شکر میکنم خدا رو که فرصت داد نفس بکشیم عمر داد تا خدمت شما برسیم و عرض میکنم که دو تا مناسبت بگم و وارد برنامه بشیم یه مناسبت اینکه امروز روز کتاب و کتابخوانیه و برنامه ما هم یه سهمی تو این قصه داره به وقتش انشالله خدمتتون خواهم بود آغاز هفته کتاب
و دوم اینکه امروز سالروز رحلت یکی از بزرگترین علمای دنیای اسلام و جهان تشیع یه فیلسوف یه عارف یه متکلم یه فقیه اصولی و البته یک مفسر به نام المیزان او شهرتش زمین و آسمان رو درنوردیده و ادای احترام میکنم خیلی شاید شنیده باشید اما بد نیست دو سه بیتی یادآوری بشه که بدونیم گاهی وقتا گوش ما با چه اشعاری انس میگیره گوش جانمون باهاش رفیق بشه انشاالله. گفت همی گویم و گفته ام بارها بود کیش من مهر دلدارها چند بار شنیدیم این رو چقدر خوندیمش این اثر ماندگار علامه سید محمد حسین طباطبایی رضوان الله تعالی علیه علامه طباطبایی پرستش به مستی است در کیش مهر برونند زین حلقه هوشیارها به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل افکار ها کشیدند در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها چقدر مغز داره چقدر معنا داره درود خدا بر علامه طباطبایی چه فرهادها مرده در کوهها چه حلاجها رفته بردارها چه دارد جهان جز دل و مهر یار مگر توده هایی ز پندارها ولی رادمردان و وارستگان نبازند هرگز به مردارها بیت آخری که من انتخاب کردم البته بیت آخر شعر نیست فریب جهان را مخور زینهار که در پای این گل بود خارها
خیلی متشکرم که این قسمت رو هم شنیدید و دیدید حاج آقای عابدینی عزیز اینجا هستند دعوت میکنم که خدمتشون باشیم سلام علیکم آقا عرض ادب و ارادت خوش آمدید
حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه دوستان عزیز شنونده و بیننده گرامی
ملایی: خیلی ارادت دلم تنگ شده بود بزرگواری و محضر شما سلامت باشید
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذ الساعة و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قاعدا وناصرا و دلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا انشالله به برکت وجود امام زمان دلهای ما به طاعت حضرت آراسته بشود و این اطاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد
خب همون جوری که شما شروع کردید امروز متعلق به علامه بزرگوار مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبایی است که فخر عالم اسلام است فخر عالم شیعه است و کسی است که در زمان خودش تفسیرش جهانی شد و کم پیش میاد کسی در دوران خودش تفسیرش جهانی بشود که توجه به این اینقدر گسترده ایجاد بشود در همان زمان حیات و که تفسیر و نوشتن معمولاً بعدها اینها گل میکنه و معلوم میشه اما در عین حال تفسیر المیزان و مرحوم علامه طباطبایی ما حقیقت علامه را یک متفکر میدونیم
ببینید ما تقریباً اغلب عالمان عالم مروج تازه عالمان بزرگمان یعنی اینها خوب دین رو فهمیدند حرف متفکرین رو فهمیدند و تونستند خوب ترویج بکنند بیان بکنند . بعضی از عالمان در کنار اینکه عالم مروج بودند رو دورانی طی کردند به شارح متفکر تبدیل شدند. یعنی میتونن افکار یک متفکر رو شرح کنند جامعاند نسبت به اینکه افکار یک متفکر رو بیان کنند این شارح متفکر بودن تعداد انگشت شماریست مثلاً شهید مطهری شارح متفکر بوده. علامه آیت الله جوادی شارح متفکر است که هر کدام از اینها تو عرصه ای اینها نسبت به یه متفکر بزرگی قدرت شرح تفکر او را داشتند .
اون وقت تو بین اینها گاهی یه ستاره ای می درخشد و میشه متفکر! ببینید تو بین عالمان مروج بینشون یک به اصطلاح یک نورهای بزرگی دیده میشود میشن شارحان متفکر بعد بین اینها یه نفر میشه متفکر ما تو این دوران اخیر امام رحمت الله علیه و علامه دو متفکر بودند متفکر یعنی کسی که نظام فکریش کاملاً منظومه است کاملاً مرتبط است مبدع است حرف جدید داره تونسته اون شبهات عصر خودش رو و بلکه شبهات زمان های بعد از خودش رو خوب درک بکنه و بتونه بر اساس یک نگاه منظومه ای و شجری و مرتبط هم دین رو به صورت شجره و منظومه و مرتبط مطرح بکند پاسخ شبهات عصر رو خوب بده حرف جدید داشته باشه و شارحان متفکری رو نسبت به افکار خودش تربیت بکند که اونها عالمان مروجی را برای بیان پیدا بکنند لذا در شاگرد پروری علامه طباطبایی انصافاً تو تاریخ علم و عالمان جزو کسانیست که کم نظیره یعنی شاگردانی که اینها طوری یاد گرفتند تفکر ایشون رو قدرت پیدا کردند تو عرصه های مختلف موثر باشند
لذا ببینید انقلاب اسلامی ما از یک ترکیبی از شاگردان امام رحمت الله علیه و علامه شکل گرفت که اینها از ابتدای انقلاب و پیش از انقلاب تونستند جریان انقلاب اسلامی رو کاملاً در حقیقت تبیین اصطلاح فرهنگی و مستنداتش رو داشته باشند که بزرگان زیادی در اینجا بودند
علامه تو درسهای مختلف شاگردان مختلفی را تربیت کرد تو عرصههای مکتب تربیتی شاگردان بزرگی تو عرصههای مکتب معرفتی شاگردان بزرگی رو تو عرصههای مکتبهای مواجهه با فرهنگ پیش برنده غرب که به شدت داشت میتاخت و جلو میآمد و قبل از اون عرصه در حقیقت مارکسیستی تفکرش به شدت داشت جلو میآمد علامه تو تمام این عرصه ها ورود پیدا کردند و شاگردان را تربیت کردند و کتبی را نوشتند که این هر کدام تونست در عرصه اونها کاملاً مقابله جدی رو صورت بده.
