حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله. أعوذ بالله السمیع العلیم، من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلّ علی فاطمة و أبیها و أمها و بعلها و بنیها، بعدد ما أحاط به علمک. من هم خدمت شما همکاران خوب و پر تلاش این برنامه و همۀ بینندگان و شنوندگان عزیز شبکههای مختلف صدا و سیما و شبکۀ جهانی ولایت، عرض سلام و ادب و تکریم ایام دهۀ کرامت را داریم و تبریک عرض میکنیم میلاد حضرت معصومه (سلام الله علیها) میلاد حضرت امام رضا (علیه السّلام) روز گرامی داشت حضرت شاهچراغ، برادر بزرگ امام رضا، امین امام رضا و امیدواریم خداوند به برکت این میلاد، به همۀ ما، توفیق تکریم خودمان را عنایت بفرماید.
شریعتی: الهی آمین، إنشاءالله.
حجت الاسلام ماندگاری: هفتۀ گرامیداشت مقام معلم و مقام کارگر را هم گرامی میداریم، هفتۀ قبل در حرم حضرت معصومه بودیم در حال و هوای حرم حضرت معصومه، دیگر نشد این مناسبتها را همه را بگوییم و امیدواریم معلمی که پیغمبر فرمودند: حق پدری بر گردن ما دارد، حقشان را، حداقل با دعای بر آنها، بر استغفار و طلب آمرزش بر کسانی که از دنیا رفتند، انجام دهیم و گرامی میداریم مقام کار و کارگری که چرخ مملکت دست اوست و من همین جا به کارگران عزیز میگویم، سه عنوان دینی را، یک کار شما، عبادت است. فرمود: اگر عبادت ده جزء داشته باشد، نه جزء آن تلاش برای رزق حلال است، شما برای رزق حلال، دارید زحمت میکشید. دو کار شما، تجارت است همۀ مزد شما را در دنیا نمیدهند، حتماً بخشش را خدا گذاشته برای آخرت و کار شما، طراوت است وقتی کار میکند انسان... ببینید جوهر انسان، کار است کار میکند نشاط دارد، آدمهای تنبل، کسل هستند همیشه و تعابیر دیگر هم داریم تجارت است، تلاوت است، مجاهدت است، عبادت است و امیدواریم که کارگران... و همۀ ما کارگر هستیم، هر کسی به نحوی کارگر است. بارها هم گفتیم، خوش به حال کسانی که کارگر خدا باشند و کارگر اهلبیت باشند، همین جا بگذارید چون صد و سومین سالگرد احیای حوزۀ علمیۀ قم، توسط شیخ عبدالکریم حائری أعلم الله مقامه الشریف است، از من پرسیدند طلبگی چیست؟ گفتم: کارگری در خانۀ خدا و امام زمان است. چرا آمدی طلبه شدی؟ گفتم: چون شرایط پذیرشش از همه راحتتر است. گواهی عدم سوء پیشینه نمیخواهد امام زمان، حالا شاید مدارس بخواهند امام زمان نمیخواهد! هر جا هستی بیا، هر که هستی بیا، حقوقش هم از همه بیشتر است هم مادی میدهند و هم معنوی، هم دنیایی میدهند و هم أخروی، هم به ما میدهند و هم به آباء و اجدادمان و هم به نسلمان، حقوق مادی نیست فکر نکنید حقوق مادیاش خیلی زیاد است نه، معنوی آن، برکت آن خیلی زیاد است. بیمهاش هم از همه جا بیشتر است هم ما را بیمه میکند بیمۀ دنیا و آخرت، «أمن من عذابی» هم آباء و اجدادمان را بیمه میکنند و هم نسلمان، این دلیل آمدن ما به طلبگی است حالا چطوری طلبه باشیم که همۀ مراجع تقلید، حضرت آقا هم برای حوزههای علمیه، پیام دادند، من یقین دارم نخوانده دارم میگویم، یقین دارم پیام همۀ مراجع و حضرت آقا، برای حوزویان سه تا شاخه بیشتر ندارد، «هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ» (زمر، 9) مردم تشنۀ معارف دین هستند. امام رضا جانمان فرمودند: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا» (وسائل الشیعه، ج 12، ص 7) معارف اهلبیت را به مردم بگوییم، «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا» (عیون أخبار الرضا، ج 1، ص 307) مردم بپرسند، حوزویان خوب جواب بدهند، مستند، قابل فهم، کاربردی. دو، یقین دارم محور دوم پیام این است که مردم را با قانون خدا آشنا کنید، چون «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» (حجرات، 13) هر کسی قانون مدارتر است نزد خدا، گرامیتر است، سیاه باشد یا سفید، مسئول باشد یا غیر مسئول، باسواد باشد یا بیسواد، ایرانی باشد یا غیر ایرانی باشد، زن باشد یا مرد باشد فرقی نمیکند. سه، یقین دارم محور سوم این است که خدا مجاهدها را خیلی مدال قشنگ میدهد، «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً» (نساء، 95) اگر حوزه و دانشگاه ما، که دو بال پیشرفت و سعادت یک جامعه هستند، مجاهدت کنند در تولید علم و معرفت، مجاهدت کنند در گرهگشایی، در مسائل دانش بنیان، حتماً مشکلات جامعۀ اسلام و مسلمین حل میشود.
امیدواریم که در این صد و سومین سالگرد احیاء حوزۀ علمیۀ قم، توسط بزرگانی همچون آیت الله حائری، امام، آیت الله بروجردی و همۀ مراجع بزرگوار...
شریعتی: چه خون دلها خوردند، چه زحمتها کشیدند....
حجت الاسلام ماندگاری: خون دلها خوردند، هم حوزویان قدر جایگاه خودشان را ما بدانیم، هم مردم قدر این جایگاه را بدانند، هم جوانان مستعدشان را دعوت کنند برای آمدن کارشناس دین شوند إنشاءالله. امیدواریم که إنشاءالله این حالا پیش درآمدی که برای بحثمان گفتیم، مسابقه و قراردادمان، مسابقۀ عالم هستی است، قطعاً مسابقه، مربی میخواهد، حوزویان میتوانند بهترین مربی برای مسابقۀ عالم هستی باشند، شاهدش این است که عالم بزرگوار آمد یک سوت زد به قول ما، من به نوجوانها میگویم که نوجوانها، شما داشتید میدویدید، ما هم داشتیم میدویدیم، دوران نوجوانیمان بود. امام گفت: چرا میگویید: دویدم و دویدم سر کوهی رسیدم؟ بگویید: دویدم و دویدم، تا به خدا رسیدم! در این مسابقه، انگیزۀ خدایی برای اینها درست کرد.
