حجت الاسلام ماندگاری: : سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله السمیع العلیم، من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و أمها و بعلها و بنیها، بعدد ما أحاط به علمک. من هم خدمت شما همکاران خوب این برنامه و همۀ بینندگان و شنوندگان عزیز شبکۀ سه، شبکۀ افق، رادیو معارف و شبکۀ جهانی ولایت، عرض سلام و ادب و احترام دارم و پیشاپیش، ایام اربعین حسینی (سلام الله علیه) را، ایام عاشقی، ایام نورانی عزای أبی عبدالله الحسین، ایامی که همۀ دلها متوجه کربلای معلی میشود، عرض سلام و ادب و احترام دارم و این ایام را تسلیت عرض میکنم.
بحثمان امروز إنشاءالله خدا توفیق بدهد، میخواهیم تحت عنوان قرارداد اربعین، این اربعین که در روایات ما یک عدد مقدسی است، حتی بعضیها میگویند: چهل روز عزاداری امام حسین، برای اینکه به یک بلوغی برسیم، عزای امام حسین را بفهمیم، عشق امام حسین را بفهمیم. همین جا محضر شما آقای شریعتی عرض بکنم، البته اول اجازه دهید دعای سلامت امام زمان را، به رسم برنامهمان و به رسم توسلمان تلاوت کنیم.
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیاً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عینا، حتی تسکنه و أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا و أمنن علینا برضاه و حبلنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره. هدیه به ساحت مقدس امام زمان، آباء گرامشان، مادرشان حضرت زهرا، ولی نعمتمان علی بن موسی الرضا، سید و سالار شهیدان، أبی عبدالله الحسین و یاران باوفایشان و همۀ گریه کنندگان بر امام حسین، یک صلواتی را تقدیم میکنیم. اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم.
ـ شریعتی: خیلی خب، یک طرح بحثی حاج آقای حجت الاسلام ماندگاری: عزیز کردند، خیلیها به اربعین امسال نرسیدند، میخواهم یاد کنم از همۀ آنها و اگر در مشایه قدم بر میدارید آنها را هم یاد بکنید، خیلیها دارند بار سفر را میبندند و عازم کربلا هستند و در مسیر عاشقی میخواهند گام بردارند و خیلیها هم حال و هوای آنجا را دارند نفس میکشند. اینکه چطور میتوانیم از این فرصت ناب اربعین، استفاده بکنیم، از این فرصت زیارت اباعبدالله و حتی کسانی که جا ماندند، به هر دلیلی، برنامۀ امروز را و بحث ما با حاج آقای حجت الاسلام ماندگاری: عزیز را خواهش میکنم که از دست ندهید و با ما همراه باشید تا پایان، خدمت شما هستیم.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : من میخواهم بگویم جناب آقای شریعتی و بینندگان عزیز، یک وقتی من اربعین را میشنوم، این بیشتر برای کسانی است که تعبیر حالا میگویند: جا مانده، حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمودند: هیچ وقت نگویید جا مانده، همه زائر هستند، گفت: بُعد منزل نبود در سفر روحانی! اما یک عده میشنوند زیباییهای اربعین را، یک عده میروند میبینند، که حالا قریب به چهار میلیون کمتر بیشتر، از نود میلیون جمعیت ایران، این توفیق نصیبشان میشود که بروند آن جا ببینند، اما یک عده میچشند! چشیدن فقط مخصوص کسانی که دیدند، نیست کسانی هم که شنیدند میتوانند به نقطۀ چشیدن برسند. این را از این آیۀ سی و شش سورۀ مبارکۀ اسراء، به دست آوردم «إِنَ السَّمْعَ» شنیدن «وَ الْبَصَرَ» دیدن «وَ الْفُؤادَ» با تمام وجود درک کردن و چشیدن. «إِنَ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» (اسراء، 36) و لذا اعتقاد ما بر این است آقای شریعتی، اگر به مرحلۀ چشیدن برسیم، میگویند: ناخورده چه میداند، آن که خورده میداند. من همیشه به دوستان میگویم: یک بار اربعین بیایید، یک بار مکه و مدینه بیایید، یک بار راهیان نور بیایید، یک بار حرم بیایید، اگر به شما مزه نداد دیگر نیایید. یک بار بیایید...
ـ شریعتی: یک بار نوبر کنید.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : یک بار نوبر کنید. یک بار بیایید امتحان کنید، حتی یک نفر یادم نمیرود این خاطره را آقای شریعتی، شب قدری بود در یکی از دانشگاهها، سالها قبل، با یک جوانی که افتاده بود در مسیر گناه و انحراف، دو سه ساعت صحبت کردم، همینطور که صحبت میکردم با یک تدبیر آوردم تا نزدیک در مسجد دانشگاه، گفت: نمیآیم داخل! نمیخواهم بیایم، مشکل فکری و اعتقادی داشت. من ایستادم و صحبت را ادامه دادم، ادامه دادم، تا صدای مسجد را بشنود، صدای گریهها و صدای نالهها، احساس کردم این بوی عطر دارد به مشامش میخورد. باور کنید چشمانش پر از اشک شد، نمیدانم الآن بینندۀ برنامه هست یا نه؟ اگر باشد تصدیق میکند. بعد به او گفتم: میای برویم داخل؟ یک بار! رفتیم بحث آشتی با خدا را آن جا، خدا توفیق داد عرض کردیم. وقتی آمدیم بیرون، چشمانش مثل کاسۀ خون شده بود. گفت: خدا بگویم چه کارت کند! همۀ تلاشم بود نیایم، ولی تو آوردی مرا دیوانهام کردی! من این گونه میگویم. روضۀ امام حسین، روضۀ اهلبیت، زیارت، راهیان نور، کربلا، نجف...
ـ شریعتی: یعنی حاج آقا با مدد خودشان، نمکگیرتان میکنند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اصلاً قاعده این است. حاج آقا فخر، خدا رحمتش کند، فرمود: سفرۀ امام حسین را عمومی بیاندازید، ولو داخل کوچه، کسانی که در روضه هم نیامدند، گذری هم بیایند یک لقمه بخورند، نمک گیر میشوند، این نمکگیری یک روزی، دستشان را میگیرد. قاعدۀ امام حسین این است. انقدر آقاست! انقدر کریم است! «وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ»
وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ وَ شَأْنُكُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْق»
ـ شریعتی: «وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ»
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : «وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ» من همیشه این شعر را دوست دارم برای دوستان بخوانم، دو تا قصد هم دارم. یکی امام حسین را معرفی کنم و یکی هم بگویم ما شبیه به امام حسین شویم. گفت: ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش/ از بس که کرم دارد و آقاست حسین! با این آقا میخواهیم برویم مهمانی. لذا من میخواهم بگویم، حاج آقای قرائتی عزیز، خدا حفظشان کند، خدا به آبروی محمد و آل محمد، عافیت کامل به ایشان بدهد، باز هم در برنامۀ سمت خدا، زیارتشان کنیم، خیلی توفیقات خوبی دارند.