خب حالا هر کدام از اینها البته جای خودش داره اما خود علامه المیزانش که نوشته که یک گنجینه عظیم شیعه است که هر چقدر ما جلو بریم به فرمایش حضرت آیت الله جوادی حفظه الله می فرمایند که این هنوز صد دیگه طول میکشد با این رشد علمی که پیش میاد تا تازه المیزان فهمیده بشود و اون مباحث عمیقش بتونه تازه مطرح بشه این نگاهی که المیزان داره ایجاد میکند با تفاسیر دیگه هر کدام از این تفاسیر ارزش خودشون رو دارند ما هیچکدوم نمیخوایم نقصی نسبت به تفاسیر بزرگان عالمانی که در طول تاریخ شیعه و اسلام زحمت کشیدن کاستی نسبت به اونها ایجاد بشه
اما علامه در المیزان کاری که کرده به تعبیر خدا رحمت کند حضرت آیت الله خوشوخت فرمودند علامه در المیزان وکیل پایه یک خداوند در دفاع از توحیده یعنی تمام المیزان توحیده یعنی بیان توحید به وزانی که قرآن توحیده تکثری که با توحید جدا بکنه نداره چون تو خود معارف هم تکثر زیاده گاهی اینقدر شدت معارف زیاد میشه انسان از اون حال توحیدیش خارج میشه
لذا کثرت معارف دلیل بر شدت تاثیر نیست، گاهی شدت علم میشه اما خودش تکثره در علم علامه خیلی از جاها خیلی از چیزها رو نگفته، نه که ندانسته یا نمیشده نه میخواست اون وحدت اون حال توحدی که تو تفسیر هست و حرکت دهندگی که حرکت ایجاد کند یعنی انسان رو تو میدان به سوی خدا سوق بده این به خصوص با اون جنبه اجتماعی که علامه در المیزان بی نظیر وارد شده یعنی جنبه اجتماعی دین رو وارد شدن اما توحیدی وارد شدن که این جهتی که کثرت رو میخواد نمایان بکنه اما به گونه ای این اشراب توحید درش بشه که بی نظیر باشد خب حیفه که در رابطه با الله ما با همین چند جمله بخواهیم اینجا ولی ما فقط از باب که یادی کرده باشیم جا دارد که زبانها و بالاخره زمانهای مختلفی به در حقیقت جهات مختلف جریان علامه من خیلی نکات دارم اما در عین حال چون بحث ما موضوعش این نیست نمیخوام که بحث را عوض بکنم ولی خب باید تو جایگاه خودش به این پرداخت
شما شعری رو خوندید دلم نمیاد منم شعری رو نخونم نسبت به خود علامه که ایشون فرمودند که توی نجف که بودن به فقر شدیدی وقتی مبتلا شدند اون فقر شدید ایشون رو کشوند پیش استادشون حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی رحمت الله علیه که آیت الحق استاد آقای قاضی بعد ایشون مطرح کرده بود مشکلش که چه کنیم خیلی فقر شدید به این برای ایشون و برادرشون اونوقت جوابی داده بود مرحوم آیت الحق و آیت الله قاضی این جواب رو ایشون به شعر کرده خود الله خود علامه: دوش که غم پرده ما میدرید خار غم اندر دل ما میخلید در بر استاد خرد پیشه ام طرح نمودم غم و اندیشهام کو به کف آیینه تدبیر داشت بخت جوان و خرد پیر داشت پیر خرد پیشه نورانیام برد ز دل زنگ پریشانیام گفت که در زندگی آزاد باش هان گذران است جهان شادباش
یعنی این هم میگذرد تو سختی های دنیا آدم بداند که در بر یک چارچوب فقط در دنیا نمیچرخه دائماً جابجا میشود دنیا حالش این هست هان گذران است جهان شاد باش. رو به خودت نسبت هستی مده خیلی زیباست روی خودت حسابی باز نکن دیگه خودت رو نبین رو به خودت نسبت هستی مده دل به چنین مستی و پستی مده مستی دنیا که پستیه دل به چنین مستی و پستی مده زانچه نداری ز چه افسردهای وز غم و اندوه دل آزردهای اگه آدم خودشو ندید دیگه نداشتن توش دیده نمیشه بله داشتنشم دیده نمیشه چه برسه به نداشتنش چون کسی نیست که بخواد داشته باشد این حال فنا براش ایجاد میشه
یعنی یه دفعه دست این را از یک مسئله فقر گرفته برده به اوج توحید که از این فقرش منتقلش کرد که تو اصلا خودت رو نباید ببینی که بخوای فقر رو ببینی خیلی حال زیبایی است که و از غم و اندوه دل آزرده ای گر ببرد ور بدهد دست دوست بر ببرد بر بنهد ملک اوست هر کاری گر ببرد ور بدهد دست دوست ببرد ور بنهد ملک اوست
ملک خودشه، آدم وقتی راضی شد نسبت به خدای سبحان دیگه تو مقام رضا چون و چرا نمیکنه میرسه به مقام پس از رضا به تسلیم بعد میفرماید ور بکشی یا بکشی دیو غم کج نشود دست قضا را قلم... هرچی دست و پا بزنی دست قضای الهی که زیر و رو نمیشه آنچه خدا خواست همان میشود و آنچه دلت خواست نه آن می شود
