مباحث تفسیری حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی در ماه مبارک رمضان در شبستان امام خمینی رحمت الله علیه در این مکان نورانی و سلام عرض می کنم محضر همه ی شما بینندگان ارجمند سیمای نور و برنامه سمت خدا شبکه سه سیما و خوب الحمدلله رب العالمین به همت دوستان عزیز در این آستان مقدس و شبکه سه سیما این مباحث امسال چندی است که عمومی تر از سال های قبل از طریق برنامه سمت خدا برای همۀ بینندگان ارائه می شود و این جای قدر دانی از زحمت دوستان و شکر به درگاه الهی دارد برویم سراغ مباحث امروز ادامه تفسیر سوره مبارکه توبه قبلش یک صلواتی بر محمد و آل محمد بفرستیم. (صلوات)
حاج آقای رفیعی عزیز سلام علیکم عرض ادب و ارادت و تبریک این ایام و قبولی طاعات.
رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم تبریک عرض می کنیم میلاد با سعادت کریم اهل بیت امام مجتبی علیه السلام را انشاالله این جمع همه زائر حرمش باشند و حرم بقیع صلواتی عنایت بفرمایید. (صلوات)
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول و لا قوه الا باالله العلی العظیم الحمدلله رب العالمین و الصلات و السلام علی سید المرسلین حبیب الله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد. (صلوات)
و علی آله الطیبین الطاهرین الهدات المهدیین سیما بقیۀ الله فی الارضیین و لعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین اللهم کن لولیک الحجۀ ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعۀ و فی کل ساعه ولیاً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عیناه حتی تسکنه أرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا تبریک عرض می کنم میلاد با سعادت کریم اهل بیت امام مظهر حلم و سخاوت و عبادت اولین مولود خانۀ امیر المومنین و حضرت زهرا اولین نوۀ پیامبر و فرزند پیامبر امام مجتبی علیه السلام را خدمت همۀ برادران و خواهران و بینندگان عزیز برنامه سمت خدا و همچنین خدمت همۀ خیران کسانی که دست به خیر هستند مخصوصاً این روزها نسبت به رسیدگی به فقرا کمک می کنند به همه تبریک عرض می کنم من امروز عرائضم را اختصاص می دهم به امام مجتبی علیه السلام در دو بخش، بخش اول که واقعا باید گفت بخش مظلومیت امام حسن مجتبی علیه السلام من اجازه می خواهم چند جمله ای تاریخی بحث کنم عزیزانم عنایت کنید امیدوارم بتوانم از عهده این بخش اول بیرون بیایم آقایان عزیز خواهران گرامی بعد از 25 سال غصب خلافت مردم دور امیر المومنین جمع شدند و اصرار کردند ایشان خلافت را پذیرفت چهار سال و خورده ای نزدیک پنج سال خوب نگذاشتند علی کار کند تا اومد شروع کند جنگ جمل را در مقابلش علم کردند که چند هزار کشته داد و خون به دل امیر المومنین کردند چه کسانی در این جنگ از بین رفتند از دو سپاه حتی از سپاه مقابل امثال طلحه و امثال زبیر این جنگ فتنه اش را امیر المومنین به زمین گذاشت و خواباند و تمام شد اما معاویه در شام که این روزها خیلی تلاش دارند یک چهرۀ مثبتی از او به دنیا معرفی کنند هزینه کردند و فیلم ساختند اما واقعا من دعوت می کنم از همۀ آزادگان نمی گویم شما نمی گویم شیعیان هر کسی که علاقمند است با فیلم و سریال خیلی چیزها را می شود وارونه کرد بروند تاریخ را مطالعه کنند تاریخ هم ما ننوشتیم اکثر کتاب های تاریخی را دانشمندان اهل سنت نوشته اند خوب معاویه در شام یک استاندار است استاندار یعنی چی؟ یعنی تحت فرمان خلیفه قبل از امیر المومنین ایشان را گذاشتند استاندار حضرت به قدرت رسیده می تواند استاندارش را عوض کند دیگر الان شما در کشور ما هر رئیس جمهوری که می آید همه استاندارها تقریبا عوض میشوند الان هم این اتفاق افتاد نود درصد بالا استاندار حقش است هم می تواند وزیرش را عوض کند و هم استاندارش را عوض کند و مسئول دفترش را عوض کند رئیس جمهور وقتی یک کشوری می آید چند درصد وزراء عوض شدند در همین اخیر امیر المومنین استاندارها را حذف می کرد و جابجا می کرد یکی از آنها معاویه است که می خواست حذف کند او نه تنها کنار نرفت بلکه ادعا کرد من خلیفه هستم علی ناحق است من باید خلیفه باشم یک استاندار ادعا کرد خلافت دارد به همین جهت هم جنگ صفین را علم کرد در مقابل امیر المومنین چه جنگ سختی اون قصه عمروعاص و ابو موسی اشعری حکمیت که وقتی تمام شد ابو موسی اشعری به عمروعاص گفت مثلک کمثل کلب تو مثل یک کلب کلاه سر من گذاشتی با من خدعه کردی عمروعاص گفت من قبول دارم من کار خودم را خوب انجام دادم ولی مثلک کمثل الحمار یحمل اسفارا تو هم آدم به هر حال قوی ای نبودی و زود کلاه سرت رفت اینها گفتگویی بود که بین این دو گذشت آقایان عزیز خواهران گرامی نمی توانم من دوران امام حسن را برای شما بدون این مقدمه توضیح بدهم سه سال تمام از سال 37 تا 40 حضرت امیر شهید شد از سال 37 سه سال تمام معاویه نیروهایی می فرستاد به شهرهایی که تحت فرمان امیر المومنین بود حمله می کردند به اینها می گویند غارت الغارات یعنی غارت هایی که معاویه به شهرهای مختلف کرد و دل امیر المومنین را خون کرد یک آقایی یک کتابی نوشته به نام الغارات این کتاب سال 283 نویسنده اش مرده یعنی 1200 سال پیش الغارات معروف است کتابی است از شخصی به نام ابراهیم ثقفی ایشان نوشته اونجا این کتاب را ما ننوشتیم 1200 سال پیش نوشته شده من چند نمونه اش را خدمت تان عرض کنم ضحاک بن قیس از طرف معاویه حمله کرد به کاروان حج، حجی که حضرت علی فرستاده بود غارتشان کرد سفیان بن عوف حمله کرد به شهر انبار اینها شهرهای زیر مجموعه حکومت امیر المومنین هستند و زن ها را غارت کردندو فرماندار را کشتند و بعضی ها حمله کردند به مصر به مکه و به مدینه و عمروعاص حمله کرد به مصر و استاندار قانونی امیر المومنین را کشت و آتش زد محمد بن ابی بکر استاندار مصر بود که آقا خیلی دوستش داشت یک روز دیگر هم گفتم ایشان فرستاده بودش بُصر اسم یک نفر است بٌصر حمله کرد به مکه و مدینه و کلی آدم اینها می زدند و غارت می کردند و می خواستند نا امن کنند که علی نتواند حکومت کند من خطبه 27 امیر المومنین را بخوانم دلم نمی خواهد امروز این حرفها را بزنم ولی چاره ای نیست فرمود یا اشباح الرجال آی نامردها اینها را به کی می گوید؟ به کسانی که تحت شهرها بودند و مقاومت نمی کردند در مقابل حمله ها و لا رجال حلوم الأطفال افرادی که ذهن تان ذهن یک بچه است و بعد فرمود لوددت لم أرکم کاش علی شما را نمی دید و لم أعرفکم کاش من شما را نمی شناختم قاتلکم الله مرگ بر شما لقد ملئت قلبی قیها دلم را به درد آوردید امیر المومنین رئیس حکومت معاویه در شام برای خودش بیعت گرفته هرازچندی یک آدم را بر می دارد با کلی نیرو حمله می کند خوب صفین هم که خدعه کردند و از تو شکم صفین خوارج اومد بیرون چند هزار آدم شدند خوارج، خوارج یعنی کی؟ یعنی کسانی که می گفتند العیاذ بالله علی ابن ابیطالب کافر است اون فتنه جمل و اون فتنه صفین و این فتنه نهروان در نهروان با اینها وارد جنگ شد و تعداد زیادشان را کشت در این گیر و دار امیر المومنین را شهید کردند اوضاع را ببینید شما امیر المومنین را در محراب تو این گیر و دار که معاویه در اوج قلدری زورگویی و هجمه و غارت ناسزا گویی اصلا سب امیر المومنین می کردند سب می کردند ناسزا می گفتند تو این اوضاع امیر المومنین شهید شد شما را به خدا ببینید رئیس یک حکومت رئیس یک حکومت شما الان یک رئیس جمهور از دنیا می رود در دنیا برایش چیکار می کنند؟ آقای رئیسی شهید شد چه کردند مردم؟ دوست و دشمن احترام می کنند رئیس یک حکومت را جرات نکردند تشییع جنازه کنند مجبور شدند در دل شب بدن علی را بیاورند خاک کنند نتوانستند قبرش را اعلام کنند مردم دنیا رئیس حکومت از دنیا رفته الان ما آقای رجایی شهید شد و آقای رئیسی قبرش معلوم است در این دنیا چند تا آدم مردند رؤسای جمهور بد و خوب قبر امیر المومنین نگذاشتند خوارج گفتند ما می رویم قبر را می شکافیم و بدن را آتش می زنیم لذا صد سال تقریبا قبر علی ابن ابیطالب مخفی بوده شما با یک آدم بلند نشد بپرسد این امیر المومنین که دیشب شهید شد کجا خاکش کردید قبرش کجاست و کی تشییعش کرد امام مجتبی در این شرایط حکومت رسید به ایشان با این آدم هایی که امیر المومنین می فرماید قاتلکم الله با این آدم هایی که امیر المومنین می فرماید دلم را به درد آوردید خوب حالا امام حسن باید چه کند؟ باید کار ناتمام بابایش را تمام کند یعنی فتنه شام را بخواباند معاویه را از اونجا خلع کند بلافاصله تشکیل لشکر داد حرکت کرد به سمت مدائن اما نگذاشتند چرا؟ تو همین ماه رمضان مجبور به صلح شد شش ماه بعد از حکومت نشست با معاویه صلح امضا کرد وحکومت را واگذار کرد به معاویه چه اتفاقی افتاد که حکومت علوی شد اُموی چه اتفاقی افتاد که حکومت امیر المومنین و امام حسن واگذار شد به امویان اونها هم که دیگه پس ندادند معاویه بعد بیست سال خلافت داد به یزید پسرش و یزید حادثه کربلا را ایجاد کرد بعد از یزید به مروان رسید اون جنایتکار و اون آدمی که ضد اهل بیت بود بعد از مروان به پسرش عبدالملک مروان رسید و بعدش به چهار تا پسرهای عبدالملک رسید همینطور سلسله وار تا سال 132 یعنی حدود حساب کنید دیگر از 41 تا 132 نود و خورده ای سال اینها حکومت کردند و بعد هم بنی عباس دست خودش را گرفتند و منصور دوانقی و ابوالعباس سفاح و مهدی و هارون و مأمون و متوکل بیایید جلو تا قرن هفتم هفتصد سال یعنی مسیر کج شد حالا خیلی ها می گویند چرا امام حسن صلح کرد علتش روشن است یک: خیانت یاران فرماندهان ارشدش رفتند پیوستند به معاویه ارتش امام حسن ارتش مقاومی نبود شما همین اخیراًدر قصه سوریه دیدید ارتش سوریه 24 ساعت در مقابل این افرادی که حالا الان حکومت دستشان است مقاومت نکردند معلوم است وقتی مقاومت نکنی می گیرند کشورت را این یک.