فرمودند: یک سال در سفر مکه، در مدینه یک زائری به من گفت: حاج آقای قرائتی، ستونهای مسجد النبی را شمردید؟ گفتم: نه! گفت: چند بار آمدید مکه؟ گفتم: حالا چندین بار آمدم. گفت: چطور ستونها را نشماردید؟ گفتم: اصلاً برای چه ستون بشمارم؟! گفت: من سفر اولم است، سه روز است دارم ستون میشمارم و هنوز تمام نشده. به او گفتم: خدایا شفایت بدهد! آمدی اینجا ستون بشماری؟ من اینجا همین گونه میگویم، وقتی میگوییم: شما الآن فرمودید اربعین یکی از زیباترین فرصتها است الآن میگویم برای چه فرصتهایی. اگر بخواهیم از این فرصت استفاده کنیم، اول باید فرصت یابی بکنیم ببینیم چه چیزهایی در اربعین پیدا میشود، اشاره میکنیم. دو باید فرصت شناسی بکنیم، اینهایی که پیدا شده، چقدر عمق دارد، چقدر کارایی دارد.
یک وقت میگویم: شما نهایتش میروی برای بچهات دو تا سوغاتی میآوری از یک سفر، حالا خارج از کشور. ولی در اربعین اینجا برای هفتاد پشتت که در برزخ هستند و هفتاد نسلت که هنوز به دنیا نیامدند، سوغات میآوری، خیلی عمق دارد. یک بار یک شعری را از آقای شفق، شما میخواندید اگر یک سلام مرا به امام رضا...
ـ شریعتی: یک سلامم را اگر پاسخ بگویی/ میروم لذتش را با تمام شهر قسمت میکنم.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : خدا حفظ کند آقای شفق غفورزاده را...
ـ شریعتی: این شعر آقای شفق نیست، بر اساس همین، ایشان یک شعر دیگری را سرودند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : بله. چون من در شعر ایشان دیدم، خدا ایشان را هم حفظ بکند. واقعاً ببینید این عمق فرصت اربعین است. یعنی یک بارش میتواند یک عمر را تضمین بکند، یک عمر را تطهیر بکند خیلی قشنگ است، ابدیت را تضمین میکند، این میشود فرصت شناسی. بعد فرصت سازی هم میشود کرد، فرصت سازی چیست؟ یعنی از سختیهایی که در اربعین است، تبدیل به فرصت میشود. از سختیهایی که در اربعین است، شما فرصت بسازید که میگوییم.
ـ شریعتی: که خودش در واقع میشود یک مکتب تربیتی.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : یک مکتب تربیتی.
ـ شریعتی: برای رشدت است.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : برای رشدت است، تا این «إِنَ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (شرح، 6) اما این خاطرهای که از حاج آقای قرائتی عزیز نقل کردم، میشود مصداق فرصت سوزی! بیاییم در اربعین، فقط تماشاچی باشیم، خیلی ضرر است. آن را کم میکنند، من بارها این مثال را زدم که کسی بیاید در اربعین، فیلمی هم بیاید، اصلاً نیتش هم خیلی خالص نباشد، این خاندان به نیت او کاری ندارند، پذیرایی میکنند، اگر نیتم خالص باشد چه کار بکنم؟ لذا در این فرصت، نه فقط فرصت اربعین، بعد از اربعین فرصت زیارت امام رضا (علیه السّلام) است. که إنشاءالله همۀ ما و شما، در ایام شهادت حضرت، موفق شویم به زیارت آقا جانمان علی بن موسی الرضا (علیه السّلام). فرصت همۀ فرصتهایی که در عمر ما هست، جوانیمان، مسجدمان، هیئتمان، راهیان نورمان، خود فرصت انقلاب اسلامیمان، همین دفاع مقدس دوازده روزه، یک فرصتی برای ما ایجاد کرد. ما چقدر آقای شریعتی میخواستیم هزینه کنیم، تا حقانیت نظام اسلامی را به دنیا اثبات کنیم. پلیدی نظام استکبار و سلطه و نظام آمریکا و صهیونیستها را به دنیا اثبات بکنیم. جانی بود و جنایت کار بودن آنها را هم معرفی کنیم. چقدر میخواستیم دنیا را تلنگر بزنیم که اگر مظلوم ظلم پذیر باشید، اینها حد یقف ندارند یک جا نمیایستند، امروز دارند بچههای غزه را از گرسنگی میکشند، از بی آبی و از بی دارویی میکشند. اینها هیچی حد یقف ندارند، چقدر میخواستیم هزینه بکنیم ظلم اینها را معرفی کنیم، حقانیت خودمان را معرفی کنیم، اقتدار خودمان را معرفی کنیم برکات اتحاد و ولایتمداری را معرفی کنیم، جایگاه ولایت به عنوان عمود خیمۀ نظام اسلامی را معرفی کنیم، چقدر ما میخواستیم تلاش بکنیم و این دفاع مقدس دوازده روزه را، هزینه هم دادیم، هزار و خردهای شهید دادیم، چند هزار نفر مجروح دادیم، عزیزانی را از دست دادیم که خیلی برای ما...
ـ شریعتی: بله، جای خالیشان کاملاً احساس میشود.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : ولی نتیجهاش، این میشود فرصت سازی! از این دفاع، از این جنگ خانمان سوز، یک فرصت اتفاق افتاد هم چنان که از کربلایی که آنقدر با وضع شنیعی وجود نازنین بهترینهای خدا را به شهادت رساندند، یک فرصت اتفاق افتاد که هزار و چهار سال است دارند از این چشمه، همه مینوشند و هنوز تمام نشده و هیچ وقت تمام نخواه شد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: برای حسین من، حرارتی در قلوب هست، که هیچ وقت سرد و خاموش نخواهد شد، این یعنی فرصت سازی. امام حسین با شهادت خودش، فرصت درست کرد. سالیانه میلیونها نفر میآیند در این ببخشید اینجا استحمام میکنند...
ـ شریعتی: حالا حاج آقای حجت الاسلام ماندگاری: هر روز که میگذرد، اینکه ما پیرو مکتب سید الشهداء هستیم، به تعبیر حاج قاسم: ما ملت امام حسین هستیم، ما ملت شهادت هستیم، این فراز زیارت اربعین که «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ» (تهذیب الأحکام، ج 6، ص 1113) ما را دارد بیدار میکند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : دنیا را دارد بیدار میکند، عالم را دارد بیدار میکند. ما داریم چشمههای بیداری را میبینیم، در آمریکا، در اروپا، آفریقا، آسیا، استاد دانشگاه، دانشجو، دانش آموز، اینها دارند بیدار میشوند بر علیه ظلم، حرف میزنند، بر دفاع از مظلوم دارند فریاد میزنند، این الآن بیداری است. این همان چیزی است که «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ» همان تعبیری که آقا از اینجا استفاده کردند به نظر من.
