بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدا بر شما که شیفته شنیدن شرح زندگی قهرمانان توحید هستید. مردان و زنانی که به ما قوت میدهند نیرو میدهند امید میدهند. اونها بزرگی انسان را به نمایش گذاشتند قرآن کریم درباره ستمگران و جباران و دیکتاتورها بارها این سخن رو میگه که اونها منطق نداشتند از اسلحه کمک میگرفتند از شکنجه کمک میگرفتند تحقیر میکردند به جای اینکه با منطق ابراهیم سخن بگویند ابراهیم را در آتش می انداختند.
شکنجه منطق مستکبران بوده. ابراهیم را در آتش میانداختند میگفتم اقتلوه حرقوه بکشید ابراهیم را آتش بزنید ابراهیم را ابراهیم هم به ما یاد داده اینطوری پاسخ میداد ولنصبرن عَلَيْ مااذیتمونَا آزمونا ما ایستادگی میکنیم در برابر شکنجه های شما فرعونیان بَنِي إِسْرَائِيلَ را سر میبریدند. يَذْبَحُونَ أَبْنَاءَهُمْ بچه هاشون را سر میبریدن. قرآن کریم در سوره اعراف آیه ۱۳۷ استقامت بَنِي إِسْرَائِيلَ رو ستایش میکنه میفرماید "وَتَتمت كَلِمَةُ رَبِّكَ الْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا" خداوند اون پاداش نیکو را سرنوشت نیکو را به خاطر استقامت بَنِي إِسْرَائِيلَ در برابر این شکنجهها تمام کرد برخی را از شهر بیرون میکردند برخی رو به دار می آویختند.
فرعون شکنجه های متنوع رو به زبان جاری میکرد میگفت شما را به شاخه های نخل آویزان میکنم. قرآن کریم در آیه ۱۹۱ سوره بقره میفرماید شکنجه از قتل هم مشکل تره، قرآن کریم در توصیف فرعون می فرماید وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ اونی که صاحب ابزار شکنجه بود با میخهایی که به مخالفین خودش آسیب میرساند. قرآن کریم در سوره مبارکه بروج شکنجهگرانی که بیگناهان را به جرم ایمان داشتن شکنجه میکردند تو گودال میانداختند آتیش میزدن اونها رو بعد می نشستند لب اون گودال تماشا میکردند توصیف کرده قتل اصحاب الاخدود مرگ بر کسانی که اون کانال رو کندن برای مظلومان بی گناه النَّارُ ذَاتُ الْوَقُودِ آتشی شعله ور به پا کردند اذَمهُمْ علیها قود شکنجه گران هم تماشا میکردن نشسته بودند لب اون گودال وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ بر کاری که میکردند مینشستن تماشا میکردند ما فراموش نمیکنیم شکنجه گرانی که در اسرائیل و امریکا دوره دیده بودند در زندانهای ساواک بیگناهان را عالمان را مظلومان را پاهاشون رو اره میکردند با اتو تن اونها را سرخ میکردند جرمشون چه بوده؟ و ما نقموا منهم الا ایمانهم بالله العزیز الحمید هیچ ایرادی بر آنها نداشتند مگر اینکه به خدای بزرگ اینها ایمان داشتند جرمشون ایمان بود قرآن کریم در سوره انعام آیه ۳۴ می فرماید وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ خطاب به پیامبر اسلام پیامبران قبل از تو را تکذیب کردند فَصَبْرٌ عَلَىٰ مَا يَكْذِبُونَ وَأَوْزِعْ حَتَّىٰ يَأْتِيَهُمْ نَصْرُنَا پیامبران ایستادگی کردند در برابر اذیتها و شکنجهها تا اینکه نصرت خدا فرا رسید قرآن کریم در سوره آل عمران آیه ۱۹۵ میفرماید فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ بعد از رَبَّنَا رَبَّنَا رَبَّنَا دعاهای خداپرستان... خداوند میفرماید پروردگارشون دعاهای اونها را مستجاب کرد اینگونه فرمودإِنَّی اضیع عمل عَامِلِ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ که خدا هستم کار هیچ یک از شما مردان و زنان را ضایع نمیکنم بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ. فالذین هاجروا آنان که هجرت کردند و أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ از شهرهاشون آواره شدند و أَوْذوْا فِي سَبِيلِي در راه من شکنجه شدند و قاتلوا و مبارزه کردند و قُتِلُوا و کشته شدن گناهان و اشتباهات اونها را میپوشانم و لَادْخِلْنَاهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ این آزار دیدگان شکنجه دیدگان قهرمان را به بهشت هایی که از زیر درختانش نهر ها جاریست وارد میکنم ثواب من عنده پاداشی از سوی خدا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَثْوَىٰ و بهترین پاداش نزد نکته مهمی که برای این برنامه لازم هست من بیان کنم شکنجه شدههای تاریخ فقط مردان نیستند مردان و زنان مردان گفته میشود اما زنها مظلوم هستند کمتر کسی ستایش اونها را میکنه
قرآن کریم هر دو را اسم میبرد إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ آنان که شکنجه کردند مردم با ایمان را زنان با ایمان را تُوبُوا هم نکردند فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ برای اون شکنجه گران عذاب جهنم است ولَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ و عذاب آتش برای اونهاست. در بین انبیا پیامبر عزیز اسلام بیش از همه اذیت شده بارها میشد با چهره خونین با بدن مجروح وارد خانه میشد این پیامبری که مهربانیش غوغا کرده در تاریخ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ است. ابولهب به او سنگ میزد همسرش هیزم جلو خانه پیامبر در مسیر پیامبر اینا شکنجههایی است که نسبت به پیامبر عزیز ما اعمال شده . پیامبر فرمود: همچون من هیچ پیامبری شکنجه نشده اذیت نشده بارها نقشه قتل او را کشیدند میخواستند او را در بیابان های دوردست رها کنند.
قرآن کریم در سوره مسد نفرین میکند به شکنجه گران پیامبر
بسم الله الرحمن الرحیم تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبࣲ وَتَبَّ ماأَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ سَيَصۡلَىٰ نَارࣰا ذَاتَ لَهَب وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبفِي جِيدِهَا حَبۡلࣱ مِّن مَّسَدِۭ این ابولهبی که به دارایی خودش مینازید به موقعیت اجتماعی خودش مینازید و پیامبر رو آزار میداد این سوره نازل شد که باعث خجلت او شد مسلمانان یه کار رسانه ای قشنگ انجام دادند منزوی شد ابولهب و پس از مدت کوتاهی به شکل فجیعی هم خودش هم بچه هاش مردند.
حالا با این مقدمه میخوام بریم سراغ زنانی که در راه خدا شکنجه شدند اینها قهرمانان توحید هستند. نیمی از جمعیت عالم را بانوان تشکیل میدهند باید از اونها سخن بگویید نفر اول آسیه بانویی آشنا یک بانوی قصر نشین، کاخ نشین، فرعون همه امکانات را از نظر لباس از نظر مرکب از نظر غذا از نظر رفاهیات برای آسیه فراهم کرده بود ولی او به محض اینکه حقانیت پیامبر خدا موسی بن عمران را فهمید ایمان آورد. ابتدا ایمان خودش رو پنهان میکرد تا اینکه فرعون مطلع شد او را تهدید کرد که اگر از ایمان دست برنداری تو را از همه امکانات رفاهیات لذات جدا میکنم آسیه بر ایمان خودش پایدار مانده این دفعه فرعون شروع کرد به شکنجه کردن او بانوی قصر نشین رو میآورد زیر آفتاب سوزان در سینه کش کوهها دستها و پاهاشو با میخ میکوبیدند سنگهای سنگین را روی سینه او میگذاشتند ولی او جز خدای موسی سخنی بر زبان جاری نمیکرد!