شریعتی: و یک مقصدی را نشان داد و دیگران را تشویق کرد.
حجت الاسلام ماندگاری: یک چیزی... لذا ما میگوییم: فتح الفتوح انقلاب اسلامی، به قول معروف کشف این نوجوانها و جوانهایی است که در همین اوضاع و احوال آلودۀ دنیا، آلودۀ آخر الزمان، که بعضیها میگویند: نمیشود خوب شد، اینها رسیدند به جایی که به جز خدا نبیند. امام سوت زد، گفت: دوست دارید بدوید تا به خدا برسید؟
شریعتی: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى» (سبأ، 6)
حجت الاسلام ماندگاری: به خدا ای کاش، همۀ ما بفهمیم، یک تربیت شدۀ حوزه مثل امام، مثل آقای شیخ عبدالکریم حائری، مثل آیت الله بروجردی، مثل آیت الله گلپایگانی، آیت الله نجفی، آیت الله خوئی، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم، آیت الله نوری، همۀ بزرگان آیت الله نجفی مرعشی، آیت الله فاضل لنکرانی، بزرگواران، چه کردند در عالم! چرا بعضیها اینها را نمیبینند؟ به خدا مسابقۀ عالم، مسابقۀ ثروت اندوزی نیست، قارون هم که ثروت زیادی داشت قرآن میگوید یک عدهای گفتند: «يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ» (قصص، 87) ای کاش ما هم مثل قارون، ثروتمند بودیم، وقتی زمین، قارون را با همۀ داراییاش فرو برد، پسر خالۀ حضرت موسی است گفتند: خوب شد ما قارون نبودیم!
برای زمان امروز، زمان جنگ، یک عدهای واقعاً داشتند تجارت میکردند، جنگ بالا و پایین میبرد، ارز و دلار و سکه و مدام میخریدند و میفروختند، ارزان میخریدند ولی تا قطعنامۀ پانصد و نود و هشت اعلام شد، یک دفعهای قیمتها افت کرد، معروف این است که عدهای به خاطر قطعنامۀ پانصد و نود و هشت، سکته کردند! این مسابقه برای کسانی است که ثروت میروند. کسانی که برای شهرت میروند.
امین و مأمون با یکدیگر مسابقه گذاشتند برای قدرت، یکی سرش را از دست داد، سر امین را برای مأمون آوردند تا آرام گرفت. میگویم: همۀ اینها دارد نشان میدهد که این عالم هستی، برای یک خبرهای دیگری، مهیا شده، ای کاش بدانم ز کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود؟/ به کجا میروم آخر ننمائی وطنم! این هم به خاطر حوزه...
شریعتی: بسیار عالی، خیلی هم خوب.
حجت الاسلام ماندگاری: یک مقداری رفتیم داخل صنف خودمان صحبت کردیم، إنشاءالله مرضی رضای اهلبیت قرار بگیرد و من اعتراف میکنم آقای شریعتی، جلوی مردم اعتراف میکنم، میخواهد کسی خوشحال شود، میخواهد ناراحت شود، کاری به این ندارم، تکلیفم است. اعتقاد دارم بخشی از مشکلات نظام مقدس جمهوری اسلامی، به خاطر کم کاریهای من و امثال من است، آن گونه که امام زمان از ما توقع دارد بدویم، آن گونه که امام شروع کرد اگر میدویدیم، آن گونه که حضرت آقا و بزرگان دویدند اگر ما میدویدیم، اگر قانع بودیم، اگر زاهدتر بودیم، اگر ساده زیستتر بودیم، اگر دنبال امتیازات نبودیم، اگر انقدر میدویدیم تا این مصداق این آیه میشدیم «عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ» (توبه، 128) اگر میدویدیم که برای این راه، خودمان و جانمان را بگذاریم مثل شهید آیت الله رئیسی که نزدیک سالگرد شهادت این مرد الهی هستیم، اگر میدویدیم مثل شهید مطهری، مثل شهید بهشتی، رجایی، باهنر، میدویدیم، الآن وضع ما، بهتر از اینها بود، نگاه مردم هم به حوزه و روحانیت، بهتر بود. نمیگویم نگاه مردم... اعتقاد ندارم خدای نکرده، حوزۀ ما خیلی خراب است، نه قطعاً بهتر از اینکه الآن هستیم میتوانستیم باشیم.
آقا دو سال قبل، در جلسهای که با روحانیت، قبل از ماه محرم داشتند، فریاد زدند تبلیغ! تبلیغ! تبلیغ! آیۀ نفر هم میگوید: یک بخشی از کار حوزه، یک بخش تفقه دین شناسی، یک بخش آن تبلیغ دین است، بشارت و انظار و متأسفانه ما در تبلیغ، خیلی عقب هستیم. یک جملهای میخواهم بگویم از شهید نادر طالب زاده، چون اعتقاد دارم دشمنان ما شهیدش کردند، نمیدانم باز إنشاءالله کسی ناراحت نشود. آقای شریعتی قهوه خانهها میگویند هفده ساعت در شبانه روز باز است، کافینتها ده پانزده ساعت باز است. بازارهای جلوههای دنیای تا ساعت دو شب باز است. چرا مساجد در کل چهار ساعت بیشتر باز نیست؟
شریعتی: اگر باز باشد چهار ساعت!
حجت الاسلام ماندگاری: اگر باز باشد، یعنی من دارم کوتاهی میکنم. حوزۀ علمیه، علمای بزرگ، امام بزرگوار ما پیام دادند، آقا پیام میدهند و دادهاند، علماء پیام دادهاند، اگر قرار است انقلاب، علمدار پرچمدار توحید در عالم شود، علمدار پرچمدار ولایت شود، همان ولایتی که امام رضا از مدینه تا اینجا تبلیغش را کردند، نشستن و تنبلی کردن و عافیت طلبی ما را اصلاً به جایی نمیرساند.
مسجد باید... گفتم یک آقای رانندۀ اسنپی، حرف خیلی قشنگ به من زد، تکان خوردم! ماه رمضان میخواستم مسجد بروم، اسنپ گرفتم در تهران، گفتم: میخواهم مسجد بروم، گفت: حاج آقا ما خیلی وقت است پایمان را از مسجد بریدیم. گفتم: برای چه مسجد خانۀ خداست. گفت: آقا اگر خانۀ خداست چرا درش را میبندند؟ جا خوردم! گفت: خانۀ آدمها است حاج آقا، گفتم: شاید به خاطر فرشش است، لوسترش است. گفت: فرش نکنند، زیلو بیاندازند، چیز قیمتی در مسجد نگذارید، بگذارید خانۀ خدا باز باشد! جواب نداشتم بدهم دیدم راست میگوید. گفتم: من عذرخواهی میکنم.
