89-12-01
سوال– آثار نماز به نقل از قرآن را در کجاي زندگي مان مي توانيم ببينيم؟
پاسخ– بنده ميلاد رسول اکرم (ص ) و امام صادق (ع) را به همه ي بينندگان عزيز تبريک مي گويم. آنچه قرآن بيان کرده مثل يک فرمولي است که براي کشف حقيقتي بنام انسانيت مي باشد. اگر ما بخواهيم خودمان را کشف کنيم، مي فرمايد: انسانها موجودي مبتذل و بي ارزشي نيستند. تمام موجوداتي که خدا خلق کرده، هيچکدام شان بي ارزش نيستند و قابل مصرف هستند يا معادن هستند ارزش طلا يا نقره را دارند. براي کشف اين معدني که لايه هاي طبيعت روي آن را گرفته است، اگر بخواهيم انسانيت را کشف کنيم بايد با روند و روش پيامبر اکرم آشنا بشويم و اين قرآن را از محجوريت بيرون بياوريم. خودمان را کشف کنيم. سراغ قرآن برويم و ببينيم راه کار کشف حقيقت من چيست؟ فرمول به ثمر رساندن من کدام است. قرآن اگر از حجاب، نماز، روزه و مسائل مختلف ديني ميگويد، در حقيقت راه کار کشف، رشد من و از پايين به بالا آوردن من است و مي خواهد من را اوج بدهد. ما مي گوييم که نماز معراج است و يا آيات آن در سوره ي معارج است يعني همه ي اينها معراج ها هستند. معراج يعني اينکه انسان را بالا ببرند. ابزار وسيله اي براي عروج و بالا رفتن انسان است. نماز مثل نردبان است که به ازاي هر رکعت و هر ذکري که انجام مي دهيد بالا مي رويد. ممکن است که شما بگوييد که اينها تکراري است و چه فايده اي دارد؟ اما آيا طي کردن پله هاي نردبان تکراري است؟ يا اينکه در عين تکرار معراج، بالا رفتن و عروج است. اگر هر کشاورزي هر روز يا هر هفته و يا هرماه به درخت و سبزه و گل هايش مي رسد و به آنها آب مي دهد، هيچ وقت کشاورز نمي گويد که چه فايده اي دارد، ما که داريم تکرار مي کنيم. در اين تکرار رشد و ثمردهي گياه است. نماز و قرآن ما هم همينطور است. فکر نکنيم که وقتي بحث نماز مي شود ما آن باز کنيم و بگوييم که قرآن چه گفته است. مجموعه ي زندگي ما، در رفتار، اخلاق، حوزه ي کارهاي سياسي، اجتماعي، اداري، خانوادگي، در برخوردهاي مان و در همه و همه ريشه ي دستورالعمل براي اينکه زيباسازي کنيم و محيط زيبايي را براي فرد ايجاد کنيم، در قرآن ما موجود است. پس سعي کنيم گرايشمان به قرآن بيشتر باشد. بپذيريم که فاصله مان را از قرآن بيشتر کرده ايم. نکند مشمول اين گلايه ي قرآن و گلايه ي پيامبر در روز قيامت بشويم که مي فرمايند که قرآن در ميان شما محجور بود. آيا تمام وجوه زندگي ما را قرآن فرا گرفته است؟ قبول کنيم که نگرفته است و همين که اجازه نداده ايم قرآن در همه ي فضاهاي جامعه ما حضور پيدا بکند، پيامدهاي تلخ آن را هم مي بينيم. اين همه غم و غصه ها و افسردگي ها محصول چيست؟ اگر کسي واقعا قرآن را در زندگي اش بياورد نه اينکه فقط قرآن را باز کند و بخواند، البته بايد قرآن را خواند و با آن ارتباط داشت نه فقط ارتباط کلامي داشت بلکه بايد تدبير و تامل هم داشت وعلاوه بر آن، قرآن را در زندگي مان پياده کنيم. اگر قرآن در زندگي ما بيايد همه ي مشکلات ما را حل مي کند. شفاء ما في الصدور. ما از طرفي زندگي پرمخاطره و پر غم و غصه هاي خرد کننده داريم. غم وغصه ها دوجور هستند. يک غم و غصه هايي است که انسان در کنار اين غم وغصه ها کمال پيدا مي کند، نيرومي گيرد و به بالا مي رود. اين غم و غصه هاي اولياء الهي است. پيامبر کم غم و غصه داشت؟ اما هيچ گاه افسرده نبود. امام راحل ما کم غم و غصه داشت؟ امام با دلي آرام و قلبي مطمئن به ديار ابدي شتافت. يک وقت غم وغصه ها از جنس و سنخ ديگري است و ما را رشد ميدهد. بعضي از غم و غصه ها افسردگي مي آورد. اين غصه ها که ما را افسرده مي کند و پنجرمان مي کند، بخاطر اين است که ما از نور فاصله گرفته ايم و وصل نيستيم. در تاريکي حرکت مي کنيم ونتايج آن اين است. سعي کنيم بيشتر با قرآن مانوس باشيم. گاهي براي اينکه انسان بفهمد که کيست بايد به آثار نگاه کند. اگر خيلي نمي تواند موثرش را چک کند، اثرش را بررسي کند. ببيند که آيا آن اثر وجود دارد يا خير. اگر اثر هست به قدر آن موثر هم هست. مثلا اينکه من مي خواهم بدانم که من مومن هستم يا نه، مي فرمايد: اگر کسي کار خوب مي کند خوشش مي آيد و کار بد مي کند پشيمان مي شود، اين نشان ميدهد که فرد مومن است. منتها بايد مراقبت کند که کار بد را انجام ندهد که نورانيت آرام آرام از بين نرود. در باب نماز هم همينطور است. ما مي خواهيم بدانيم که نماز ما تا چه اندازه اثر بخشي داشته و آيا من آن نمازگزار قرآني هستم يا نه، چند تا از آثار آن را در سوره ي معارج آيات 19 به بعد بيان مي کند. يکي مداومت بر نماز است. آيه 23 سوهر ي معارج مي فرمايد: کساني که مداومت بر نماز دارند ( يعني نه اينکه وقتي مشهد مي روند نماز مي خوانند ولي وقتي بر مي گردند ديگر نمي خوانند و يا کربلا مي روند نماز ميخوانند و بعد ديگر نمي خواند. ماه رمضان، محرم و صفر نماز مي خواند و بقيه ماه را نمي خوانند. ) ديگر اينکه سعي مي کنند خاصيت نماز را درزندگي به ياد داشته باشند. نماز ياد خداست. امام باقر (ع) مي فرمايد: اگر کسي در صحنه هاي مختلف ياد خدا باشد، دائم الصلاة است. يعني اگر در صحنه ي گناه قرار گرفت چون به ياد خداست گناه نمي کند و اگر در صحنه ي خيرپيش مي آيد آن را انجام بدهد. يعني دائم در حال نماز و ذکر است زيرا مي فرمايد: نماز بخوانيد که ياد من را فراموش نکنيد. اين شخص علاوه بر نمازهايي که مي خواند ٍ وقتي مي خواهد نگاه کند به ياد خداست و خلاف نمي کند. وقتي مي خواهد حرف بزند به ياد خداست و هر کاري که مي خواهد بکند به ياد خداست. اين فرد دائم الصلاة است. ديگر مي فرمايد: توفيق انسان نمازگزار از فضل خداست. انسان نمازگزار نمي گويد که کار و تلاش کردم و پولهايي که بدست آورده ام همه مال خودم است زيرا خدا هم اين توفيق را به ما داده، پس ديگران هم بايد در اين درآمد سهيم باشند. علاوه بر خمس و زکاتي که مي دهد بايد به فقراي اقوامش هم کمک کند. و نگويد که به من ربطي ندارد. خدا مي گويد: مالي که در اختيار تو قرار دادم، مي خواهم دو تا کار روي آن انجام بگيرد. يکي اينکه مي خواهم ببينم در اينجا که بايد پول خرج کني از من فاصله مي گيري يا خير و مي خواهم تو را آزمايش کنم. علاوه بر اين، چرخش مال توسط تو باعث آبياري انسانيت تو مي شود. صفاي تو رشد مي کند. آن کينه، کدورت، انحصار طلبي و خودخواهي از بين مي رود. اين خاصيتها در چرخش مالي به دست تو است و مي خواهم که تو را رشد بدهم. اگر آب در جايي ماند، گنديده مي شود حتي اگر زياد باشد. اما اگر به اندازه ي کمي آب ولي جاري باشد، در کنارش سبزه و صفا است. مال را به تو ميدهم که به ديگران هم بدهي تا بخل و کينه ي تو را از بين ببرد و تو را يک انسان باصفا بکند. پس انسان نمازگزار سعي مي کند به اندازه ي توانش حقوق مالي براي ديگران قائل باشد. انسانهاي نمازگزار آنهايي هستند که قيامت را قبول دارند. گاهي انسان مي گويد که به قيامت معتقد است. ما بايد به اندازه ي باورهاي مان به خودمان نمره بدهيم. قسم هم مي خوريم که قيامت موجود است. روزي است که حقيقت ها خودش را نشان مي دهد. آيا من آمادگي براي چنين فضايي دارم يا ندارم؟ انسان نمازگزار خودش را آماده مي کند. اين باور بايد در رفتار ما اثر بگذارد. اگر من باور دارم که قيامتي در کار است، آيا حاضرم حرام کاري يا حرام گفتاري کنم؟ نگاههاي هرزه بکنم. اگر اين کارها را کرديم، معلوم مي شود که باورمان ضعيف است. بايد آن را تقويت کنيم. قرآن مي فرمايد: نمازگزار کسي است که روز قيامت را تصديق مي کند. در ادامه مي فرمايد: کسي از عذاب الهي در امان نيست. البته مقصود اين نيست که ما بترسيم يک خداي قهاري که با چوب دنبال بندگانش راه افتاده است، خير. او که رحمت و رأفت را دارد. از سوء استفاده هايي که از فضاي رحمت واسعه ي الهي مي کنيم بترسيم. قرآن مي فرمايد: چه چيزي تو را به پروردگار کريم خودت مغرورت کرد؟ من کريم نبودم و در حق تو لطف نکردم؟ اين همه خطراتي که به فکر تو هم خطور نمي کرد از تو دور نکردم؟ حالانتيجه اش اين است. اگر ما بهمديگر محبت کنيم، نتيجه ي محبت، محبت است يا خيانت؟ نتيجه ي دوستي، دوستي است يا دشمني؟ من خدا که اين همه دوستي در حق تو مي کنم؟ من که اين همه محبت مي کنم؟ حالا اگر چند حاجتي هم داري که برآورده نمي شود، آن را هم نمي داني و آن هم خير تو است. اگر مانعي هم هست به رفتار خودت نگاه کن و مانع را برطرف کن. ببين کجا خلاف کردي، خلاف هايت را درست کن. و اگر هم به نتيجه نمي رسي نگران نباش. قرآن مي فرمايد: از من نترس، از سوء استفاده هاي خودت بترس. من مرتب به تو هشدار مي دهم و تو توجه نمي کني، اين بي توجهي روزي پشيماني دارد. خدا مي فرمايد: انسانهاي نمازگزار با عفت هستند. آنها برخوردي همراه با عفت دارند. يعني از قوه ي شهوتش سوء استفاده نمي کند. يکي از فضاهايي که انحرافات و زمينه ي ابتدال هاي زيادي را فراهم کرده، همين عرصه ي رهايي شهوت است. کنترل درست و صحيح نکردن شهوت يعني شهوت را رها کرده ايم. استفاده ي انساني و استاندارد از آن نمي کنيم. وقتي زودپزي را روي گاز مي گذاريم اگر به اندازه ي کافي آب در آن نکنيم و حرارت به اندازه ي کافي نباشد، ممکن است انفجاري روي دهد. و اين انفجار مصيبت ها و پيامدهاي تلخي را بدنبال خواهد داشت. گاهي اين انفجارها در قواي طبيعي ما انجام مي گيرد. انفجار در شهوت و بدجوري از آن استفاده مي شود. اين نگاهها و خيالاتي که در خلوتش دارد، به مخزن مهماتش آتش پرت ميکند. قبلا در مورد مقدمات نماز گفته بوديم که هم خودش را پاک ميکند و هم فکر و خيالش را پاک مي کند و اين خودش جلوي شهوات را مي گيرد. شهوت چيز خشن و تندي نيست. اگر درست از آنها استفاده کنيم رام مي شود و آرام مي گيرد. مثل اينکه شما محزن مهمات داشته باشيد. اين همه مخزن مهمات در پادگانها ارتش و سپاه موجود است. چرا هيچ اتفاقي نمي افتد و هيچ سر و صدايي بلند نميشود؟ کافي است که مراقبت کنند که آتشي در آن نيفتد. درست است که ماده اي است که اگر شعله ور بشود بيچاره مي کند ولي خيلي راحت مي توانيم آن را شعله ور نکنيم. اگر اين از عهده ي ما خارج است چرا خدا ما رابه استنطاق مي کشد؟ مي فرمايد که اگر شرايط ازدواج برايت فراهم نيست، عفت پيشه کن. اين تکليف است. يعني تو مي تواني عفيف زندگي کني. بشرطي که تکه هاي آتش را در انبار مهمات خودت نيندازي. اگر يک گلوله آتش در انبار مهمات بيفتد، چه فجايعي که ببار نمي آورد. ولي راحت مي شود جلوي اين گلوله ها را در انبار مهمات گرفت. غضب و شهوت ما انبار مهمات هستند. ممکن است با يک نگاه آلوده صداي انفجار آن بلند بشود. و اتفاقي که نبايد بيفتد مي افتد. يک جوان در خلوت نشسته و مسائلي را در ذهنش مي چرخاند که فضاي ابتذال و تحريکات جنسي است، مسلما آشوب هاي درونش را نمي تواند کنترل کند. بعد مي گويد که دست من نيست. اگر اينها را کنترل کنيم مي بينيم که فضا آرام است. مولوي ميگويد که اين اميال خفته ي ما مثل سگي هستند که يک جا آرام گرفته اند تا لاشه اي جلوي آن نيندازي، سگ از جايش بلند نمي شود. ولي وقتي بوي لاشه اي را شنيد بلند مي شود. شکم همديگر را مي درند. اميال در درون نسان اينجوري هستند که تا لاشه اي در مقابل شان پيدا نشود آرام گرفته اند. بخصوص مديريتي هايي که ما در سايه نماز، عبادت و بندگي خدا مي کنيم، اين غضب و شهوت، حس و حال ديگري پيدا مي کند. غضب و شهوت تغييراتي است که در قواي جسماني انجام مي گيرد. اما اگر اينها در فضاي انسانيت بيايند تبديل به برائت و ولايت ميشوند. ما مي توانيم به اينها جهت بدهيم. مدل شهوت و غضب تغيير مي کند و مدلش عوض مي شود. در سايه نماز اين غضب و شهوت تربيت شده و بالا مي آيد. نماز يکي از اين فرصت هاي قشنگ است. هرچه ما از نماز زيباتر استفاده کنيم، قدرت کنترل ما را بالاتر مي برد. مي فرمايد: نمازگزان آنهايي هستد که به تعهدات شان پايبند هستند و انسانهاي امانتداري هستند. انسان نمازگزار در امانتي که دراختيارش مي گذارند خيانت نمي کند. امانت فقط اين نيست که کسي به شما چيزي بدهد. يک وقتي ما دو نفر صحبت مي کنيم و شما مي دانيد که من يک رازي را به شما گفتم و حتي تاکيد مي کنم که به کسي نگوييد، اين خودش امانت است. شما حق نداريد در امانت خيانت کنيد. حق نداريد که اين مطلب را به ديگري بگوييد. اگر اين کار را کرديد، شما در امانت خيانت کرديد. نمازگزار اين کار را نمي کند. ما اگر به همين نکته توجه کنيم مي بينيم که چقدر از آشوب ها از بين مي رود. اسرار يکديگر را به همديگر ميگويند، آبروها ريخته مي شود. قرآن مي فرمايد: کساني که اهل شهادت به توحيد و قيام به آن مي کنند و اگر جايي لازم شد که شهادت بدهند، شجاعانه براي دفاع از حق مسلمان حضور پيدا مي کنند. و بايد از دستاوردهاي نماز حفاظت کنند. مراقبت مان اين است که گناهان را انجام ندهيم. يک غيبت مي دانيد که بلايي به سر ما مي آورد. امام صادق (ع) مي فرمايد: غيبت کردن در تخريب دين مسلمان، سرعتش از خوره اي که در شکمش ميافتد، بيشتر است. اگر خوره در شکم کسي بيفتد طرف را از زير نابود مي کند. گناهان را انجام ندهيم تا نمازي که بدست آورده ايم را نگه داريم و از آن بهره ببريم.
