اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-04-12-حجت الاسلام سعیدی-امام حسین علیه‌السلام کشتی نجات و چراغ هدایت

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ملایی: السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علیه ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین سلام و درود عرض می کنم محضر شما بینندگان جان خانم ها و آقایان کوچکترها و بزرگترها سینه زنان و سوگواران اباعبدالله الحسین سلام الله و صلواته علیه الهی قبول باشد عزاداری هایتان و مستجاب باشد دعاهایتان و برآورده باشد حاجت هایتان خیلی خوشحالیم از این که دوباره یک فرصتی دست داده تا با برنامه سمت خدا خدمت شما برسیم و می دانید که پنج شنبه ها طبق دو سه هفته گذشته در خدمت برخی از کارشناسان عزیزی بوده ایم که به تناوب در سال های گذشته محضرشان رسیدیم حالا که سعادت درک حضور حاج آقای عاملی را نداریم فرصت بودن در محضر بزرگواران دیگر را حقیقتا مغتنم می دانیم از جمله امروز می دانم خوشحال می شوید وقتی ببینیدچهره حاج آقای سعیدی عزیز را که تشریف دارند اینجا قرار است با هم در محضرشان باشیم

حجت الاسلام سعیدی: سلام علیکم و رحمت الله بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه ی بینندگان عزیزمان حضرتعالی انشاالله که توفیق بندگی و اطاعت خداوند را در همه احوال زندگی داشته باشید و انشاالله که نسبت به قرآن و اهل بیت علیهم السلام عاشق و عارف و عامل باشید انشاالله اعظم الله اجورنا و اجورکم انشاالله خداوند ما را از عزاداران واقعی و عارفین به حق اباعبدالله علیه السلام قرار بدهد

ملایی:  الهی آمین

حجت الاسلام سعیدی: غرق نعمت هستیم و شکر

ملایی:  چقدر حالمان خیلی بهتر از هفت هشت روز پیش می شود از لحظه ای که وارد ماه عزای اباعبدالله می شویم که انگار حالمان خوب می شود می توانیم حسین حسین بگوییم و سینه بزنیم و عزاداری کنیم و الهام بگیریم در پیش رفتن در مسیر زندگی شخصی اجتماعی و سیاسی و همه چیز حاج آقا من در خدمت شما هستیم بحث بی خوابی تان برای چی است؟