چطور میشه یه بانوی قصرنشین بیاد کنار خدیجه بیاد کنار فاطمه بیاد کنار خواهر موسی بیاد کنار مریم مادر عیسی، پیامبر عزیز ما فرمودند بهترین زنان در دنیا بهترین زنان در بهشت چند نفرن یکی از اونها آسیه است. اینقدر این بانوی شکنجه شده و با استقامت مقام داره که خداوند او را اسوه و الگوی مردان و زنان با ایمان قرار داده
سوره تحریم آیه ۱۱ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا خداوند نمونهای آورده برای مومنان کی هست اون نمونه امرَأَه فِرْعَوْنَ همسر فرعون اذ قالت رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ آنگاه که گفت خدایا کاخ فرعون نمیخوام امکانات فرعون لباس های فرعونی را نمیخوام در بهشت برای من خانه ای بنا کن و وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ و از کارهای او یا از کارگزاران او نجات بده و وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ خدایا مرا از ستمگران نجات بده
این بانوی فداکار این بانوی صابره، ضمناً کلمه کلیدی زیارتنامه حضرت زهرای مرضیه هم همینه صابره بانویی که در برابر آزارها در برابر شکنجهها در برابر مسخره کردنها ایستاد فَوَجَدَک لما امتحنک صابره ای بانوی امتحان داده که خدا تو را آزمود و در برابر این آزمایش های سخت تو را صابر یافت اینها قهرمانان توحید هستند آسیه با این سخن که خدایا بهشت میخوام کاخ فرعون رو نمیخوام. هم رنگی خود را با محیط آلوده و جنایت بار فرعونی اعلام کرد امروز بانوانی در امریکا هستند در اروپا هستند زود اونها را خفه میکنند صداشون رو ساکت میکنند مسلماً جلال و جبروتی در اون زمان برتر از دستگاه فرعون وجود نداشته همانگونه که شکنجه گاهی سختتر از شکنجههای فرعون وجود نداشته.
ولی آسیه این دو گام بلند را برداشته. گام اول صرف نظر کردن از دنیا صرف نظر کردن از مادیات دارایی ها لذت ها این قهرمان میخواد پیغمبر فرمود پهلوان کسی نیست که سنگ بزرگی را بلند کند یا کمر رقیب را به زمین بزند قهرمان کسیست که بر هوس خود غلبه کند آسیه، آسیه... خود را بالا بالا بالا کنار خدیجه کنار مریم کنار فاطمه. ما در تاریخ اسلام خاطرات خوشی از حضور حضرت آسیه داریم. مثل حضورش در تولد پیامبر ما پیامبر عزیز ما حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم وقتی به دنیا آمد مادرش آمنه گفت بانوانی از بهشت آمدند کمک کردند این طفل به دنیا بیاد یکی از اونها مریم بود یکی از اونها آسیه بود.
نفر دوم سمیه اولین شهید اسلام، خوشبختانه پس از انقلاب آوازه این بانوی شکنجه شده تو کشور ما کمابیش هست اسم خیابان ها اسم میدون ها اسم بعضی از نهادهای خیریه اسم بعضی از گروههای انقلابی با نام سمیه. نام سمیه هم روی دختران ایرانی زیاد شده پس از انقلاب . سمیه همسر یاسر، مادر عمار اسلام که آمد اول عمار مسلمان شد مسلمانی را عرضه کرد به پدر و مادرش پسندیدن هر سه نفر حالا شدن مسلمان خبر مسلمان شدن اونها وقتی پخش شد مشرکین عصبانی شدند. مخصوصاً از همه بیشتر ابوجهل ابوسفیان ابولهب اینا سران شرک بودن خشمگین عصبانی می نشستند برای شکنجه افراد فکر میکردن طرح های نو میدادند تا کسی جرت نکنه دعوت پیامبر اسلام رو بپذیره.
مشرکین این سه نفر را یعنی یاسر سمیه عمار در گرمترین موقع روز زیر آفتاب سوزان روی شنهای داغ عربستان قرار میدادند سنگهای سنگین روی سینه اونها میگذاشتند و به سختی اونها را شکنجه میکردند. ابوجهل میگفت سه چیز باعث رهایی شماست یک به محمد صلی الله علیه و آله و سلم ناسزا بگویید. دو از محمد صلی الله علیه و آله و سلم بیزاری بجویید. سه به بت ها احترام کنید مثل لات عُزَّى ولی آنها جز الله اکبر جز لا اله الا الله چیزی نمیگفتند.
