89-10-26
عشق تا بر دل بيچاره فرو ريختني است دل اگر کوه به يکباره فرو ريختني است، خشت بر خشت براي چه بهم بگذارم من که مي دانم ديواره فرو ريختني است، آسماني شدن از خاک بريدن مي خواست بي سبب نيست که فواره فرو ريختني است، از زليخاي درونت بگريز اي يوسف شرم اين پيراهن پاره فرو ريختني است، هنر آن است که عکس تو بيفتد در ماه، ماه در آب که هموارفرو ريختني است.
سوال – براي اينکه نمازمان اوج بگيرد و بالا برود، از کتاب مقدمات نماز بگوييد.
پاسخ – در باب اهميت دادن به هر کاري اگر ما نکات و لطايف و ظرايف متناسب با آن کار را هر چه بيشتر بکار ببنديم قطعا بهره وري ما بيشتر خواهد بود. آن گيرنده اي که مي خواهد برنامه را بگيرد اگر هر چه آنتن را دقيق تر رو به فرستنده تنظيم کند مسلما تصاوير و صداهايي که مي گيرد زيباتر، شفاف تر و واضح تر است. موج راديو را هر چه دقيق تر تنظيم کنيم صدا شفاف تر است. هر کاري را که شما در نظر بگيريد اگر در مراقبت ها بيشتر دقت کنيد قطعا پاسخي که مي گيرد بهتر خواهد بود. در باب نماز همين طور است. خدا ي متعال عنايت مي کند و ما ميخواهيم سراغ نماز برويم، از ارتباط با او لذت ببريم، آرامش بگيريم، در سايه ي اين ارتباط و کرنش که داريم انجام مي دهيم، آن خضوع و تواضعي که داريم نشان مي دهيم، اين غرور شکني هايي که داريم در نماز انجام مي دهيم که در روايت دارد که فلسفه ي نماز دارد که نماز شکستن غرورهايي است که انسان را نابود مي کند و عامل عجيبي است براي افسردگي ها، اضطراب ها است و ميخواهد تمام اين ها را از بين برد. مي خواهد اين بت را بشکند و از ميان بردارد تا اين امنيت و آرامش بريا انسان بوجود بيايد.
مي خواهيم به ياد خدا باشيم. هر چه ما مراقبت را بيشتر کنيم يقينا بهره هاي بيشتري مي بريم. يک نفر را در نماز بگيريم که موقع نماز شده است و بي خيال بلند ميشود و الله اکبر مي گويد و نماز را شروع ميکند بدون اذان، بدون توجه و تمرکزي، حواسش پرت است و با چشمش اين طرف و آن طرف را نگاه مي کند، ساعتش را نگاه مي کند، دستش را هم مي خاراند و حرکات ناشايستي انجام ميدهد. البته نمي خواهم بگويم که اين قبيل حرکات نماز را باطل مي کند ولي نشان مي دهد که طرف حاضر در صحنه نيست. اثر بخشي نماز را هم کم مي کند و اثر اين نماز پايين مي آيد. حالا فرد ديگري را در نظر بگيريد که از قبل وضو گرفته و آماده است، بلند ميشود و اذان و اقامه ميگويد، قطعا کيفيت اين نماز خيلي بالاتر از نماز قبلي است. مثلا در نماز وضو با کيفيت گرفته است و وقتش هم اضافه نبوده است که بگوييم چون وضوء با حال مي گيرد وقتش اضافه بوده است. اين قطعا استفاده اش بالاتر است. چرا ما اين فرصت ها را از دست بدهيم؟ ما مي بينيم که زمان هم نمي برد.