ملایی: این بیت آخرشه دیگه درسته این بیت آخر خیلی یعنی تو این شعر تو این شعر بلند این بیت آخر رو خیلیامون خوندیمش و آشناست بازم این از اون شعرهایست که شاید بعضی ها ندونن که متعلق هست به علامه طباطبایی مرحبا به شما و تشکر بابتش حاج آقا
عرض کنم خدمت شما که از یه جهت دیگه هم من فکر میکنم که شما سعادت دارید به این جهت که راهی رو که امثال علامه طباطبایی هموار ساختند تو اون مسیر به عنوان مفسر اتفاقاً مفسر آثار حضرت علامه هم هستید حضرت عالی دوستان شاید استحضار داشته باشید شاید هم نه به هر حال حاج آقای عابدینی خودشون مفسر قرآن بر اساس تفسیر المیزان و الانسان علامه طباطبایی هستند. حاج آقا چه کنیم بریم سراغ بحث یا نریم من دوست داشتم همین فرمایش شما در مورد حضرت عبور میکنیم و انشالله وارد بحث بشیم
حجت الاسلام عابدینی: ما در بحثی که در محضر دوستان داشتیم باز هم بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنیم بر همه انبیا و همه اوصیا الهی و اذن میگیریم از اونها به خصوص حضرت موسی کلیم الله که الان گفتگوی ما منتسب است به پس از موسی علیه السلام چون نهضت موسوی بوده که هنوز بوده و اینها از شئون موسوی هستند و این انبیایی هستند که تابع حضرت موسی علیه السلام بودند که سلام علی موسی و هارون که سلام میکنیم بر حضرت موسی و انبیایی که به اصطلاح مبین دین موسوی بودند با این نگاه وارد میشیم که بحث ما ذیل آیات 244 سوره بقره به بعد بود که آیات رو تا به اصطلاح مراحلی جلو رفتیم که وقتی که جریان این نکته مهمه که امروز هم شاید ما تو همه جهان این ابتلا رو داریم که بعد از موسی علیه السلام بنی اسرائیل مبتلا به گناهان بسیاری شدند
با اینکه یوشع بعد از موسی علیه السلام علی نبینا و آله و علیه السلام یوش و بعد از موسی سیطره پیدا کرد بنی اسرائیل دوباره قدرت پیدا کرد با وجود حضرت یوسف اما پس از موسی و یوشع بنی اسرائیل دوباره به گناهان زیادی مبتلا شدندو تعبیر روایت است که این روایت را علی بن ابراهیم در تفسیر قمی نقل میکند از امام عسکری علیه السلام که پس از موسی علیه السلام بنی اسرائیل بعد از موسی گناهان بسیاری انجام یه هشداری است که گناهان اون نعمت را از کف انسان خارج میکند گناهان بسیاری مبتلا شدند و نه فقط گناهان رو که اصلا دین خدا را تغییر دادند یعنی وقتی انسان گناه میکند گاهی گناه میکند اما ناراحت است از اینکه گناهی را کرده اما گاهی گناه رو میکند و خودش رو در این گناه به اصطلاح محق میبیند یعنی احساس میکنه اصلا دیگه این گناه نیست اگر جایی گناهی محقق شد و اون گناه گناه دیده نشد این از اون جاهایی است که باید منتظر غضب الهی بود اما تا جایی که گناه محقق میشود اما پشیمانی و ندامت و ناراحتی نسبت به اینکه این گناه است در روایت میفرماید که خیلی زیباست که من ساعته با عین ساعت و با عین همزه یعنی میخوام بگم بله ساعت سیئة یعنی ساعت با حمزه من ساعته و سیئات و سرت حسنة فهو مومن یعنی اگر کسی بدی را انجام داد گناه را کرد اما هنوز نسبت به این بدی را و خوبی را انجام میداد و خوب میدید عادت نشد اگر بدی عادت شد به صورتی که فرهنگ حاکم شد این انسان را از طور ایمان خارج میکند اما تا جایی که بدی را کرد ولی همین قدر حواسش بود کار بدیه دارم میکنم این هنوز تو طول ایمانه تعبیر روایت است که فهو مومن این هنوز مومنه
هنوز از خدای نکرده اگر تو جامعه مفاسد اقتصادی چی بشه طبیعی بشه توی جامعهای، اگر خدای نکرده بعضی از معاصی طبیعی بشه یعنی یه موقع هستش که مثلاً تو مفاسد اقتصادی دیگه همه سبقت بگیرن از اینکه بخوان تو رانت ها و سوء استفاده های مالی هر کسی خودش قدمی بردارد بد نداند بلکه اگر کسی هم بشنود بگن عجب چه زیرک بود یعنی این رو چی ببینن؟ زیرکی ببینند این از اونجاهایی است که غضب الهی ممکنه نازل بشه اونجا دیگه از سیئه بدش نیاد دیگه تازه این هم نه بدش اگه دیگه خوشش بیاد از بدی که دیگه خیلی شدیده اگر خدای نکرده ما یه موقعی حجاب تو جامعه رعایت نشه باز ولی کسی هم که رعایت نمیکنه یا مومنان حواسشون باشد که اگر هم رعایت نمی شود ولی کار بدیست اما یه موقع جوری بشود که اگر رعایت نمی شود چی ببینند بی بدی نبینن بگن بالاخره اینم یه سبک زندگیه اینم یه طور زندگی به من چه ربطی داره اینم یه سبک زندگیه هر کسی اختیار خودش رو دارد بد دیده نشود حکم خدا زمین خورده باشد بد دیده نشه و اگر اونجور بشود این اگر به این سمت ما بریم بی تفاوتی ها اینجور بشود البته اون وقت باید آماده نزول غضب الهی هم باشیم باید مراقب باشیم که خدای نکرده یه موقع خدا ما را اخذ نکند مسائل اقتصادی همینجور مباحث حجاب همینجور باید خیلی مباحث مختلفی که هستش معاصی دیگری که هستش اینها
بله یه موقع هستش که می بینید که مصلحت الان ممکنه در بعضی از جاها شدت نباشه در برخورد بعضی جا اما نباید هم بد بودنش چی بشه عادی بشه. لااقل بین کسانی که مومن اند نگن دیگه پس عیب ندارد اینجور نباشد خود اون کسی هم که میشه براش خدای نکرده اگر ما زمین زمینه ای رو فراهم کردیم که او احساس بکند که این چیه این دیگه یه سبک زندگیه هیچ مشکلی ندارد. اونم همه اینها ما باعث شدیم یعنی مایی که تو کشور اون فرهنگ رو پشتیبانی نکنیم ما باعث شدیم اول ملامت کننده باید کی ملامت بشه؟ مؤمنین و دست اندرکارانی که این زمینه رو جوری کردن که یه عدهای که بنده خدا اینها گاهی ممکنه قصدشون هم نبود نمیخواستندم اما وقتی یه دفعه فرهنگ به اصطلاح هجوم آوری شد اونم تو این سیل قدرت نگهداری خودش نداشت ضعیف بود داخل در این سیل شد اون م خلاصه سیل برد.
ما مقصریم که جلوی سیل از ابتدا درست نایستادیم که نحوه ای از جلوگیری بشود اینجا در رابطه با بنی اسرائیل میگه بعد از موسی علیه السلام عمل المعاصی نه فقط امی المعصی بلکه غیرو دین الله دین خدا رو تغییر دادند دین خدا را تغییر دادن یعنی همین یعنی بدی رو دیگه بد نمیدیدند خوبی رو خوب نمیدیدند این تغییر دین خداست یه موقع آدم معاصی را انجام میده ولی بعد میبینه غیرو دین الله با لجاجت امر خدا را کنار گذاشتن عطو کردن سرکشی کردن و امر ربهم میگه وقتی که اینجوری شد خدای سبحان در میان اینها پیغمبری بود که امر و نهی میکرد میومد بیان میکرد ولی اینها گوش نکردند چون اینجوری شد خدا هم تا جالوت را بر اینها مسلط کرد
جالوت را مسلط کرد که از پادشاهان نسل قبط بودند و فرعونیانی که اینها اون موقع قدرت جنگ نداشتند و نسلی که چون میدونید ۲۰ تا ۴۰ سال و فرعون آورد مقابله با موسی کلیم لذا کسانی که بیشتر بودن یا کمتر از ۲۰ سال بودن اینها تو شهر بودن اینها هلاک نشدن اونا هلاک شدن لذا با اینکه به اصطلاح کاملا حکومت فرعونی از بین رفت اما نسل از اونها ادامه داشت. نسلشون منقرض نشد و این نسل باعث شد که جالوت از اون نسل ذکر میشود که اینها باقی ماندند و بر بنی اسرائیل مسلط شدند و عقاب بنی اسرائیل در اون کارشون این بود که جالوتی که خونریز بود و هیچ چیزی ما کاری کرد که بچه های اینها رو و زن اینها را اسیر کرد و بعد خود اینها را از شهر اخراج کرد اینا تعبیر قرآنه دیگه که اینها را اخراج کرد و اون انبیایی که به اصطلاح اینها را امر و نهی میکردند بنی اسرائیل رو این اعتنا نکردند. اعتنا نکردن تا جایی که دیگه جان به گلوشون رسید دیدن دیگه این چه زندگی غیر قابل تحمل شد اون وقت اون وقایع که آمدند پیش نبی گفتن برای ما فرمانده قرار بده که وقتی فرمانده رو قرار داد گفتن چرا حالا یعنی اونجام اعتراض کردن که چرا فرمانده رو از اونایی که ما گفتیم قرار ندادی با اینکه از خدا خواسته بودن از اون نبی خواسته بودند خدا هم قرار داد اما نسبت به حکم خدا چون و چرا داشتند
یعنی با اینکه خدا براشون قرار داده آمدند ببینید یکی از مباحث مهمی است که ابتلائات مراحلی دارد بله گاهی ابتلا به این است که اینا مبتلا به جالوت میشن که یک خون خواری که بیاد حاکم بشه الان بعضی از کشورهایی که ما دیدیم چه جور کشور مثلاً یک کشور چه جور چند تیکه و چند پاره شد و خونریزی های زیادی الان تو سودان داریم میبینیم که ببینید چه جور خونریزی داره میشه افتادن به جون هم، تو لیبی قبلا دیدیم تو کشورهای دیگه وقتی مستکبران دخالت کردند و اونجا سرمایه گذاری کردن چه جور مردم را به جون هم انداختند... چقدر قتل ها و غارت ها داره میشه هیچ بعید ندانیم که اگر ما هم وفای به عهد نداشته باشیم بله عمل به اون طاعت نسبت به ولی الهی نداشته باشیم خدا تضمین نکرده در هر صورتی این کشور را هر جوری باشه حفظ بکند