خسته شدن یاران سه تاجنگ شده بود صفین و جمل و نهروان خسته شده بودند کشته داده بودند عرض می کنم نفوذ دشمن معاویه آنچنان نفوذ کرده بود آقا من یک نمونه به شما بگویم امام حسن بعد از این یک خورده به تعبیر من به هر حال نرمش نشان داد دید دیگر چاره ای نیست باید کوتاه بیاید یکی از فرماندهان مهم ایشان ابن عباس است عبیدالله بن عباس پسر عمویشان است پسر عموی پدرشان است عبید الله بن عباس که دو تا بچه هایش هم توسط معاویه شهید شده بودند تو همین غارات و حمله ها دو تا بچه هایش توی عبید الله بن عباس رفت به معاویه پیوست من اسم نمی آورم آدم هایی که پیغام دادند به معاویه شما جایزه بده ما سر امام حسن را برایت می آوریم و این کار را هم کردند در مدائن حمله کردند به همین یاران خود آقا حمله کردند به خیمه امام حسن ران امام حسن شکافت و خون جاری شد و بستند و یک چند تا از این یاران صمیمی آقا خوب افراد بنام هم مثل حجر و اینها داشت آقا را انداختند روی اسب بردند توی کاخ عموی مختار که ایشان مواظبت کرد نگذاشت امام حسن را سرش را تحویل بدهند و الا کشته بودند در این شرایط امام نشست پای میز مذاکره چاره ای نبود در واقع نرمشی بود تحمیل کننده چرا چون ضعف بود هر کشوری در موضع ضعف قرار بگیرد کشوری دیگر در موضع قدرت این اسمش گفتگو نیست این اسمش تحمیل است این اسمش عقب نشینی است و امام حسن نرمش کرد اما نرمشی که مجبور شد من کلام خود ایشان را برایتان بخوانم امام حسن لو وجدت اعواناً ما سلمت له الأمر من اگر آدم داشتم و نیرو داشتم و قدرت داشتم هیچ وقت خلافت را به امویان تحویل نمی دادم لأنه محرمٌ علی بنی امیه چون جدم رسول خدا فرمود خلافت بر بنی امیه حرام است بعد حضرت فرمودند من گیر کسانی افتادم فأُف یا عبید الدنیا آی بنده های دنیا که امام حسن را به این شکل د مظلومیت قرار دادید آقا دیگر می دانید بعد از این قصه در کوفه بودند امام حسن و امام حسین در کوفه بودند کوفه بساطشان را جمع کردند و آمدند مدینه ده سال آقا در مدینه ماند که بعد ده سال شهید شد سال 50 تقریبا شهید شد و این ده سال سخت ترین سال های امام حسن تو مدینه بوده به خودش ناسزا می گفتند و به پدرش ناسزا می گفتند و چه جنایاتی بدترین فرماندارها را معاویه در مدینه می گذاشت اینها را اذیت و آزار بدهد این شرایط بود من یک سوالی که شاید در ذهن شما باشد این را بخوانم و بحث را جمع کنم یک کسی اومد به نام ابو سعید خدمت امام حسن با نگاه اعتراض گفت یابن رسول الله لما داهنت معاویه چرا با معاویه صلح کردید و صالحت و قد علمت ان الحق لک شما که می دانستی حق با شماست حق با معاویه نیست دونه و ان معاویه ضالٌ باق شما که می دانستی ایشان گمراه است ایشان ستم می کند آقا معاویه قاتل مالک اشتر است و قاتل حجر ابن عدی است و قاتل محمد بن ابی بکر است و قاتل عمر بن حمق است کسی نمی تواند چهرۀ او را تطهیر کند در اسلام بروید ببینید زن عمر بن حمق را گرفت زندان کرد عمر بن حمق از عاشقان علی است عمر بن حمق در صفین اومد خدمت علی گفت آقا به پنج دلیل دوستت دارم جان پیغمبری جان پیغمبری همسر فاطمه ای و پدر حسن و حسین هستی بیشترین جهاد را در اسلام داشتی و بالاترین علم را شما دارید یک همچین آدمی است زن این را گرفتند آمنه در زندان شوهرش فرار کرده بود که مردش را گیر بندازد بالاخره هم گیر انداختند گرفتنش بی هیچ گفتگویی بی هیچ صحبتی سر از بدنش جدا کردند و سر را گذاشت معاویه توی طبق در زندان فرستاد برای زنش شما ببینید این جنایات را تاریخ می تواند نادیده بگیرد؟ وقتی این زن سر را نگاه کرد خیلی گریه کرد گفت عمر لا أبکی لک من برای تو گریه نمی کنم و لکن أبکی لنفسی من برای خودم گریه می کنم چون دلم خوش بود گفتم تو را پیدا نمی کنم در راه محبت علی من را شهید می کنند الان قصه می خورم چرا من زنده ماندم تو شهید شدی بنده سوریه رفتم سر قبر حجر مرجع سوریه است هشت تا قبر را کندند هفت هشت تا قبر حجر و پسرش و شش هفت تا از یارانش را اونجا وایسوندند گفتند یا به معاویه می پیوندید و به امیر المومنین سب می کنید و برائت می جویید و علی را کافر می خوانید و الا شما را می کشم می دانیدکه حجر همان کسی است که روز بیستم ماه رمضان اومد خدمت امیر المومنین آقا را زیارت کند آقا ازش پرسید آقا در بستر افتاده بود و فرقش شکافته بود فرمود حجر اگر یک روزی بهت گفتند از علی جدا شو می شوی؟ گفت نه آقا مگر قطعه قطعه ام کنند و آتشم بزنند من از شما جدا نمی شوم آقا فرمودند حجر اگر جانت به خطر افتاد و گفتند به علی ناسزا بگو بگو عیبی ندارد به من ناسزا بگو جانت را اما اگرگفتند من را کافر بخوان این را نگو من مسلمان من اول مسلمان بودم من روز تولد است نمی خواهم این حرفها را بزنم ببینید چه مظلومیتی بر این پدر و پسر حاکم است که این گونه گفتند آقا شما باید برائت بجویید از علی حجر گفت من این کار را نمی کنم به مولایم قول دادم سر همشون رو جدا کردند و همانجا دفنش کردند قبرشان الان هست بنده رفتم سر قبرشان فقط حجر یک خواهشی کرد گفت بگذارید من دو رکعت نماز بخوانم نمازش که تمام شد گفت مردم شاهد باشید مردم این منطقه را من مسلمان کردم دقت کنید مردم این منطقه را من مسلمان کردم یعنی من اومدم اینجا دعوتشان کردم به اسلام حالا همین ها دارند من را می کشند و خواهش دومش این بود گفت اول پسرم را به شهادت برسانید بعد من را می ترسم اگر من شهید شوم این بچه قصه بخورد و بعد شل بشود محمد ابن ابی بکر را کشتند در مصر بدنش را گذاشتند توی عذر می خواهم ببخشید توی جسد یک حماری و آتش زدند که امیر المومنین اونقدر گریه کرد این آقا از یاران امیر المومنین است ایشان تو جمل حاضر نشد برود در سپاه خواهرش مالک اشتر را در مسیر مصر مسموم کردند باعسل اینها جنایات معاویه است خوب گفت آقا شما چرا با ایشان بیعت کردید شما که می دانستی این آدم قلدر است و این آدم زور می گوید فقال یا ابا سعید آقا فرمودند سوال پرسیدی جوابش را بدان الست حجت الله تعالی تو الست حجت الله تعالی ذکر را تو می دانید من حجت خدا هستم گفت بله و اماماً گفت بله بعد ابی قلت بلا آیا شنیدی جدم رسول خدا فرمود الست الذی قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لی و اخی الحسن و الحسین امامان قام او اعداء شنیدی از جدم که فرمود حسن و حسین امام هستند چه قیام کنند و چه سکوت گفت بله آقا من اینها را می دانم فرمود یا ابا سعید علت مصالحتی لمعاویه می دانی من چرابا معاویه صلح کردم به همان دلیل که پیغمبر سال ششم تو صلح حدیبیه با مشرکین صلح کرد پیغمبر سال ششم بود با 1400 نفر آمد بیاید عمره راهش را بستند کاری نمی توانستند بکنند نشستند یک قرارداد نوشتند یعنی در موضع قدرت نبود امام حسن می خواهد بگوید من در موضع قدرت نبودم یارانم خیانت کردند و دشمن نفوذ کرد فرماندهانم به معاویه پیوستند لذا این نرمش قهرمانانه صورت گرفت البته روشن است تاریخ قضاوت می کند مقام معظم رهبری حفظه الله که این کتاب نرمش قهرمانانه ترجمه ایشان است که چاپ شده فرمودند شما بروید تاریخ را ببینید نیم قرن بعد از رحلت پیامبر ده سال بیست سال بعد از صلح امام حسن سر امام حسین تو کوفه رفت بالای نیزه همین کوفه ای که امام حسن توش خلیفه بود امیر المومنین توش خلیفه بود تاریخ این است یعنی شما فکر کردید مثلا این منجر به این شد که اینها کوتاه بیایند آقا دشمن کوتاه بیا نیست شما همین روزها به این بحث هایی که الان مطرح است اگر یک کشور مقتدر