اگر شما بخواهيد يک نماز با کيفيت بخوانيد از نظر زماني ممکن است چند دقيقه متفاوت باشد. ما بايد واقعيت هايي را بپذيريم که پشت پرده ي آنچه که ما انجام ميدهيم حقايقي نهفته است که فعلا قدرت ديد را ما نداريم. اما ديگراني که دارند مي بينند، صادق هم هستند به ما خبر مي دهند. پيرمردي داشت نماز مي خواند. يکي از اولياء الهي وارد شد و ديد که پشت اين پيرمرد دو صف فرشته ايستاده اند و همراه او دارند نماز مي خوانند. فهميد که اين پيرمرد در نمازش اذان و اقامه گفته است. روايت داريم که اگر اقامه بگوييد يک صف فرشته پشت سر شما قرار مي گيرند يعني ملکوت نماز شما بالا مي رود. بي اقامه کسي پشت سر شما نماز نمي خواند و تنها هستيد. يعني ملکوت شما ضعيف شد. اقامه گفتي و يک جاذبه ي ملکوتي به نماز تو اضافه شد که در نمايش آن يک صف فرشته است. و اگر اذان هم گفتي دو صف فرشته پشت سر شما نماز مي خوانند و جاذبه اش بيشتر ميشود. نماز با بُعد ملکوتي بيشتري بالا مي رود. بعد مي فرمايد: غنيمت بشماريد که دو صف پشت سر شما قرار بگيرد. مگر يک اذان و اقامه گفتن چقدر طول مي کشد؟ اما از نظر کيفي نماز را متفاوت مي کند. يقينا بهره مندي اين شخص از اين نماز بيشتر خواهد بود. در کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال داريم که امام صادق (ع) مي فرمايد: دو صف از ملائکه پشت سرش قرار مي گيرند. اگر اذان را نگويد يک صف پشت سرش مي ايستد. اين صفوف چقدر است؟ فرمود: حداقل آن بين مغرب و مشرق است و حداکثر آن بين زمين و آسمان است. تفاوت آنها هم به نمازگزار بر ميگردد. يعني آن نمازگزار هرچه درجه اش بالاتر باشد جاذبه ي ملکوتي اش بيشتر ميشود و هرچه درجه اش پايين تر باشد جاذبه ي ملکوتي آن کمتر ميشود. اگر اين مراقبت ها را انجام بدهيد يک نماز با اين قالب به درگاه خدا برود بهتر است يا خالي از ملکوت باشد؟ البته ملکوت دارد. همين الله اکبر گفتن ملکوتي دارد ولي اگر آن را پُرمَلات تر کنيم بهتر است. مثلا همين غذا خوردن نميشود که سفره پهن کنيم و نان خالي بگذاريم؟ مگر در همين اندازه گرسنگي برطرف نميشود و صرفه جويي هم ميشود؟ پس چرا ميگوييم که چيز ديگر هم کنارش بگذاريم و غذا را خوش بو و معطر کنيم؟ يک غذاي جسماني را سعي مي کنيم با يک کيفيت خوب درست کنيم. اگر ما از کيفيت غذاهاي روحاني بکاهيم آن اثرات سازنده اي که بايد داشته باشد ندارد. آن نورانيتي که بايد در قلب و دل ما منعکس بشود کمتر خواهد شد. اين اذان و اقامه را دست کم نگيريد. شکستن نماز با اختيار حرام است اما در رساله مي گويد که اگر شما در رکعت اول وسط حمد و قبل از اينکه به رکوع برسيد يادتان آمد که اذان يا اقامه نگفته ايد مستحب است که آن را بشکنيم. و اذان و اقامه اي را که نگفته ايم بگوييم. اين نماز را پُر به سمت بالا بفرست که خالي نباشد. چرا از اين ظرفيت استفاده نمي کني؟ خدا اين ظرفيت را براي تو قرار داده است. از اين ظرفيت استفاده کن. در روايات داريم که مومن زيرک است.
يکي از دوستان اصفهاني مي گفت که ائمه هم به زبان اصفهاني صحبت کرده اند. در خواندن المومن کيس اگر بزبان اصفهاني بخوانيم ميشود کي اِس. يعني انسان مومن از فرصت هاي کوچک بهره مي برد. با يک فرصت کم مي توان بهره ي زياد برد. براي يک اذان و اقامه ي چند دقيقه اي اين همه ارزش را بالا مي برد. حالا کسي که مي خواهد نماز بخواند معتقد به نماز است و يقين دارد که اين نماز صورت ملکوتي و باطني دارد چرا اين را پرملات نکند؟ مي خواهد هديه بفرست. اينکه خرج ندارد که بگوييم اگر بخواهم نماز اضافي بخوانم چنين و چنان ميشود.
