اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

91-10-30-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي-خطاب هاي قرآن

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي

-خطاب هاي قرآن

91-10-30

سوال – در مورد خطاب هاي قرآن(آيه 45و 46 سوره انفال) توضيحاتي بفرماييد.

پاسخ – آيه 45 و 46 سوره انفال مي فرمايد :اي مومنان وقتي با دشمن ملاقات مي کنيد، و در مبازرات با دشمن برخورد مي کنيد ثبات قدم داشته باشيد و زياد ذکر خدا را بکنيد.

عامل ثبات قدم باعث مي شود که انسان سنگر را حفظ کند و عامل ذکر خدا باعث مي شود که جلو خطرات را بگيرد و اين ذکر سلاح ما مي شود. يکي از اصحاب اميرالمومنين به آقا مطالبي را گفت و امام فرمود: انشاءالله خدا در دنيا و آخرت تو را ثابت قدم بگذارد. ثبات قدم مهم است. در بعضي از زيارت ها هم اين دعا را داريم و در آخرالزمان تاکيد شده است که دعاي غريق (يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينک)را زياد بخوانيد.

ثبات قدم يعني اينکه شبهات در دين نتواند انسان را از پاي دربياورد. خار در بيابان ريشه ندارد و سريع کنده مي شود ولي درختاني که در جنگل و بيابان ها هستند سريع کنده نمي شوند و محکم هستند يعني هر چه انسان ريشه دارتر باشد، محکم تر است. در قرآن داريم: افراد پاکيزه (منظور از پاکيزه دين داري است) باورهاي محکمي دارند که مثل درخت ريشه اش در زمين و شاخه اش در آسمان است. در روايت داريم که مثل گل هاي بياباني باشيد نه مثل گل هاي گلخانه. گل هاي گلخانه دراثر يک باد، سريع از بين مي رود.

ثبات قدم در جايي مطرح است که انسان در آن نلرزد. گاهي انسان در حال زيارت است، و داشتن ثبات قدم کار راحتي است. گاهي خانمي در خانه اي زندگي مي کند که شوهرش ضد دين است يا فرد در کشوري زندگي مي کند که مرتب در گناه قرار دارد، اين موارد جاي ثبات قدم است. قرآن در سوره ي تحريم در مورد حضرت آسيه همسر فرعون مي فرمايد :اي پيامبر اين زن را براي مومنان مثال بزن. اين زن ثابت قدم در دربار فرعون،اعتقادش را به موسي حفظ کرد.

اصحاب کهف در شهري بودند که حاکمان آن ظالم بودند آنها هجرت کردند و از آن شهر بيرون رفتند.

حبيب نجار مومن آل ياسين بود. تمام مردم فرستادگان حضرت عيسي را اذيت مي کردند ولي حبيب نجار در مقابل آنها ايستاد، کتک هم خورد ولي ثبات قدمش را از دست نداد و به بهشت رفت.

مسلمانان وقتي از مکه به مدينه هجرت کردند چيزي نداشتند و در اثر شکنجه افراد نيمه جاني بودند ولي در مقابل شکنجه ثبات قدم شان را حفظ کردند. در شرايط عادي ثبات قدم داشتن راحت است ولي اگر انسان در شرايط سخت قرار بگيرد، داشتن ثبات قدم سخت است.

مصداق ديگر ثبات قدم در جنگ است. خدا مي فرمايد که در جنگ ثابت قدم باشيد و زياد ذکر خدا را بگوييد. در جنگ احد وقتي مسلمانان شکست خوردند و عده اي از مسلمانان شهيد و زخمي شدند و عموي هم پيامبر شهيد شد، مسلمانان در شيار کوهي رفتند و ديدند که دشمنان شعار مي دادند :درود بر هُبَل و پيامبر به مسلمانان گفت که شما هم شعار الله الاَجل بدهيد تا آرام بشويد. در روز عاشورا امام حسين(ع) ذکر لاحول ولا قوة الابالله العلي العظيم را تکرار مي کرد. اگر شما مشکلاتي در زندگي تان داريد ثابت قدم باشيد. در روز عاشورا وقتي جنگ سخت مي شد و دشمنان به آنها حمله مي برد، اصحاب به يکديگر مي گفتند که به حسين نگاه کنيد تا آرام شويد. امام از مرگ هراسي نداشت و آرام بود.

بعضي مي گويند که من پنج سال است که به زيارت امام رضا(ع) مي آيم ولي حاجت نمي گيرم، پس سال ديگر نمي آيم. امام حسين(ع) در گودي قتلگاه اين حرف را نزد. امام حسين(ع) تمام فرزندان و اصحابش را از دست داده بود ولي باز مي فرمود : خدايا راضي هستم به رضاي تو. آيا وضعيت شما اين طور است؟ بعضي مي گويند که ايشان امام بودند. بله، ولي اصحاب کهف افراد عادي بودند. يکي از اصحاب امام صادق(ع) را دستگير کردند و گفتند که اسامي شاگردان امام را بگو ولي او اين کار را نکرد. صد و بيست ضربه شلاق به او زدند که در ضربه هاي آخر گوشت بدن او کنده مي شد. ايشان نتوانست طاقت بياورد و گفت که نزنيد، من اعتراف مي کنم. يکي از زنداني ها صداي او را شنيد و فرياد زد که اسامي آنها را نگو، به ياد روزي بيفت که در مقابل خدا بايد جواب بدهي، تو يک نفر هستي. او دوباره گفت که من نمي گويم.

شما بدانيد که افراد بي مشکل پيدا نمي شود ولي بدانيد که بايد ثبات قدم داشته باشيد و ذکر خدا را زياد بگوييد. ما در قرآن فقط در مورد ذکر، کلمه ي بسياري را داريم ولي در مورد نماز و قرآن نداريم. امام صادق(ع) مي فرمايد: خدا براي هر چيزي حد گذاشته است مگر ذکر خدا، پس زياد ذکر بگوييد. شما مي توانيد ذکرها را از روي کتاب هاي معتبر که داراي ذکر از معصومين است بخوانيد و نيازي نيست که به افراد متفرقه مراجعه کنيد.

خدا در ادامه آيه مي فرمايد :از خدا و پيامبر اطاعت کنيد. يعني تمام کارهاي ديني و شرعي ما، يا بايد مستند به خدا باشد يا مستند به سنت پيامبر باشد. ائمه مي فرمودند که مستند ما خدا يا پيامبر است. درکتاب کافي در باب استناد به قرآن و سنت داريم که امام صادق(ع)مي فرمايد :همه ي کارهاي ما بايد به قرآن يا سنت برگردد. آنها دين را تشريح مي کنند ولي روي حرف خدا و پيامبر حرف نمي زنند. ائمه فرموده اند که اگر براي شما حديثي نقل شد، آنرا با قرآن و سنت تطبيق دهيد و اين احاديث نبايد مخالف با قرآن و سنت باشد. هرچه ما در تاريخ گرفتاري پيدا کرده ايم بخاطر عدم اطاعت از خدا و پيامبر است. يپامبر براي نبردي از مدينه خارج شدند و در بين راه روزه شان را باز کردند و در کنار برکه ي آبي مقداري آب خورند و گفتند که ما مسافر هستيم و بايد روزه مان را باز کنيم. عده اي گفتند که ما اين کار را نمي کنيم يعني آنها از پيامبر پيشي گرفتند. پيامبر به آنها فرمود: شما نافرمان هستيد.

پيامبر در جنگ احد به رزمندگان گفت که در اينجا بمانيد و تا من نگفته ام اين منطقه را رها نکنيد ولي آنها با پيروزي اوليه اين منطقه حساس را خالي کردند تا به جمع آوري غنائم بپردازند. اين کار باعث شکست در جنگ احد شد. پيامبر بر جانشيني پس از خودشان تاکيد زيادي کردند. حديث غدير حديث صحيحي است. اَلواني يکي از بزرگان اهل سنت عربستان است که کتابي در بيست جلد نوشته است و احاديث صحيح را درآن جمع آوري کرده است که يک از آن احاديث، حديث غدير است. حديث غدير قابل انکار نيست. فردي پايان نامه اي نوشته است در مورد طبري و روش او (طبري ازعلماي صد سال پيش است)،ايشان مي نويسد که مي گويند :طبري اهل سنت نبوده است و شيعي بوده است. ولي اين طور نيست طيري از اهل سنت بوده است. ايشان کتابي در مورد سند حديث غدير و تواتر آن نوشته است و بخاطر همين به او مي گويند که طبري شيعه بوده است. پيامبردر غدير فرمود: آنچه که لازم بود، به شما گفتم.

اگر دنياي اسلام به اين آيه عمل کنند بسياري از اين حکومت هاي مستکبر بر مسلمانان حاکم نمي شوند. چرا اسرائيل در کشورهاي اسلامي دخالت مي کند؟ چرا عربستان اين قدر در مقابل کشورهاي امريکا ذليل است؟ اينها بخاطر اين است که به حرف خدا و پيامبر گوش نکرده اند. خدا در ادامه آيه مي فرمايد: مسلمانان با يکديگر نزاع نکنيد زيرا سست مي شويد و آبروتان مي رود. مقام معظم رهبري هم مي گويند که با يکديگر نزاع نکنيد و وحدت داشته باشيد. اگر کسي مي خواهد در مورد حق تحقيق کند، اين کارخوبي است ولي اگر مي خواهد در خيابان شلوغ کند و اختلاف ايجاد کند، اين کار خوبي نيست.A  به جان هم افتادن کارخوبي نيست. بعضي ها فتواهايي مي دهند که مسلمانان به جان هم بيفتند. قرآن در مورد زنده به گور شدن بچه ي مشرکان مي فرمايد: شما به چه گناهي کشته مي شويد؟ بعضي ها چطور فتوا مي دهند که بمب گذاري کنند؟ هر کس که لااله الاالله مي گويد: خونش محترم است. خدا، پيامبر و کعبه بين ما مسلمانان مشترک است.مسيحيان چنين فتواهايي در بين خودشان نمي دهند. بين مسلمانان اختلافات اعتقادي وجود دارد ولي نبايد باعث نزاع و به جان هم افتادن مسلمانان باشد. مناظره و گفتگوخوب است و نبايد جلوي آنرا گرفت. دانشجو حق دارد که تحقيق کند و به نتيجه برسد ولي نزاع باعث مي شود که شما سست بشويد و آبروي تان نمي رود. مسئولان هم بايد در مسائل سياسي به اين دو نکته توجه کنند که باعث نزاع نشود. گاهي ما يک ساعت سخنراني مي کنيم و عده اي قسمت کوچکي از سخنراني را برمي دارند يا آنرا جابجا مي کنند و در سايت مي گذارند. آيا اين کار درست است ؟اين کار بي ديني و بي تقوايي است. در انتهاي آيه مي فرمايد: خدابا صابران است.

سوال –صفحه 212 قرآن کريم را توضيح بفرماييد.

پاسخ – در اين صفحه داريم: اگر کسي يک احسان کند، خدا آنرا پاسخ مي دهد، به همان اندازه ي احسان، خير مي دهد، آنرا زياد مي کند، در زندگي غبار غم و ذلت چهره شما را نمي گيرد و در زندگي خوار نمي شويد و به بهشت مي روييد.

کساني که دست شان به خير است بدانند که خدا يک احسان آنها چهار پاسخ مي دهد.

آيه 45 و 46 سوره انفال در فضاي جنگي نازل شده است. زيرا در جنگ اطاعت از فرمانده مهمتر و تاثير اختلاف بيشتر است. ما در تمام فضاهاي جامعه مي توانيم از اين آيه استفاده کنيم. خدا مي فرمايد: اي مسلمانان، در جنگ ثابت قدم باشيد( درکربلا 72 نفر در مقابل عده ي زيادي از لشکريان دشمن بودند. حُرّ در کربلا شعري مي گويد که تعداد شما بيشتراست ولي ما ثابت قدم هستيم)، زياد ياد خدا کنيد، از خدا و پيامبر اطاعت کنيد و نزاع نکنيد زيرا سست مي شويد و آبروي تان مي رود و صابر باشيد.

ما از اين آيه مي توانيم در خانواده استفاده کنيم. وقتي در خانواده عده اي با هم قهر باشند اختلاف زياد مي شود و باعث غيبت مي شود و قهر بوجود مي آيد. عروس يا داماد نمي تواند بگويد که ما مادرشوهر يا مادر زن را نمي خواهيم. زيرا بخشي از شخصيت شوهر يا زن شما آنها هستند. نزاع و اختلاف بد است. وقتي دو تا مغازه دار با هم اختلاف دارند هر دو ضربه مي خورند. و کارائي شان را ازدست مي دهند. گاهي منشا اختلاف بخاطر اعمال ديني است يعني من اهل نماز و روزه هستم ولي برادرم اهل شراب و معصيت است. ولي بيشتر مواقع اختلاف بين متدينين هم وجود دارد. هيچ خانواده اي صددرصد با هم توافق ندارند ولي نبايد به جان هم بيفتند. در آخر آيه خدا مي فرمايد که خدا با صابرين است. خدا در قرآن به صابران درود فرستاده است.

امام حسن عسگري(ع) درسن 28 سالگي به شهادت رسيدند و شش سال امامت کردند. شهادت امام حسن عسکري(ع) را تسليت مي گوييم.