نباشد باید همه چیزش را در اختیار قرار بدهد و یک تاریخ مصرفی دارد شما تاریخ مصرف صدام تمام شد مثل یک کهنه چرک انداختنش بیرون تاریخ مصرف قذافی تمام شد مثل یک کهنه چرک پرتش کردند در زباله ها جنازه اش در فاضلاب پیدا شد تاریخ مصرف همین افرادی که الان بعضی ها هستند تمام شده بهشون می گویند باید بروی و عذرخواهی هم بکنی و خسارت هم بدهی بگویی غلط کردم این است که اقتدار این مهم است اقتدار حفظ اون و الا اسلام همیشه دنبال صلح است دنبال خیر است اصلا جنگ پیغمبر مگر بدر را پیغمبر شروع کرد و مگر احد را پیغمبر شروع کرد اصلا شما اقتدار مسلمان ها باعث شد که در جنگ فتح مکه مشرکین کوتاه بیایند این چند جمله ای راجع به مظلومیت امام حسن که به هر حال در نهایت هم زهرش را معاویه ریخت و همسر امام را تحریک کرد که امام را در خانه خودش به شهادت برساند با دهان روزه امام به شهادت می رسد این بخش اول عرض من راجع به شخصیت امام مجتبی علیه السلام من یک بحث دیگر هم می خواستم مطرح کنم منتهی چون فرصت گذشت فقط یک حدیثی از ایشان بخوانم و شما را دعا می کنم به شرط یک صلوات بر محمد و آل محمد. (صلوات)
قبلاً هم من این را گفتم و باز امروز هم تاکید می کنم چون بحث ما قرآنی است امام مجتبی فرمودند کسی سه تا آیه آخر سوره حشر را صبح و شب بخواند کاری هم ندارد سه تا آیه آخر سوره حشر که هفده تا از صفات خدا اومده السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتکبر یک وقت روی کاغذ بنویسید حفظش کنید فرمود من قرأ ثلاث آیات من آخر سورۀ الحشر اذا اصبح گر صبح که از خواب بیدار می شود این سه تا آیه را بخواند فمات من یومه اون روز بمیرد آدم یا شب می میرد یا روز دیگر غیر از این نیست که عرض می کنم که اگر اون روز مرد تبع تابع الشهدا مهر شهید می زنند پای پرونده اش پس این یک.
دو، و ان قرأ اذا امسا وقتی می خواهد بخوابد اگر سه تا آیه آخر سوره حشر را بخواند و بخوابد فمات فی لیلته شب مردو سکته کرد و تصادف کرد تبع بتابع الشهدا این آیه در واقع سه تا آیه پایانی 22 و 23 و 24 می شود.
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ (22) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(24) (سوره حشر، ایات 22 تا 24) تا آخرش که همه اش همین هو را دارد این یکی از سفارشات امام حسن مجتبی است.
ملایی: انشاالله بعد از اینکه حاج آقای رفیعی عزیز برایمان دعا فرمودند بینندگان عزیز می توانند همراه باشند با تلاوت صفحه 375 قرآن کریم آیات 184 تا 206 سوره مبارکه شعرا دست ها بیاید بالا لطفا برای اینکه آمین بگوییم دعاهایی که حاج آقا برایمان خواهند فرمود
رفیعی: بالحسن بن علی علیه السلام یا الله به حسن خلق امام مجتبی به آبروی امام مجتبی قسم ات می دهم به ما حسن خلق و حسن عاقبت عنایت بفرما و به نام و عظمت امام مجتبی قسم ات می دهم در ظهور فرزندش حجت ابن الحسن تعجیل بفرما و به آبروی امام حسن آبروی ما را حفظ کن و به سخاوت امام حسن قسم ات می دهم فقر و گرانی و تورم را از کشور ما ریشه کن کن.
فرزند به خانواده های بی فرزند عنایت بفرما
شفا به بیماران و مخصوصا بیماران منظورو بستری در بیمارستان عنایت بفرما.
گذشتگان و اموات ما و روح امام عزیز و شهدا از این جلسه بهره مند بگردان
خدایا جوان هایمان را مومن و متدین و خوش اخلاق قرار بده
ازدواج دختر و پسرهایمان را فراهم بفرما
خدایا شهر صهیونیست های غاصب را به خودشان برگردان
درگیری را بین خودشان قرار بده
مسلمانان عالم به ویژه غزه و لبنان یاری بفرما
رهبر عظیم الشأن مان سلامت و طول عمر با برکت عنایت بفرما
بالنبی و آله صلواتی عنایت بفرمایید.
( قرآن کریم صفحه 375 قرآن کریم آیات 184 تا 206 سوره مبارکه شعرا)