اگر من بخواهم کتابي هديه بدهم، مي توانم همين جوري بدهم و مي توانم آنرا کادوپيچي کنم و از يک کاغذ با ارزش استفاده کنم محبوبيت من را پيش شما بيشتر مي کند. درست است که در هر دو حالت تشکر مي کند ولي دومي ارزشش بيشتر است و بيشتر به چشم مي آيد. چرا ما در پوشش ها، تلاش ها و خوراکي هاي مادي مان سعي مي کنيم که آنرا قشنگ تر کنيم و کيفيت را بالا ببريم. يک ميهماني مي دهيم و سعي مي کنيم که تنوع غذا بيشتر باشد البته نه در حد اسراف. يک ليوان دوغ و نان خشک در سفره نمي گذاريم. حالا مي خواهيم يک هديه اي را براي خدا بفرستيم. گيرنده خداي متعال است، توفيق دهنده اش هم خدا است اما کاهلي، سستي و کم لطفي من باعث ميشود که يک نماز بدون اذان و اقامه بخوانم. حالا خدا را در نظر بگيريد در مقام تشبيه معقول به محسوس مثلا خدا با گوشه چشم به من نگاه مي کند و يک لبخند هم بر لبش باشد مي گويد که اين کار را از توقبول مي کنم ولي بهتر نبود آنرا بهتر انجام مي دادي؟ من که کم نمي آورم. هديه تو به من باعث ارتقاء تو است. اين در باب اذان و اقامه است. ببينيد که چقدر مي تواند کيفيت نماز را بالا ببرد. در باب وضوء اگر ما يک وضو ساده بگيريم بدون هيچ ذکري، اين درست است ولي بهتر است با کيفيت. خوب است که ما در باب وضو از امام سوال کنيم. مسلماناني بودند که خدمت ائمه مي رسيدند و اين سوالات را مي کردند. مي گفتند که آقا من دو رکعت نماز ميخوانم شما ببينيد که درست است يا خير؟ نماز را مي خواند و بعد امام مي گفت ببين اين جوري بخوان و نماز مي خواندند. چقدر جالب است که انسان از خود امام مطلب را بگيرد.
روايتي از امام صادق (ع) از اميرالمومنين است که مي فرمايد: اميرالمومنين با فرزندش ابن حنفيه نشسته بود و فرمودند که آب بياور مي خواهم وضوء بگيرم. او ظرف آب را آورد. بعد حضرت با دست راست آب را برداشت و روي دست چپ ريخت و سپس به قضاء حاجت بيرون رفت. فرمود: خدايا من را در فضايي از پاکي نگه دار و سوء استفاده از مجراي شهوتم نکنم تا در فضايي از عفت قرار بگيرم. و عورت من را بپوشان و من را بر آتش حرام کن يعني ممکن است شما از اين طريق ضربه بخوريد. بي عفتي يکي از فرصت هايي است که شيطان مي تواند حضور پيدا کند و به شما ضربه بزند. از همين دستشويي رفتن تقويت عفت را ميکند و يادآوري اينکه از اين مجاري باعث به آتش کشيدن تو ميشود و سپس امام براي وضو آماده شد. آب را در دهان چرخاند و ذکر مي گفت. يک وضوء گرفتن يادآوري طهارت، عفت، فضاي اخلاقي را آماده کردن و به ياد قيامت افتادن. مثل يک تاب مي ماند که اين قدر وسيع است که يک طرف آنرا به دنيا و يک طرف آنرا به آخرت مي برد.
انسان است و قرار گرفتن در چنين نوار بي نهايتي. انسان را از اينجا به آخرت مي کشاند و از آخرت به دنيا مي کشاند. ببينيد چه امواجي و چه بحر خروشاني را در يک وضوء گرفتن تصوير مي کند. و چگونه به بالا متصل مي کند و به پايين مي کشاند. ذکر يک کلمه در زبان است ولي آن را به بي نهايت مي کشاند. مي فرمايد: يک روزي من به ملاقات خدا مي آيم. يک روزي تو را مي بينم روزي اين حجاب ها کنار مي رود و من بايد قدرت گفتمان داشته باشم و قدرت گويش داشته باشم. آن روز نبايد زبان من از کار بيفتد. خدا انسانها را در سخن گفتن طبقه بندي مي کند. يک تعدادي را مي فرمايد که وقتي ميخواهيم با آنها حرف بزنيم يواشکي حرف مي زند. موسي از کوه تور فاصله داشت. او را صدا کرديم و جلو آورديم. و وقتي صدايش کرديم با او ملايم و يواشکي صحبت کرديم. يک تعداد فاصله شان بيشتر است و از خدا فاصله گرفتند. يک واسطه به نام پيامبر مي گذارد و ميگويد که تو بگو به مردم زيرا صداي من به آنها نمي رسد. تعداد ديگر خيلي فاصله گرفته اند و خطر اين است که يک عده را مخاطب قرار مي دهد و مي گويد برويد گم شويد و صحبت نکنيد ( در عرب براي دورکردن سگ استفاده ميشود ) و خدا قدرت گويش را از آنها مي گيرد و آنها را در حد حيوان قرار ميدهد. اين همه فرصت ها را در اختيارت گذاشتم، چقدر مي توانستي پرواز کني؟ مي توانستي در آغوش من بيايي و يواشکي با تو صحبت کنم ولي تو اين قدر دور شدي که ديگر قدرت تکلم نداري.
خيلي ها مي گويند که روز قيامت خدا خيلي کريم است و ما يک ياعلي، يا کريم مي گوييم و رد مي شويم. بله اگر تو توانستي يک يا کريم بگويي اهل نجات هستي. اما اگر زبان از کار افتاد چه مي کني؟ همين گناهان و بي اعتنايي ها انسان را لال مي کند. صم بکم عمي فهم لا يعقلون. بعد حضرت آب را در بيني استنشاق کردند و فرمودند: باد زيباي بهشت را از من محروم نکن. لذت هايي که از طريق شامه در بهشت است بوي عطر و بوي بهشت من را محروم نکن. در بعضي از وضوخانه ها اين را به ديوار نوشته اند و اشکالي هم ندارد که اين دعا را در دستشويي نوشته اند. خدا به موسي مي فرمايد: در حالي که ادرار مي کني ياد من باشد. بعضي ها فکر مي کنند که ذکر گفتن در توالت اشکال دارد. ذکرهايي وارد شده است که مربوط به توالت رفتن است. در کنار آينه دستشويي بزنند و وقتي دارند وضوء ميگيرند از روي آن بخوانند. و بعد خود به خود حفظ ميشوند. بعد حضرت آب به صورت زد. باز به ياد قيامت مي افتد. روزي چهره ها سياه ميشود بخواه که تو از آنها نباشي و جزء سفيد رويان باشي. بعد دست راست را شست و فومود: خدايا نامه ي عمل من را به دست راستم بده من در ابديت بهشت قرار بگيرم با من کنار بيا. بعد دست چپ را شست و فرمود: خدايا من به آتش گرفتار نشوم. نکند جنبه ي آلودگي من بيشتر بشود و نامه وجودي من از دست چپ بشود. بعد مس سر و پا کردند. و فرمودند: هر کس مثل من وضوء گرفتند و ذکرهايي که من گفتم بگويند خدا به ازاي هر قطره از آب وضو فرشته اي خلق مي کند که اين مشغول تسبيح پروردگار است و خدا ثواب کار اين فرشته را تا قيامت براي اين وضو گيرنده مي نويسد.
چه خوب است که همين که صورت را مي شوييد ذکر هم بگويد و ثواب هم براي شما بنويسند. شما توجه مي کنيد و اين ها معنويت را بالا مي برد. حالا ما با اين حالت سراغ نماز مي رويم و قطعا نمازي که با اين حالات خوانده ميشود اثرات زيادي دارد. در روايت داريم که وضوء که مي گيرد آنرا با حوله خشک نکنيد. تا مادامي که آب اين عضو است نورانيت خودش را دارد. بعد از آن يک سوره ي انا انزلناه خوانده شود. بعد رو به قبله بايستيم، اذان و اقامه بگوييم و الله اکبر بگوييم و اين قطعا اثرات بيشتري دارد.
سوال – سوره مائده آيات 31-24 را توضيح دهيد.