کنیز ابوجهل نزد سمیه آمد و از او خواست دست از مقاومت نپذیرفت. پیامبر هم در این روزها شاهد شکنجه این بهترین یارانش بود به سراغشان میرفت به اونها مژده بهشت میداد سمیه پس از شهادت همسرش زیر شکنجه استقامت میکرد، ابوجهل که از پایداری او به خشم آمده بود دستور داد پاهای او را به دو شتر ببندند و در جهت مخالف حرکت بدهند اینقدر به او حمله کردند تا او را زیر شکنجه به شهادت رساندند... سمیه در سال پنجم بعثت به شهادت رسیده شکنجه گران ابو حذیفه اربابش مغیره پدر اربابش ابوجهل پسربرادر او
قرآن کریم میفرماید وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ به اونهایی که ایستادگی میکنند بشارت بده قرآن کریم میفرماید إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ خدا پشتیبان این قهرمانان است. قرآن کریم معمولا کارهای خوب رو پاداشش رو روشن کرده، ولی درباره صابران که ایستادگی میکنند زیر شکنجههای دشمنان میفرماید: إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ به کسانی که صبر میکنند بی حساب خداوند پاداش میدهد این نفر دوم
نفر سوم زینب دختر رسول خدا خوب پیامبر از خدیجه چند دختر داشت. مشرکین یکی از نقشه های که ریختن میخواستند پیغمبر را اذیت بکنند خوب ازدواج کرده بودند دختران پیامبر رفتند به همسران اونها فشار آوردن جبهه شرک که اینها را طلاق بدید نظرشون این بود که پیامبر از نظر ذهنی از نظر فکری به دردسر بیفته از دعوتش دست برداره. اما پیامبر دست نکشید یکی از دخترانش زینب هست به همسری ابوالعاص خواهررزاده خدیجه درآمد وقتی سران مشرکین ابوسفیان ابوجهل ابولهب نتونستن با خدعه پیامبر رو از هدف مقدسش منصرف کنند این نقشه رو کشیدند دخترا را اذیت بکنند. خوب دو تا از دختران پیغمبر رو طلاق دادند که خب آزاردهندست دیگه پدر دختر وقتی میبینه دخترش طلا گرفته اونم به خاطر یه موضوع اجتماعی معنوی سیاسی ناراحت میشه تا نوبت رسید به ابوالعاص شوهر زینب به او هم پیشنهاد دادند که خانمت رو طلاق بده مثل اون دوتا باجناق دیگه ابوالعاص سر باز زد سالها بعد در جنگ به اسارت مسلمین درآمد زینب برای نجات همسرش گردنبندی را که مادرش به او هدیه داده بود حضرت خدیجه فرستاد برای پیغمبر؛ پیغمبر هم از مسلمونها خواست تا ابوالعاص و به احترام این خانم آزاد کنند مسلمونها پذیرفتند . رسول خدا یه چیزی از ابوالعاص یعنی شوهر زینب خواست و اون این بودش که تو مشرک هستی خانومت مسلمان شده این رو بگذار بیاد مدینه ابوالعاصم قبول کرد و آمد به مکه زینب رو سوار بر شتری کرد و توسط برادر خودش به مدینه فرستاد، خبر رفتن زینب در مکه پخش شد برای اونها باعث سرشکستگی بود که یه همچین خانمی که معلومه دختر پیامبر است وقتی به مدینه میره یه نقطه ضعف بود برای مشرکین. مشرکین به تعقیب زینب آمدند تو جاده او را پیدا کردند باردار بود حامله بود با نیزه ای به پهلوی او زدند طفلی که در شکم داشت رو سقط کردند. سپس ابوسفیان و همراهانش آمدند و از او خواستند که باید برگرده مکه تا مردم فکر نکنند قریش ناتوان شده اونها هم پذیرفتند و بعداً با یه نقشه دیگری دختر پیامبر رو با یه کاروان تجاری به مدینه فرستادند و خود ابوالعاص هم اسلام آورد و تاریخچهای دارد
چند نفر تا حالا گفتیم شکنجه شدههای قهرمانی که برای خدا شکنجه شدند آسیه همسر فرعون سمیه همسر یاسر که به اتفاق همسرش به شهادت رسیدند. زینب دختر پیامبر اینگونه شکنجه شده
ام شریک؛ ام شریک دختر جابر بن حکیم همسرش در مکه مسلمان شده بود به مدینه مهاجرت کرده بود آمد نزد پیامبر اما پیمان هایی وجود داشت مثلاً پیمانهای بین قبایل بود اجازه نمیدادند به راحتی به مدینه بیان ام شریک هم مسلمان شده. اما جلوش رو میگرفتن ممانعت میکردند. سرانجام خویشان مشرک شوهر ام شریک وقتی فهمیدند ام شریک مسلمان شده او را بر شتر بدخویی شترها فرق دارند بعضی رام هستند بر شتر بد خویی سوار کردند بردند بیابان این بانوی تازه مسلمان را پیوسته به اون نان و عسل میدادند ولی آب نمیدادند تشنه میشد به آب احتیاج داشت شدت حرارت خورشید و تشنگی تاب و توان او را ربوده بود تا سه شبانه روز اینطوری او را شکنجه کردند آرام آرام بیناییش رو و شنواییش رو و حواسش رو داشت از دست میداد.