شریعتی: و مساجدی که سنگر تبلیغ دین است.
حجت الاسلام ماندگاری: امام فرمود: سنگر است! الآن شده خانۀ سالمندان، نمازهایمان اتوبوسی شده آقای شریعتی، ماشاءالله همه روی صندلی هستند فقط مانده امام جماعت روی صندلی بنشیند و به دنده بزنند و جلو بروند. به خدا باید بخندیم یا گریه کنیم نمیدانم! واقعاً نمیدانم! دارم میگویم من اصلاً کاری ندارم قهوه خانه خوب است یا بد است، کافه خوب است یا بد است، کافی نت خوب است یا بد است. اصلاً من جایگاهش را ندارم اما میگویم: آنها شانزده هفده ساعت باز هستند، چرا خانۀ خدا که باید تبلیغ کنیم...
شریعتی: یک مقداری حاج آقا دغدغۀ عطش ما هم هست دیگر، یعنی اگر این مطالبه وجود داشته باشد...
حجت الاسلام ماندگاری: بله، تا نگرید طفل، کی جوشد لبن. قبول دارم ولی من امام جماعتی را سراغ دارم آقای شریعتی، گفت: شش ماه صبحها تنهایی رفتم در مسجد نماز خواندم، به قول ما مردم از رو رفته بودند و آمده بودند. گفت: این شیخ میآید سحر خودش در مسجد را باز میکرد، بلندگو را روشن میکرد، اذان میگفت نماز میخواند، یک نفره! بعد هم در مسجد را میبست و میرفت. چه کار کند بیشتر از این؟
یک مقدار باور کنیم مسابقۀ عالم هستی را، مسابقه برای فقط شکم پر کردن نیست، حتماً باید معیشت مردم تأمین شوند از حرف من کسی سوء استفاده نکند. حتماً باید اشتغال و ازدواج و معیشت و مسکن و بازار خودرو و بازار ارز و نمیدانم ارزش پول ملی، حتماً باید حل شود، اینها توجیه مشکلات نیست. اما باور کنیم که اینها برای عالم، برای اینها خلق نشده، برای یک اتفاق دیگری است که خدا صد و بیست و چهار هزار پیامبر فرستاده.
شریعتی: که یک خبرهایی هست.
حجت الاسلام ماندگاری: خبرهایی است! برای پیامبر خاتم، دوازده تا جانشین فرستاده، بعد از غیبت کبری، هزاران نفر در حوزههای علمیه دارند... اینها در واقع جانشینهای پیغمبر و اهلبیت هستند، دارند تبلیغ میکنند. بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی أبائه فی هذه الساعه فی کل الساعه، ولیاً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عینا، حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا. هدیه به محضر آقا جانمان امام زمان، آباء گرامشان به ویژه آقا علی بن موسی الرضا، مادرشان فاطمۀ زهرا، عمه جانشان فاطمۀ معصومه، سید و سالار شهیدان أبی عبدالله الحسین، انبیاء و اولیاء و شهداء و صلحاء و امناء، امام شهیدان، معلمان شهید، کارگران شهید، یک دسته گل صلوات...
شریعتی: خیلی خب، مقدمۀ پرباری بود، مفصل شد ولی حاوی نکتههایی بود که واقعاً جای تأمل دارد و باید با دقت بیشتری به آن نگاه کرد و یک نوع دیگری دید در واقع، که إنشاءالله مشکلات و معضلات فرهنگی ما هم ؟؟؟
حجت الاسلام ماندگاری: همین جا یک نکته اشاره کنم آقای شریعتی، رفتم در شهری نمیگویم کدام شهر. یک هیئت خیلی بزرگ و باشکوه و مجللی بود، درش بسته بود، گفتم: این هیئت چه زمانی درش باز است؟ گفت: حاج آقا فقط دهۀ محرم!
زیارت جامعۀ کبیره، بارها این جمله را گفتیم، «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» (تهذیب الأحکام، ج 6، ص 100) این تعبیر امام هادی (علیه السّلام) میگوید: مساجد، هیئات، حرمها، هم دانشگاه است، هم درمانگاه است، کدام دانشگاه و درمانگاه دیدید سالی ده روز باز باشد؟ این یک!
حالا یک جمله هم میخواهم بیشتر بگویم، امام بزرگوارمان فرمود: جبههها دانشگاه بود، به خدا زنگ تفریح هم داشت، ما یک شوخیهایی میکردیم، یک شادابیهایی داشتیم در جبهه، هم زنگ تفریح داشت، هم بوفه داشت، غذا میخوردیم، خوب هم میخوردند بچهها. یک شهیدی داشتیم خدا بر درجاتش بیافزاید، یک ساعت غذا میخورد. گفتم: بابا سیر نشدی؟ گفت: به جان خودم خسته شدم، سیر نشدم! بچهها خوب هم میخوردند، نوش جانشان، حتی یکی گوشتها را بر میداشت میخورد، خدا درجات او را هم رفیعترش کند، شهید شد. گفتم: نخور! گفت: اینها برای رزمندگان اسلام است جان در کرد، نوش جانشان، یعنی هم با خوراک بود، هم تفریح بود، هم خواب بود. ولی جبهه خوابگاه نبود! تفریحگاه هم نبود، رستوران هم نبود. هر سه تا را داشت حتی درس میخواندیم ما، ما کتابهایمان را برداشته بودیم آن جا میرفتیم درس میخواندیم. بچههای پشت کنکوری درس میخواندند، ما طلبهها هم میخواندیم. مباحثه میکردیم همه چیز بود، ولی اصلش مجاهدت بود.
من میخواهم به عزیزان صدا و سیما، که واقعاً زحمت میکشند، خدمت ریاست محترم رسیدیم تشکر کردیم از طرح تحولشان، از زحماتشان، همۀ شبکهها، گروههای معارف، همۀ عزیزان. اما حضرت عباسی، دانشگاه صدا و سیما، درسهایش بیشتر است یا زنگ تفریحهایش بیشتر است؟ سؤال است! نمیگویم: زنگ تفریح لازم نیست، حتماً لازم است! نمیگویم پیام بازرگانی لازم نیست، حتماً لازم است اما بین این پیام بازرگانیهایمان، زنگ تفریحهایمان، کلاسهای معارفیمان، داریم جامعه را جلو میبریم یا متوقف میکنیم؟ همین سؤال را راجع به مساجد هم کردیم، نگویید راجع به مساجد، هیئات و مساجد، چون گفتیم: در مسابقه، یک گروهی ملعون هستند، عقبگرد میکنند. یک عده مغبون هستند، ایستا هستند جلو نمیروند. یک عده مغبوط هستند جلو میروند، خرامان خرامان، یک عده و السابقون السابقوناند. وقتی میشود....