ـ شریعتی: بیداری اسلامی؟
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : نه بیداری اسلامی، سمت درست تاریخ ایستادند. در سمت درست بایستد دیگر سرگردان نیست ظلالت یعنی سرگردانی. هنرپیشهاش، خوانندهاش، اینها دارند میآیند به سمت درست تاریخ آقای شریعتی!
ـ شریعتی: یعنی ظلم را دارند میفهمند، درک میکنند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : ظلم را دارند میفهمند. مظلوم را میفهمند و میفهمند منظورشان دفاع از مظلوم است. دیشب این برنامۀ نوسان، یک تکۀ قشنگی گذاشته بود، پیرمرد و پیرزنی که در خانۀ سالمندان یکی از کشورهای اروپایی هستند، گفتند: ما میتوانیم کمتر غذا بخوریم، روزی یک وعده از غذایمان را کم کردیم به غزه کمک کنیم، عجب قشنگ است! نود میلیون ایرانی است، نمیگوییم ما دو میلیون مسلمان هستیم ما هنوز تکلیف خودمان را بدانیم، نود میلیون ایرانی، یک وعده غذایمان را نه اینکه حذف کنیم، یک مقدارش را کم کنیم!
یک زمانی به دوستان در زمان جبهه میگفتم که بیایید یک مقدار کمتر غذا بخوریم، مثلاً دو قاشق کم بخوریم، یکی گفت: حاج آقا دو قاشق از بشقابم را بریزم بیرون؟ گفتم: نه، دو قاشق کمتر بریز. دو قاشق کمتر بخوریم، نود میلیون دو قاشق چند میشود؟ و این را کمک کنیم به بچههای غزه، دارند از گرسنگی میمیرند، دارند از تشنگی میمیرند، داریم میبینیم آمار متأسفانه شهدای ناشی از... واقعاً من گاهی از اوقات میگفتم: یک لقمه غذا میخوریم، انگار داریم خون میخوریم، جداً خون دل میشود برای ما، چه ظلمی دارد به این عزیزان میشود؟
حالا ما میگوییم: اربعین زیباترین فرصت هست، برای چه؟ اول برای پاک شدن! مرا اشک عزایت آبرو داد/ دلم را از سیاهی شستشو داد. یکی از بهترین پاک کنندهها، اشک بر امام حسین است.
ـ شریعتی: گفت: تو اشک غم حسین را پاک نکن/ بگذار که این اشک تو را پاک کند!
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : چقدر قشنگ گفته! ببینید در قرآن دارد، صدقه آدم را پاک میکند. توبه و استغفار آدم را پاک میکند دیگر آیاتش را نمیخوانم. خدمت آدم را پاک میکند، عبادت آدم را پاک میکند، بلاء آدم را پاک میکند. خیلی عجیب است! ابتلائات آدم را پاک میکند. یکی از پاک کنندهها اشک بر امام حسین (سلام الله علیه) است. پس این اربعین...
من گاهی از اوقات به دوستان میگویم، یک عزیزی گفت: حاج آقا رفتم کربلا، گریهام نمیگیرد، گفتم: توسل کن. خدا رحمت کند آقای دولابی میفرمود: هر کس هر وقت گریهتان نگرفت، یاد گریه افتادید، خدا یک راه بندان درست کرده، برو ببین چه خبر است راه بندان شده؟! چه اتفاقی در دلت افتاده این جوشش اشک نداری، اتفاقاً این جوشش اشک، اختیاری نیست آقای شریعتی، یک روایتی را یک بار فکر میکنم خواندم، ولی ترسیدم دوباره بخوانم ولی میخوانم.
روایت داریم از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی قساوتش به اوج خودش برسد، اختیار اشکش میآید دست خودش، این میتواند فیلمی گریه کند، خیلی عجیب است! هر وقت دلش میخواهد گریه کند، قرار نیست هر وقت دلم میخواهد اشکم بیاید، قرار است هر وقتی که دل بسوزد اشک بیاید.
ـ شریعتی: اشک جوشش دل است.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : بحث آن هم هست، لذا اگر اشک نیامد بروم التماس کنم، لذا اربعین یکی از زیباترین فرصتها است برای پاک شدن.
ـ شریعتی: یعنی اربعین هم به مطهرات میتواند اضافه بکند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : میتوانیم به مطهرات اضافه بکنیم. میترسم این را بگویم ولی بگذارید حساب کار دستتمان بیاید. میگویم با صدقه، با ابتلاء، با عبادت، با گریه، با خدمت، با مصیبتها پاک نشدیم، ترس من این است که روز قیامت، نوبت برسد به آتش، آتش هم پاک کننده است. در روایت داریم بعضیها را یک بار میبرند در آتش جهنم و میآورند بالا، بعد میگویند: برو توی بهشت، پاک شدی.
ـ شریعتی: ولی آن یک بارش چقدر طول میکشد؟
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : کمترین عددی که در روایات دیدم، سیصد سال است آقای شریعتی! روزی که پنجاه هزار سال است، «كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» (معارج، 4) بازداشت موقتش میشود سیصد سال، از آن بترسیم. آن هم آتشی که بارها این آیه را خواندم، بگذار بخوانم باید ما بشارت و انذار را با هم داشته باشیم. قرار نیست ما فقط بشارت باشد در آیات قرآن به پیغمبر میگوید: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً» (اسراء، 105) اگر فقط بشارت باشد آدمها یک مقداری جری میشوند اگر انذار باشد آدمها نا امید میشوئند. این دو تا باید با هم باشند که آدمها بتوانند به تعبیر امام صادق (سلام الله علیه) خوف و رجاء باید متعادل باشد، لذا این تعبیری که بعضیها به کار میبرند نمیدانم با چه سندی به کار میبرند، اسلام رحمانی! اسلام قطعاً رحمانیت دارد، ولی جهنم هم دارد. در دعای افتتاح میخوانیم من نگفتم از معصوم رسیده، «أَيْقَنْتُ أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِي مَوْضِعِ النَّكَالِ وَ النَّقِمَةِ» (بحار الأنوار، ج 94، ص 337) باید حواسمان باشد هر دوی آن هست، قطعاً عفو و رحمت خدا هم، بیشتر از غضبش است «يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» (اقبال الأعمال، ج 1، ص 363).
