89/11/03
از صلح مي گويند يا از جنگ مي خوانند ديوانه ها آواز بي آهنگ مي خوانند، گاهي قناري ها اگر در باغ هم باشند مانند مرغان قفس دلتنگ مي خوانند، کنج قفس مي ميرم و اين خلق بازرگان مرگ مرا چون قصه ها نيرنگ مي خوانند، روزي همين مردم که سنگم مي زنند از رشک نام مرا با اشک روي سنگ مي خوانند، اين ماهي افتاده در تنگ تماشا را پس کي به آن دريا آبي رنگ مي خوانند.
سوال – آيا ميشود دعاهاي هنگام وضوء را بزبان فارسي خواند؟
پاسخ – يک وقت صحبت از اين است که ميشود به زبان فارسي خواند يا خير که در بحث گذشته اشاره کرديم که اگر مي توانيم عربي بخوانيم و آن را حفظ کنيم يا متن آنرا جلوي دستشويي بزنم تا هنگام وضوء گرفتن آنرا بخوانيم. اگر اين کار را هم نمي توانيم بکنيم ذکر ديگري بگوييم. لااله الا الله بگوييم و صلوات بفرستيم. ترجيح بدهيم که حتي المقدور آن لطافت و ظرافت ادبيات معصوم را تغيير ندهيم. حالا اگر طرف اصلا سواد نداشت مي تواند صلوات بفرستد و ذکرهاي ديگر را بگويد. و در ضمن فرستادن صلوات و استغفار کردن، اگر فارسي اين ها را هم بگويد عيبي ندارد.
سوال – بهتر است در چه مواقعي با وضوء باشيم؟
پاسخ – در روايات ما توصيه ي زيادي شده که اگر شما فرصت هاي خوبي را براي خودتان فراهم کنيد جذابيت تان از رزق الهي بيشتر ميشود. يکي از اين فرصت هاي بسيار مناسب هميشه در فضاي پاکي و طهارت زندگي کردن است. اگر دوام بر طهارت داشته باشيم رزق شما توسعه پيدا مي کند. انساني که دائم الوضوء است يعني هميشه وضو دارد خيلي بهتر است و خوب است که ما هميشه با وضوء باشيم. اول صبح بلند بشويم و وضوء بگيريم و اگر به هر دليلي وضوء باطل شد بلافاصله وضوء بگيريم. مگر چه خرجي دارد؟ مگر ما دست و صورت را نمي شوييم؟ پس مي ماند دو قسمت بين دست و بازو که بايد شسته شود تا تبديل به وضوء بشود. گاهي بعضي از کارها خيلي راحت است ولي ما به آن نگاههاي سختي به آن مي کنيم. آيا عنصري از درون نيست که کار به اين راحتي را سخت جلوه مي دهد؟ اگر کسي دستشويي مي رود و مي خواهد بيرون بيايد که دستش را مي شويد و اگر اين کار را نکند، انسان بي انظباط و بي نظمي است که مي خواهد با دستهاي آلوده به کار بپردازد و اين درست نيست. حداقل نظافت را رعايت ميکند و دستها را مي شويد و يک آبي هم بصورت بزند خوب اين دو وجب از دست را هم مي شويد.در ضمن اين صورتي که دارد شسته ميشود براي خدا انجام بدهد. يکي يک کار کوچک را اين قدر بزرگ کند. يعني از فرصت هاي بسيار کوچک کارهاي بزرگ و ماندگار خلق مي کند. کارهاي ما اگر به انگيزه ي الهي انجام بگيرد از ماندگاري برخوردار است. پس دوام بر طهارت داشته باشيد توسعه بر رزق داده ميشود. پس هميشه دائم الوضوء باشيد. موقع غذا خوردن، موقع خوابيدن، روايت داريم کسي که وضوء ميگيرد و مي خوابد، در آن جايگاهي که خوابيده، آن جايگاه طهارت و پاکي است و ثواب معبد دارد.چرا انسان بستر خوابيدن خود را تبديل به معبد نکند؟ خوب آخر شب يک وضوء با انگيزه ي الهي و نيت مي گيرد و ميخوابد. اگر دراين بستر اين اتفاق نمي افتاد يک محيط طبيعي بود که بايد مي خوابيديم ولي آن را تبديل به يک معبد کرد. ببينيد انسان با يک حرکت کوچک اين قدر جايگاه را متفاوت کرد. انسان هميشه سعي کند که اين حالت را داشته باشد. البته اين توسعه اي که در طهارت داده ميشود، دوام بر طهارت فقط وضوء تنها نيست. کم کم وقتي انسان دائم الوضوء شد اين خودش يک حس قشنگ و معنوي است. اين حس معنوي يک فرصتي را ايجاد مي کند که يک حس معنوي اضافه اي هم سراغش مي آيد. يعني حلقه وار متصل بهم يک توفيق، توفيق ديگري را مي آورد. در روايت از حديث قدسي داريم که خداي متعال مي فرمايد که اگر وضوي کسي باطل شد، وضوء نگرفت برمن جفا کرده است. اگر وضوء گرفت و دو رکعت نماز نخواهد برمن جفا کرده است. اگر دو رکعت نماز خواند و دعا نکرد بر من جفا کرده است. اگر وضو گرفت و نماز خواهد و دعا کرد و من پاسخ او را اجابت نکردم، من بر او جفا کردم. من پروردگار جفاکاري نيستم. اصلا اين فرصت را در اختيار ما قرار دارد که در فضاي معنوي قرار بگيريم واگر حاجتي داريم از اين طريق حاجت خود را بگيريم. حالا ممکن است من خواسته اي داشته باشم که اين خواسته مصلحت الان من نباشد. اين معنايش اين نيست که بگويم حالا که اين دو رکعت نمازم را خواندم و حاجتم را نگرفتم، پس مهندسي در برنامه دروغ گفت يا روايت دروغ است زيرا من نتيجه نگرفتم. خير. نه روايت دروغ است و نه مهندسي دروغگو است. ما اين را حساب کنيم که با کريم روبرو هستيم. اگر اين مصلحت من نباشد، مگر ميشود من که نماز خواندم، دستم را در راه او بلند کردم، او که ما نبوديم و تقاضاي مان نبود لطف او ناگفته ي ما مي شنود، حالا که به ما توفيق داده که با اوحرف بزنيم نمي شنود؟ ار اين موردي که من تقاضا دارم و مصلحت من نباشد يقينا بهتر از اين را جايگزين مي کند. ما اگر کمي خدا را بشناسيم و با آن احساس به درگاهش برويم، قطعا جواب ما را خواهد داد. انساني که کمي بزرگواري و کرامت دارد اگر کسي سراغش برود دست رد به سينه اش نمي زند. حالا آن خدايي که ارحم الراحمين و اکرم الاکرمين است و صفات به اين زيبايي را از خودش معرفي ميکند، بعد ما با آن حالت طهارت و پاکي سراغش برويم، آيا دست رد به سينه ي ما ميزند؟ حالا ممکن است تا به ما برسد زمانبر باشد. الان تاييد ميشود ولي در زمان بعدي بدست ما مي رسد. گاهي هم ممکن است که مصلحت ما نباشد و اگر خود ما هم مي دانستيم تقاضا نمي کرديم. شايد شر ما در همين خواسته ي ما باشد. ولي چون ما تقاضا کرده ايم و دست رد به سينه ي ما نمي زند. اين در دنياي است و در آخرت کار بين دو نفر که همه ي عبادات شان مساوي بوده است ولي يک نفر درجه اش خيلي بالاتر است و آن علتش اين است که او از خدا زياد سوال مي کرده است. دعا و تقاضا زياد داشت. اين فرصت هاي کوتاه را با اين اعمال کوچک بزرگ کنيم. حتي در هنگام مطالعه کردن هم وضوء داشته باشيم. بنا را بر طهارت بگذاريد. همين طهارت باعث رزق مادي و معنوي ميشود.