حجت الاسلام سعیدی: اولا این دعایمان خدا را شکر که مستجاب شد و لا جعل الله آخر العهد لزیارتکم دوباره امام حسین علیه السلام ما را راه داد اجازه داد بیاییم عزاداری کنیم و حرف بزنیم و بشنوید و گریه کنید و به سر و سینه بزنید باز هم دعا می کنیم که از ویژگی های این حرم این است که هر روزش را زیارت عاشورا بخوانیم بگوییم خدایا همین هم آخریش قرار بدهیم الهی که برای همه بینندگان و عزیزان دعا می کنم انشاالله آخریش نباشد و تا آخر عمر تا هر لحظه ای که نفس مان می رود نفس مان می آید نفس مان یا حسین باشد امام حسین علیه السلام ان الحسین و ان للحسین مصباح الهدی و سفینۀ النجاۀ همه شنیدید خیلی هم معروف است یا برای امام حسین یا خود امام حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است چراغی که افول و خاموشی ندارد مثل حرف های اهل بیت علیهم السلام که تاریخ مصرف ندارد اینطوری نیست بگوییم هزار سال پیش بوده و 1400 سال پیش بوده چی بوده بر اساس فطرت انسانی است لذا همیشه روشن است امام حسین علیه الصلات و السلام خاموش نمی شود یک قضیه تاریخی نیست بگویم یک قضیه ای را تعریف کردم تمام شد در تاریخ نه یک چیزی است که ممتد و همیشگی است و هست و باقی می ماند بر اساس فطرت انسان است داستان های قرانی وقتی ورق می زنید یک داستانی خیلی جلب توجه می کند داستان حضرت نوح کشتی نجات خیلی توش مسئله داری این آدرس هایی که در روایات ما داریم با آدرس های قرآنی خیلی منطبق است کلمات استفاده می شود و امام حسین علیه السلام کشتی نجات است یأمن من رکبها هست هر کسی سوار این کشتی شود پیروز است ترکها و این را به صراحت آیات قران می بینیم یک همچین چیزی را چطور می شود سوار بود روی این کشتی چطور می شود پیوست به این کشتی و چطور بعضی ها جا می مانند از این مسئله این دقت می خواهد تو خود زمان امام حسین علیه السلام بعضی ها با حسر بودند و بعضی ها جا ماندند بعضی ها قبول داشتند حضرت را باز هم جا ماندند سلیمان بن صرد خزاعی کسان دیگری که آدرس داریم جا ماندند نتوانستند همراهی کنند کسانی که بصیرت و چشم باز نداشتند و موقعیت شناسی نداشتند و امام شناسی نداشتند همه ی اینها ماندند قربانی حرص شدند نسبت به مال دنیا خیلی مردم کوفه این بلا سرشان آمد چراغ هدایت را نمی گفتند ما حسین علیه السلام را نمی شناسیم نمی گفتند حسین بن علی یعنی چی می دانستند اما غلبه حرص داشتند لزوما دانستن یک مسئله کاری انجام نمی دهد معرفت و شناخت لزوما تنهایی کاری انجام نمی دهد چرا این را می گویم پیامبر اکرم صلوات الله و سلام علیه چهل سالگی حضرت کم کم دارد خبر پخش می شود یک شخصی اومده من نبی خدا هستم اختلافات هست و نیست تایید کنیم و تکذیب کنیم مردم حالا یا همان یهودیانی که تردید خیلی ایجاد می کردند عرض شود که مردم اومدند پیش یهودی ها که این آقا همان پیغمبر هست یا نیست در قرآن کریم دارد یعرفونه کما یعرفون ابنائهم به دقت می شناختند پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه این معرفت مبنای حرکتی شد به نفع پیغمبر یا نه هم کتمان حق کردند و پوشاندند هم جنگ خیبر این روزها خیلی حرفش است به واسطه یهویانی که از همین قشر هستند می گفتند ما می جنگیم با پیغمبر با کی با کسی که یعرفونهم کما یعرفون ابنائهم شناخت دارد ولی باهاش می جنگد چقدر وحشتناک است آدم بداند این شخص نبی خداست و باهاش بجنگد در مورد امام حسین علیه السلام همین است ما پیغمبر را هادی می دانیم ما پیغمبر را مثل هدی للناس قرآن اینها را عِدل همدیگر می دانیم همه را روشنگر و قرآنی اما چراغ هدایت می شود روشن باشد و می شود کشتی نجات باشد اما کسی بهش منعطف نباشد یک آیه قرآن بخوانیم آیه ششم سوره مبارکه بقره می فرماید همان اول صفحه بالا سمت راست ان الذین کفروا سواء علیهم اانذرتهم ان تنذرهم لایومنون یک کفاری را قرآن مطرح می کند که قید دارد سواءٌ علیهم هیچ فرقی نمی کند أأنذرتهم فاعل انذار خود پیامبر اکرم مهم این است که لایومنون به نحو سواء علیه یعنی هیچ فرقی نمی کند تعجب نکنید اگر می بینید اباعبدالله علیه السلام به این پاکی و خوبی امام زمان چرا نسبت بهش منعطف نشدند مگر نمی دانستند چرا می دانستند اما عوامل دیگری است که همراهی را خراب می کند حرص به دنیاست توی کوفه همین کار را کرد ابن زیاد همین مسئله را پخش کرد بین مردم چیکار می کنیم هم ترس از مال را ایجاد کرد می گیریم ازتون مجازات و فلان و بیسار هر چقدر بهتون جایزه می دهیم بروید اینها باعث شد مسلم بن عقیل تنها بماند کشتی نجات هست چراغ هدایت هم هست اما عواملی باعث می شود انعطاف نباشد حتی اگر در ظهور و حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انشاالله به چشمانمان ببینیم ایشان هم اگر بیاید بعضی ها مخالفت می کنند همان چیزی که امام حسین علیه السلام امروزش هم هست چاره اش چی است چیکار باید کرد که مسئله کربلا تکرار نشود یک چشمه باز بصیرت و آگاهی و دانستن بدانم کیست امام زمان یعنی چی تبعیت او اثرش در زندگی من چی است من را چطور راهنمایی می کند و چراغ هدایت است چرا خوب بعضی ها آمدند با امام حسین علیه السلام حبیب بن مظاهر پیرمرد چرا اون اومد سلیمان می گوید راهها بسته بود خوب سلیمان اومد سلیمان نیامد حبیب چطوری آمد ظهیر چطوری اومد اینها بهانه تراشی است برای عدم همراهی با امام زمان دلها یک جای دیگری مشغول می شود لذا اگر دلی مشغول شد به غیر امامش شروع می کند توجیه برای عمل خطای خودش درست کردن شروع می کند توجیه برای همراهی نکردن حجت تمام است در زمان امام حسین علیه السلام در زمان حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف هم همینطور است اسم حضرت حجت مثلا استدلال تام و مو لا درزش نمی رود و خیلی قوی است استدلال اینطوری است ولی شما در کتب مختلف ما راجع به حضرت حجت می بینید وقتی حضرت بیاید باز هم بعضی ها همراهی نمی کنند و دشمنی می کنند این بحث عدم معرفت نیست این عداوت است و این کسی است که میداند یعرفونه کما یعرفون ابنائهم می داند شیطان در بعضی ها نفوذ می کند و منبع فکرشان است سوره مبارکه انعام وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ(انعام، 121)

ملایی:  توی گفتگوهای کسانی که روز عاشورا اباعبدالله الحسین علیه السلام را به قتل رساندند نقش های اساسی و کلیدی داشتند مثلا مثل شمر ملعون و مثل عمر سعد لعنت الله علیه جالب است مثلا عمر سعد می گوید که حسین به من گفت تو از گندم ری نمی خوری و من می دانم او راست می گفت ولی فلان بعد ازش شمر دوباره سوال می کند چرا کردی می گوید نه این می خواسته من را بترساند تو دلم را خالی کند دستور ابن زیاد است یعنی می داند یعرفونه کما یعرفون ابنائهم باز هم مسئله است چه کنیم ما نشویم خدایی نکرده