اما این آیۀ اگر اشتباه نکنم، پنجاه و شش سورۀ نساء را یادمان نرود، «كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ» (نساء، 56) آتش جهنم، مرگ که ندارد آن جا، اصلاً قیامت مرگ ندارد، نه در بهشت مرگ هست و نه در جهنم مرگ هست. پس اینکه میاندازند در آن آتش به آن عظمت چه میشود؟ این آیه میگوید: گوشت و پوست و استخوان میسوزد میروید، میسوزد میروید. اگر میخواهیم به آن مرحلۀ پاک شدن نرسیم، اینجا پیش چشممان التماس کنیم.
اصلاً همین جا به خودم و به همۀ زائرین اربعین میگویم، کمتر به حواشی توجه کنید، موکبها برای پذیراییتان هست نوش جانتان، صحنههای قشنگ هست نوش جانتان، استراحت هست، آب هست، خوردنی هست، همه چیز هست نوش جانتان، ولی در این مسیر قدم بزنید، فقط بگو: «يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ» مدام بگو: «يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا» (یوسف، 97) آقایمان است دیگر، امیر المؤمنین اول میرویم نجف، امام حسین، سامرا إنشاءالله، کاظمین، همۀ اهلبیت پدر ما هستند، مدام یاد گناهان بیافت، بگو: حاج آقا من یاد گناهانم میافتم اذیت میشوم، گفتم: نوش جانت! یاد گناهانت نیافتی که استغفار نمیکنی.
ـ شریعتی: اصلاً جایش است.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اصلاً جایش است. گفتم: آن جا جایش است، به یاد گناهانت بیافت، شرمنده باش مدام بگو: آقا دستم را بگیر! آقا کمکم کن! یک استغفار شما برای من بکن! آیه دیگر، آیۀ نود و هفت سورۀ یوسف است. برادران یوسف، خیلی خطا کردند، یوسف را فروختند درون چاه انداختند، فروختند به پیغمبر خدا، حضرت یعقوب هم دروغ گفتند، سه تا گناه کبیره. همه آمدند به پدر گفتند: «يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا» تو بابای ما هستی، تو پیغمبر خدا هستی، تو ولی خدا هستی برای ما استغفار کن. حضرت یعقوب هم نفرمود: معذرت میخواهم بروید گم شوید، «قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ» (یوسف، 97) حضرت آقای عابدینی میفرمودند: اینها دوشنبه از پدر خواستند، پدر فرمودند: سحر جمعه برایتان استغفار میکنم. حالا برنامۀ کاروانها به صورتی است که شب جمعه، کربلا برسند، خواهش میکنم شلوغیها حواسمان را پرت نکند، این موبایلها حواسمان را پرت نکند، گاهی از اوقات میبینم در مکه، در مدینه، در کربلا، فقط دارد فیلمبرداری میکند بابا استفادۀ خودت چی؟ اینکه داری عکس میگیری، بعدش عکس گرفتی، بعدش اگر خودت هیچ حسی نداشتی، چه استفادهای؟! این همان فرصت سوزیها است.
ـ شریعتی: وقتی حواست بود به این نکته، اگر محو تماشا هم شدی، یک ندیدنیهایی را به تو نشان میدهند...
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : قاعدتاً این گونه است.
ـ شریعتی: آن چنان دیدنی است!
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : یک بزرگی به من میفرمود گفت: اینجا فقط از امام حسین بخواه، یک گوشۀ قتلگاه را به تو نشان بدهد، اصلاً دیوانه میشوی. یک پیرمردی کنار گودی قتلگاه اصلاً نمیشناختم، ولی یک پیرمرد باصفایی بود، دست مرا گرفت یک جملهای گفت ریختم به هم! گفت: میدانی اینجا چه اتفاقی افتاده؟ گفتم: قتلگاه أبی عبدالله است، گفت: نه! اتفاقی که اینجا افتاد، همه فکر کردند امام حسین دارد نفرین میکند، ولی ملائک دیدند که امام حسین، به بابایش رسول الله، دستهایشان را به دعا بلند کردند، که خدایا به خاطر این گناه امت من، اینها را عذابشان نکن. دیدم عجب نگاهی! «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» (انبیاء، 107) آدم اینها را ببیند آن جا...
ـ شریعتی: او عینکش فرق میکند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اصلاً وقتی آدم ببیند، حالا یک نفر به من طعنه هم زد دیگر بر نمیگردم با تندی به او بگویم، یک نفر اصلاً حواسش نبود، پای مرا لگد کرد، غذا به من نرسید، جا به من نرسید، اصلاً اینها مهم نیست اصلاً مهم نیست. یک اتفاقی را انجا دارم میبینم، که هیچ کجای عالم معلوم نیست آن جا دیده شود. چرا میگویند: زیر قبه دعا مستجاب است؟ یک خبری است آن جا! رفت و آمد ملائک است آن جا، این را بفهمم. پس یکی از زیباترین فرصتهاست برای پاک شدن یک، دو برای لایق و قابل شدن.
ـ شریعتی: لایق چه شدن؟
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : یار شویم «اللهم اجعلنی من انصاری و أعوانی» من این را محضر امام حسین عرض کردم، محضر امام رضا بیشتر میگویم، میگویم: یا امام رضا! من وقتی میخواهم بگویم یار شما شوم، شما میگویید: اصلاً تو قابلیت نداری. قابلیت نداری معنایش این است که معذرت میخواهم یک آقای مجرد، یک آقای مجرد، بگوید: خدایا به من بچه بده! خب تو هنوز قابلیت نداری باید ازدواج بکنی، تا قابلیت بچهدار شدن را داشته باشی. تازه قابلیت نداری! ماشینی که بنزین ندارد اصلاً قابلیت ندارد روشن شود، چراغی که نفت ندارد، اصلاً قابلیت ندارد روشن شود. قابلیت ندارد من به امام رضا میگویم، به امام حسین میگویم، امام رضا آن نقشۀ شیری که در مجلس بود، پرده بود دیگر، آن نقاشی بود، رنگ بود، قابلیت شیر شدن نداشت ولی با نگاه ولایی امام رضا، شیر شد، به آن قابلیت داد و بعد فاعلیت هم به آن داد، قدرتی داد که آن فردی که جسارت کرده بود حمید بن قحطبه را بخورد، خونهایش را هم لیس بزند. آماده بود مأمون را هم بخورد امام رضا اشاره کردند نه، الآن وقتش نیست. بعد برگشت دوباره نقش پرده شد، به امام رضا به امام حسین... آن شیر که قابلیت نبود، آن نقاشی بود، خب من هم میخواهم به من هم قابلیت بدهید و اینها میدهند.