سوال – من دختري هستم که در خانواده ي متديني بدنيا آمده ام. حجاب بسيار خوبي دارم و از نظر اعتقادي هم قوي هستم اما يک مشکل بسيار بزرگ دارم و آن هم نخواندن نماز است چون فکر مي کنم که بايد عاشق نماز بشوم تا نماز بخوانم. راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – در هر کاري يک معرفت و عشق اوليه اي بايد در انسان بوجود بيايد بعد که آن کار را انجام داد، وقتي مزه اش به کامش نشست، اين عشق فراگير ميشود و بيشتر ميشود. باز آن عمل را انجام مي دهد و ذوقش بيشتر ميشود. يک حرکت رفت و آمدي بين عشق و عمل وجود دارد. عمل مثل نمازي که مي خواهد بخواند. بايد يک گرايش اوليه باشد. اين فضاي محبت نيست اگر فضاي محبت بود، محبت 12 مرحله دارد يعني از يک خواسته ي اوليه شروع ميشود، عمق پيدا مي کند تا کار به جنون و ديوانگي مي رسد چه راه معنويت حق باشد و چه باطل. همين که گفته من دوست دارم نماز بخوانم گرايش اوليه است. معلوم ميشود که يک عشقي در وجودش است. ايشان دنبال محبت بيشتر است و مي خواهد فضاي زيباتر و قشنگتري از نماز احساس کند. اين برنامه براي عاشق کردن همه ي ما انسانهاست. خود ما هم گوينده نيستيم و شنونده ي مطالبي هستيم که اينجا ميگوييم. من گوينده نيستم و در جايگاهي نيستم که بخواهم به بينندگان توصيه کنم. گوينده خداست و ما روايت اهل بيت را مي کنيم. اتکاي سخنان ما آيات و روايات است. پس بنده هم جزء شنونده ها هستم و وقتي مطالب را ميگويم، خودم هم دارم گوش مي کنم که ببينم اين روايتي که از معصوم آمده چيست و اِلا من در جايگاهي نيستم که بخواهم به ديگران نصيحت بکنم. کل برنامه براي اين است که ما را عاشق تر کند. به اين جوان که اين همه عشق و محبت نسبت به نماز دارد توصيه مي کنم که اين برنامه ها را پي بگيرند. گر کام تو برنيامد آنگه گله کن. قدم اول دو مرحله است يک مرحله ي اجرايي است که اشاره کرديم. فعلا نمازش را بخواند تاعشق کم کم بوجود بيايد. کسي نمي تواند بگويد که من دلم مي خواهد دکتر بشوم.بگويند که پس به مدرسه برو و بگويد که نه من اول دکتر مي شوم و بعد به مدرسه مي روم. اول بايد علاقه به درس پيدا کند بعد کم کم که جلو مي رود اين علاقه شدت پيدا مي کند تا به تخصص برسد. نماز هم همين طور است.باز تاکيد مي کنم که اين برنامه ها را پي گيري کنيد. نمازتان را هم شروع کنيد، قطعا عشق و علاقه بوجود مي آيد زيرا بذر آن در وجود جوانان ما هست. با اين مراقبه ها و آبياري ها قوت بيشتري هم پيدا مي کند.
سوال – از نماز برايمان بگوييد.
پاسخ – از نگاه کلان قرآني و روايات زبان معصومين، نماز از جمله عبادت هايي است که آن را خيلي برجسته کرده اند. اگر در عبادات مثل حج، روزه، خمس و زکات نگاه کنيد مي بيند که همه ي اين ها جايگاه مهمي دارد اما در مجموع اين عبادات مي بينيم که يکي از آنها برجسته شده است. اگر عبادتي برجسته شده پس معلوم است که خيلي مهم است و آن نماز است. حضرت اميرالمومنين مي فرمايند: در آخرين لحظات عمر پيامبر بود و نمي توانست روي پا بنشيند. من حضرت را روي سينه ي خودم قرار دادم و گفتم توصيه اي بفرماييد. پيامبر پايه گذار دين اسلام، اشرف المرسلين، آوردنده بالاترين کلام يعني قرآن که از همه ي وحي هاي قبلي جامع تر و کامل تر است، لحظه اي که مي خواهد از دنيا برود با آن شخصيت