حجت الاسلام سعیدی: بدانیم و بشناسیم هر زمانه ای برای خودش یک موقعیت حق و باطل دارد من حتی کاری به اسلام و غیر اسلام ندارد پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه قبل از اینکه مبعوث شوند یک پیمانی دارند به نام پیمان حلف الفضول چند نفر با هم جمع می شوند که اگر به کسی ظلم شود و او فریاد رسی نداشته باشند حق او را بگیرند و احقاق حق بکنند و کمکش کنند این مال زمان اسلام بود کسی هم نگفت حتما کسی که دیندار و متدین باشد مظلوم باشد ملاک مظلوم بودن است ببینید این عرفیت را در پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه صفات ویژه ای که پیغمبر داشته قبل از صدیق و امین اینها مال قبل از نبوت حضرت است به این نام شناخته می شوند بعضی از اینها صفت هایی است که باید خودمان را بهش متصف کنیم اگر انسانی حریص شد امام زمان فروش هم می شود کما اینکه مردم کوفه به واسطه حرص نسبت به مال دنیا خیلی هایشان اینطور شدند اگر کسی جاهل شد بصیر نبود و بینایی نداشت نگاه با چشم ظاهر به امام زمانش می کند و بر علیه او شمشیر می کشد یعنی امروزش هم همین مسئله است نگاه می کند دشمنی را نگاه می کنیم امروز دشمنی در این چند روز اخیر شمشیر عیان کشیدند اینها شیطان بزرگ کار خودش را انجام می دهد و باز هم نگاه می کنی بعضی ها امید به خیر از شیطان دارند این ها خیلی جالب است آدم می شنود دیگر مضحک می شود بعضی از اعتقادات واقعا فکر می کند او یک خیری برای ما می خواهد و یک پیشنهاداتی برای ما دارد که خیری را میخواهد مطرح بکند شیطان از زمان پدر بزرگوار ما زمان حضرت آدم خیر برای آدم نخواسته و قسم هم خورده لاغوینهم اجمعین و این کارش هم دارد انجام می دهد و مسئله بعد ثبوت قدم برداشتن و محکم قدم برداشتن و تزلزل و سستی نداشته خدا رحمت کند حاج قاسم یک خاطره ای از امام نقل می کند می گوید وقتی امام را دستگیر کردند از قم ببرند طرف تهران و خوب ساواک بود و قبل انقلاب اینها دستگیر کردند چند کیلومتری که در جاده رفتند پیچیدند در خاکی خاطره اش در اینترنت هم هست یک ربع بیست دقیقه ای رفتند حضرت امام رضوان الله تعالی علیه می گوید من یقین کردم که می خواهند من را بکشند مرگ تمام است چند کیلومتری که رفتند دور زدند طرف جاده اسفالته طرف تهران یقین کردم که می خواهند من را بکشند چه موقعی که یقین به مرگ و حیات داشتم دیدم هیچ تغییر و تزلزلی در من رخ نداده یا ایتها النفس المطمئنه این اطمینان و این آرامش نفس این از کجا می آید چطور می شود یک نفر ما اگر پولمان کم می شود حالم منقلب می شود یقین به مرگشان پیدا کردم این اطمینان نفس از کجا می آید امیر المومنین در نهج البلاغه خطبه متقین می آید این آرامش از کجا می آید عظم الخالق فی انفسهم و صبر ما دونه عظم یعنی بزرگ است خالق خداوند است و در نتیجه خدا بزرگ است صغر کوچک است ما دونهم غیر خدا در چشم اینها کوچک است چیزی نمی بیند غیر خدا اگر قوم حضرت موسی را دید اومدند کنار بحر رودخانه اینقدر بزرگ است مثل دریاست اونجا گیر کردند استدلال دنیایی شان چی است و حساب کتاب دنیایی شان چی است انما لمدرکون تمام شد الان می گیرند و می زنند و می کشند و داغون مان می کنند فقط یک نفر استدلالش فرق می کند خود حضرت موسی است کلا اصلا اینطوری نیست که شما می گویید ان معی ربی سیهدین خدای من آمده محاسبه ای که توش خدا داشته باشد پیروز است ما امام حسین علیه السلام را پیروز می بینیم شکست خورده نمی بینیم فائز می بینیم کسی که فوز و پیروزی و سعادت رادارد ما شکست به ظاهر دنیایی و کشته شدن و اینها را ما شکست نمی بینیم اینها اصل پیروزی می بینیم این مال یک نگاه است عظم الخالق فی انفسهم اگر کسی نگاهش خدایی بود مفهوم شکست و پیروزی و جنگ همه ی اینها عوض می شود و بعد مفهوم حتی خود جنگیدن ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی اصلا این تو نیستی که تیر اندازی می کنی وقتی تیر اندازی می کند خداست که تیر اندازی می کند این مفاهیم فاعل را عوض می کند حالا شما هی بگو من دست تو را می بینم تیر اندازی با من است چرا قرآن این حرفها را می فرماید ما در قرآن خیلی حساب و کتابها را عوض می کنیم 109 در قرآن 102 آیه قرآن کریم واژه حسب نوعا با سیاق منفی است مردم دارید اشتباه حساب می کنید