پاسخ – آن چيزي که ملاک پذيرش در پيشگاه خداي متعال است تقوا است. يعني سعي کنيم با يک انگيزه هاي قشنگ و پاک کارها را انجام بدهيم، اين پذيرفته شده است. وقتي هابيل قابيل را مي کشد، آن لحظه اي که غرور او را فرا گرفته که چطور نبايد از من پذيرفته باشد و از تو پذيرفته شده باشد به قابيل گفت که تو را مي کشم اما هابيل ميگويد که من تو را نمي کشم. آن حسرت و تاسفي که براي هميشه براي هابيل ماند و او را ملعون کرد ارزش اينکار را داشت؟ اگر آن موقع که مي خواست اين کار را بکند کمي فکر مي کرد هيچ گاه دست به اين کار مي زد؟ قطعا نه. بنابراين بيان اين حقايق قرآني بايد براي ما درس باشد. وقتي مي خواهيم خلاف کنيم يک لحظه فکر کنيم نکند روزي ندامت هابيلي سراغ ما هم بيايد؟ گناه اين اثر را در وجود انسان مي گذارد که يک روزي پشيمان مي شويم. اي کاش در دنيا پشيمان بشويم چون مي توانيم جبران کنيم ولي اگر اين فرصت از دست ما گرفته شد و وقتي پشيمان شديم که ديگر وقت جبران نيست و آن آخرت است چکار کنيم؟
سوال – اگر اين اذکار هنگام وضوء را نداشتيم چکار کنيم؟
پاسخ – اصلا شايد کسي سواد نداشت، لا اله الا الله که ميتواند بگويد. اينکه خرجي ندارد. صلوات که ميتواند بفرستد. ذکر بگويد. البته من در مقابل نسخه ي حضرت امير نمي خواهم نسخه بپيچم. آن نسخه ي اصلي بود. حالا کسي ميگويد که اين اذکار را حفظ نيست يا سواد خواندن ندارد خوب مي توانند که ذکر بگويد. منظور اين است که اگر نمي توانيم به آن مرتبه ي بالاي وضوء برسيم يک کمي ويتامين آنرا بالا ببريم. همين وضوئي که من دارم مي گيرم براي خدا است. به ياد او هستم ولي چه بهتر که زبانم هم ياد او باشم. گاهي انسان با چشم خودش به ياد خدا است. آنجا که نبايد نگاه کند، نگاه نمي کند. چشم او ذاکر است و در آن لحظه به ياد خداست. گاهي با زبان و دست دلش ياد خداست. روايت داريم که بياييم هم مجلس خدا بشويم. متن اين روايات در مفاتيح الجنان است.
-رسول اکرم فرمودند: حضرت عزرائيل به هر خانه در شبانه روز پنج بار نگاه مي کند. اين پنج وقت اوقات نماز است. تا ببيند که آنها در موقع نماز چه مي کنند. هر خانه که در آن به پنج وقت آن اهميت داده بشود. حضرت عزرائيل خود شهادتين را تلقين صاحبان آن خانه مي کند.
سوال – من بعد از سخنان شما در مورد نماز تصميم گرفتم که نماز بخوانم. و الان شروع به نماز خواندن کرده ام. اين سالهايي را که نماز نخوانده ام چکار بايد بکنم؟ بعضي ها مي گويند که نمازهاي گذشته ات حق الله است و نياز به خواندن ندارد. در جايي هم خواند که نماز دو رکعتي وجود دارد که مي تواند جايگزين نمازهاي گذشته بشود. من چکار بکنم؟
پاسخ – اينکه ترک نماز کرده است دو کار انجام داده است. يکي اينکه ترک فرمان کرده است. خوب توبه مي کند و خدا نافرماني او را مي بخشد. اما بايد آن نمازگذشته را بخواند. حالا اينکه بيست سال يا حتي پنجاه سال نماز بدهکار است اين وحشتي ندارد. از الان که رفيق خدا شده است و به سمت خدا برگشته است. صبح که نماز مي خواند دو رکعت نماز قضا هم بخواند. در کنار نماز ظهر و عصر هم بخواند. اگر يک وقتي حال ندارد نخواند و وقتي حال دارد بيشتر نماز بخواند. به اين ترتيب جبران بکند و جلو برود. وقتي خدا مي بيند که او توبه کرده و در مسير جبران هم هست، اگر کم و کسري هم بود وصيت مي کند که من فلان قدر نماز قضا دارم و براي من بخوانيد ولي الان تا خودش زنده است بايد بخواند نه اينکه بگويد فقط وصيت مي کنم که برايم بخوانند. حالا که در اين مسير قرار گرفته اميدوارنه برود. اين شيطان است که مي خواهد او را از گذشته اش بترساند تا آينده را هم رها کنند. با اميد و نشاط جلو برود. آن نماز دو رکعتي را به ايشان ثواب مي دهند ولي معني آن نيست که جايگزين نمازهاي گذشته بشود. آن چيزي که در دين ما محور است عمل به واجبات و ترک محرمات است. پس در مسير قرار بگيرد و کم کم جلو برود و از گذشته اش نااميد نباشد و به آينده اميدروار باشد و اميد به خداي کريم داشته باشد.