و تا ایمان مضاعفی ایجاد بشود دنبال اون سکینه سبب ایمان میشه .
چقدر زیبا میشه این نگاه که آرامش وجودمون با خدا گره بخوره باورمون به خدا گره بخوره که خدا همه کاره است خدا در صحنه است از دست خدا کار خارج نشده. اصلاً دنباله این زیباست که وقتی این رو میفرماید که لیزدا ایمان ایمان چه جوری ولله جنود السماوات و الارض و کان الله علیما حکیما اصلا آسمان و زمین لشکر حق است جند یعنی اون جمع فشرده ای که از فشردگی این جمع با هم کنار هم اطلاق جند میشه اونوقت بعد میگه جنود یعنی تمام آسمان و زمین جنود حقند و آماده اند یعنی لشکر های فشرده و آماده حضرت حق اند برای کار منتظر اشاره حضرت حق اند. خب این در خدمت مومن قرار میگیره وقتی سکینه و آرامش آمد مومن سلطه بر سماوات و ارض پیدا میکند و سماوات و ارض جندش میشود اگر جند و لشکر این شدند خیلی در حقیقت کار ساده میشه. لذا این آرامش آرامش بالاتر را به دنبال اطمینان به خدا رو به دنبال خودش میاره
بعد این ادامه آیات ۶ بار بحث سکینه در قرآن آمده سه بارش در سوره فتح آمده از این شش بار و پیرامون همین موضوع پیرامون اون اوج فتنهها و شدت ها یکی دیگه از خلاصه اون جایی که آیه اومده این است که وقتی که بیعت کردند با پیغمبر اکرم بعد از اینکه دیگه قطعی شد که اینا میخوان بکشن اینها رو و احتمال اینکه دیگه کسی زنده نمونه زیاده اونجا بود که تعبیر این است که لقد رضی الله عن المومنین اذ یبایعونک تحت الشجره تبعیت از ولی وقتی محقق شد همه آمدن زیر پرچم پیغمبر گفتن ما تا پای جان آماده ایم بیعت کردن میگه تا این بیعت محقق شد علم ما فی قلوبهم خدا دید اینا برگشتند به سمت اطاعت فانزل السکینه علیهم و اصابهم فتحا قریبا خدا آرامش رو سکینه یه آرامش ویژهای است که بر اینها نازل شد و بشارت فتح قریب هم به این داده شد یعنی تبعیت در بیعت از ولی دنبالش نزول سکینه و نزول سکینه دنبالش فتح قریب جریان خیبر بود که هفت قلعه خیبر ۲۰ روز بعد از رسیدن به مدینه محقق شد دوباره یه جای دیگری در حقیقت تو همین آیه تو همین سوره در رابطه با بله که این نگاه به اینکه سکینه الهی امر عظیمی است که تو وجود ایجاد میشود و آرامش است. لذا اگر جامعه مومنین خدا را باور داشته باشد مقدار باور به ایمان به خدا مقدار آرامش را معلوم میکند مقدار ایمان به خدا باور به اینکه خدا بله این مقدار آرامش هر مقدار مقدار لذا آرامش در باور به خداست
لذا تعبیر این است تو آیات و روایات مختلف آمده که کسانی که اهل کفرند به همین مقدار اضطراب دارند. چرا؟ چون اهل کفر آخرش را خودشون می بینند وقتی که این میخواد تصمیم بگیره باوری نداره غیر خودش دیگه کسی دیگه موثره وقتی اینها میرسند به آخر تصمیم آخر تصمیم خودشونند و چون چون متحیرند همیشه مضطربند چون نمیدوننذ بعدا چی میشه. چون نمیدونند همیشه هم گرفتار این هستند تحیر در علم و تحیر در راه هر دو را دارند چون دو تا تحیر را دارند دچار اضطرابات شدید میشوند اگر این باور را کردیم تو صحنه هایی که انسان داره مقابله با کفر میک خودش را به پشتوانه الهی سکینه را در خودش میبیند و در مقابل یقین دارد که دشمن مقابلش دچار اضطراب است و اگر انسان بداند طرف مقابلش دچار اضطراب هر عملی که این انجام میده که نقشه او به هم میخورد اضطراب او دوچندان میشه. چون یه موقع طرف نقشه کشیده حمله میکند اما شما تونستی نقشه او را به هم بزنی بله یه دفعه او دچار به اصطلاح واپاشی میشه
مثل جریانی که جریان هفت اکتبر که محقق شد تو جریان به اصطلاح محور مقاومت فلسطین یه دفعه یک عمل پیشگیرانه از نقشه های اونا که محقق شد تمام نقش های اینا ریخت به هم .چون اینا پیشگیرانه این کار محقق شد اونا میخواستن کاری رو انجام بدن قبل از او این همه رو به هم زد؛ یا تو جریان جنگ ۱۲ روزه ما وقتی که اینا زدن فرمانده های ما رو و پدافند بعضی از پدافند ما را تونستن بزنند یه دفعه این ها احساس کردند الان غلبه است اما تا مقابله شد فرمانده ها نصب شدند به سرعت و انتقام به سرعت گرفته شد و اون هم انتقام سخت اینها بود زیر این زانو زدند. چون اعتقادی هم به سکینه آرام این نگاه تو هر جزئی از زندگی اثر داره، نه فقط تو کارهای کلان تو کارهای فردی تو کارهای جمعی این سکینه و آرامش که ازدیاد ایمان رو و پیدا کردن غایت و پیدا کردن راه رو که میاره.
