اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

89-11-24-حجت الاسلام والمسلمين مهندسي - نماز خوب

24/11/89
سوال – با دستورالعمل هايي که شما براي حضور قلب در نماز، وضو و اذکار گفتيد، الان مي خواهيم يک نماز خوب بخوانيم و يک قدم به جلو بروييم. حالا ما بايد در کجاي زندگي مان دنبال آثار اين نماز رشد کرده بگرديم؟
پاسخ – ما در آميزه هاي ديني مان بعنوان اصل بپذيريم. و آن اين است که تمام آنچه که بعنوان عبادات مثل نماز، روزه، حج و همه ي آن چيزي که قالب هاي عبادي هستند، اينها صرفا يکسري اعمال و رفتار خشک و بي خاصيت نيستند. اينها در حقيقت استانداردهايي هستند که اگر ما در وجودمان پياده کنيم زمينه هاي رشد شخصيتي ما متناسب با آنچه که بايد بشود انجام مي گيرد. ما قرار است که انسان بشويم. يک بچه ي کوچکي متولد شده است و قرار است که يک انسان کامل بشود. قطعا بايد يک نظامي را طي کند يعني بايد در سيستم هايي قرار بگيرد و در حرکت منظم در اين مدار پرورش پيدا کند. عبادات نقش پروراندن ما انسانها را دارند. نقش بازدارندگي، ترقي و تعالي دارند. عبادات بايدها و نبايد هايي که در حوزه ي مسائل زندگي ما انسانها وجوددارد سامان مي دهند. بر اساس اين نوع نگاه، نماز چيزي نيست که به ما تحميل مي کنند و بعد بگوييم که چرا به ما تحميل مي کنند؟ با اين نوع نگاه، نماز نياز من است. من بايد دنبال نماز بروم. مثل اينکه اين آب نياز من است. وقتي مي گويند که آب سالم بخوريد، ما هيچ اعتراضي نمي کنيم و نمي گوييم که چرا اين قدر مي گويند آب سالم بخوريد؟ چرا مي خواهند محدوديت ايجاد کنند؟ هيچ انسان عاقلي چنين حرفي نمي زند. بايد آب بياشاميم و آب سالم هم بياشاميم. اين آب سالم نياز بدن است. خودش در شرايط ممکن بهترين آب را پيدا مي کند. عبادات هم براي ما نقش خوراک هاي جسماني را دارند يعني همانطور که ما در خوراک جسماني بدنبال اين هستيم که بهترين ها را انتخاب بکنيم، به اين نقطه از درک رسيده ايم که اين نياز ماست نه تحميل بيروني بر ما. عبادات هم همينطور است. نماز نياز ماست يعني در واقع ما محتاج به نماز هستيم بعبارت ديگر اين نماز حق ماست نه از سر تکليفي که مجبوري انجام بدهيم. اگر ما انسان هستيم حق انسانيت اين است که خداوند براي رشد و ترقي اش راهکار درست کند. چرا براي جمادات، گياهان و حيوانات اين کار را نکرده است؟ اگر مي بينيد که براي انسان بستري بنام عبادت ترسيم مي کنند يعني ابزار ترقي و رشد. در روايت داريم که نماز معراج مومن است. يعني حق مومن است که من وسيله ي معراج او را فراهم کنم. بنابراين با اين نوع نگاه، عبادت از جمله نماز در من ترقي، سلامتي، تعالي، صلابت، روشنايي و نورانيت مي آورد. من در سايه ي اين روشنايي ها و نورانيت ها پرورش پيدا مي کنم، بايدها و نبايدهاي متناسب با انسانيت خودم را در فضاي عبادي پيدا مي کنم. برخي از اينها را قرآن اشاره مي کند. روايت داريم که نماز براي انسان مصونيت ايجاد مي کند يعني بعبارتي روشني و نورانيت، توانمندي و قدرت روحي به انسان مي دهد که آلودگي را دنبال نمي کند. سراغ آلودگي ها نمي رود.
سوال – خيلي از ما انسانها نماز مي خوانيم ولي دچار فحشا و منکر مي شويم. چرا؟
پاسخ – ما ديگراني را مي بينيم که نماز مي خوانند، دروغ هم مي گويند، غيبت هم مي کنند، مال حرام هم مي خورند. پس چرا قرآن مي فرمايد: ان الصلاة تنهي علي الفحشا و المنکر. در اينجا دو تا مسئله بايد رعايت بشود. يکي اينکه اين اصل را قبول کنيم که به اندازه ي ويتاميني که در نمازمان است، به همان مقدار ما دنبال خلاف نمي روييم. بگونه اي که اگر ما اين مقدار را هم انجام نمي داديم، يقينا خلاف هاي ما سنگين تر و بيشتر مي شد. و ديگر اينکه ما بر کيفيت نماز اضافه کنيم. شبيه به اين استوديو که اين پروژکتورها در آن هست، حالا اگر نور اين پروژکتورها ضعيف باشد، به همان مقدار ضعفش را نشان ميدهد. اگر احيانا ما زمين خورديم نمي توانيم بگوييم که نور نبود، مي گوييم نور کم بود. و آن اندازه اي که به من راه را نشان بدهد نبود. اگر يک پروژکتور قوي تري را اينجا زديم و روشنايي را بيشتر کرديم يقينا همه جا را به من نشان ميدهد حتي کمترين پستي و بلندي را به من نشان ميدهد. نماز اگر واقعا نماز باشد نورانيت آن کامل است. هرچه که ما از نماز کم بگذاريم نورانيت آن کمتر ميشود. يک نکته اينکه ما بايد قبول کنيم که همان نماز هم مقداري نورانيت دارد. امام مي فرمود: مردم با همين نمازهايي که دارند مي خوانند و در ماه رمضان روزه مي گيرند، آمار جرم جنايت در اين طيف انسانها کمتر است البته نمي خواهد نفي کند. اگر کمتر است بخاطر نورانيت نماز است. امام مي خواهد به اين اشاره کند. که اين نوارنيت نماز است که نمي گذارد خيلي از جنايت ها را مرتکب بشويم.


سوال – با اينکه ما نماز را طبق رساله مي خوانيم، چرا آن نورانيت لازم را ندارد؟
پاسخ – يک موقع ما صحت فيزيکي نماز را بحث مي کنيم يعني طبق رساله عمل کنيم. سجود و رکوع آن طبق استانداردهاي رساله است ولي نماز فقط اين نيست، اين قالب نماز است. اينکه بزرگان ما م يگويند: آداب ظاهري، باطني، قالبي و قلبي يعني ما بايد به دو جنبه ي باطن و قلب اين رفتار توجه کنيم. من که از صبح تا ظهر هر کجا خواستم پرسه زده ام، هر چه خواستم گفته ام، هر چه خواسته ام نگاه کرده ام و دنبال خواسته هاي نفسم بوده ام، در پشت دخل مغازه ام تقلب و تخلف کرده ام يعني زندگي صبح تا الان من، يک زندگي استاندارد انساني و با تقوا نبوده است. من چطور توقع دارم که ظهر يک نماز کامل و نوراني بخوانم؟ اين نماز من با قبل و بعدش پيوند مي خورد. نسبت به قبل پيوند مي خورد بدليل اينکه اگر از صبح تا الان يک زنگي الهي مي داشتم، خوبخود نماز من يک نماز والايي پيدا مي کند. پس به گذشته پيوند خورد. اين نماز من به بعدش پيوند مي خورد و روشنايي ايجاد مي کند که نمي گذارد من بعدازظهر آلوده بشوم. پس مراقبتهاي قبلي باعث ميشود حضور من در نماز بيشتر بشود و اين يک نماز واقعي ميشود و نورانيتي بوجود مي آورد که بعدازظهر من را تامين مي کند. پس اين عبادت بين مسير زندگي من قرار گرفته است. پس نماز پيوندي به قبل و به بعد خودش دارد.