ملایی:  یا سوالاتی است که استفهام انکاری است ام حسب الناس تو فکر کردی اینطوری است در حالی که اینطوری نیست و یا مثلا وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران، 169) حق نداری به کسی که در راه خدا کشته شده میت بگویی اموات جمع کلمه میت اینها زنده هستند عند ربهم یرزقون من یتقی الله در انگشترها می نویسند یرزقهم من حیث لایحتسب محاسبه ندارد خدایا امروز ماشین حساب های خیلی قوی اومده اصلا حساب کتاب این نیست که تو می گویی بغیر حساب مگر در قرآن از این زیاد داریم خدا نوعا می گوید اشتباه حساب می کنید مردم حساب کتاب اونی است که من می گویم متغیرها دست من است شیطان اینها را خیلی خوب بلد است

ملایی:  حاج آقا محاسبه در ادبیات رهبر عزیزتر از جانمان در قلب مان بماند همیشه ایشان این واژه را خیلی حساب می کنند محاسبات محاسبه دشمن همین است دیگر یعنی منطق این فرمایش حضرت آقا هم این است که داداش تو داری یک چیزی برای خودت حساب می کنی اشتباه حساب می کنی

حجت الاسلام سعیدی: یابن آدم تضحک بتدیبرک تقدیری تضحک بتدبیرک اونی که من برایت مقدر کردم می خندد به اونی که تو تدبیر می کنی نوعا تدبیرهایی که خدا توش نیست البته تدبیری که خدا توش نیست غلط بزرگ دارد اینی که فاعل اصلی رزاق و رحمان و اون کسی که قدرتمند است و قوی است و اینها را وقتی در معادله ات نمی آوری معلوم است غلط است وقتی برکت را نمی توانی با ماشین حساب برکت را محاسبه کند بگوید یک کلید سبز دارد می زند برکت یک چیزی راحساب می کند ولی برکت یک واقعیت است هم قرآن بهش می فرماید هم اهل بیت علیهم السلام قرآن را من کلمه برکت را دارم همه اینها را دارد چه اتفاقی دارد می افتد من محاسبه ام غلط است چون خدا توش نیست اگر بخواهیم درست محاسبه کنیم و محاسبه درست انجام داده باشیم باید توجه و توکل مان به خدا باشد توکل یعنی اعتماد به خدا و اعتنای به لوازم ما به لوازم اعتماد نداریم اعتماد به خدا اعتنای به لوازم یعنی اگر سلاح است و اعدوا لهم ماستطعتم من قوه آیه قرآن است باید تا جایی که می توانید تا جایی که استطاعت دارید کارتان را انجام بدهید و این مسئله اما اعتماد مان به سلاح نیست اعتمادمان به خداست توکل معنایش فرق می کند در همین محاسبات در امروزمان هم بدانید قلب مان با کس دیگری است اعتمادمان به آقا نیست خدایا تو نگهدارنده هستی فالله خیرٌ حافظاً و هو ارحم الراحمین خداست که بهترین حافظ است این را حضرت یعقوب علیه السلام هم خواندند اوست که بهترین حفاظت را می کند برای فرزند و الا روی دنیایی ها حساب بکنید یک روایت دارد حضرت یوسف علیه السلام را خواستند در چاه بندازند برادرهایشان که کتکش زدند خواستند در چاه بندازد دیدند می خندند حضرت یوسف گفتند با این وضعیت تو را زدیم چطور داری می خندی و چیکار می کنی حضرت گفت که من در خودم حساب باز کرده بودم می گفتم من این همه برادر دارم برادرهای من مثلا هوای من را دارن نگهدار من هستند و اینها حالا نگاه کردم از همان چیزی که رویش حساب باز می کردم صدمه خوردم از همان چیزی که رویش حساب باز می کردم روی هیچ چیزی به جز خدا حساب باز نکنید این خداست که واقعیت دارد این خداست که آن چیزی است که مقدر می کند همان چیزی است که اتفاق خواهد افتاد پس توکل یک مطلب آخری هم در همین قضیه عرض کنم دعا را فراموش نکنیم عزیزان یک فرهنگ غلطی راجع به دعا هست کاری از کسی بر نمی آید بروید دعا کنید چه مفهومی است کاری از کسی بر نمی آید بروید دعا کنید دعا اول و آخر و اصلا سلاح مومن است دعا یعنی چی کاری از کسی بر نمی آید یعنی تا حالا از کسی بر می آمد نه همیشه دعاست در زمان اضطرار دعای آدم به استجابت نزدیک تر می شود اون حالت دلشکستگی آدم را نزدیکتر می کند به استجابت فقط این را عرض کردم آرامش خودمان و امید را بالاخص امید را حفظ بکنید در جنگ صفین مسئله را دقت بکنید امیر لشکر امیر المومنین علی علیه السلام فدای نام و کلام و وجود حضرت سرباز درجه یک سردار حضرت که مالک اشتر است رضوان خدا بر همه شهدا و صدیقین خوب این جنگ کی ها خرابش می کنند یک شخصی را داریم به نام اشعث در لشکر امیر المومنین علی علیه السلام نوای نا امیدی را این شروع می کند به گفتن مردم اگر بجنگیم اینطوری می شود و اینها بیایند خانه های ما را می گیرند و ثروتمان اینطوری می شود و ما نمی توانیم بجنگیم اینقدر نوای نا امیدی ایجاد می کند که اولین بهانه که اینجا شروع می شود از طرف دشمن این روایت معروفه اش را شنیدید تاریخی اش را که مالک اگر می خواهی علی علیه السلام را زنده ببینی برگرد دارد چشم فتنه در می آید کار دارد تمام می شود مالک نزدیک شده ساعاتی یا شاید دقائقی مانده به پایان جنگ و تمام شدن پیروزی امیر المومنین علی علیه السلام جنگ پیروزی با امیری امیر المومنین و سرداری مالک اشتر رضوان الله تعالی علیه تبدیل به حکمیت می شود و قصه هایی که عملا شکست سپاه اسلام است ببینید چه اتفاقی می افتد امید و نا امیدی اینقدر اثر دارد گفتار من امروز یک اسلحه است و این تنگه احدی است که در جنگ احد برای پیغمبر پیش آمد و دور زدند مردم امروز ماها فکر ما زبان ما اون تنگه احد است ببینید پشت قضیه ی حالا نیروهای مسلح هست و پشت قضیه اسلام را ببینیم خالی می کنیم یا نه با زبانمان اونها دنبال این هستند که امید را از قلب های ما خالی کنند پشتوانه انقلاب و جمهوری اسلامی بودن را این را می خواهند خالی کنند منتهی با زبان با این که حواسشان هست نا امیدی این که ای بابا هیچی نمی شود اونها ابر قدرت هستند و چه هستند اینها را می خواهند تبلیغ کنند حواسمان باشد ان معی ربی وقتی که در جنگ احد اتفاق افتاد اونها اومدند به قدرت های خودشان نازیدند و یک چیزهایی را معرفی کردند داد زدند نحن و لاعزی لکم ما عزی را داریم شما ندارید پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه شروع کردند بلافاصله در مقابل اونها گفتند شعار بدهیم الله مولانا و لا مولا لکم خدا مولای ماست شما مولا و سرپرست ندارید وقتی آدم مولایش خدا شد الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات خدا ولی است از ظلمات آدم را به نور در می آورد این کار خداست اگر ولایت او را پذیرفتی و اگر وعده او را پذیرفتی که فرمود ان تنصر الله ینصرکم اگر نصرت خدا کردی در مسیر خدا بودید خدا کمک تان می کند هنوز هم که هنوز است ما در روضه ها می رویم می نشینیم حرف اباعبدالله علیه السلام می شود اشک می ریزیم و گریه می کنیم اما تمام انگیزه مون برای حرکت مان همین روضه هاست یک مقاله ای است خیلی سال پیش در زمان دفاع مقدس یک تحلیلی کسی کرده بود می گفت ما نمی دانیم در این جبهه های ایران چه می گذرد که این ها شب های عملیاتشان که می شود به تحلیل او اینها عوض اینکه روحیه بگیرند و بزن و بکوب و برقص و این چیزها داشته باشند این ها می نشینند گریه می کنند چرا شب عملیات اینطوری می کنند به جای اینکه از پیروزهای جنگ شون بشوند از شکست خورده های جنگ شان می گویند به عبارت او امام حسین علیه السلام و حضرت زینب و از کشته هایشان چرا از اینها می گویند فردا اسم اینها را روی پارچه می نویسند و روی پیشانی و لباسشان می زنند و می روند می جنگند پیروز می شوند ما این را نمی فهمیم معلوم است نمی فهمید بدبخت چون اصلا حسین جنس غمش فرق می کند