آقای شریعتی حر تا زمانی که در سپاه عمر سعد بود، قابلیت نداشت! یک نگاه امام حسین به او قابلیت داد. زهیر که قابلیت نداشت دنیایی بود، ولی یک نگاه امام حسین به او قابلیت داد. وهب نصرانی بود، یک نگاه امام حسین به او قابلیت داد. آن مهمان یزید که میگوید: من مسیحی هستم او که قابلیت نداشت، یک نگاه سریع امام حسین، به او قابلیت داد. آدم در شهر برود بگوید: آقا نمیشود مرا هم قابل کنید؟ آن گونه هم قابل شوم که مثل حبیب بن مظاهر، شما برای او نامه نوشتید سه خط نامۀ امام حسین، قبر حبیب ؟؟؟ ولی خلاصهاش این است «من القریب إلی الحبیب!» نمیشود امام رضا به من هم بگوید، تو هم حبیب من هستی؟! تو به دردم میخوری؟ چون امام صادق به ابومسلم خراسانی... داستانش را یک بار دیگر گفتم، فرمودند: تو به درد ما نمیخوری، «ما أنت من رجالی» ولی دوست دارم امام رضا به من بگوید: تو به درد ما میخوری! اینجا در سفر کربلا برویم بگوییم: نمیشود ما را هم قابل کنید به درد شما بخوریم؟
ـ شریعتی: نمیشود یک نگاهی بکنید ما هم حر شویم؟
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : آقای شریعتی این خاطره را شاید کمتر گفته باشیم، شب عملیات خب معمولاً پیرمردهایی که در جبهه بودند میگذاشتند برای تدارکات، شب عملیات نمیگذاشتند، میگفتند: حالا شاید نتوانند پا به پای رزمندهها بیایند. یک پیرمرد با صفایی آمد به فرمانده گفت: چرا من را نمیبرید؟ آمد حالا به او بگوید: نمیشود تو با پا... گفت: مگر نمیخواهید خاکریز بزنید وقتی به خط رسیدید؟ لودر میخواهد خاک بردارد و بزند و خاک ریز درست کند، طول میکشد، مرا به عنوان خاکریز بگذارید جلو. بچهها گریه کردند، گفت: من قابلیت خاکریز شدن را ندارم برای شما؟ در سفر کربلا، ظرفیت دارد ما برویم خودمان را قابل کنیم، حالا اینکه دارم میگویم باز کسانی که نمیتوانند بیایند، غصه نخورند گفتم: این چشیدن برای کسانی که راه دور هم هستند، هست. من گاهی از اوقات از قاب تلویزیون گفتم، اگر من در کربلا، در حرم امام حسین هستم شاید شمایی که بیننده هستید از من نزدیکتر باشید، چون اینجا دل است، اینجاست طبیبی که ندارد نوبت/ هر دل که شکستهتر بود پیشتر است. کاری ندارم کنار ضریح نشستی یا هزاران فرسخ...
ـ شریعتی: حاج مهدی رسولی، یک مداحی دارد یک مصرعش این است چه کربلا نرفتهها که کربلاییاند!
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : واقعاً این گونه است اعتقاد ما این است. سندمان هم بیان به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) راجع به اویس قرن فرمودند: در یمنی پیش منی، پیش منی در یمنی. اویس قرن، پیغمبر را ندید، زیارت نکرد زمان حیات، ولی پیغمبر فرمودند: بوی اویس قرن میآید، چرا؟ چون درست لایق شده بود برای اطاعت از این خاندان. قابل شده بود برای یاری پیغمبر، ولو در یمن است. همین جا برای بچههای یمن دعا کنیم، برای بچههای غزه دعا کنیم، برای بچههای غزۀ مقاومت دعا کنیم. خیلی دوست داریم بچههای یمن دارند لایق و قابل میشوند، غصه میخوریم گاهی از اوقات دارند از ما جلو میزنند در دفاع از مظلوم، واقعاً دارند جلو میزنند خوش به حالشان.
ـ شریعتی: یک گاهی دارند و پای آن نگاه، ایستادند!
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : ایستادند، با اینکه شرایط زندگیشان خیلی از ماها سختتر است، سفرهشان خیلی از ما کوچکتر است. این قابلیت را به آنها دادند خوش به حالشان. پس اربعین فرصتی است برای پاک شدن یک، برای قابل شدن. اینها التماس میخواهد. آیۀ التماس را هم بارها گفتم: «يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ» (یوسف، 88) باید التماس کنیم به امام حسین، باز مثالش را زدم گفتم: بابا بالا نشسته بلندی است، بچه پایین است میخواهد بچه هم بالا برود. بچه التماس میکند من میخواهم بروم بالا، بابا میگوید: دستت را دراز کن، دستش را دراز میکند، زیر پایش هم یک چیزی میگذارد، نمیرسد، به بابا میگوید: میشود تو خم شوی، دست مرا بکشی بالا؟ این يا أَيُّهَا الْعَزيزُ» یعنی به امام زمان، به امام حسین بگوییم میشود شما خم شوید، دست ما را بالا بکشید؟ شما کمک کنید! خیلی قشنگ است و اینها میکنند، اصلاً اینها برای همین کار آمدند، اصلاً برای همین آمدند که دست ماها را بگیرند، خدا اگر این وجودهای پاک، اینها دست حضرات انبیاء را گرفتند. ما تو را دادیم پای آمدن/ ما تو را دادیم دست در زدن/ توبه را ما یاد آدم دادهایم! پس فرصتی است برای قابل شدن، فرصتی است برای خادم شدن، این مجموعه، هر کسی علاقه دارد خادم امام رضا شود و خادم امام حسین شود، این مسیر خادم است، بدون پلاک، بدون آرم، بدون چوب پر، بدون ثبت نام، بدون مصاحبه، بدون گزینش، گزینشش با امام حسین است.
لذا شما دیدید بچه است، دستمال کاغذی در دستش گرفته در راه ایستاده، یک دستمال از من بگیرید، یک لیوان آب از من بگیرید. یکی از عزیزان خوش ذوق میگفت: یکی از این عراقیها آمده بود وسط گریه میکرد. گفتم: چی شده؟ گفت: امسال هنوز کسی خانۀ من نیامده از زائران امام حسین، غصه میخورد غصه میخورد! بعد یک گروه را برد، بعد نشانده بود، دور تا دور اینها میچرخید و اشک میریخت، ممنون هستم ارباب امسال هم مرا حساب کردی، خادم شویم!
ـ شریعتی: من دیده بودم یک نفری را پارسال در اربعین، چیزی نداشت برای پذیرایی، یک تکه مقوا گرفته بود، باد میزد.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اینها را خیلی دیدم، واقعاً عجیب است! اینجا فرصتی است برای خدمت، هیچ شرایط گزینش هم...
