88-12-10
سوال – من جواني 32 ساله هستم و تا به حال نماز و روزه را بجا نمي آوردم ولي از محرم تصميم گرفتم اعمال واجبم را بجا بياورم. من از گذشته ي خودم شرم دارم. آيا اعمالي که قبلا انجام نداده ام را بايد بجا بياورم؟ چکار کنم که گناهانم را فراموش کنم؟
پاسخ - بايد به اين سوال کننده بگوييم که هيچ جاي نگراني نيست. خوب انسان بخاطر گناهي که کرده شرمنده ميشود ولي نبايد ميزان شرمندگي به نقطه ي ياس و نااميدي برسد. بگويد: من بيست سال است که گناه کرده ام بنابر اين من خجالت مي کشم که سراغ عالمي بروم و. .. خير اين طوري نباشد. سراغ يک عالم برويم ومسئله ي دين مان را ياد بگيريم. اگر تابحال کوتاهي کرده ايم و خدا به ما لطف کرده و برگشته ايم، چرا اينقدر ناراحت باشيم؟ چرا اينقدرعذاب وجدان داشته باشيم؟ چرا اين فشار ما را به ياس و نااميدي برساند؟ خيلي اميدوارانه به درگاه الهيA برويم و همين شرمندگي نشانه ي اين است که اين سوال کننده به آغوش خدا وارد شده و اگر کسي به آغوش حق وارد نشود، هيچگاه شرمنده نمي شود. همين که شرمنده مي شود معلوم ميشود وارد رحمت الهي شده استA A بنابر اين جاي هيچ نگراني نيست. همين احساس شرمندگي نشانه ي توبه او و نشانه ي قبولي توبه ي اوست و تصميم که گرفته که سالياني که خلاف رفته و حالا مي خواهد برگردد، معلوم است که خدا به او لطف کرده که مي خواهد برگردد، چرا رويش نمي شود؟ حالا يک مدتي گناه کردهA ولي حالا به گناه پشت کرده است. بين کسي که گناه کرده و توبه کرده با کسي که گناه نکرده تفاوت هست. کسي که توبه کند از آلودگي پاک ميشود و از جهت آلودگي نگراني نداشته باشيد. نگراني از اين جهت است که فردي که گناه نکرده و عبادت کرده و من عباداتم را بجا نياورده امA و فرق در اين است. بايد براي عقب افتادگي ها تلاش کرد نه از اين آلودگي نگران باشد. پس جبران کند. و در مورد فراموش گناه روايت داريم که نبايد گناهانمان را فراموش کنيم. چون اگر فراموش کنيم ممکن است مجدد به سراغ آن برويم. فراموشش نکنيم ولي انجام آن همراه با توبه ما را مايوس نکند. نه اينکه کلا فراموش کنيم و يک حالت طلبکارانه اي هم بگيريم و بگوييم: من که کاري نکرده ام. حواسم باشد که اين ها را انجام دادام و ديگر سراغش نروم. ولي در مورد پاک شدن خدا خودش وعده داده است که گناهان را پاک مي کند. روايت داريم که عمر مومن با ارزش است و براي باقي آن، براي جبران گذشته ها بايد تلاش کرد. به کارهايش بيشتر سرعت بدهد. جبران مافات بکند نه اينکه نگران باشد که چرا من اين کارها را انجام داده ام، خوب حالا چکار کنم؟ پس در محو آن تلاش کن و در راه مثبت حرکت کن. خدا هم عده داده که من اين کارها را پاک ميکنم جبران ميکنم تقويت مي کنم حتي مي تواني سرعت بگيري و به اولياءالله برسي. ما چقدر داشته ايم کسانيکه در زندگي شان گناه زياد کرده اند ولي يک انقلاب و يک تحول آنها را دگرگون کرد و عارف شدند. داستان فضيل عياض معروف است که ساليان سال دزد بود اما برگشت و جدي هم برگشت. يعني ديگر به عقب نگاه نکرد و به عقب برنگشت. و جاي دزدي را عبادت و بندگي گذاشت. و به سوي کارهاي مثبت و خدمت رفت. پس بايد اميدوار باشيم و نگراني هم نداشته باشيم.