در صورتی که ان الله لاغیر ما به قوم حتی یغی ما به انفسهم ما داریم این تاریخ را میخونیم تا این سیره تربیتی انبیا به امروز ما به کار بیاد هشداری برای امروز ما باشد اون وقت دنبال این می فرماید که وقتی اینها را در حقیقت مسلط شد ذلیل ش کرد و این ذلت با اینها جوری بود که مثل عبد اینها بودند و اینها وقتی پیش نبی شون آمدند نبی ش میشناخت اینها را که اینها اهل جنگ نیستند لذا وقتی گفتن گفتن اگر جنگ بر شما قرار داده بشه حاضرید گفتن بله دیگه چیزی برای از دست دادن نداریم. ولی تا اجازه جنگ داده شد تولو الا قلیل بعد از اون تولوا الا قلیلا اون موقع دوباره طالوت را که قرار دادن عدهای دوباره یه ابتلا دیگه پس اصل قرار دادن جنگ برای اینها که خودشون هم تقاضا داشتن یه ابتلا بود بعد اینکه فرمانده رو طالوت طالوت یه فرد فقیری بود چوپان بود که این چوپان گوسفنداش گم شده بودند بعضیش آمده بوده از حاشیه شهر به شهر دنبال گوسفند داشت آمده پیش این نبی الهی بعد پیش این نبی که عرض کردیم حالا یا ارمیای نبی است که در تاریخ مختلف ذکر شده ولی عمدتا اشموعیل نبی میگیند آمده پیش این اشموعیل که همون اسماعیلی است که ما میگیم اسماعیل صادق الوعد البته نه اسماعیلی که فرزند فرزند حضرت ابراهیم باشه اومده پیش این بعد اونجا خدا میگه همین رو بکن فرمانده که اینها میخوند یعنی این گوسفنداش رو گم کرده تو اون لحظه آمده پیش این نبی خدا وقتی این تقاضای فرمانده کردند خدا از یه فرد فقیر چوپان خارج از شهری که شهرنشین نیست این رو میاد به عنوان فرمانده این ابتلائه لذا خیلی از ماها هم الان اگه برای ما یه همچین چیزی از جانب خدا بیاد نمیپذیریم میگیم کو سابقه؟ اگر بخواد یه کسی این مسئولیت بهش بدن از یه شهر دور افتاده یا یه روستا چطور اینجور استعدادها در شهرها و جاهای دورتر حتی بین افراد فقیر هست که استعداد شناسی اگر نکنیم ما اینا رو از دست دادیم عمدا خدای سبحان اینجا نه از بین اسباط معروف بنی اسرائیل که سبط های معروف باشند و فرزندان معروف باشند و اونا نه از یه س خیلی ضعیف اونم تو بین اون س یه فرد فقیر خارج از شهرنشینی او را آورده کرده فرمانده و بعد هم اینا فرمانده میخواستند اصلا کردش به اصطلاح ملک و سلطان اینها برای اینها براشون خیلی سخت بود که اینا تن بدن به این یک کسی فقیر ندار گمنام آمده این برای ما یه درس امروز که دنبال فقط مشهورین نباشید دنبال تو حاکمیت و مدیریتهامون و کارها افرادی که کنار هستند دیده بشن کاری بکنیم امکان دیده شدن فراهم بشه
یه کسی مثل طالوت رو خدا چه جور اسمش رو هم آورده یعنی اینجوری نیست یه نفر رو ما اونجا فرمانده کردیم اصلا خواست این رو به عنوان تابلو قرار بده که یه نفر فقیر به اصطلاح گمنام رو من آوردم کردمش در یه راسی چندین آیه در قرآن راجع به این نازل کردیم که یاد بگیریم ما که چطور باید افراد و دل داد بهشون بزرگشون کرد تحویل ش گرفت تا بیان کار ازشون بیاد خب بعد از اینکه اینها طالوت آمد طالوت رو اینا اعتراض کردند که آخه این چرا؟
بعد اونجا آخر جلسه گذشته ما ز بسته فی العلم وجسم جواب داد خدای سبحان که من این رو بسط علم و جسم براش قرار دادم و این خلاصه دو چیزیست که در جنگ لازم است ان الله واسع علیم که این واسعه علیم خدای سبحان وا واسه علیم است خداست که میتونه یه چوب رو اژدهای زنده بکند خداییست که میتواند اون رود نیلی رو که فرعون میگه تجلی من تحتی از زیر من عبور میکند تحت فرمان من است تبدیل به خون بکند برای اونها یعنی قدرت این کار در دست خدای سبحان است که یه حیاتی بدمد در یه چیزی یا آبی که مایه حیات است را تبدیل به خون بکند اگر باور به این شد که کار دست خداست ان الله واسع علیم