من بارها گفتم: صدا و سیما، بلد است آقای شریعتی، زلزله میشود، سیل میآید، کرونا میآید، اتفاقاتی برای غزه و یمن است، اتفاقی برای عزیزان بندر عباسمان است، صدا و سیما، انصافاً مردانه به میدان میآید، همه را در این دانشگاه ترغیب میکند برای کمک، جمع آوری کمک، انگیزه سازی میکند و به قول معروف، راه و چاه را نشان میدهد پس ما میتوانیم، مساجد میتوانند هیئات میتوانند، حرمها میتوانند، طلبهها هم میتوانند، صدا و سیما هم میتواند، مدراس هم میتوانند. چرا بعضی از وقتها خیلی شل میشویم؟!
شریعتی: یک عزمی برای ارتقاء فرهنگی...
حجت الاسلام ماندگاری: و از این آیه چون فرمودید از این آیه میترسم، فرمود: «لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً» (طه، 115) گاهی از اوقات حس میکنیم عزمی برای پیشرفت نداریم. عزمی برای رسیدن به ظهور نداریم. بابا همۀ عالم میگویند: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود! اگر ظهور را میخواهیم باید سختیهای آن را تحمل کنیم. «فَإِنَ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (شرح، 5) این را میگوید. حالا برویم در متن مسابقهمان،
شریعتی: خیلی خب، خیلی ممنون و متشکرم، ما این هفتهها با حاج آقای ماندگاری، داریم راجع به مسابقه صحبت میکنیم، میدانهای مسابقهای تعریف کردند ایشان و خوش به حال کسانی که اهل سرعت هستند، اهل سبقت هستند و حواسشان هست که عقب نیافتند از این قافله، در جلسۀ گذشته در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) دعاگوی همۀ شما هم بودیم و به تناسب، نکتههایی را فرمودند و إنشاءالله امروز ادامۀ فرمایشاتشان را میشنویم.
حجت الاسلام ماندگاری: و حتی اشاره کردیم آقای شریعتی، ممنونم از یادآوریتان، که حضرت معصومه (سلام الله علیها) و امامزادگان واجب التعظیم مثل حضرت شاهچراغ، سید علاء الدین حسین موسی الکاظم، حضرت عبدالعظیم حسنی، حضرت حمزه بن موسی الکاظم، حضرت طاهر بن علی بن الحسین و همۀ امامزادگان واجب التعظیمی که در مملکت ما، مثل ستاره میدرخشند، به خدا امتیازشان برای امامزاده بودنشان نیست. امتیازشان برای عبودیت و مسابقه برنده شدنشان است. برای این دلیل است حضرت آقا فرمودند: شهداء امامزادههای عصر ما هستند، اینها که حتی خیلیهایشان سید هم نبودند. شهداء نه بچۀ امام بودند، نه نوۀ امام بودند و حتی سید هم بعضیهایشان نبودند، چرا میفرماید: امامزاده؟! امامزاده کسی است که در این مسابقه برنده شود، مسابقۀ عالم هستی!
شریعتی: مسابقۀ سلوک!
حجت الاسلام ماندگاری: لذا حتی چند شب قبل باز در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) صحبت داشتم، گفتم: عناصر شکل دهندۀ انسان، سه عنصر اصلی است، یکی وراثت است، مؤثر است ولی تمام اثر نیست. یکی محیط است، مؤثر است ولی تمام اثر نیست، اما سومی اراده است. این همۀ اثر برای این است میتواند اثر وراثت را خنثی بکند، لذا میبینیم گاهی از اوقات بچۀ پیغمبر که وراثتش از نبی الهی است، اراده آمده اثر وراثت را خنثی کرده. از آن طرف میبینیم یک آدمی که علیه السلام نبوده، بچهاش آمده شده شهید دفاع مقدس، با اراده!
حضرت معصومه با وراثتش، امتیاز ندارد انقدری که با ارادهاش دارد، حضرت معصومه با محیط انما یرید... چون در محیط آیۀ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ» (احزاب، 33) امتیازش انقدر نیست به اندازهای که با ارادهاش است و بقیۀ امامزادهها. حضرت معصومه با ارادۀ خودش، به عنوان یک دختر، در مسابقۀ عالم هستی، گوی سبقت را از بقیۀ برادرها و خواهرانش، غیر از امام رضا برده.
شریعتی: که مدال فداها أبوها را گرفته.
حجت الاسلام ماندگاری: خیلی است! حتی حضرت شاهچراغ که خیلی با عظمت است، مقام حضرت معصومه را ندارد. حضرت عبدالعظیم حسنی، خیلی با شرافت هستند ولی مقام حضرت معصومه، تنها امامزادهای که امام معصوم برای او زیارتنامه انشاء کردند، حضرت معصومه (سلام الله علیها) است. تنها امامزادهای که امام صادق فرمودند: شفاعت او، تمام امت را کفایت میکند حضرت معصومه است. تنها امامزادهای که امام جواد (علیه السّلام) فرمودند: هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود، حضرت معصومه است. اینها برای چیست؟ برای وراثت است؟ نه به خدا! برای محیط است؟ نه، آنها حتماً اثر دارند، برای ارادۀ این وجود هستند. اراده برای من و شما هست، این اراده را خدا به من و شما هم داده، همان آیهای که بارها خواندیم، «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، 11) این را بعضی از بزرگان گفتند: لا یغیر ما بفردٍ، هم فرد، هم جمع است هم گروه، هم خانواده، هم قوم! این آیه را من نمیدانم یک بار گفتم یا نه، امام بزرگوارمان رضوان الله تعالی علیه فرمود: این آیه میگوید: ارادۀ خدا، پشت ارادۀ شماست. تو اراده کنی بروی بالا، خدا هولت میدهد بروی بالا. تو اراده کنی بروی پایین، خدا آزادت میگذارد بروی پایین، این معنی آیۀ «كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» (اسراء، آیۀ 20) انتخاب کن، خدا کمکت میکند راه را باز گذاشته، لذا آیۀ املاء را هم که گفتیم: «إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً» (آل عمران، 178) یکی میخواهد ظلم کند، امروز خدا نیست و نابودشان کند اسرائیلیها را ولی چطوری دارند بچه کشی میکنند، کودک کشی میکنند، لعنت خدا بر این گروه باد! صهیونیستهای جنایتکار. بعضی میگویند چرا خدا راه را باز گذاشته؟ این حرف را چقدر میخواهند بزرگ کنند. ولی یک روزی «أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً» (انعام، 44) ولی یک روزی خدا خِر آنها را میگیرد، هم چنان که خِر فرعون را گرفت. «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ * إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ * الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ * وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ * وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ * الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ» (فجر، 6 تا 11) خیلی ظلم کردند! ولی هیچ کدام از آنها، آثار نیکی نماند.