ملایی:  گفت که آقای احمد آقای علوی شاعر معرف حضور شما و دوستانمان هستند بیت دوم یک رباعی ایشان را بخوانم می گفت ما گنبد آهنین نداریم اما دلگرم به گنبد طلایی هستیم ما ارتباط مان با اهل بیت ارتباط مان با حسین بن علی و اولاد امیر المومنین ما را می برد جلو و موتور پیشران پیروزی های ما بوده خلاصه قرار بر این است شیطان هم همه اینها را بلد است برعکسش را عمل می کند به عبارت ادبیات کهن ما دیر می گوید برعکس عمل می کند شیطان همیشه ضلالت و گمراهی دارد برعکس هدایت عمل می کند یعنی اگر ما حرف از امید می زنیم خداوند کریم حرف از نا امیدی می زند او می خواهد خودش را رزاق معرفی کند می گوید وقتی وعده فقر به شما میدهم باور کنید فقر و روزی تان همه چیزتان دست من اگر تحریم تان می کنم ترجمه تحریم های امروز است اگر با من نباشید فقیر می شوید اگر حرف من را گوش نکنید تحریم می شوید دقیقا تحریم همین است دیگر فقیر می شوید منتهی باید پیش فرض او را رزاق تصور کرده باشی تا وعده اش را بپذیری وگرنه اگر یک کسی در خیابان رد بشود به حرف من گوش ندهی فقیر می شوی اصلا اهمیتی نمی دهی تو کی هستی شیطان مگر تو رزاقی اما اگر در ذهن ها اومد خودش را رزاق معرفی کرد و من پذیرفتم ایمانم از خدا خدایی نکرده منصرف شد به جای دیگر دیگر موحد نبودم و توحید افعالی و همه جور توحید علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه یک نقلی از ایشان است می گویند ما هر مشکلی داریم یک قسمت از توحید است باورمان نشده خدا هست و خدا تواناست و خدا همه صفت ها را دارد و خدا می تواند وقتی باورت نشد یک سری شعبده بازی هایی در دنیا انجام میدهد که کم کم او را باورت می شود فکر می کنی رزاق اون است یک کسی در بازار وضعیت مالی اش خراب است رفیقش اومد گفت چیکار می کنی وضعیت خراب است گفت نه خدا می رساند گفت نه جدی میگم زن و بچه داری می شناسمت مشتری نیست گفت بابا خدا رزاق است می رساند حالا به ما نمی گویی دست زیاد نشود ناراحت شد اومد برود این دستش را گرفت گفت بیا اینجا من یک راستش بهت بگویم شب های جمعه که می شود یک پیرمرد یهودی می آید به من پولی کمک می کند در بازار من زندگی ام می گذرد رفیق اش یک نفسی کشید گفت الحمدلله گفت مرد حسابی بهت می گویم پیرمرد جهود آب از دستش نمی کشد می آید شب جمعه که بازار تعطیل است می آید به من پول می دهد تو می گویی خدا رو شکر باور می کنی می گویم خدا می رساند باورت نمی شود خدا می رساند را باورت نمی شود