سوال – در اين دوره اي که ما زندگي ميکنيمA بالاخره نگاه ما به حرام مي افتد. چکار کنيم؟
پاسخ - بنا نيست که ما نگاه نکنيم. در توصيه هايي که در شرع مقدس وارد شده است، به مردهاي مومن بگوييد که چشمهايتان را ببنديد و به زن هاي مومن بگوييد بعضي نگاه را نکنيد، منظورشان اين نيست که چشم هايتان را ببنديد و نابينا باشيد. نه چشم هايت را باز کن و راهت را برو. آن نوع نگاهي که تو را آتش مي زند، آن نگاه را نکن. پس در اختيار ماست. ما دست خودمان است که چه نوع نگاهي بکنيم. نگاه اول ايرادي ندارد چشمتان افتاد و رد مي شويد. آن نگاه معني دار و با انگيزه، آن نگاهي که در آن گزينش است. نگاهي که از آن به بعد نگاه کننده با قصد ويژه اي نگاه ميکند و انسان خودش هم مي فهمد. قرآن مي فرمايد: خدا نگاه هاي خائنانه را مي بيند. پس نگاه مي کند و به سر کار ميرود اما نگاه معني دار و ريبه و نگاهي که جنبه هاي حيواني را فعال ميکند را انجام ندهند. اين ها خطرناک است. و تير شيطان است. پس انسان نبايد نابينا باشد، بايد نگاه کند و نگاه در اختيار خود انسان است و اگر در جايي مي بيند که اين نگاه مسموم است و اگر من وارد جايي بشوم حتما به خلاف دچار مي شوم، وارد نشود. اين آتش افروزي ها از آتش افروزي هاي فيزيکي کمتر نيست. اگر ما جايي برويم که بگويند هوا آلوده است و آنفولانزا هست، من چطور مراقبت مي کنم؟ پس بايد نگاه ها را کنترل کرد. بايد نوع نگاه را درست کنيم. من مثالي بزنم. کامپيوتر يک مجموعه بسته اي است که اطلاعات زيادي در آن هست. اگر من بخواهم اين اطلاعات را بياورم بايد يک شناخت اوليه داشته باشم. حالا وقتي روشن کردي تمام اطلاعات نمي آيد و نمي تواني بگويي من تا ته خط رفتم. انسان بايد کامپيوتر وجود خودش را شناسايي کند. قرآن برنامه رايانه ي وجود مارا تعريف کرده است. اگر روي طبيعت کليک کردي، در اينجا صفحاتي جلوي تو مي آيد: در نگاه و شهوتراني و در انحراف زبان، گوش، خيال. همه ي اين ها به روي صفحه مي آيد. روي نگاه مي زنيم مي بينيم نگاه شهوت انگيزه و آلوده، نگاه نفرت انگيز، انواع نگاه هاي انحرافي را برايت مي آورد. حالا ميشود کسي در اين محيط رفته و بعد بخواهد نگاه سالم داشته باشد؟A نه. بعد ميگويد: روي فطرت خودت کليک کن. مي بينيم صفحات زيبا و قشنگي مي آيد. حالا کليک کن روي کرامت، مي بيني عزت و عظمت بزرگي ميآيد و راحت هم به وجودت ميآيد. بعد روي نگاه بزن، نگاه عبرت انگيز، نگاه با محبت، نگاهي که اين قدر عشق و صفا دارد، نگاهي که با آن معرفت پيدا مي کردي، در روايات داريم که اگر در طبيعت رفتي آن دو نوع نگاه فعال ميشود، اگر در دامنه ي فطرت خودت آمدي، اين نگاهها برايت فعال ميشود. حالا اگر ما به دامنه ي طبيعت رفتيم، در دامنه ي آن عزت نيست، ذلت و خواري است. لذت هاي دروغين است. لذت هاي فريبنده است. از خود واقعيت اينجا خبري نيست. در دامنه ي طبيعت لذت هاي انساني قشنگ تعريف نشده است. حالا به استادش ميگويد: اينها را بايد کجا پيدا کنم؟ مي گويد روي فلان گزينه کليک کن و باز مي کند و مي بيند اين همان چيزهايي است که دنبال آن بوده است. همان چيزهايي که آرزويش را مي کردم در آنجا پيدا شد. جواني بود که مراقبت هاي قشنگي داشت. يک مقدار هواي خودش را داشت. مي گفت: من داشتمA A مي رفتم و صحنه اي را ديدم و بعد يک لحظه چشمهايم را بستم و احساس کردم که وسط زمين و آسمان هستم، تمام آدمهاي روي زمين را دارم مي بينم احساس سبک و قشنگي به من دست داده بود و بعد ديدم شايد من دو قدم برداشته ام و از آن صحنه هم رد شدم. اگر از نگاه آلوده چشم ببنديد، خدا لذت ايمان را به شما مي چشاند. تمرين کنيد حتما به نتيجه مي رسيد.