سوال– سوره انعام آيات 146-143 را توضيخ بدهيد.
پاسخ– خدا مي فرمايد: اگر کسي به هدايت نمي رسد، ريشه اش در ستمگري هاي خودش است. خلاف هايي که مي کند باعث مي شود که از هدايت بهره مند نباشد. او بخشنده و مهربان است. از ناحيه ي او نگران باشيد. نگراني از ناحيه ي خودتان باشد که اگر دقت نکرديد، نمي توانيد از آن غفران و رحمت من بهرهمند باشيد.
سوال– ما همگي معتقد به دين هستيم و سعي مي کنيم که تکليف هاي دين مان را انجام بدهيم. اما از لحاظ سياسي هم راي با پدرمان نيستيم. و به همين دليل سعي مي کنيم که با او در مورد اين مسائل صحبت نکنيم اما پدرم کج خلقي مي کند و با ما سر يک سفره نمي نشيند. راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – اگر ما به مسائل دين و قرآن مان را و سبک، سيره و سنت اهل بيت آشنا مي شديم، مشکلات اين چنيني در جامعه و خانواده هاي ما وجود نداشت. امام حسن مجتبي (ع) وقتي فرد شامي که تحت تعليم انديشه ها ي معاويه قرار گرفته و عليه امير المومنين بد و بيراه مي گفتند، را در مدينه مي بيند مي گويد که تو خسته هستي و بار او را به دوش مي کشد و به او منزل ميدهد. امام به انديشه ي سياسي او کاري ندارد، او به وظيفه ي الهي خودش عمل مي کند. اين جور نباشد که ما تنگ نظرانه در اعضاي يک خانواده که مشترکات زيادي وجود دارد رفتار کنيم. چرا رفتار پيامبر را پياد ه نمي کنيم؟ پيامبر سراغ مشرکين رفت که با آنها هيچ اشتراکي نداشت. با اين افراد نشسته، صحبت کرده، خوش اخلاقي کرده و آنها را به دين اسلام درآورده است. مشرکي در آفتاب خوابيده، پيامبر عباي خودش را براي او سايبان ميکند وبعد که طرف بلند ميشود، مسلمان مي شود. چرا ما اين اخلاقيات را نشان نمي دهيم؟ مشکلي که ما داريم اين است که در فضاي اخلاقي پذيرش دين مان ضعيف است، در پذيرش رفتاري خوب است. اهل نماز و روزه هستيم ولي وقتي در فضاي اخلاقي قرار مي گيريم، تنگ نظرانه با هم برخورد مي کنيم. اين پدر و فرزندان که دشمن همديگر نيستند؟ يکي نسبت به شخصي نظر مثبت دارد و ديگري نسبت به آن شخص نظر منفي دارد. با مهرباني همديگر را در آغوش بگيريم. فرزندان وظيفه ي فرزندي شان را انجام بدهند. اثرش هم بيشتر است. پدر هم وظيفه ي پدري اش را انجام بدهد. خداميفرمايد که نمازتان را حفظ کنيد. شما که همه نماز مي خوانيد، پس در احتراماتي که با هم داريد از نمازتان مراقبت کنيد. تعاملات بين فرزند و پدر اين نمار را نگه مي دارد و بعد مي بيند که نماز چقدر زيباست و دين چقدر قشنگ است. اما وقتي نماز مي خوانيم و روزه ميگيريم ولي دراصول سياسي با هم اختلاف داريم، مي توانيم در فضاي آرام بدون تخريب و آشوب و بدون فتنه انگيزي با هم صحبت کنيم. چرا اين سبک را انتخاب نکنيم؟ کجاي کار ما مشکل پيدا کرده است. معلوم مي شود دين را آن طوري که هست نشناخته ايم. ،چه در مسائل کلان سياسي کشور و چه در مسائل ريز خانوادگي. سعي کنيم اين روابط را رعايت کنيم. پدر نمي تواند به راحتي دست از فرزندانش بکشد چون نظر سياسي آنها چيز ديگري است يا اينکه فرزندان نسبت به پدر کم محبتي کنند.
A