اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

89-10-19-حجت الاسلام و المسلمين مهندسي-نماز

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام و المسلمين مهندسي

-نماز

89-10-19

بنام اول بي ابتدا و بنام آخر بي انتها، غزل تر از غزل گل تر زگل زيباتر از زيبا تو از الله اکبر آمدي از اشهدان لا، شهادت ميدهم معراج يعني چشمهاي تو شهادت مي دهم چشم تو يعني سوره ي اسراء، غريبه نيستي اين روزها بسيار دلتنگم براي اين دل تنهاترم دستي ببر بالا، دلم زرد است شبهايم همه سرد است يا خورشيد بقي ستان اشکم بسته شد يا قبةالخضراء، تو ميگويي زمان ديدن هم بازهم فردا و من مي گويم امشب زودتر حالا همين حالا.

سوال – بعضي ها نماز مي خوانند و مي خواهند سطح نمازشان را بالاتر ببرد و بعضي ها کاهل نماز هستند و نماز صبح شان قضا ميشود و بعضي ها بعلت هاي مختلف اصلا نماز نمي خوانند. اگر از فلسفه ي نماز بگوييد ممکن است به درد همه وقت ها نخورد ولي اگر از زيبايي هاي نماز بگوييد به در الان آنها مي خورد. اگر از زيبايي هاي نماز بگوييد شايد سه دسته بيشتر به اهميت نماز پي ببرند. راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – حديثي را از کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق مي خوانم. در باب يکي از مسائلي که در سوال شما بود مبني بر اينکه بعضي ها نماز مي خوانند دوست دارند که نمازشان قشنگ تر و زيباتر بشود و بهر ه هاي قشنگ تري از نمازشان ببرند. يکي از مسائلي که خيلي مهم است اهميت دادن به عملي است که ما مي خواهيم انجام بدهيم. هر چيزي را که ما براي آن هزينه کنيم و خرج کنيم قطعا بهره هاي بهتري هم از آن خواهيم برد. در نظر بگيريد فردي که قبل از وقت نماز خودش را آماده ميکند حتي از سر صبح خودش را آماده مي کند نه اينکه دست از کار و زندگي کشيده و رفته گوشه اي نشسته و سجاده پهن کرده که مي خواهد ظهر نماز بخواند، خير. اگر در اداره منزل يا بازار يا دانشگاه است يک حالت انتظار را در خودش تمرين کند و بوجود بياورد. ممکن است فردي بگويد که من چنين شوقي را ندارم. ولي بايد تمرين کند.

مي خواهيم بگوييم آن کسي که شوق ندارد چکار کند که شوق در او بوجود بيايد. يعني يک حالت انتظار را در خودش تمرين کند حتي اينکه تلقيني باشد. ما دو نوع انتظار داريم. يک انتظار طبيعي وغريزي که مثلا پدر و مادري بعد از چند سال پسرشان را مي بينند. اما يک وقت انتظار به آن حد نيست ولي خيلي هم بيگانه نيست. بينابين است و يک حالت منتظرانه مي گيرد وتمرين ميکند. شبيه اين است که يک نفر حس طبيعي گرفته است و در خلوت خودش نشسته است اما يک نفر دارد جلوي دوربين نقش آن فرد را بازي مي کند. درست است آن عمقي که در حس بازيگر است عميق نيست ولي دارد تظاهر به آن نقش مي کند. اين انساني که از صبح منتظر نماز است بايد حواسش را جمع کند اگر سر کارش است يا در منزل است هر دفعه يادش بيايد که ظهر قرار است نماز بخواند و مي خواهد با فرد مهمي صحبت کند. يک حالت ويژه و خاصي داشته باشد وقتي نزديک نماز ميشود، اين ها را براي کساني مي گوييم که اين حس ها را ندارند اما ميخواهند اين حس را کم کم پيدا کنند. بعد ببينند که چه آثاري پيدا ميکنند. من خواهش مي کنم حداقل اين را يک بار تمرين کنيد. بعد نتيجه را به خودتان واگذار ميکنيم. کافي است اين نسخه اي را که ما مي گوييم چند بارعمل کنيد گر کام تو برنيامد آنگه گله کن. مي بيني بعد از دفعه ي سوم خودت کشيده ميشوي و دفعات بعدي حسي به شما دست مي دهد. وقتي انسان به مسئله اي اهميت بدهد حتي اگر مراحل اوليه اش تمريني باشد. موقع نماز وضو گرفته، چند دقيقه قبل از نماز سر سجاده اش نشسته، سعي کنيد سجاده پهن کنيد و نماز بخوانيد همان طور مُهر را روي زمين پرت نکنيد. اين پدر که اينگونه نماز مي خواند از فرزندش چه انتظاري دارد؟ سعي کنيد مقدمات را آماده کنيد. همه ي اين ها تاثير دارد. زيرا در انسان يک نسيمي بوجود مي آيد که بعد به طوفان تبديل ميشود. سجاده را پهن کرده، اذان را گفته اند، بعد خودش اذان و اقامه مي گويند، کساني که علاقه شان به نماز اين مقدار محرز است سعي کنند که کتابهايي که در باب اسرار نماز نوشته شده است مطالعه کنند. وقتي او اذان و اقامه مي کند گويي اعلام ميکند و دارد يک آگهي پخش مي کند. مخاطبين اين آگهي تمام قواي ملک و ملکوت عالم هستند، همه ي اينها براي دين يک سان آماده ميشوند. قرار است که يک اتفاق بزرگ بيفتد. قرار است که يک سفر بزرگي انجام بگيرد. اگر يک هواپيما بخواهد بلند بشود يک تيم فعال ميشوند تا اين پرواز صورت بگيرد.

حالا اگر يک فضاپيما بخواهد به فضا برود چه ميشود؟ هر چه اهميت پرواز بيشتر باشد مقدمات کاري هم بايد دقيقتر باشد. در يک تخيل ذهني ملکوت عالم را مخاطب قرار بدهد که اي قواي ظاهر و باطن من، با اين فصول اذان آماده بشويد تا به قد قامت الصلاة ميرسد. الان قرار است که پرواز انجام بگيرد. الان بايد آماده بشويد. اين مسافرت قرار است که بسوي وحدت انجام بگيرد و ديگر مني هم در کار نيست. اينجا ديگر اشهدان لا اله الا الله هم در کار نيست فقط لا اله الا الله است يعني فقط به توحيد ميرسد و ديگر خودش را هم نمي بيند و آماده براي نماز است و اين حس را مي گيرد. به ازاي هر تکبيري چنين حسي را بگيرد. بگويد که من نميدانم چه اتفاقاتي دارد مي افتد ولي به من گفته اند که يک اتفاقاتي مي افتد. و به همين اتفاق افتادن اعتماد کنند. حالا ممکن است که آثار فعلي هم نداشته باشد. ممکن است که من نماز بخوانم و بگويم خوب چه شده ؟ من همان انسان قبلي هستم. پس آن الله اکبر کجا رفت ؟ به من گفته اند که تو با خواندن نماز بالا مي روي حتي اگر آنرا حس نکني. بعد الله اکبر دوم و سوم و چهارم و اگر اين ها را تمرين کنيد و اين ها را حس کنيد مو بر بدنتان راست ميشود. يک اتفاق عجيبي ميخواهد بيفتد. يک حس عجيبي در شخص بوجود مي آيد. با گفتن اعوذبالله من الشيطان الرجيم سريع به پناهگاه مي رود که مواظب حملات شيطان باشد. بسم الله الرحمن الرحيم مي گوييم و مواظب هستيم که حواس مان پرت نشود و اگر شد سريع برگرديم. يک احساس عام درخودم داشته باشم کافي است. لازم نيست که من در حس تک تک کلمات نماز بروم و بفهمم که معنايي آنها چيست و حتي ترجمه ي آنها را هم ندانم مهم نيست. حسي که مي گيرم اين است که يک بنده ي محتاج و عبدي که سراپاي وجودش وابسته به آن حقيقتي است که الان در تماس با او است. او رب عظيم، عزيز، جميل، جليل و من هم عبد فقير، محتاج، آلوده و گناهکار. دو تا حس در وجود من فعال ميشود يکي اينکه او مهربان است و من کمبودهاي خودم را مي شناسم اما باز به من اجازه داده که بيايم. فقط دعوتنامه براي اولياء، اتقياء، مومنين و مخلصين نفرستاده است. خدا ميگويد که اين قدر رحمت من واسع است که هرچقدر هم که گناه کرده اي باز ميگويم بيا. من نمي خواهم به گناهانت نگاه کنم. من ميخواهم يک زيبايي در دلت افتاده و آن عکس خودم است و من ميخواهم با يوسف وجود تو معامله کنم، پس بيا. دست مهر و محبت به طرفت دراز کرده ام پس دستت را به دستم بگذار. با چنين حسي به انسان نشاط دست مي دهد. حالا از طرفي حس شرمندگي هم وجود دارد. بالا خره گناه کرده ايم و نقص داريم. اين دو تا حس را در نماز داشته باشيم و مشغول نماز بشويم بعد ببينيد که در نماز چه اتفاقاتي مي افتد. اگر طرف تا اينجا بيايد من قول ميدهم که در همين نماز برايش اتفاقاتي مي افتد. دل شکستگي هايي حس مي کند. يک دفعه مي بيند که يک جايي شکست و دارد کمکم خبرهايي ميشود. حالا آمديم و دفعه ي اول خبري نشد اشکالي ندارد آنرا تکرار کند و مراقبات مان را بيشتر بکنيم.
سوال – اگر چنين حسي که شما مي فرماييد در نماز پيدا کنيم، آيا حضور قلب هم پيدا مي کنيم ؟
پاسخ – بله. کم کم آن حضور قلب هم همراه با اين حس بوجود مي آيد.
سوال – در مورد اوقات نماز توضيحاتي بفرماييد.
پاسخ – اوقات نماز که شد به وقت نماز اهميت بدهيد. باري به هر جهت نباشد. خود اين حس ايجاد ميکند. امام صادق (ع) فرمود: اگر کسي اين پنج نماز واجب را اقامه کند و بر وقتهايش محافظت کند، روز قيامت خدا را در حالي ملاقات ميکند که خدا پيماني را بر بنده اش قبول کرده است. آن عهد و پيمان بهشت است و خدا شما را وارد بهشت مي کند. به همين سادگي. آنجا چند رکعت نماز خواندي در عوض تا ابد در بهشت لذت ببر. خدا چنين عهدي را بر خودش گذاشته است که اگر شما نماز بخوانيد. تو بندگي ات را در حد کوچک انجام بده خدا خدايي اش را در حد اعلي انجام ميدهد. مي فرمايد: اما اگر به موقع نمازش را نخواند و کاهلي کرد، اگر خدا خواست او را مورد غفران قرار ميدهد و اگر نخواست او را تنبيه مي کند. اولين گزينه ي نماز اين است که رعايت وقت بکنند و اول وقت نماز بخوانند. سستي کردن و بي اهميت کردن نماز يعني وقت نماز خواندن را به تاخير بيندازيم. مثل اينکه من يک وعده ي ملاقات با شما گذاشته ام. بي خيال هستم و يکساعت بعد ميگويم اي مثل اينکه با فلاني قرار داشتم اشکالي ندارد الان مي روم. اين کار من يعني اينکه من به شما مهر و علاقه دارم يا کم گذاشته ام ؟ قبول کنم که کم گذاشته ام. الان که داشتيم براي برنامه ي زنده مي آمديم راننده ي عزيز اضطراب داشتند که نکند سر موقع نرسيم زيرا ترافيک بود و دلهره داشت. ببينيد براي يک برنامه ي زنده تلويزيوني که بطور مثال پخش هم نشود اشکالي پيش نمي آيد، اين همه دلهره وجود دارد. و چقدر به آن اهميت ميدهند. ما بايد حواس مان جمع باشد. ما در برنامه هاي زنده ي ديگر هم هستيم. اول وقت نماز که ميشود تمام فيلم بردارهاي خدا و کرام الکاتبين دارند فيلم برداري مي کنند الان وقت ويژه ي ملاقات است و قرار است که زيباترين ملاقات ها انجام بگيرد. اما چرا ما بي خيال هستيم ؟ اين فرصت ها را از دست ندهيد. عادت به عقب انداختن نماز نکنيد.
سوال – گاهي گناهاني که مي کنيم و در ولايت شيطان قرار ميگيريم، ما را از اين نماز خواندن سر وقت دور مي کند. در مورد نماز جماعت هم راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – اينکه ميگوييم از اول صبح حواس مان به نماز ظهر باشد بخاطر همين است. يعني از اول صبح در هر جايي که هست مراقبت کند و اين مراقبه اي که گفتم براي همين است يعني مواظب باشد مراقب باشد که نکند يک کاري بکنم که اين فرصت از دستم برود يعني آن انتظار براي نماز مانع از گناه کردن ما ميشود. زيرا من يک انتظار مسئوليت آوري را دنبال مي کنم نه اينکه بيخودي منتظر نماز بنشينم. يعني انتظاري را انجام ميدهم که آثار داشته باشد. انتظاري که مواظب باشم آنچه که ضربه به پيکره ي دارايي من مي زند اتفاق نيفتد. اين نحوه ي انتظار را داشته باشيم. اگر از صبح منتظر نماز ظهر باشيم قطعا اين توفيق براي ما حاصل ميشود. يک انساني که قبل از نماز وضو گرفته و دارد به مسجد مي رود و مي خواهد نماز را به جماعت بخواند، اين خيلي فرق مي کند تا کسي که مي خواهد نمازش را فُرادا بخواند. او از نماز جماعتي که ميخواند بهره هايي مي برد که کسي که فرادا نماز مي خواند آن بهره را نمي برد. مي خواهد در مجموعه اي شرکت کند و نواقص کار خودش را با توجه به کمال ديگران تکميل کند. مثلا اگر من تکي بخوانم نمازم 5 درجه ارزش دارد. حالا اگر درنماز جماعت کنار فردي ايستادي که درجه ي نمازش خيلي بالاتر از شما بود، اين درجه بالا روي درجه ي نماز من هم اثر مي گذارد و قطعا آثار نماز من را هم بالا مي برد. اگر افراد بيشتر بشوند حتي اگر ارزش 5 درجه اي نماز من هم از بين برود بازهم من از اين نور فضا استفاده خواهم کرد. حالا به فرض اين پروژکتور بالاي سر من از کار بيفتد خوب اين طور نيست که من ديگر از نور استفاده نکنم، از نور پروژکتورهاي ديگر استفاده مي کنم. از نورهاي ديگر من هم بهره مي برم. ممکن است نور مربوط به من ضعيف شد ولي نورهاي ديگر که هست. من خودم را وابسته به يک مجموعه ي نوري کرده ام. اولا که نور من پُرتوان تر ميشود. در سخن بزرگان داريم که اگر کسي نمازش را بصورت فرادا بخواند به اندازه ارزش نمازش براي او ثبت ميشود اما اگردر مجموعه ايستاد به تعداد افراد مجموعه که شرکت کرده اند، ارزش نماز درجه اش 1000 ميشود و اين درجه براي تک تک افراد مجموعه درج ميشود.

در روايات داريم که اگر جماعت از ده نفر بيشتر شد، اگر تمام ملائک بخواهند دست به قلم بشوند، همه ي چوبهاي درختان بصورت قلم بشود و بنويسد و تمام درياها مرکب شود نمي توانند ثواب يک رکعت آنرا بنويسند. ما در کلمات اهل بيت مبالغه نداريم. هرچه که گفته ميشود متن واقعه است. اگر در قرآن و روايات ما مطلبي وارد شده حمل بر مبالغه و گزافه گويي نکنيم. مسائل ماورايي با ادبيات مادي قابل قياس نيستند. مگر عالم مادي چقدر است که بتواند ثواب يک الله اکبر را بنويسد. خدا در روايات مي فرمايد که من اجر مومن را در دنيا نمي دهم زيرا متاع دنيا خيلي قليل است. وقتي انسان پايين است اطرافش را بزرگ مي بيند ولي وقتي بالا رفت و از بالا دنيا را ديد مي بيند که چقدر کوچک است. ما وقتي بالا مي روييم و با الله اکبر نماز را شروع ميکنيم اگر همه ي دنيا را جمع کنند و به ما بدهند که با خودمان ببريم باز هم کم است. بسم الله الرحمن الرحيم شما ارزشمند است. اينکه مبالغه نيست. روايت داريم که در تاريکي شب يعني اول صبح و مغرب بطرف مسجد گام برداري در واقع حجاب هاي تاريکي را پاره ميکني و روز قيامت مي بيني. اگر اين ها براي ما تمسک پيدا مي کرد آنوقت مي فهمديم از چه قرار است ولي بهشت را انسان بايد نديده بخرد و اگر به او نشان دادي خيلي ارزش ندارد. اين ها همه چراغي ميشود که ما آن روز به آن احتياج داريم. انسانهايي که ميگويند: اي بابا ولش کن و بگذار عشق مان را بکنيم آن روز در تاريکي هستند و به دنبال ديگران که نوراني هستند و در اين دنيا نماز خوانده اند مي آيند و مي گويند مقداري از نورتان را هم به ما بدهيد و به آنها جواب داده ميشود که دنيا محل تحصيل نور بود نه اينجا. يادتان است که مي گفتند اول وقت نماز بخوان تا نوراني بشوي و اگر وضو بگيري اعضاي تو روشن ميشوند و تو گوش نکردي. به دنيا برگرد و نور کسب کن و چون اين امکان دارد بايد حسرت بخوري. پس اگر ما به جماعت نماز بخوانيم، به نمازمان اهميت بدهيم، حجاب هاي تاريکي را از سر راه مان برداريم و خودمان را وصل به يک مجموعه بکنيم، اگر اين کارها را بکنيم باعث ميشود که سطح نمازمان بالاتر برود. قدم اول را براي مراقبت هاي ويژه بگذاريد.
سوال - سوره ي نساء آيات 175-171 خوانده ميشود.
پاسخ – همين بحثي که ما داشتيم اگر نماز اول وقت انجام بگيرد چه برکاتي در دنيا و آخرت بر شخص نمازگزار وارد ميشود. در اين آيه هم مي فرمايد: اگر کسي در مدار کارهاي شايسته قرار بگيرد ارتباط قلبي با خداي متعال داشته باشد خدا هيچ چيزي برايش کم نمي گذارد. همه ي اجرش را به اومي دهد و اضافه هم به او مي دهد. نه تنها کم نمي دهد بلکه زياد هم مي دهد. اما آنهايي که مي خواهند غرور داشته باشند عذاب دردناکي خواهند داشت. نماز خواندن غرور انسان را مي شکند. بياييد در حرکت نماديني، نماز بندگي خودمان را به خدا ا براز کنيم.
سوال – در کتابي خواندم که وقتي انسان نماز مي خواند فرشته اي آنرا به آسمان مي برد واگر آن نماز قبول نشود آن را به صورت صاحبش مي زند و مي گويد: اف بر تو، کار تو جز خستگي چيز ديگري براي من نداشت. خدا با اين نمازهاي دست و پا شکسته ي ما چه مي کند ؟ ما چطور بايد با آن ملائک روبرو بشويم ؟
پاسخ – فردي در مسجد نماز دست و پا شکسته مي خواند. مسجدي ها به او گفتند که درست نماز بخوان فرشته ها اين نماز را به صورت تو مي زنند. طرف گفت: موقع نماز که ميشود خدا به ملائک مي گويد که به زمين برويد و نمازها را جمع کنيد و بياوريد ولي اين قدر در زمين بي نماز زياد است که ملائک سر نماز من هم دعوايشان ميشود. واقعيت همان چيزي است که شما گفتيد. بي ادبي اثر قشنگي ندارد. ما در مقابل بينندگان که صحبت مي کنيم سعي داريم که ادب حضور را رعايت کنيم. اگر ما حرکات بي ادبي جلوي دوربين و بينندگان عزيز انجام بدهيم آنها چه قضاوتي دارند ؟ حالا در مقابل خداي متعال ما مي خواهيم نمازي بخوانيم که مودبانه نباشد و بي ادبي بادش قطعا اين اثر سوء دارد. در روايت داريم که نقطه ي سياهي در قلب انسان مي گذارد و اين نماز مي گويد که تو من را ضايع کردي خدا تو را ضايع کند. پيچانده ميشود و به سر خواننده اش زده مي شود. تفاوت يک نماز درست و کامل با يک نماز دست و پا شکسته بيشتر از چند ثانيه نيست. منظور ما اين نيست که مثلا نماز ظهر را نيم ساعت بخوانيم. اگر نماز را با تومأنينه ي ظاهري بخوانيم و مراقبت ها را هم انجام بدهيم خودبخود اين ها کنترل ميشود و ما را از آن فضا بيرون مي رود. عنصر مراقبه از عناصر مهم در زندگي اولياء و کساني است که در زندگي به خدا رسيده اند. آيت الله طباطبايي در اواخر عمر که در تخت بيمارستان بودند از ايشان سوال شد که براي اينکه نمازمان را با حضور قلب انجام بدهيم چکار کنيم ؟ ايشان فرمودند: مراقبه و ده بار اين کلمه را تکرار کردند. اگر ما اين مراقبه ها را انجام بدهيم قطعا نمازمان بهتر خواهد شد. نقطه ي سياه هم بر دلمان نمي گذارند و به صورت مان هم نمي زنند. حقيقت اين نماز مي گويد که من را حفظ کردي خدا تو را حفظ کند و تو من را دست يک ملک کريم قرار دادي خدا از کرمش به تو بدهد. ببينيد چه تعامل قشنگي است. مثل رانندگي است که با چند ثانيه اختلاف و آرام رفتن و رعايت کردن قانون سالم به مقصد ميرسيم.
خدايا به حق محمد و آل محمد تو را قسم مي دهيم که ما را از بهترين نمازگزاران خودت قرار بده.