نکته ي ديگر اينکه آيا من که مي خواهم از نماز اثر بگيرم، تصميم هم گرفته ام که نمازم را آلوده نکنم؟ من که مي خواهم از نورانيت اين پروژکتور استفاده کنم آيا تصميم گرفته ام که به پروژکتور سنگ نزنم و آن را خراب نکنم؟ من از يک طرف مي خواهم پروژکتور را براي من بگذارند و نورانيت ايجاد کند واز يک طرف مي خواهم با تير کمان آن را خرد کنم. جمع بين اين دو تا نميشود و بعد توقع داشته باشم که فضا نوراني و روشن باشد. اگر من نماز مي خوانم که خلاف نکنم، آيا واقعا تصميم هم گرفته ام که به مردم دروغ نگويم و کار خلاف هم نکنم و مراقب چشمها، زبان و گوشهايم باشم؟ اينها بايد دست به دست هم بدهند تا ترکيب زيبايي از آن بيرون بيايد. من بيايم رفتار صبح تا ظهر خودم را بي ارتباط با نماز نگاه کنم و بعد در نماز بگويم اياک نعبدوا و اياک نستعين، نميشود. من در اين اياک نعبدوا و اياک نستعين خودم بايد گزارش صبح تا الان را به خدا بدهم و در واقع در محضر پروردگار گزارش بندگي مي دهم که از صبح تا الان بنده ي تو بوده ام. حالا اين ابراز بندگي روشنايي را در من ايجاد مي کند، ربوبيتي را در من اِعمال مي کند که اين ربوبيت من را توانمند مي کند و نمي گذارد که خلاف بکنم. ولي اگر همين الان دارم گزارش دروغ مي دهم ومي گويم: اياک نعبدوا و اياک نستعين. آيا از صبح در بندگي من گام برداشته اي يا از صبح تا الان بر خلاف بندگي عمل کردي و الان هم برخلاف بندگي داري دروغ ميگويي. پس چه توقعي داريد که اثر بگذارد؟ در کنار خاصيت مثبت نماز، مراقبه هم لازم است. اگر من مي خواهم ليوان آب را مصرف کنم، آيا به هر ترتيبي اين آب مي تواند تشنگي من را برطرف کند؟ يا اينکه نه بايد حواسم را جمع کنم که بر روي زمين نيفتد؟ اين مراقبه ها لازم است تا من بتوانم اين ليوان آب را استفاده کنم. اگر ما مي خواهيم نمازمان نوراني باشد ولي من تصميمي بر حفظ و حراست مرزهاي اين مرکز نور نگرفته ام، چه توقعي دارم؟ مي خواهم چه اثري را از آن ببينم؟ من که تا الان مراقب رفتارم نبوده ام و الان هم تصميم نگرفته ام که اهل دروغ و خيانت نباشم؟ نماز من در وسط يک چنين مجموعه اي مي بينيد که نورانيت آن خيلي ضعيف ميشود. پس نگويم که بااينکه من نماز مي خوانم و خلاف مي کنم و ديگران نماز مي خوانند و خلاف مي کنند، پس نماز خاصيت ندارد. خير. نماز خاصيت دارد، آن عوامل جانبي که من مراقبت نکرده ام به نماز من ضرر مي زند. ما هر کاري با لامپ خانه مي کنيم با خدا هم بايد انجام بدهيم. لامپ را در بالاي خانه مي گذاريم که مبادا کسي به آن دست بزند و بشکند و. .. پس ما اين مراقبه ها را مي کنيم و لامپ هم قول داده که نورانيت را دارم. من يک وسيله اي هستم که مرتبط با نيروگاه هستم، فقط تو از من مراقبت بکن تا خاموش نشوم و شرايط را مهيا کن. اگر استفاده نکردي؟

نمازهم اين است. نماز هم مثل يک لامپ است، به منبع نور متصل است. مي گويد که اگر از من مراقبت بکني، من به تو نور مي دهم تو مي تواني ببيني و بفهمي. وقتي از من حفاظت نمي کني و وقتي من ميخواهم نور بدهم، من را در يک قوطي مي کني و در آن را مي بندي، چطور از من توقع نور داري؟ اين آلودگي ها و ظلمت ها مثل يک قوطي ها و حجاب هايي است که ما روي لامپ گرفته ايم. وقتي لامپ را نگاه مي کنيم مي بينيم خيلي پر نور است ولي اتاق تاريک است. من نماز خواندم، نماز پر نور است ولي اتاق وجود من تاريک است. گلايه از نماز نکن به اين چيزهايي که دور نماز پيچانده اي نگاه کن و آنها را دور بريز بعد ببين نماز نور دارد يا ندارد؟ اگر ما مي خواهيم نورانيت نماز را تجربه کنيم مثل لامپ که ميگويد من به نيروگاه متصل هستم و کافي است که تو من را در حجابها نبري، نماز هم ميگويد که من نورانيت، توانمندي و قدرت بازدارندگي و قدرت پرواز دارم و مي توانم تو را سرپا نگه دارم و مي توان شادي هاي دنيا و آخرت را به سمت تو بياورم و در وجود تو پتانسيلي را ايجاد کنم که آنقدر قوي بشوي که نيروي جاذبه ي تو بالا برود و تو ميتواني يک زندگي عالي را جذب کني و هر چه که در تعارض و تضاد با تو است از خودت دور کني. اين توانمندي نماز است. مي تواند مغناطيسي را در ما بوجود بياورد. حالا اگر شما يک آهن رباي قوي را داشتي و آنقدر پشتش چسب ماليدي که خاصيت خودش را از دست داد، ديگر نمي تواند يک براده ي آهن را هم جذب کند. آن وقت شما مي گوييد که آهن ربا قدرت ندارد. مي گويد که اين براده، قابليت چسبيدن به آهن ربا را دارد و اين آهن ربا هم خاصيت جذب دارد ولي به شرط اينکه اين دو تا را کنارهم بگذاري. و آشغالها را رااز کنارش برداري.


سوال – آيا نماز جزء آثار تنهي علي الفحشا و منکر، آثار ديگري هم دارد؟
پاسخ – اگر من ميخواهم ببينم که نمازم چقدر مي ارزد بيايم به اثرات آن نگاه کنم. ببينم اين آثار تا چه اندازه در من وجود دارد. در سوره ي معارج بعضي از اين آثار را برشمرده است. مي فرمايد: انسان بر حسب طبيعت حريص است و دائم در پي دنيا است، بسيار ناشکيبا وضعيف است و وقتي مشکلات به سراغ او مي آيد، زود خودش را مي بازد، يک موجود انحصار طلب است و مي يخواهد همه را به سمت خودش جذب کند، مگر نمازگزاران. از اين استثنا مي فهميم که نماز احيا گر فطرت و سامان دهنده به طبيعت انسان است و به انسان جهت مي دهد. اين کاري است که انبياء براي آن آمده اند. کار نماز مستقيم به کارانبياء گره مي خورد. انبياء آمده اند تا فطرت انسانها را احيا ء بکنند و طبيعت هايشان را نابود نکنند. هيچ پيامبري نگفت که از طبيعت دنيا بهره نبريد. هيچ پيامبري نمي گويد که دنيا را رها کن بلکه ميگويد که درست استفاده کن. آن نگاه زاهدانه ي غلطي که در برخي از انديشه ها هست، هيچ گاه اسلام ندارد. ميگويد که فطرت انساني را بالا بياور و طبيعت را زير مجموعه ي فطرت بگذار و يک مدل جالب و زيبا از خودت خلق کن. اين کار را نماز انجام مي دهد. اگر من نمي دانم نمازم تا چه اندازه مي تواند مثمر ثمر باشد نگاه به آثار آن بکنم و اين آثار را درجلسه ي بعد از زبان قرآن و وحي مي شنويم.


سوال – سوره انعام آيات 101- 95 را توضيح دهيد.
پاسخ – در پايان اين آيات مي فرمايد: خدا به همه چيز ما آگاه است به ظاهر و باطن ما. آيا در چنين فضايي گناه جاي دارد؟ که من بگويم که در پنهاني کاري را انجام ميدهم کسي نمي بيند. او حتي به خيال هاي درون ما هم آگاه است. پس چه بهتر، وقتي ما در فضاي علم قرار گرفتيم هميشه گاري بکنيم که سربلند باشيم نه شرمنده باشيم.


سوال – در روز تاجگذاري مهدي موعود، چکار کنيم که محبوب امام زمان (عج) بشويم؟
پاسخ – من يک نکته اي را در مورد تولد برنامه عرض کنم و آن اين است که يقينا طول مدت اجراي برنامه بيش از 365 روز است و شما اشاره کرديد که امروز، روز تولد برنامه است از آن جهت که يکسال مفيد داشته ايم نه از زماني که کار کليد خورده است. اين مهم است که من بيايم حساب بکنم و ببينم که از صبح تا الان چند ساعتي بر من گذشته، اين چند ساعت گذشته دست من نيست و در آينده هم دست من نخواهد بود اما ارزيابي اين مسئله که چقدر آن مفيد بوده، مهم است. شما نمي گوييد که برنامه ي ما يکسال و اندي است که دارد پخش ميشود بلکه دست روي جنبه ي مفيد بودن آن مي گذاريد نه زمانش. ما هم در عمرمان بايد اين کارها را انجام بدهيم. و از صبح تا شب خود را ارزيابي بکنيم و روايت داريم که کسي که خودش را محاسبه نکند از ما نيست، اينها اشاره به همين است. يعني ببينيد ميزان عمر مفيدتان چقدر است؟ و روي اين برنامه ريزي کنيد و تلاش کنيد.
اگر ما مي خواهيم کاري بکنيم که امام زمان (عج) از ما راضي باشد براي اينکه خودمان را آماده کنيم در مرحله ي اول يک نگاه باطني به زندگي باطني خودمان بکنيم. نکند که پنهان هاي نازيبايي داشته باشيم، نکند خلوتهاي غير ارائه داشته باشيم، اگر در خلوت گناه هستيم، اين را نمي توانيم ارائه کنيم.

اگر کسي سر زده به خانه شما بيايد و شما سريع يک سري وسايل را از وسط اتاق جمع مي کنيد يعني چه؟ يعني اين که اينها در مقابل ميهماني که مي خواهد وارد بشود زشت است. آيا زندگي ما جوري هست که هر وقت امام زمان (عج ) بخواهد وارد زندگي هاي ما بشود خيلي راحت در را باز مي کنيم يا مي خواهيم خيلي سريع مي خواهيم فلان عمل، اخلاق و زشتي را جمع کنيم؟ اگر من اين جور هستم که جمع مي کنم يعني به مقدار تناسب رابطه ام را با امام زمان (عج) از دست مي دهم. بعد مي نشينم و مي گويم که آقا فدايت بشوم، چرا نمي آيي؟ اگر قرار باشد که آقا از در خانه ي ما وارد بشود و ما نگراني داشته باشيم، اگر وارد حوزه ي اخلاق من بشود با بداخلاقي، کج خلقي و آلودگي رفتاري من، با حلال و حرام من در کسب و کار روبرو بشود و من با خلاف هايي که در کار خودم مي کنم، چطور بگويم که آقا چرا تشريف نمي آوريد؟ آقا بيايد که من ايشان را نگران کنم؟ مگر الان آقا نمي بيند؟

من بايد به حضور آقا شرفياب بشوم نه اينکه آقا سراغ من بيايد. آقا که رفتار من را مي بيند. همه ي رفتار و اعمال من را هر لحظه چک مي کند در روايت داريم که در هفته روزهاي دوشنبه و پنجشنبه نامه ي اعمال شما به امام ارائه ميشود يعني غير از آن نگاه هميشگي امامت، هفته اي دو روزبه صورت رسمي پرونده ي امت خدمت امام عرضه ميشود. آيا پرونده ي من جوري هست که من بتوانم سرم را بلند کنم؟ يک مقدار پاکسازي دروني و تطهير دروني را داشته باشيم. خلوت هاي تاريک را پاک کنيم و بعد يک مقداري خلوت ها را روشن کنيم تا ببينيم که ارتباط با امام حاصل ميشود يا نه؟