اون موقع انسان نسبت به خدای سبحان اون حال در حقیقت اطاعتش قوی میشود که ولی الهی نماد حاکمیت وسعت خدای سبحان است وسعت هم میدهد. یعنی هرگاه اطاعت نسبت ولی الهی شکل گرفت وسعت در کاراست. چون واسع علیم دنبال چی آمده دنبال اینکه ملک رو به طالوت داد و زاده بسطا فی العلم والجسم زاده بسطا رو چی میگیره مظهر واسعه علیم میگیره که اگر توسعه دهندگی خیلی زیباست که اون اسم واسع خدا که توسعه دهنده است لذا اگر ما تبعیت از خدا تو افعال ما نسبت به ولی الهی که او جانشین خداست و خلیفه الهی است خدا میگه من با اسم وا واسه وسعت دهنده است علی هم که علم درش اشباع شده خب دنبال این آیه که بودیم وارد آیه بعدی میشدیم که و قال لهم نبی آیت ملک مردم نپذیرفتند به این راحتی
لذا معجزه خواستند که یه چیزی که میده این باشد اینا خودش نشون میده که چقدر تمرد زیاد بوده و ق وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ یه خصوصیتی رو تابوت یه بحث بسیار دقیقی دارد صندوقی که مادر موسی موسی را در آن قرار داد و به نیل انداخت بله که این ظرف وجود نبی الهی و ولی الهی شد که باعث نجاتش شد این صندوق بعضی نسبت میدن به همین در روایت هم داریم که این صندوق صندوق مقدسی شد برای بنی اسرائیل به دستور خود موسی کلیم بعدا میگن این صندوق محفوظ مانده بود و بعد موسی کلیم این صندوق را درش چیزهایی قرار داد که در قرآن هم بیان میکند که حالا دنبال بحث انشالله مییم که اولین چیزی که خدا در این قرار داد این بودش که فیه سکینه من ربکم اینکه تابوت یه شیئ مادی باشد و بیاد مردم باعث سکینه و آرامش بشود که حالا سکینه آرامش انشالله توضیح میدیم چه این ممکنه ما ببینیم در روایات ما زیاد داریم چون ممکنه این زبان امروز خیلی مرسوم نیست اما تو سابق از این زمان حضرات حضور حضرات و ایام حضرات این خیلی رایج بوده که عندنا السلاح و سلاح به اصطلاح اون که میگن عندنا السلاح و آثار مواریث انبیا پیش ما هست از جمله سلاح به اصطلاح که پیش ما هست در روایات دارد سلاح برای ما همون تابوت برای بنی اسرائیل است حالا روایت خوبی هم دارد که یه بابی از به اصطلاح توی کافی شریف هم داریم که سلاح رو باید با اون تابوت قیاس میکنند که یه امری بود که سلاح نزد هرکی بود امام او بود منتها اینجور نبود که این سلاح بشه پیش کسی دیگری قرار بگیرد مثل عصای موسی که عصای موسی در دیگری عصای موسی نبود در دست موسی گر دست موسی عصای موسیست نه در دست دیگری لذا تابوت هم وقتی پیش بنی اسرائیل بود تاثیر داشت که تعبیر روایات این است که از او بویی در حقیقت استشمام میشد که اون ریگی که از او استشمام میشد آرامش زا و شجاعت آفرین بود یعنی تو معرکه ها و جاهای سخت این تابوت حاضر میشد بین دو لشکر قرار میگرفت وقتی بین دو لشکر قرار میگرفت عزلش لشکر مومنین ایجاد قدرت و آرامش و شجاعت میکرد
یعنی این اثر وجودی این بود چنانچه اون سلاح در دست حضرات معصومین همین کار و اون لباسی که میپوشیدن گفتن به اندازه اون اندازه قائم ماست که انشالله خواهد آمد بر تن او اندازه است. این نگاه مانعی ندارد که یه امر مادی باشد که اون امر با اون نازله وجودی که از جانب عالم در حقیقت باطنی هست اتصال مستقیمی داشته باشد چنانچه حجرا الاسود ما قائلیم به اینکه این متصل است و لذا استلام او در طواف و اون بوسیدن او جز چی هستش جزو اعمالی حساب میشود که این سنگ خاصی است که از بهشت نازل شده اینا خرافات نیست
لذا بحث تابوت بله بنی اسرائیل رو جهت حسی شدیدی که داشتند خیلی روایات و جعلیات زیادی برای تابوت چیکار کردند تراشیدن که اونها را نباید قاطی بکنیم اما اون چیزی که بود یه حقیقت مادی بوده قابل رویت بوده و این قابل رویت همه میدیدند اما این حقیقت آثار وجودی داشته که ایمان با ارتباط با او ازدیاد پیدا میکرده، شجاعت ایجاد میکرده.
لذا تعبیر بعضی روایات این است که تمثال خیلی زیباست تمثال همه انبیا درون است بعضیا فکر میکنند اگر تمثال همه انبیا درون است یعنی عکس اونها رو گذاشتن توش، نه تمثال جمیع انبیا در او هست یعنی اینکه اثر وجودی همه انبیا در او آشکار بوده و این کانه تمام انبیا قدرتشون تو این منتقل شده و الان در دست موسی کلیم و بعد هم وارثین موسی این در حقیقت صندوق همون نمادیست که داره اون قدرت را آشکار میکنه.