حقي و حقوقي بالا، مي خواهد توصيه اي بکند مسلما مهمترين چيز را توصيه مي کند. فرمود: الصلاة الصلاة. اين خيلي مهم است که در چنين حالتي اين شخص تاکيد بر نماز داشته باشد. اگر بخواهيم براي نماز تيتراژي تهيه کنيم و بخواهيم عنصر برجسته ي اين مجموعه را پيدا کنيم، آن عنصر برجسته سجده است. در بين همه ي اين عبادتها نماز بالاتر است. نام معبد مسلمين مسجد است. يعني در همه ي عبادتها نماز برجسته شد، در نماز سجده برجسته شد و نام محل عبادت را مسجد گذاشتند. خدا مي خواهد براي پيامبر اسري يعني يک مسافرت شبانه ي ويژه اي را فراهم کند که مقدمه ي معراج پيامبر باشد. در آنجا سخن از مسجد را مطرح مي کند. سبحان الذي اسري بعبده ليل من المسجد الحرام. اينجا دست وري مسجد مي گذارد. مي گويد که اگر مي خواهي سيرهاي شبانه که مقدمات قرب است را بدست بياوري بايد آن را در سجده و نماز پيدا کني. آغاز معراج پيامبر را مسجد قرار ميدهد. الي المسجد الاقصي. پيامبر از مسجد الحرام از مکه به مسجدالاقصي رفت که اين مسافرت کوتاه شبانه اش بود و مسافرت معراج پيامبر از مسجدالاقصي آغاز ميشود. ميفرمايد: اگر مي خواهي معراجي داشته باشيد که به بالاترين درجه ي قرب وعالي ترين موقعيت ممکن در پيشگاه خدا برسيد، مسجد الاقصي است يعني اشاره به مسجد است. البته کلمه ي اقصي هم معني عرفاني دارد ولي ظاهر آن همان مسجد است. آغاز معراج مسجد، پايان آن شروع قرب الهي است. در آخر سوره ي علق مي فرمايد: سجده کنيد تا به قرب الهي برسيد. عالي ترين حالت قرب انساني حالت سجده است. روايت داريم که نزديکترين حالت به خداي متعال وقتي است که فرد به سجده افتاده است. مي فرمايد: عظيم ترين نمادهاي عبادي که اگر بخواهي بندگي خدا را به تصوير بکشيم، اين را بايد در نماز پيدا کنيم و در نماز هم به رکوع و سجده مي آيد. در اين زمينه روايت زيادي داريم.يعني انسان عظمت پروردگار را در شکستن خودش ببيند که البته آن نقابي است براي آن حقايق باطني. اين ها خيلي زيبا است و قدرآنرا بدانيد. اگر ما بهشت را نديده بخريم ارزشش بيشتر است. اگر بهشت را نشان بدهد و ما به دنبال آن برويم باز خواسته ي خودم را دنبال کرده ام نه ابراز عشق خودم را به او و عاشق بايد خودش را فداي معشوقش بکند. من اگر واقعا عشق به خداي متعال دارم، ميگويم که من که نمي بينم ولي چون تو مي گويي، من هم مي گويم: چشم. اين خيلي زيبا است. امام باقر (ع) مي فرمايند: وقتي بنده ي مومني براي نماز بلند ميشود مورد توجه قرار ميگيرد تا اينکه نمازش تمام بشود سايه رحمت الهي از بالاي سر اين نمازگزار نمي رود و ملکوت دور اين شخص را گرفته اند اطرافش مي چرخند و خدا فرشته اي را موکل اين شخص مي کند که روي سرش نشسته است. مي گويد اي کساني که نماز مي خوانيد اگر مي دانستيد که با چه کسي مناجات مي کنيد و چه کسي دارد تو را نگاه ميکند. ملايم کلمات را مي خواني، هيچ گاه اين فرصت را از دست نمي دادي و هيچ وقت منصرف از اين حالت نمي شدي. اما گاهي بايد اين حجاب ها باشد که به کار ديگر هم بپردازيم و هم ا ينکه عشق مان را نشان بدهيم. سوره مريم آيه 93 مي فرمايد: همه ي موجودات عالم عبد پروردگار هستند. در سوره نمل آيه 49 مي فرمايد: تمام موجودات عالم ساجد پروردگار هستند.
سوال – سوره مائده آيات 70 -65 را توضيح دهيد.