من اول به خودم میخواهم بگویم، اگر حوزه ارزش دارد چون مربی آموزش است، اگر صدا و سیما ارزش دارد چون مبلغ این مسابقه است، اگر جبههها ارزش دارد چون محل این مسابقه بود، اگر زندگی را انقدر ما برایش ارزش قائل هستیم چون میدان این مسابقه است.
یک بار دیگر آیه را بخوانیم، اگر امکان هم هست زیر نویس بروند، عزیزان خودم من ممنون آنها میشوم، چون مردم میخواهند خط ببرند «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً» (أحزاب، 35) آن جمله از امام رضا را که...
شریعتی: آدرس این آیه را بگویید که دوستان بنویسند.
حجت الاسلام ماندگاری: آیۀ سی و پنج سورۀ أحزاب...
شریعتی: آیۀ سی و پنج سورۀ أحزاب، آیۀ مورد اشارۀ بحث ماست، بله بفرمایید.
حجت الاسلام ماندگاری: آقای شریعتی من خیلی دوست دارم در ایام ولات امام رضا، این جمله را بگویم، که امام رضا گفتم داستانش را ولی یک بار دیگر بگویم، اشکالی ندارد. در مناظرهای که با آن زندیق داشتند، من برداشتم از این مناظره این است شاید عین عبارت باشد. امام رضا میخواهند بفرمایند که اگر حرفهای خدا را هم قبول نداری، احتمال بده! احتمال بده این حرفها درست است. بعد بیا امتحان بکن، شک نکن میرسی به نقطۀ صدق الله العلی العظیم. برای این خدا، خیلی قشنگ... من میگویم: یک دکتری را میخواهند پیشش بروند، میروند رزومهاش را یک نگاه میکنند، سابقهاش را نگاه میکنند.
شریعتی: یا از مریضهایی که پیشش رفتند میپرسند.
حجت الاسلام ماندگاری: یک مهندس میروند ببینند چند تا ساختمان ساخته، که روی سر مردم خراب نشده باشد إنشاءالله. یک مکانیک بروند ببیند ماشینهای قبلی را چه کار کرده؟
شریعتی: اصلاً حاج آقا خرید اینترنتی بخواهی انجام بدهی، میروی در بخش نظرات نگاه میکنی، ببینی راضی هستند یا نیستند؟
حجت الاسلام ماندگاری: من میگویم بیایید خدا را میخواهید امتحان کنید، برویم ببینیم کسانی که در این مسابقات شرکت کردند خدا آنها را به کجا رسانده؟ کسانی که تسلیم خدا شدند... میخواهم یک حرف عجیب بزنم، «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ» زن و مردی که تسلیم خدا شدند دختر و پسری که تسلیم خدا شدند، میدانید خدا آنها را به کجا رسانده؟ خدا تسلیمشان شده. بر من خرده نگیرند، از کجا میگویی حاج آقا؟ حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا» (الأمالی، النص، ص 95) خدا غضب و رضایت را گذاشته با غضب و رضایت فاطمه، چرا؟ چون فاطمه (سلام الله علیها) تسلیم محض خدا بود، همان تسلیم طلایی که یک بار گفتیم. برویم اصلاً این را یک بار امتحان کنیم، تسلیم خدا باشیم، مخصوصاً آن جایی که حکم خدا را نمیفهمیم، مثل قصۀ یار تنوری امام صادق، مثل جایی که امیرالمؤمنین به حضرت زهرا فرمودند برو پشت در، مثل صلح حدیبیه، مثل حتی قطعنامۀ پانصد و نود و هشت ما، من آن روز در جبهه بودم، بعضیها آتششان گرفت، چرا امام قبول کرد؟! گفتم: امام است! ولی است! او از من و تو بیشتر میفهمد. الآن میگویند: چرا آقا... فکر میکنند مثلاً دارد تعلل میشود برای پاسخگویی به بعضی از حرکات دشمنان، این ولی است! به خدا از همه بیشتر میفهمد، تسلیم باشیم! بعد ببینید خدا چه کار میکند برایتان. برویم امتحان کنیم تسلیم خدا بودن را، خدا گفته: انجام واجبات، ترک محرمات. خدا گفته: حیاء و عفت، خدا گفته: حلال خوری، خدا گفته: مالیات مرا بیده. تسلیم شویم! ببینیم چه اتفاقی میافتد؟ بابا هم چنان که راهنمایی رانندگی میگوید این راه باز است و این راه بسته، همه تسلیم هستند. دکتر میگوید: این غذا را بخور، این غذا را نخور، این دارو را بخور، این دارو را نخور. همه تسلیم هستند! خدای دکتر و مهندس و راهنمایی و رانندگی و متخصصها میگوید، این کار را بکن و این کار را نکن، بگو چشم! امتحان کن تسلیم در برابر خدا را، ببین خدا چه گشایشی برایت درست کند این یک. اینها را چون قبلاً گفتم سریع رد میشوم.
دوم: باور و ایمان به خدا را امتحان کنیم، امروز با این ادبیات دارم میگویم «وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ» یعنی باور و اعتماد به خدا را امتحان کن!
شریعتی: ایمان را امتحان کنیم.
حجت الاسلام ماندگاری: حاج آقای پناهیان داشتم دیروز گوش میکردم، جملۀ قشنگی فرمودند: توکل را از بچه یاد بگیریم، میداند بازی بکند خراب بشود، هر چه درست کند خراب شود، مامان و بابایش هستند. خدا هم گفته: تو این فضیلت را انجام بده، تو تکلیفت را انجام بده، من تکمیلش میکنم، اعتماد کن!
شریعتی: و بچههایی که هیچ وقت نگران شام و ناهارشان نیستند.
حجت الاسلام ماندگاری: بچه را بابا هوا میاندازد، بچه اصلاً نگران نیست چون میداند بغل بابا باز است. خدا از بابا مهربانتر است، باورش کنم! باورش کنم مهربانتر است، باورش کنم داناتر است، باورش کنم به قول معروف علقهای ندارد جز به هدایت ماها. باور کنم این خدا را! دورغ نگفته، گفته: رزقتان را میدهم. دروغ نگفته، گفته: من حفاظت میکنم. من بارها گفتم، خدا گفته مدیر برنامههایتان میشوم، مسئول تدارکاتتان میشوم، محافظتان میشوم باورش کنم. امتحان کنم! اعتماد به خدا را «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق، 3) «حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (انفال، 64) امتحان کنم اعتماد به خدا را!
بارها به جوانهای عزیز میگویم: چرا ازدواج نمیکنی؟ میگوید: حاج آقا مشکل پولی دارم، میگویم: یک وزارت خانهای، یک خیریهای بگوید: هر جوانی ازدواج کند، یک میلیارد میدهیم، گفت: حاج آقا امروز ازدواج میکنیم، خدا یک خیریه میگوید میدهم «إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (نور، 32) البته خدا گفته: به شرطی میدهم که با طرح من جلو بروی. آیت الله مظاهری حفظه الله فرمودند: خدا خرج ازدواج را میدهد، خرج و برجش را که نمیدهد. خیلی از کارهایی که ما میکنیم برج است، امتحان بکنیم اعتماد به خدا را.
بارها این قصه گفته شده، حاج آقای عابدینی عزیز فرمودند، مادر موسی امتحان کرد اعتماد به خدا را، البته امتحان نکرد باور داشت. هیچ مادری، بچه را نمیگذارد صندوقچه و برود در آب رهایش کند، ولی اعتماد کرد که او از آن بچه به مادر، مهربانتر است.
شریعتی: و جالب است ایشان یک نکتهای هم میفرمودند که وقتی این سبد را سپرد به نیل، این مدام بر میگشت میگفت: این امتحان خیلی سختتر بود و احساس میکرد علی القاعده این بچه را باید بگیرد، شاید خدا میخواهد که دوباره این برگردد، مثل قصۀ مثلاً حضرت ابراهیم، که چاقو نبرید، مدام میرفت و این امتحان خیلی سختتر بود ولی او باز رها کرد.
حجت الاسلام ماندگاری: مشابه این در قصۀ حج است، ظاهراً فکر میکنم اگر اشتباه نکنم، آیۀ نود و چهار سورۀ انعام است یا مائده، شک دارم که خدا میگوید: من شکار را برایتان حرام کردم، برای حاجی حرام است صید حرام است، ولی پرندهها انقدر پایین پایین آمدند، که آیه دارد اگر دستشان را دراز میکردند دو سه تا پرنده میتوانستند بگیرند.
شریعتی: چقدر امتحان سخت است.
حجت الاسلام ماندگاری: یعنی خدایا داری قلقلکم میکنی؟! جوان میگفت: حاج آقا از آن روزی که نیت کردم، آمدم پاک باشم، بدتر دارد زمینههای گناه جلویم سبز میشود. گفتم: خدا میخواهد امتحانت کند. تو هم خدا را امتحان کن عیبی ندارد! بگذارید یک جمله برای ولادت امام رضا بگویم، یک بار در حرم امام رضا گفتم، در جشن تولد، ما کادو میبریم و شیرینی میخوریم. گفتم: چه کادویی دارید برای امام رضا میبرید مردم؟ امام رضا نه به پول من و شما احتیاج دارد، ولی پول در ضریح بریزیم، برای خدمات فرهنگی خوب است. امام رضا به فرش ما نیاز ندارد، اینکه من با چه وسیلهای مشهد میروم، امام رضا میدانید به چه نیاز دارد؟ برو به امام رضا بگو به خاطر آمدن پیش شما، از یک گناه چشم پوشیدم، «أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ» (نهج البلاغه، ص 417) هر کسی میخواهد ما را کمک کند، گناه نکند، با گناه نکردن برای ما هدیه بیاورید، «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه، 79) چون «إِضَاعَةَ الصَّلَوَاتِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ» (تفسیر القمی، ج 2، ص 304) امتحان بکنیم باور نسبت به خدا را.
سه: امتحان بکنیم اطاعت نسبت به خدا را، «الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ» مطیع شویم ببینیم خدا چه کار میکند؟ قصۀ حمّال تبریزی را بارها گفته شده و مردم شنیدند. حمّال بود، باربر بود پیرمردی بود، یک بار میخواست کمرش را راست کند، نفسی بکشد. سرش را بالا کرد دید یک بچهای دارد از بلندی میافتد، گفت: بایست! بچه بین زمین و آسمان ایستاد! دستش را دراز کرد، بچه را بغل کرد. پدر و مادر آمدند گرفتند. دورش را گرفتند پیغمبر زادهای، امامزادهای؟ گفت: نه، من مطیع خدا بودم عمری، یک بار هم ما گفتیم خدا به حرف ما گوش کرد.
شریعتی: یک عمری گفت: این کار را بکن، گفتم: چشم! یک بار من گفتم.
حجت الاسلام ماندگاری: امتحان کنیم! غلام امام سجاد، رفتند برای دعای باران، هر چه دعا کردند نیامد. غلام سیاه چهرۀ امام سجاد، سرش را روی خاک گذاشت، گفت: خدایا این بندۀ رو سیاهت، صورتش را بر نمیدارد تا باران بیاید. باران آمد، زهری رفت دنبال این غلام، داستانش خیلی قشنگ است. رفت دید خانۀ امام سجاد رفت. گفت: معلوم است کسی که اینجا تربیت شده، به اینجا میرسد. به امام سجاد گفت: میخواهم غلامتان را بخرم. حضرت فرمودند: چرا بخری؟ به تو میبخشم ما که اهل خرید و فروش نیستیم. غلامها صف شدند که بگیرندش به این بدهند. دید محبوبش در اینها نیست این کجا رفته این آدم؟ از کجا به کجا رسیده؟ امام سجاد فرمودند: کس دیگری هست نیامده باشد در صف؟ گفتند: مأمور اصطبل نیامده. مأمور اصطبل است! نه حجت الإسلام است، نه دکتر است، نه استاد دانشگاه است، نه وزیر است، نه وکیل است، نه رئیس است، نه امام جمعه است، نه نمایندۀ ولی فقیه است، همه را بگویم کسی ناراحت نشود. نه رئیس جمهور است، نه رئیس مجلس است، نه رئیس قوۀ قضائیه است، مأمور اصطبل است ولی چون مطیع خداست، خدا به حرفش گوش میکند. آقا چرا دعای باران نمیآید؟ خب چقدر به حرف خدا کردم که باران بیاید؟ حاج آقا چرا در اروپا و آمریکا باران میآید؟ بارها گفتیم آیۀ چهل و چهار سورۀ انعام، «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ» خدا میگوید: یک وقتی پشت به من میکنید، باب مادیات را برایتان باز میکنم «حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا» خوش بگذرانید ولی بعد «أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً»
شریعتی: یک جاهایی اصلاً طبق سنت عالم، درست عمل میکنند در روابط خودشان.