سوال – چطور مي شود که ما مراقب خودمان باشيم و از خودمان مراقبت کنيم؟ A A A
پاسخ - خيلي از جوانها مي گويند: ما دوست داريم که راه بيفتيم و کامل بشويم ولي وقتي زندگي اولياء الهي را مطالعه مي کنيم، زندگي قاضي طباطبايي و مرحوم کشميري، مي بينيم کارهاي خيلي سنگيني انجام مي دادند، ما نمي توانيم. من مي گويم زندگي اين ها را بخوانيد ولي نخواهيد کارهايي که آنها انجام ميدادند، شما انجام بدهيد. تو فقط حس آنرا بگير نه اينکه اعمال آنها را انجام بدهيد. آنها براي کلاس آقاي کشميري است. هروقت تو به آن مراحل رسيدي، آن کار برايت راحت ميشود. پس وقتي مي گوييم مراقبه يعني هواي خودت را داشته باش. اينکار سنگيني نيست. نمازت را اول وقت بخوان و يک مقداري نگاهت را کنترل کن، يک مقدار ترمز سر زبانت بگذار، يک مقدار هواي گوشت را داشته باشد، از همين جا شروع کن. اگر به يک نفر مي گويند که علم چقدر جالب است و خوب است يعني همان روز اول که بچه رفت، سنگين ترين معادلات رياضي را به او تدريس کنند يا اينکه يک و دو و سه راه او آموزش مي دهند. او در مسير علم جلو مي رود نبايد الان به او انتگرال ياد بدهند. ذهنش را با اعداد درگير مي کنند و گام به گام جلو مي رود. پس اول کم کم گامA برداريم تا کلاسمان بالا برود.
سوال – من مدتي است که با دختري از طريق پيامک در ارتباط هستم. من او را نمي بينم. آيا اين ارتباط هم گناه آلود است؟
پاسخ - ما مسئله ترک خلوت با نامحرم را داريم، در جايي که ديگري نتواند وارد بشود. اگر دو تا نامحرم در فضايي باشند که سومي نتواند وارد بشود، بدانيد نفر سومي که وارد مي شود شيطان است. فضا را خطرناک کرده است. فضا را آلوده و وحشتناک ميکند. بر اساس اين معيار خيلي ها فکر ميکنند که در اتاقي برويم و در را ببنديم ولي متناسب با مسائل روز خيلي از تلفنها و پيامک ها، خيلي از چت ها، اين ها همان خلوت با نامحرم است. ملاکش جايي است که نفر سومي نتواند بيايد. خيلي خطرناک است. مي گويد: من پيام مي دهم و طرف را هم نديده ام، خوب چرا پيام مي دهي؟ غرض و انگيزه از اين کار چيست؟ آيا اين پيامک هايي که مي دهيد حاضر هستيد کس ديگري آنرا ببيند؟ حاضر هستيد ديگري هم بخواند؟ آيا حاضر هستيم اين رابطه را براي ديگري هم باز کنيم؟ اگر نه معلوم است که اين همان مصداق خلوت کردن با نامحرم است و مطمئن باشيد که سومي شيطان است. ابتدا مي خواهيد توصيه اي داشته باشيد و بعد کم کم ارتباط و علايق قلبي بوجود مي آيد و بعد نديده عاشق همديگر مي شوند و بعد وعده و ملاقات ها را هم مي گذارند و همين جاست که ولا تتبعوا خطوات الشيطان: گام هاي شيطان را دنيال نکنيد. شيطان قدم به قدم جلو مي آيد. يکدفعه انسان را در چالهA نمي اندازد. دانه مي پاشد. بعد در آخر طرف مي فهمد که در چه سرازيري افتاده است و متوجه نشده است. چرا اين کار را مي کند؟ شايد بعضي ها بگويند که ميخواهيم مشاوره کنيم. من به جوانان توصيه ميکنم که از کسي مشاوره بگيرند که از خودشان بيشتر بداند. از هم سن و سال خودتان مشاوره نگيريد. زيرا او علم و تجربه ي بيشتري نسبت به شما ندارد. گاهي دانشجويان مي گويند: چه عيبي دارد که ما از دوستاني که اين راه را رفته اند مشاوره بگيريم من ميگويم بهتر است از کسي مشاوره بگيريد که خودش مشاور باشد و جالب است او از کسي که مي خواست مشاوره بگيرد، فهميديم که طرف خودش کلي مشکلات دارد. قرآن ميگويد: اگر نميدانيد از کسي که ميدانند سوال کنيد. حالا بعضي ها مي گويند: مي خواه خلأ تنهايي را از بين ببرم. از احساس تنهايي خسته شده ام و مي خواهم يک جورهايي خودم را مشغول کنم، از اين جهت پيام مي دهم. نکند خلا بدتري را گرفتار بشوي. از اين چاله اي که نيم متر در آن فرو رفته اي، بيرون بيايي و در يک چاه فرو بروي. پس اول مطمئن باش که اين ارتباط مي تواند خلأ تو را پر کند يا نه؟ گاهي مي خواهند براي ازدواج شناخت بيشتري پيدا کنند. در اين نوع ارتباط طرف بايد آنقدر تابلو باشد که خودش را آنطوري که هست معرفي کند. معمولا همه از ايده آل ها حرف مي زنند، از مسائل قشنگ مي گويند، هيچ کس نمي گويد: ماست من ترش است. بنابر اين نمي توان شناختي براي ازدواج پيدا کرد. انتخاب براي ازدواج بايد از پايه و اساس صورت بگيرد. از طريق خانواده و مجاري ديگر نه از طريق خودش. هيچ کس نمي گويد من اخلاق بدي دارم و يا خانواده ي خشني دارم.
سوال – مدتي است که با پسري ارتباط دارم و حالا نماز خوان شده ام و روحيه معنوي ام خيلي بالا رفته است. من را سرزنش نکنيد. مي ترسم که اين ارتباط را قطع کنم. من را راهنمايي بفرماييد.
پاسخ - فردي مي گفت: من براي نماز صبح بطور اتفاقي با تلفن فردي را بيدار مي کردم و اتفاقا يک روز دختر خانمي گوشي را برداشت و با او ارتباط معنوي پيدا کردم و بعد مشکلات ديگر. اولا اين آقا به چه اجازه اي دارد که ديگران را براي نماز صبح بيدار مي کرده است؟ رسيدن به مقصود از هر راهي نيست. حتي اعضاي خانواده را بدون مشورت و اجازه نمي توانيم براي نماز صبح بيدار بکنيم. حتي اگر ناراضي باشند اين بيدار کردن حرام است. من بيدار شدم وظيفه دارم نماز بخوانم ولي عضو ديگر خانواده که خواب است که وظيفه اي ندارد. اگر بيدار شد او هم موظف است نماز بخواند. راه عبادت را بايد از طريق صحيح رفت. بناي ما بناي سرزنش نيست بناي نجات است. انسان بايد با آغوش باز سراغ مريض برود و آن را مداوا بکند. مرض را بايد سرزنش کرد ولي مريض را نبايد سرزنش کرد. گناه را بايد سرزنش کرد ولي گناهکار را بايد معالجه کرد. اگر مي گويد: من معنويت قشنگي پيدا کرده ام، آيا ببيند راهش درست بوده است يا نه؟ اگر راهمان غلط است، بدانيد که آن احساس هم درست نيست.A