ملایی:  عجب حرف و حکایتی!!

حجت الاسلام سعیدی: خدا هست باور کنیم که خدا هست خدا واقعیت دارد منتهی بعضی از ظرف ها در خانه ها دکور هستند ظرف هستند ولی اون گوشه هستند استفاده نمی شود چند وقت یک بار کهنه ای رویش می کشد و تمیز می کند ولی استفاده ازش نمی کند ظرفیت ندارد مثل دکور را خواستم مثال بزنم خدا در ذهن ها و قلب های ما باید واقعیت داشته باشد و او را فاعل ببینیم همه چیز تعریفش عوض می شود ما شهید را هم پیروز می بینیم نگاه وقتی عوض شد نگاه آدمیزادی شد انسان واقعی و انسان کامل شد دیگر تعاریف را خدا برایش تعریف می کند دیگر مثل آدم ها مثل کسانی که گاو شیر ده به قول امروزی ها می فهمد چی دارم می گویم مثل گاو شیرده ها نمی شود که شما فقط علوفه ما را تامین کنید هر خدمتی باشد به شما می کنیم نه هیهات من الذله نامه نوشت اون مرحوم برای حضرت عباس بیا امان نامه وقتی بیایی این ور در امان هستی جان است دیگر چیزی هم محاسبه نمی خواهد اون طرف را نگاه کن چندین هزار نفر ایستادند به قصد کشتن هم آمدند با دندان مسلح هم هستند مشخص است چه اتفاقی می افتد اما هیهات من الذله تعریفم از حیات اونی نیستکه در نامه نوشتی تو می گویی زنده می مانی این را می خوانم یعنی تو داری می گویی می کشتمت نه به جسم من اگر از حسین علیه السلام فاصله بگیرم می میرم حیات و مرگ ما یک چیز دیگر است ما حضرت عباس را زنده می بینیم به واسطه آیه قرآن که خواندیم امان نامه را رد می کنی دوست دارم زنده باشم و حیات داشته باشم حیات من با حسین بن علی است حیات طیبه می خواهم اون نیست که تو تعریف می کنی وای به حال فرد و جامعه ای که تعاریفش از معانی تعاریف شیطنت آمیز و دنیایی و پست شد یک حدیثی داریم امام حسین علیه الصلات و السلام می فرماید الناس عبید الدنیا راجع به بنده های پست دنیا صحبت می کنیم و الدین لع علی السنتهم گاهی دین بازیچه است همان دکوری که عرض کردم نمایشی است موقعی که اتفاق بیفتد که دیندار کم می شود موقعی که بخواهند بیایند در ورطه عمل وگرنه امام حسین علیه السلام از اول همین هفتاد و خورده ای نف بیشترین چیزی که نقل کردند همین قدر دورش بودند و اصحاب داشت وقتی کار سخت تر می شود اصحاب کمتر می شوند همین الان یک دعایی بکنیم خدایا کار ما هرچی هم سخت شد و لا تکلنی الا نفسی طرفۀ عین خدا یک لحظه ما را به خودمان وا مگذار محاسبات خودمان غلط در می آید ضحاک بن عبدالله تا ظهر روز عاشورا با امام حسین علیه السلام بود تا ظهر روز عاشورا بعضی از این روضه هایی که می شنوید ظهر که می شود می گوید نگاه می کند این ور و اونور آقا صرف نمی کند می زند در چرتکه خودش صرف نمی کند ما رفتیم در روایت تاریخی اش دارد پناه بر خدا حضرت بهش می فرماید دیگر زاد و راحله ای نداری نه اسبی و نه چیزی است می گوید من یکدونه پشت خیمه ها برای خودم قایم کردم از این دو تابعیتی ها بود اون ور گذاشته بود برای روز مبادا یعنی این از اول قرار همراهی تا پای جان را ندارد همراهی اش تا جایی که صرف کند وقتی صرف نکرد منتظر هستم و سوار می شوم و می روم لذا اولا یک وقت یک راننده کامیون به من یک چیزی گفت قبلا در رسانه گفتم گفت حاجی می دانی ما کی تصادف می کنیم مگر تصادف زمان دارد ما که دیگه تصادف نمی کنیم ما استای جاده هستیم مال راننده هاست نه امتی ما همه لحظه لحظه توکل مان به خدا باشد تصادف مال همه امت ها بودند که منحرف شدند امت حضرت موسی یک سی روز اتممناها یک ده روز چهل روز اربعین لیله ازدست رفته تازه هارون هست حضرت موسی نیست هارون که هست چهل روز خدا پرستی عجل گوساله صراحت آیه قرآن است اینها را حواسمان باشد اعتماد به این مسئله که دیگر این حرفها نیست شیطان خیلی خبره تر از این حرفهاست

