حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و أمها و بعلها و بنیها، بعدد ما أحاط به علمک. من هم خدمت شما همکاران خوب این برنامه و همۀ بینندگان عزیز، در شبکههای مختلف صدا و سیما و شبکۀ ولایت، به ویژه حجاج بیت الله الحرام، که در سرزمین وحی، بینندۀ برنامه هستند عرض سلام و ادب و احترام دارم. شهادت وجود نازنین امام پنجم شیعیان، حضرت باقر العلوم را و ارتحال امام را و شهادت سالگرد شهدای پانزده خرداد را و شهادت حضرت مسلم بن عقیل را، تسلیت عرض میکنیم و پیشاپیش عید سعید قربان را، تبریک میگوییم و امیدواریم که از این ایام نورانی ذیحجه، هم حجاج بیت الله الحرام و هم همۀ مردم عزیز ما، بتوانند بیشترین بهره را ببرند إنشاءالله.
شریعتی: إنشاءالله دعای سلامتی امام زمان را هم بخوانیم در مقدمۀ برنامۀ امروزمان.
حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیاً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عینا، حتی تسکنه و أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا و أمنن علینا برضاه و حبلنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره. هدیه به ساحت مقدس امام زمان، آباء گرامشان، مادرشان حضرت زهرا (سلام الله علیهم الأجمعین) ولی نعمتمان امام موسی الرضا حضرت باقر العلوم، امام پنجم و سید و سالار شهیدان، أبی عبدالله الحسین، حضرت مسلم بن عقیل، شهداء، امام شهیدان، شهدای پانزده خرداد، صلواتی را تقدیم میکنیم. اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم.
شریعتی: خیلی خوشحال هستیم که در کنار شما هستیم به همۀ شنوندههای خوب رادیو معارف، مخاطبان شبکۀ افق، شبکۀ جهانی ولایت هم مجدداً سلام میکنیم. اگر چه در طول سال، خیلی از اوقات متأسفانه غافل هستیم از اینکه به حضرات معصومین (صلوات الله علیه) نزدیک شویم حاج آقای ماندگاری، ولی این مناسبتها، شهادتها و ولادتها یک فرصتی است برای آشنایی بیشتر با سیرۀ آنها و خوشحالیم که امروز در محضر شما، به سیرۀ امام باقر خواهیم پرداخت.
حجت الاسلام ماندگاری: بحث ما در قرارداد مسابقه بود آیۀ سی و پنج سورۀ أحزاب. ولی امروز به مناسبت شهادت امام باقر (علیه السّلام) و به مناسبتهای دیگری که متذکر شدیم، میخواهم یک مقدار ویژگیهای مسابقه و راهنماهای مسابقه را عرض بکنم. خدا در این میدان مسابقه، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و راهنما گذاشته و دوازده امام راهنما گذاشته و همۀ شهداء و عالمان صالحی که در طول تاریخ بودند، همه راهنمای مسابقه هستند. در تمام طول میدان مسابقه هم دارند برای ما فریاد میزنند که سه مأموریت اساسی دارید که بارها گفتیم. یک بندگی خدا، دو خدمت به خلق خدا، سه دشمنی با دشمنان خدا، یعنی دوری از دشمنان خدا و دشمنی نزدیکی به مردم و خدمت به مردم و بندگی و اطاعت خدا و ولی خدا. و جالبیاش در این است که در این همه پیامبران و این همه امامان که امروز راجع به امام باقر (علیه السّلام) میخواهیم صحبت کنیم، هم چنان که در جلسۀ قبل، در رابطه با امام جواد (علیه السّلام) با همین نظام بحث صحبت کردیم. میخواهیم بگوییم: امامان معصومین ما به ما یاد دادند این یکی از الطاف الهی است آقای شریعتی، اگر همۀ پیامبران و همۀ امامان، یک شرایطی داشتند ما نمیتوانستیم در همۀ شرایطها از این الگو استفاده کنیم و این آیه تعطیل میشد «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (أحزاب، 21) اینکه هم پیامبران عظام الهی و هم امامان معصومین ما، هر کدام در یک شرایطی هستند، اما جالبیاش این است این شعار را من چندین بار گفتم، دوباره امروز هم میگویم، جلسۀ قبل هم گفتیم، هیچ گاه تکلیف، تعطیل نشده، تبدیل شده! بندگی خدا، تعطیل نشده تبدیل میشود. خدمت به خلق خدا، تعطیل نمیشود تبدیل میشود. دشمنی با دشمنان خدا و مبارزه با دشمنان خدا، هیچ وقت در زندگی انبیاء و اولیاء، تعطیل نشدهاند.
شریعتی: ممکن است یک جاهایی جنسش عوض شود.
حجت الاسلام ماندگاری: تبدیل شده، که ما مثلاً در ایام شهادت یادم است شهادت امام سجاد (علیه السّلام) توضیح دادیم به عنایت الهی که اصلاً مدل مبارزۀ با امام سجاد، مدل نویی بود امام باقر هم همین گونه هستند. اول یک بیوگرافی از امام باقر (علیه السّلام) بدهم محضر عزیزان خودم، تعبیر خوبی فرمودید، این تعبیر را یک زمانی حضرت آقا هم میفرمودند که در روزهایی که منتسب به اهلبیت هست، دیگر خاص آن امام بزرگوار صحبت شود.
امام باقر (علیه السّلام) امامی هستند که در واقعۀ کربلا، چهار سالشان بوده، به نقلی چهار سال، به نقلی پنج سال، یعنی میشوند متولد پنجاه و هفت هجری.
شریعتی: سه چهار سال قبل از واقعۀ عاشوراء.
حجت الاسلام ماندگاری: سه چهار سال قبل از واقعۀ عاشورا، یعنی واقعۀ عاشورا را در سن چهار پنج سالگی، تمام واقعه را دیدند، امام هستند برای اینها کودکی و نوجوانی و جوانی فرق نمیکند، هم چنان که راجع به امام جواد صحبت کردیم گفتیم: هشت ساله به مقام امامت رسیده، این جای استبعادی هم ندارد، بعید هم نیست هم چنان که پیغمبر، حضرت عیسی در نونهالی و در بدو تولد، اعلام کرد من پیغمبر خدا هستم. این وجود نازنین امام باقر، در چهار سالگی واقعۀ عاشورا را مشاهده کردند، در سال نود و پنج، که تقریباً سن وجود نازنینشان میشود سی و هشت ساله، به مقام امامت میرسند بعد از شهادت امام سجاد (علیه السّلام) و نوزده سال دوران امامتشان است. دوران امامت امام باقر (علیه السّلام) نوزده سال طول میکشد که طبیعتاً با آن سی و چهار سال، عمر شریفشان میشود پنجاه و هفت سال.