لذا ایجاد ایمان میکرده ما نسبت به این انکار نداریم تایید داریم. روایات ما هم تایید میکند البته خرافاتش که خیلی دیگه نمیخوام اشاره بکنم که چه چیزهایی اینا میگن اما بوده که بنی اسرائیل در اثر عدم لیاقت بعد از جریان موسی و یوشع چون به دین بی اعتنا شدند به این تابوت هم بی اعتنا شدند و این تابوت را به طوری شد که بچه ها تو کوچه مثلا اسباب بازی شده بود و همین باعث شد خدا رفع کرد این تابوت رو یعنی ایمان را از بین اینها برد وعطو و اون سرکشی براشون ایجاد شد اینا خیلی نمادهای زیباییست یعنی خدا با این قومی که حسگرا بودند ظهورش رو تا مرتبه جسم قرار داده بود که اینها از اقلا اینقدر اتمام حجت برشون بشه که ببینند این شیئ مادی رو
لذا خیلی از عنایات الهی ما تو انقلابمون پیش آمده که اینها برای امت ما ممکنه که الان به صورت مادی باقی نمانده اما اثر مادیش تو زمان خودش ظاهر شد اصل پیروزی انقلاب رو یه حقیقت به اصطلاح واقعا عنایت الهی بوده اصل دفاع مقدس ما را اصل جریان به اصطلاح طبس رو اینقدر مسائل مختلفی ما داشتیم تو از ابتدای انقلاب تا امروز اینکه مقام معظم رهبری بعد از امام که اونجور سیطره و بر دلها داشت یه دفعه یه تنش ایجاد شد که امام رفت کی میخواد جایگزینش بشه اما خدای سبحان چون این حقیقت رو ما باور داریم امام زمان در کار است و فعال در صحنه است
نه امام زمان فقط در کار است فعال در صحنه است پشتوانه ما امام زمانیست که او خلیفه خدای سبحان است هر واقعی هر سختی هر شدتی تا وقتی که امام در صحنه فعال است خیال ما را راحت است که ما اگر تکلیف مان را درست انجام بدیم مستحضر و پشتیبانمون امام زمانیست که در صحنه است لذا هر واقع سختی با این پشتیبانی که امام ما الان در صحنه فعال است غایب نیست میدونی چقدر روحیه را متفاوت میکنه چقدر انسان را آماده میکنه برای هر سختی که برای ما به راحتی قابل دیدن نباشد این نگاه را اگر ما ببینیم اون موقع نقشی که گفتن در اونجا براشون به صورت محسوس مادی کردن یه تابوتی که فیه سکینة من ربکم که انشالله حالا توضیحات بیشتر در یه جلسه دیگری باید داشته باشیم که این تابوت حقیقتش چیه و بعد سکینه که این سکینه در قرآن از اون مسائل بسیار مهمی است که امروز ما بهش خیلی نیاز داریم که اون آرامشی که در مقابل اضطراباتی است که جامعه را تهدید میکند تنش های علمی و عملی است که جامعه رو تهدید میکند اون سکینه لزوم زیادی دارد بسیار عالی
ملایی: خیلی متشکرم از شما حاج آقای عابدینی و عرض میکنم که یه جمله ای رو شما هر جلسه به یه شکلی میفرمایید هر بار به یه تعبیری و اون اینکه ما داستان و سیره پیامبران رو سیره تربیتی رو نمیخونیم برای اینکه تاریخ گفته باشیم، نمیگیم برای اینکه قصه تعریف کرده باشیم سیره تربیتی انبیا علیهم السلام رو مرور میکنیم برای اینکه از زندگی اونها و عصر و مصر اونها درس بگیریم بر ای الان خودمون و برای آیندهمون و آماده بشیم برای عصر ظهور حاج آقا ما میخوایم بازم محضر شما باشیم یک کتابی دست من هست که اگه صلاح میدونید یه چند خطی در موردش توضیح بدید منم تصویرش رو به بینندهها نشون بدم و انشالله بعد بینندهها رو راهنمایی کنیم چه جوری میتونن تهیه بکنن
حجت الاسلام عابدینی: این کتاب اخوت و ولایت بله بناش بر این بوده که عصری که نیاز ارتباط شدید و اتحاد بین مومنین داریم بدانیم نزدیکترین راه رسیدن به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف طبق روایات ما اخوت بین مومنین است. لذا در امام رضا علیه السلام می فرماید اگر شما به دیدار هم رفتید و ارتباط برقرار کردید ذالک قربتا الی به من نزدیک شدید یا به اسحاق بن عمار می فرماید که اگر رابطه با مومنین تغییر کرد رابطه من امام با تو تغییر میکند چون تغییر کردی تو سرد شدی منم با تو سرد شدم اگر این باور تو روایات مختلفی که در اینجا تمامش بر این است که اگر ما میخویم نزدیک ترین راه سریع ترین راه آسان ترین راه در دسترس ترین راه که بخواهیم به اماممون متصل بشیم و اماممون رو احساس بکنیم در روایات مختلف فرمودند راهش محبت بیشتر بین مومنین و اخوت بیشتر بین مومنین روابط بیشتر بین مومنین است که این جامعه جامعه امام زمانی میشود