ـ شریعتی: برای خادم آقا شدن ندارد.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اینجا قشنگ است و میشود، هر کسی دوست دارد و ادعا میکند من خادم هستم، از من که این حرف را دارم میزنم، اینجا یا علی مدد! یکی خدمت فرهنگی بکند، یکی خدمت غذایی، یکی خدمت تدارکات، هر کسی هر کاری از دستش بر میآید. من دیدم بعضیها دیدند یک عده پا برهنه میآیند، این ریگ ریزها، سنگریزهها را جمع میکنند، یک جارو دستش گرفته، اینها را جمع میکند کنار میزند که اینها پاهایشان اذیت نشود. خیلی قشنگ است! پس فرصتی است برای خادم شدن، خیلی عجیب است.
چهار، فرصتی است برای خالص شدن! اینجا ناخالصیهایمان بیرون میریزد. اگر تکبر دارم، اگر غرور دارم، اگر حسادت دارم، اگر بغض دارم، اگر کینه دارم، اگر عجب و ریا دارم دوست دارم دیده شوم، اینجا جایی است که خالص کنی تو. یکی گفت: حاج آقا کجا بروم خدمت کنم خلوصم زیاد شود، گفتم: برو دستشوییها را بشور. صیاد شیرازی یک بار رفته بود دستشوییهای پادگان را شسته بود.
خدا رحمت کند آیت الله مدنی را، اینها کارهایی کرده بودند که انقدر باصفا شده بودند، برو دستشوییها را بشور. دیدید بعضیها پاهای زائران را که ماساژ میدهند میبوسد، پا کثیف است میگوید: عیبی ندارد، اینجا اربابی. اینها برای خالص شدن است. آخرش فرصتی است برای پرواز کردن. من خیلی از شهدای عزیز مدافع حرم را، سراغ دارم اینها قبلش کربلا بودند. قبلش در مجلس امام حسین بودند. شهید محسن حججی، روضهای است در اصفهان، آن جا رفته بودم میگفتم: اینجا عجیب است خدمت میکرد و گریه میکرد. ضمن اینکه خدمت میکرد روضه را گوش میکرد و گریه میکرد.
ـ شریعتی: یعنی به نوعی بلا تشبیه، باند فرودگاه است.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اصلاً تکیۀ این مجلس، این دستگاه. عرض کردم باز میگویم دوباره کسی غصه نخورد، فرقی نمیکند از شهرهای ایران نگاه کنیم و اشک بریزیم و زائر شویم و یا آن جا قدم بزنیم فرصتی است برای پرواز کردن. به شرط اینکه فرصت را پیدا کنیم.
ـ شریعتی: الآن جا ماندهها، حالا یک تعبیری به نظرم حاج آقای میرباقری دارند، یا حاج آقای عابدینی، دقیقاً خاطرم نیست میگفت: فقط راجع به اربعین ما از واژۀ جامانده استفاده میکنیم، که این جا ماندگی، با آن حسرتی که در آن هست، خودش ممکن است خیلی پیش برنده باشد.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : اصلاً این آدم را خالص میکند.
ـ شریعتی: بله. یعنی حسرت آن داغون کننده است.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : میسوزاند و پاک میشود. لذا این فرصتهایی که خیلی بیشتر از اینها است، من چند تای آن را نوشته بودم، حالا اینها به چه دلیل است؟ ما میگوییم: به دلیل اینکه همیشه گفتم، به دلیل اینکه زیباییهای اربعین، با زیباییهای زمان ظهور، خیلی تطبیق دارد. اصلاً اربعین تمرین آمادگی برای ظهور است. یک لیستی نوشتم، حالا هر مقدار آن را فرصت داریم نمیدانم فرصت هست یا نه؟
ـ شریعتی: بله، پنج شش دقیقه فرصت هست.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : هر مقداری که فرصت داریم بگویم، بقیۀ آن را إنشاءالله هفتۀ آینده توفیق باشد از سرزمین امام حسین (علیه السّلام) از آن جا بگوییم.
ـ شریعتی: إنشاءالله.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : خب برای این است که این همه زیباییهای که در اربعین است، امام عسکری (علیه السّلام) سفارش کردند یکی از علامات مؤمن است. خب علامات مؤمن را خیلی شمردند، ولی یکی از آنها را گذاشتند اربعین! آن هم باز زیارت اربعین، حالا اگر حضوری باشد، یک لذت دارد و دور هم باشد، که به آن سوزی که آدم دارد، شاید لذتش کم نباشد.
خود زیارت اربعین، انشاء شدۀ وجود نازنین امام صادق (علیه السّلام) است، دو صفحه است ولی واقعاً همۀ معارف را بیان کرده که باید یک موقعیتی به این بپردازیم. خود زیارت اربعین امام حسین، سفارش شدۀ همۀ اولیاء خداست و ما اعتقاد داریم که هم مقدمه ساز ظهور است و هم تربیت کنندل عناصر ظهور است، هم دعوت کنندۀ برای ظهور است. در اربعین ما میتوانیم این جملۀ زیبا را از اربعین محقق کنیم: «فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ» (بحار الأنوار، ج 32، ص 361) امام حسین تمام تلاشش را کرد تا دعوت بکند، ما در اربعین این کار را میکنیم، نه ما، امام حسین دارد این کار را میکند خودش! لذا شما میبینید شیعه میآید، سنی میآید، مسیحی میآید، کلیمی میآید، زرتشتی میآید، لائیک میآید، کسی که هیچ اعتقادی ندارد دارد میآید، اینجا چه خبر است! بابا یک خبری است و این خودش دعوتی برای ظهور است.
ـ شریعتی: که خلاصه یک خبرهایی هست.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : کسانی که اهل خبر هستند میگویند: برویم ببینیم چه خبر است؟ بابا یک جایی وقتی دهها میلیون جمع میشوند، یک اتفاقی میافتد با تمام این سختیها، مخصوصاً امسال که هوای گرم، مشکلات، خیلی باید شرایط سخت باشد، ولی هیچ تأثیری در عاشقان نگذاشته. این مبلغ تربیت مهدوی و ؟؟؟ امام باز در زیارت اربعین است. امام حسین (علیه السّلام) بعضی میگویند: چرا شب عاشوراء فرمود: بروید، روز عاشوراء فرمود: بیایید به سپاه! گفتم: شب عاشورا فرمود: بروید، کسانی که ناخالصی دارند بروند. روز عاشورا فرمود: بیایید، کسانی که یک مقداری فطرت پاک دارند بیایند، آن طرف نایستند، سمت درست تاریخ بایستند. خیلی قشنگ است! و امروز دارد به برکت اربعین، ظلم ستیزی، جهانی میشود، مظلوم یاوری، جهانی میشود به برکت امام حسین، این اتفاقات دارد میافتد. مبلغ جان فشانی برای ظهور است، تعبیری که شما هم تلاوت فرمودید: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ» (تهذیب الأحکام، ج 6، ص 1113) تا کی مردم میخواهند در جهالت بمانند؟ نفهمند در عالم چه خبر است، بابا اگر قرار بود عالم فقط همین خوردن و پوشیدن و لذت بردن باشد، که حیوانها خیلی از ما پیشرفتهتر هستند. نه دانشگاه رفتند، نه درس خواندند، نه تلاش کردند، آنها که خیلی پیشرفتهتر هستند. پس معلوم میشود خبرهایی در عالم است از این جهالت باید بیرون بیایم. ز کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟/ به کجا میروم و آخر ننمایی وطنم. «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ» مبارزه با جهل و ضلالت و غفلت است، که این اتفاق همانطوری که فرمودید دارد تفاق میافتد.