این را هم به همۀ مردم عزیزمان بگویم، اهلبیت ما پیرترینشان، مسنترینشان امام صادق (علیه السّلام) بود که شصت و پنج سال داشتند، بقیه همه زیر شصت و پنج سال بودند که حضرت آقا در انسان دویست و پنجاه ساله، عمر یازده امام، دویست و پنجاه سال است یعنی متوسط کمتر از بیست و پنج سال است. خیلی است! خیلی کم است عمر امامتشان.
امام باقر (علیه السّلام) نوزده سال، امامت دارند. چرا به ایشان باقر العلوم میگویند؟ القاب دیگری دارند ولی مشهورترین لقب این بزرگوار، باقر العلوم است. پدرشان امام سجاد هستند، مادرشان حضرت فاطمه دختر امام حسن (سلام الله علیهم أجمعین)
شریعتی: یعنی اینجا امام حسن و امام حسین، نسبها به هم میرسد.
حجت الاسلام ماندگاری: بله، نسبها به هم میرسد، لذا امام باقر را، هاشمیین این گونه تعبیر میکردند که امام باقر باعث شدند بقیۀ اهلبیت، هم از فرزندان امام حسن هستند و هم فرزندان امام حسین (علیهم السلام) این وجود نازنین، در دوران امامتشان، دوران انتقال خلافت و حکومت از بنی امیه و بنی مروان، به بنی عباس است، که طبیعتاً در انتقال حکومت، یک فطرت سیاسی اتفاق میافتد، یک خلأ سیاسی...
شریعتی: درگیریها زیاد میشود...
حجت الاسلام ماندگاری: مشغول هم هستند، یک عدهای که میخواهند دنبال تربیت هستند، دنبال نشر معارف هستند، دنبال تبیین حقایق هستند، دنبال جهاد تبیین هستند از این فرصت حسن استفاده را میبرند. لذا وجود نازنین امام باقر... چون ببینید تا زمان امام باقر، که فاصلهاش با زمان رحلت پیغمبر، حدود صد سال است در نود و پنج، به امامت رسیدند حدود هشتاد و خردهای و امامتشان. در این مدت نقل حدیث از وجود نازنین پیامبر، ممنوع بوده آقای شریعتی، اصلاً بخشنامۀ حکومتی بوده، عنوان بخشنامه این است جرّ بالقرآن بأقل الروایه. فقط قرآن برای مردم بخوانید، روایت نخوانید.
شریعتی: روایت تعطیل.
حجت الاسلام ماندگاری: چرا روایت تعطیل؟ چون میدانستند از هر سه روایتی که بخوانند، دو تای آن در مقام و منقبت و فضائل اهلبیت است. بازار دیگران کساد میشود. لذا ببینید صد سال تقریباً مردم قال رسول الله نشنیدند. امام باقر (علیه السّلام) امام زمان هستند زمان برایشان مطرح نیست، از زمان امام باقر (علیه السّلام) این فطرت سیاسی، باعث شد مستقیم بفهمند قال رسول الله، نیازی هم نبود بفهمند از پدرم امام سجاد، از پدرشان امام حسین، از پدرشان امام علی و از آقا رسول الله، مستقیم میفرمودند: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)! به این جهت که احادیث امام باقر (علیه السّلام) در این شرایط فضای سیاسی که به وجود آمده بود، یک فطرتی بود، علوم اهلبیت، علوم قرآن و عترت را باز کرده، شدند شکافندۀ علوم از این جهت، این لقب را هم پیغمبر به ایشان دادند.
به جابر بن عبدالله انصاری که در زمان پیغمبر، سن کمی داشتند به ایشان بشارت دادند که شما نسل پنجم من را، زیارت میکنید، نامش محمد است هم نام من است و کنیهاش باقر العلوم است، سلام مرا به او برسانید. جابر با اینکه نابینا است، از زمان پیغمبر تا زمان امام باقر، حیات دارد حدود صد و خردهای...
شریعتی: قرار است که از محمد بن محمد سلامی برساند!
حجت الاسلام ماندگاری: و این زیباییهای مکتب ماست و امام باقر (علیه السّلام)، لذا ما اکثر روایاتمان، از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) است. ببینید ما همیشه گفتیم، با قصۀ عاشوراء، تقریباً ببخشید دیگ مسلمانها و یاران اهلبیت، کفگیر به ته خورد! ته تهش هفتاد و دو نفر بودند! همه ریزش کردند به تعبیر ما همه ریزش کردند همان آیۀ «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ» (مائده، 54) هفتاد و دو نفر، بارها گفتیم عدد بیشتری که گفتند، میگوییم: صد و چهار نفر، بیشترین عددی که برای کربلا ذکر شده، ششصد نفر است.
شریعتی: اصلاً بگو هزار نفر...
حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً میگویم در مقابل سی هزار نفر و یک عبارتی صد و بیست هزار نفر، یک نقل این است که سپاه عمر سعد و سپاه شام، صد و بیست هزار نفر بودند، اصلاً عددی نیست. کفگیر به ته ته خورد...
شریعتی: اینها ماندند.
حجت الاسلام ماندگاری: اینها ماندند و شهید شدند. امام سجاد (علیه السّلام) دوباره مثل پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دوباره شروع کردند به ثبت نام، با همان شیوههایی که گفتیم، تربیت غلام، غلام خریدند، تربیت کردند کارگر گرفتند تربیت کردند، به بهانههای مختلف. به خاطر اینکه تکلیف تعطیل نمیشود، تبدیل میشود آن اصل اساسی که میخواهیم بگوییم. این اتفاقی که افتاد وجود نازنین امام سجاد ثبت نام کردند، ثبتنامها باید در یک مدرسهای آموزش ببینند، امام باقر مدرسه راه انداختند شاگردان را به قول معروف حسابی طبقهبندی کردند. امام صادق (علیه السّلام) این مدرسه را تخصصی کردند، ما یک دورۀ عمومی داریم در حوزۀ علمیه و در دانشگاه، یک دوره تخصصی داریم یک دورۀ فوق تخصصی که در مرحلۀ نظریه پردازیه، امام صادق رساندند این شاگردان را که چهار پنج هزار نفر هستند، به آن دورۀ تخصصی، البته باز اینجا بگویم مردم عزیز ما باید روشن شوند، اینها در علم پذیری از امام باقر و امام صادق، شور خوبی داشتند. مسابقه یادمان نرود در تسلیم و باور و ایمان و اطاعت و صداقت و صبر و آن ده تا مسابقه، در آنها خیلی نمرۀ همه بالا نبوده تا الآن و باز هم اینجا میخواهم بگویم ما ادعا میکنیم و پای این ادعا ایستادیم، در دوران انقلاب اسلامی، که فردا رحلت امام بزرگوارمان، سالگردش هست و شهدای پانزده خرداد هست، ما بالاترین آمار اهل استقامت و مقاومت و پذیرندگان مکتب اهلبیت را داریم، الحمدلله رب العالمین.