ملایی:  من می خواهم یک سوال بپرسم یک فرصتی در بخش دیگری باشیم با بیننده ها من فکر می کنم این سوال ایجاد می شود من الان اجازه بفرمایید که بشوم زبان برخی از مخاطبان عزیز الان امام زمان سلام الله علیه در غیبت هستند این دم دست که نیست حضرت که به این معنا که ظهور داشته باشد حضور دارد جلوه ی این نگاه خداوندی را من چطوری داشته باشم یعنی این در پناه حق بودن چه شکلی اتفاق می افتد الان باید چیکار کرد؟

حجت الاسلام سعیدی: این فهم حق و باطل اول فهم حق و باطل یکی از روش هایی که ما داریم نگاه کنیم ببینیم دشمنان ما نسبت به کی توپخانه شون را می زنند به قولی دشمنان ما کی  را دارند می زنند سوال شما را پخش می کنیم برای نتانیاهو می گوییم اگر می خواهی یک نفر در عالم نباشد کی است؟ یک نفری که می خواهی نباشد این سوال را بپرسیم از دشمنان مان بپرسیم یک نفر را نخواهی از کی بیشتر از همه صدمه خوردید و می خورید می خواهید او نباشد می فهمید که وقتی او هست این انسجام هست و وقتی او هست این رهبری و مدیریت هست و وقتی او هست زورتان نمی رسد باور کنید بهترین جواب را اونها می دهند یعنی بصیرترین آدم ها بخواهند نگاه کنند به اونها نگاه کنید می بینید کی را می گویند همه مون می فهمیم کی را می گویند خدا حفظ کند رهبر عزیزمان را

ملایی:  الهی آمین خدا سایه شون را مستدام بدارند باشند زیر پرچم امام زمان باشند حاج آقا کیف کردیم تا اینجا

حجت الاسلام سعیدی: عاقبت به خیر باشید

ملایی:  عزیزان جان التماس دعا داریم از حضورتان این روزها به تاسوعا و عاشورای حسینی نزدیک می شویم آن به آن شور حسینی در قلب هایمان و جلوه هایش در مجالس و روضه هایمان دارد بیشتر می شود و در بهترین اوقات برای هم دعا کنیم همان لحظه ای است که داری می گویی حسین حسین و می زنی به سینه ات اشک جاری می شود من و حاج آقای سعیدی  و رفقا و دوستانم دعا کنید امروز در محضر قرآن کریم صفحه 483 هستیم و به لطف خدا سوره مبارکه شورا را آغاز می کنیم تلاوتش را آیات آغازین سوره مبارکه شورا ثوابش را تقدیم کنیم به همه کسانی که در قرن های گذشته تا این لحظه تمام تلاششان این بوده که پرچم حسین بالا باشد و به لطف پرچم حسین به ارادت ورزی حسین این انقلاب ما پیروز شود و بالنده بماند گفت که این ملت عاشقی بلد پیروز است ما عاشق شهادت هستیم عاشق خط سرخ هستیم این ملت عاشقی بلد پیروز است با رمز علی مدد یا با نغمه یا علی مدد هر دو جورش را شعرا گفتند پیروز است بر پرچم خونین علمدار قسم یا به عبارتی بر پرچم عباس قسم ایران حسین تا ابد پیروز است.

ثواب تلاوت آیات تقدیم به همه شهدای راه حسین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

(تلاوت قرآن کریم صفحه 483 سوره مبارکه شورا)

ملایی:  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم الهی که خدای متعال به حق قران کریم نور این آیات را در زندگی هایمان همیشه جریان بدهد و البته ما هم چشمان مان را نبندیم به این نور دیگر یک وقت هایی به قول حاج آقای سعیدی نور هست و کشتی نجات هست و مصباح الهدی هست من خودم را محروم می کنم خدا کند محروم نکنیم خودمان را از هدایت حضرت حق چند دقیقه زمان و باز فرصت بودن پای حرف های حاج آقای سعیدی عزیز.