بعضی از شکنجهها مثل شکنجههایی که اسرائیلیها به ماموران ساواک در ایران یاد میدادند یعنی اینا بدترین نوع شکنجه بود که میخواستند اقرار بگیرن یا طرف از راهی که انتخاب کرده برگردد ام شریک رو اینطوری شکنجه کردند تا اینکه روز سوم بهش گفتن راه نجات اینه که از دینت دست برداری او هم با همون حال دست به آسمان بلند کرد گفت من از پرستش خدای یکتا دست بر نمیدارم.
اینها بودند که به جامعه بشری نیرو دادند اما از اونجایی که خداوند بندگانش رو تنها نمیگذاره امداد غیبی به سراغ شریک آمد او خودش اینطور تعریف کرده هنگامی که دیگر رمقی نداشتم احساس کردم سینهام خنک شده چشمم را باز کردم دیدم که مشک آبی بر روی سینهام هست کمی نوشیدم مشک از من فاصله گرفت بین زمین و آسمان معلق بود دوباره به من نزدیک شد آب نوشیدم تا دفعه سوم روی لباس هام ریخت هنگامی که خویشان شوهرم یعنی شکنجه کنندگان من این صحنه را دیدند گفتن ای دشمن خدا آب از کجا آوردی؟ گفتم دشمن خدا دیگرانند خداوند برای نجات من آب فرستاد اونها وقتی مشک آب را دیدند تعجب کردند و ایمان آوردند.
یعنی این امداد غیبی هم باعث سیراب شدن و سلامت و نجات ام شریک شد. هم زمینهای برای اسلام آوردن مشرکین شد فهمیدن دستی در کار هست کتابهای تاریخ اسلام مثل الاصابه و استیعاب این قصه رو تعریف کردن یه چند کلمهای هم درباره زنان انقلابی ایران اسلامی یاد کنیم از اونها در زمان حکومت دژخیم شاهنشاهی نه تنها مردان زیر شکنجه بسیاری شان به شهادت رسیدن بسیاریشون آسیب دیدن زنان هم بودند یه نمونه اش رو من دوست دارم به رسم ادب تو این برنامه برای شما بیان کنم
خانم مرضیه دباغ به اتفاق دخترش در زندان های ساواک به فجیع ترین شکلی آزار دیده او که مبارزات خودش را از سال ۱۳۴۶ در کنار شهید آیت الله سعیدی شروع کرد توسط ساواک به اتفاق دخترش دستگیر شد خاطراتش رو بیان کرده تو فضای مجازی میتونید بخوانید او خودش میگه وقتی وارد زندان شدیم به بهانه جلوگیری از خودکشی چادرهای ما رو گرفتن گفتن اینها ممکنه خودشون رو با روسری با چادر خفه کنند صبح روز بعد ما را برای بازجویی و شکنجه بردند ما چون چادر نداشتیم با پتو خودمون رو پوشاندیم خنده های تمسخر آمیز و متلک ها شروع شد. یکی از اون بازجو ها میگفت حجاب پتویی دیگری میگفت مادر پتویی سومی میگفت دختر پتویی یکی از اونها گفت خمینی کجاست که بیاید شما را با پتوی روی سرتان نجات بدهد؟ کجا بودند که پیروزی خمینی را ببینند. اون فقیه مصلحی که شرق و غرب را به تعجب انداخت توکل کرد به خدا اعتماد کرد به ملت
انقلاب ملت ایران به پیروزی رسید و این بانوی مجاهد فرمانده سپاه پاسداران همدان شد و زمانی که امام خمینی نامه ای برای گورباچف رهبر شوروی سابق نوشت گروهی را برای رساندن نامه اعزام کرد که حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی و آقای دکتر محمد جواد لاریجانی و خانم دباغ این خانم شکنجه شده از جمله آنها بودند.
تا مردم دنیا بپرسن این خانمه چیه خبرنگاران کنجکاو میشوند. حضرت امام با حساب و کتاب یه بانوی شکنجه شده در راه خدا در راه توحید اینا همه مردم دنیا باید بشناسند. مثل سمیه مثل آسیه مثل ام شریک... خانم دباغ جزئیات شکنجههای ساواک رو نسبت به بانوان زندانی و مقاومت اونها در زندانهای شاهنشاهی رو ثبت کرده در سال ۱۳۸۷ انجمنی به نام انجمن زنان مبارز مسلمان در وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید که نام ۵۱۷ زندانی زن که به جرم سیاسی در کمیته ضد خرابکاری ساواک حبس و بازجویی شده بودند و به بیش از چهل نوع شکنجه شکنجه شدن اونجا آمده
یک کلمه دیگه هم در پایان این برنامه درباره شکنجه زنان اسیر ایران اسلامی در زندانهای بعثی؛ حتماً شما نام بانوی پرافتخار ایران دکتر معصومه آباد رو شنیدهاید. خانم معصومه آباد ۳۳ روز پس از آغاز جنگ تحمیلی در ۲۳ مهرماه سال ۵۹ به همراه سه بانوی دیگر به نام های فاطمه ناهیدی، مریم بهرامی و حلیمه آزموده در حال ماموریت هلال احمر در جاده ماهشهر به آبادان به اسارت نیروهای بعثی درآمدند. این بانوان ۴۰ ماه در زندان مختلف بعثی که تو کتاب خانم آباد جزئیاتش آمده... ۱۷ ساله بود این بانو تاثیر شد اما مثل قهرمان ایستادند و پای انتخاب خودشون ایستادگی کردند.
کتاب من زندهام خاطرات دوران اسارت اوست او میگوید نخستین نامه ای که در اسارت نوشتم ما ۲۱ روز اعتصاب غذا کرده بودیم، چون میدونستیم خانوادههای ما از ما خبر ندارند. میخواستیم یه نامه بنویسیم اطلاع بدیم اونها اجازه نمیدادند تا اون مامور بعثی آمد بالا سر ما گفت فقط دو کلمه بنویسید. خانم آباد هم میگه دو کلامی که من نوشتم همین بود "من زنده ام" که بعدها پاسخهای پدرم برای من آمد با چه ادبیاتی در پاسخ این دو کلمه برای من نوشتند.
دشمن بعثی این سه بانوی مجاهد را لقب بنات الخمینی داده بود. سردار بزرگ قاسم سلیمانی پس از خواندن کتاب او من زندهام یه نامهای نوشته برای خانم معصومه آباد بعضی از جملات سردار قاسم سلیمانی میخواهم برای شما بخوانم:
خواهر خوبم در آن اسارت اسارت را به اسارت گرفتی، سعی کن در این آزادی اسیر نشوی انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم. اراده قاسم سلیمانی رو ببینید انشاالله کتابت را به همه زبانها ترجمه میکنم تا همه بدانند زینب دختر رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه آباد این گونه بوده. به تو به عنوان خواهرم به عنوان معرف دختر مسلمان شیعه معرف ایران اسلامی معرف تربیت خمینی افتخار میکنم. حقیقتا شگفت زده شدم به تو و دوستانت مرحبا میگویم ساعت ۲۳ نینوا این برنامه هم یکی از قسمت های قهرمانان توحید شد زنانی که در راه خدا شکنجه شدند خدا نگهدارشما