خلاصه در یک کلام بگویم، اربعین، یک مدرسۀ بینظیر، یک مکتب بینظیر، یک استحمام بینظیر، هم تطهیر میکند، هم تربیت میکند، هم تضمین میکند، هم تنزیه میکند، همۀ کارها را انجام میهد.
ـ شریعتی: هم تو را به اوج میرساند، پرواز میکنی.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : میرساند تا برسی «ثُمَ دَنا فَتَدَلَّى* فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» (نجم، 8 و 9) لذا احساس میکنیم که اگر ما قدر این اربعین را بدانیم، من بارها گفتم، قدر اربعین را هم به این معناست بارها در بحثهای قبلی هم گفتیم، در اربعین، فقط داغ نشویم.
ـ شریعتی: یعنی چه؟
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : پخته شویم! چون همه میدانند، حاج آقای قرائتی عزیز، باز یک مثال را خیلی میزنند. شما آب را داغ کنید بگذارید بیرون، سرد میشود. ولی غذا را بپزید، دیگر خام نمیشود. ما باید پختۀ یاری اهلبیت شویم، پختۀ این مکتب شویم. پختۀ این مکتب هم سلمان است، أبیذر است، مقداد است، عمّار است. در زمان ما این شهدای عزیز ما هستند، حاج سلامی عزیز!
ـ شریعتی: خدا رحمتشان کند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : حاجیزادۀ عزیز، شهید باقری، شهید رشید، شهید محقق، شهید کاظمی، شهید شادمانی، شهید تهرانچی، شهید عباسی، سرداران، دانشمندان، واقعاً اینها پختۀ معرکهاند. امام بزرگوارمان که معلم اینها بود. امام فرمود: اگر این مردمی که دارند میگویند: روح منی خمینی، بت شکنی خمینی، همه بر علیه من شعار بدهند، یک مقدار انگیزهام برای انقلاب کم نمیشود. یعنی پخته شده! پخته یعنی چه؟ یعنی بدانی تو تکلیفت را انجام دهی، خدا تکمیل میکند. پخته یعنی تو در هر شرایطی، در هر وضعیتی هستی، ؟؟؟ بکن، حرکت بکن، خدا برکت میدهد. برای خدا که کاری ندارد «هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ» (مریم، 9) پخته معنایش این است. پخته یعنی اینکه تو بدانی، تو به علاوۀ خدا، بینهایت میشوی. «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً» (بقره، 249) پخته یعنی بدانی دست خدا بالاتر است «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ» (فتح، 10) پخته یعنی بدانی «إِنَ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» (اسراء، 81) پخته یعنی بدانی خدا تدابیر دشمن را أقل أعمالهم میکند، نقش بر آب میکند، این پخته است. تازه نمیترسد میشود «أَلا إِنَ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» این پخته است، پخته هیچ وقت از غیر خدا نمیترسد، به غیر خدا تکیه نمیکند، میداند «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق، 3) اربعین میتواند ما را پخته کند، پخته کند به ظهور نزدیک شویم.
ولی اگر داغ شدیم، من این را میخواهم این را دفعه بگویم آقای شریعتی، اگر داغ شدیم یک باد بخوریم، سرد میشویم، برای پیغمبر داغ شدند، بعد از پیغمبر سرد شدند. برای امیرالمؤمنین بعد از بیست و پنج سال داغ شدند، باز سرد شدند. برای امام حسین داغ شدند، سرد شدند. الحمدلله رب العالمین، چهل و هفت سال است مردم ایران داغ شدند، پخته شدند، یک عده داغ بودند سرد شدند. اما کسانی که پخته شدند چهل و هفت سال است که پای انقلاب ایستادند.
ـ شریعتی: و سرد نشدند.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : و این دفاع مقدس دوازده روزه، نشان داد کسانی که ما فکر میکردیم سرد شدند، اینها سرد نشدند، پخته بودند، بی سر و صدا بودند و انصافاً نشان داد آقای شریعتی، من احساس میکنم این دفاع مقدس دوازده روزه، خواص را هم بیدار کرد. چون خواص هم فکر میکردند اگر اتفاقی بیافتد، نسل جوان نمیآید. امروز دیدند نسل جوان آمدند، او که ظاهرش خیلی علیه السلام نیست آمد، او که خیلی با انقلاب میانۀ خوبی هم نداشت آمد. او که آن طرف آب هم بود آمد، هنرپیشه آمد، خواننده آمد، ورزشکار آمد، هر حزب دیگری آمد، همۀ سلیقهها، یعنی نشان داد ملت ایران پخته شدند، نوش جانشان این آیۀ: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ» (مائده، 54) دشمن فکر میکرد مردم ایران داغ شدند، میشود سردشان کرد، دیدند نه! اینها پختهتر شدند با این دوازده روز، همه آمدند پای میدان. کسانی که تا دیروز برای دفاع از ولایت حرف نمیزدند، امروز آمدند سینهچاک شدند گفتند: ما هم فدایی ولایت و رهبری هستیم، ما فدای ایران مقتدر هستیم، ما فدایی اسلام هستیم، ما مقابل دشمن هستیم این نشان میدهد مردم ایران پخته شدند. و من همین جا دعا میکنم خدایا به آبروی این شهدای عزیز و به آبروی اربعین امام حسین، این ملتی که پخته شدند، لیاقت درک ظهور را به آنها عنایت کن.
ـ شریعتی: الهی آمین! إنشاءالله
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : میبینیم إنشاءالله ظهور را. خیلی دوست داریم با نتیجۀ این خون شهدای عزیز، با نتیجۀ خون شهدای مظلوم ببینیم ظهور را، إنشاءالله!
ـ شریعتی: إنشاءالله، خیلی ممنونم و متشکر، نکتههای خوبی را شنیدیم، الهی که زیارت اربعین، نصیب همۀ شما شود و کسانی که به هر دلیلی، نمیتوانند بروند، توانش را ندارند، امکانش را ندارند، هیچ نگران نباشند اگر توفیق تشرف داشته باشیم و همۀ اهالی سمت خدا، این قرار همیشگی ماست، یک قرار دستهجمعی که همدیگر را یاد بکنیم، در ثواب زیارتها، همدیگر را سهیم و شریک بکنیم و إنشاءالله این مهم، در این سفر اخیر هم محقق شود.