حجت الاسلام سعیدی: قرآن کریم این هدیه خدا برای انسان ها باعث می شود پیامبر صلوات الله سلامه علیه یک نگرانی پیدا کند یعنی اخاف علیکم می ترسم برایتان ان تتخذوا القرآن مضامیر پیامبر چند تا نگرانی دارد سی و خورده ای مورد است نگرانی های پیغمبر خوف به معنای نگرانی می ترسم یک همچین اتفاقی بیفتد می ترسم قرآن را باهاش معامله مضامیر یا نی یا مضامیر حضرت داوود سرود به جای هدیً للناس تبدیل شود که بخوانیم و تمام بشود و برود یعنی الگو و هدایت نباشد از جایگاه خودش خارج بشود خوب دیدیم با قرآن ابزار حتی جلوی ولی خدا هم ایستادند و سر نیزه زدن و قصه ها را همه را شنیدند عزیزانمان ما اعتقاد داریم کتاب الله و عترتی این دو تا کنار هم هستند یعنی هر خطری که تهدید می کند مجلس قرآن من را که تبدیل بشود به مضامیر مجلس اهل بیت علیهم السلام را هم تهدید می کند روضه هایمان را و مجالس عزاداری مان را حواسمان باشد عزیزان اینجا مجلس پاک شدن است و مجلس یاد گرفتن معارف اهل بیت علیهم السلام است این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است ما اعتقاد داریم نام و یاد اباعبدالله علیه السلام را همین مجالسی که می گیریم اینها امام زمان را زنده نگه می دارد یعنی اگر مجلسی مثلا مثل مجلس موسیقی را تصور بکنید مثلا یا حالا بلا تشبیه اگر شما یک نفر ازش بیاید بیرون بروید باهاش محاسبه کنید ببخشید اینجا شما رفتید مثلا چه اثری را روی شما گذاشت روی تربیت فرزندت یک ذره نگاه می کند می گوید چی می گویی چه ربطی داشت در کاسبی و حلال و حرام یک ذره نگاه می کند دو ساعت اومدیم حال کنیم لعبت خوشبینانه اش مجلس اهل بیت مجلس انسان سازی است و مجلس آدم شدن است سرگرمی نیست مجلس نزدیک شدن به معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام مجلسی است که می خواستند بچه ها جبهه بروند در مجلس سوی دیار عاشقان و در سر و سینه شون می زدند اشک می ریختند برای امام حسین علیه السلام بعد سوار اتوبوس ها می شدند و به طرف جبهه می رفتند وقتی می گوییم بچه هیئتی یعنی تمام شئونش باید شئون دینی و پاکیزه ای باشد که قرآن و اهل بیت علیهم السلام معرفی کردند پای منابر نشستند از حیث مردم دارم عرض می کنم از حیث عزیزان و طلبه ها و دوستان و بزرگوارانی که منبر می روند حرف قرآن و اهل بیت علیهم السلام را زدند آشنا کردن بزرگواران و عزیزانی که عزادار هستند با این معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام باعث بشود مجلس عزاداری ما خروجی اش بچه هیئتی بشود که هیچ شیطانی انشاالله بهش کارگر نیست و نخواهد بود انشاالله همان مجلس تربیت و مجلس بزرگ شدن

ملایی:  پس یک کاری کنیم الان آخر برنامه هستیم خیلی ها موثر بودند در این که ما تربیت شویم و حسینی عاشق اباعبدالله پدر و مادر و پدربزرگ ها و مادر بزرگ هایمان و علما و روحانیون و امثال حضرتعالی و خطبا و مداحان مان با یک دعا برای این گروه شروع کنید و چند تا دعایمان کنید.

حجت الاسلام سعیدی: یکی اش همان و لاجعله الله اخر العهد یک عواملی ما در کربلا داشتیم که دست ما را محکم گرفتند اگر چه دستشان کوچک بوده ولی دست ما را گرفتند امروز روز حضرت علی اصغر است این آقای کوچک سن بزرگوار که تا حالا گره هایی با دستانش باز کرده عزیزان در این مجالس می رویم به این کودک امام حسین علیه السلام خیلی توسل کنید من بزرگانی را نقل تاریخی دارم نقل بکنم که یک گره هایی را که به ذهن ما باز نشدنی است این بزرگوار باز کرده توسل داشته باشید و یکی از  جاهایی که خیلی دل اباعبدالله علیه السلام سوخت همین بود چون در روایات سید بن طاووس می گوید وقتی آمد به حضرت زینب سلام الله علیها حضرت اباعبدالله گفت ناویدنی ولیدی الصغیر بچه کوچک هم بود لیقبل حضرت لیودعهم خوست باهاش وداع کند خود حضرت سرا را پایین آورد می خواست ببوسد بچه را خداحافظی کند می خواهم بگویم نامردها این بچه چه گناهی کرده به جز این که بخواهید دل ابی عبدالله آتش بزنید در دست پدر بچه را ذبح بکنید خدا لعنت کند دشمنان اهل بیت را خاصه این حرمله ملعون را اینطور داغ به دل اباعبدالله علیه السلام گذاشت وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ (سوره شعرا، 227) خدایا فرج آقا امام زمانمان را هرچه نزدیکتر بفرما و از ادامه غیبتش صرف نظر کن خدایا خدا را ما از اعوان و انصار واقعی اش قرار بده

ملایی:  الهی آمین خیلی ممنون حاج آقای سعیدی ثوابی از این نشست و گفتگو و شنیدن و دیدن از این روضه ای که خواندید به پدر و مادر و احیا و اموات شما برسد الهی و به امید دیدار

حجت الاسلام سعیدی: عاقبت به خیر باشید

ملایی:  سپاسگذاری می کنم عزیزان بیننده انشاالله در مجالس روضه همدیگر را دعا کنیم همه مون برای رهبر عزیزمان و همه مون برای مملکت و خدمتگزاران جمهوری اسلامی دعا کنیم عمری باشد و سعادت شنبه با حاج آقای حسینی قمی خدمت تان می رسیم تا در ادامه مسیر ببینیم خدا برای ما چه می پسندد در پناه آقای بزرگواری باشیم همه مون مثل طلیعه برنامه مون انتهای برنامه عرض می کنیم خدمت شان السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین