اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

96-06-16-حجت الاسلام والمسلمين رفيعي – اهميت غدير


برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: اهميت غدير
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين رفيعي
تاريخ پخش: 16-06-96

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
از قديم و نديم مي‌گويند: دست بالاي دست بسيار است
دست والاي دست‌ها اما، دست مشکل گشاي کرار است

شريعتي: «الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية علي بن ابي طالب» سلام مي‌کنم به همه‌ي شما دوستان عزيزم، خانم‌ها و آقايان. بيننده‌ها و شنونده‌هاي خوبي که الآن صداي ما را مي‌شنوند. ايام بر شما مبارک باشد. در آستانه عيد بزرگ غدير هستيم. انشاءالله هرچه خير و برکت است به برکت نام اميرالمؤمنين علي (ع) براي همه شما رقم بخورد. افتخار داريم به رسم پنج‌شنبه‌هاي ماه ذي الحجه خدمت جناب آقاي دکتر رفيعي عزيز باشيم. آقاي دکتر رفيعي سلام عليکم خيلي خوش آمديد. ايام مبارک باشد.
حاج آقا رفيعي: بسم الله الرحمن الرحيم، عرض سلام خدمت جنابعالي و بينندگان عزيز دارم. همه‌ي مناسبت‌هاي ماه ذي الحجه را تبريک عرض مي‌کنيم که ماه ذي الحجه ماه ولايت است. به ويژه اوج اين مناسبت‌ها که عيد سعيد ولايت، عيد غدير خم است. انشاءالله بر همه عزيزان مبارک باشد. يک تبريک ويژه هم به زوج‌هاي جواني مي‌گوييم که اين ايام را انتخاب کردند براي پيوند مشترک و عروسي‌شان. انشاءالله با اميرالمؤمنين(ع) و اولاد طاهرينش محشور شوند. اميدواريم به برکت اين عيد که «يوم التبسّم» است. امام رضا فرمودند: روز تبسم است. «يوم نشر العلم» روز انتشار علوم است. «يوم ترک الذنوب» روز ترک گناه است. «يوم البشاره و يوم العطيه» روز بشارت و عطيه و روز انفاق است. انشاءالله به برکت اين روز خداوند به زندگي همه ما برکت عنايت بفرمايد و توفيق گام برداشتن در مسير قرآن و اهل‌بيت را نصيب همه ما بفرمايد.
شريعتي: بحث ما با آقاي دکتر رفيعي، در مورد مودت و محبت بود. نکات خوبي را شنيديم. امروز هم سرا پا گوش هستيم که فرمايشات شما را بشنويم.
حاج آقاي رفيعي: من همان بحث محبت الهي را از يک منظر ديگري امروز مي‌خواهم مطرح کنم. منتهي حق مطلب اين است که چون در آستانه غدير قرار داريم، دو سه جمله از غدير بشنويم. ضمن اينکه حتماً کارشناسان ديگر هم صحبت کردند و حتماً در روز غدير باز اين گفتگوها ادامه پيدا خواهد کرد. اولاً غدير متعلق به همه مسلمان‌هاست. چنين نيست که متعلق به شيعه يا قشر خاصي بخواهند غدير را نهادينه کنند. چرا؟ چون مسلمان‌ها آنچه پيغمبر فرموده را حجت مي‌دانند. قرآن مي‌فرمايد: «ْوَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ‏ فَخُذُوهُ» (حشر/7) سؤال من اين است که فرمايش پيامبر در مورد اميرالمؤمنين و جريان غدير، اين سنت پيغمبر است. يعني حدود هفتاد روز قبل از رحلتشان پيامبر گرامي اسلام و شيعه و سني نوشتند. يعني قابل انکار نيست. حتي طبري مورخ معروف که از مورخان اهل سنت است و کتاب تاريخ دارد، يک کتاب به نام «کتاب الولايه» داشته است که در مورد غدير است که اخيراً بخش‌هايي از اين کتاب را يکي از محققان به نام آقاي رسول جعفريان پيدا کردند و احياء کردند و چاپ شده است. البته بخش‌هايي را از جاهاي ديگر استخراج کردند. حديث هم حديث صحيحي است. يکي از انديشمندان اهل سنت که در عربستان هم يک کتابي به نام «احاديث الصحيحه» نوشته است. «سلسلة الاحاديث الصحيحه» را نوشته است، اتفاقاً «سلسلة الاحاديث الضعيفه» هم نوشته است. هرکدام هم بالغ بر بيست جلد است. ايشان در احاديث سلسله الاحاديث الصحيحه مي‌گويد: احاديث غدير جزء احاديث صحيح است و قابل انکار نيست.
پس غدير روزي است که همه مسلمان‌ها قبول دارند پيغمبر گرامي اسلام مطالبي را در مورد حضرت امير بيان کرده و آيه نازل شده است. پس همه بايد جشن بگيرند. ما يک سال مکه بوديم. برادران اهل سنت را هم جمع کرديم، گفتيم: امسال شما جشن بگيريد، ما شرکت کنيم. الآن در عزاداري امام حسين(ع) در عاشورا مگر فقط شيعيان عزاداري مي‌کنند؟ نه! حتي اهل سنت مقتل نوشتند. پسر پيامبر را کشتند. پسر رسول الله است. «الحسن و الحسين سبط هذه الامه» طبيعتاً نذر مي‌دهند، عزا مي‌گيرند. همين امسال در زيارت امام رضا ملاحظه کرديد کاروان‌هايي که از اهل سنت بودند. لذا غدير را مسلمان‌ها جشن مي‌گيرند. مقام معظم رهبري فرمود: غدير عيد مسلمانان است! اين نکته اول بود.
حضرت عيسي به خدا عرض مي‌کند: بني اسرائيل فشار آوردند. حواريون مي‌گويند: از آسمان براي ما مائده بيايد. «أَنْزِلْ‏ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماء» (مائده/114) از همين‌جا از همه خواهش مي‌کنم، يک دور سوره مائده را با تفسيرش بخوانيد. تمام آيات ولايت در سوره مائده است. سوره ولايت است. با دقت بخوانند.
حضرت عيسي به خدا عرض مي‌کند: خدايا اگر براي ما مائده‌اي از آسمان بيايد، اين روز براي ما عيد مي‌شود. چطور نزول يک غذا و مائده از آسمان عيد است؟ نزول استمرار اسلام و ولايت اميرالمؤمنين عيد نيست؟ اين خيلي روشن است. اينکه امام صادق فرمود: اين عيد افضل اعياد است، پس اين عيد مسلمانان است. مسلمانان بايد غدير را جشن بگيرند. همه کشور بايد چراغاني شود، جشن گرفته شود. مثل عاشورا که نماد عزاي شيعه و مسلمانان است، عيد غدير هم نماز جشن و شادي مسلمان‌ها است.
نکته دومي که خواهش مي‌کنم دقت کنيد، اينکه ممکن است کسي بگويد: غدير عملاً سوخت، يعني به اين معنا که بعد از رحلت پيغمبر آنچه حضرت فرمود، اتفاق نيفتاد و شرايط به سمت ديگري رفت. چرا شما امروز دوباره به قضيه غدير مي‌پردازيد؟ گاهي در شبهات مي‌گويند: شما حفر قبر مي‌کنيد. چرا اميرالمؤمنين بعد از اينکه خلافت را پذيرفتند، ظاهراً روز غدير هم بوده است. تواريخ اهل سنت و شيعه نوشتند. وقتي اميرالمؤمنين خلافت را پذيرفتند، در ميدان عمومي کوفه، ميدان رَحبه، جمعيت جمع شدند. حضرت ايستادند و فرمودند: چه کسي حديث غدير را به ياد دارد؟ قصه غدير را در کوفه طرح کردند. در مدينه شايد کمتر مطرح شده به دليل اينکه شرايط طرحش آنجا خيلي نبود. سؤالم از شما اين است که 25 سال بعد از قضيه غدير و رحلت پيغمبر چرا اميرالمؤمنين در ميدان رحبه کوفه بلند مي‌شود و دوباره غدير را زنده مي‌کند؟ اين حفر قبر نيست؟ اين چه مي‌خواهد بگويد؟ مي‌خواهد بگويد: جريان غدير بايد بماند. درست است چيزي که رسول خدا مي‌خواست، عملاً نشد. اما اصل جريان غدير، امامت و ولايت نبايد فراموش شود.
امام صادق(ع) به مکه مي‌رفتند. حسين جَمّال شتربان آقا بود. گفت: آقا فرمود اگر من خوابم برد مرا در منطقه غدير بيدار کن. آقا امام صادق را در آن منطقه بيدار کردم. آقا پياده شدند، دو رکعت نماز در منطقه غدير خم نزديک مکه خواندند. بعد فرمودند: حسين جَمّال مي‌داني اينجا کجاست؟ اينجا جايي است که جدم رسول خدا دست علي را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» چرا امام صادق اصرار دارد در اين سفر در غدير پياده شود؟ پس غدير بايد تجليل شود.
شريعتي: يعني غدير منحصر به اتفاق تاريخي منحصر به آن زمان نيست که ما بدانيم اين اتفاق پيش آمده يا نيامده است.
حاج آقاي رفيعي: خدا به حضرت ابراهيم بعد از اينکه آمد زن و بچه‌اش را در مکه گذاشت و برگشت. بعد از سيزده، چهارده سال که آمد،گفت: اسماعيل را ذبح کن! حضرت ابراهيم، اسماعيل را آورد و اين ذبح اتفاق نيفتاد. خداوند قرباني جاي آن داد. يکي بگويد: اينکه اتفاق نيفتاد و اسماعيل هم قرباني نشد. براي چه خدا در قرآن اين قصه را مطرح کرده است؟ براي چه هزار بار براي مردم مي‌گوييد؟ اتفاق افتادن و نيافتادن مهم نيست. اصل داستان و جريان مهم است. اين فرهنگ غدير است. لذا ائمه بزرگوار ما روي حفظ جريان غدير، تکريم از غدير و تجليل از غدير تأکيد داشتند. اينها نمي‌خواستند تاريخ را به عقب برگردانند. امام صادق نمي‌خواهد بگويد: حسين جَمّال برگرد به دو قرن قبل، غدير ايجاد شود. داستان تمام شده است. نه عبور کرديم اصلاً تبديل به سلطنت شده است. يعني ديگر خلافت هم نيست، موروثي شده است. چه کسي حاکم است؟ يزيد بن عبدالملک، چه کسي حاکم است؟ وليدي که حوض شراب مي‌نوشيده و شراب مي‌خورد. اين تاريخ الخلفاي سيوطي است. سليمان بن عبدالملک که تمام وجودش عياشي بود. زمان امام صادق چه کساني حاکم هستند؟ منصور دوانقي، هارون الرشيد و قاتلان ائمه، نه تنها برهه غدير از نظر زماني گذشته است. چون پيغمبر آنطور که ترسيم کرده بود اين بود که «من کنت مولاه فعلي مولاه» بعد «فجعفر بن محمدٍ صادق مولاه» بعد «فموسي بن جعفر مولاه» حضرت مسير را ترسيم کرده بودند. بعد «فمهديٍ مولاه» البته براي امام زمان خواهد شد. اين قصه با کسي تعارف ندارد. اذن خداست و همه منابع نوشتند. حتي وهابي‌ها هم روايتش را نقل کردند. ابن تيميّه هم نقل کرده است. اگر يک روز از عمر دنيا باقي بماند، آن اتفاق خواهد افتاد. يعني حکومت واحد جهاني به مديريت امام زمان با حصر همه طاغوت‌ها! اين اميد ماست.
چرا امام هادي را وقتي سامرا مي‌برند، با سيصد مأمور، چون روز ميلاد ايشان نزديک بود بينندگان عزيز بدانند که امام هادي يک فرقي با همه ائمه دارد و آن اين است که ايشان بيشترين امامت را در عراق داشته است. هيچ امامي در عراق اينقدر امامت نداشته است. امام حسين(ع) کل دوران امامتشان ده سال است و اکثراً در مدينه است. حضرت علي(ع) چهار، پنج سال است. امام عسگري شش سال است. اما امام هادي بيست سال در عراق امامتشان طول کشيد. چون ايشان دوران امامتشان 34 سال است. ايشان را به سامرا مي‌برند، غدير به کوفه مي‌رسند. اجازه مي‌گيرند مي‌گويند: من در نجف زيارت کنم. چرا کنار قبر اميرالمؤمنين مي‌ايستد و زيارت غدير را که تقاضا دارم عيد غدير مسجدها نسبت به زيارت غدير و خطبه غدير اهميت بدهند. براي چه امام هادي زيارت غدير را که حاج شيخ عباس قمي نوشته زيارت غدير را از راه دور و نزديک بخوانيد. حدود پنجاه آيه قرآن در اين است. براي چه حضرت آن زيارت را آنجا مي‌خواند؟ امام هادي مي‌خواهد چه داستاني را زنده کند که گذشته است؟ براي چه اينگونه زيارت را تبيين مي‌کند؟ من شنيدم بعضي مي‌گويند: غدير را پيغمبر فرمود. اصحاب هم بعضي فراموش کردند. حضرت امير هم مدتي خانه نشين شدند. ديگر شما اين را مطرح نکنيد. خود حضرت امير در مسجد کوفه مطرح کرد! در جمل مطرح کرد. امام صادق با حسين جَمّال مطرح کرد. امام رضا آن روز را عيد گرفت و مهماني داد و اطعام کرد. امام هادي زيارت غدير خواند. اين نکته‌اي است که مي‌خواستم عرض کنم. اين ذوق قشنگي بوده که مردم روز غدير ديدن سادات مي‌روند. اما عيدي دادن و اطعام و سر زدن و صله رحم منحصر به سادات نيست. همه افراد انشاءالله انجام بدهند.
خواهشي از دولت جمهوري اسلامي دارم. اينکه شما همه مناسبت‌ها را در نوروز برديد. عيبي ندارد، نوروز عيدي است که از گذشته در ايران ما بوده است. صله رحم دارد، لباس براي بچه‌ها دارد. عيدي دارد. سر زدن دارد. امام رهبر کبير انقلاب، وقتي انقلاب پيروز شد، هيچ مخالفتي با نوروز نکرد. پشت دوربين نشست و تبريک گفت. الآن هم نزديک چهل سال است که مقام معظم رهبري تبريک مي‌گويند. ديگر نوروز جا افتاده است. خواهشم اين است که دولت بيايد به تمام کارمندانش يک عيدي بخاطر اميرالمؤمنين بدهد. مبلغ زيادي نباشد، به تمام کارمندان مبلغي را هديه بدهد. البته از نوروز نزند!! يک عيدي بدهد. الآن مقام معظم رهبري که خدا ايشان را حفظ کند، مي‌دانيد که حوزه‌هاي علميه ما با همين رجوعاتي که مردم مي‌دهند اداره مي‌شود. ايشان در عيد غدير عيدي به حوزه‌ها مي‌دهند و طلبه‌ها خوشحال مي‌شوند. اين نکته اول بود.
نکته دوم اينکه نزديک مهر هستيم. آنهايي که مي‌خواهند لوازم التحرير و کيف و کفش بدهند، روز غدير بدهند. يعني خانه افراد مي‌روند بگويند: اين بخاطر عيد غدير است. «فرحوا اخوانکم باللباس الحسن و الرائحة الطيبه و الطعام» خانواده‌هايتان و برادرانتان را خوشحال کنيد با لباس نيکو، عطر و اطعام. بدانيد هر ريالش به صدها هزار برابر برمي‌گردد. امتحان کنيد که واقعاً اينطور هست يا نيست. جبران مي‌شود و انشاءالله اين قصه يک نهضتي شود.
روز عيد غدير پدر در خانه بلند مي‌شود، مي‌گويد: پسرم امروز عيد است. حتي آنهايي که ازدواج کردند. نوه و نتيجه، روز غدير هم انتظار نداشته باشند فقط منزل سادات بروند. آن را بگيرند و جاي خود، اما پدر به همه بچه‌ها عيدي بدهد. مرد به همسرش عيدي بدهد. عزيزاني که پدر و مادرش در قيد حيات هستند، به آنها عيدي بدهند. اگر پدر و مادرشان تحت تکفل و سرپرستي آنها هستند، به آنها عيدي بدهند. اگر از دنيا رفتند آن روز برايشان پول بدهند و قرآن بخوانند و صدقه بدهند و خيرات بکنند. غدير عيد مسلمانان است. در انحصار هيچ گروه و فرد و جرياني نيست. متعلق به همه است، امروز تجليل ما از غدير به واسطه اين است که کعبه نشاني است که ره گم نشود! راه را بلد شويم. نگوييم: العياذ بالله پيغمبر اکرم با آن عظمت که اين همه در مورد جزئيات دين صحبت کرده است، تا شانه زدن مو، ناخن گرفتن، مسواک زدن، دستشويي رفتن، چطور وارد شويم و چه دعايي بخوانيم؟ پيغمبري که دهها روايت در مورد احکام لباس دارد. يکوقت کسي نگويد: العياذ بالله اين پيامبر مسأله اسلام پس از خود را رها کرده است.
روايتي داريم در کنز العمال است. حديث 32915 است. چون کنز العمال مجموعه‌اي از احاديث است که نويسنده از نويسندگان بزرگ اهل سنت است و روايت پيغمبر را جمع آوري کرده است. اين روايت هم بعضي از اصحاب نقل شده است. ايشان در اين حديث اين روايت را نقل کرده است. الآن دوران نرم افزار است و سريع پيدا مي‌شود. سلمان مي‌گويد: خدمت رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص) آمدم. عرض کردم «يا رسول الله! من وَصيُک» جانشين شما کيست؟«فَسَکَت» پيغمبر قدري سکوت کرد. بعد فرمود: سلمان بيا!    «فَاَسرَعتُ» دويدم! «قلت لبيک يا رسول الله» آقاجان چشم بفرماييد. فرمود: شما به سؤال من جواب بده و من به سؤال شما جواب مي‌دهم. فرمود: «سلمان! من وصي موسي» وصي حضرت موسي که بود؟ سلمان يک آدم آگاهي بود و با تاريخ انبياء آشنا بود. گفت: «يارسول الله! يوشع بن نون» وصي حضرت موسي يوشع بود. هارون در زمان حضرت موسي از دنيا رفت. هارون بعد از موسي زنده نبود. لذا جانشين حضرت موسي هارون وزير در زمان حياتش است. اما بعد از حياتش يوشَع است. فرمود: «لِمَ» براي چه؟ اين همه آدم در اين جامعه بود. چرا حضرت موسي «يوشع» را به عنوان جانشين برگزيد؟ «قلت يا رسول الله! کان اَعلَمَهُم» براي اينکه عالم‌ترين بود. ملاک انتخاب اين است که عالم‌تر و مجاهدتر و قوي‌تر را انتخاب مي‌کنند. پيغمبر مي‌خواهد بگويد: سلمان من قبل از اينکه به تو بگويم:جانشين من چه کسي است، بگذار بداني که ملاک انتخاب چيست؟اين خيلي مهم است. بعد رسول خدا فرمودند: «علي بن ابي طالب وصي و خليفتي» جانشين من است، خليفه من است، دِين مرا ادا مي‌کند. «خيرُ من اترک من بعدي» بهترين کسي که بعد از خودم براي شما ترک مي‌کنم، علي بن ابي طالب(ع) است. اين روايت در کنزالعمال از منابع روايي اهل سنت است.
خدا آيت الله مشکيني را رحمت کند. يکوقتي خدمت ايشان بودم. جلسه عمومي بود. فرمودند: اين خيلي توهين به پيغمبر است که يک اسلام نوپا را رها کند و نسبت به بعدش سکوت کند. ما الآن قانون اساسي‌مان، براي رهبر و ولي فقيه چه فکري کرده است؟ خبرگان تعيين کرده است. شما تاريخ را نگاه کنيد، حتي خلفا، حتي کساني که مثل يزيد ظالم بودند، قبل از مرگشان فکر جانشينشان هستند. براي بعد از خودشان تدبير و برنامه‌ريزي مي‌کنند.
پيغمبر گرامي اسلام هم خوب برنامه‌ريزي کرده بود، يعني اين هفتاد روز بعد از غدير يک مقدار تاريخ ساکت است. چون مسأله غدير که مطرح شد يک موجي ايجاد شد، نه اينکه آنروز اين موج ايجاد شده باشد، «يوم الانذار» هم پيغمبر در خانه‌اش فرموده بود. ولي آن روز حضرت در مقابل جمعيت زياد مطرح کرد و موجي ايجاد کرد. هفتاد روز گذشت. پيغمبر گرامي اسلام براي اينکه آخرين روزهاي عمرش بتواند غدير را دوباره محکم کند، چند کار کرد. يکي اين بودکه در بستر بود، به بلال فرمود: برو ودايع را بردار بياور. شمشيرم، عصايم، انگشترم، معمول بود که هرکس اينها را به جانشينش مي‌دهد. جلوي چشم اصحاب به اميرالمؤمنين داد. انس بن مالک مي‌گويد: رفتم ديدم پيغمبر روي حصير خوابيده است. خيلي ناراحت است و گريه مي‌کند. گفت: يارسول الله! چرا گريه مي‌کنيد؟ فرمود: مرگم نزديک شده است. گفت: از مرگ مي‌ترسيد؟ فرمود: نه! اتفاقاً دوست دارم چون به ديدار انبياء مي‌روم. علي بن ابي طالب هم آنجا بود. فرمودند: سختي‌هايي که به علي مي‌گذرد، مي‌ترسم با او کنار نيايند. کار سوم اينکه اُسامه را به عنوان فرمانده گذاشتند، اُسامه به قول امروزي‌ها يک چهره خاکستري است. يعني بعد از رحلت پيامبر مواضع او يک مواضع متفاوتي بود. يک جوان هجده ساله است، در جنگ با روم، فرمودند: همه شيوخ و اصحاب در لشگر اُسامه بروند. تاريخ اين را نوشته است. يعني صحابي که 65 ساله است در لشگر اُسامه يک جوان 18 ساله برود. چرا؟ تمرين تبعيت و تمرين جوان پذيري کنند. بعد نگويند: علي بن ابي طالب جوان است. حضرت علي دوازده سال از اُسامه بزرگتر بود. افراد زيادي در مدينه هستند آنوقت يک جوان هجده ساله بيايد و همه تحت فرمان او بروند، يعني او بگويد: قعود، بگويند: قعود! بگويد: قيام، بگويند: قيام! بگويد: حرکت، بگويند: حرکت!
مهمترين تدبير پيغمبر لحظه آخر است. شما ديديد اگر کسي در بستر افتاده، تا يک چيزي مي‌گويد، همه گوش مي‌دهيم. لحظه آخر است. مثلاً پدري در بستر است. حالش مساعد نيست. يک مرتبه دو برادر که با هم قهر هستند، صدايشان مي‌زند و مي‌گويد: من دارم مي‌روم. با هم صلح کنيد. يک نگاهي مي‌کنند و مي‌گويند: بخاطر بابا ديگر باشد. همديگر را مي‌بوسند و تمام مي‌شود. من دارم مي‌روم ولي اين کار را بکنيد. رسول خدا دارد از دنيا مي‌رود. پيغمبر لحظه‌اي غير از وحي نمي‌گويد. «ما يَنْطِقُ‏ عَنِ الْهَوى‏» (نجم/3) کاملاً با توجه حرف مي‌زند. مکتوبات هميشه مؤثر است. الآن نامه‌هاي آخر پيغمبر به سران دنيا جمع آوري شده است. نامه به ايران، نامه به روم! فرمود: قلم و کاغذ بياوريد من بنويسم، اين نگارش و آن قصه‌ي فرماندهي جوان و تبعيت، داستاني که اشاره کردم که خصوصي گاهي مطلبي را به افراد تذکر مي‌دادند و مجموعه اين عوامل اينها سه چهار کار در آخر عمر پيامبر است. يعني يوم الانذار و تبوک آمد در غدير چيده شد. غدير اعلان رسمي شد. هفتاد روز ممکن است بشود براي يک جرياني معناي ديگري کرد. براي اينکه اين تثبيت شود با اين سه چهار کار بود. ايشان با اين شرايط سخت از دنيا رفت.
امتحان‌هاي الهي هم عجيب است. مثلاً يکي بگويد: شش ماه ديگر پيغمبر مي‌ماند. ما قرار نيست براي خدا تکليف تعيين کنيم. کسي گفت: چرا خدا در قرآن ننوشته علي بن ابي طالب جانشين پيغمبر است؟ گفتم: قرار نيست ما هرجا گير مي‌کنيم اين شبهه را مطرح کنيم. در قرآن خيلي از چيزهاي ديگر هم نيست. نماز ما دو رکعت است چون پيغمبر فرموده است. جمرات را هفت بار مي‌زنيم چون پيغمبر فرمود. دور خانه خدا هفت بار مي‌چرخيم چون پيغمبر فرمود. چطور به اينجا که رسيد بايد حرف پيغمبر در قرآن باشد؟ ثانياً ما قرار نيست براي خدا تکليف تعيين کنيم؟ مثل اينکه کسي بگويد: چرا امام در وصيت نامه‌اش اين را ننوشت؟ امام خودشان وصيت نامه نوشتند. ما هستيم و آنچه در وصيت نامه امام هست. مگر در قرآن نقطه مقابل غدير آمده است؟ البته وصف اميرالمؤمنين در قرآن زياد است. آيه ولايت، آيه مودت!
يک پيشنهاد دارم اينکه علاوه بر جشن‌ها و زيارت و ديد و بازديدها، واقعاً در مراکز علمي به صورت علمي، بحث انتشار و اختلاف برانگيز نيست. بنشينند کار کنند. ما يک نشست علمي گذاشتيم و گفتيم: هرکس هرچه مي‌خواهد بپرسد. من سال گذشته غدير در کربلا بودم. در حرم امام حسين سالن بزرگي است. ششصد نفر شرکت کردند. رفتم سخنراني و پرسش و پاسخ! جلساتي باشد که روي مباني اعتقادي کار کنيم.
شريعتي: نکات خوبي را شنيديم. انشاءالله ما هم در حد توانمان براي عيد غدير امسال سنگ تمام بگذاريم و انشاءالله به يک جشن باشکوه و پر شور تبديلش کنيم که همينطور که آقاي دکتر رفيعي فرمودند، اختصاص به شيعه ندارد، شيعه و سني همه در کنار هم، دست در دست هم حول محور محبت اميرالمؤمنين عيد غدير را با شکوه برگزار کنند و همه آن اتفاقات خوب رخ بدهد. امروز صفحه 70 قرآن کريم آيات 154 تا 157 سوره آل عمران در سمت خدا تلاوت خواهد شد. اين هفته در برنامه از مرحوم سلطان الواعظين شيرازي صاحب کتاب «شب‌هاي پيشاور» تجليل کرديم.
«ثُمَ‏ أَنْزَلَ‏ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى‏ طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْ‏ءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ «154» إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ‏ «155» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كانُوا غُزًّى لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ «156» وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ‏ «157»
ترجمه: سپس (خداوند) به دنبال آن غم، آرامشى (به گونه‏ى) خوابى سبك بر شما فروفرستاد كه گروهى از شما را فراگرفت (و با آن، خستگى و اضطراب از تن شما بيرون رفت. اين آرامش براى كسانى بود كه از فرار خود در احد ناراحت و تائب بودند)، ولى گروه ديگر كه همّتشان (حفظ) جان خودشان بود و به (وعده‏هاى) خدا همچون دوران جاهليّت گمان ناحق داشتند، (به طعنه) مى‏گفتند: آيا چيزى از امر (نصرت الهى) با ماست؟ بگو: براستى كه امر (پيروزى) همه‏اش به دست خداست. آنها در دل‏هاى خود چيزى را مخفى مى‏كنند كه براى تو آشكار نمى‏كنند، مى‏گويند: اگر در تصميم‏گيرى (براى شيوه جنگ،) حقّى براى ما بود، ما در اينجا كشته نمى‏شديم. (به آنان) بگو: اگر در خانه‏هايتان نيز بوديد، آنهايى كه كشته شدن بر آنها مقرّر شده بود، به سوى قتلگاه خود روانه مى‏شدند و (حادثه احد) براى آن است كه آنچه را در سينه‏هاى شماست، خدا بيازمايد و آنچه را در دل داريد، پاك وخالص گرداند وخداوند به آنچه در سينه‏هاست داناست. همانا كسانى از شما كه روز برخورد دو سپاه (در احد، از جنگ) روى برگرداندند (و فرار كردند،) جز اين نبود كه شيطان به خاطر بعضى از كردار (ناپسند) شان آنها را لغزانيد و البتّه خداوند از آنها گذشت، براستى كه خداوند آمرزنده‏ى بردبار است. اى كسانى كه ايمان آورديد! مانند كسانى كه كفر ورزيدند نباشيد كه درباره‏ى برادران خود، كه به سفر رفته يا رزمنده بودند، گفتند: اگر نزد ما بودند نمى‏مردند و كشته نمى‏شدند. (بلكه با دلگرمى به جبهه برويد) تا خداوند آن (شجاعت و شهادت‏طلبى شما) را در دلهاى كفّار (و منافقان) مايه‏ى حسرت (رسيدن به هدفشان) قرار دهد و خداوند (است كه) زنده مى‏كند و مى‏ميراند و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست. و اگر در راه خدا كشته شويد و يا بميريد (زيان نكرده‏ايد، زيرا) آمرزش و رحمت خداوند از آنچه (آنان در طول عمر خود) جمع مى‏كنند، بهتر است.
شريعتي: اتفاقاتي که در ميانمار رخ مي‌دهد، خيلي ما را متأثر مي‌کند. انشاءالله خداوند ظهور حضرت ولي عصر را نزديک و نزديکتر بکند که شاهد اين فجايع و جنايات نباشيم و براي آزادي و رهايي همه مسلمان‌ها در سرتاسر عالم دعا کنيم. اشاره قرآني را بفرماييد.
حاج آقاي رفيعي: انتظار امام زمان معنايش بي مسئوليتي دنيا در مقابل اين حادثه ميانمار نيست. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ‏ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏» (رعد/11) مخصوصاً مجامع بين المللي بايد حساسيت نشان بدهند. البته بدانيد ظالم سرنگون است. اوج ظلم را در صدام ديديم که با آن همه جنايت سرنگون شد. انشاءالله مسلمانان پيروز خواهند شد. آياتي که خوانده شد در مورد جنگ احد هست و نکات مختلفي در مورد جنگ احد مطرح کرده است. از جمله آخرين آيه که خوانده شد، «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» اگر افرادي در جنگ و در راه خدا شهيد شوند. «أَوْ مُتُّمْ» يا به مرگ طبيعي بميرند، منتهي راهشان راه خدا باشد، «لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ» مشمول مغفرت و رحمت الهي قرار خواهند گرفت.
شريعتي: اين هفته از علامه جليل القدر مرحوم سلطان الواعظين شيرازي تجليل کرديم و ياد کرديم از کسي که کتاب «شبهاي پيشاور» را نوشته است و در دفاع از حريم ولايت و دفاع از امامت اميرالمؤمنان علي(ع)، مجموعه مناظرات ايشان هست که دوستان مي‌توانند کتاب را تهيه و مطالعه کنند و همينطور که آقاي دکتر رفيعي گفتند، مباني اعتقادي خودشان را تقويت کنند.
حاج آقاي رفيعي: خداوند مرحوم سلطان الواعظين را رحمت کند. کتاب بسيار خوبي است. در آستانه غدير هم هستيم. يکي هم «المراجعات» مرحوم سيد شرف الدين است. ديشب در سخنراني براي جوانان گفتم: يکي دو کتاب در مورد غدير بخوانيد. يکي دو کتاب در مورد اهل بيت بخوانيد. يکي دو کتاب در مورد امام حسين بخوانيد. حاج آقاي قرائتي فرمود: مجموعه ايام هفته در سال که 52 هفته است، اگر هر هفته يک کتاب بخوانيم، از آقاي مطهري که پنجاه و خرده‌اي کتاب دارند، يک سلسله آثار ايشان را مطالعه کرديم.
ما يک بحثي در مورد محبت الهي مطرح کرديم. گفتيم چه کنيم خدا ما را دوست داشته باشد. چه راه‌هايي محبت خدا را در دل ما قرار مي‌دهد. حديث داريم خدا مي‌فرمايد: «أني حبيب‏ من‏ أحبني‏» (مسکن الفؤاد/ص17) من حبيب کسي هستم که مرا دوست داشته باشد. «جليس من جالسني» با کسي مي‌نشينم که با من بنشيند. «و صاحب لمن صاحبني» همراه کسي هستم که با من همراه باشد. «چه خوش آن مهرباني هردو سو بي» البته لطف خدا زياد است، آن هم که بد است را خدا روزي مي‌دهد. ولي ديگر جليس او نمي‌شود. محبوب نيست. اگر مي‌خواهيم در دلي محبت خدا بيايد، حديث داريم رسول خدا فرمود: خدا را دوست داشته باشيد «من کل قلوبکم» مي‌خواهيم خدا ما را دوست داشته باشد و ما خدا را دوست داشته باشيم، اين حديث نيست و براي صاحب مجمع البحرين است. ايشان مي‌گويد: خدا ما را دوست دارد و به ما محبت مي‌کند يعني چه؟ ما به خدا محبت کنيم يعني چه؟ شما مي‌گويي: من بچه‌ام را دوست دارم برايش کادو مي‌خري. بچه شما را دوست دارد، به شما سلام مي‌کند. مي‌گويد: محبت خدا به ما سه چيز است. «محبة الله للعباد انعامه عليه» يک کسي را انعام مي‌کند، دعايش را مستجاب مي‌کند. نعمت به او مي‌دهد. کارش را راه مي‌اندازد.
2- «يوفقهم لطاعته» توفيق اطاعت به او مي‌دهد. نماز صبح و روزه برايش راحت است. راحت عبادت مي‌کند.
3- «يهديهم لدينه»، «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا» (آل‌عمران/8) او را به راه راست و دينش هدايت مي‌کند. پس محبت خدا به ما انعام هست و توفيق بندگي و هدايت براي دين.
ما چطور به خدا محبت کنيم؟ «حبّ العباد اليه ان يطيعوا و لا يئسوا» محبت ما به خدا يک کلمه است. حرفش را گوش بدهيم و گناه نکنيم.
خدا از چه چيزي بدش مي‌آيد. يکوقتي شما پدر و مادرتان را دوست داريد. همسرتان را دوست داريد. دنبال اين هستيد که چه چيزي را دوست دارد برايش تهيه کنيد. يکوقت مي‌بينيد از چه بدش مي‌آيد. مثلاً احساس مي‌کني خانم شما از فلان رنگ لباس خوشش نمي‌آيد. هيچوقت لباس اين رنگي نمي‌خريد. يا احساس مي‌کنيد خانم شما از اين ناراحت مي‌شود که دروغ بگوييد. زن و شوهر موفق کساني هستند که در اسرع وقت عوامل حبّ و بغض همديگر را بشناسند. اين خانم اگر مي‌داند که شوهرش نسبت به مادرش حساس است، ديگر از مادرش چيزي نگويد. آقا اگر فهميد براي خانم پدرش خط قرمز است، ديگر در خانه اگر پدرش زنده است يا مرده متعرض نشود. بلکه اگر مي‌خواهد نزد خانم جا باز کند بگويد: امشب براي پدرت يک فاتحه هم خواندم!
خدا از چه چيزهايي بدش مي‌آيد؟ «ان الله يبغض البخيل» از بخيل بدش مي‌آيد. «الفخور» از متکبر بدش مي‌آيد. «الغني الظلوم» ثروتمند ستمگر، يعني ثروتش مثل قارون در مسير ستم و زور است و خدمت نمي‌کند. «المُعَبَّسُ في وجوه الاخوانه» خدا از اينهايي که در چهره مردم عبوس هستند، خوشش نمي‌آيد. خدا از چهره‌هاي عبوس در چهره مردم خوشش نمي‌آيد. پيغمبر فرمود: صدقه بدهيد. گفتند: نداريم. فرمود: لبخند بزنيد. لبخند صدقه است.
خدا بدش مي‌آيد از «الذَواقُّ من الرجال و الذَواقَّ من النساء» مردهاي ذوّاق و زنان ذَوّاقه، يعني تنوع طلب! کسي که زود از زنش زده مي‌شود، سراغ يکي ديگر مي‌رود. هي کارش ازدواج و طلاق و جدايي است. به عبارت ديگر حس اکتفا ندارد. حس زندگي مستمر ندارد. نگاهش به مردهاي ديگر است. يکي از آسيب‌هايي است که در جامعه بايد به آن دقت شود، اگر دقت شود خيلي از آمار طلاق کم مي‌شود. فرمودند: خدا بدش مي‌آيد از انسان‌هايي که بد دهان هستند. «کل فحّاشٍ بذّي» بد دهان و هرزه گو! انشاءالله از چيزهايي که باعث دوري ما از خدا مي‌شود، دوري کنيم.
شريعتي: انشاءالله اطعام عيد غدير فراموش نشود. تجمع بزرگ در تهران و شهر مقدس قم را فراموش نکنيد. در تهران ساعت 5 عصر هست و در شهر مقدس قم هم از کريمه اهل‌بيت به سمت مسجد مقدس جمکران با حضور پر شور مردم عزيز حوالي ساعت 4:30 عصر هست. دعا بفرماييد همه آمين بگوييم.
حاج آقاي رفيعي: شب جمعه است و ايام غدير است. عمده ترين دعاي ما اين هست، «اللهم عجل لوليک الفرج و النصر و اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه» خدايا در ظهور آخرين حجتت تعجيل بفرما و ما را از يارانش قرار بده.
شريعتي: بهترين‌ها را براي شما آرزو مي‌کنم. انشاءالله همه ما در پناه اميرالمؤمنين و فرزندان بزرگوارشان باشيم.