پاسخ – اکثر آياتي که در اين صفحه وارد شده است و نکته ي مشترکي که مي شود در آن پيدا بکني اين است که خدا باب رحمتش را باز کرده است و مي گويد که شما هواي خودتان را داشته باشيد و ديگر نگران نباشيد. يعني قبول کنيد که من هستم و اين يک واقعيت است و قبول کنيد که قرآن حقيقت است و قبول کنيد که شما انسان هستيد. گاهي مواقع برخوردهاي ما جوري است که ما قبول نداريم که انسان هستيم زيرا مراقبت ها و برخوردهايي که با خودمان مي کنيم نشان ميدهد که قبول نداريم که انسان هستيم. اصلا تعريف درستي از انسانيت نداريم. حتي خدا به اهل کتاب مي گويد که ايمان بياوريد و هواي خودتان را داشته باشيد من گذشت مي کنم. يعني بدانيد چه کسي هستيد و حقيقت کدام است. ما تا خودمان را نشناسيم نمي توانيم خودمان را حفظ کنيم. تقوا به معناي نگهداري و مراقبت است.وقتي من بدانم جنس اين کاغذا از چيست، آن را در آب نمي اندازم. اما اگر ماهي باشد حتما آنرا در آب مي اندازم. اگر کتاب را در آب و ماهي را در کتابخانه بگذارم هر دو از بين مي روند. بنابراين اگر ما درست بشناسيم مي توانيم هر چيز را سر جاي خودش قرار بدهيم. خدا مي فرمايد که اگر مواظب خودتان باشيد، من را ه تقوا را هم روشن کرده ام و ديگر مشکلي نداريد.
سوال – يک جمع بندي در بحث سجده داشته باشيد.
پاسخ – در بحث سجده وقتي مي گوييم که سجده مهم است مقصود اين نيست که ما يک زيارتگاهي پيدا بکنيم مثلا کربلا و مکه برويم يا بگوييم که من تصميم گرفته ام نماز بخوانم اگر امام رضا (ع) بروم نماز مي خوانم. حرم امام رضا (ع)، مکه و کربلا همه ي اين ها همين جاست. همه ي اين ها براي خداست و خداوند همه جا هست. مي فرمايد: هر کجا رو کني خدا هست. پس عبادت را محدود به جاي خاص نکنيم. حداقل همين سجده ي نمازي که مي خوانيم درست انجام بدهيم. در روايت داريم بعضي ها مثل کلاغ که نوک مي زند، نماز مي خوانند و سجده مي کنند. سجده نماز را قشنگ انجام بدهيم و ذکر آن را شمرده بگوييم. در روايت داريم که بار سنگين گناهتان را با سجده ي طولاني سبک کنيد. بعد از نماز يک سجده ي شکر بجا بياور و بگو: شکرلله، شکرلله. اين سجده هايي که انجام ميدهيد وسيله اي است که مشمول رحمت من مي شويد. روايت داريم که اگر مي خواهيد روز قيامت خدا شما را با من محشور کنند و در بهشت با من باشيد، سجده هايتان را درست انجام بدهيد. سجده ي طولاني انجام بدهيد. بعد از نماز سر به سجده بگذاريم و از خدا تشکرکنيم.
سوال– دختر 23 ساله اي هستم که با راهنمايي هاي شما رو به خدا آورده ام. نمازم را ميخوانم و حجاب را رعايت مي کنم و عروسي حرام نمي روم.اخلاقم را بهتر کرده ام و نمازهايي که تاکنون نخوانده ام و شروع کرده ام به جزء نماز صبح اول وقت مي خوانم. اين ها را گفتم تا شما بدانيد که باز هم ميتوانيد من را به سمت خدا ببريد. دوست دارم نماز صبحم را اول وقت بخوانم. شب زود مي خوابم و ساعت را هم تنظيم مي کنم ولي باز هم موقع نماز صبح خواب مي مانم. باز هم به من کمک کنيد. منتظر شما هستم.
پاسخ – اول بايد به اين جوان که اين قدر علاقمند است تبريک گفت. ديگر اينکه براي نماز صبح يک ساعتي را تعيين بکند نه اول وقت تنظيم بکند که بگويد باشد حالا مي خوانم. مثلا نيم ساعت مانده که نماز قضا بشود بلند بشود و هر روز سر همان ساعت بلند بشود و بعد کم کم دو سه دقيقه جلوتر ساعت را بگذارد و بعد از يک ماه مي بيند که اول وقت نماز بلند ميشود. حتس اگر آفتاب زده و بيدار ميشود تصميمش را بگيرد.چون اين باز به بحث اهميت بر مي گردد. اگر در بيداري اهميت نماز را براي خودش بازگو کند و شب با وضوء بخوابد و آيه آخر سوره ي کهف را هم بخواند. حتما بيدار ميشود. به مقدمات هم توجه کند.
خدايا به حق محمد و آل محمد ذريه ي ما را روز قيامت از نمازگزاران واقعي و از تارکان گناه قرار بده. انشاء الله.