ما مبتلاییم همیشه که این کار چیکار کنیم بریم نریم انجام بدیم ندیم میگه این ارتباط با خدا این سکینه را ایجاد میکنه هم میتونه هدف رو بشناسی هم میتونی راه رو بشناسی. در ادامه آیه که ما در محضرش بودیم می فرماید که و بقیه مما ترک من آل موسی و آل هارون تمام آنچه که آل موسی و آل هارون داشتند چون حدود ۳۰۰ سال از جریان موسی و هارون گذشته بوده این ایام، تمام اون برکات آنها تو این دوره از انبیاء در این به اصطلاح سکینه و این صندوق قرار داشته که خیلی مضاعف میکنه کار رو. یعنی آنچه که در زمان موسی بود مرتبهای بود بعد از اون هی مضاعف شده مثل اینکه ما عرض میکنیم به امام حسین علیه السلام که السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک که این اروحی که میان زیارت میکن اثری رو در اونجا دارن ایجاد میکن که اون انتقام خون را ثا رو بالاتر و عظیم تر میکنه لذا قدرت ایجاد میکند دائم اینها این اجتماع مومنین قدرت ایجاد میک بعد می فرماید تحمله الملائکه و بقیه این بقیه هم نکته حالا چیزی دارد عبور میکنیم تحمله الملائکه این را ملائکه حمل میکردند صندوق را.
ببینید تحمل الملائکه چند تا چیز قرینه در اینجاست یکی اینکه توش علم بوده الواح بوده بله این میراث موسی و هارون بوده، حاملش ملائکه بودند. ملائکه در قرآن چی رو حمل میکنند؟ عرش خدا را ! عرش خدا رو ملائکه حمل میکند اگر اینجا تابوت را میگه ملائکه حمل میکنند این صندوق را ملائکه هم نشون میده این یه وجه وجه زمینی آسمانی داشته در عین که مردم این رو میدیدند اما این حقیقت آنچنان به نظام باطن عالم متصل بوده شدید که همه این آثار را درش میدیدند لذا این حمل ملائکه خودش قوت نظام قدرته غلبه غیر قابل مغلوبیت است.
لذا خود ملائکه که در جایی باشند در جنگ بدر وقتی که ملائکه آمدند غلبه محقق شد که وقتی اینها دیدن ملائکه باعث شد که شیطان هم عقبنشینی بکند ان فی ذالک لایه لکم این کنتم مومنین اگر مومن باشید اینها آیات فراوانی برای شما برای عبرتگیری دارد انشالله خدای سبحان قدرت بده به ما قصه قرآن را که امیرالمومنین فرمود جریان طالوت مربوط به منه همونجوری که جریان طالوت در قرآن آمده همین قصه رابطه مومنین با من است بعد در رابطه با امام زمان باز دارد که جریان طالوت این صندوق در خدمت و دست امام زمان هم هست. وقتی حضرت تشریف میاره همین صندوق همراه حضرت است و اون سکینه از این صندوق به مومنین سرایت میکند پس ما داریم قصه امیرالمومنین رو میخونیم، پس ما داریم قصه امام زمان عجل الله رو میخونیم، که ما میخوایم با این صندوق مرتبط بشیم
لذا علاقه ما به این صندوق حتی، همین قدر که خدا میگه که این اینجوریست که سکینه رو میاره خود علاقه به این و محبت به این و این جریان انسان را با این مرتبط میکند
ملایی: خیلی عالی متشکرم فعلاً از شما حاج آقای عابدینی عزیز از شما بینندهها و شنوندههای بزرگوار هم تشکر میکنم برای اینکه تا این لحظه هستید همراه ما.
یه نکتهای رو عرض بکنم و محضر قرآن کریم مشرف بشیم و اون نکته اینکه از مرحوم آیت الله بهجت که امروزهم ذکر خیرشون شد آمده که در مورد ایشون گفتن خیلی به نماز اول ماه اهمیت میدادند و تلاششون این بود که نماز اول ماه رو حتماً بخونند این ممارست و مداومت رو ما یاد بگیریم نماز اول ماهی که حالا امروز تو آغاز ماه جمادی الثانی میتونیم دو رکعت مثل نماز صبح بخونیم رکعت اول بعد از سوره مبارکه حمد ۳۰ تا توحید رکعت دوم بعد از سوره حمد ۳۰ تا سوره قدر و بعد از اینکه سلام دادیم و نماز تموم شد صدقه کنار بگذاریم.