صفحۀ پانصد و شانزده قرآن کریم، آیات نورانی سورۀ مبارکۀ حجرات را دوستانم تلاوت خواهند کرد.
اما دو نکته، قهرمانان توحید، قصۀ قهرمانان توحید، با بیان رسا و شیوای حاج آقای بهشتی عزیزمان در کانال ایتا و در سایتمان، بارگذاری خواهد شد میتوانید مراجعه کنید، بهرهمند شوید و لذت ببرید، از همین جا با حاج آقای بهشتیام با دل و جان سلام میکنم، اما این هفته شخصیت نورانی و آسمانی یار دیرین پیامبرمان و یار وفادار امیرالمؤمنین، جناب عمّار صحبت خواهیم کرد، میتوانید به کانال مراجعه کنید و جزئیات زندگی و لطایف زندگی جناب عمّار را بشنوید.
امسال یک قرار دیگری گذاشتیم، سه هزار و سیصد و سیزده تا نوجوان و جوان زائر اولی را إنشاءالله با همت و مشارکت شما عازم و راهی کربلای معلی بکنیم، اگر شما میخواهید در این طرح همراه شوید و هم میتوانید عدد چهل را به بیست هزار سیصد و سه پیامک کنید و هم به کانال ما مراجعه بکنید، دوستان راهنمایی میکنند به زیرنویسها دقت بکنید، هم عزیزانی که میخواهند مشارکت کنند و سهیم و شریک شوند. بعضیها هستند حاج آقای حجت الاسلام ماندگاری: به هر دلیلی، امکان رفتن به کربلا را ندارند. بانی شوند، چند را میشناسند و این اتفاق هم افتاده، دم همۀ شما گرم و نوجوانهایی که میخواهند ثبت نام کنند و از این مزایا و از این طرح بهرهمند شوند، هم میتوانند به کانال ما مراجعه کنند و جزئیات را آن جا دوستان، ذکر کردند. آیات را بشنویم و بعد از تلاوت آیات، إنشاءالله با احترام، در لحظات و دقایق پایانی، با شما هستیم و همراه شما. اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. بفرمایید خواهش میکنم.
( قرآن کریم صفحه 516، سوره مبارکه حجرات)
اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم، الهی که همواره و همیشه زیر سایۀ آیات نورانی قرآن و کریم و لطف اهلبیت (علیهم الصلوات الله) باشیم، سه چهار دقیقه فرصت داریم و نکتههای قرآنی و اشارههای قرآنی و حسن ختام فرمایشات شما را بشنویم.
ـ حجت الاسلام ماندگاری: : بسم الله الرحمن الرحیم، این آیه پر از زیباییهایی است که میشود در اربعین، تمرین کرد. یک: «إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» (حجرات، 6) یکی از جاهایی که مردم به اخبار دشمن گوش نمیدهند قصۀ اربعین است، هر چه بگویند: نیایید! مردم میآیند، هر چه بگویند: تهدید است، مردم بیشتر میآیند. خب ما که داریم تمرین میکنیم اینجا و به اخبار دشمن گوش ندهیم، در سبک زندگیمان هم به اخبار دشمن گوش ندهیم، تمرین است دیگر. دو: اینجا در اربعین، داریم تمرین میکنیم «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ» (حجرات، 7) من این را بارها خاطر شریفتان باشد عرض کردم، گفت: صد بار بدی کردم و دیدم ثمرش را/ خوبی چه بدی داشت؟ شاعر میگوید، خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردم؟! این زیبایهای اربعین، که همۀ آن ریشۀ ایمانی و اعتقادی دارد، چرا تکرارش نمیکنیم؟ خدمت، أخوت، وحدت، انسجام، خوشبینی اینها همه تکرارش کنیم، تزیین قلب ما و تزیین زندگی ما باشد. اگر این شاخصهها در زندگی من و شما، در تمام سطوح جامعه باشد چقدر جامعهمان قشنگ میشود. سه: اینجا فرموده: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (حجرات، 10) تمرین برادری و محبت میکنیم، ادامهاش بدهیم. تمرین «وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ( حجرات، 11) یکدیگر را مسخره نکنیم، با حرفهای بد به یکدیگر را خطاب نکنیم، یعنی کلی از زیباییهای اربعین را در همین یک صفحهای که مردم عزیز ما، امروز تلاوت کردند و شما بانی خیر شدید سمت خدا، الحمدلله میشود تمرین کرد.
اما نکتۀ آخر من، زیارت یکی از بهترین کارهای عالم است، زیارت امام حسین بیشترین سفارش را شده، در زیارت میگویند: بهترین شکلش این است که نائب شوی، یکی از بهترین نیابتها، نیابت از شهداست، یکی از مظلومترین شهدا، شهدای خردسال است. به نیابت از شهدای این دفاع مقدس دوازده روزۀ اخیر، مخصوصاً شهدای اطفال، من به خیلیها میخواهم بگویم، حتماً زیارتتان را نیابتی انجام دهید، چون نیابت چیزی از ما کم نمیکند که بیشتر میشود. به نیابت از شهداء قدم بردارید، شهداء از صدر عالم تا آخرین نفر، ولی شهدای مظلوم، طفلهای شهید شدۀ در ایران، در غزه، در لبنان، در سوریه، در یمن را یاد کنیم، در کنار طفل شهید ابی عبدالله الحسین، حضرت علی اصغر (سلام الله علیه) حضرت رقیه (سلام الله علیها) حضرت محسن (سلام الله علیه) به نیابت از اینها، زیارت کنیم، خدا سهم ما را هم بیشتر بکند، دعایمان هم این باشد، ما خواهش میکنیم دعای همۀ ما این باشد، خدایا به آبروی همۀ اربعینیها، حاجات امام زمان، سرآمد همۀ حاجات است، حاجات رهبر عزیزتر از جانمان، حاجات مجاهدان فی سبیل الله، در سر تا سر عالم، حاجات مؤمنین و مؤمنان، دوستداران اهلبیت، ما هم به طفیلشان حاجات ما را فوق رغبت، عنایت بفرما، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
ـ شریعتی: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم، خیلی خیلی ممنون و متشکرم، خیلی ممنونم از لطف و عنایت و توجهتان، فردا إنشاءالله با حضور حاج آقای نظافت، خدمت شما خواهیم رسید. با خودم چیزی نیاوردم، فقط در زندگی، نام محبوب تو را، با احترام آوردم. السلام علیک یا ابا عبدالله. متشکرم از شما.