امام باقر (علیه السّلام) اینجا به ما نشان دادند تکلیف بندگی خدا که تعطیل نمیشود، تبدیل میشود. بندگی خدا را کردند معروف است هیچ کس در... حتی یک نفر در تعبیر قشنگی من دیدم آقای شریعتی، میگوید: اگر در زندگی اهلبیت، یک نقطۀ خاکستری میبود، دشمن از این کاه، کوه میساخت. نقطۀ خاکستری هم پیدا نکردند همین جا میخواهم از اینجا یک جملۀ آقای عطاء الله مهاجرانی نقل بکنم وزیر ارشاد چند دولت قبلمان، که الآن جزء منتقدین انقلاب هستند و در خارج از کشور به سر میبرند ولی این مقدار انصاف را به خرج دادند و من همین جا از ایشان تشکر میکنم.
ایشان در مصاحبهای با بی بی سی بود کجا بود، فرمودند: شما در زندگی آیت الله خامنهای، رهبر انقلاب، یک نقطۀ خاکستری... زندگی اقتصادیشان مقصد است. یک نقطۀ خاکستری پیدا نمیکنید چه برسد به نقطۀ سیاه، هم خود ایشان و هم فرزندان ایشان، دیگر من از نزدیک، چون ما همسایۀ ایشان بودیم، چه آن زمانی که در پادگان نیروی هوایی زندگی میکردند در اوایل انقلاب، میگوید: یک نقطۀ خاکستری من در زندگی ایشان سراغ ندارم. در زندگی اهلبیت هم همین گونه بوده و اینها پیروان همان اهلبیت هستند. اینها هم راهنمایان همین مسابقه هستند، باید این گونه باشند، اهلبیت مصداق آیۀ تطهیر هستند، اینها مصداق روایات عدالت هستند، عدالت یعنی کسی حق ندارد عمداً خلاف بکند، سهو از دست آدم در میرود هیچ، ما ادعا نکردیم نه امام دیروز ما و نه امام امروز ما، ادعای عصمت برایشان نکردیم، ولی ادعا میکنیم پاکترین انسانها بودند، هم امام بزرگوارمان و هم حضرت آقا. لذا حضرت آقا راجع به امام فرمودند، همین جا حیف است نگویم، فرمودند: امام به ما نشان داد تا نزدیکی مرزهای عصمت رفتن و تا نزدیکی درجۀ انسان کامل و خلیفة اللهی رسیدن، افسانه نیست! میشود من ادعا میکنم نه امام به ما نشان داد، شهداء هم به ما این را نشان دادند، میشود تا آن نزدیکها رفت، استناد ما هم بارها این آیۀ شصت و نه سورۀ نساء بوده «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ» (نساء، 69) که میشود علمای صالح، پس امام باقر (علیه السّلام) بندگی خدا را در اوج قرار داشتند، این نکتۀ سوم را من میخواهم بیشتر تأکید کنم. خدمت به خلق خدا، نداریم در زندگی اینها، کسی به ایشان مراجعه کرده باشد، دست خالی برگردد در زمان حیاتش.
شریعتی: خاندان کرم هستند.
حجت الاسلام ماندگاری: «عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ» (بحار الأنوار، ج 99، ص 132) همین جا این شبهه پیش میآید، شبیه شبه پیش میآید، حاج آقا پس چرا الآن میرویم در خانۀ امام رضا، در خانۀ اهلبیت، گاهی از اوقات آن چیزی که میخواهیم به ما نمیدهند؟ همین جا من این جواب را دارم، با علماء هم چک کردم. میگویم: اینها از مادر به ما مهربانتر هستند، بچه وقتی مادر دارد خیاطی میکند چهار دست و پا میرود کنار چرخ خیاطی مادر، تقاضایش از مادر، سنجاق و سوزن است، میخواهد بازی کند فکر میکند اینها چیزهای قشنگی هستند. مادر به او نمیدهد، خیلی هم اصرار کند یک سنجاق هم پشت دستش میزند. بچه در عالم بچگی خودش میگوید: مامان بد! ولی بعد میفهمد عجب مامان خوبی بوده، اگر این سنجاق را میداد من به چشمم میزدم که کور میشدم. این معنی آن تعبیر مناجات امام سجاد است که خدایا خیلی چیزها که تأخیرش برای من خیر بود، تو ندادی من تعجیلش را از تو خواستم. خیلی چیزها که تعجیلش برای من خیر بود، تو به من دادی و من ناراحت شدم، فکر کردم باید تأخیر پیدا کند. این خاندان از مادر و پدر، به ما مهربانتر هستند اینکه دارم میگویم، خدمت به خلق کردن، خدمت این نیست که هر چه خواسته به او بدهم، خدمت این است که هر چه صلاحش است به او دادم لذا ما طلبهها و روحانیون، کمتر این روایت را خواندیم آقای شریعتی عزیز، بارها شده محضر امام باقر، امام صادق، امام علی، حتی رسول الله، امام رضا، کسی آمده پول خواسته به او ندادند.
آقا شما که میگویند: باب کرم هستید، حتی دارد که حضرت خاکی را برداشتند ریختند دیدند جواهر میریزد، گفت: آقا شما که چنین اختیاری دارید، فرمودند: تو الآن صلاحت نیست به تو بدهم، چون از مادر به او مهربانتر هستند. پس خدمت... همین جا میخواهم یک درس بگیرم، خدمت والدین به فرزندان، خدمت اهلبیت به مردم، خدمت مسئولین به مردم، خدمت من مبلغ و مربی به دانش آموز و متربی خودم، خدمت و لطف و محبت خدا به خلقش این نیست که هر چه خواست به ما بدهند، خدمت آن است که آن چه که صلاح ماست، به ما بدهند.
شریعتی: و اساساً چقدر خوب است که همین گونه از او بخواهیم.
حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً قاعده این است آیۀ سی و چهار سورۀ بیست و چهار سورۀ قصص را من بارها تکرار کردم «رَبِ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» (قصص، 24) خب خدا یک نمونۀ دیگری هم ر قرآن گذاشته، اینجا حضرت موسی میگوید: خدایا آن چیزی که خیر من است و تو میدانی خیر من است من به آن فقیر هستم، با اینکه حضرت موسی، همسر میخواست شغل هم میخواست.
شریعتی: غذا میخواست!
حجت الاسلام ماندگاری: غذا میخواست، پناهگاه میخواست، خیلی چیزها میخواست با همین یکی که واگذار کرد به خدا، همۀ آنها داده شد. به قول معروف با یک تیر، چند نشان زد. اما در آیۀ سی و دوی سورۀ مبارکۀ یوسف، حضرت یوسف چه فرمود: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني إِلَيْهِ» (یوسف، 33) زلیخا گفت: یا با من همراه هستی، یا زندان میاندازمت. حضرت یوسف نگفت خدایا هر چه خیر من است من که گناه نمیکنم، از این دو تا حضرت یوسف انتخاب کرد، انتخاب را به عهدۀ خدا نگذاشت....
شریعتی: یعنی یک راه پیش پای خدا گذاشت.
حجت الاسلام ماندگاری: پیش پای خدا گذاشت، تسلیم معنایش این است «أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّه» (غافر، 44) معنایش این است که تو بگذار آن چه که خدا خیرت است. یک زمانی حاج آقای مجتهدی تهرانی أعلی الله مقامه الشریف، خیلی روحانی شیرین، با صفا، با اخلاص، نورانی، دیدید که کلیپهای درس اخلاقی که برای طلبهها میگذارد، خیلی باصفاست، خیلی ساده است. ایشان یک روایتی را میفرمودند چند روز قبل گوش کردم تلویزیون، شبکۀ قرآن گذاشته بود. فرمود: چهار چیز، به چهار چیز میخندد یکی از چیزهایی که میخندد، تقدیر الهی به تدبیر ماهاست. «العبد یدبر و الرب یقدر» خدا میگوید: مثلاً به عنوان مثال، من بر این آدم تقدیر کردم این اتفاق برایش بیافتد، او حالا در جادۀ دیگر برای خودش برنامهریزی میکند.
شریعتی: و یک جاهایی مدام دست و پا بزند.
حجت الاسلام ماندگاری: دست و پا میزند. میگویند: امام هادی (علیه السّلام) رفتند دیدن یک مریضی، یک عدهای بالای سر مریض، مریض هم خیلی حالش خراب بود. این عدۀ عیادت کنندگان داشتند به حال مریض، گریه میکردند که در حال فوت است. امام هادی یک تبسمی به لبشان آمد، یک نفر تعجب کرد امام! اینها دارند گریه میکنند، آقا خنده؟! بعد از امام هادی (علیه السّلام) سؤال کرد، حضرت فرمودند: اینها خبر ندارند همۀ آنها زودتر از او میمیرند! تقدیر الهی این است که او زنده باشند، اینها بمیرند.
ببینید اگر ما بسپریم به خدا، مثل حضرت یوسف سپرد؟ نسپرد به خدا، خودش معین کرد رفت زندان. لذا از حضرت سؤال کردند، حضرت یوسف که گناه نکرده بود چرا رفت زندان؟ فرمود: خودش به خدا پیشنهاد داد. اگر مثل حضرت موسی میفرمود: خدایا هر چه خیر من است، من که گناه نمیکنم، هر چه خیر من است سر راه من بگذار. خدا به نوعی گردونه را میچرخاند، که حضرت یوسف زندان نرود، بلد است.
یک روز من داشتم برنامۀ حاج آقای نظافت عزیز را نگاه میکردم، که ممنون هستیم از بحثهای قشنگ ایشان. داستان حضرت خضر و موسی را که داشتند میفرمودند، در حرم امام رضا بودند، در ایام ولادت در ذهنم است. میفرمودند: آن سه تا اتفاقی که برای... من رفتم نگاه کردم تفسیر را، دقیق هم هست قبلاً نگاه کردم اما در ذهنم نبود. که آن سه اتفاقی که افتاد آن کشتی سوراخ کرد حضرت خضر، آن پسر کشته شد، آن خرابه ساخته شد. آنها قرار بود اتفاق بیافتد، حضرت خضر هم انجام نمیداد آنها به یک طریق دیگری اتفاق... جزء مقدرات الهی بود. ولی مردمی که میدیدند، همه اعتراض میکردند به خدا، اینجا موسی به حضرت خضر سؤال کرد، مردم حتماً به خدا اعتراض میکردند حتی شاید پدر و مادر آن بچه، به خدا اعتراض میکردند. صاحب کشتی اعتراض میکرد به خدا، خدایا دیگر ما از این کشتی قراضهتر داریم؟ یکی دیدید که حالا ماشینش ژیان مردم ندیدند، خدایا این ژیان را هم دیگر به ما نمیبینی؟! هر چهار تا چرخ آن باید با هم پنچر شود؟ ولی خدا میگوید: تقدیر من است و این تقدیر خیر من و شماست.
شریعتی: و در پس این پرده، خبرهایی است که شما خبر ندارید.
حجت الاسلام ماندگاری: لذا ما میخواهیم... اتفاقاً من میخواهم بگویم روز عرفه، یعنی فهمیدن این، یعنی بفهمم خدا از من به من، مهربانتر است، از من به من، آگاهتر است. هیچ تعلقی جز هدایت من ندارد بفهمم امام باقر و انبیاء و اولیاء، از من به من... این معنی عصمت است، از من به من آگاهتر هستند، از من به من، مهربانتر هستند از هر علقهای هم آزاد هستند، نه گرایشی این طرف دارند و نه گرایشی آن طرف دارند فقط گرایشها در مسیر هدایت است. این را بفهمند بفهمند نظام مقدس جمهوری اسلامی، نظام اسلامی با آدمهایش کاری ندارند، بدانم کسی که در جایگاه ولایت است، از همه به مردم ایران، مهربانتر است، به مسلمانها مهربانتر است آگاهتر است، و هیچ علقهای هم ندارد بله معصوم نیست، ولی هیچ علقهای ندارد. عرفه یعنی این! اگر این اتفاق افتاد، آن تسلیمی که در مسابقه گفتیم، اتفاق میافتد.
من میخواستم حتی یک بحثی را اینجا بگویم آقای شریعتی، دیدم خیلی جالب است، خیلی فکر میکردم مطالعه میکردم، شما کنار خیابان راه بروید، یک نفر یک بسته قرص به شما بدهد میگیرید؟
شریعتی: نه!