از همین جا منتقل بشن به بحث صدقه اول ماه ما که در قالب قربانی ماه برنامه سمت خدا توسط شما عزیزان همیشه پررونق برگزار شده تو ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره هستیم اول ماه هست قربانی اول ماه ما برکات فراوانی برامون آورده ولی کار اصلی رو شما مردم انجام میدید این ماه هم میخواید مشارکت بفرمایید تبعات و صدقات و اینها در قالب قربانی کانال ما به صفحات ما مراجعه کنید یا عدد ۱۴ رو ارسال بفرمایید به ۲۰۳۰۳ خیلی متشکرم و اما صفحه ۲۸ قرآن کریم امروز سوره مبارکه بقره تلاوت خواهد شد. ثوابش رو پیشکش میکنیم محضر فاطمه زهرا سلام الله علیها با یه صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
صفحه28 قران کریم
ملایی: اللهم صل علی محمد و آل محمد، خدایا شکرت که یه اندازه یکی دو دقیقه دیگه فرصت هست همچنان میتونیم استفاده کنیم از محضر حاج آقای عابدینی شما عزیزان بیننده و شنونده هم بفرمایید لطفاً
حجت الاسلام عابدینی: یه نکتهای رو مرحوم جواد آقای ملکی تبریزی در رابطه با زمانها گفتند در ابتدای کتاب المراقبات خیلی نکته جالبی است که ایشون میفرمایند که زمانها منازل سلوک الی الله هستند و هر منزلی برای انسان از این زمانها یه منزل خاصی است. هر زمانی یه منزل خاصی است بعضی از این زمانها که ویژهاند منزل ویژه هم هستند. لذا تعبیری که امام حسین علیه السلام هم که داره که یابن آدم انما انت ایام تو زمان ها هستی و هرگاه زمانی عبور میکند بعضی تو رفته بعضی از تو رفته، اگر با این نگاه به جریانات و وقایع زمان ها ما نگاه بکنیم مراقبه ما در زمان باید به گونه ای باشد این زمان در وجود ما تثبیت بشه. اگر تونستیم هرزمان عملی که مناسب اون زمان است را لااقل مقداریش رو انجام بدیم این زمان و این منزل برای من تثبیت شده. تعبیر مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی این است که حتی اگر تو زنده بودی سال بعد این زمان باز بودی یه منزل دیگری است. تکرار منزل سابق نیست. لذا هر لحظه که داره برای انسان میگذرد یه منزلی از منازله، به خصوص این ایامی که ایامی است متعلق به حضرت زهرا سلام الله علیها و بالاخص که امروز که به اصطلاح این برنامه دیده می شود روز اول ماه است و این نسبت ها با هم ضرب پیدا میکند و ظرف این زمان را عظیم تر میکند لذا مراقب باشیم که حداقل کاری که تو اینها ممکن است را انجام بدیم تا این زمان در وجودمون تثبیت بشود. لذا همون نمازی که شما فرمودید یکی از کارهای مفیدی است لااقل توجه به این ظرف زمان ها میتونه خودش توجه مفیدی باشد
ملایی: بسیار عالی، خیلی ممنونم. نام حضرت صدیقه طاهره اومد و ایام شهادت اون حضرت یه دعا بکنید آمین بگیم و دیگه رفع زحمت کنیم
حجت الاسلام عابدینی: به برکت حضرت زهرا انشالله خدای سبحان ابرهای رحمتش رو برکاتش رو باران رحمتش رو اون سقی سیرابی همه موجودات رو ما میگیم حیوانات و گیاهان تا دل خدای سبحان به این مسئله با این نگاه که گیاهان و حیوانات میگیم که این دیگه گناهی ندارد انشالله سقی اونها و سیراب شدن اونها به برکت آنها به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها که مادر است و محبت مادرانه ش برای این رحمت باران رحمتش و اون فراوانیش رو بیش از گذشته شامل حال ما بگرداند. ما را در مشکلاتمون به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها که مادرمون هستش مشکلات رو بر ما آسان بگرداند. خیلی از مریض ها مکرر مراجعه میکنند خدایا ما که بلد نیستیم ما که آبرویی نداریم ولی حضرت زهرا سلام الله علیها پیش شما آبرومند است، به آبروی حضرت زهرا کمک کنید به این خانواده هایی که سختی دارند تا این سختی تبدیل به راحت و گشایش بشه
ملایی: الهی آمین، سپاسگزارم خیلی ممنونم ازتون بینندهها و شنونده های عزیز و نازنین در همراهی با سمت خدای امروز همه انشالله در پناه نگاه مهربان مادر بزرگوارمون حضرت زهرا علیها سلام باشید و باشیم تا سلامی دوباره انشالله فردا عمری باشه و سعادت التماس دعا