حجت الاسلام ماندگاری: شاید هم آن جا به قول شما دارند درست عمل میکنند، ولی اینجا خدا میگوید: اگر «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ» (أعراف، 96) تو مرا باور کن، اعتماد کن، قانون خدا را هم رعایت کن، من از آسمانها و زمین برایت برکات میبارانم و میجوشانم.
شریعتی: مأمور اصطبل است ولی عبد است.
حجت الاسلام ماندگاری: مأمور اصطبل است ولی عبد است! خدا میگوید... من بارها این حدیث را خواندم، «كُنْ لي أكُنْ لكَ» (الغارات، ج 2، ص 929) تو برای من مطیع باش من با تمام خداییام برای تو کار میکنم. برو مسابقه بده، امتحان کنیم اطاعت خدا را.
سه: امتحان کنیم صداقت را. آقای شریعتی بد جوری صداقت، نبودش در جامعه دارد همه را اذیت میکند، همه هم اولش خوب حرف میزنیم اولش من! یکی آمد گفت: فلانی حرفهایش قشنگتر از عملش است، تازه شده مثل من و تو.
شریعتی: امروز دیگر حاج آقا خیلی شکسته نفسی کردید شما.
حجت الاسلام ماندگاری: به خدا نه، تازه شده مثل... مگر من و تو چقدر به حرفهایم عمل کردم؟ لذا به مسئولین... خدا رحمت کند حاج آقای رئیسی را، من رفیق آقای رئیسی بودم گفتم: آقای رئیسی میشود یک مقدار کمتر سخنرانی کنید؟ گفت: برای چه؟ گفتم: قربان شکل ماهت سید جان! قول به مردم میدهی، نمیتوانی عمل کنی، خراب میشود! آخرش هم قرار بود بیاید بگوید، اجل... بیا قشنگ به مردم بگو مردم ده تا قول به شما دادم، چهار تای آن را انجام دادم، دو تای آن را هم انجام میدهم، چهار تای آن را هم نمیتوانم انجام بدهم، اشتباه کردم قول دادم، مردم مرا ببخشید!
شریعتی: مشاورۀ غلط دادند به من.
حجت الاسلام ماندگاری: من از همۀ مسئولین میخواهم بیایند یکی دو بار به مردم صادقانه بگویند، ببخشید! به خدا مردم قبول میکنند، به خدا محبوبیتشان هم بیشتر میشود، چه قوۀ مجریه، چه مقننه، چه قضائیه. الآن ماشاءالله در مجلس ما خوب قانون دارد تصویب میشود ولی میرویم در مغازه میبینیم، یک قانون اجرا نمیشود، میگوییم: صدا و سیما این گونه گفت، حاج آقا برو از صدا و سیما بخر! خب قانون را درست انجام بدهید. قوۀ قضائیه، قوۀ مجریه، درست اجرا کند، قوۀ قضائیه هم محکم پایش را بگیرد، صادقانه بگوییم: مردم! نتوانستیم بیایید کمک ما بکنید. بیاییم صداقت را امتحان دهیم، امتحان کنیم صداقت با خدا را.
یک دختر خانمی یک روز در دانشگاه آمد وضع حجابش خوب نبود، آمد از من سؤال کند، گفت: حاج آقا دوستانم به من گفتند: دارید میروید پیش حاج آقا، حجابت را درست کن، گفتم، من برای حاج آقا فیلم بازی نمیکنم! حاج آقا اگر میخواهد جواب مرا بدهد همین طوری جواب بدهد. یک لحظه ایستادم گفتم: من به صداقت تو غبطه میخورم، میشود سر نمازت برای صداقت من دعا کنی؟ هم چنان که تو در برخورد با من، صادق آمدی فیلم بازی نکردی، دعا کنی من هم در برخورد با خدا، دینم و مردم، صادق باشم. اشک در چشمانش جمع شد، خیلی دل پاکی دارند این بچهها! سؤالش را پرسید، جوابش را دادم مربوط به حجاب هم نبود. ولی وقتی داشت میرفت، قشنگ شالش را درست کرد. حاج آقای فرحزاد میفرمایند: بچهها تشنۀ محبت هستند، تشنۀ تأیید هستند، تشنۀ تکریم هستند، صادق باشیم با یکدیگر.
حالا ببخشید حتی در فیلمها دیدید، معذرت میخواهم اسم نمیخواهم ببرم، تا میخواهد پیش حاج آقا برود، یقۀ اینجا را ببندد، موهای پشتش را هم در پیراهنش بکند، منظورم آقا رحمت نبود، حالا من عذرخواهی میکنم شخصیت آقا رحمت برای ما خیلی عزیز هم هست، نقش ما آخوندها را هم بازی کرده، خدا حفظش کند. ببینید الآن مد شده، که وقتی یک جایی میروم یک تسبیح دستم بگیرم، یقهام را هم ببندم، یک محاسن هم بگذارم و طیب الله و صبحکم الله و مساءکم الله هم بگویم تا کارم راه بیافتد، این خیلی بد است! خدا لعنت کرده نفاق را و منافقین را، بیاییم صادق باشیم. صادق صادق باشیم!
آقای پلیس راهنمایی رانندگی به من در جاده گفت حاج آقا جلوی ماشینی را گرفتم، گفتم: چقدر میرفتی؟ گفت: صادقانه صد و هشتاد تا! گفت: چون صادقانه گفتی، کم جریمهات میکنم. «النجاة فی الصدق» (بحار الأنوار، ج 70، ص 14) امتحان بکنیم، هم مسئولین، هم مردم، هم پدر و مادرها، هم معلمها، هم مربیها، همه با هم صادق باشیم! در مغازهها میگویم: این را چند خریدی؟ چند است؟ قسم حضرت عباس میخورد انقدر خریدم، ده درصد دارم در آن میخورم. بعد که آخرش را میبینی، پنجاه درصد دارد میخورد، این چه برکتی از زندگیات میبرد.
شریعتی: صداقت باشد واقعاً دنیای ما بهار میشود.
حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً آمدن امام زمان مشروط به صداقت است. قدم صدق است «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ» (أحزاب، 23) امتحان کنیم صداقت با خدا را، بعدی آن...
شریعتی: نکتۀ پایانی...
حجت الاسلام ماندگاری: نکتۀ پایانی، بقیهاش را بگذاریم برای هفتۀ آینده إنشاءالله، به شرط حیات و توفیق. امتحان کنیم صبر را، گفت: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیماند/ که بعد صبر نوبت ظفر آید. باور کنید با حاج آقای عالی عزیز، حاج آقای... چند تا از دوستان بزرگوار گفتگو و مباحثهای داشتیم، گفتیم: بیاییم برای مردم بگوییم اینکه حضرت آقا فرمودند، باید تاریخچهاش را بگوییم، که هزینۀ صبر و مقاومت، از هزینۀ تسلیم، به مراتب کمتر است. کسانی که تسلیم غیر خدا شدند، نه تسلیم خدا. کسانی که مقاومت کردند در برابر دشمن خدا، ببینیم چه تفاوتی دارند در زندگیهایشان، امتحان کنیم صبر را و خدا إنشاءالله به همۀ ما... این آیه را من اصلاً خیلی برایم عجیب است «َةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ» (زمر، 10) من امروز فقط آمدم بگویم، حرفهای خدا را بیاییم بشنویم، امتحان کنیم، بعد فریاد میزنیم «صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُ الْعَظِيمُ» إنشاءالله. این میشود آن حرف و آرزوی امام رضا، که «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا» (وسائل الشیعه، ج 12، ص 7) ما باید بیاییم معارف خدا را، معارف اهلبیت را یاد گرفتیم، به دیگران بگوییم. بعد مردم وقتی میبینند این امتحان کرده، این همۀ راهها را رفته، «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلُوبِكُمْ» (حجرات، 7) را با تمام وجودش چشیده، کراهت گناه را چشیده، زشتی گناه، تلخی گناه را چشیده، این دارد... میگویند: ناخورده چه میداند آن که خورده میداند، با تمام وجودش دارد میگوید، آن گونه قشنگتر میتوانیم برای خدا تبلیغ بکنیم، إنشاءالله حوزویان ما هم، فقط برای مردم نگوییم مردم بشنوند، با سیرۀ خوبان عالم هم نشان دهیم مردم هم ببینند، بچشیم و بچشانیم تا مردم بچشند.
شریعتی: و فرمود: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ» (بحار الأنوار، ج 67، ص 309) إنشاءالله با رفتار و با عمل، همۀ ما بتوانیم مبلغ واقعی دین باشیم إنشاءالله. خیلی ممنون هستم حاج آقای ماندگاری از شما. قصۀ قهرمانان توحید، هم چنان ادامه دارد از حاج آقای بهشتی باز هم صمیمانه تشکر میکنم، در کانال ما و در سایت ما، إنشاءالله امروز قهرمانان توحید، این قسمتش بارگذاری خواهد شد که راجع به شخصیت عظیم أحمد بن موسی، شاهچراغ است که از همین جا از همۀ شیرازیهای عزیز، خواهش میکنم که سلام رسان ما محضر حضرت باشند. ما هفتۀ گذشته، در حرم حضرت معصومه، یک پویشی را طرح کردیم، که نمیدانم دوستان شنیدند یا نه؟ ولی جا دارد در ایام دهۀ کرامت، هم چنان تکرار بکنم، برای مفروش کردن صحنها و رواقهای حضرت معصومه، به یاری و کمک شما نیاز است. هر گره از فرش حرم، یک قصهای از عشق و نذری از دل، اگر شما هم میخواهید همراه شوید، کافی است که عدد سه را، به سه هزار یازده بیست و دو، پیامک کنید. سه، به سه هزار یازده بیست و دو و در این طرح بسیار عظیم همراه باشید و إنشاءالله باقیات و صالحاتی باشد که خانم حضرت معصومه (سلام الله علیها) بپسندند و إنشاءالله از همۀ شما به بهترین وجه و بهترین شکل، قبول بکنند. آیات را بشنویم بعد از تلاوت آیات، إنشاءالله همراه شما هستیم و در کنار شما.
تلاوت قرآن
اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجل فرجهم. یک پشت صحنهای از برنامۀ هفتۀ گذشته را دوستان آماده کردند که إنشاءالله تقدیم نگاه شما خواهد شد و اسامی برندگان مسابقۀ قهرمانان توحید، که هر هفته، یک مسابقهای را دوستان برگزار میکنند، برندگان مسابقۀ هفتۀ قبل، امروز در کانال اعلام خواهد شد و در مسابقۀ این هفتۀ قهرمانان توحید هم شرکت کنید، همۀ شما دعوت هستید خاصه نوجوانهای عزیز و کودکان، که با همت والدین إنشاءالله در این مسابقه، که موضوع بحث ما هم هست، شرکت کنند و إنشاءالله برنده شوند. آقا دعا بفرمایید و خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام ماندگاری: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. خدایا به آبروی امام رضا و حضرت معصومه و حضرت شاهچراغ (علیهم السلام) قسمت میدهیم حاجات شرعی امام زمان، حاجات امام زمان، حاجات رهبرمان، حاجات مجاهدان فی سبیل الله، حاجات مؤمنین و مؤمنات، همۀ بینندگان عزیز، برادران و خواهران، کسانی که اولاد میخواهند، کسانی که همسر میخواهند، کسانی که خانه میخواهند، کسانی که شفای مریض میخواهند، آزادی زندانی میخواهند، هر کسی رفع مشکلات میخواهند، حاجات همه فوق رغبت، عنایت بفرما. عزیزان گفتند: برای رفتگان در حادثۀ بندر عباس، طلب علو درجات برای مجروحین، طلب شفاء و عافیت برای خدمتگزاران، طلب اجر و برای بازماندگان، طلب صبر را یادمان نرود، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید، باز هم یادآوری میکنم. هفتۀ گذشته ما در حرم حضرت معصومه، مسابقهای برگزار کردیم، برندگان آن مسابقه، امروز در کانال ما معرفی خواهند شد، میتوانید مراجعه کنید و حالا برشی از پشت صحنۀ برنامۀ هفتۀ گذشته، که سالروز میلاد کریمۀ اهلبیت حضرت فاطمۀ معصومه (سلام الله علیها) بود را با عشق، تقدیم نگاه پر مهر شما میکنیم و از حضور گرم همۀ شما، مجدداً متشکریم و ممنون، تا فردا و تا سلامی دوباره. خیلی ممنونم حاج آقای ماندگاری از شما.