حجت الاسلام ماندگاری: یک شربتی، قرصی، آمپولی، حتماً نمیگیرید باید بروم دکتر. چرا هر کسی هر دعایی، هر ذکری، هر راهنمایی دینی، هر راه حل دینی جلوی پای ما، کنار خیابان میگذارد... کنار خیابان یعنی فضای مجازی، چرا هر کسی هر چیزی میدهد، مردم باور میکنند؟ به همان آدم میگویم: تو الآن یک قرص کنار خیابان به تو بدهند، به او عمل نمیکنی.
شریعتی: میگوید: حالا آن را یک بار امتحان کنم، ولی این حرف درست قرآن را...
حجت الاسلام ماندگاری: بارها گفتیم میخواهید امتحان کن، بیا حرف خدا را امتحان بکن، تسلیم یعنی بیا حرف خدا را امتحان بکن و امام باقر و همۀ اهلبیت، در سختیترین شرایط قرار گرفتند، تسلیم خدا بودند ایمان به خدا داشتند، اطاعت داشتند، صبر داشتند، صداقت داشتند، همۀ آن چه که باید میداشتند را داشتند. پس ببینید تکلیف بندگیشان تعطیل نشده، تبدیل شده. تکلیف خدمتشان تعطیل نشده، تبدیل شده. خدمت کردند به آن جایی که سزاوار خدمت بوده، بارها شده کسی که سزاوار خدمت نبوده، خدمت به او نکردند، کمک به او نکردند، چون سزاوار نبوده، به ضررش بوده و مبارزه کردند، اینجا این تکه را میخواهم یک مقدار بیشتر بگویم، ما باید بفهمیم عرفه یعنی این، که بفهمم من دشمن قسم خورده دارم «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (ص، 82) دشمنی که من را محاصره کرده دارم، «لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ» (أعراف، 17) چون آیات را خواندیم، رد میشویم میرویم. دشمنی دارم که یک نماینده در وجود من دارد، «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي» (یوسف، 53) من دشمنی دارم که سیاستش گام به گام است. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» (نور، 21) دشمنی دارم که اگر خدا کمکم نکند، از دست این نجات نمیبرم «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً» (نور، 21) دشمنی دارم که حضرت آدم ابوالبشر را میخواسته زمین بزند و زد از بهشت بیرون کرد. دشمنی دارم که ابراهیم خلیل، حضرت هاجر، حضرت اسماعیل را میخواست بزند اگر عید قربان است که حاجیهای ما در سرزمین منا، سه بار سنگ میزنند به شیطان، یعنی شیطان کوچک و متوسط و بزرگ، یعنی بدانید وسوسههای شیاطین، شیاطین هم متعدد هستند و هم متنوع هستند، هم وسوسههایشان متنوع است. امام باقر مبارزه با این شیطان را هم انجام داده و هم به ما خوب یاد داده. امام باقر خیلی قشنگ به ما یاد داده سلام الله علیه! مبارزه با شیطان در زمان امام باقر، چه روشنگری؟ صد سال فاصله شد از زمان پیغمبر پس باید حرفهای پیغمبر را در این فضای سلیم به مردم برسانیم.
شریعتی: به نوعی جهاد تبیین...
حجت الاسلام ماندگاری: جهاد تبیین، همان جهادی که امروزه به عهدۀ حوزۀ و دانشگاه ماست، به عهدۀ صدا و سیمای ماست، به عهدۀ مساجد ماست، نمازهای جمعۀ ما، نویسندگان، هنرمندان، ببینید در مبارزۀ با دشمن، امام باقر و همۀ اهلبیت به ما یاد دادند، در تمام طول تاریخ باید بدانیم کدام طرف بایستیم.
آقای شریعتی بارها این را گفتیم، امام رضا (علیه السّلام) ولیعهد مأمون است ولی سمتش را اشتباه نکرده، کنار مأمون است. امام جواد جلسۀ قبل گفتیم، داماد مأمون است ولی سمتش را اشتباه نکرده. امروز من اسم نمیبرم در جشنوارههای فیلم خارجی، یکی میرود در جشنوارۀ فیلمی که در مهد نفاق و کفر برگزار میشود، ولی سمتش را یادش نرفته، در جشنوارهای که در بلاد کفر است، از مردم فلسطین و غزه، حمایت میکند اما یکی همان جا میایستد، علیه نظام اسلامی حرف میزند، ظاهراً مسلمان است سمتش را گم کرده، یکی میتواند حافظ قرآن باشد ولی سمتش را گم کرده، یعنی ابو موسی أشعری.
یکی میتواند تا روز تاسوعا، سمتش اشتباه شود، روز عاشورا سمتش را پیدا کند مثل حر بن یزید ریاحی، امام باقر به ما یاد دادند، اگر مبارزه علمی هم هست تو سمتت را اشتباه نکن. امروز آب به آسیاب دشمن ریختن، سمت درستی نیست امروز اشکالات نظام را به رخ همۀ مردم دنیا، به رخ مردم کشیدن، سمت درست تاریخ نیست، نمیگوییم اشکال نداریم! میگوییم: مراقب باش این اشکالات، به قول مسئولین محترم هم بعضاً دیدم، این مملکت برای خودمان است خودمان باید مشکلات را حل کنیم، کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من، امام آمد اینها را به ما یاد داد. اگر میگوییم: مبارزه عنصر مبارزه، آقا در این کتاب عنصر دویست و پنجاه سالهشان فرمودند، عنصر اصلی زندگی، همین معصومین است یعنی در هر شرایطی، سمت درست را به ما یاد دادند. اگر در مبارزۀ علمی هستی، سمت درستت را پیدا بکن، شبهات دشمن را پخش نکن، اشکالات را پخش نکن، نارسائیها را پخش نکن، ضعفها را بولد نکن، ما قبول داریم مشکلات داریم، ولی بیا قوتها را بگو، توانمندیها را بگو، آن مسیرهایی را بگو که همه دست به دست هم دادیم...
شریعتی: اشکالی ندارد مشکلات را بگویی، اگر از روی دلسوزی باشد، نقد سازنده باشد ولی در کنارش هم باید قوتها را گفت...
حجت الاسلام ماندگاری: بارها گفتیم، گفتیم: هم نیمۀ خالی لیوان را ببین و هم نیمۀ پر لیوان را بگو، ما که گفتیم نیمۀ خالی نداریم، امام باقر (علیه السّلام) در مبارزۀ علمی، در سمت درست قرار میگیرد ولو شرایط، شرایط خاصی است بعد یک کلام به ما یاد داده، احادیث امام باقر زیاد است من یک کلام را خیلی عجیب دیدم، تعبیر حضرت است «الْكَمَالُ كُلُ الْكَمَالِ» (الکافی، ج 1، ص 32) کمال یعنی مدال، کمال یعنی رشد، کمال یعنی هدایت، کمال یعنی موفقیت...
شریعتی: یعنی بخواهیم مدال المپیک بگیری، باید اینها را رعایت کنی.
حجت الاسلام ماندگاری: باید رعایت کنی، در هر نوع شغلی هستی فرق نمیکند، من میتوانم ورزشکار باشم، میتوانم هنرپیشه باشم، میتوانم کارگردان باشم، میتوانم معلم باشم، طلبه باشم، دانشجو باشم، کارگر، کشاورز، دامدار، مدیر، مسئول، وکیل، وزیر، سردار، امام جمعه، هر کسی میخواهم باشم، کمال را امام میگوید: «التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ» نگاهت را دینی بکن، تفقه یعنی آن مرکز فرماندهی که جلسات قبل هم گفتیم، تفقه این فکرت، دستگاه محاسباتیات، یک بار دیگر هم گفتیم، دستگاه محاسباتیات را کوچکش نکن، بزرگش کن. دستگاه محاسباتی یعنی چه؟ یعنی دنیا و آخرت را با هم ببین، امروز و فردا را با هم ببین، ایران و جهان را با هم ببین، عسر و یسر را با هم ببین، قبل از ظهور و بعد از ظهور را با هم ببین، سختیهای تحصیل را با شیرینی مدرک آوری، با هم ببین. سختیهای دوران بارداری را با بغل گرفتن فرزند، با هم ببین اینها معرفت روز عرفه است، اینها را با هم ببین، اگر با هم دیدی، درست ارزیابی میکنی، درست تصمیم میگیری، درست انتخاب میکنی، انتخابهایت مادی نمیشود، ظاهری نمیشود، دنیایی نمیشود، حتی قضاوتهایت! به خدا دیگر قضاوت انگ ظلم نمیزنی بگویی خدایا تو به من ظلم کردی، من معلول به دنیا آمدم. یادتان است یک مثالی داشتیم؟ من زشت به دنیا آمدم، من در خانوادۀ فقیر به دنیا آمدم، با خدا هم درگیر نمیشوی دست به یقه نمیشوی، چرا؟ خدایا ممنونت هستم، اگر در دنیا، سهم من به حسب ظاهر، به نگاه دیگران کمتر است میدانم آن طرف برایم جبران میکنی، این یعنی تفقه در دین. این یعنی نظام محاسباتیات، دنیات و آخرتی شده، ظاهر و باطن را با هم میبیند، مادی و معنوی را با هم میبیند.
شریعتی: میتوانی تحلیل بکنی.
حجت الاسلام ماندگاری: میتوانی درست تحلیل بکنی، عقلت به چشمت نیست جهانبینیات نوک بینیات نیست، اینها دیگر اصطلاحاتی است که همۀ مردم شنیدند و میدانند. معذرت میخواهم دیگر عقلت پاره سنگ بر نمیدارد. لذا ببینید امام باقر (علیه السّلام) یک کلمه، من گاهی از اوقات به دوستانم گفتم، یک روایت داریم که حضرات معصومین فرمودند: به یک روایت ما عمل کنید، دنیا و آخرت شما آباد میشود، یک روایت! فقط یک روایت نمیخواهم چند هزار روایت امام باقر و امام صادق و اهلبیت را ببرسی کنیم، یک روایت همین یکی! تفقه دردین، نگاهت جامع باشد، خرد نباشد، کوچولو نباشد، بزرگ باش! همۀ عالم را ببین. وقتی الآن فقط به سفرۀ خودت نگاه کنی، میگویی: جمهوری اسلامی سفرۀ من را خراب کرد، نمیتوانم بچهام را عروس و داماد کنم، نمیتوانم تغذیۀ درست برای او بگیرم، نمیتوانم مدرسۀ درست ببرم. همۀ اینها قبول است مشکلات قبول، باید هم حل شود، همۀ آنها هم برای تحریم نیست برای سوء مدیریتها هم هست. اما وقتی نگاه جهانی میکنی میگویی: درست است ما سختی کشیدیم، اما عالم دارد به ظهور نزدیک میشود ببینید ندای ظلم ستیزی در عالم بلند شده، ندای مظلوم یاوری در عالم بلند شده، ببینید نام اهلبیت جهانی شده، خیلی قشنگ است.
ببینید حتی من گاهی از اوقات میگویم، آن خانم و استاد دانشگاهی که در آمریکا، در اروپا، در جاهای دیگر، آن بچههایی که دانشگاه ؟؟؟ میآمدند مدرکهایشان را پاره کردند، آنها نمیدانند چه بلایی دارد سر خودشان میآورند؟ ولی نگاهش را وسیع کرده! میگوید: این میارزد به اینکه ریشۀ ظلم کنده شود.
مهاجرین حبشه که یاران پیغمبر بودند خیلی اذیت میشدند، خیلی اذیت میشدند، از طرف دشمن هم اذیت میشدند، گفتند: میارزد این اذیتها که پیغمبر مکتبش جهانی شود. ببینید این نگاه وسیع است و الا یا رسول الله آمدی زندگی آرام ما را به هم ریختی قربانت شوم، انقلاب آمد امام آمد این زندگی آرام ما به هم ریخت،
شریعتی: خیلی از آن طرف باید ببینی که تو چقدر کشیدی، چقدر بزرگ شدی.
حجت الاسلام ماندگاری: درست است امام باقر این هزینه را بعدش میفرماید: «التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ» یعنی نگاهت را دینی کن، وسیع کن، دنیا و آخرتی کن، «وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ» بدان این مسیر صبر لازم دارد. لذا آن آیهای که فرمود: «اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» (آل عمران، 200) روایتش برای امام باقر است. «اصْبِرُوا عَلَى الْفَرَائِضِ» (بحار الأنوار، ج 24، ص 217) واجباتت بیشتر میشود، امروز که دهکدۀ جهانی شده، آقا به دانش آموزان میفرماید: این نوجوانهای کشورهای اطراف تکلیف شماست، مگر آقا نمیداند زبان باید بگیرند؟ مگر آقا نمیداند اینها باید سیستم اینترنت و فضای مجازی یاد بگیرند، تکلیفتان است.
یک مبلغی به من گفت: حاج آقا من در یکی از کشورها بودم، یک ساعت فروشی، ساعتش را به من نشان داد، گفت: من ساعت فروش هستم، برای اینکه ساعتم را در بازار جهانی معرفی کنم، هشت تا زبان یاد گرفتم، یا کمتر و بیشتر عدد یادم نیست. گفتم: عجب! گفت: تو میخواهی دین پیغمبر را تبلیغ کنی، چند تا زبان یاد گرفتی؟ من خجالت کشیدم! تکلیفت است ولی سخت است، «وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ»
فرزندآوری تکلیف امروز سخت است، مدیریت جهادی، تکلیف امروز سخت است. مگر آقای رئیسی نمیدانست سختی دارد دویدن ساعت دوازدۀ شب آمدن و چهار صبح بلند شدند، سفر بعدی رفتند؟ سخت است، در مسیر حج هم، وقتی طواف خانه را انجام دادی، سعی صفا و مروه را کردی، تقصیر کردی، دوباره آمدی رفتی محرم شدی، رفتی سرزمین عرفات آمدی منا، به آرزوهایت... خیلی قشنگ است، به هوسهایت سنگ زدی، آرزوهایت را سر بریدی و أعلام تقصیر کردی در خانۀ خدا، باز دوباره رفتی طواف خانۀ کعبه، با همۀ سختیها انجام دادی، حالا میشود روز عید قربان، تو تقرب به خدا پیدا میکنی، لذا امام باقر دارد خط را به ما نشان میدهد، راهنما است. «وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ»!
هم واجبات انجام دادن سخت است و هم حرام را ترک کردن سخت است، هم مشکلات را تحمل کردن سخت است قربانت شوم، هیچ کسی نگفته آسان است ولی میارزد! به آن نتیجهاش میارزد. اگر تفقه در دین داشته باشیم.
سه «وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ.» اگر میخواهی در این مسیر بیایی، باید سبک زندگیات هم، سبک زندگی غربی نباشد در آیۀ پنجاه و دوی سورۀ فرقان فرمودند: «فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» (فرقان، 52) تو نمیتوانی ازدواج به سبک غربیها بکنی، بعد بگویی: خدایا پولش را به من بده. بچهمان را به سبک غربیها بیاوریم، بعد بگوییم: خدا چرا برکت نمیدهد؟ کاسبیمان، کشاورزیمان، مدیریتمان همه به سبک آنها باشد و بعد بگوییم: خدا چرا برکت نمیدهد؟ خدا میگوید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (أعراف، 96)
برای اینکه من امثال من بفهمند، دنبالهاش میگوید: «وَ لكِنْ كَذَّبُوا» خب شما سبک مرا قبول نکردید، من هم مبتلایتان کردم به غلط کاریهای خودتان. فدای امام باقر بشوم، در روز شهادتشان، هم به ما نشان دادند تکلیف تعطیل نمیشود، تبدیل میشود چه در بندگی خدا، چه در خدمت به خلق خدا و چه در مبارزۀ با دشمن خدا، ما باید در سمت درست تاریخ بایستیم، هیچ اشکالی ندارد من هنرپیشه باشم، کارگردان باشم، ورزشکار باشم. ولی در سمت درست بایست! بارها از این آیه استفاده کردم، گفتم: سمت درست بایستم، یعنی چه؟ یعنی «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ» (انفال، 60) دشمن از توی هنرپیشه، کارگردان، ورزشکار، فوتبالیست نمیدانم مدیر بترسد، نه فرش قرمز جلویت بیاندازد! سرت را کلاه نگذارد، لذا داریم میبینیم خیلی جالب است کسانی که در اروپا و آمریکا هستند، شدند مصداق آسیۀ کاخ فرعون، اینها دارند سمت درست میایستند، کسانی که دارند نان جمهوری اسلامی را بعضیها میخورند، رفتند سمت غلط تاریخ ایستادند، شدند «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ» (تحریم، 10) امام باقر غصه میخورد پس عرفه یعنی فهمیدن اینکه اینها، راهنما هستند کارگردان هستند، مربی هستند، معلم هستند. عید قربان، اگر با این سبک آمدی، تفقه در دین داشتی، صبر برمشکلات داشتی و برنامه ریزی زندگیات بر اساس دین بود، سبک زندگی دینی که بارها آقا فرمودند از قرآن گرفتند، این میشود تو را به قرب الهی میرساند. عید قربان، این تقرب، عید دارد. شما را به قرب الهی میرساند این یعنی ادامۀ راه انبیاء و اولیاء، با انقلاب اسلامی، یعنی حرکت امام. امام از بین ما رفت، ولی راهش که هست، این میشود راه شهدای پانزده خرداد. این میشود ادامۀ راه غدیر که در آستانۀ غدیر هم هستیم باید از غدیر بگوییم، امیدواریم خدای تبارک و تعالی، به همۀ ما توفیق بدهد و الا در زندگیمان مدام جای مسابقه داریم، اهل مسابقه هستیم. ریز ریز مسابقات هم بخواهیم بگوییم شاید هفتهها طول بکشد، ولی باور کنید با این راهنماها، خیلی مسابقه راحت میشود، خیلی مسابقه قشنگ میشود چون یک لحظه نه ما را تنها گذاشتند در هدایت، نه در پشتیبانی و نه در دستگیری، خراب هم کردیم دستمان را گرفتند. خدایا به محمد و آل محمد، توفیق استفادۀ حداکثری از امام باقر (علیه السّلام) به ما عنایت بفرما.
شریعتی: الهی آمین، این پروانه قبل از برنامه اینجا بود، حیفم آمد که برود گفتم: باشد، ولی حالا شما شمعی شدید که پروانه دورتان میچرخد. خیلی خب...
حجت الاسلام ماندگاری: خدا إنشاءالله عاقبت شما را بخیر کند.
شریعتی: سلامت باشید، خیلی ممنون و متشرک از شما، گفت: آفتاب بن علی بن حسین بن علی/ راوی نور، شکافندۀ علم أزلی/ مادرش آینه فرزند فرستادۀ عشق/ بندۀ خوب خداوند، خداوند علیم/ همه سبحانک لا علماً لنا میگویند/ گاه تفسیر تو از آیۀ الله ولی/ ناگهان روز الست از همه پرسید خدا/ دوست دارید علی را؟ همه گفتند: بلی/ شعر من، جابر عبد الله أنصاری شد/ که سلامی برساند به تو با تنگ دلی. از همین جا، دلهایمان را راهی بقیع نورانی میکنیم و حضرت باقر العلوم با جان و دل، سلام میکنیم. دوستانی که حج بیت الله مشرفاند در این ایام، حتماً برای ما دعا بکنند، عید قربان نزدیک است، عرفه در پیش است و اگر بقیع مشرف شدید، سلام ما را محضر حضرت باقر خواهید رساند.
اما صحفۀ چهارصد و پنجاه و سه را امروز با هم تلاوت میکنیم، برای مشارکت در قربانی ماه ذی الحجه همچنان فرصت هست، اگر هر کسی به هر دلیلی موفق نشد، میتواند در قربانی این ماه، هم چنان مشارکت داشته باشد و اما قصۀ قهرمانانۀ توحید ما، قصۀ جناب مسلم سفیر الحسین، إنشاءالله با بیان شیوای حاج آقای بهشتی، در کانال ما امروز بارگزاری خواهد شد. آیات قرآن را بشنویم و بعد از تلاوت آیات، إنشاءالله با احترام و با عشق، همراه شما هستیم در لحظات و دقایق پایانی، بفرمایید خواهش میکنم.
( قرآن کریم صفحه 453)
اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم، چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را هدیه کنیم به روح بلند حضرت باقر العلوم إنشاءالله و امیدوارم یک نگاهی، یک گوشۀ نظری، به تک تکمان بکنند إنشاءالله. وقت نداریم باید خداحافظی بکنیم، حسن ختام فرمایشات حاج آقای ماندگاری را خواهیم شنید.
حجت الاسلام ماندگاری: یک نکتهای را بیشتر استفاده کنیم از محضر امام باقر (علیه السّلام)، امام باقر (علیه السّلام) میدانیم شهادتشان هفتم ذی حجه است و تقریباً میشد گفت: مدینه خالی از حجاج است. یعنی کسی در کنار مزار حضرت، در بهشت غریب بقیع نیست، یک وصیت عجیبی کردند، وصیت چیست؟ آن نماد مبارزۀ حق و باطل، کربلاست، عاشورا است و این عاشورا است که امام فرمود: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. امام باقر این روز مردم کجا میروند؟ میروند که بروند به سمت عرفات و منا روز بعدش، روز هشتم.
حضرت باقر (سلام الله علیه) وصیت میکنند، تا ده سال در سرزمین منا برایشان مجلس عزا بگیرند!
شریعتی: الله اکبر!
حجت الاسلام ماندگاری: چقدر قشنگ است، که خط مبارزه گم نشود، اینکه امام فرمود: محرم و صفر است اسلام را زنده نگه داشته، از این وصیت امام باقر است. اگر میخواهیم خط مبارزۀ جبهۀ حق و باطل، گم نشود وصیت کنیم روضهها تعطیل نشود، حالا در مسجد است، در هیئت است، در حرمها است، در خانهها، حتی فردی!
من بارها به خودم گفتم، اگر امام زمان قریب به هزار و دویست سال است روزی دو بار برای خودش، صباحاً و مساءاً میخواند، من هم روزی یک بار، یک توسل به ابا عبدالله الحسین داشته باشم و کار را برای ما آسان کردند، رو به قبله بایستید زیر آسمان بگویید: صلی الله علیک یا ابا عبدالله! صلی الله علیک یا ابا عبدالله! صلی الله علیک یا ابا عبدالله!
اصلاً این صلی الله علیک یا ابا عبدالله، آدم را آرام میکند، میفهمم در سمت درست تاریخ ایستادم یا در سمت غلط و همین جا به همۀ عزیزان هم لباس خودم، معلمان، اساتید، دانشگاهها، هنرپیشهها، هنرمندان، ورزشکاران، مدیران میگویم، هر روزی سلام را بدهید، یک لحظه فکر کنید در سمت درست تاریخ ایستادید، یا سمت غلط؟ میخواهید در ایران باشید یا در اروپا و آمریکا باشید، فرقی نمیکند مهم این است در سمت درست بایستم. من الآن کربلا بودم در لشکر یزید بودم یا در لشکر امام حسین بودم؟ حواسمان باشد، برای همین میگوییم: «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ» (کامل الزیارات، النص، ص 176) برای همین میگوییم خدایا ما را در جایگاهی قرار بده، که هر لحظه از تو صلوات و درود به ما بیاید، برای همین میگوییم: «اللَّهُمَ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» إنشاءالله که خداوند همۀ دوستداران اهلبیت را در هر کجای عالم، در هر پستی هستند، در سمت درست تاریخ قرار دهد، سمت درست تاریخ هم، حق مداری و ظلم ستیزی است إنشاءالله.
شریعتی: إنشاءالله خیلی ممنون و متشکرم، دعا بفرمایید و إنشاءالله از خدمت شما مرخص شویم.
حجت الاسلام ماندگاری: خدایا به آبروی امام باقر (علیه السّلام) ما را قدرشناس نعمت ولایت قرآن و عترت و اهلبیت قرار بدهد و به ما توفیق استفادۀ حداکثری از نعمت ولایت، برای رسیدن به خوشبختی دنیا و آخرت و همۀ ما، کرامت بفرماید. حاجات امام زمان، حاجات رهبرمان، حاجات مجاهدان فی سبیل الله، حاجات همۀ مخاطبین عزیز، مؤمنین و مؤمنات، ملتمسین دعا، فوق رغبت عنایت بفرماید. باران رحمتش را به با عافیت، بر ما نازل بفرماید، مشکلات دولت و ملتمان، مریضیها، مشکلات ازدواج، اشتغال، مشکلات مسکن، مشکلات خانوادگی را به آبروی امام باقر، مرتفع بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. خیلی خوب مسجد کوفه که مشرف میشوید، مزار جناب مسلم بن عقیل و خود عراقیها خیلی مقید هستند، من یک وقتی آن جا بودم حاج آقای ماندگاری، دیدم یک پیرزنی، مکرر ذکر گرفته بود، یا سفیر الحسین، یا سفیر الحسین، اگر میخواهید با شخصیت جناب مسلم بن عقیل، بیشتر آشنا شوید، در قهرمانان توحید، حاج آقای بهشتی با بیان شیوایشان با ابعاد مختلف شخصیت جناب مسلم خواهند پرداخت که در کانال ما و در سایت بارگذاری خواهد شد، اگر عضو کانال نیستید، میتوانید عدد هشت را به سه هزار پانزده پانزده، پیامک بکنید. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید و آخر الدعوانا عن الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمداً و آله الطاهرین. متشکرم از شما حاج آقای ماندگاری.