ملایی: بسیار عالی ، روشن شد قصه که این کتاب اثر ارزشمند حاج آقای عابدینی عزیز هست که اگه دوست دارید رفقا راهنماییتون کنند چگونه تهیه ش کنید کافیه یک کلمه رو پیامک کنید به سرشماری که من میگم زیرنویس هم میشه ۳۰ هزار عذر میخوام20000303 این سامانه پیام کوتاهمونه ۲۰۳۰۳ کلمه کتاب رو بهش بفرستید دوستان راهنماییتون میکنن که چگونه این کتاب ارزشمند رو تهیه بکنید که برای حاج آقای عابدینی عزیزم هست یه نکته دیگر رو هم عرض بکنم و دیگه بریم برای اینکه مصدر محضر قرآن کریم مشرف باشیم و اونم اینکه از همدیگر دعوت میکنیم کمک میکنیم همدیگر رو برای اینکه توی کار بزرگ انشالله مشارکت داشته باشیم این روزها و ایام پیشرو و اونم اینکه در سراسر ایران قراره یه موجی دیگر از ارادت ورزی محضر حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام راه بیفته در قالب اطعام و برپایی مجالس به نام حضرت مادر برنامه سمت خدا هم داره مسیر رو هموار میکنه کار رو شما انجام میدین اگه دوست دارید مشارکت کنید در اطعام و برپایی مجالس حضرت زهرا علی السلام لطفاً عدد نه رو ارسال بکنید به همون ۲۰ هزار ۳۰۳ ای که گفتم برای کتابم که کلمه کتاب رو سپاسگزارم.صفحه ۲۱ قرآن کریم آیات ۱۳۵ تا ۱۴۱ سوره مبارکه بقره تلاوت بشه ثوابش رو هم نیت کنیم همه مون محضر علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه
صفحه21 قران کریم
ملایی: اللهم صل علی محمد و آل محمد یه کم زمان داریم هنوز و باشه اون هم محضر حاج آقای عابدینی برسیم همهمون حاج آقا در خدمت شما هستیم
حجت الاسلام عابدینی: خوب یکم مسائل مهمی که ذهن هم مون رو مشغول کرده و فقط هم کشور ما نیست خیلی از کشورها این مسئله براشون جدی شده مسئله تنش آبی و بحران بارندگی است که پیش آمده و تقریباً خیلی ها رو نگران کرده . درسته خب ما تو نگاه الهی یک بحثی داریم که تو مواقع اضطراب ما به سمت خدای سبحان حرکت مون باید قویتر باشد که خود این تو دامن خدا رفتن میتونه اضطراب رو تبدیل به آرامش بکند و اون به اصطلاح اون سختی رو باز کند.
لذا ما با این نگاه این نماز که برای استسقاء خوانده میشود و تو شهرهای مختلف هم انجام شده رو یه امر جدی ببینیم تضرعات و تو این نماز باور کنیم یه عبادت ویژه است که خدای سبحان گاهی میخواد از این طریق مردم بهش نزدیکتر بشن که اخذناهم بالباسائ والضراء لعلهم یتقون این سختی ها و شدت ها انسان رو به سوی خدا میبرد خب خدا حفظ کند حضرت آیت الله جوادی رو نکتهای رو فرمودند که ما نماز استسقا و دعا برای طلب استسقاء داریم که این یعنی سیراب کردن اما گاهی این سیراب کردن ممکنه به بارش باران باشد بله همش به این فقط نیست اینم یه شعبه شه لذا ممکنه شعبه های دیگری از جمله منابع زیرزمینی آبی ممکنه خدای سبحان در اختیار ما راحتتر قرار بده. چون گاهی منابع ناشناخته زیاده هیچ بعدی ندارد که وقتی انسان باور به قدرت خدا کرد از این سنخ منابع هم در دسترسش قرار بگیره یا هوای مطلوبی که اون هوای مطلوب میتواند چیکار بکند کار در حقیقت رطوبت رو برای درختان و ببینید راه های خدا دست خدا بسته نیست یعنی ببخشید خیلی ساده کنم قصه رو نماز باران میخونیم بعد بگیم که خب بیا این نماز استسقاء خوندن این همه باران بیاد بعد باران باید بیاد چرا نیامد یعنی ما منتظر خدا رو نبندیم منتظر راه های دیگه باشیم
یک کسی میگفت من ایستاده بودم جلوی کعبه، مهندسی کنارم بود گفت این اگر بخواد بشه نمیشه گفتم چی رو میگی گفت اگر این دیوار میخواست بره کنار و امیرالمومنین وارد کعبه بشه اون سقف با این می نمیشده. گفتم اگر قرار بود خدا هم همون قدری که ما بلدیم بلد باشه بله عالم نمیشد طبق خیلی چیزاش اما اگر باور کردیم دست خدا در کاره میتواند همونجوری که عصا اژدها شد این باور که آسمانی که ابر نیست نگیم از جهت علمی ابر نیست درسته باید از طریق علمی حرکت تبخیری باشد حرکت ابری باشد اما ملائکه الهی که هر قطره باران رو ما باور داریم طبق روایات ما ملکی او را همراهی میکند برای ماموریتی اگر این نگاه را داریم تمام عالم جنود آسمان و زمین ملک خداست و جنود خدای سبحان هستند لله جنود السماوات و همه هستی میتواند در آنی که عصا اژدها شد در آنی سرعت تمام اون وقایعی که ممکنه چند ماه یک ماه چند روز طول بخواد بکشد در زمانی کمتر اونم به انهای دست خدا را نبندیم. بگیم خدایا ما سیراب شدن را میخواهیم هرجوری که شما صلاح میدونید این بندگانت رو در همه بلاد انشالله متنعم کن و بهره مند کن الهی آمین
ملایی: سپاسگزارم حاج آقای عابدینی عزیز از شماها هم خیلی ممنونم که همراهی فرمودید و به امید اینکه دوباره فردا عمری باشه خدمتتون برسم و قسمت بود با حاج آقای رفیعی محضر شما میرسیم ممنون از حسین توجهتون در پناه حضرت حق باشید و باشید صلوات خدا بر محمد و آل محمد